بررسي اثر مشاركت ورزشي برفشار رواني (استرس) دانش آموزان

چكيده
هدف از تحقيق حاضر بررسي اثر مشاركت ورزشي بر فشار رواني دانش آموزان پسر فوتباليست ۱۸-۱۴ ساله بوده است. منظور از فشارهاي رواني مجموعه واكنش هاي غيراختصاصي ارگانيسم در مقابله و مواجهه با هر عاملي كه مي بايد با آن رودرو شود، كه در كنترل فشار رواني عوامل متعددي از جمله مشاركت ورزشي موثر است. اين تحقيق با شيوه نيمه تجربي با استفاده از طرح پيش آزمون – پس آزمون با دو گروه گواه و آزمايش انجام گرديد. براي انجام تحقيق آزمودني هاي

گروه گواه و آزمايش هر كدام ۳۰ نفر بودند، كه گروه گواه، از بين دانش آموزان دبيرستان شاهد و گروه آزمايش از بين دانش آموزان ورزشگاه هفتم تير بابل به روش تصادفي ساده انتخاب گرديد، سپس ميزان فشار رواني آزمودنيها از طريق پرسشنامه فشار عصبي كه شامل ۴۰ سوال مي باشد، مورد آزمون قرار گرفت، و بعد در مرحله آزمايش متغير مستقل «مشاركت ورزشي» شامل آموزش و تمرين مهارتهاي فوتبال، طي دوماه و نيم، ۳ جلسه در هفته و هرجلسه به مدت ۷۰ تا ۹۰ دقيقه اجرا گرديد تا تاثير آن بر متغير وابسته «فشار رواني» بررسي گردد. در مرحله تجزيه و تحليل داده ها و يافته هاي حاصل از آزمون t استودنت استفاده شد و اين نتايج به دست آمد:

الف) بين ميانگين نمرات فشار رواني گروه گواه و نمرات گروه آزمايش در مرحله پيش آزمون، به لحاظ آماري تفاوت معني داري مشاهده نگرديد ۰/۰۵) (p.
ب) بين ميانگين نمرات فشار رواني گروه گواه و نمرات گروه آزمايش در مرحله پس آزمون، به لحاظ آماري تفاوت معني داري مشاهده گرديد ۰/۰۵) (p.
ج) بين ميانگين نمرات فشار رواني گروه گواه در مرحله پيش آزمون و پس آزمون به لحاظ آمار

ي تفاوت معني داري مشاهده نگرديد ۰/۰۵) (p.
د) بين ميانگين نمرات فشار رواني گروه آزمايش در مرحله پيش آزمون و پس آزمون به لحاظ آماري تفاوت معني داري مشاهده گرديد ۰/۰۵) (p.

مقدمه
امروزه با پيشرفت علم و تكنولوژي و ماشيني شدن جوامع، اگر چه خدمات ارزنده اي براي بشر به ارمغان آورده اما عوارض متعددي را در برداشته است. يكي از اين عوارض كاهش تحرك و فعاليت بدني مي باشد. كم تحركي سلامت جسمي و رواني انسان را مورد تهديد قرار داده و زندگي انسان را به طور چشمگيري دچار اختلال مي سازد.
انرژي رواني نمي تواند از انرژي جسماني جدا باشد و خستگي، دلسردي، كمبود تمرين و ناتواني در تصميم گيري به هم ارتباط دارند. عكس قضيه نيز صادق است. يعني شرايط متناسب به ترقي و تعالي منتهي مي شود. مهارت باعث ايجاد اعتماد مي گردد و دارا بودن آمادگي جسماني گام بزرگي به سوي داشتن آمادگي رواني است.

بيان مسئله
با توجه به اينكه شركت در فعاليتهاي ورزشي اغلب تاثير درماني بركودكان و نوجوانان كه دچار اختلال عاطفي و يا معلوليت رشدي هستند. دارد. و همچنين كودكان و نوجوانان و حتي بزرگسالان از طريق ورزش اين فرصت را بدست مي آورند كه ارتباطات جسمي و رواني و اجتماعي ود را تقويت نمايند. برهمين اساس تحقيق حاضر در پي بررسي اين موضوع است كه آيا مشاركت در يك فعاليت ورزشي نسبتا بلند مدت باعث تغيير فشار رواني در دانش آموزان ورزشكارمي گردد. البته انتخاب رشته ورزشي فوتبال بدليل تمايل و كشش دانش آموزان به رشته فوق در استان مازندران بيشتر است.

اهميت و ضرورت تحقيق
با توجه به اينكه در عصر حاضر كم تحركي باعث بروز بسياري از بيماريهاي رواني و بالعكس ناراحتي رواني سبب بروز علائم جسماني مي شود. لذا مشاركت ورزشي تاثير درماني بركودكان و نوجوانان مي گذارد. به همين دليل است كه گروه زيادي از مردم پس از كار و تلاش خسته كننده شغلي، ساعات فراغت خود را صرف اين گونه فعاليت ها مي كنند حتي افرادي كه از موضوعي دچار تاثر و غم هستند، جهت كاهش ناراحتي هاي رواني به ورزش مي پردازند.
به موازات توسعه تكنولوژي ، كم تحركي و بي حركتي اجبارا به انسانها تحميل گشته است. در نتيجه سلامت و تندرستي جسمي و رواني آنان دستخوش مخاطره شده است در اين موقعيت حساس ورزش كردن در يك محدوده زمان معين مي تواند شرايط بدني را دوباره احياء كند و تعادل و توازن رواني برقرار سازد. (تندنويس. ۱۳۷۱).

ادبيات و پيشينه تحقيق
مك ماهان (۱۹۹۰) در مورد فوائد تمرينات بدني مطالعات زيادي انجام داد و به اين نتيجه رسيد كه تمرينات هوازي شديد، موجب بهبود و پيشرفت زياد در عزت نفس و كاهش افسردگي مي شود (به نقل از حبيبيان، ۱۳۷۹).
اسكلتون و همكاران (۱۹۹۱) طي تحقيق نقش درجات كمربند تكواندو را بر سطح پرخاشگري كودكان ۱۱-۹ ساله بررسي كردند. نتايج اين تحقيق آشكار نمود كه همراه با رشد و بالا رفتن سطوح رزمي، ميزان پرخاشگري كاهش پيدا مي كند دليل اين امر در طول مدت تمرينات رزمي تكواندو مي توان يافت.
بروك و هايم (۱۹۹۶) پژوهش مقدماتي در مورد ۱۶ كودك مبتلا به آسم به عمل آوردن

د و نتيجه گرفتند افرادي كه در ورزش شركت داشتند، خودپنداري مثبت تري داشتند و دچار اضطراب كمتري بودند و با بيماري خود بهتر كنار مي آمدند تا كساني كه در فعاليت هاي ورزشي شركت نداشتند (به نقل از شاملو، ۱۳۷۸).
نورا و همكاران (۱۹۹۵) در طي تحقيقي پيشرفت معني دار ۱۳ تا ۱۴ درصد توان هوازي و كاهش دردهاي مفصلي و تغييرات مثبت در افسردگي و اضطراب را بعد از ۱۲ هفته تمرين هوازي مشاهده كردند و در تحقيق ديگري (۱۹۹۷) برنامه هوازي ارتقاي ۱۰ تا ۲۰ درصد آمادگي قلبي – تنف

سي با كاهش موثر افسردگي، اضطراب و خستگي و تنش را، گزارش دادند.
كوكس و كالين (۱۹۹۸) طي تحقيقي گزارش دادند اعتماد به نفس و اجراي مهارت ها حركتي رابطه خطي وجود دارد يعني هرچه مهارت هاي حركتي با كيفيت بالاتري اجرا شود اعتماد به نفس نيز افزايش مي يابد . (به نقل از نمازي زاده و نقوي، ۱۳۸۱).
زيبري (۱۳۷۳) وضعيت خلق و خوي شخصيتي يك گروه منتخب از ورزشكاران نخبه را با يك گروه از غيرورزشكاران مورد مقايسه قرار داد نتايج وي نشان داد كه در متغيرهاي خشم- خصومت، قدرت- فعاليت و خستگي – بي حالي تفاوت بين دو گروه معني دار بود ولي در متغيرهاي تنش- نگراني و سردرگمي – بهت زدگي تفاوت معني داري بين دو گروه ديده نشد.
صاحب الزماني (۱۳۷۴) دانش آموزان غيرورزشكار ۱۳ الي ۱۵ ساله را به دو گروه تجربي و كنترل تقسيم نموده و با گروه كنترل سه ماه تمرين كاراته انجام داد به اين نتيجه رسيد كه تمرين كاراته به مدت سه ماه در كاهش پرخاشگري دانش آموزان مثبت است.
مزيني (۱۳۷۴) ميزان افسردگي از دانشجويان دختر ورزشكار و غيرورزشكار را مورد بررسي قرار داد و نتايج نشان داد كه ميزان افسردگي در دختران غيرورزشكار بيشتر از دختران ورزشكار بوده است. ورزش به دليل ماهيت ضد افسردگي در ايجاد روحيه شاداب در افراد بسيار موثر است.
الله قلي پور (۱۳۷۶) پرخاشگري جوانان ورزشكار رشته هاي بسكتبال، كاراته و بوكس را با جوانان غيرورزشكار را مورد مقايسه قرار داد و به اين نتيجه رسيد كه اختلاف معني داري بين پرخاشگري ورزشكاران و غير ورزشكاران وجود دارد.
حبيبيان (۱۳۷۹) در پژوهشي تحت عنوان مقايسه ميزان استرس (فشار رواني) دانشجويان دختر

ورزشكار با غيرورزشكار انجام داد به اين نتيجه رسيد كه دانشجويان دختر ورزشكار استرس كمتري نسبت به دانشجويان غيرورزشكار داشتند.

هدف تحقيق
هدف كلي از اين تحقيق بررسي اثر مشاركت ورزشي بر فشار رواني دانش آموزان پسر مي باشد. و اهداف اختصاصي عبارتند از:

۱- تعيين ميزان فشار رواني آزمودني ها قبل از شركت در يك دوره آموزش و تمرين فوتبال.
۲- تعيين ميزان فشار رواني آزمودني ها بعد از شركت در يك دوره آموزش و تمرين فوتبال.
۳- آزمـون فـرضيه اثر نـاشي از مشـاركـت ورزشي (فوتبال) بركاهش فشار رواني آزمودني ها.

فرضيه تحقيق
جهت دست يابي به هدف تحقيق فرضيه زير مطرح گرديد تا مورد آزمون قرار گيرد.
مشاركت ورزشي (فوتبال) بر كاهش فشار رواني آزمودني ها تاثير معني داري دارد.

روش تحقيق
در اين پژوهش با توجه به اينكه هدف، بررسي اثر مشاركت ورزشي با فشار رواني دانش آموزان مي باشد، لذا اين تحقيق بصورت نيمه تجربي و با طرح تحقيق دو گروهي، يعني گروه هاي گواه و آزمايش با انجام پيش آزمون و پس آزمون انجام شده است.

جامعه آماري و شيوه نمونه گيري
۳۰ نفر از آزمودني گروه گواه از بين ۱۲۰ نفر دانش آموز ۱۴ تا ۱۸ سال دبيرستان شاهد با ميانگين سني ۶۶/۱۵ و ۳۰ نفر از آزمودني گروه آزمايش از بين ۱۲۰ نفر دانش آموز شركت كننده در كلاس هاي فوتبال پسران ۱۴ تا ۱۸ سال ورزشگاه هفتم تير بابل با ميانگين سني ۲۶/۱۵ به روش تصادفي ساده گزينش شدند و تحت بررسي قرار گرفتند.

 

ابزار پژوهش
ابزار اندازه گيري در اين تحقيق شامل دو پرسشنامه :
۱- پرسشنامه مشخصات فردي
۲- پرسشنامه اندازه گيري فشار رواني شخصي بوده است.

 

روش جمع آوري اطلاعات
براي جمع آوري اطلاعات و توزيع پرسشنامه كه از اواسط آبان تا اواخر دي ماه (۱۳۸۳) به مدت دو ماه و نيم ادامه داشت. محقق با حضور مستقيم و با هماهنگي هاي انجام شده در اولين جلسه براي اجراي پيش آزمون پرسشنامه را در بين دانش آموزان گروه گواه و آزمايش توزيع و پس از تكميل آن توسط آزمودني ها جمعي آوري شد. البته قبل از توزيع پرسشنامه از هر دو گروه مصاحبه به عمل آمد كه براساس اظهاراتشان هيچ يك در فعاليت منظم ورزشي شركت نداشتند. برهمين اساس گروه‌آزمايش در مدت سي و دو جلسه و هر جلسه به مدت ۷۰ تا ۹۰ دقيقه به تمرين و آموزش مهارتهاي فوتبال پرداختند و در آخرين جلسه يكبار ديگر براي اجراي پس آزمون پرسشنامه در بين دو گروه توزيع گرديد و پس از تكميل آن توسط آزمودني ها جمع آوري شد.