چكيده :
پژوهش حاضر به دنبال بررسي تاثير تنيدگي در افراد سالم و افراد مبتلا به بيماري ميگرن در تهران مي باشد . فرضيه هايي كه به معرض آزمايش گذشته شدند عبارتند از:
فرضيه اول : مقايسه تاثير تنيدگي بر افراد سالم و افراد مبتلا به ميگرن و فرضيه دوم : مقايسه تاثير تنيدگي در بين زنان و مردان داراي سردردهاي ميگرني!

گروه نمونه ي اين پژوهش شامل ۶۰ نفر از افرادي هستند كه ۳۰ نفر افراد سالم و ۳۰ نفر افراد مبتلا به سردردهاي ميگرني مي باشد كه به صورت تصادفي انتخاب شده اند و بر روي آنها آزمون استرس انجام شد كه پس از آن از روش (t) استفاده شده كه نتيجه بدست آمده به شرح زير مي باشد :
ــ تاثير تنيدگي بر افراد مبتلا به بيماري ميگرن بيشتر مي باشد.
ــ تاثير تنيدگي بر زنان ميگرني بيشتر ا ز مردان ميگرني است.

« فصل اول»
«كليات»

مقدمه :
بطور كلي تعاريف گوناگوني از فشار عصبي و رواني به مفهوم استرس «تنيدگي» شده است. تنيدگي مجموعه واكنش هاي عمومي فر نسبت به عوامل ناسازگاري و پيش بيني نشده داخلي و خارجي است بد نگيرند كه هر گاه تعادل فرد به علت عواملي محيطي از بين برود استرس پديد مي آيد. استرس گاهي سبب آسيب رواني فرد و سازمان مي شود و باعث مي شود كه بدان وظايفي كه به طور عادي و به سادگي انجام مي دهد با دشواري بيشتر انجام دهد.(رسول زاده ۱۳۷۵)

بررسي تاثير تنيدگي بر انسان يكي از گسترده ترين قلمدادهاي پژوهشي را در عصر حاضر تشكيل مي دهد تنيدگي «استرس» مي تواند بر اثر عوامل متعددي كه عوامل تنيدگي زا ناميده شده اند به وجود آيد و تغييرات عمده اي را در ارگانيزم ايجاد كند. هر وضعيتي كه براي فرد با آسايش او تهديد كننده به حساب آيد از آن جهت كه وي را مجبور به استفاده از توانايي خود در مقابله با آن مي كند «تنيدگي» ناميده مي شود. عوامل تنيدگي زا نه تنها شامل بحرانهاي شديد مثل : جنگ، طلاق، … و وقايع معمولي روزانه مثل انتظار كشيدن در صف، خريد وسايل ضروري، اختلافات

زناشويي و … است بلكه مشكلات روزمره و درگيريهاي خفيف زندگي را نيز در بر مي گيرد. از سوي ديگر بين تنيدگي و اضطراب رابطۀ تنگاتنگي وجود دارد كه متمايز كردن اين دو را بسيار دشوار مي سازد و به موازات افزايش تنيدگي و به دليل فراواني عوامل تنيدگي زا در زندگي امروزي بشر كه حاصل صنعتي شدن جوامع است. اضطراب نيز به طور گسترده زندگي بشر را فرا گرفته تنيدگي در تمام قسمتهاي ارگانيزم انسان اثر مي گذارد. حالتهاي تنيدگي همانند اضطراب ممكن است به صورت مختلف فيزيولوژيكي، رفتاري و شناختي متجلي گردند.(رسول زاده ۱۳۷۵)
مهمترين پاسخ هاي بدني تنيدگي، پاسخ هاي سيستم خود مختار، غدد درون ريز و سيستم ايمني بدن هستند. آنچه مسلم است تفاوتهاي فردي زيادي در چگونگي مقابله با تنيدگي وجود دارد. يك عامل تنيدگي زا در دو فرد و حتي در يك فرد در زمانهاي مختلف اثر يكساني ندارند. يكي

از مهمترين دلايل اين تفاوت را بايد در ساختارهاي ژنتيكي و ارگانيكي افراد جستجو كرد. در بعضي خانواده ها سيستم اعمال ها و احساس ضعيفتر مي باشد. يكي از شايع ترين پاسخ هاي بدني تغييراتي است كه در عملكرد سيستم قلبي، عروقي و عضلاني به وجود مي آيد، كه به صورت ه

اي مختلف مشاهده مي شود. اختلال در كاركرد قلب، فشار خون اساسي، بروز انواع دردهاي مزمن در عضلات مختلف و بروز انواع سردردها و… در واقع جزء پاسخهاي بدني اين دو سيستم به تنيدگي محسوب مي شوند. همه ساله ميليون ها نفر در جهان به علت عارضه سردرد به پزشكان و متخصصان مختلف مراجعه مي كنند. پژوهشهاي گسترده اي نشان داده اند كه عارضه سردرد به علل مختلف مانند گشاد شدن رگها «سردرد ميگرني» . فشار ماهيچه هاي پيشاني (سردردهاي ناشي از تنش) و يا تغييرات فشار درون جمجمه اي و… ايجاد مي شود. (۱) (رسول زاده ۱۳۷۵)
سردردهاي عروقي كه شامل سردردهاي ناشي از واكنش غير عادي شريانهاي مغزي است

 

بيشترين فراواني را در مقايسه با ديگر سردردها بعد از سردرد تنشي دارند.(۲)
حدود ۵۰ درصد از كساني كه به متخصصان و يا كلينيك هاي مربوط به سردرد مراجعه مي كنند به سردردهاي عروقي مبتلا هستند كه به اين سردردها «سردرد ميگرني » مي گويند. شريانهاي مغزي كه منجر به بروز سردرد ميگرني مي شود وجود تنيدگي و اضطراب و افسردگي است. گر چه عوامل ديگر هم در بروز ميگرن موثر هستند(۳)
(۱) رسول زاده طباطبايي، كاظم، بررسي ويژگي هاي شخصيتي مبتلايان به ميگرن و مقايسه تاثير دارد و درمان گري با روش آزمون تنش زدايي تدريجي همراه با پسخوراند زيستي در اين بيماران. پايان نامه دكترا، تهران، دانشگاه تربيت مدرس ۱۳۷۵
(۲) عبادزاده كرماني، محمد، ميگرن بلاي قرن ما، انتشارات عارف ۱۳۶۰
(۳) رسول زاده طباطبايي، بررسي ويژگي هاي شخصيتي ….
به طور كلي بيماران ميگرني معمولاً افرادي جاه طلب و كمال جو هستند كه دوست دارند بر طبق نقشه زندگي كنند نسبت به خود عيب جو و انتقاد گر مي باشند و متعددند كه نسبت به ديگران نيز عيب جويي نمايند و احتياج دارند كه نسبت به ديگران جلو تر باشند. اين بيماران غالباً در مقابل ناكاميها كه از ارتباطشان با مردم حاصل مي شود به صورت خشم و رنجش دائم كه مسلماً تخلي

ه كافي نخواهد شد واكنش مي كنند ولي اينكه چرا واكنش عاطفي در يك تن بر شريانهاي جمجمه تاثير مي گذارد و مثلاً سبب انقباض عضلات اين ناحيه نمي شود. سؤالي است كه تا كنون جوابش پيدا نشده است.
گاهي اثر استرس هاي وارد شده بر فرد تا مدت ها باقي مي ماند و فرد با به خاطر آوردن آنها يا ديدن چيزهايي مشابه مجدداً دچار استرس مي گردد. (گيديجا كها نا ۱۳۸۲)

 

طرح مساله :
حملات ميگرن در بعضي از افراد به طور متناوب رخ مي نمايد. اين نوع سردرد كه معمولاً يك طرف سر را فرا مي گيرد ضرباتي و بسيار شديد بوده است و اغلب با تهوع همراه است حمله و درد ممكن است جلو سر و گاهي تمام سر را در برگيرد و چند ساعت يا چند روز طول بكشد. علت آن به روشني شناخته نشده است، هرچند عامل اصلي آن هيجان و استرس و به دنبال آن انقباض و انبساط شريانهاي سر ذكر شده است. در بعضي از موارد انبساط شريانهاي سر به خوبي نمايان است. قبل از شروع حمله به دليل انقباض عروق خوني نشانه هايي كه وقوع حمله ها را خبر مي دهند ظاهر مي شوند. اين نشانه ها عبارتند از :
نقاط سياه در ميدان بينايي، احساس مورمور كردن در پوست، اشكال در صحبت كردن ، سوت كشيدن گوش، كرختي و ضعف اعضاء، حساسيت فوق العاده نسبت به نور، احساس تهوع ، تغيير در خلق و خو، حالتي از تنيدگي شعور همراه، با احساس سرخوشي دنبال مي شود. (منبع- حسين آزاد ۱۳۷۴)
در بسياري از موارد سردرد هاي ميگرني سابقه خانوادگي دارند ولي اين موضوع كه وراثت در ايجاد آنها نقش داشته باشد هنوز روشن نيست. (حسين آزاد ۱۳۷۴)
ممكن است ظهور حملات ميگرن با تغييرات زندگي از قبيل قرار گرفتن در موقعيتهاي استرس زا، رسيدن به سن بلوغ، رفتن به مدرسه و دانشگاه و يا شروع يك شغل در ارتباط باشد. به طور كلي اين موضوع مورد قبول همه متخصصان است كه استرس در ايجاد حمله هاي ميگرني نق

ش دارند. (حسين آزاد ۱۳۷۴)
افراد مبتلا به ميگرن از نظر شخصيتي افرادي هستند كمال گرا و داراي سانقه هاي قوي از قبيل اينكه «من حتماً بايد اين كار را انجام دهد » به همين دليل اگر با شكست مواجه شوند اكثراً با اين موضوع مواجه مي شوند «اكثراً با شكست مواجه مي شوند» بعضي از افراد مستعد مي

گرن ظاهراً آرام و آسوده به نظر مي رسند. دو حاليكه ممكن است خشم و استرس پنهان به دليل ناتواني در انجام دادن كاري در حد كمال مطلوب در زير ظاهر آرام آنان وجود داشته باشد.(حسين آزاد ۱۳۷۴)
در بيماران ميگرني موفقيت و پيشرفت باعث دل مشغولي و نگراني آنان مي شود. آنان داراي انرژي زيادي هستند و در كوشش و كشمكش به سر مي برند و به نظم عشق مي ورزند و در مقابل تغيير مقاومت كرده و غير قابل انعطاف بوده و از نظر اجتماعي سرد هستند . (رسول زاده ۱۳۷۵)
روانپزشكان در ايجاد ميگرن عصبانيت ها و تهاجمات عصبي را سبب مي دانند و سردرد را به عنوان يك واكنش دردناك در برابر تهاجمات و تظاهر بدن ما در برابر رنجشهاي حقيقي زندگي است. روانشناسان اعتقاد دارند كه ميگرني ها اشخاصي حساسند كه عواطفشان حالت كودكانه به خودش را حفظ كرده است. آنها از نظر محبت در مضيقيه بوده اند و قادر به بيان عواطف و ايستادگي بزرگترها را ندارند(حميد گنجيان ۱۳۶۹)
اهداف پژوهش :
ــ آگاهي از عوامل شناختي ميگرن
ــ بررسي رابطه تنيدگي و ميگرن
ــ شناخت صفات افراد مبتلا به تنيدگي و ميگرن و طرق دفع علتهاي آن
تعريف نظري:
تعريف عملي : (تنيدگي – ميگرن)
تنيدگي (استرس) : عبارت است از نمره اي كه آزمودني از آزمون (استرس) بدست آورد

ه است.
ميگرن : سردرد ميگرن به صورت دوره اي و متناوب رخ مي دهد كه معمولاً به اين ترتيب حمله سردرد در(۲- ۷۲) ساعت طول مي كشد و گاهي با تهوع و حساسيت به نور و صدا همراه است. (مارسيا و يكلسنون- ۱۳۸۰)
ضرورت تحقيق :
ضرورت و اهميت بررسي مشكلات افرادي كه دچار ميگرن و تنيدگي در اين است كه از مشكلات روز افزون آنها تا حد امكان جلوگيري شود و با تكيه بر نقاط قوت و جبران نقاط ضعف آنها بتوان در ايجاد كفايت اقتصادي و اجتماعي آنها اقدام موثري برداشت.
واژه هاي كليدي :
متغيرهاي تحقيق :

در اين پژوهش كه به بررسي تنيدگي و ميگرن مي پردازيم كه داراي دو متغير وابسته و مستقل مي باشد.
متغير مستقل : ميگرن
متغير وابسته : تنيدگي

« فصل دوم »
«نگاهي به تاريخچه هاي پژوهش»

مقدمه :
عوامل متعدد و بي شماري هستند كه باعث استرس مي شوند يا استرس موجود را تشديد مي كنند براي سهولت اينكار عوامل را به سه گروه تقسيم مي كنيم كه عبارتند از : عوامل مرتبط با تغيير وضعيت جسماني، عواملي كه سبب آسيب پذيري و ضعف هيجاني مي شوند و عواملي كه پيامد و نتيجه مسائل بروني هستند. عاملي كه فردي را تحريك مي كند و او را دچار استرس مي سازد، لذوماً در ساير اشخاص همان تاثير را نخواهد داشت اين تفاوت ها به تنوع و گوناگوني الگوي واكنش دروني و پرورشي و تربيتي اشخاص بستگي دارد. بايد توجه كرد كه اين عوامل هميشه عامل براي تحريك مشخص براي استرس نيست بلكه مي تواند در افراد به خاطر روند فكري متزلزل و متغير خود، در ذهنشان شرايطي غير واقعي و خيال مي سازند و زمينه ايجاد استرس را فراهم مي كنند چنين افرادي به راحتي و براي هر چيز جزئي و پيش پا افتاده دچار استرس و فشار رواني مي شوند و هميشه تند خو و بر افروخته هستند. (گيريجا كهانا – قندهاري ۱۳۸۲)
فقط عده معدودي از انسانها ممكن است سردرد را تجربه نكرده باشند، هر درد جزء عمومي ترين نوع از درد مي باشد. كه همه ساختمان داخل جمجمه و هم سازمان خارج جمجمه را در بر مي

گيرد. مهم ترين مساله در مواجهه با سردرد افتراق بين بدخيمي و خوش خيمي سردرد است. سردردي كه اولين بار با شدت نسبتاً زياد در فرد بروز كند با سردردهاي ادواري مزمن يا مداوم كاملاً فرق دارد. سردرد خوش خيم آن قدر شايع است كه گاهي مي توان آن را يك جنبه نرمال زندگي بحساب آورد. در بررسي حاصل ابتدا به انواع سردرد اشاره مي شود. و سپس توضيحا

ت مفصلي را در رابطه با شناخته ترين سردرد با منشأ داخل جمجمه اي، يعني ميگرن كه به طيفهاي مختلف دردهاي ادواري مزمن گفته مي شود اشاره مي شود. بعضي از مبتلايان به ميگرن ميدانند كه بعد از يك حالت اضطراب يا استرس شديد دچار حمله ميگرني خواهند شد. (ويك

لنيون – فرهاد همت خواه ۱۳۸۰)

ادبيات تحقيق (استرس)
در سالهاي اخير بندرت روزنامه اي را مي توانيم پيدا كنيم كه صفحه اي در آن به شرح حوادثي مانند قتل، انحرافات جنسي، سرقت و يا ماجراهايي كه دليل آن اختلالات شخصيتي افراد مجرم مي باشد نپرداخته باشد و فيلمها و نمايشنامه ها نيز اكثراً بر اساس داستانهايي با انگيزه هاي رواني ساخته و پرداخته مي شود كه مورد علاقه فراوان مردم است. به همين دليل قرن بيستم را عصر يا سالهاي اضطراب و تنش مي نامند با پيشرفت علم و تكنيك در دانش پزشكي بر اكثر بيماريهاي جسمي غالب آمده ولي طاعون و وبا جاي خود را به بيماريهاي رواني مانند تشويش، ناامني، و ترديد و نگراني از بيكاري و ساير مشكلات اجتماعي داده (شاملو ۱۳۷۲)
كلمه استرس ريشه آنگلو ساكسوني داشته و فرانسويها برحسب كاربردش معادلات گوناگوني بر آن قائل مي شوند. اين كلمه خود از لغت (ESTREE) در زبان فرانسه اخذ كرده كه خود مشتق از كله STRIGTUS لاتين مي باشد. در واقع كلمه استرس از زبان انگليسي گرفته شده و معادل دقيق تري غير از كلمه فشار در فارسي ندارد و آن هم معناي وسيع و طيف گسترده اي را مي سازد( شاملو _۱۳۷۲)
بنا بر گفته تعدادي از دانشمندان تمام بيماريهاي موجود در انسان از جهاتي با انسان ارتباطدارند. اين بيماريها تنها شامل امراض رواني يا بيماري روان تني نمي شوند بلكه در بر گيرنده تمام امراض جسماني از قبيل سرطان ،سل و مانند آن نيز مي باشند از سالهاي قبل در آزمايشگاهها دانشمندان با وارد كردن استرس بر حيوانات آنها را مبتلا به امراض جسماني نموده اند. در پژوهش اسكاروايتمان (۱۹۷۹)مشاهده شده با تحريك عصبي موشهايي كه دچار سرطان بوده اند و به وسيله شوك الكتريكي مشاهده كرده اند كه در موشهايي كه تحريك عصبي شده بودند سر

 

طان به سرعت نشو نموده و مرگ آنها را تسريع كرد و در انسان تحقيقات در زمينه استرس با بيماريها و بخصوص امراض جسمي اخيرا شروع شده است .
(شاملو_۱۳۷۲)
آدميان براي آنكه به طرز بهنجاري بكار و كوشش بپردازند بايستي كمي فشار رواني احساس كنند برانگيختگي هيجاني ملايم آدمي را در جريان كاري كه بر عهده دارد هشيار دارد ،هنگامي كه مدتي از زندگي آدميان با سكوت و آرامش همراه مي شود ،آنان احساس كسالت كرده و در پي چيزهايي هيجان انگيز مانند تماشاي فيلمهاي جاسوسي ، بازي تنيس و يا مراوده با ديگران مي روند به نظر مي رسد براي آنكه دستگاه عصبي به درستي كار كند بايستي ميزان معيني تحريك به آن وارد شود . اما در عين حال فشار رواني شديد يا طولاني داراي اثرهاي آسيب زاي فيزيولوژي و روان شناسي است. هرگاه نخستين تلاش آدمي براي كنار آمدن با مسئله مشكل به جايي نرسد در آن صورت اضطراب وي بيشتر مي شود و چون وضع
رواني يا رفتار عادي فرد را دچار اختلال مي كند. لذا استرس عبارت است از فشارهايي كه به انسان وارد مي شود و بر توانايي هاي او تاثير مي گذارد .(اتكينسون و همكاران _۱۳۷۵)
نخستين بار فيزيولوژيست بزرگ قرن ۱۹cold_berard ياد آور شد كه دستگاههاي گوناگون
بدن جانوران در محيط مايع مانندي نظير خون قرار دارند كه وجود ثبات مستمر آن براي دوام حي

ات جاندار ضروري است. او معتقد بود كه همه ساختمانهاي فيزيولوژيك هدفشان حفظ اين ثبات مي باشد در سال(۱۹۳۲) والتر كانون با بسط و گسترش نظرات برنارد ثبات دخلي مزبور را به اصطلاح «تعادل حياتي» مشخص نمود و آنرا جريان معرفي كرد كه به رفع نا بهنجاري هاي مي پردازد كه بر اثر عوامل فشار آور بروني و دروني در ارگانيسم ايجاد مي شود ،بعدها كانون ، سليگه ثابت

نموده اند كه فشارهاي فيزيولوژيك ميتوانند تغييرات هورموني چشمگيري ايجاد نمايند كه موجب واكنشها و نشانه هاي بيمار گون فيزيولوژيك شوند.( اتكينسون و همكاران_۱۳۷۵)
در سال(۱۹۵۲)سليگه و همكارانش براي تشريح نحوه واكنش جانداران در برابر استرس تئوري گسترده اي طرح نموده اند . در اين تئوري نحوه از هم پاشيدن تعادل حياتي در مواجهه با استرسهاي شديد يا واكنش استرس زا تحت عنوان سندرم (تطابق عمومي ) ارائه گرديد. روان پزشكي به نام هلمز در اوايل دهه۱۹۵۰ متوجه شد كه اگر چه انسانها در برابر استرسها با واكنشهاي گوناگون عكس العمل نشان ميدهند ليكن در همه اين موارد تنها هنگامي مفهوم استرس آسيب زا مطرح مي شود كه تغيير و تحول مهمي در روند زندگي معمولي شخصي ضروري مي باشد. به منظور نشان دادن تاييد استرس ناشي از تغييرات زندگي هلمز و راهه در سالهاي ۱۹۴۰تا ۱۹۵۰از۵۰۰۰ نفر سوالاتي مبني بر اولويت دادن اتفاقات و حوادث زندگي نمودند و براساس آن مقياس معروف هلمز و راهه براي اندازه گيري درجه اهميت وقايع زندگي ساخته شد چون ازدواج كه رويدادي مثبت اما متلزم ساز گاريهاي چشمگير است براي بيشتر مردم يك رويداد خطي و حساس مي باشد بنابراين در ميانه مقياس جا داده شده و ارزش قرار دادي ۵۰ براي آن منظور گرديد نتايج پژوهشهايي كه با كاربرد و مقياس دگرگوني زندگي صورت گرفته بيانگر رابطه اي پايدار بين تعداد رويدادهاي فشار زاي زندگي با سلامتي جسماني و هيجاني است مثلاً در يك پژوهش در مورد بيش از ۵۰ درصد از مردماني كه نمره يكساله دگرگوني زندگي آنها بين ۲۰۰ تا ۳۰۰ بود، سال بعد اختلالهايي در آنها ديده شد. ۷۹ درصد مردماني كه نمره دگرگوني آنان بيش از ۳۰۰ بود سال بعد بيمار شدند. همچنين نتايج نشان مي دهد كه استرس ناشي از وقايع مهم زندگي د

ر سلامت شخص اثر مي گذارد مثلاً بروز حملات قلبي پس از زمين لرزه افزايش مي يابد يا افرادي كه همه خود را از دست مي دهند پس از گذشت ۸ هفته مقاومت بدنشان در مقابل بيماريهاي عفوني كاسته مي شود. ( گيريجا كهانا – ۱۳۸۲)

 

پيشينۀ نظري (استرس) :
فيزيولوژي تنيدگي : تنيدگي از طريق پاسخهاي فيزيولوژيك خاص هماهنگ و يكپارچه جسماني و روانشناختي، انسان را تهديد يا تخريب مي كند. در مواجهه با تنيدگي، بخش هايي از دستگاه عصبي شامل دستگاه عصبي خود مختار(۱) و دستگاه عصبي غدد درون ريز(۲) فعال مي شود. بخش سمپاتيك دستگاه عصبي خود مختار در شرايط وقوع تنيدگي و در موقعيت هاي اضطرابي و هيجان، ذخاير بدن را به حركت در مي آورد. كنن(۳) اين نحوه پاسخ ها را واكنش خطر اجتناب ناميد.
فعال شدن دستگاه سمپاتيك، بدن را براي فعاليت هاي حركتي شديد مورد نياز جهت حمله دفاع يا گريز آماده مي كند. واكنش هاي اين مورد شامل افزايش ميزان و قدرت انقباض قلبي، جمع كردن خون رگ ها در پوست، افزايش فعاليت معدي ن افزايش تنفس، تحرك غدد عرق و گشاد شدن مردمك چشم ماست.(حسين آزاد – ۱۳۷۴)
بخش با را سمپاتيك هم در شرايط آرامش و رفع خطر فعال شده و در همان بخش هايي كه دستگاه سمپاتيك تغييرات ايجاد كرده اند به شكل معكوس دست به عمل زده اعضاي بدن را به حالت معمول خود در مي آورند هيچ گاه دستگاه درون ريزي وجود ندارد كه تحت تاثير و تنيدگي قرار نگيرد.
كنن تحليل منظم پديده هاي سازگاري را كه براي حفظ حيات در برخي از شرايط ضروري است بنيان نهاد با اين همه او هرگز نقش هيپنوتيزم يا فشر فوق كليوي را به منظور بررسي واكنشهاي غير اختصاصي سازگاري، در مقابل هر گونه تقاضاي محيطي و نيز جدا كردن فشانگاني كه در برابر اثرات مختلف آن، يكسان است مورد مطالعه قرار نداده است. (پي ير- ۱۹۸۸)

___________________________________________________
۱) AUTNMOIG NERVOUS 2) ENDOCRINE CLAND 3) CANNON, W.B.
تعريف سردردهاي ميگرني :
حملات سردرد ميگرني در بعضي افراد به طور متناوب رخ مي نمايند. اين نوع سردرد كه معمولاً يك طرف سر را فرا مي گيرد ضرباني و بسيار شديد بوده اغلب با تهوع همراه است. حمله ودرد ممكن است جلو سر و گاهي اوقات تمامي سر را در بر گيرد و چند ساعت يا چند روز طول بكشد، علت آن به روشني شناخته شده نيست، هر چند عامل اصلي آن هيجان و به دنبال آن انقباض و انبساط شريان هاي سر، ذكر شده است. در بعضي از موارد انبساط شريان هاي سر به خوبي نمايان است، قبل از شروع حمله به دليل انقباض عروق خوني نشانه هايي كه وقوع حمله را خبر مي دهند، ظاهر مي شوند. (آزاد ، حسين – ۱۳۷۴)
اين نشانه ها عبارتند از نقاط سياه در ميادين بينايي، احساس مورمور كردن در پوست،

اشكال در صحبت كردن، صوت كشيدن گوش، كرختي وضعيت اعضاء حساسيت فوق العاده نسبت به نور، حس سوزش در اعضاء ، احساس تهوع، تغيير در خلق و خو، حالتي از تيرگي شعور همراه با احساس عدم واقعيت مانند حالتي كه قبل از حمله صرع وجود دارد نيز ملاحظه مي شود. ممكن است اين حالات با احساس سرخوشي دنبال شوند. در بسياري از موارد سردردهاي ميگرني سابقۀ خانوادگي دارند ولي اين موضوع كه وراثت در ايجاد آنها نقش داشته باشد، هنوز روشن نيست. ممكن است ظهور حملات ميگرن با تغييرات زندگي از قبيل قرار گرفتن در موقعيتهاي استرس زا، رسيدن به سن بلوغ ، رفتن به مدرسه و دانشگاه ، و شروع يك شغل در ارتباط باشد . به طور كلي ، اين موضوع مورد قبول همه متخصصان است كه استرس و هيجان در ايجاد محلهاي ميگرني نقش دارند (آزاد – حسين – ۱۳۷۴)
انواع سردرد :
سردرد را مي توان بر اساس مكانيزم ايجاد درد به ۴ گروه اصلي تقسيم كرد :
ــ « سردردهاي عروقي » كه ناشي از واكنش غير عادي شريان هاي مغز است به خصوص هنگاميكه شريان هاي مغزي تمايل به گشاد شدن پيدا مي كنند . ميگرن شايع ترين اين نوع سردرد است .
ــ سردردهاي ناشي از « انقباض ماهيچه اي سر » اين گروه از سردردها به علت انقباض ماهيچه هاي سر ، گردن و چهره ايجاد مي شود .
ــ سردردهاي « كششي و التهابي » كه تمام سردردهاي مربوط به بيماري عضوي جمجمه و ضمائم آن را شامل مي شود .
ــ سردردهاي ناشناخته درون جمجمه اي كه در آنها هيچ نوع تغييرات مرضي و ظاهري ، مشاهده نمي شود.
علاوه بر سردردهاي فوق مي توان به سردردهاي ناشي از بيماري عضوني ، سردردهايي مربوط به وضع جنسي زنان ، سردردهاي ناشي از خستگي ، سردردهاي ناشي از سوء تغذيه و … اشاره كرد .
بلانچارد و آنداراسيك (۱۹۸۵) چهار نوع سردرد را در حيطه روان شناختي مهم دانسته و در اثر خود به آنها اشاره كرده اند ، اين چهار نوع عبارتند از :

ــ سردرد شرياني از نوع ميگرن :
اين نوع سردرد شامل حمله هاي مكرر سردرد كه از جهت شدت ، مدت و فراواني متفاوتند مي گردد . حملات معمولاً همراه با بي اشتهايي و گاهي تهوع و استفراغ هستند و همراه با پس از اختلال مهم حركتي يا حسي بوجود مي آيند .
ــ سردرد انقباض عضلاني (سردرد ناشي از تنش) :

اين نوع سردرد شامل درد يا احساس فشار و انقباض است كه از نظر شدت ، مدت و فراواني متنوع است . اين نوع سردرد معمولاً زير پس سري هستند و با انقباض مداوم عضلاني اسكلني بدون تغيير ساختي پايدار همراهند . سردردهاي انقباضي معمولاً بخشي از واكنش فرد به عوامل استرس زاي روزانه زندگي است .
ــ سردرد انقباض عضلاني و شرياني :
اين نوع سردرد ، تركيبي است و ممكن است هريك از علائم درون سردرد را دارا باشد .
ــ سردرد توهي ( تبديلي با خود پنداري ) :
به اين نوع سردردها ، سردرد روان زا گفته مي شود .
تعريف ميگرن : ( تاريخچه )
ميگرن به سردردي شرياني قابل برگشت با مدت متغير و شدت و كثرت وقوع اطلاع شده است ؛ سردردي كه غالباً با اختلال ديد ترس از نور صدا ، تهوع و استفراغ همراه است . وقتي كه يك قسمت از مغز بيش از حد فعال شده و امواج و علايم مغزي زيادي از خود ساطع مي كند كه با علائم كلنيكي ديگري مثل استفراغ و سرگيجه همراه است و به آن سردرد ميگرني مي گويند . سردردهاي ميگرني سردردهايي هستند كه حمله هاي آن بصورت درره هايي رخ مي دهد و گاهي روزي چند بار ، در طول يك دوره چند هفته اي يا چند ماهه اتفاق مي افتد. اگر چه ميگرن را به عنوان بيماري عصر جديد مي دانند اما بايد گفت كه حدود دوهزار سال است كه سردردهاي ميگرني شناخته شده اند مصريان قديم اعتقاد داشتند كه سردرد تنبيهي است كه خدايان نسبت به انسانها اجرا مي كند . تعريفهاي اوليه درباره ميگرن بوسيله دو دانشمند و فيلسوف يوناني كلوديوس گلن(۱) و آريتو كاپادوسين(۲) كه در قرن دوم مي زيستند نوشته شده است . (اخوان – ۱۳۷۳)
گلن دربارۀ موضوعهاي متعددي مانند قواي طبيعي ، بهداشت آناتري ، احساس ادراك و امراض مقالاتي نوشت كه در نوشتن مقاله بسيار ماهر بود و يافته فيزيولوژي تجربي اش ، او را سرافراز و مشهور ساخت .

۱) Galen, Claudius
2) Cappadocio
گلن اولين كسي بود كه واژه درد نيمه سر را بكار برد كه كلمه ميگرن از آن مشتق شد . كاپادوسين مقالاتي را درباره امراض مختلف نوشت و اولين كسي بود كه امراض صرع ( Epilepy ) ، مورمور (Murmur) ، مرض قلبي را تشريح كرده بود و همچنين اولين كسي است كه درباره ديابت مطلب نوشته و اسم آنرا پيشنهاد كرد .
كاپادوسين درباره ميگرن تحت عنوان سردرد چنين مي نويسد :
در حالت هاي خاص تمام سر درد مي كند و درد گاهي در سمت راست و گاهي در سمت چپ در پيشاني حس مي شود و همۀ اين ها ممكن است در يك روز به طور قاعده اي پيش آيد ، اما در شرايط خاص فقط ، بخش هايي از سر در سمت راست ، يا در سمت چپ يك بخش شقيقه ، يا گوش ، يا ابرو ، يا يك چشم يا دماغ كه صورت را به دو بخش مساوي تقسيم ميكند در بر مي گيرد ، و درد از اين محدوده فراتر نمي رود بلكه در نصف سر باقي مي ماند . شروع درد با علائم بسيار بدي همراه است ، اين علائم عبارتند از : تشنج موضعي و تغيير شكل در قيافه، از حدقه بيرون زدن چشمها ، كه آهسته از اين سمت به آن سمت مي چرخد ، سرگيجه ، درد شديد چشمها تا مغز ، تعريف غير قابل كنترل ، درد ناگهاني پي ها ، حالت تهوع ، استفراغ … بيماران اكثراً از زندگي خسته مي شوند و آرزوي مرگ را دارند . (رودلنولا – اخوان – ۱۳۷۳) .
در طول تاريخ تحقيقات زيادي در مورد علت بروز سردرد ميگرن ، راههاي درمان و پيشگيري از بروز آن انجام گرفته است . در ايالات متحده امريكا مراكز تخصصي سردردهاي مختلف منجمله ميگرن

تاسيس شده اند و تحقيقات مفصلي از بيمار به عمل مي آورند تا از حالت عمومي بيمار اطلاعات دقيق بدست آورند و حتي حالت رواني بيمار را در نظر مي گيرند تا بتوانند طرز مداواي او را دقيقاً پيدا كنند . در انگلستان ، كشورهاي اسكانديناوي و ساير كشورهاي اروپايي موسسات مختلفي جهت تحقيق پيرامون ميگرن ارائه خدمات درماني به آن تاسيس شده است . دانشمندان بزرگي چون پاسكال ، نيچه ، كانت ، فرويد ، سزار از ميگرن رنج مي بردند (فريدون ظفر اردلان – ۱۳۷۴).

نشانه هاي ميگرن :

سردرد ميگرني حداقل همراه با ۳ نشانه از مجموعه نشانگان زير مي باشد.(بلانچارد، آندواسيك – ۱۹۸۵)
ــ دل پيچه ، تهوع و دردهاي شكمي
ــ تمركز يك جانبي
ــ ضربان قلب
ــ بهبرد كامل پس از مدت كوتاهي خواب يا استراحت
ــ وجود ميگرن در افراد نزديك فاميل
ميگرن از هر نوعي كه باشد داراي علائم و نشانه هاي باليني بسيار دقيق است كه مي توان آن را از ساير سردردها جدا كرد . در اين قسمت بيشتر نشانه هايي مطرح مي شوند كه ميگرن را در تمام مراحل آن مشخص مي سازند ولي بايد اين مطلب را بيان كرد كه هر بيمار مبتلا به ميگرن حتماً داراي تمام نشانه ها نيست .
بسياري از مبتلايان به ميگرن هنگام بروز حمله ميگرن علائم بخصوص و يكساني را نشان مي دهند ، در حاليكه گروه ديگري از آنان در هر بار حمله ميگرني علائم متفاوتي را احساس مي كنند . (فريدون ظفر اردلان – ۱۳۷۴)
ــ ميگرن هميشه با تپش قلب و ضربان آن همراه است و بيمار احساس مي كند كه اين تپش در نقطه مخصوص و دردناكي از جمجمه اش وجود دارد كه در ريتم جريان خونش در شريانهاي قلبي منعكس مي شود . به محض اينكه بيمار ناراحت شود يا فعاليتي انجام دهد ، تپش شديد تر مي گردد .
ــ قيافه فرد مبتلا به ميگرن بسيار دردمندانه و آشفته است . رنگ چهره وي پريده و يا زرد بود و دور چشم ها را حلقه سياهي فرا مي گيرد .
ــ ناراحتي شديد از نور خواه خورشيد خواه روشنايي چراغ كه معمولاً همراه با اختلالات بصري نيز مي باشد . يكي از نشان هايي كه در اكثر انواع ميگرن ها مشاهده مي شود . لذا بيمار با شروع حمله ميگرن به يك فضاي كاملاً تاريك پناه مي برد .
ــ بيمار نسبت به سرو صداي محيط فوق العاده حساس مي شود و اين حساسيت ، حت

ي به صورت ترس شديد از صدا در مي آيد و اگر صداها زيادتر و بلندتر باشد ، در سر بيمار منعكس شده و موجب تشديد و ميگرن مي گردد .