مقدمه
خانواده را موسسه یا نهادی اجتماعی معرفی کرده اند که ناشی از پیوند زنا شویی زن و مرد است . ودر آن اعضای خانواده که شامل زوجین و فرزندان و گاهی هم اجداد و نوه هاست ، بر اساس همزیستی مسالمت آمیز صفا و صمیمیت انس و تفاهم ، مشارکت وتعاون زندگی می کنند . خانواده معمولا واحدی کوچک متشکل از لااقل دو یا سه نفر است ولی از نظر اهمیت ، آن را از

مهم ترین نهاد های اجتماعی و نخستین منبع سازندگی و پرورش نسل و عالی ترین سرچشمه خوش بختی و غنی ترین منبع عاطفه دانسته اند. دین مقدس اسلام برای خانواده ارزش ، اهمیت و حتی قداست قائل است . نگاهی کوتاه به موضوع اسلام ما را به چنین اهمیتی واقف می سازد . توصیه ها در ازدواج ، اهداف و مقاصد ازدواج – شرایط انتخاب همسر ، مسئولیت ها وتعهد ات برای اعضا خانواده اقدامات در جهت جلوگیری از تزلزل خانواده ، موضع گیری در مورد شرایط سخت طلاق ومتارکه و ده ها عناوین دیگر بیان گر اهمیت خانواده در اسلام است . جامعه شناسان

خانواده را علاوه بر مذهب ، تنها نظام اجتماعی می دانند که رسماً در همه جوامع پذیرفته شده است . جامعه شناسان معتقدند جامعه هنگامی نیروی خود را از دست می دهد که افراد به وظایف خانوادگی خویش عمل نکنند و جامعه از طریق خانواده می تواند حس مشارکت لازم را در افراد ایجاد کند .
( قائمی ۱۳۵۷) روانشناسان خانواده را محل ارضا نیاز های مختلف جسمانی ، عقلانی و عاطفی می دانند ، اسلام بخش عظیمی از تعالیم خود را به خانواده اختصاص داده است و همه مذاهب به گونه های مختلف به اهمیت خانواده کوچکی تشکیل این کانون پرداخته اند . این جنبه ها بیانگر اهمیت خانواده در مذاهب گوناگون و بسیاری از دانش های مختلف بشری است . هر کدام از این رشته های دانش بر مبنای اصول علمی خود تلاش می کنند که خانواده با همه جنبه های

 

مختلف آن بشناسند ، در این میان دانش روانشناسی می کوشد تا به بررسی روابط بین اعضای خانواده و رفتارهای هر کدام از این اعضا بپردازد تا سرانجام به تبیین رفتارهای اعضا اولیه خانواده و مسائل مربوط به کیفیت رفتار سازگار و ناسازگار برسد .
روان شناسان و جامعه شناسان می کوشند تا سنگ اولیه خانواده را برمبنایی قرار دهند که زوج ها با محبت ، امنیت ، صمیمیت ، تفاهم و سازگاری به زندگی خود ادامه دهند . این سنگ بنای خانواده با پیوند بین دو جنس مختلف به نام زن و مرد گذاشته می شود که از آن تحت عنوان ازدواج و زناشویی نام می برند .( دکتر علی قائمی ۱۳۶۶)
بیان مسئله:
با توجه به این که هدف از تشکیل خانواده جایگاهی برای نا رضایتی نیست ولی شاهد رقم رو به افزایش نارضایتی و نا سازگاری و در نهایت طلاق بین زوجین هستیم . بنابراین ، این سوال به ذهن می رسد که چرا زوجین دچار نا رضایتی می شوند و سرانجام به طلاق و جدایی روی می آورند ؟ چه علل و عواملی موجب نارضایتی و نا سازگاری و طلاق می شود ؟ برای پاسخ به سوال فوق استحکام بخشیدن به کانون خانواده ، پیشگیری از ازدواج هایی که در آن امکان بروز ناسازگاری و نارضایتی است ، بررسی کردن حوزه هایی که اختلاف و نا رضایتی زناشویی در آن بوجود می آید و نهایتاً منجر به طلاق وفرو پاشی نظام خانواده که اثرات مخرب وسویی برای اعضای آن ( مرد و

 

زن وبه خصوص فرزندان ) می گذارد ، لازم است به بررسی آن دسته از عوامل که منجر به نارضایتی بین زوجین می شود پرداخت و چون اختلاف سنی نامناسب باعث بروز نارضایتی زوجین می شود ودر نهایت به طلاق منجر می شود و طلاق اثر نا مطلوبی برجامعه و به خصوص فرزندان طلاق دارد . مهم به نظر می رسید تا تحقیقی در مورد عامل سن به عنوان یک عامل موثر در رضایت زناشویی صورت گیرد به امیداینکه این تحقیق مفید واقع شود .
فرضیه :
میزان رضایت زناشویی زنان کوچکتر از همسر بیشتر از رضایت زناشویی بزرگتر از همسر است .
تعریف عملیاتی : رضایتمندی زندگی زناشویی عبارتند از زندگی زوجین که شامل زن ومرد است و دارای تفاهم و هماهنگی افکار و احساس خوشبختی و خوشحال در کنار زوجین دارند . ورسیدن به رشد عاطفی و فکری و تشابه علاقه به زندگی و سرعت عمل در ترقی زندگی و عبارتند از نمره ای که آزمودنی از آزمون رضایتمندی از زندگی به دست آورده است ( گنجی ۱۳۸۳)
هدف تحقیق :
هدف از تحقیق حاضر عبارت از این است که آیا بین رضایت زناشویی زنان کوچکتر از سن همسر نشان بیشتر از رضایت زناشویی زنان بزرگتر از شوهرانشان است و اینکه آیا پائین و یا بالابودن س

ن زنان از زوجین خود باعث رضایت زناشویی بیشتر در زندگی می شود یا نه .
اهمیت و ضرورت تحقیق :
هر کدام از این رشته ها بر مبنای اصول عملی خود تلاش می کنند که خانواده را با همه جنبه

های مختلف آن بشناسند . در این میان دانش روان شناسی می کوشد تا به بررسی روابط بین اعضای خانواده و مسائل مربوط به کیفیت رفتاری سازگار و نا سازگار برسد با توجه به این که هدف از تشکیل خانواده جاگاهی برای نارضایتی نیست ولی شاهد رقم روبه افزایش نارضایتی و ناسازگاری و در نهایت طلاق بین زوجین هستیم و برای جواب دادن به این سوالات استحکام بخشیدن به کانون خانواده پیشگیری از ازدواج هایی که در آ ن امکان بروز ناسازگاری و نارضایتی است و امید است با تحقیقات انجام شده بتوانیم میزان طلاق ها را کاهش داد و به رضایت زناشویی اضافه کنیم .

تعریف اصطلاحات :
۱- اضطراب : حالت نگرانی و دلشوره که با ترس پیوند دارد . موضوع اضطراب مانند خطر مبهم با یک رویداد احتمالی نا گوار معمولاً نا مشخص تر و غیر اختصاصی تر از موضوع ترس ( مانند یک حیوان وحشی ) است . ( آیکینون – هیلگارد ۱۳۸۰)

۲- اطاعت : گونه ای از نفوذ اجتماعی که در آ ن مشخص به ظاهر همنوایی نشان می دهد ( به منظور بدست آوردن پاداش یا اجتناب از تنبیه ) ولی این بدان معنی نسیت که وی به عقاید ورفتاری که ابراز می کند اعتقاد دارد ( هیلگارد ۱۳۸۰)

۳- ارزیابی شخصیت : در معنای عام ، سنجش شخصیت با هر روش و در معنای خاص سنجش شخصیت بر اساس مشاهدات و قضاوتهای پیچیده ای که بخشی از آ ن غالباً مبتنی بر رفتار شخص در موقعیتهای اجتماعی پیش ساخته است . ( هیلگارد ۱۳۸۰)
۴- احساس : تجربه هشیار همایند با یک محرک ساده ، مانند ارائه شدن یک صوت یا نور در

گذشته تمایز بین احساس و ادراک از لحاظ نظری اهمیت ویژه ای داشت اما امروزه این تمایز رنگ باخته است و به نظر می رسد که این دو تجربه را باید بخشهایی از یک پیوستار واحد بدانیم ( هیلگارد ۱۳۸۰)
۵- اجتماعی شدن : شکل گیری خصو صیات در رفتار فردتحت تاثیر آمزشهایی که محیط اجتماعی فراهم می کند
۶- اختلال عاطفی : یک بیماری روانی با مشخصه اصلی اختلال خلق یا هیجان – نمونه های بارز این اختلال عبارتند از : شیدایی ( تهییج پذیری ) ، افسردگی ، شیدایی – افسردگی دوره ای ، ( اتکینسون و هیلگارد ۱۳۸۰)
۷-بی تفاوتی : بی حالی و بی احساسی یکی از پی آمد های نا کامی است ( اتکینسون و هیلگارد ۱۳۸۰)
۸- ادراک : فرایند آگاه شدن از اشیا و ویژگیها و رابطه از طریق اندامها ی حسی گرچه در ادراک همواره محتوای حسی وجود دارد ، با این حال آنچه ادراک می شود متاثر آزمایه و تجربه پیشین است به نحوی که ادراک را باید چیزی فراتر از ثبت محرکهای موثر براندامهای حسی داشت و ادراک زیر آستانه ای ( هیلگارد ۱۳۸۰)
۹-پرخاشگری : رفتاری که هدف آن آسیب رساندن به یک فرد دیگر است ….پرخاشگری خصمانه و پرخاشگری وسیله ای ( اتکینسون و هیلگارد ۱۳۸۰)
۱۰- دوره سرنوشت ساز :مرحله ای از رشد که طی آن جاندار بیشترین آمادگی را برای یادگیری طرحهای معینی از پاسخ نشان می دهد ( اتکینسون و هیلگارد ۱۳۸۰)
۱۱- رفتار : آن دسته از فعالیتهای جاندار که بوسیله یک جاندار دیگر یا با دستگاههای آزمایشگاهی قابل مشاهده این اصطلاح به گزارش های کلامی تجارب خصوصی هشیار نیز اطلاق می شود ( اتکینسون و هیلگارد ۱۳۸۰)
۱۲- رسش ( تکامل جسمانی ) : فرایند نمو درونی فرد که موجب تغییرات نظامدار در رفتار می شود . زمان بندی و شکل گیری رسش تا حدودی مستقل از تمرین و تجربه بوده اما احتمالاً مستلزم وجود یک محیط بهنجار است ( اتکینسون و هیلگارد ۱۳۸۰)

۱-enxiety
2-eompliance

۳-personality assessment
4-sensation
5-solialization
6- affective disorder

۷-apathy
8-perception
9- oggression
10-critieal period
11-behavior
12-maturation

 

فصل دوم
پیشینه و ادبیات تحقیق

خانواده و ضرورت ازدواج :
هریک از نویسندگان و جامعه شناسان به شکل خاصی خانواده را تعریف کرده اند به نحوی که ارائه یک تعریف جامع از خانواده شاید دشوار به نظر آید . در تعاریف گوناگونی که از خانواده ارائه شده است می توان به تعریفی که خانواده را یک واحد اجتماعی که از ازدواج یک زن و مرد به وجود می آید و فرزندان حاصل از این پیوند آن را تکمیل می کنند اشاره کرد .
مک آیور خانواده را گروهی می داند دارای روابط جنسی و پایا و مشخص که به تولید مثل و تربیت منتهی می شود .
لوی خانواده را واحدی اجتماعی می داند که بر اساس ازدواج به وجود می آید و یا خانواده را پیوندی می داند که با نهاد ازدواج ، که مورد تصویب جامعه قرار گرفته است در ارتباط است .
راجرز خانواده را نظامی می داند نیمه بسته که تشکیل شده از اعضایی که با وضعیت ها و مقام های گوناگون در خانواده و اجتماع ، که با توجه به محتوای نقش ها ، وضعیت ها ، افکار و ارتباطات خویشاوندی که مورد تایید جامعه ای است . ایفای نقش می کند .

انسان دانسته یا ندانسته درپی گزینش همسری است که صفاتی همچون او داشته و از نظر موقعیت زناشویی همانند خودش باشد . همسانی میان دو فرد نه تنها آن را به سوی یک دیگر می کشاند بلکه پیوند و وصلت آنها را ایجاب می کند . هر چه همسانی بین زوجین از نظر مذهبی ، نژادی ، اقتصادی ، اجتماعی و …بیشتر باشد به همان اندازه نیز اختلافات و کشمکش های بین آنها نیز کمتر می باشد . این منطقی است که هر کس خواهان انتخاب کسی می باشد همانند خودش باشد زیرا این امر بر استواری و پایداری ازدواج آنها می افزاید . در اکثر مناطق و جوامع زناشویی به طور تصادفی صورت نمی گیرد ، بلکه عواملی در این انتخاب و گزینش تاثیر دارند .
تعریف ازدواج
ازدواج ارتباطی است که دارای تامیت بی نظر و گسترده ای می باشد ، ارتباطی که دارای ابع

اد زیستی ، عاطفی، روانی ، اقتصادی واجتماعی است و به عبارت دیگر ، همزیستی زوجین در درون خانواده موجب چنان ارتباطی عمیق و همه جانبه ای می شود که بی هیچ شک و شبهه ای قابل مقایسه با هیچ یک از دیگر ارتباطات انسانی نمی باشد به نحوی که قرار داد ناشی از آن دارای نوعی تقدس شده است .
به طور کلی ازدواج را می توان عملی دانست که موجب پیوند دو جنس مخالف بر پایه روابط پایای جنسی می شود و با انعقاد قرار دادی اجتماعی مشروعیت اجتماعی پیدا می کند ( حسین نجاتی ۱۳۸۰)
اسلام وازدواج
ازدواج و زناشویی به معنی غریزی و لغوی آن امری است که در میان همه جانداران وجود و رواج دارد و بین انسان و حیوان امری قابل ملاحضه و رویت است . در رابطه با انسان مساله نکاح مطرح است که در آن ایجاد زمینه برای رشد و پیشروی وآسایش و سعادت و همکاری و مساعدت ها قابل ذکر است . از دید اسلام غریزه جنسی امری منفور و مانع تکامل بشریت نیست بلکه زمینه را برای زندگی مناسب انسانی و وصول به مرحله محبت و مودت خالص فراهم می آورد . عامل سکون است که در سایه آن رشد و ارتقا و تکمیل و تکامل مطرح است . با استفاده از این غریزه است که خانواده پدید می آید و آن عامل اصلی و هسته اولیه حیات و سعادت اجتماع است . در سایه آن تعلق هر مردی به زنی و زنی به مردی و نیز زندگی اشتراکی چند مرد با چند زن از میان می رود ، سر در گمی و هرج و مرج زندگی ، بی تفاوتی در برابر نسل جدید محکوم شده و امکا

ن رشد و انتقال فرهنگ میسر می گردد ( قائمی ۱۳۶۳) ، (نجاتی ۱۳۸۰)
هر پسر و دختری که به سن رشد وبلوغ می رسند بزرگترین آرزویشان این است که ازدواج کنند . با تاسیس زندگی مشترک زناشویی ، استقلال و آزادی بیشتری بدست آورند ، یارو مونس مهربان و محرم رازی داشته باشند . آغاز زندگی سعادتمند انه خویش را از زمان ازدواج حساب می کنند و برایشان جشن می گیرند . زن برای مرد آفریده شده و مرد برای زن و مانند مغناطیسی یکدیگر را جذب می کنند ، زناشویی و تاسیس زندگی مشترک خانوادگی یک خواسته طبیعی است که

غرایزش در وجود انسان ها نهاده شده است و این خود یکی از نعمت های بزرگ الهی است .
خداوند بزرگ در قران مجید از این نعمت بزرگ یاد کرده می فرماید : « یکی از آیات خداوند این است که از خود شما برایتان همسران آفرید تا با آن ها انس بگیرید و آرامش خاطر پیدا کنید و در میانتان دوستی و مهربانی افکند و در این موضوع برای اندیشمندان آیات و نشانه هایی است » . پیغمبر اسلام فرمود :« مردی که زن نداشته باشد مسکین و بیچاره است ، گرچه ثروتم

ند باشد . وزنی که شوهر نداشته باشد مسکین و بیچاره است گرچه

ثروتمند باشد . »
آری خدای مهربان یک چنین نعمت گرانبهایی را به بشر اعطا کرده است . لیکن افسوس و صد افسوس که از این نعمت بزرگ قدردانی نمی کند و چه بسا ..به واسطه نادانی و خود خواهی ،همین کانون مهر و مودت را به صورت یک زندان تاریک بلکه جهنم سوزانی تبدیل می سازد . و در اثر جهالت ونادانی بشر است که محیط نورانی و با صفای خانواده به صورت زندان دردناکی تبدیل می شود که اعضا خانواده نا چارند تا آخرعمر در آن زندان تاریک به سربرند یا پیمان مقدس زناشویی را متلاشی سازند و اگر زن و شوهر به وظیفه خویش آشنا باشند و عمل کنند م

حیط خانه مانند بهشت برین با صفا و نورانی می گردد. ( امینی ۱۳۵۴)
اهداف ازدواج
هدف از ازدواج فقط ارتباطات جنسی نمی تواند باشد . تداوم نسل و تشکیل خانواده از وظایف اصلی زوجین است . بهره گیری فیزیکی ، رابطه جنسی اساس زندگی زناشویی تلقی می شود و ارضاء قانونی و طبیعی فقط می تواند از طریق ازدواج فراهم شود . مسئله شایستگی عاطفی و روانی جز عوامل سازگار در ازدواج می باشد . خلق و خو روحیات پسندیده و به بلوغ رسیده و معقول می باشد که یک ازدواج را در بد ترین شرایط پا بر جا نگه می دارد . شخصیت و خصوصیات فردی جهت بر قراری رابطه خوب از ضروریات شکل گیری ازدواج است .
رشد و انعطاف های معقول و طبیعی برای برپایی زندگی مشترک ، زوج های جوان را به تفاهمات عمیق تر و بهتری راهنمایی می کند. هدایت و حفظ وابستگی های نرمال بین خانواده قبلی و خانواده جدید می تواند توازنی مثبت ایجاد کرده و بر استحکام خانواده جدید بیفزاید . بودن توانایی جنسی از امور ضروری دیگری است که باید در امر بر پایی و شکل گیری ازدواج مورد توجه قرار گیرد . ( نجاتی ۱۳۸۰)
اهداف ازدواج پاسخ به نیازهای روانی و جسمانی و ایجاد کانون انس ، الفت ، آرامش ، رافت و مهربانی بین زن و مرد و کمک به تعادل و رشد یکدیگر در سایه عفت و پاکدامنی است . برای تحقق این اهداف باید تمام مراحل ازدواج بر اساس اصول شرعی و علمی با استفاده از مشاوران ذی صلاح انجام گیرد . یکی دیگر از هدف های ازدواج که نتیجه اهداف کلی بالاست ، ادامه نسل

و تربیت فرزندان صالح است که با بار سنگینی بر دوش والدین می باشد و ایجاب می کند که هر دو با رعایت اصول تعلیم و تربیت در پرورش آنان بکوشند و به جای تبعیت از اصل کمیت یعنی فرزندان زیاد غیرصالح به تولید فرزند کمتر ولی صالح همت گمارند . ( بیرجندی ۱۳۸۰ )
فواید ازدواج
ازدواج اگر براساس مقاصدی اندیشیده و با اندیشه تشکیل خانواده صورت گیرد دارای فواید و مزایایی است که اهم آنها عبارتند از : بلوغ شخصیتی و جنسی انسان ، نجات از رکود و جمود ، بیداری و هوشیاری در زندگی ، دوری و برکناری از بوالهوسی و هرزه گردی ، آرامش جسم و روان ، رفع نیاز طبیعی و غریزی ، آرامش یافتن از شورو
هیجان نگران کننده ، پدیدآمدن محبت و الفت بین دو تن ، قرار گرفتن افکار در مسیر درست ، آشنایی با واقعیت هایی که تا دیروز از نظر ها دور مانده بودند ، تجلی صمیمیت و عشق عمیق در سایه روابط زناشویی…
ازدواج سبب پیدایش همکاری ، همراهی ، همدردی یگانگی ، نیرومندی ، پذیرش متقابل و دور داشتن جامعه از آلودگی ها خواهد بود . خانواده ضامن تکامل اجتماعی است . حرکت سالم اجتماع بر محور خانواده و دوام و بقای بشریت به آن استوار است . حیات اجتماعی بر این رکن استوار می شود و سعادت و بهروزی مردم براساس آن بنیانگذاری می شود . بدیهی است که اگر ازدواج ترک و نا دیده گرفته شود از سلامت جسم و روان خبری نخواهد بود ، نسل بشر رو به فنا خواهد گذارد ، تعادل روانی از دست خواهد رفت ،جرائم و انحرافات در اجتماع توسعه و گسترش خواهد یافت ، یاس و افسردگی و دلمردگی و سردرگمی نسل و هرج و مرج در روابط در اثر بی خانوادگی بر جامعه غلبه خواهد یافت (قائمی ۱۳۶۳)
انگیزه های ازدواج
آن«چه به عنوان مهمترین عامل تشکیل خانواده شناخته شده عشق است . آن هم به معنای اوج صمیمیت به عنوان محرک قدرتمندی برای زوج ها که یارو یاور هم باشند ، خوشبخت شوند و تشکیل خانواده بدهند ، هرچند عشق برای ادامه زندگی و حفظ زندگی زناشویی کافی نیست و نقشی در ایجاد خصوصیت شخصی و مهارت هایی که لازمه زندگی مشترک موفق است ، ندارد . ( آرون بتی . بک ۱۳۸۰)
علاوه بر مورد مذکور انگیزه های دیگری شناخته شده و یا ناهوشیار نیز موجب ازدواج می گرددکه اهم این انگیزه ها به قرار ذیل است :

الف- یافتن شریک و همدم :ازدواج از یک دید ، زمینه ای است برای بازگشت به امری که در آغاز آفرینش آدمی وجود داشته است ، فراهم گردد ، یعنی وحدت و یگانگی ، وحدتی که دو تن را کاملا یکی کند و از حالت من بودن به ما شدن ، بکشاند .
ب- ارضا نیاز جنسی: آدمی دارای غرائز متعددی و از جمله غریزه جنسی است . میل به ا

رضای آن زمینه را برای گرایش زن و مرد نسبت به هم فراهم می کند . این گرایش و اشباع امری ضروری است ، زیرا موجبی برای ایجاد پیوند و عاملی برای زندگی مشترک و تشکیل خانواده است .
ج- تداوم نسل : جامعه انسانی برای بقای نسل نیاز به تولید مثل دارد . این نیاز به صورت انگیزه جنسی در هر انسانی وجود دارد و زمینه را برای گرایش نسبت به هم و آمیزش با هم و در نتیجه تولید مثل فراهم می سازد . وجود فرزند از یک سو ، موجب بقای خانواده و از سوی دیگرعاملی برای احساس کمال و در نتیجه خواستاری آن است . ( قائمی ۱۳۶۶)
مهم ترین انگیزه های تشکیل خانواده از نظر اسلام
الف- انجام وظیفه الهی : ازدواج وظیفه ای است از جانب خداوند به هر انسان بالغی که بار تکلیف را پذیرفته است و به سنت الهی تن در می دهد آن کس که از سنت الهی سربازند نه تنها بر خود زیان وارد کرده بلکه به اعضاء جامعه نیز صدمه وارد می آورد .
ب- یافتن آرامش و سکون : در محیط پر از تصادم و برخورد آدمی نیازمند به کانونی پر از آرامش و سکون است تا در آن قوای از دست رفته را باز یابد و آماده تلاش و فعالیت مجدد گردد. ازدواج از آیات خداست از آن بابت که زمینه را برای چنین سکون و آرامشی فراهم می سازد .
ج- کامل شدن :انسان مادام که تنها و بدون همسر است کامل نیست . این ازدواج است که زمینه را برای کامل شدن او فراهم می سازد ، آنها را از حالت تک بودن و تنهایی واقعی در آورده و به حالت جفت بودن یا زوجیت می رساند .(قائمی ۱۳۵۷)
د- پاسخ به دعوت سنت: ازدواج برای مسلمان از دیدی وظیفه ای مقدس است و آن چنان که خود را موظف می یابد به سنت رسول خدا(ص) و طریقه و مشی او عمل کند . عثمان بن مظعون که به گمان وصول به تقدس و مقام قرب الهی دست از آمیزش با همسر کشیده بود مورد طعنه رسول خدا (ص) قرار گرفت ، پیامبر به او فرمود از سنت من اعراض نکن ، چه هر کس که از روش من روی برگرداند روز قیامت فرشتگان الهی سر راه را بر او بگیرند و صورتش را از حوض کوثر برگردانند . پذیرش ندای مذهب موجب افتخاری برای مسلمان است به ویژه که این دعوت همگام با خواست درونی و موافق با طبیعت آدمی است . هم پاسخ به دعوت پیامبر است و هم وصول به لذ

ت و آسایشی مشروع .
ه- صیانت وجود از نظر خطر : ازدواج می تواند عاملی برای پرهیز از خطر و سببی برای حفظ

سلامت تن و روان باشد . سرپیچی از امر ازدواج برای انسان ها ارزان تمام نخواهد شد چه بسیارند بیماری هایی جسمی که ناشی از ترک ازدواج ، ترک روابط آمیزشی و یا جلوگیری از تولید نسل است و نیز چه بسیارند بیماری های روانی یا اختلال شخصیتی که در سایه ترک ازدواج پدید آیند .
خود داری از ازدواج عوارضی پدید می آورند که حاصل آن خروج از حال تعادل است . حتی در بین آنها به علت عوارض بدنی موفق به ازدواج نشده اند نابغه ای و یا عالم و فیلسوفی پیدا نشد و نیز جنایتکار زبردستی هم از این تیپ پدید نیامد .

و- حفظ عفت : در مواردی که آدمی در معرض خطر است و دامن پاک او در حال لکه دار شدن است ازدواج می تواند عامل نجات باشد . ازدواج سبب می شود که هواهای آدمی تحت قید و بندی درآید چشم و دیگر اعضا از خطر لغزش مصون بمانند و آدمی در حین فشار غریزه خود را به محرم رازش و همسر نزدیک و خود را اغنا کند و بدین خاطر است که رسول خدا فرمود : آن کس که ازدواج کند به حقیقت نیمی از دینش را حفظ کرده است و بر اوست که الباقی را از خطر دور دارد .