بررسي اثرا ت بازي گروهي و با قاعده در رشد اجتماعي دختران ۴ تا ۵ ساله مدارس آمادگي شهر تهران

چكيده:
در اين تحقيق به بررسي اثرا ت بازي گروهي و با قاعده در رشد اجتماعي دختران ۴ تا ۵ ساله مدارس آمادگي شهر تهران پرداخته شد، بدين ترتيب پس از تدوين سوال و فرضيه دال بر اثبات ثبت بازي درمهد كودك بخصوص بازي گروهي و باقاعده درمهد كودك بر ميزان رشد اجتماعي، بررسي مباحث نطري و بخصوص نظري وايلند درمحيط رشد اجتماعي تأكيد شد، پس از آن تعداد و ۶۰ نفر به عنوان نمونه تحقيق به صورت تصادفي با روش نمونه¬گيري خوشه¬اي گزينش شدند و از

پرسشنامه وايلند بر روي آنها اجرا گرديد. سپس از طريق آزمونt استيودنت گروههاي مستقل با آزمون فرضيه تحقيق پرداخته شد و مشخص گرديد كه ميانگين رشد اجتماعي كودكي يا كودكاني كه درمهد كودك بازي گروهي و با قاعده انجام مي-دهند درمقايسه با كودكاني كه در مهد كودك بازي گروهي و با قاعده انجام نمي¬دهند، بالاتر است و اين تفاوت ازلحاظ آماري در سطح ۱ ۰ / ۰ * معنا دار مي¬باشد. بنابراين مي¬توان نتيجه¬گيري نمود كه بازي گروهي و با قاعده درمهد كودك مي¬توان تأثير مثبتي را در افزايش رشد اجتماعي كودكان ايفا نمايد.

فصل اول:

موضوع
مقدمه
بيان مسئله
ضرورت پژوهش
هدف پژوهش
فرضيه

تعريف مفهومي و عملياتي
موضوع: بررسي تأثير بازي گروهي و باقاعده در رشد اجتماعي دختران ۴ تا ۵ ساله مدارس آمادگي منطقه ۷ تهران بر اساس تست رشد اجتماعي وايلند.
مقدمه:
بازي كه به معني تلاش و فعاليت لذت بخش و خوشايند و تفريح است براي رشد همه جانبه كودك ضرورت تام دارد. كودك از طريق بازي احساسات و روياهاي خود را بروز مي¬دهد. استعدادهايش راشكوفا مي¬سازد، كنترل به موقع اعمال و حركات را مي¬آموزد، بر تجاربش مي¬افزايد، دنياي درون و اسرار و مشكلاتش را بارز مي¬سازد و انرژي ذخيره شده خويش راهر جهت مطلوب به مصرف مي¬رساند. كودك از طريق بازيها، مشكلات و همكاري و رعايت حقوق ديگران و قوانين اجتماعي را ياد مي¬گيرند. (شفيع آبادي، ۱۳۷۲ ) .
كودكان خردسال نمي¬توانند افكار و عقايد و احساسات خود را به وضوح ازطريق كلمات و گفتار بيان كنند. بازي بخش عمده¬اي از زندگي كودك پيش دبستاني را تشكيل مي¬دهد و باعث رشد شخصيت او مي¬گردد. موجبات شادي و لذت و انبساط خاطر كودك را فراهم مي¬كند. همكاري و نوع دوستي و اطلاعات و قوانين را به كودك ياد مي¬دهد، دامنه تجسم و قصور او را مي¬گستراند و كودك را به مشاغل گوناگون آشنا مي¬سازد. (قاضي، ۱۳۷۰ ) .

بنابه اظهار كارل ، گروهي يكي از روانشناسان بزرگ سوئيسي، بازي كودكان مقدمه اي براي كوششهاي آينده و آماده شدن براي زندگي آينده است. بدان سان كه درآن جدي بودن زندگي بزرگسالات بر دوش كودك سنگيني نمي¬كند. او مي-گويد دربازي پليس و ژاندارم كودكي كه نقش ژاندارم را مي¬آفريند و به دستگيري دردي مي¬رود، گذشته از اين كه نيروي جهاني او توسعه مي¬يابد به تأثير اصل اخلاقي و اجتماعي نيز مي¬پردازد و در ضمن وظايف و حدود اختيارات اين شغل رانيز مي¬آموزد. به عكس كودكي كه نقش دزد را بازي مي-كند، با دستگير شدن

و پذيرفتن گوشمالي و در واقع زشتي دزدي را مي¬پذيرد و به اجراي عدالت اجتماعي احترام مي¬گذارد، به هر حال از ديدگاه گروهي، هدف بازي در خود نرفته است و بازي نمايانگر زندگي و فعاليت آزاد كودك بوده، در حقيقت او را براي اجراي كارها و وظيفه هاي سنگين آينده خود آماده مي¬سازد(بهرامی ، ۱۳۷۰)
. در كتاب روان شناسي درماني آلفرد، آدلر كه درسال ۱۹۰۷ نوشته شده است بازي به معناي ارضاء غير واقعي (بيرون از حد حقيقت ) اجمالي مانند برتري جويي و خود نمايي تفسير شده است و آدلرانيها را سر آغازي براي بيان گذاري ابتدايي ترين و انديشه آدمي تلقي مي¬كند. برتري جويي و خود نمايي در سال هاي كودكي امكان مي-دهد كه اميال فرد را به سادگي نشان داده و آنها ر اآرام سازند. بدين معني كه كودكان خردسال در بازيهاي خويش واقعيت را با توجه به خواستهاي خويش دگرگون جلوه مي¬دهند. زيرا دانش لازم براي پيروي از حقيقت دارند و به اين ترتيب ناتواني و * خود را بر طرف مي¬سازند.روشن است كه آنچه را كه بزرگسالان ارضاء غير واقعي مي-نامند براي كودكان مفهوم ارضاء واقعي ميل خود نمايي و برتري جويي ر ادارا مي¬باشد. (قشلاقي، ۱۳۵۶ ).
روان شناسان امروزي همه بر آنند كه كودك بر اساس نيازهاي دروني به بازي مي¬پردازند ، و فعاليتها و كوشش هاي آگاه يا ناخود گاه وي به منظور آماده ساختن خويش براي زندگي آينده است البته ممكن است از بازي نكات سودمندي فراگيرد كه بعداً در زندگي وي به كار آينده. لكن به دست آوردن تجربه و مهارت، يك نتيجه فرعي بازي است و هدف اساسي به شمار نمي¬رود. در نتيجه با توجه به نظريات علماي تعليم و تربيت، توجه و ايجاد امكانات براي بازي ،به كودكان فرصت مي¬دهند تا بهتر ياد بگيرند. بنابر اين بازي مي¬توان، تقريباً به تمام هدفهاي تربيتي از قبيل رشد بدني و ذهني، فهم عمومي و تربيت اجتماعي و اخلاقي كودك كمك كند. تربيت بنياد بشريت است. تربيت كوران رابينا ، لنگان راتوانا، خود خواهان را مردم دوست و نابشرها را بشر مي¬سازد. كودكان خود را چنان تربيت كنيد كه بنيان گذار زندگي نو وخادم بشريت باشد. روسو مي-گويد:«طبيعت انسان را نيكو خلق كرده و لي جامعه او را شرير تربيت نموده طبيعت انسان را آزاد آفريده ليكن جامعه او را بنده گردانيده طبيعت انسان را خوشبخت ايجاد كرده ولي جامعه او رابدبخت كرده است نسبت به عالم طبيعت به جامعه مثل نسبت خير است به شر. تربيت عبارتست از ، اعمالي كه موجب تجلي شخصيت انساني و بروز تمايلات و عواطف عالي بشري است. پايه¬هاي زندگي خود برروي چگونگي آموزش و پرورش كودكان قرار دارد. يكي از عواملي كه در تربيت كودك مهم است ، محيط و هم صحبتان و مراودههاي اجتماعي كودك است چون بشير با كودكان همسال خود مشغول بازي و اعمال كودكانه است. مطمئناً عادات و اخلاق ديگران دراو موثر خواهد بود. روح كودك پاك است و براي گرفتن هرنقشي آماده پس در اثر روان اجتماعي نادرست ممكن است به زودي نا پاك گردد. بنابر اين يكي از مسائلي كه در تربيت كودكان اهميت دارد بازي و تفريحات و سرگرميهاي اوست. پياژه ، رشد اجتماعي كودك را به ۳ مرحله تقسيم مي¬كند: مرحله نخست كودك خود محور يا خود ميان بيني است. مرحله دوم كودك كوشش مي¬كند روابط اجتماعي واقعي بر قرار كند. مرحله سوم داد و ستد اجتماعي به وجود مي¬آيد با ديگران رفتار احترام آميز دارد.(پارسا، ۱۳۷۱ ) .
رابطه عاطفي بين كودكان و اطرافيان، مخصوصاً با مادر دراولين سال زندگي دررشد اجتماعي او نقش تعيين كننده¬اي دارد. نحوه ارضاء نيازهاي كودك زير بناي نگرش وي را در آينده ن

سبت به ديگران مي¬سازد. كودك به تدريج و ضمن ارتباط با ديگرا ن به مهارتهاي اجتماعي خود مي¬افزايد و عليرغم دوره اول كودكي كه همبازي ها نقش چنداني در زندگي كودك ندارد، در دوره پيش دبستاني دوستان تأثير بسزايي در رشد اجتماعي كودك دارند و مهارتهاي اجتماعي كودك راافزايش مي¬دهند. كودك دراين مكان ها به تجربه و يادگيري مي¬پردازد و روشهاي ارتباط با ديگران را فرا مي¬گيرد و به نقاط ضعف و قدرت خود پي مي¬برند. (شفيع آبادي، ۱۳۷۲ ) .
از ۲ تا ۴ سالگي كودكان كه در آغاز افرادي غير اجتماعي هستند به افراد اجتماعي تبديل مي-شوند. كودك در اثر بازي با كودكان ديگر يعني از راه مشاركت در فعاليتهاي آنان و دادن و گرفتن اسباب بازيها، در اندك زمان روح سازگاري دراو پديدارمي¬شود. همچنين او از راه تقليد كردار و گفتار همچنان هاي همبازيش مي¬كوشد خود را به شكل آنان در آورده و مطابق با الگوي قابل قبول گروه خود رفتار كند. (پارسا، ۱۳۷۱ ) .
نخستين رشد اجتماعي اندكي پس از تولد كودك آغاز مي¬شود و شامل آموزش هاي گوناگون است سپس زبان آموزي به تدريج انجام مي¬شود. كودك در سنين ۵ تا ۶ سالگي دچار دگرگوني هاي فراواني در روابط با كودكان ديگر، با پدر و مادر و بزرگسالان مي¬شود، اين دوره از لحاظ اجتماعي و سازگاري كودك در آينده چنان اهميت دارد كه بايد دوره اصلاح و تصحيح رفتار اجتماعي كودكان ناميد. در اين دوره براي رشد كودك وجود كودكان ديگر از اهميت فراواني بر خورداراست و آرامش رواني او هنگامي تأمين مي¬شود كه افراد گروه او را پذيرفته باشند. به تدريج كه طرز رفتار و ارتباط با ديگران را در مي¬يابد،نظرش درباره خودش بهتر مي¬شود و در نتيجه در كارهايش توفيق بيشتري بدست مي¬آورد. (پارسا،۱۳۷۱ )

بيان مسئله:
از آنجا كه به نظر مي¬رسد كه كودك در سالهاي اوليه زندگي به شخصيت خود پي مي¬برد و اين شناخت را در خلال حركات وي مي¬توان ديد، تربيت و تعليم صحيح مي¬تواند در اين ميان مؤثر واقع شود. يكي از بهترين وسايلي كه مي¬توان آموزش و تربيت را ايجاد كند، بازي است. كودك در خلال بازي به كشف محيط خود مي¬پردازد و ازطريق بازي نخستين گامها را براي ايجاد اجتماعي شدن بر مي¬دارد. او همكاري و تعاون با گروه را مي-آموزد، ياد مي¬گيرد كه چگونه بر ديگران تأثير بگذارد و چگونه از ديگران تأثير پذيرد. بازي كودك را از افسردگي و خمودي خارج كرده و باعث شركت وي درگروه مي¬شود و به او ياد مي¬دهد كه براي پذيرش و موفقيت درگروه بايد چه تواناييهايي داشته باشد و چگونه مي¬تواند ازتوانايي ديگران براي رفع نياز خود و نياز ديگران استفاده كند. بازيها در اجتماعي شدن كودكان سهم بسزايي دارد. اطفال اغلب براي اولين باز از راه بازيهاي دسته جمعي خود به ارزش كودكان ديگر كه بدون آنها بازي مقدور نيست پي مي¬برد. به وسيله

بازي آنها يادمي¬گيرند كه چگونه يكديگر را قبول داشته باشند، درباره قوانين بازي توافق كننده و دسته جمعي بر گروه رقيب پيروز شوند. مفهوم همكاري و پيروزي و شكست ، هم چشمي وبرتري طلبي اغلب در اين دوره ازوراي بازيهاي البته جمعي استنباط مي¬شوند و به رشد لازم مي¬رسند از طرف ديگر بازيهاي چون ، آشپزي ، خانه داري، دكتر بازي و غيره باعث آمادگي كودك براي احراز شغلي در آينده و تفهيم نظامي اجتماعي مي¬شوند. با توجه به اين مطالب سوالي كه در اينجا مطرح مي¬شود، اين است كه آيا بازي دسته جمعي و با قاعده در مهد كود ك كه تحت نظر مربي

است، باعث افزايش رشد اجتماعي مي¬شود؟

ضرورت پژوهش:
بر هيچ كس پوشيده نيست كه عدم وجود امكانات لازم براي كودكان در هرسني، ازرشد مناسب و لازم آنها دران سن جلوگيري يا آن راكند مي¬سازد.بدين ترتيب درصورتي كه محيط دوران كودكي جهت پرورش و باروري جنبه اجتماعي كودك به اندازه كافي غني نباشد، كودك درآينده فردي منزوي و گوشه گير بار آمده وياجهت ابزار وجود خويش و بودن درگروه هموار به افراد قويتر در اين زمينه ها وابسته مي¬شود و با انتخاب شخصيت اتكايي و وابسته مي¬كوشد ضعف هاي خود را نسبت الگويي كه بر مي¬گزيند مخفي سازد و چون بازي و بخصوص بازيهاي گروهي و با قواعد براي كودكان ۵ تا ۶ ساله (دوران پيش دبستاني ) در آماده سازي آنها جهت شركت در روابط اجتماعي آينده نقش مهمي ايفا مي¬نمايد. لذا تحقيق حاضر به انعكاس اهميت آن در زشد اجتماعي كودكان به والدين و مربيان خواهد پرداخت و اهميت آن ، اين است كه به معلمان و مربيان و والدين كمك كند تا با استفاده از وسايل بازي و اهميت دادن به بازيهاي گروهي كودكان و دادن نقشهاي اجتماهي در حين بازي به آنها به اجتماعي شدن آنها كمك كنند.

هدف پژوهش:
واضح است كه كودكان درخلال بازيهاي گروهي، انعطاف پذيري، نوبت گرفتن و اجتماعي شدن را تجربه مي¬كنند و رضايت خود را تاگرفتن نتيجه به تأخير مي¬اندازد و با صبر و استقامت و انتظار كشيدن را درخود تقويت مي¬كنند. به اين ترتيب بازي هايي كه كودك درآن به صورت گروهي بازي مي¬كند او را مجبور به رعايت نكات اجتماعي مي-كند. البته در ابتدا كودك ازنقش ديگران كه با او

بازي مي¬كنند آگاه نيست و در خلال بازي با آنها ، تمام قوانيش متمركز به خودش مي¬باشد ولي به مرور به نقش آن افراد پي برده و ياد خواهد گرفت كه چگونه با غريبه ها رابطه برقرار كرده و آنها را به بازي دعوت و مسائلي را كه يك بازي مطرح مي¬كند به كمك آنها حل نمايد.