نيوتن بنيان گذار علم ديناميك
نوشته‌هاي “نيوتن” به صورت كتاب منتشر مي‌شود .
نامه‌ها و نوشته‌هاي “ايزاك نيوتن” دانشمند و فيزيكدان بزرگ جهان در يك كتاب منتشر مي‌شود. نامه‌ها و دست نوشته‌هاي ايزاك نيوتن كه از زمان مرگ وي تاكنون حفظ شده است، به صورت كتاب منتشر مي‌شود. قرار است، اصل اين دست نوشته‌ها كه در كتابخانه ملي فلسطين اشغالي نگهداري مي‌شود، در قالب كتاب در اختيار همگان قرار گيرد.
استفاده از اين دست نوشته‌ها و مستندات كه در يك حراجي لندن در سال ‪ ۱۹۳۶‬خريداري شد، تنها براي نويسندگان و انديشمندان مجاز است.

برخي از اين نوشته‌ها گوياي ايمان و باورهاي مذهبي نيوتن و بهره‌مندي وي از كتاب انجيل در مكاشفات علمي اين دانشمند است.
سه قانون مهم در علم فيزيك كه توسط اين فيزيكدان برجسته كشف شد، زيربناي تحولات بنياديني در علم ديناميك و فيزيك شد.
نيوتن در روز كريسمس سال ‪۱۶۴۲‬ميلادي در محله لينكلن وولزتروپ انگلستان به دنيا آمد.
اين انديشمند انگليسي كه خدمات شاياني به دنياي علم كرد، سرانجام در سن ‪ ۸۴‬سالگي و به علت ابتلا به بيماري آنژين صدري و تصلب شرائن كورنر قلب در ‪ ۲۰‬مارس سال ‪ ۱۷۲۷‬درگذشت.
فيزيك چيست ؟

فيزيك يكي از شاخه هاي مهم ” شايد مهم ترين ” علومم طبيعي بوده و بررسي تمام پديده هاي طبيعي را به نحوي زير پوشش خود قرار مي دهد . علم فيزيك در مطالعه عناصر تشكيل دهنده ماده يا جسم مادي و عمل متقابل اين عناصر غير قابل انكار و بررسي چنين برهم كنشها ، خواص جسم مادي را در پيش روي ما قرار داده و دسترسي به مجهولات پديده هاي طبيعي را آسان مي كند . فيزيك علاوه بر بررسي ساختار جسم مادي و عوامل تشكيل دهنده آن ، ارتباط نزديك با ساير علوم طبيعي در رشته و بعنوان يك پديده بنيادي در تمامي پژوهشهاي علمي كاربرد وسيعي را به خود اختصاص مي دهد . بررسي اوضاع و احوال علومي نظير انرژي ، نور ، مكانيك ” جامدات و سيالات ” شيمي ، نجوم ، زمين شناسي بدون استفاده از فيزيك امكان ندارد

شاخه هاي سنتي فيزيك :
تا پايان قرن نوزدهم و شروع قرن بيستم ، حيطه عمليات علم فيزيك را در علومي نظير ، مكانيك ، ترموديناميك ، الكتريسيته ، مغناطيس ، صدا و نور خلاصه مي دانستند . مثلا ،مكانيك را علم الحركات و نور را براي دستيابي به علم اپتيك و صدا و شنوائي را براي دسترسي به علم اكوستييك و الكترومغناطيس را بعنوان رابط با تمامي شاخه هاي ذكر شده بكار مي گرفتند . علم مكانيك بعنوان شاخص ترينن رشته هاي علم فيزيك بكار گرفته شد و بسرعت توسعه يافت و بهه دو بخش استاتيك وديناميك تقسيم گرديد. قوانين بيشماري در ارتباط با استاتيك و ديناميك مطرح شد كه اغلب آنها امروز نيز در فعاليتهاي علمي ـ صنعتي ـ ورزشي مورد استفاده قرار مي گيرند ” در مقالات آتي به اين قوانين و كاربرد آنها در ورزش اشاره خواهد شد “. در شروع قرن بيستم ديدگاه ها نسبت به علم فيزيك ستخوش دگرگوني گرديد و شاخه جديدي بنام فيزيك نوين خصوصا بررسي انرژي هسته اي بدان اضافه شد . اين تغييرات بيشتر تحت تاثير انديشه هاي نوين ، ستاره تابناك و جاويدان عالم فيزيك يعني ” آلبرت انيشتين ” قرار داشت.انيشتين ديده فيزيك دانان ، عالمان و دانشمندان را نسبت به فضا ، زمان و سرعت و حركت بكلي دگرگون ساخت و مسائل پيچيده نيروي جاذبه ومعماهاي كهكشانها را حل نمود . كارهاي علمي انيشتين و معادلات و برداشت او از نيروي جاذبه ” كه بنحو چشم گيري با تعريف نيروي جاذبه نيوتن اختلاف دارد ” زمان فعلي را پوشش ميدهد و قوانين ارائه شده او برآينده جهان تاثير خواهد گذاشت . ثقل انيشتيني يا ” نسببيت عام ” همانطوري كه بر اجرام سماوي و اقمار و ستارگان و سفينه ها اثر ميگذارد ، مطمئنا رشته هاي مختلف ورزش را متحول و متاثر خواهد كرد . چرا كه سرعت در بيدار كردن انرژي نهفته اجسام رل اساسي بازي مي كند و اين مهم در فرمول E= mc انيشتين بيان شده . مي دانيم سرعت و شتاب در كسب ركوردهاي بالا رل اساسي را بازي مي كند و كسب انرژي بالا توسط ورزشكار “

يعني فرمول انيشتين ” قادر به خلق ركوردهاي غير قابل باور در سالهاي ۲۵۰۰ يا ۳۰۰۰ ميلادي خواهد بود . البته آنچه در رابطه باانرژي نهفته و سرعت گفته شد ، مي تواند بعنوان خيال پردازي تلقي شده ، ولي آينده ركوردهاي حيرت انگيز در رشته هاي گوناگون ورزشي بستگي به سرعت و جذب انرژي دراين راستا دارد . بهر صورت با بكارگيري و استفاده از ثقل انيشتيني و حذف ثقل نيوتني ” به هر حال در مقابل ثقل انيشتيني قابل هضم نيست ” كار ركوردها و ورزش نيز بهمين ج

ا ختم نمي شود . به هر صورت فيزيك نوين ايجاب مي كند در هر زمان ، اصول و مباني و تفكرات قبلي دانشمندان علوم رياضي ـ فيزيك مورد بررسي قرار گرفته و تغييرات جديد بكار رود . پيچيدگی و گستردگي علوم باعث شده شاخه هاي مختلف علمي و مهندسي پديد آيد.گرايش حرارت و سيالات همانطور که از نام آن پيداست از دو بخش اصلي تشكيل مي شود.

مكانيك و زيرشاخه هاي آن
مكا نيك : به علمي كه راجع به حركت اجسام بحث ميكند مكانيك گويند . اين علم به دو شاخه زير تقسيم مي شود:
۱٫ حركت شناسي (سينماتيك) : راجع به علم حركت اجسام بدون در نظر گرفتن علت است.
۲٫ ديناميك(قوانين نيوتن و ….) : راجع به علم حركت اجسام با در نظر گرفتن علت است.
مباني حركت
حركت و سكون يك امر نسبي هستند . يعني نسبت به دستگاه خاصي سنجيده مي شوند.
مثال :
دوشخصي كه روي يك نيمكت نششسته اند نسبت به هم ثابت هستند .( از ديدهمديگر ) ولي از ديد شخصي كه در كره مريخ قرار دارد اين دوشخص دارا ي حركت مي با شند. شكل زير :

اجسام را مي توان نسبت به ابعاد و فواصلشان ذره فرض نمود.
مثال :
زمين يا خورشيد را ميتوان نسبت به فا صله بين آنها ذره فرض نمود.( فاصله بين زمين و خورشيد برابر است با : ۱۰۱۱*۱٫۵ متر).
بردار جابجايي :
برداري است كه مكان اوليه را به مكان نهايي متصل مي كند.
بردار مكان :
برداري است كه مبدا مختصات را به مكان نهايي متحرك وصل مي كند.
نظريات كانت در مورد ديناميك
يكى از سه پرسش اصلى كه كانت در پى پاسخ به آنها است، اين پرسش است كه «چه چيزى را مى توانيم بشناسيم؟» علوم طبيعى به عنوان بخشى از دانش به طور خاص مورد توجه كانت بوده است. كانت به اين پرسش مى پردازد كه چگونه است كه درباره فيزيك نيوتن به توافق مى رسيم، اما درباره مسائل مابعدالطبيعه خير. از سوى ديگر با توجه به تشكيكات هيوم، علوم طبيعى فقط به نوعى تداعى نفسانى تبديل مى شوند و اهميت شناختى خود را از دست مى دهند. در مقابل

كانت سعى دارد نشان دهد كه قوانين تجربى بويژه قوانين نيوتن شناخت عينى براى ما فراهم مى آورند. از اين رو كانت در دوره نقادى بخش بزرگى از نوشته هاى خويش را به علوم طبيعى اختصاص داد. هدف اصلى او نشان دادن اين نكته است كه چگونه مى توانيم در علوم طبيعى به شناخت عينى دست يابيم. مقدمات اصلى براى دستيابى به اين هدف در كتاب نقد عقل محض (۱۷۸۱) فراهم مى آيد. سپس كانت در كتاب مبانى مابعدالطبيعى علوم طبيعى (۱۷۸۶) به طور خاص به علوم طبيعى مى پردازد و اصول ماتقدم آن را توضيح مى دهد. علاوه بر اين در كتاب نقد قوه حاكمه (۱۹۷۰) كانت به بحث غايت مندى طبيعت و اصول تنظيم كننده اى مى پردازد كه اگرچه به عقيده كانت عينى نيستند، اما براى دستيابى به يك نظام علمى جامع مورد نياز هستند.
كانت مقالاتى درباره مبانى علوم طبيعى در دوره پيش از نقادى و پس از نقادى نيز نوشته است. اما در اين نوشته فقط ديدگاه هاى وى در دوره نقادى مورد بررسى قرار مى گيرد. در بخش اول مقاله حاضر، كتاب مبانى مابعدالطبيعى علوم طبيعى و در بخش دوم مباحث مربوط به علوم طبيعى در كتاب نقادى قوه حاكمه مورد توجه قرار مى گيرد. كانت در اين دو كتاب از اصول و احكامى كه در كتاب نقل عقل محض به دست آورده است، بهره مى گيرد. اين اصول در اين نوشته به طور جداگانه شرح داده نشده است و به هريك در هنگام استفاده، اشاره كوتاهى مى شود.

بخش اول: كتاب مبانى مابعدالطبيعى علوم طبيعى
كتاب مبانى مابعدالطبيعى علوم طبيعى داراى مقدمه و چهار بخش است كه به ترتيب به فرونومى، ديناميك، مكانيك و پديدارشناسى مى پردازد.
مقدمه كتاب
در مقدمه كتاب، كانت ابتدا مفهوم علم طبيعى را بررسى مى كند. به عقيده كانت علم طبيعى بايد داراى سه ويژگى باشد: نظام مند باشد، با اصول عقلانى مطابق باشد و به صورت ماتقدم قابل بيان باشد. وى از ويژگى سوم نتيجه مى گيرد كه علم طبيعى بايد داراى بخشى محض باشد كه ماتقدم بودن آن را تضمين كند. اين بخش محض ارتباط علم را با مابعدالطبيعه برقرار مى كند و به تعبير كانت بخش استعلايى علم است. در اين بخش قوانينى كه مفهوم كلى طبيعت را ممكن مى سازند، بررسى مى شود، بودن آن كه شىء تجربى خاصى يا بخش خاصى از طبيعت مورد نظر باشد.
براى آن كه احكام بخش استعلايى علوم طبيعى داراى ضرورت باشند، كانت تأكيد مى كند كه بايد از رياضيات در علوم استفاده شود.