بررسي اثرات فواصل رديف كاشت بر خصوصيات مختلف ذرت

چكيده
اين پژوهش به منظور بررسي اثرات فواصل رديف كاشت (۴۵، ۶۰ و ۷۵ سانتي‌متر) و تراكم بوته (۵۰، ۶۵ و ۸۰ هزار بوته در هكتار) بر خصوصيات مختلف از جمله عملكرد و اجزاء عملكرد ذرت دانه‌اي سنيگل كراس ۷۰۴ در مزرعه آزمايشي دانشگاه آزاد اسلامي واحد ميانه در سال زراعي۱۳۸۱ انجام شد. آزمايش به صورت فاكتوريل در قالب طرح بلوك هاي كامل تصادفي در سه تكرار اجرا گرديد.

در اين بررسي برخي از خصوصيات مورفولوژيكي بوته، بلال، وزن خشك بوته، عملكرد اجزاء عملكرد و شاخص برداشت مورد ارزيابي قرار گرفتند. نتايج نشان دادند كه با افزايش فاصله رديف كاشت ،طول ساقه، وزن خشك بوته درمرحله رسيدگي فيزيولوژيكي، تعداد دانه در بلال وزن هزار دانه، عملكرد و شاخص برداشت بصورت معني‌داري افزايش يافتند‌،‌‌ولي صفات ديگر مورد مطالعه تحت تاثير فاصله رديف قرار نگرفتند. همچنين با افزايش تراكم كاشت، سطوح مختلف قطر ساقه ،وزن خشك بوته، ارتفاع گياه و عملكرد دانه اختلاف معني‌داري داشتند. ولي تعداد روز از كاشت تا سبز شدن و رسيدگي، تعداد برگ در بوته، تعداد بلال در بوته و تعداد دانه در بلال و بقيه صفات مورد مطالعه تحت تاثير تراكم قرار نگرفتند. اثر متقابل فواصل خطوط كاشت و تراكم گياهي بر عملكرد دانه معني‌دار گرديد.

طبق نتايج حاصله در شرايط آب و هوايي مشابه اين آزمايش فاصله رديف ۷۵ سانتي‌متر با تراكم ۸۰ هزار بوته در هكتار براي ذرت سينگل كراس ۷۰۴ قابل توصيه است.

مقدمه :
افزايش عملكرد گياهان زراعي يكي از اجزاي ضروري جامعه امروزي براي هماهنگي با افزايش جمعيت جهان است. جمعيت جهان با آهنگ ۷/۱-۶/۱ درصد در حال رشد است و در نتيجه هر ساله ۹۰ ميليون نفر به مصرف كنندگان محصولات كشاورزي افزوده مي شود. اين وضعيت به مفهوم آن است كه توليد غذا بايد دائماً افزايش يابد تا از ناهماهنگي هاي اجت

ماعي و كمبودهاي غذايي انسان در بسياري از نقاط جهان جلوگيري شود. با توجه به فقر و گرسنگي همراه با ازدياد روز افزون جمعيت در جهان و محدوديت اراضي قابل كشت، ادامه روند كاهش منابع انرژي، تخريب و به هم خوردن تعادل
اكولوژيكي، اگر چاره اي براي افزايش توليدات كشاورزي نشود بروز قحطي دور از انتظار نخواهد بود. رشد جمعيت مشكل اصلي مسألة تغذيه در جهان را تشكيل مي دهد. به منظور حفظ سطح فعلي مصرف غذا براي جمعيت جهان در سال ۲۰۱۰ بايد توليدات مواد غذايي ۲۵ درصد افزايش يابد و براي مبارزه با گرسنگي و سوء تغذيه لازم است كه ميزان توليد موادغذايي تا ۵۵ درصد افزايش يابد (۴).
براي تامين غذاي مردم جهان بايد توليد محصولات كشاورزي در واحد سطح افزايش‌يابدو از زمان (طول فصل رشد) بهتر استفاده شود (۱۸) و حتي الامكان از گياهان پرسودتر با دوره رشد كوتاه‌تر استفاده شود(۲۰). ذرت گياهي است پرسود با دوره رشد نسبتاً كوتاه كه ميزان عملكرد دانه آن در واحد سطح نسبت به گياهان مشابه به مراتب بيشتر بوده و مي تواند قسمتي از نياز جامعه بشري را جوابگو باشد. بعلاوه از كليه اندامهاي گياهي ذرت (دانه، برگ و ساقه) براي تغذيه انسان، دام و توليد گوشت و شير استفاده مي‌شود. به اين ترتيب ارزش ذرت در تغذيه دام و طيور، توليد نشاسته، گلوكز و روغن و به دليل پتانسيل عملكرد بسيار بالا (بيش از ۱۵ تن در هكتار) بسيار زياد است و لازم است به آن توجه بيشتري معطوف گردد(۶).
گياه با تثبيت و تبديل انرژي خورشيدي غذا توليد مي‌كند. متوسط كارآيي

تثبيت انرژي خورشيد در اكوسيستم هاي مختلف جهان كمتر از يك درصد گزارش شده است.گرچه اين رقم براي اكوسيستم هاي زراعي بيشتر است ولي در بهترين شرايط بيش از ۱/۵ درصد نيست (۱۳).
با اعمال مديريت هاي مناسب زراعي نظير تغيير مصنوعي ميكروكليما، تامين به موقع نهاده هاي لازم، كاشت زودهنگام ارقام زراعي پرمحصول در بهار و استفاده از رديف‌هاي باريك براي افزايش تراكم كاشت، حداكثر پوشش گياهي ايجاد مي شود. بدين ترتيب بجاي

آنكه نور در سطح عريان خاك تلف شود بوسيله جامعه گياهي جذب مي شود و در نتيجه ميزان فتوسنتز در واحد سطح زمين افزايش مي‌يابد (۱۶).
افزايش تراكم بوته بدون در نظر گرفتن كاهش صحيح فواصل گياهان و ساير عوامل نه تنها ممكن است باعث افزايش عملكرد نگردد بلكه تراكم زياد سبب افزايش رقابت درون و برون بوته اي گشته و عملكرد دانه را كاهش مي دهد و كيفيت آن را نيز تغيير مي دهد به قسمي كه قابليت استفاده آن در تغذيه دام كاهش مي يابد (۱۱).

 

در مطالعات مختلف انجام شده در مورد بررسي اثرات فاصله رديف و تراكم بوته، به دليل وجود محيط‌هاي مختلف آب و هوايي توصيه واحدي وجود ندارد بر اين اساس به منظور بهره گيري بهتر از عوامل محيطي مطالعه اي تحت عنوان اثرات فاصله رديف و تراكم بوته بر رشد، عملكرد و اجزاء عملكرد ذرت دانه اي سينگل كراس ۷۰۴ اجرا گرديد.
اهميت و علل توسعه كشت ذرت
ذرت به دليل پرمحصولي و قابل كشت بودن در محدوده وسيعي از شرايط محيطي، تنوع فوق‌العاده از نظر فرم، عادت رشد و كيفيت محصول داراي اهميت زيادي مي‌باشد. ذرت يكي از با ارزش ترين گياهاني است كه مورد كشت قرار مي گيرد و به عنوان سلطان غلات معروف است، زيرا توليد و ارزش آن در جهان از گندم، جو، يولاف، چاودار و برنج بيشتر است (۱۵).
قسمت اعظم ذرت توليد شده به مصرف تغذيه دام مي رسد و بدليل پايين بودن درصد فيبر هيدراتهاي كربن ساختماني و روغن، جزوه خوش خوراك ترين غلات بشمار مي آيد. تقريباً ۹-۸ درصد ذرت توليدي جهت مصرف انسان و توليد بعضي از تركيبات صنعتي بكار برده مي شود. از برگ و ساقه ذرت در صنايع فيبر و كاغذسازي استفاده مي شود و صنايع تخميري يكي ديگر از مصرف‌كنندگان غير مستقيم ذرت هستند، به نحوي كه در توليد الكل

اتيليك، الكل بوتيليك استالدئيد و غيره كاربرد دارد (۵). ذرت يكي از شگفت آورترين گياهان از لحاظ ذخيره انرژي مي باشد. از بذري كه وزن آن كمي بيشتر از ۲/۰ گرم مي‌باشد، گياهي حاصل مي‌شود كه در طول ۹ هفته به ارتفاع ۲۵۰ تا ۳۲۰ سانتي متر مي‌رسد. در دو ماه بعد اين گياه توليد ۱۰۰۰-۶۰۰ بذر مشابه آنچه كه خود از آن بوجود آمده است م

ي‌نمايد (براي مقايسه در نظر بگيريد كه از هر بذر گندم۵۰ عدد بذر بوجود مي‌آيد). اين توليد به راندمان بالاي مصرف انرژي و ذخيره مقدار زيادي از آن در دانه بستگي دارد.
علل توسعه كشت ذرت را مي توان به صورت زير خلاصه كرد :
۱) قدرت سازش پذيري اين گياه با شرايط گوناگون اقليمي كه در محدوده فوق العاده وسيعي از شرايط محيطي بهتر از گندم و برنج رشد مي كند (۱۰).

۲)كشت ديم ذرت در مناطقي با متوسط بارندگي سالانه حداقل ۲۵۰ ميلي متر و حداكثر ۵۰۰ ميلي متر و در ارتفاعات ۴۰۰۰ متري كوه‌هاي آند انجام مي‌شود (۱۰).
۳) سيستم ريشه‌اي ذرت داراي مكانيسم بالقوه‌اي جهت اجتناب از خشكي است، بطوريكه وقتي گياه با رطوبت خاك كمتر از حد مطلوب روبرو مي‌شود ريشه خود را توسعه مي دهد (۱۴).
بدين ترتيب كاهش سطح برگ با پوشيده شدن برخي روزنه ها همراه است و از دست رفتن رطوبت كاهش مي يابد (۱۰).
۴) عامل مهم ديگر، پتانسيل عملكرد بيشتر در اين گياه نسبت به اكثر محصولات زراعي(جدول۱) و قدرت زياد اين گياه در تثبيت انرژي است (جدول۲)، كه امكان مي‌دهد از هر هكتار زمين حداكثر انرژي برداشت گردد (۴۰).

جدول۱ : حداكثر سرعت رشد محصولات زراعي (گرم بر متر مربع در روز).
محصول سرعت رشد محصول سرعت رشد محصول سرعت رشد

غلات لگوم‌ها گياهان ريشه‌اي
ارزن ۵۴ نخود ۲۸ سيب زميني ۲۷
ذرت ۵۱ بادام زميني ۲۸ چغندر قند ۳۲
سورگوم ۵۱ سويا ۲۳
نيشكر ۴۲ يونجه ۲۰
برنج ۳۶ باقلا ۱۵
گندم ۱۸
نقل از منبع شماره۴۰ .

جدول ۲: ميزان انرژي برداشت شده در محصولات زراعي.
محصول ميزان انرژي برداشتي
ذرت دانه اي ۲۴۱۳۵
ذرت سيلوئي ۳۲۰۵۹
نخود فرنگي ۱۹۵۰۸
سبزيجات ۲۸۶۷۱
گندم پاييزه ۲۹۰۵۲
جو بهاره ۱۹۱۴۷
چغندر قند ۲۵۲۱۴
يونجه ۱۵۰۰۸
نقل از منبع شماره۴۰

مراحل نمو ذرت، با تأكيد بر اثر تراكم بوته بر آنها
آگاهي از مراحل نمو و زمان وقوع آن مي‌تواند راهنماي مناسبي براي فراهم كردن شرايط ممكن براي توليد محصول بهتر و بيشتر باشد. فرآيند رشد و نمو از جوانه زدن بذر شروع مي‌شود و تا مرحله رسيدگي فيزيولوژيكي اد

امه دارد. هنانوي (۳۲) مراحل رشد و نمو ذرت را مشخص كرده‌ است.
سبز شدن
دانه ذرت مشابه ساير گندميان است، جز اينكه تفاوت هايي در مقياس آن وجود دارد كه ناشي از جنين و آندوسپرم نسبتاً بزرگ آن است (۱۲). بذر پس از قرار گرفتن در درون خاك شروع به جذب رطوبت مي‌كند و هنگامي كه ميزان رطوبت جذب شده به ۴۴ درصد وزن خشك بذر رسيد در شرايطي كه درجه حرارت محيط بالاتر از ۱۰ درجه سانتي گراد باشد، جوانه زني آغازمي‌گردد (۳).
مدت زمان كاشت تا سبز شدن تحت تاثير درجه حرارت، رطوبت، تهويه خاك، بنيه گياهچه عمليات آماده سازي بستر بذر و عمق كاشت مي‌باشد (۱۵).
اطرشي (۱) طي آزمايشي گزارش داد كه بين هيبريدهاي مختلف ذرت( ۱۰۸ (خيلي زودرس) ‌ ۳۰۱ (زودرس) و ۶۰۴ (ميان رس) ) از نظر تعداد روز از كاشت تا ۵۰ درصد سز شدن تفاوت معني داري مشاهده نمي‌شود همچنين مشخص شد كه در كليه تراكم‌هاي مورد مطالعه (۶۰، ۷۵ و ۹۰ هزار بوته در هكتار) تعداد روز از كاشت تا ۵۰ درصد سبز شدن ۳/۵ روز

و پس از تجمع ۸/۶۸ درجه – روز رشد مي‌باشد.
مين باشي (۱۹) طي مطالعه اي اظهار داشت كه تعداد روز از كاشت تا ۵۰ درصد سبز شدن، در بين تراكم هاي مختلف بوته اختلافي نداشتند، كه دليل آن عدم تاثير عوامل آزمايش بر خصوصيات حرارتي، رطوبتي و فيزيكي خاك مي‌باشد.
رسيدگي فيزيولوژيكي
بلوغ يا رسيدگي فيزيولوژيكي به مفهوم دوره‌اي از چرخه زندگي گياه است كه در آن مرحله رشد و نمو كامل مي‌شود. گياهان دانه اي را به منظور جلوگيري از اتلاف عملكرد بايد در مرحله رسيدگي فيزيولوژيكي برداشت كرد. از طرف ديگر، اگر برداشت به بعد از بلوغ فيزيولوژيكي موكول شود، عملكرد در اثر ريزش دانه ها يا ريزش درصد زيادي از دانه ها در حين برداشت كاهش مي‌يابد. بلوغ فيزيولوژيكي هر گياهي را مي‌توان با نمونه گيري منظم و تعيين وزن خشك دانه معين كرد. زماني كه وزن خشك دانه افزايش نيابد، گياه به بلوغ فيزيولوژيكي رسيده است (۲۱).
مدت زمان لازم از كاشت تا بلوغ فيزيولوژيكي تحت تاثير عوامل محيطي و مديريتي مانند تاريخ كاشت، طول فصل رشد، ميزان بارندگي، بافت و حاصلخيزي خاك قرار دارد (۱۲).
اطرشي (۱) دريافت كه تعداد روز از كاشت تا مرحله رسيدگي فيزيولوژيكي در تراكم هاي مورد بررسي يكسان است و افزايش تراكم بوته تاثيري بر تعداد روز ندارد. مين باشي (۱۹) دريافت كه افزايش تراكم بوته تاثيري بر تعداد روز از كاشت تا بلوغ فيزيولوژيكي نداشت.
خصوصيات رويشي گياه، با تاكيد بر اثر تراكم بوته بر آنها

تعداد برگ در بوته
برگ هاي ذرت اولين اندام هايي هستندكه بعد از كلئوپتيل از خاك خارج مي‌شود. تعداد برگهاي جنيني ذرت
۶-۵ عدد است. تعداد برگ در ذرت به ميزان توليد برگ در مريستم انتهايي و همچنين به طول دوره از كاشت تا ظهور گل آذين نر بستگي دارد كه خود تحت تاثير عوامل م
تعداد برگ در ذرت بستگي به تاريخ ظهور كاكل و گرده افشاني و ارتفاع گياه دارد (۲۲). تعداد برگ در بوته تحت تاثيرطول روز بوده و با افزايش آن تعداد برگ در بوته افزايش مي‌يابد (۳۳).
مين باشي (۱۹) دريافت كه افزايش تراكم بوته، به صورت معني داري باعث كاهش تعداد برگ در بوته مي‌گردد كه احتمالاً به دليل تشديد رقابت بين گياهان براي عوامل محيطي باشد.

ارتفاع گياه
يكي از اثرات تراكم بوته تغيير در ارتفاع گياه است، اما ميزان تغيير به كميت وكيفيت نور بستگي دارد (۲۸). با افزايش تراكم گياهي سايه اندازي متقابل افزايش مي يابد و اين امر افزايش ارتفاع گياه، افزايش خوابيدگي و كاهش يكنواختي بلال را تقويت مي‌كند (۱).
استينسون و موس (۴۳) اثر سايه را بر روي دو گروه از هيبريدهاي تراكم پذير و تراكم ناپذير ذرت بررسي نمودند و متوجه شدند كه هيبريدهاي تراكم پذير حساسيت كمتري به سايه دارند و عملكرد آنها بيشتر از هيبريدهاي تراكم ناپذير مي‌باشد. گياهاني كه در معرض سايه بودند، ارتفاع زيادتر و قطر ساقه كمتري داشتند و عملكرد آنها نيز كمتر بود. علت كاهش عملكرد در تراكم هاي بالا افزايش خوابيدگي ساقه و افت وزن بلال در اثر كاهش شدت نور مي‌باشد.
از نظر تئوريك هورمون اكسين در مقابل نور تجزيه شده و افزايش شدت نور باعث تجزيه بيشتر آن مي‌شود كه در نهايت باعث كاهش ارتفاع گياه مي‌شود.معمولاً ارتفاع گياه ذرت تا سطح معيني همراه با افزايش تراكم بوته افزايش يافته و سپس كاهش مي‌يابد. عدم افزايش ارتفاع بوته در تراكم هاي خيلي بالا احتمالاً به علت محدوديت مواد فتوسنتزي، آب و مواد معدني براي رشد است (۲۸). معمولاً هيبريدهاي ديررس ارتفاع بيشتري نسبت به هيبريدهاي زودرس دارند.
شريف زاده‌(۱۱) طي مطاله اي‌دريافت كه سينگل كراس ۷۱۱ (ديررس) نسبت به سينگل كراس هاي۶۰۴ (ميان‌رس) و ۳۰۱ (زودرس) داراي ارتفاع بيشتري است. بيشتر بودن ارتفاع بوته را مي‌توان به بيشتر بودن تعداد برگها و در نتيجه گرماي بيشتر كه متاثر از ديررس بودن نسبي آنهاست نسبت داد.
قطر ساقه
با افزايش تراكم گياهي سايه اندازي متقابل افزايش مي‌يابد و اين امر باعث افزايش ارتفاع و كاهش قطر ساقه مي‌شود (۱۰). مين باشي (۱۹) گزارش كرد كه قطر ساقه در اكثر مراحل نمو تحت تاثير تاريخ كاشت، تراكم بوته و هيبريد واقع مي‌گردد.بطوريكه افزايش ترا

كم بوته سبب كاهش قطر ساقه در تمام مراحل نمو مي‌شود و مقدار كاهش قطر ساقه ۶ و ۸/۱۲ درصد به ترتيب براي تراكم هاي ۱۱ و ۱۳ بوته در مترمربع نسبت به تراكم ۹ بوته در متر مربع مي‌باشد. چنانچه افزايش ارتفاع بوته با تجمع بيشتر ماده خشك همراه نباشد، منجر به كاهش قطر ساقه و خوابيدگي بوته مي‌شود (۴۴).
وزن خشك بوته
تراكم جامعه گياهي اثر معني داري بر تجمع ماده خشك بوته دارد. رشد ساقه تا ۴۵ روز بعداز كاشت تغيير معني داري ندارد، ولي بعداز آن تجمع وزن خ

شك بوته بيش از۵۰ درصد مجموع ساقه و برگ مي‌گردد و حدود ۷۵ روز بعداز كاشت بخصوص در تراكم هاي پايين به تدريج كاهش مي‌يابدكه احتمالاً بدليل انتقال مواد از ساقه به دانه است.
اريك وهانوي (۲۹) مشخص كردند كه ميزان افزايش عملكرد ماده خشك از ۴۵ تا ۹۱ روز بعداز كاشت، كه طي آن گياه وارد مرحله تجمع سريع ماده خشك مي‌شود، تحت تأثير تراكم بوته قرار نمي‌گيرد. در مطالعه كومينز و دوبزون (۲۵) مشخص شد كه با افزايش تراكم ذرت از ۴۹ به ۸۶ هزار بوته در هكتار سهم ساقه از ۲۷ به ۳۲ درصد افزايش مي‌يابد. اكبري (۲) دريافت كه وزن خشك بوته در تمام مراحل نمو تحت تاثير تراكم بوته قرارمي‌گيرد و حداكثر وزن خشك بوته در تراكم ۸۵ هزار بوته در هكتار بدست مي‌آيد.
اجزاء عملكرد، با تاكيد بر اثر تراكم بوته بر آنها
تعداد بلال در بوته
تراكم گياهي در توزيع ماده خشك بين بخشهاي رويشي و زايشي سهم مهمي دارد (۱۱۸). در بررسي شريف زاده(۱۱) معلوم شد كه اثر تراكم بوته در واحد سطح بر تعداد بلال در بوته معني‌دارنيست و دليل آنرا عدم رقابت شديد در زمان تشكيل بلال ها در دامنه تراكم هاي مورد مطالعه ذكر كرد. روتگر وكراودر (۴۲) نتيجه گرفتند كه در تراكم هاي بالا تعداد بلال در بوته كاهش مي‌يابد. كاهش تعداد بلال در بوته در تراكم هاي بالا ناشي از عدم كفايت مواد فتوسنتزي براي تشكيل بلال مي‌باشد (۱۹).
تعداد رديف در بلال
ريد و همكاران (۳۹) گزارش كردند كه افزايش تراكم اثر معني داري بر تعداد رديف در بلال ندارد. در مطالعه شريف زاده (۱۱) مشخص شد كه بين تراكم هاي ۸۵ و ۹۵ هزار بوته در هكتار از نظر تعداد رديف در بلال اختلاف معني داري وجود ندارد. در مطالعه ديگري (۴۵) گزارش شد با افزايش تراكم از ۸ به ۴/۱۵ بوته، تعداد رديف در بلال به ميزان ۱۴ درصد ك

اهش يافت
تعداد دانه در رديف
تيتو – كاگو و گاردنر (۴۵) گزارش كردند كه يكي از فاكتورهاي مهم در تشكيل عملكرد دانه ذرت، تعداد دانه در هر رديف بلال مي‌باشد، زيرا تعداد دانه در هر رديف در مقايسه با تعداد رديف در هر بلال تاثير بيشتري را بر تعداد دانه در هر بلال دارد. با افزايش بيش از حد تراكم (بالاتر از ۱۰ بوته در مترمربع) تعداد دانه در هر بوته به ميزان ۷۹ درصد كاهش ‌يافت، در حاليكه تعداد دانه در واحد سطح ممكن است تا تراكم ۵/۱۲ بوته در مترمربع افزايش ياب

د. با افزايش تراكم از ۸/۰ به ۴/۱۵ بوته در مترمربع، تعداد دانه در رديف تا تراكم ۵/۱۳ بوته در مترمربع تقريباً ثابت و بين‌۴۲‌ تا‌۴۵ ‌ دانه در رديف بود، ولي در تراكم ۴/۱۵ بوته در مترمربع به ۲۴ دانه در رديف كاهش يافت.
شريف زاده (۱۱) گزارش كرد كه بين تراكم هاي ۸۵ و ۹۵ هزار بوته در هكتار از نظر تعداد دانه در رديف اختلاف معني داري مشاهده نمي‌شود. اكبري (۲) گزارش نمود كه اثر تراكم بوته بر تعداد دانه در رديف معني دار نيست.
وزن هزار دانه
در مطالعه كارلن وكامپ (۳۵) اختلاف آماري معني‌داري بين دو روش جفت كاشت وتك كاشت از نظر وزن هــزار دانــه مشاهده نشد. اكبري (۲) دريافت كه اثر تراكم بوته بر وزن هزار دانه معني دار است، و با افزايش تراكـم بوته در واحد سطح وزن هــزار دانـــــه كاهش يافت. همچنين شريف زاده (۱۱) در بررسي خود دريافت كه بين تراكم هاي ۸۵ و ۹۵ هزار بوته در هكتار از نظر وزن هزار دانه تفاوت معني داري وجود نداشت.
اثر تراكم بوته بر عملكرد دانه
در شرايط مختلف تراكم مطلوب بوسيله رقابت براي جذب آب، مواد غذايي و نور تعيين مي‌شود ( ۳۷). با افزايش تراكم عملكرد دانه افزايش مي‌يابد، اما اين رابطه بصورت سهمي مي‌باشد (۳۶). محدوديت عملكرد در تراكم هاي كم به علت كمي تعداد بوته و در تراكم‌هاي زياد به دليل وجود بوته هاي عقيم مي‌باشد.
سيادت (۹) با بررسي اثر تراكم هاي مختلف گياهي (۴۰، ۵۰، ۶۰، ۷۰ و ۸۰ هزار بوته در هكتار) بر خصوصيات ۳ هيبريد نتيجه گرفت كه با افزايش تراكم، عملكرد تك بوته با شيب تقريباً تند و يكنواخت كاهش مي‌يابد.

مطيعي وسيادت (۱۷) مشخص كردند كه بين تراكم هاي مختلف ذرت سينگل كراس ۷۰۴ اختلاف معني داري از نظر عملكرد دانه وجود دارد و با افزايش تراكم گياهي تا ۱۰۰ هزار بوته در هكتار ابتدا عملكرد افزايش و سپس كاهش پيدا مي‌كند. سيادت (۸) گزارش كرد كه متوسط تعداد دانه يا تعداد بلال در بوته با افزايش تراكم كاهش مي‌يابد، اما عملكرد دانه در ابتدا افزايش و سپس كاسته مي‌شود .
اثر تراكم بوته بر شاخص برداشت
نيچي و پوروويچ (۳۸)، عملكرد بيولوژيكي را به كل ماده خشك توليدي و عملكرد اقتصادي رابه بخشي از عملكرد بيولوژيكي كه قابل استفاده است، اطلاق مي‌گردد. بيون (۲۳) كارايي توليد دانه را به عنوان يك شاخص مطرح نمود و اين شاخص ضريب انتقال نام گرفت. او ضريب انتقال غلات را بصورت نسبتي از ماده خشك تمامي گياه (بجز ريشه) كه در دانه تجمع مي‌يابد تعريف نمود. اين ضريب كه اكنون بعنوان شاخص برداشت شناخته مي‌شود، بطور گسترده‌اي مورد استفاده قرار مي‌گيرد (۲۶). با افزايش توليد ماده خشك كل و با افزايش شاخص برداشت، مي‌توان عملكرد اقتصادي را افزايش داد. عملكرد بيولوژيك و شاخص برداشت تحت تاثير عوامل آب و هوايي، خاك و گياه قرار دارند. دونالد و هامبلين (۲۷)، پيشرفت هاي قابل ملاحظه‌اي كه در نيم قرن اخير در توليد غلات حاصل شده است را در درجه نخست به دليل افزايش شاخص برداشت و نه لزوماً افزايش عملكرد بيولوژيكي مي‌دانند.
طبق گزارش ريچارد و همكاران (۴۱) افزايش

تراكم گياهي بطور معني داري شاخص برداشت را كاهش مي‌دهد. آنها همچنين نتيجه گرفتند كه شاخص برداشت ذرت بيشتر تحت تاثير عوامل محيطي و به ويژه تراكم گياهي و طول دوره رسيدگي گياه است، و هرچه اين دوره طولاني تر و تراكم گياهي كمتر باشد، شاخص برداشت بيشتر افزايش مي‌يابد.
مواد و روشها
موقعيت محل آزمايش
اين آزمايش در سال زراعي۱۳۸۱ در مزرعه‌دانشگاه آزاذ اسلامي واحد ميانه واقع در شمال شرقي شهرستان ميانه انجام گرفت. اين منطقه در طول جغرافيايي ′۲۵ و º۳۷ شرقي و در عرض جغرافيايي ′۴۳ و º۴۷ شمالي در ارتفاع ۱۱۰۰ متري از سطح دريا واقع شده است. اين منطقه با توجه به تقسيم بندي دومارتن و آمبرژه جزو مناطق نيمه خشك با تابستانهاي نسبتاً گرم و خشك و زمستانهاي سرد و مرطوب مي‌باشد و بر اساس آمار هواشناسي ميانه، ميانگين درجه حرارت سالانه آن ۱۳ درجه سانتيگراد با ميانگين حداقل سالانه ۲/۶ درجه سانتيگراد، ميانگين حداكثر سالانه ۸/۱۹ درجه سانتيگراد و حداكثر مطلق ۵/۴۰ درجه سانتيگراد مي‌باشد. حداقل ميزان بارندگي منطقه ۱۶۸ ميلي‌متر و حداكثر آن بيش از ۵۰۰ ميلي متر با متوسط ۳۰۶ ميلي متر است. تعداد روزهاي يخبندان اين ناحيه ۱۱۰ روز در سال مي‌باشد.
مشخصات خاك محل آزمايش
براي تعيين خصوصيات فيزيكي و شيميايي خاك محل مورد آزمايش ده نمونه از خاك مزرعه از عمق ۲۰-۰ و ۴۰-۲۰ سانتي متري به طور تصادفي نمونه برداري شد و دو نمونه درآزمايشگاه خاكشناسي تبريز تجزيه شد.نتايج نشان داد كه بافت خاك از نوع لوم رسي و اسيديته آن۵/۷ مي‌باشد.
مشخصات طرح و تيمارهاي آزمايشي
اين بررسي به صورت آزمايش فاكتوريل در قالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي با سه تكرار انجام شد. عوامل مورد بررسي را سه فاصله خطوط كاشت (۴۵ ،‌۶۰ و ۷۵ سانتي‌متر) و سه تراكم بوته (۵۰، ۶۵ و ۸۰ هزار بوته در هكتار) تشكيل دادند. در اين آزمايش از ذرت رقم ديررس سينگل كراس ۷۰۴ با طول دوره رشد ۱۴۰-۱۲۰ روز استفاده شد.
عمليات زراعي
قطعه زمين مورد مطالعه در پائيز سال ۱۳۸۰ توسط گاوآهن برگرداندار شخم عميق و در بهار سال ۱۳۸۱شخم سطحي (۲۵-۲۰ سانتي متر) زده شد. سپس كود فسفات آمونيوم و اوره به ترتيب به ميزان ۲۵۰ و ۹۰ كيلوگرم در هكتار بطور يكنواخت در مزرعه پخش گرديد و با دوبار ديسك عمودبرهم علاوه بر خردكردن كلوخه ها، كود با خاك مخلوط و س

پس توسط ماله زراعي مزرعه تسطيح شد. كاشت در تاريخ ۲۰ ارديبهشت ماه با دست انجام گرديد. هركرت شامل ۶ رديف كاشت به طول ۹ متر بود. بذور قبل از كاشت بوسيله قارچ كش كاربوكسين تيرام به ميزان ۲ در هزار آغشته شدند. براي كاشت ابتدا شيارهايي به عمق ۵-۳ سانتي متر در وسط كرت ايجاد و بذرها بوسيله دم شد. فواصل ساير آبياري ها حدود ۸-۶ روزوعرف منطقه بود. براي تامين نيتروژن مورد نياز، معادل ۱۵۰ كيلوگرم اوره در هكتار بصورت سرك بطور يكنواخت در سه مرحله قبل از گلدهي و قبل از هرآبياري در كنار رديف هاي كاشت پخش گرديد.
به منظور مبارزه با آفات از جمله كرم طوقه خوار(۱) از سم ليندن(۲) به ميزان دو در هزار بصورت محلول و طعمه مسموم، و كرم ساقه خوار ذرت(۳) در مرحله ظهور گلهاي نر از حشره كش سوين(۴) به ميزان دو كيلوگرم در هكتار بوسله سمپاش فوران مدل پي‌تي‌او۵۰۰(۵) و تراكتور فيات ۴۴۵ استفاده گرديد.
خصوصيات مورد بررسي
در اين بررسي زمان وقوع مراحل نمو شامل ۵۰ درصد سبز شدن و رسيدگي فيزيولوژيكي تعيين گرديدند. همچنين در اين مطالعه قطر ساقه (از بالاي سطح خاك و حدفاصل گره هاي سوم و چهارم بوسيله كوليس) و ارتفاع بوته در مرحله رسيدگي فيزيولوژيكي اندازه گيري شد و تعداد برگ نيز شمرده شد. براي تعيين وزن خشك بوته از دو رديف از چهار رديف مياني هر كرت ده بوته متوالي برداشت شد و بطور جداگانه داخل پاكت هاي جداگانه درون آون تهويه دار به مدت ۴۸ ساعت و در درجه حرارت ۷۵-۷۰ درجه سانتيگراد قرار داده شدند و سپس با ترازوي دقيق توزين شدند.
عملكردهاي دانه و بيولوژيك دو رديف كاشت مياني (پس از حذف اثر حاشيه) تعيين گرديدند و عملكرد دانه بر اساس ۱۴ درصد رطوبت تنظيم شد. ا

جزاي عملكرد براي ده بوته تصادفي از رديف‌هاي كاشت غير حاشيه‌اي تعيين شدند. شاخص برداشت نيز از نسبت عملكرد دانه به عملكرد بيولوژيك حاصل شد. خصوصيات اندازه‌گيري شده براي هر كرت و متوسط صفات اندازه‌گيري شده براي ده بوته يا بلال با استفاده از برنامه نرم افزاري MSTAT-C مورد تجزيه واريانس قرار گرفتند و مقايسه

ميانگين‌ها با استفاده از آزمون دانكن در سطح احتمال ۵ درصد انجام شد. براي رسم نمودارها از نرم‌افزار كواتروپرو استفاده شد.