برداشت از بناهاي تاريخي

اندازه برداري
۱ توضيح در مورد شيوه اندازه برداري
نخستين قدم در كار برداشت بناي تاريخي به منظور تهيه پلان ها، نماها و مقاطع و… از ساختمان، بعد از شناسايي دقيق بنا اندازه گيري است. مطمئن ترين شيوه اندازه برداري استفاده از روش مثلث بندي است. در اين شيوه با تبديل پلان به تعدادي مثلث متوالي كار اندازه برداري انجام مي شود.

الف: روش مثلث بندي در پلان:
با در نظر گرفتن سه نقطه a,b,c در سه گوشه اتاق كار را آغاز مي كنيم. فاصله ac,bc را اندازه مي گيريم بعدac(a,ac) و bc(b,bc) محل تقاطع دو كمان موقعيت درست نقطه c را به ما مي دهد اين كار را بطور متوالي براي هر سه نقطه انتخابي از پلان انجام مي دهيم تا زماني كه پلان كامل شود.
در برداشت از خانه حكيم باشي كار اندازه برداري را با حياط و اتاقهاي اطراف آن آغاز كرديم سپس زير زمين و پلان بام و در آخرين مرحله پلان حياط پشتي و طويله ها و انبار را برداشت نموديم.

بعد از برداشت پلان نوبت به نماها رسيد در نما شيوه اندازه برداري با پلان تا حدي تفاوت داشت براي اندازه گيري نماها ۲ نفر از بچه ها به پشت بام مي رفتند و متر را مي انداختند براي اينكه متر بطور قائم پايين بيفتد و در بين راه پيچ و تاب نخورد به سر متر يك شاقول آويزان مي كرديم. بعد از قرائت اندازه ها متوجه مسأله جديدي شديم و آن وجود اختلاف ارتفاع در نقاط بظاهر هم سطح در اندازه گيري نما بود. اين موضوع را مي شد با امكان نشست ساختمان توجيه كرد كه با توجه به

قدمت ساختمان طبيعي مي نمود. اما مطمئن ترين وسيله در اين شرايط استفاده از دوربين نقشه برداري بود. البته براي تعيين اختلاف ارتفاع( تراز يابي) مي شد از روش قديمي و در عين حال ساده و مطمئن تري بهره گرفت. اين شيوه استفاده از شلنگ تراز بود. با استفاده از شلنگ تراز ميزان اختلاف ارتفاع كوچه با حياط، حياط با زير زمين، حياط با سطح اتاقها، حياط ورودي با حياط پشتي و بالاخره اختلاف ارتفاع پشت بام با سطح حياط را بدست مي آوريم كه كدگذاري هاي مذكور در نقشه شماره( ) آمده است.
ب: روش استفاده از شلنگ تراز

ابتدا از يك سر شلنگ آب مي ريزيم در اين حالت شلنگ را بالا نگه مي داريم ريختن آب بايد كاملاً پيوسته باشد به طوري كه هيچ حبابي داخل آن نشود. سطحي را بعنوان بنچ مارك با كد گذاري ارتفاعي ۰٫۰۰ مشخص مي كنيم.
دو نقطه a,b را در ارتفاع در نظر مي گيريم. يك سر شلنگ را به نقطه a برده خط آب داخل شلنگ بايد منطبق بر a باشد سر ديگر شلنگ را به نقطه b مي بريم ( بايد توجه داشته باشيم كه هيچ حبابي داخل آب شلنگ نباشد) و آنقدر سر شلنگ را بالا و پايين مي آوريم تا خط آب بر نقطه b منطبق باشد . سپس ارتفاع نقاط a و b را از سطح بنچ مارك اندازه مي گيريم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ج: مقطع و اندازه برداري طاقها
در ترسيم مقاطع به شكل تازه اي برخورد كرديم كه در اندازه گيري هاي قبلي با آن مواجه نشده بوديم و آن قوسهاي سقف و ارتفاع بلند آنها بود كه امكان متركشي بصورت عمودي را از ما سلب مي كرد.
براي اندازه گيري قوسها از يك چوب پرده بلند به طول ۲ متر استفاده مي كرديم كه به انتهاي آن نخي با اندازه اي معلوم مي بستيم و به انتهاي نخ شاقول آويزان مي كرديم. يكي از بچه ها بر روي چهارپايه مي ايستاد و تا جايي كه امكان داشت انتهاي ميله را به نوك قوس يا طاق مي چسبانيد و بعد يكي ديگر اندازه ها را قرائت مي كرد. در اندازه گيري قوسها علاوه بر نوك طاق نقاط ديگري را نيز اندازه مي گرفتيم. نقاطي كه انتهاي قوس در آنجا شكل مي گيرد و نقاط وسط هر يك از قوسهاي طرفين طاق . اين نقاط در شكل صفحه بعد بصورت كروكي دستي نمايش داده شده است.

براي ترسيم دقيق طاق بر روي كف اتاق خطي مي كشيديم كه پايه هاي ستون هاي طاق را بر روي زمين بهم وصل كند بعد موقعيت دقيق نقطه وسط طاق را با استفاده از همان چوب پرده و نخ آويزان به آن بر روي خط فرضي مشخص مي كرديم با استفاده از ريسمان از اين نقطه بر روي خط فرضي تا نقطه اي كه در وسط قوس مشخص كرده بوديم، ريسمان كشي مي كرديم در واقع روش مثلث بندي را نيز در اينجا تكرار مي كرديم. فاصله و اندازه گيري مي شد و بعد كمان هاي و تقاطع اين دو كمان محل دقيق نقطه b را به ما مي داد. ساير نقاط طاق را نيز بهمين شيوه مشخص مي كرديم .
در ترسيم مقاطع علاوه بر اندازه گيري قوسها و ارتفاعها نياز به اندازه هاي ديگري نيز داشتيم و آن ضخامت سقف و جرزهاي ديوارها بود. براي اين كار با تفاضل اندازه هاي پلان طبقه اول و پلان بام ضخامت ديوار و با تفاضل ارتفاعهاي داخلي و خارجي ضخامت سقف را بدست آورديم.
۲ بررسي مشكلات اندازه برداري و نحوه اصلاح اندازه برداري ها

در كار اندازه گيري هر چند در قدم اول ساده مي نمود اما با مشكلات فراواني روبرو شديم چون متر كشي ساده جوابگوي كار ما نبود مي بايست براي اندازه برداري از روش مطمئن تري استفاده مي كرديم. استفاده از روش مثلث بندي در اندازه گيري پلانها و در ترسيم مقاطع براي اندازه برداري طاقها و قوسها راه گشاي مشكلات بود. بويژه روش مثلث بندي در اندازه برداري پلان خيلي مهم بود چرا كه در بعضي جاها با اين تصور كه گوشه هاي پلان قائم هستند خطوط را عمود بر هم ترسيم مي كرديم اما بعد از متركشي اعداد بدست آمده گوياي اين مطلب نبود.
استفاده از شلنگ تراز براي ترازيابي نسبت به سطح مبنا ميزان اختلاف ارتفاع را در

نقاط مورد نظر به ما مي داد. براي اندازه گيري طاقها و قوسهاي سقف چون در برخي موارد ارتفاع خيلي زياد بود بناچار از يك چوب پرده بلند استفاده كرديم كه به يك سر آن يك تكه ريسمان و شاقول آويزان شده بود.

بعد از اينكه كل پلانها، نماها و مقاطع را اندازه گيري نموده و ترسيم كرديم در بعضي موارد با تطبيق اندازه ها در پلان، نما و مقطع با يكديگر خطاهاي احتمالي را برطرف كرديم و در مواردي كه اندازه برداري ناقص بود در دفعات بعدي با دقت بيشتر و بطور مجدد اندازه ها را تكرار مي كرديم تا احياناً نقصي يا كمبودي در موارد ارائه شده نباشد.

تعميراتي كه در بعضي از قسمتهاي ساختمان بصورت غير ماهرانه انجام شده و نشست ساختمان در اثر عوامل طبيعي و محيطي جزء مسائلي بود كه بصورت مستقيم در نحوه درست اندازه گيري ها مشكل ايجاد مي نمود.
بي شك در چنين بنايي كه قدمت تاريخي آن به دوران قاجار بر مي گردد و در طي اين روزگار از گزند عوامل طبيعي و جوي در امان نبوده بسياري از قسمتهاي بنا با آنچه ساخته شده از لحاظ كيفيت و بويژه اندازه هاي بكار رفته در موقع ساخت تا حدي تفاوت وجود دارد.

بعنوان مثال در بناي خانه حكيم باشي بخشي از بنا در حياط پشتي بطور كامل مخروب شده است بنحوي كه هيچ نوع امكاني براي اندازه برداري آن نداشتيم.
۳ بيان اهميت اندازه گيري در شناخت بناي تاريخي
اندازه گيري مهمترين مسأله در بررسي كمي بنا است و اطلاعات دقيقي در اين مورد به ما مي‌دهد. معماري گذشته ما به سبب استفاده معماران ايراني از مدول ها و پيمون هاي خاص خود شهرت فراواني دارد در بسياري از اندازه گيري ها به اين تناسبات برخورد مي كنيم. تناسباتي كه در معماري امروزي بدست فراموشي سپرده شده است.

بسياري از فنون معماري گذشته از جمله اجراي قوسها و طاقها اجراي ديوارها و.. را از طريق اندازه گيري مي توان تا حدودي شناخت.
مسأله مهم ديگري كه در بناهاي تاريخي بسيار به چشم مي خورد توجه به مقياس ها و تناسبات است مقياسهاي خاص انساني در معماري گذشته بصورت چشمگيري ديده مي شود. گويي براي انسان ارزشي ويژه قائلند كه بنايي كه براي او ساخته مي شود از هر لحاظ براي او مناسب باشد. اين تناسبات با توجه به كاربرد بنا متغير است در مسجد در برابر عظمت گنبدها و مناره ها انسان

حقير مي ماند و در خانه ارتفاع كوتاه درهاي ورودي حس فروتني را در انسان تقويت مي كند نكته جالب اينجاست كه حتي در خانه هاي بسيار مجلل نيز درهاي ورودي داراي اين خصلت هستند.
در بسياري از موارد از طريق اندازه گيري حتي مي توان موارد كاربرد و زندگي جاري در بنا را نيز حدس زد و تا حدي بررسي كرد. مثلاً اتاقهاي مهمان و تالار و شاه نشين همواره بيشترين

مساحت خانه را به خود اختصاص داده اند و اين حاكي از اهميت ميهمان و جايگاه خاص او در زندگي گذشته ايرانيان بوده است. به جرات مي توان گفت هندسه خاص ايرانيان را هيچ كس جز خود آنها نمي دانسته است و شناخت اين هندسه و تناسبات و مقياسها است كه ما را به سوي درك درست از يك بناي تاريخي مي برد.

گردآوري اطلاعات
۱ معرفي و دسته بندي منابع
شروع كار مطالعاتي بر روي پروژه درس برداشت همزمان با اولين سفر به كاشان آغاز شد قبل از ورود به خانه اطلاعات مختصري از وضعيت و تاريخچه بنا توسط مسئول ميراث فرهنگي كاشان در اختيار ما گذاشته شد.

بخش عمده اي از كار مطالعات را مي توانستيم در خود كاشان و بواسطه تحقيقات محله اي انجام دهيم. اما متاسفانه نتوانستيم راجع به محله اي كه اين بنا در آن مستقر است هيچ اطلاعاتي بدست آوريم فكر كرديم شايد به سراغ ساكنان محل و همسايه هاي حكيم باشي برويم تا آنچه را كه راجع به محله و بنا مي خواهيم بپرسيم اما با كمال تاسف ساكنان محل نيز به اندازه ما

اطلاعات داشتند چرا كه اغلب طي يك دهه گذشته در اين محل زندگي كرده اند و راجع به گذشته بنا و ساكنان آن در همان حدي كه ما اطلاعاتي كسب كرده بوديم آگاهي داشتند. البته قسمت وسيعي از خانه هايي كه در اين محله و در پشت خانه حكيم باشي واقعند كاملاً مخروب و غير قابل سكونت مي باشند و كسي از ساكنين آنها خبري ندارد.
البته اين بي اطلاعي با توجه به وضع موجود اتفاق زياد عجيبي نيست بي شك در گذر زمان همسايه هاي حكيم باشي نيز بارها عوض شده اند تا جايي كه اكنون فقط آنچه راجع به اين بن

ا مي دانند آنست كه اينجا خانه حكيم باشي است!
بهرحال هر چند كار مطالعاتي را تا به اين حد رسانديم اما هنوز سوالات زيادي برايمان مطرح بود كه نتوانستيم جوابي براي آنها بيابيم شايد اگر در تحقيقات محله اي با افراد با تجربه و صاحب نظر برخورد مي كرديم بخش عمده اي از سوالات ما پاسخ داده مي شد. بعد از اين مراحل ساير بخشهاي مطالعاتي را بصورت كتابخانه اي انجام داديم.
مهمترين منابعي كه به طور عمده مورد استفاده قرار گرفتند عبارتند از:
۱ كتاب آثار تاريخي كاشان و نظنز تاليف حسن نراقي
۲ كتاب تاريخ كاشان
۳ كتاب تاريخ اجتماعي كاشان
۴ كتاب آداب و سنن اجتماعي فين و كاشان تاليف مرتضي اخوان
۵ كتاب معماري اسلامي تاليف دكتر محمد كريم پيرنيا
۶ كتاب سبك شناسي معماري ايراني تاليف دكتر محمد كريم پيرنيا تدوين دكتر غلامحسين

معماريان
۷ كتاب معماري مسكوني ايران ـ گونه شناسي درونگرا تاليف غلامحسين معماريان
۸ كتاب اجراي ساختمان با مصالح سنتي تاليف دكتر حسين زمرشيدي
۹ كتاب اقليم و معماري
۱۰ مجله معمار شماره ۱۸ پاييز ۸۱ ـ مقاله اي تحت عنوان معماري خانه خيال: خانه هاي كاشان
در منابع ۱ تا ۴ بطور كلي اطلاعاتي اجمالي از وضعيت تاريخي، اجتماعي و جغرافيايي كاشان كسب كرديم.

در منابع ۵ تا ۸ راجع به معماري ايراني و چگونگي شكل گيري آن و اصول و مشخصه هاي خاص آن بحث شده است كه در بخش بررسي عوامل موثر در شكل گيري بنا به طور عمده از اين مطالب استفاده كرديم.
كتاب اقليم و معماري: نقشه ها و جداول اين كتاب در معرفي بهتر موقعيت جغرافيايي كاشان در كار مطالعاتي مورد استفاده قرار گرفتند.

۲ كاستي هاي موجود در گردآوري اطلاعات و امكان رفع آن
با توجه به سابقه ديرين و تاريخي شهر كاشان و آثار معماري كم نظير و ماندگار اين ديار انتظار نداشتيم تا اين در گردآوري اطلاعات با كاستي برخورد كنيم. هر چند در كتابهاي فراواني راجع به كاشان مطالبي آمده است اما گويي همه آنها به تكرار يك سري مطالب تكراري پرداخته اند اطلاعات راجع به ابنيه قديمي كاشان بسيار كم است بطور مثال راجع به خانه حكيم باشي بجز چند سطري در كتاب «آثار تاريخي كاشان و نظنز» در مطالعات ديگر چيزي بدست نيامد. راجع به محله هاي كاشان نيز متاسفانه نتوانستيم اطلاعات مناسبي كسب كنيم چون در اين زمينه هيچ اطلاعات مكتوبي پيدا نكرديم و آنچه در كار آمده است حاصل يك سري مشاهدات است كه طي چند سفر به كاشان بدست آمده است.
حتي در معتبرترين كتابخانه كاشان (كتابخانه مسجد آقا بزرگ) نيز نتوانستيم كتاب و يا مجله و… جديدي راجع به كاشان تهيه كنيم.
شايد اگر در ميراث فرهنگي شهرهاي تاريخي ايران ماند كاشان شناسنامه دقيقي راجع به ابنيه قديمي توسط كارشناسان خبره تهيه و نگهداري شود هرگز بناهاي با ارزشي كه در زمره آثار تاريخي اند تا اين حد گمنام نخواهند ماند بطور قطع چون بسياري از اطلاعات راجع به اين منابع در

جايي نيامده است امكان اينكه تا چندين سال ديگر هيچ اطلاعاتي راجع به اين آثار تاريخي نداشته باشيم بسيار است آنوقت شايد از هر خانه جز ويرانه اي متروك كه روز به روز ناشناخته تر مي ماند چيزي باقي نخواهد ماند.
۳ شيوه دسته بندي: طبقه بندي و پردازش اطلاعات
قبل از شروع كار سرفصل هاي مورد نياز را برحسب اولويت و اهميت طبقه بندي كرديم و در هر موضوع به دنبال اطلاعات جامع راجع به آن رفتيم. در بعضي موارد خود سرفصل نيز به چند شاخه تقسيم مي شد كه هركدام مطالب جديدي را مطرح مي كرد. اطلاعاتي را كه از منابع متعدد استخراج كرده بوديم مهمترين قسمت پردازش بودند چون مطالب از صحت كامل برخوردار بود و كامل و جامع مباحث را مطرح مي كرد.
دامنه كار به چند شاخه معلوم تقسيم مي شد.

۱ اطلاعات اقليمي، منطقه اي و بومي
۲ اطلاعات راجع به اصول نظري معماري ايراني
۳ اطلاعاتي راجع به اصول عملي معماري ايراني
۴ اطلاعاتي راجع به بناي خانه حكيم باشي
مبحث چهارم در هر بنايي بطور جداگانه و اخص مطرح مي شود. لذا پردازش به آن از نظر ما از اهميت ويژه اي برخوردار است.
۴ اهميت و تاثير مطالعه در شناخت و معرفي بناي تاريخي
بي شك موثرترين راه در شناخت درست و معرفي يك بناي تاريخي مطالعه و تحقيق راجع به جوانب مختلف آن است. هر چند در بناهاي تاريخي در برخي موارد گويي خود بنا با انسان صحبت مي كند و در و ديوار آن شناسنامه اي معتبر از گذشته بناست اما بهر حال در هر بنايي همواره جنبه هايي ناديده وجود دارد كه تنها از طريق مطالعه مي توان به آنها پي برد.
امروزه معماري گذشته براي ما جلوه اي خاص دارد دلنشين و باشكوه است گويي زندگي هميشه در آن جاريست. مساله اي كه در اينجا حائز اهميت است و جاي بسي تامل دارد آنست كه معماري گذشته يك معماري كاملاً مردمي بوده است توجه به نيازهاي روحي و رواني مردم، سنتها و آداب و رسوم به صورت يك اصل در آن ديده مي شود و توجه شگرف معماران گذشته به اين مساله باعث شده آثاري بديع و يكتا بيافرينند.
سنتهاي معماري گذشته را هم بايد ديد و درك كرد و هم از طريق مطالعه مورد بينش و بررسي قرار داد و نبايد به بهانه دنياي نو از كنار گذشته اي چنين با عظمت بي تفاوت گذشت.
بسياري از بناهاي تاريخي امروزه در اثر عوامل طبيعي و محيطي بناچار دچار تغييرهايي شده اند كه گاه ماهيت بنا را دچار مشكلاتي مي كند اينجاست كه اگر در معماري گذشته ايران به اندازه كافي مطالعه شده باشد اين مساله نمي تواند كليت بنا را با خطر مواجه سازد.

جنبه هاي پنهان در معماري ايراني آنقدر وسيع و دامنه دار است كه گاه قسمتهاي وسيعي از آن را بصورت مختصر و كوتاه شده مطرح كرده اند بي شك در وراي تمامي اين ديوارهاي خشتي و گلي و سقفهاي گنبدي دنيايي از ايده و هنر نهفته است.
بسياري از هنرهايي كه امروزه در معماري ما كاملاً جدا از كارهاي معمارانه است در گذشته پيوند ناگسستني با معماري داشته اند بسياري از اين هنرها امروزه كاملاً به فراموشي سپرده شده اند و تنها راه شناخت آنها تحقيق و مطالعه در بناهاي تاريخي معتبر است.

معرفي بنا
۱) توضيح موقعيت شهر كاشان
گذري كوتاه بر اوضاع جغرافيايي و سابقة تاريخي كاشان
شهر كاشان كه در منطقه اي واقع در حاشية كوير قرار دارد، هزاران سال است كه محل زندگي اقوام گوناگون بوده و تمدني كهن را در خود جاي داده است. چنان كه تپه هاي موسوم به « سيلك» و آثار مكشوفه از اين تپه( واقع در ۳ كيلومتري جنوب غرب كاشان) با هفت هزار سال سابقة تاريخي خود گواه اين مطلب است. براي شناخت بهتر اوضاع اقليمي و شهري و همچنين سابقة تاريخي اين شهر گفتارمان را به دو بخش جداگانه تقسيم مي كنيم:
الف ـ اوضاع جغرافيايي
ب ـ سابقه تاريخي
كاشان كه همچون ديگر شهرهاي حاشيه كويري، از يك سو پشت به كوهستان و از سوي ديگر روي به دشت كوير دارد با حدود ۲۱۰۰ هكتار وسعت و در ۵۱ درجه و ۲۷ دقيقه طول شرقي و ۵۹ دقيقه عرض شمالي واقع، و ارتفاع آن از سطح دريا حدود ۱۰۰۰ متر است.
قديمترين تشكيلات زمين شناسي اطراف كاشان را تشكيلات انذريتي دورة ائوسن دوران سوم زمين شناسي تشكيل مي دهد كه در منطقه وسيعي از كوهستانهاي جنوب كاشان سنگهايي كه منشاء خروجي آتش فشاني دارند، گسترده شده اند. طبقات آبرفتي در دامنه هاي دشت كاشان در حدود ۱۵۰ متر است كه به تدريج به طرف منطقه شمالي و كويري ضخامت آن كم مي شود، جغرافي دانان، شهر كاشان را زماني جزو ايالت جبال يا عراق عجم، محسوب مي كردند تا اين كه بر اساس تقسيمات كشوري، قبلاً يكي از شهرهاي استان مركزي و از سال ۱۳۵۵ تاكنون از توابع استان اصفهان محسوب مي شود.
اين شهر در ۲۲۰ كيلومتري جنوب پايتخت و در ۹۰ كيلومتري جنوب شرقي قم قراردارد. كاشان كه در ناحيه مركزي ايران قرارگرفته است از طرف شمال به كوير و شهرستان قم، از جنوب به خاك اصفهان، از شرق و شمال شرقي به دشت كوير، از جنوب شرقي به اردستان، از سمت غرب به شهرستانهاي دليجان محلات و گلپايگان متصل است.

زبان مردم اين شهرستان، فارسي است ولي در روستاهاي حاشيه شهر، زبان ديگري رواج دارد كه اصل آن از واژه هاي فارسي دري يا فرس قديم است.
مذهب مردم اين شهر شيعة اثني عشري است. چنان كه به واسطة ايمان راسخ، زهد و تقوي بي نظير شيعيان آن از صدر اسلام تاكنون با نام « دارالمومنين» در صدر شهرهاي شيعه نشين قرار گرفته و به نيكي از آن ياد شده است.
جهت سلسله جبال در اين ناحيه، از شمال غربي به جنوب شرقي است كه مهمترين قله هاي آن قله‌اي واقع در شرق « نياسر» با ارتفاع ۳۶۰۰ متر و قله‌اي واقع در جنوب « بزرك» با ارتفاع ۲۵۰۰ متر، قلة « هفت كتل» با ارتفاع ۳۰۰۰ متر و قلة« كركس» با ارتفاع ۳۸۰۰ متر مي باشد.
ـ آب و هواي كاشان در قسمت جلگه، گرم و خشك و در نواحي كوهستاني نسبتاً سردسير است. دليل اصلي خشكي هواي كاشان مجاورت آن با دشت كوير است.

ـ حداقل مطلق درجه حرارت آن ۱۲ درجه سانتي گراد در دي ماه.
ـ حداكثر مطلق درجه حرارت آن ۴۸ درجه سانتي گراد در تيرماه.
ـ متوسط ريزش باران ۲۵ ساله اخير ۱۳۰ ميلي متر مي باشد.
ـ متوسط تبخير ۱۰ ساله آخر ۲۵۰۰ ميلي متر است.
وزش بادهاي كويري كه از صبح تا شام جريان دارد، موجب حرارت و خشكي هواست و از شام تا بام كه نسيم خنكي از جهت كوهستان جريان پيدا مي كند باعث تعديل هواي منطقه مي گردد.
بادهاي موسم به باد سرخ، باد شهرياري. باد سام، باد شمال، و باد قبله از بادهاي معروف اين منطقه است كه اكثراً از كوير به سوي كاشان مي وزد.
طبق نقشة جغرافيايي سازمان نقشه برداري كشور شهرستان كاشان داراي ۴ بخش است.
۱ـ آران و بيدگل(۷ روستا)
۲ـ قمصر( جمعاً ۴۵ روستا تابع بخش نياسر و قمصر)
۳ـ نياسر
۴ـ مركزي و حومه(۳۲)
طبق اولين سرشماري نفوس، جمعيت كاشان در سال ۱۳۱۱ در حدود ۴۰۰۰۰ نفر. در سال ۱۳۱۷ ۴۹۰/۴۶ نفر، در سال ۱۳۲۸ قمري جمعيت شهر ۵۰۰۰۰ نفر و سرشماري ۱۳۳۵ شمسي آمار عمومي ۴۵۹۵۵ نفر و در سال ۱۳۴۵ به ۴۲۸/۵۸ نفر و در سال ۱۳۵۵ در يك رشد سريع به ۸۳۶/۸۴ نفر، و طبق آمار سال ۱۳۶۱ جمعيت شهر۲۵۱۱۳۷ نفر بوده است. جمعيت كاشان هم اينك نزديك به چهارصدهزار نفر مي باشد.
آب و استعداد خاك و زمين
منطقة گرمسير كاشان به واسطة هواي خشك، و خالي از رطوبت، كه خاك سفت و سختي دارد، براي كشاورزي و درختكاري چندان مساعد نيست؛ مگر به وسيلة كود و رشوة زياد دادن به زمين و سيراب نمودن كشتزارها با آبهاي جاري.

اما برعكس، براي ساختن بنا و عمارت فوق العاده مناسب و بلكه به همان علل مذكور، موجب دوام و بقاي ساختمان و عمارات مي باشد؛ چنانكه در مناطق گرمسير و جلگه مسطح كاشان پوشش سقفهاي معمولي عموماً با خشت خام انجام گرفته و غالب سقفها را هم يك لا تيغه پوش مي كنند؛ و به اصطلاح محلي « سقف ضربي و تيغه پوش» مي گويند. اين گونه بنا، كه بامهاي برجسته و گنبدي شكل آنها گل اندود شد، سالهاي متمادي استوار و پابرجا مي ماند، و شايد چندين نسل يك دودمان زندگي خود را در آنجا به سر مي برند. و در نتيجه مي توان گفت كه استحكام ابنية كاشان كه با خشت خام و گل ساده ساخته شده در برابر مرور زمان و رطوبت و ساير عوارض جوي كمتر از بناهاي آجري نواحي ديگر نيست، و هرگاه سوانح طبيعي مانند زلزله و زمين لرزه هاي سخت و بنيان كن و يا سيلابها و خرابيهاي عمدي سبب ويراني آنها نگردد، ابنية آنجا روزگاري بس طولاني باقي و پابرجا مي ماند.

نكته شايان توجه ديگر اينكه نقشة ابنيه و ساختمانهاي كاشان به طور كلي در امتداد جهات اصلي شرق و غرب و شمال و جنوب طرح و احداث نشده، بدين معني كه اضلاع چهارگانة بنا و صحن و سراها به موازات جهات اصلي نيست، بلكه زواياي ساختماني در جهات چهارگانه اصلي قرار گرفته است. از اين جهت در اغلب مساجد مشاهده مي شود كه محراب و قبله را در زاوية مسجد ساخته اند. نكتة ديگر آنكه از خصوصيات زيان بخش خاك و هواي خشك آنجا توليد موريانه هاي موذي فراواني است كه به محض رسيدن به كتاب و كاغذ آن را به كلي ضايع كرده از بين مي برند و همچنين دشمن سرسخت اشيا و ادوات ساخته شده از چوب بوده و حتي گاهي درختهاي سبز را هم از پا در مي آورند. از اين رو، در ساختمانهاي حدود شهر و نواحي گرمسير از قديم الايام به كار بردن چوب و تير و الوار معمول نبوده و نيست، همچنان كه در و پنجره هاي چوبي هم در آنجا چندان دوام و بقايي ندارد.
دربارة ابنيه تاريخي كاشان
سرزمين كاشان، و يا يكي از نخستين مراكز سكناي بشر در فلات ايران، به دوران تاريخ كهنسال خود، پستي و بلنديهاي فراوان پيموده، تاريخ و تمدن درخشان، مراحل مختلف و متفاوتي را در حيات اجتماعي خود پشت سر نهاده است و در هر يك از دوران ترقي و پيشرفت نيز آثار تاريخي باشكوه و مجللي، مخصوصاً ابنية عالي و مفصلي را كه مهمترين مظهر رشد و تكامل ملل مترقي جهان مي باشد دربر داشته است. بدين جهت همواره موجب تحسين و اعجاب نويسندگان و گويندگان ايراني و غير ايراني قرون گذشته واقع گشته. تا جايي كه آن را عروس شهرهاي ايران و بلكه همه جهان خوانده اند. مخصوصاً در دوره هاي تاريخي سلاجقه بزرگ و زمان صفويه كه ترقيات شگفت انگيز آن در ميان ساير شهرهاي ايران بي نظير بوده است. و بنا بر گفته هاي مورخان معتبري مانند مؤلف حدود العالم و رواندي در راحة الصدور و غيره، كاشان در عهد سلجوقيان مهد علم و ادب و منشاء فضلا و گويندگان بزرگ فارسي و تازي بوده، به طوري كه مدارس و محافل علمي و كتابخانه هاي آن داشته، همچنين نخستين شهر صنعتي و كانون هنر ايران به شمار مي رفته است.

بار ديگر كه كاشان در كليه شئون فرهنگي، مدني صنعتي و هنري به اوج ترقي و نهايت آباداني نايل مي گردد، در عصر صفويه و مخصوصاً به دوران شاه عباس اول بوده كه او علاقه و توجه خاص بدان ديار ابراز مي نمود. زيرا كه بعد از اصفهان پايتخت خود، به كاشان بيش از شهرهاي ديگر آمد و رفت، با توقفهاي ممتد و طولاني نموده و نيز اهتمام بي نظيري كه براي آباداني و احداث ابنيه و عمارات عاليه در آنجا نشان داده، در جاي ديگر ديده نشده مانند ابنية دولتخانة خيابان چهارباغ كاشان از كاخ و باغ همايوني و مهمانسراي عالي شاه عباس و عمارات

مخصوص براي سفرا و ايلچيان و بازار قيصريه و سد قهرود و بناي باغشاه جديد فين و غيره.
بدون شك كاشان از نظر وجود آثار معماري يكي از غني ترين شهرهاي ايران بوده و بسياري از بناهاي تاريخي آن را مي توان در رديف بهترين شاهكارهاي ايران به شمار آورد. علل اصلي اين موضوع را مي توان در چند قسمت خلاصه كرده مورد مطالعه قرار داد.
الف) موقعيت تاريخي و توجهي كه سلاطين دوره هاي مختلف به آباداني و ايجاد بناهاي مختلف در شهر كاشان داشته اند و به همين دليل است كه مثلاً چون در دوره سلطنت قاجاريه توجه بيشتري به كاشان شده است، بهترين آثار اين دوره را در كاشان مي يابيم.
ب) موقعيت جغرافيايي و آب و هواي خشك و گرم كاشان نيز يكي از علل به وجود آورندة ساختمانهاي جالب و سبك معماري به خصوص اين شهر مي باشد.

ج) وجود معماران با تجربه و با ذوق در كاشان را، و خصوصاً ايماني كه اين هنرمندان به كار خود داشته اند نيز مي توان يكي از جهات پيشرفت معماري اين شهر دانست؛ خصوصاً كه ثروتمندان نيكوكاري نيز بوده اند كه به كارهاي ساختماني علاقمند بوده و اين هنرمندان را تشويق مي كرده اند.
ايران شناسان معاصر دكتر لكهارت انگليسي در كتاب جديد شهرهاي ايران گويد:
« هرچند كه اصفهان پايتخت سلاطين صفويه بود ولي برخي از پادشاهان اين سلسله غالب اوقات در كاشان اقامت مي نمودند.»
بديهي است كه يكي از علل اصلي حسن شهرت و اظهار شگفتي و آفرين جهانگردان دربارة آن وجود اماكن خيرية عمومي و بناهاي مهم و جالب آنجا بوده است؛ از قبيل مدارس، مساجد و جوامع، دارالشفا و كتابخانه ها، خانقاه و تكايا، دارالسياده و پرورشگاه ايتام، ساختمانهاي باشكوه بقاع امامزادگان و مقبره بزرگان، حمام و سقاخانه ها، بركه و آب انبارهاي عمومي، كاروانسرا و رباطهاي قديمي و غيره كه كليه آنها وقف و به رايگان در دسترس همگان بوده است.
وليكن نظر به وضع ارتباطي و موقع جغرافيايي شهر، كه در شاهراه مركز و جنوب ايران واقع گشته است. پيوسته معبر سپاهيان و بلكه مورد دست اندازيهاي متجاوزين اعم از اشغالگران بيگانه و يا دستخوش تاخت و تازهاي سركشان داخلي قرار گرفته، و گاهي نيز اين گونه تهاجمات چنان سخت و وحشيانه به عمل آمده كه گذشته از قتل و غارت و ويران كردن خانه هاي اهالي و انهدام ابنية عمومي، حتي مزار و مقابر امامزادگان و بزرگان را هم بر هم ريخت، زير و رو مي كردند؛ مخصوصاً از آن جهت كه چون در كاشان ابنية عالي و بقع مذهبي عموماً تعلق به شيعه اثني عشري داشته است، مهاجمين ترك و تاتار و افغان و تركمن با كينه و نفرت شديدي بدانها نگريسته و جملگي را منهدم مي ساختند؛ مانند خرابيهاي محمدخان تركمن در استيلاي ده ساله بر كاشان در عهد سلطان محمد خدابنده كه اكثر بناهاي مهم شهر را از بيخ و بن ويران نمود.

در دوره هاي بعد نيز بر اثر اين گونه پيشامدهاي طبيعي يا اجتماعي و بخصوص زلزله هاي بنيان كن سالهاي ۹۸۲ و ۱۱۹۲ ه . ق. اكثر عمارتهاي مهم شهر منهدم و توده هاي وسيع اهالي را نيز نابود ساخت. بدين گونه، اكثر ابنية مهم تاريخي، با آن همه آثار ذوق و هنرهاي ملي و نمايش حسن عقيده و بلند همتي گذشتگانش نيست و نابود گرديد. تا آنكه در اوايل عهد قاجاريه بر اثر جنبش بزرگ و اقداماتي كه براي تجديد عمران و آباداني آن سرزمين به عمل آمد. به نوعي سودمند و ثمربخش واقع شد كه در حقيقت مي توان آن را سومين مرحلة تاريخي سير به سوي ترقي و تجديد رونق و آبادي كاشان نام نهاد؛ زيرا علاوه بر تعمير و مرمت ويرانيهاي زلزله مدهش ۱۱۹۲ ه. ق. كه از همه سوانح گذشته وخيمتر و مخربتر بود طولي نكشيد كه در اواسط قرن سيزدهم هجري آن شهر ويران دوباره معمور و آباد گشت. حتي بناهاي متعدد عالي و باشكوهي در آن ايام برپا گردي

د كه از حيث طرحهاي ممتاز و نقشه و هنرنمايي هاي معماري و رعايت اصول و دقايق فني شاهكارهاي كم نظيري به وجود آمد، مانند مدرسة شاه، گنبد و بارگاه مسجد و مدرسة آقا بزرگ، سراي سر پوشيدة امين الدوله در بازار و از ابنية شخصي هم مانند خانه معروف به ميرزا محمد علي داماد در كوي سرسنگ كه تاريخ بناي تالار قديمي و گچبري آن سال ۱۱۹۴ ه .ق. يعني دو سال پس از خرابيهاي زلزله مذكور بوده، و در جنب آن نيز خانه قديمي ديگري معروف به مقصود بيكي اطاق بزرگي است كه داراي مزاياي معماري و هنري با تاريخ ۱۰۱۱ ه.ق. مي باشد؛ و يا نظير خانه بروجردي در كوي سلطان امير احمد كه هر يك در نوع خود مجموعه اي است از هنرهاي زيباي گوناگون و فنون شيواي معماري كه از همه جهات متناسب با مقتضيات محلي مي باشد.
خرابي زلزله هاي چهارصد سال اخير
يكي ديگر از عوامل انهدام و ويران ساختن ابنية قديمي زلزله هاي سخت و بنيان كني بوده كه از اواخر قرن دهم هجري به بعد سه بار در كاشان روي داده است. به طوري كه هر يك از آنها علاوه بر هزاران نفر تلفات جاني كه همراه داشته ضايعات مهم و زيانهاي فراواني هم به اماكن و بناهاي تاريخي وارد نموده و برخي را به كلي نابود ساخته است.
نخستين زمين لرزه سخت و شديد سال ۹۷۲ ه.ق. كه چون قريه فين كانون زلزله بود، ساختمانهاي آن ناحيه و مجاور آن را به طور كلي ويران نموده و به گفتة «تاريخ روضه الصفا» بيش از سه هزار منزل و مأواي مردم را منهدم و همچنين بالغ بر ۱۲۰۰ تن از نفوس اهالي را هم تلف نموده است.
دومين زلزله بسيار شديد و بنيان كن كاشان در سال ۱۱۹۲ ه.ق. روي داده و بر اثر آن تمام ابنية مهم و ساختمانهاي بزرگ شهر فرو ريخته و كساني هم كه نيمه جاني از آن معركه هولناك به در بردند به واسطة نداشتن محل سكونت به خارج شهر متواري گشتند.
بار ديگر در سال ۱۲۶۰ ه.ق. زلزله مخربي اتفاق افتاد كه كانون اصلي آن كوهستانهاي بخش قمصر بوده و بيش از ۱۵۰۰ تن از دهقانان را به كام مرگ كشانيده و بسياري از ابنيه و ساختمانهاي بزرگ و كوچك را هم منهدم ساخت.
وجه تسميه كاشان

به عقيده زبان شناسان، كاشان به خانه هاي تابستاني گفته مي شود كه از چوب و ني ساخته شده باشد. در باب وجه تسميه و نام كاشان چون عقايد و نظريه هاي گوناگوني اظهار شده كه هيچ يك را بطور قطع و مسلم نمي توان پذيرفت بدين جهت وجه مشهورتر آنها در صفحات ۱۴ تا ۱۹ تاريخ اجتماعي كاشان ذكر شده است.
۱ـ كي آشيان: اين توجيهي است كه بعضي ها كرده و مي گويند از آنجايي كه نخستين ساختمانها و آباداني ها در سرچشمه فين به امر پادشاهان زمان انجام گرفته بدين مناسبت آنجا را ( كي آشيان) يعني خانه و جايگاه پادشاهان گفته اند.
۲- كاشانه: در قديم اين لغت معبد و جايگاه جشن و دل آرايي بوده و بعضي جاها بتخانه را

تشكيل مي داده است.
۳ـ كاه فشان: در تعبير اين كلمه بعضي از نويسندگان دورة اسلامي مي گويند چون بناي شهر كاشان به امر زبيده خاتون همسر هارون الرشيد خليفة عباسي انجام گرفته و در آغاز احداث شهر براي تعيين نقشه حصار و ديوار شهر جاي آن را كاه فشاني كرده اند، از آن جهت اين نام را برگزيده اند كه تدريجاً به كاشان مبدل گرديد.
۴ـ چهل حصاران: اين نام بدان جهت گذارده شد كه هر محلة اين شهر داراي حصاري جداگانه بود و چون تعداد اين حصارها به چهل فقره مي رسيد چهل حصاران ناميده شد.
۵: قاسان
۶ـ كاس رود
۷ـ كاشان: از تپه هاي سيلك گرفته شده كه كاشي و كاسي مأخوذ از نام قبايل كاسويا( كاشو) بوده، مقارن حكومت حمورابي در بين النهرين، كه بعدها به كاسيان و كاشيان و بالاخره به كاشان مبدل شده است.
۲ بررسي محله در نسبت با شهر كاشان و موقعيت و وضعيت بنا در محله
بناي خانه حكيم باشي در كوي مسجد آقا بزرگ، در محله اي كه معروف به محله ملاست واقع شده است علت نامگذاري اين محله بدين نام ظاهراً به وجود حمامي به همين نام در اين محله باز مي گردد. از لحاظ موقعيت مكاني اين محله در شمال شرقي شهر كاشان قرار دارد. اين منقطه كاملاً مسكوني است و بناي خانه حكيم باشي نيز ظاهراً در ۱۰ سال گذشته مسكوني بوده است. در اين محله و در پشت خانه حكيم باشي خانه هاي قديمي بسياري ديده مي شود كه كاملاً مخروب شده اند و حتي راه ارتباطي آنها به كوچه و خيابانهاي اطراف كاملاً بسته شده است و تنها راه ارتباطي آنها با بيرون از طريق پشت بام مي باشد.
موقعيت بنا در محله را با ترسيم يك كروكي دستي در صفحه بعد مشخص كرده ايم.
ذكر اين مسأله در اينجا حائز اهميت است كه راجع به اين محله قدمت و اهميت و وضعيت گذشته آن نتوانستيم هيچ اطلاعاتي بدست آوريم.
۳ شرح وضع موجود بنا
اين بنا شامل دو باب خانه و يك قطعه زمين مجاور آن كه به نارنجستان موسوم بوده، مي شود. قدمت بنا به دوران قاجار بر مي گردد و در بعضي از جاهاي اين بنا بقايايي از زلزله اي كه در دوران قاجار رخ داده است ديده مي شود. به نظر مي رسد كه اين دو خانه بتدريج شكل گرفته و قدمت دو ساختمان از لحاظ عمر يكي نيست. اين دو خانه مثل همه خانه هاي قديمي از دو بخش

اندروني و بيروني شكل گرفته است و از نظر قدمت حياط اندروني قديمي تر بنظر مي آيد هم به لحاظ سبك و سياق خاص معماري كه آثاري از معماري دوره زند كه در اوايل دوره قاجار نيز وجود داشته در آن ديده مي شود و هم بدليل آنكه آثار خرابي هاي زلزله در اوايل دوره قاجار در آن ديده مي شود.
از نظر مالكيت اين خانه متعلق به ميرزا ابوالفضل خان حكيم باشي طبيب مخصوص ناصرالدين شاه قاجار و از اطباي حاذق و معروف زمان خود بوده است.

بنايي كه توسط گروه ما برداشت مي شد شامل حياط بيروني بود اين بخش از خانه در دوره بعد از زلزله شكل گرفته است. خانه اي به سبك حياط مركزي به سبك همه خانه هاي قديمي مناطق گرمسيري، زير زمينهايي موسوم به سرداب كه حدوداً ۳ الي ۴ متر از كف حياط پايين تر واقع شده اند و اتاقهاي سه دري و تالار كه تالار به واسطة تزئينات خاص و نقاشي هاي سقف طاق مانند از اهميت ويژه اي برخوردار است. نقاشي هاي اين تالار به قلم عبدالوهاب غفاري يكي ديگر از

هنرمندان خاندان غفاري است. وي در ابتدا از شاگردان حكيم باشي بود و سپس براي تحصيل طب به فرانسه رفت بعد از برگشت از فرانسه وي مراتب ارادت خود را به حكيم باشي با نقاشي و نگاره پردازي تالار خانه استاد نشان داد. از جمله نقاشي هاي معروف اين تالار عبارتند از: ليلي و مجنون ـ شيخ صنعان ـ حضرت ابراهيم و… و در يكي از نقاشي ها تصوير حكيم باشي در حين عيادت از يك بيمار نشان داده شده است.

ورودي اين دو خانه از كوچه بصورت دو درب در كنار هم ديده مي شوند يك درب چوبي كه ورودي به حياط اندروني بوده است و امروزه كاملاً مسدود شده و تنها راه ورود به حياط اندروني از حياط بيروني است و درب ديگر يك در آهني است كه هويتي از قدمت خانه نبرده است. در كنار درب آهني دو سكو يا پاخور ديده مي شود اين در به يك هشتي باز مي شود. هشتي علاوه بر ايجاد فضاي مكث، كوچه را به حياط بيروني متصل مي كند. هشتي با ايجاد يك فضاي مكث مانع از ديد مستقيم افراد تازه وارد به حريم خانه مي شود. هرگز از هشتي بطور مستقيم به حياط بيروني ديد نداريم بلكه در اكثر موارد بايد با گذشت از يك دالان و يا يك هشتي كوچكتر و يا چند پله به حياط

بيروني رسيد. در هشتي، روبروي درب ورودي كوچه يك اتاق كوچك ديده مي شود كه به احتمال زياد اطاق مستخدم خانه و يا كسي بوده كه جوابگوي ارباب رجوعهايي بوده كه روزها به اين خانه رفت و آمد داشتند. بعد از هشتي با گذشت از چند پله به حياط مي رسيم. در حياط يك حوض بزرگ وجود دارد كه در اطراف آن باغچه هايي با انواع درختهاي انار و انجير و… به چشم مي خورد. حياط از جبهه شمال غربي با يك در به حياط اندروني وصل مي شود و از جبهه‌هاي ديگر توسط اتاقها و تالار محصور شده است.

در جبهه جنوب شرقي و شمال شرقي زير زمين يا سرداب ديده مي شود كه ضلع جنوب شرقي به احتمال زياد بدليل وجود سرداب تالار مانند بخش تابستان نشين خانه بوده است. زير زمينهاي ضلع شمال شرقي بيشتر حالت انباري دارند و بصورت اتاقهاي كوچك مي باشند. لازم به ذكر است كه در كاشان خانه ها را به موازات جهات اصلي نمي ساختند و اكثراً بصورت شمال شرقي به جنوب غربي بنا مي كردند.

تالار نقاشي در ضلع جنوب غربي قرار دارد اين تالار راهي به حياط پشتي كه به موازات ضلع جنوب غربي بناست دارد در حياط پشتي اثري از حوض ديده نمي شود فقط باغچه هاي بزرگ با درختان انجير و توت و انار به چشم مي خورد. در ضلع شمال غربي اين حياط طويله و انبار علوفه قرار دارد و يك دالان در كنار انبار به چشم مي خورد اين دالان در قسمتي كاملاً مسدود شده است و ما نتوانستيم بفهميم كه انتهاي آن به كجا ختم مي شود در ابتداي دالان دو راه فرعي از آن جدا مي شود. يك راه به طويله و راه ديگر به پله هايي كه به پشت بام مي روند ختم مي شود. وجود طويله اين امكان را مطرح مي سازد كه اين دالان به كوچه و يا گذري ختم مي شده است و به احتمال قريب به يقين حيوانات را از همين راه مي آورده اند. در منتهي اليه جنوب شرقي حياط آثاري از يك خرابه ديده مي شود كه هيچ مدركي دال بر نحوه استفاده از آن و شكل بنا در اين قسمت وجود نداشت.

آنچه از حياط بيروني ناگفته ماند مطبخ و يا به اصطلاح امروزي آشپزخانه است. مطبخ در ضلع جنوب غربي واقع شده است داراي سقف كروي است و نورگيري و تهويه هوا از راه سقف انجام مي شود. معمولاً تيزه طاق گنبدي قفل نمي شود و سوراخي متناسب باز گذارده شده كه بر روي آن حجم كوچك هواكش بصورت چهار پره اي بنايي شده كه كشش باد را از هر سو بداخل فضا ممكن مي سازد. يك مسأله مهم ديگر راجع به اين بنا اين است كه خانه‌هاي كاشان بطور عمده بدليل امكان دسترسي به آب پايين تراز سطح كوچه يا گذر بنا مي شده اند بطور مثال در خانه حكيم باشي حياط بيروني به اندازه ۲۷۳ سانتي متر با سطح كوچه اختلاف ارتفاع دارد.

و اما راجع به مصالحي كه در اين بنا به چشم مي خورند اين بنا بطور عمده از خشت و گل ساخته شده است كه با توجه به اقليم و شرايط خاص استفاده از مصالح در آن دوره بهترين نوع مصالح بوده اند بخصوص كه آب و هواي كاشان و وجود حشراتي چون موريانه امكان استفاده از چوب را در ديوارها و سقف بطور كلي رد مي كند.

بررسي عوامل موثر در شكل گيري بنا
۱ آداب و شيوه تفكر و زندگي
هنر معماري ايراني تاريخي كهن داشته كه در هر زمان دستهاي توانا و با ذوق مردمي هنردوست پديده هاي شگرف بوجود آورده كه در مواردي اصول آن ريشه هنر معماري جهان شده است.