بررسي خصوصيات شيميايي خاكهاي مناطق جنگي اطراف خرمشهر

چكيده::
آلودگي محيط زيست در نتيجه وارد شدن مواد آلوده كننده به اين بخش ايجاد ميشود. جنگ نيز يكي از منابع شديد آلودگي زيست محيطي آب و خاك ميباشد. استفاده وسيع از سلاح هاي جنگي اعم از گلوله هاي سربي، مواد منفجره، بمباران هاي هوائي، گلوله هاي توپ، سلاح هاي شيميايي و بمب هاي شيميايي-ميكروبي و … قطعا اثرات زيست محيطي مخربي را در پي خواهد داشت.
جنگ پديده اي حاصل گذشت زمان و پيشرفت بشر است.انگيزه هاي مختلفي در ارتباط با جنگ وجود دارد. اما اهداف هر چه باشد، آسيب زيست محيطي زيادي خواهد داشت. به ويژه كه با پيشرفت علم و دانش و توليد سلاح هايي با قدرت تخريب بسيار بالا، نبردها شكل تازه اي به خود گرفته است.
اين مساله آنقدر مهم است كه در سال ۱۹۸۰ سازمان ملل متحد نگراني خود را در ارتباط با اثرات جنگ بر محيط زيست اعلام كرد و توجه زيادي به جنگ هاي هسته اي داشت. در سال ۱۹۹۵ در جنگ خليج فارس و نيز در جنگ كوزوو ،آزمايشات بيانگر تخريب هاي زيادي در ارتباط با محيط زيست بوده است.
جنگ و صدمات زيست محيطي ناشي از آن مدت هاست كه نظر بس

ياري از كارشناسان را به خودش معطوف ساخته است.آلودگي خاك نيز يكي از مهمترين اثرات زيست محيطي جنگ ميباشد.كشت محصولات زراعي در زميني كه داراي آلودگي شديد شيميايي است و استفاده از آب هاي آلوده به تركيبات كشنده در مزارع كشاورزي، اثرات غيرقابل جبراني را ايجاد خواهد كرد.
با توجه به اينكه بخش اعظم تركيب سلاح هاي جنگي را عناصر سنگين تشكيل ميدهند، اكثر مطالعات مربوط به جنگ و محيط زيست، دربرگيرنده اين عناصر هستند.
طي مطالعه اي كه توسط سازمان جنگل و مرتعداري سوئيس ( SAEF) انجام گرفته، نشان ميدهد كه تماس گلوله ها و بمب ها به طور وسيعي باعث آلودگي عناصر سنگين ميگردد. اصلي ترين اين عناصر آلاينده، سرب و مس بوده است..

بروز بسياري از عوارض گوارشي و سرطان هاي متعدد را در ارتباط با وجود اين عناصر در مواد غذايي ميدانند.
براي مثال در ارتباط با سرب، بيشتر بر اثر مسموميت زائي آن در انسان، موجودات آبزي و پرندگان تاكيد شده است ، در حاليكه همان ميزان سرب نه تنها اثري بر روي گياهان ندارد، بلكه هيچگونه علائم ظاهري در ارتباط با ميزان زياد اين عنصر در گياه ديده نميشود. با توجه به بروز اين عوارض در سطح وسيع در استان خوزستان، اين مساله توجه بيشتري را مي طلبد.
البته در حال حاضر به دليل دنباله دار نبودن مطالعات ، فقدان اطلاعات ثبت شده و مشكلات در ارتباط با نمونه برداري از مناطق جنگي، نقاط كور زيادي در مورد آلودگي هاي ناشي از جنگ

وجود دارد كه نيازمند مطالعات بيشتر است.

مروري بر مطالعات گذشته:
با توجه به اهميت موضوع، شاهد افزايش توجه و مطالعات در اين زمينه هستيم. اثرات زيست محيطي ناشي از جنگ را ميتوان به دو دسته تقسيم كرد.
بخش اول شامل اثرات كوتاه مدت است .اين مساله شامل ابعاد مختلفي است كه به اختصار ميتوان به حفر كانال ها و سنگر ها، احداث فرودگاه ها، آشيانه تانك ها ، حمل و نقل وسائط جنگي و …….. اشاره كرد كه همگي باعث تخريب محيط زيست ميگردند.
زمانيكه يك بمب سنگين رها ميشود، دمايي در حدود ۳۰۰۰ درجه سانتيگراد توليد ميكند كه اين دما جهت تخريب كامل اكوسيستم گياهي و جانوري و نيز لايه سطحي خاك كه زمان بسيار زيادي جهت توليد آن صرف شده است، كافي ميباشد.
البته بعد انساني فاجعه را نيز نبايد از ياد ببريم كه كشتار افراد بي گناه و فجايع انساني زيادي را در جنگ ها شاهد هستيم.
اثرات طولاني مدت را نيز ميتوان به بخش هاي زيادي تقسيم كرد.اكثريت سلاح هاي جنگي به دليل تركيب شيميايي پيچيده اي كه دارند داراي اثرات طولاني مدت زيادي هستند.در جنگ ايران و عراق هم از اين سلاح ها استفاده زيادي به عمل آمد. مهمترين اين اثرات را ميتوان به افزايش نرخ فرسايش آبي و بادي در اثر تخريب اكوسيستم گياهي،آلودگي هوا در اثر پراكنده شدن ذرات،بيماري هاي پس از جنگ،آلودگي آب هاي سطحي و زيرزميني و آنچه در اين تحقيق مورد بررسي است يعني آلودگي خاك را ميتوان نام برد.
طي جنگ ايران و عراق، تراكم خاك سطحي، تغيير و تبديل جريانات رودخانه اي، قطع آب هاي آبياري،اشباع و شوره زار شدن اراضي در نتيجه ماندابي شدن در زمان تخريب كانال ها گزارش شده است.
طي مطالعاتي كه بر روي باران هاي اسيدي باريده بعد از جنگ در خوزستان به عمل آمد، ميزان سرب باران ها در دزفول و اهواز به ترتيب ۰٫۲۴ و ۰٫۳۳ پي پي ام در مقايسه با ۰٫۱۱ و ۰٫۱۳ پي پي ام در بندرعباس و شيراز بوده.

همچنين ميزان بالايي از اسيديته و رسوبات آلوده در آب زيرزميني تخليه شده از كوه زاگرس كه منبع آشاميدن و آبياري مناطق زيادي است گزارش شده است، كه اين مهم را به بلندي اين كوه و متوقف كردن ذرات دود ، مواد آلي و كربن ناشي از فعاليت هاي نظامي نسبت داده اند.
بر اساس مطالعات دكتر سواري نيز، عناصر سرب، كادميم،مس، روي،نيكل و كبالت بسيار بالايي در رسوبات خليج فارس پس از جنگ گزارش شده اشت.

مواد و روشها:
تهاجم عراق به ايران در شهريورماه سال ۱۳۵۹شمسي(سپتامبر ۱۹۸۰ميلادي) آغاز شد و تا يازدهم مردادماه سال ۱۳۶۷ شمسي (آگوست۱۹۸۸) ادامه داشت و سر انجام با پذيرش قطعنامه ۵۹۸توسط ايران، اين جنگ به پايان رسيد .
۵ استان كه داراي مرز مشترك با عراق بودند، بيشترين اثرات را متحمل شدند. اين نواحي شامل خوزستان،ايلام،كرمانشاه،آذربايجان غربي و كردستان بود .
پيش از جنگ، خوزستان با داشتن پالايشگاه ، كارخانجات فلزي ، چاهك ها و سكو هاي نفتي ، صنايع پتروشيمي و سدهاي مهم هيدرو الكتريكي و سيستم هاي آبياري ، يكي از مهمترين قطب هاي اقتصادي ايران بود . در اين نواحي ، آتش سنگين و پر حجم توپخانه اي ، انفجارات و بمبارانها ، حتي درگيري هاي خياباني باعث ورود حجم عظيم و سنگين از مواد منفجره و شيميائي به خاك و ساير منابع زيست محيطي شد .
شهرستان خرمشهر با وسعتي معادل ۱۸۶۱۰۰ هكتار ، در منتهي اليه جنوب غربي جلگه خوزستان واقع شده است . آب و هواي اين منطقه در تابستان بسيار گرم و در زمستان معتدل است . تشكيلات زمين شناسي اين ناحيه مربوط به دوران چهارم زمين شناسي و رسوبات آبرفتي مي باشد .
گياهاني كه در اين منطقه مي رويند ، آنهايي هستند كه در اراضي شور عموميت دارند كه عبارتند از: خارشتر ، گز ، فر فيون و گياهان خانواده غلات و ……. . البته نخلستانهاي سرسبز ، از مهمترين و عمده ترين روئيدني در اين ناحيه است(۱).
با توجه به اهداف كلي تحقيق ناحيه اي به وسعت ۸۵۰ كيلومتر مربع انتخاب شد . منطقه نمونه برداري به سه ناحيه تقسيم شد .

– ناحيه ۱ : به وسعت ۳۵۰ كيلومتر مربع از ايستگاه حسينيه آغاز شد و تا نواحي پاكسازي شده اي كه مردم در آنجا ساكن شده اند ادامه دارد .
– ناحيه ۲ : به وسعت ۲۰۰ كيلومتر مربع از نقطه اي كه هنوز پاكسازي نشده است و از لحاظ مين و ادوات جنگي همچنان آلوده است .
– ناحيه ۳ : به وسعت ۳۰۰ كيلومتر مربع شامل نقاطي كه به دليل نزديك بودن به مرز ايران و عراق بيشترين مدت را تحت اشغال بوده اند ، مي شود .
نمونه برداري در سه مرحله انجام گرفت . در هر ناحيه ۱۵ نقطه به طور تصادفي انتخاب شد . نمونه ها از دو عمق ۳۰-۰و۶۰-۳۰سانتي متري توسط اگر دستي برداشته كه جمعا ۹۰ نمونه خاك به آزمايشگاه انتقال داده شد .
هدف اصلي از اين آزمايشات ، اندازه گيري ميزان عناصر سنگين در خاك بود .
روش به كار برده شده جهت اندازه گيري اين عناصر ، استفاده ازماده استخراج كننده DTPA و اندازه گيري با دستگاه جذب اتمي مي باشد .DTPA با عناصر كم مصرف تشكيل يك كمپلكس ميدهد و دستگاه اين قابليت دارد كه بر اساس لامپ به كار برده شده ، مقدار عناصر در محلول صاف شده را اندازه گيري كند.
جهت أناليز خاك از روش هاي زير استفاده شد :
– اندازه گيري بافت خاك به روش هيدرو متري
– اندازه گيري بي كربنات توسط اسيد سولفوريك
– اسيديته خاك در گل اشباع
– كلسيم و منيزيم محلول و يون سولفات در عصاره گل اشباع
– اندازه گيري آهك و گچ به روش تيترو متري
-سديم و پتاسيم محلول به روش فلم فتو متري
نتيجه گيري و پيشنهادات
در خاك هاي مورد آزمايش، ظرفيت تبادل كاتيوني در حدود ۱۲-۱۰ ميلي اكيوالان در صد گرم خاك اندازه گيري شد. PH در اين نواحي بين ۸-۷ در نوسان بوده و هدايت الكتريكي آن رقمي برابر ۲۰۰-۴۰ دسي زيمنس بر متر ميباشد. ميزان كاتيون هاي منيزيم، كلسيم، پتاسيم و سديم تبادلي و نيز آنيون هاي سنلفات و كلر نيز بالا بود. درصد مواد آلي در حدود ۰٫۴۳ بود كه ميزان بسيار پائيني دارد.
همانگونه كه از نتايج جدول ۱ مشخص مي شود ، آلودگي شديد خاك منطقه مورد مطالعه از نظر بسياري از عناصر سنگين مشهود مي باشد . اين مسئله در واقع مي تواند به عنوان يك عامل خطرناك در اين نواحي محسوب شود

×××××جدول ۱ ميزان عناصر ppm و نتايج حاصل از آزمون توكي در سطح يك درصد

غلظت عناصر در سه ناحيه آزمون توكي
عنصر ۱ ۲ ۳ ۱ ۲ ۳
سرب ۱۵۸٫۶ ۱۶۶٫۴ ۱۵۴٫۲ A A A
مس ۱۱۶٫۴ ۸۳٫۵۶ ۷۷٫۳۹ A B B
كادميم ۱۹٫۸۲ ۱۳٫۳۴ ۲۱٫۹۰ B B A
روي ۱۱۸٫۶ ۹۷٫۳ ۶۷٫۵۸ A AB B
كبالت ۱۴۸٫۸ ۱۲۲٫۶ ۱۳۴٫۳ A A A
آهن ۳۰۶٫۲ ۲۴۹٫۶ ۲۲۶٫۶ A A A
نيكل ۲۶٫۰۳ ۱۵٫۸۷ ۳۲٫۲۲ B C A
منگنز ۳۳٫۸۵ ۲۴٫۲۲ ۲۱٫۲۶ A B B
كروم ۱۸٫۳۵ ۲۰٫۹۴ ۲۰٫۸۹ A A A
از مقايسه ميزان عناصر سنگين اندازه گيري شده در ساير خاك ها كه در جدول۲ آمده است اين گونه بر مي آيد كه مقدار اين عناصر در خاك اطراف خرمشهر بسيار بالا بوده و
گاهي آلودگي تا حد چندين برابر نيز ديده مي شود . بنابر اين در اثر بمباران هاي ناشي از جنگ ، ميزان زيادي از عناصر تشكيل دهنده اين ادوات وارد خاك شده است.
جدول ۲ ميزان عناصر سنگين درعمق سطحي خاك هاي غير آلوده ppm×××××
منطقه كادميم نيكل سرب مس روي
ايذه ۰٫۰۷ ۲٫۴ ۱۰٫۸ ۵٫۳ ۳۵٫۵

انديمشك ۰٫۰۶ ۰٫۰۴ ۳٫۵ ۰٫۵ ۰٫۸
باغملك ۰٫۱ ۱٫۸ ۱۴٫۹ ۳٫۷ ۴۳
دزفول ۰٫۱۱ ۰٫۵ ۰٫۸ ۱٫۴ ۳٫۵
از آنجايي كه اين عناصر نمي توانند در اثر يك عامل طبيعي مانند سنگ مادر يا ساير عوامل طبيعي بوجود آمده باشند (زيرا چنين حالتي در خاكهاي اراضي ديگر مناطق خوزستان مشاهده نشد) بنابر اين وجود اين آلودگي را مي توان به بمباران ها و نبردها در جنگ نسبت داد
از آنجائيكه تجمع آلودگي در خاك مي تواند به ساير بخش هاي محيطي انتقال يابد ، مي تواند بسيار خطرناك باشد .
مثلا در ارتباط با سرب و كادميم ، شاهد آلودگي بسيار زيادي هستيم بر طبق بررسي ها مشخص شده است كه سرب و كادميم قابليت ورود حد اقل به ميزان پنجاه درصد در مواد غذائي كه در ان محل توليد مي شوند را دارا ميباشند.
اين مي تواند در مورد خاك خرمشهر بسيار مهم باشد . بر اساس همين مطالعات مشخص گرديد كه سلامتي انسان در غلظت هاي كمتر از آنچه قبلا تصور مي شده ، مورد تهديد قرار مي گيرد .به همين دليل امروز تاكيد زيادي بر كنترل آلودگي خاك به وسيله سرب اعمال مي شود كه اين مسئله بايد در مورد خاك خرمشهر نيز مد نظر قرار گيرد .
از طرف ديگر به دليل زياد بودن مقدار نمك در اين خاكها ، جذب كادميم توسط گياهان افزايش خواهد يافت .
زياد بودن ميزان كلر در اين خاكها و تركيب شدن اين عنصر با كادميم سبب تشكيل كمپلكسCdCl+ مي شود . قابليت جذب اين كمپلكس توسط گياهان نسبت به عنصر كادميم بيشتر بوده و مي تواند به آساني جذب شود .
بنابر اين انتظار مي رود كه كادميم زيادي در محصولات كشت شده در اين ناحيه وجود داشته باشد كه مي تواند تهديدي براي موجودات تغذيه كننده از آنها باشد.
يكي ديگر از آلودگي هاي مشاهده شده در مورد كروم مي باشد . اين عنصر بصورت اكسي آنيون در خاك مشاهده مي شود بنابر اين حتي زياد بودن PH در خاك اين نواحي نيز نمي تواند مسموميت خاك ها را از لحاظ اين عنصر كاهش دهند . زيرا با افزايش PH قابليت دسترسي زيستي افزايش مي يابد .

غلظت عنصر مس نيز در حد بالائي از آلودگي مي باشد ميزان زياد اين عنصر در خاك در صورتي قابل قبول است كه مقادير زيادي مواد آلي در خاك وجود داشته باشد . زيرا اين مواد با تشكيل كمپلكس مي توانند كاهش سميت مس را در پي داشته باشند . اما همانگونه كه اشاره شد در اين خاكها مواد آلي بسيار كم مي باشند و اين عامل مي تواند آلاينده مهم در اين خاكها محسوب شود.
جريانات ترجيهي مي توانند باعث جابجائي فلزات سنگين در طول ستون خاك گردد . بنابر اين اي عناصر مي توانندوارد آبهاي زير زميني شوند . در خاك هاي شني اين جريان در اثر ناپايداري خاك در مواجهه با خيس شدن اتفاق مي افتد اما در خاكهاي ريز بافت ، شكافهاي ساختماني، حفره هاي ناشي از حركت جانوران خاكزي ، كانال هاي حفر شده توسط ريشه گياهان مي توانند به عنوان

عامل هدايت كننده جريانات باشند بنابر اين آلودگي مي تواند به اعماق پائين تر آب منتقل گردد .
اغلب واكنشهاي جذبي خاك در بخش رس و مواد آلي انجام مي گيرد . اين ويژگي به دليل دارا بودن ظرفيت تبادل كاتيوني (CEC) و سطح ويژه زياد در اين بخش ديده مي باشد . بنابر اين وجود يا عدم وجود اين اجزا مي تواند در سميت يا كاهش سميت عناصر سنگين موثر باشند . اين مواد با جذب عناصر مي توانند به عنوان عاملي جهت پالايش آلاينده ها عمل نمايند به اين ترتيب باعث كاهش حلاليت و آزادي عناصر گرديده و اثرات زيانبار آنها از قبيل جذب توسط گياهان و ورود به بدن انسان كاهش پيدا مي كند .
اما نتايج ارائه شده نشان دهنده ظرفيت تبادل كاتيوني نسبتا پائين اين خاكها مي باشد كه البته وجود مقدار زياد سديم ، پتاسيم ، منيزيم و كلسيم و توانائي بيشتر اين عناصر در اشغال اين مكانهاي تبادلي دليلي بر آزاد بودن فلزات سنگين در خاك مي باشد كه مي تواند بسيار خطر آفرين باشد .
مواد آلي در اين خاكها بسيار پائين مي باشد اين به حدي بود كه مي توان نقش ماده آلي را در اين زمينه در نظر نگرفت . عامل موثر ديگر وجود مكان هاي تبادلي در رسها مي باشد .
نقش مواد آلي در مقايسه با سطوح اكسيد هاي آهن و آلو مينيوم و نيز رسها در جذب اين عناصر بسيار مهم مي باشد و ارتباط با با نگه داري يون هاي آلوده كننده موجود در خاك مي تواند نقش بسيار مهم داشته باشد .
بنابر اين زياد بودن اين عناصر در مقايسه با استاندارد ، بسيار مهم مي باشد . زيرا همانگونه كه ذكر شد ، اين عناصر مي توانند وارد گياهان شده و تغذيه اين گياهان توسط انسان و دام مي تواند عوارض زيادي را در پي داشته باشد .

در خرمشهر نيز اين مسئله به خوبي مشاهده شده و در ناحيه دوم نمونه برداري مردم به شغل دامداري و كشاورزي مشغول هستند اين عناصر قابليت انتقال زيادي در زنجيره غذائي داشته و بنابر اين به راحتي جذب گياهان شده و مي توانند مضر باشند .
بر اساس مطالعات روبرت هارتر و راوندرا مشخص شده است كه افزايش دماي خاك تا ۳۶ درجه سانتيگراد باعث واجذب عناصر سنگين در خاك مي باشد با توجه به اينكه در خوزستان و منطقه خرمشهر نيز حد اقل در چهار ماه از سال،دما بين چهل تا پنجاه درجه سانتيگراد مي باشد بنابر اين فعاليت اين عناصر درصورت جذب شدن ، در فصول گرم سال زياد شده و مي تواند به راحت

ي وارد چرخه آلوده سازي محيط شوند .
با توجه به جدول ۳ مي توان نتيجه گرفت كه اگر در صد بسيار كمي از عناصر وارد آب شيرين و شرب شود ميتواند باعث آلودگي آن شده و خطراتي را ايجاد كند .براي مثال حد مجاز سرب در آب شيرين ۱٫/ . مي باشد كه با توجه به ميزان زياد آن در خاك خطر به هم ردن تعادل آبي منطقه توسط رسوبات آلوده خاك خرمشهر مي رود .
×××××جدول ۳ ميانگين غلظت فلزات در آب شيرين و اقيا نوس ها
عنصر آب هاي شيرين آب اقيانوس ها
كادميم ۲٫٫/ . ۱٫٫/ .
مس ۱٫/ . ۴٫٫/ .
نيكل ۲٫/ . ۵…/ .
روي ۳٫/ . ۸٫٫/ .
از آنجائي كه منابع تغذيه تالاب شادگان رودخانه جراحي طغيان كارون و نيز طغيان هاي زمستاني رودخانه بهمنشير از طريق خورهاي ساحلي مي باشد بناير اين خطر آلودگي اين تالاب كه يكي از محيط هاي طبيعي جهت بسياري از گونه هاي گياهي و پرندگان مي باشد مي رود . همان گونه كه مطالعات مهندس فرخيان و دكتر ايمان دل تاييد كننده وجود مقادير زيادي از عناصري مانند سرب ، كادميم و روي در بدن جانوران و نيز محيط هاي آبي و خاكي مي باشد ، كه ميتوان يكي از دلايل آن را رسوبات وارد شده توسط رود خانه بهمنشير و حمل رسوبات آلوده از آبادان و خرمشهر دانست.از ميان عناصر مورد بررسي كادميم،سرب،مس،روي،كبالت و آهن داراي بيشترين خطر آلودگي ميباشد.
ميزان سرب نيز در حد بالائي بوده و خطرات ناشي از آن تهديدي براي منطقه مي باشد.
با توجه به اينكه ميزان عناصر اندزه گيري شده در اين خاكها بسيار بالا مي باشد بنابر اين نمي توان خود خاك را عاملي جهت رفع نسبي آلودگي به شمار آورد .
علاوه بر انتقال مواد از طريق زنجيره غذائي مسير هاي متعدد ديگري نيز وجود دارند كه انسان را در معرض آلودگي قرار مي دهند . بطوري كه برخي تركيبات آلاينده پس از آنكه به آب هاي سطحي يا زير زميني راه يافتند در استفاده مجدد از آب همراه آب آبياري يا شرب وارد بدن انسان يا دام مي گردد بنابر اين تحرك اين عناصر در ارتباط با فر آيند جابجائي فلزات سنگين در خاك و تجمع و توزيع آنها در آب زير زميني و سطحي بايد مورد توجه قرار گيرد .

مطالعاتي كه توسط زلمر و اشنيدر در آلمان انجام گرفته ، بيانگر وجود عناصر در آبهاي سطحي در ناحيه گرافن مي باشد كه البته حمل اين عناصر به مناطق بسيار دور تر كه هيچ گونه فعاليت نظامي در آن نواحي انجام نگرفته را باعث شده است .
بنابر اين با توجه به وجود رود خانه هاي كارون ، اروند كنار و… نبايد خطر ناشي از فرسايش خاك مناطق خرمشهر و وارد شدن اين خاك به آب هاي جاري و سر انجام انتقال آلودگي به ساير نواحي را از نظر دور داشت.
از نتايج ارائه شده مشخص مي شود كه آلودگي در سطح خاك بيشتر است بنابر اين فرسايش بادي و آبي به راحتي مي تواند باعث انتقال اين ذرات به نواحي ديگر شود . حتي تنفس اين ذرات گرد و خاك مي تواند آسيب هائي را در پي داشته باشد .
فرسايش بادي و گرد و غبار حاصل از طوفان ها ، مقادير قابل توجهي از عناصر آلاينده را وارد دستگاه تنفس انسان و دام مي كند . از آنجائي كه در اين ناحيه نيز شاهد وزش باد هاي مختلف فصلي هستيم ، مي توان نتيجه گرفت كه اين عناصر به راحتي وارد بدن انسان و ساير موجودات شده و سلامت آنها به شدت تهديد مي شود .
امروزه آبزيان دريائي سهم عمده اي از توليد پروتئين را دارا مي باشند ، بنابر اين اطمينان از سلامت و بهداشت پروتئين توليد شده از اهميت زيادي برخوردار است . فلزات سنگين با توجه به خواص فيزيكي و شيميائي كه مي تواند تاثيرات زيادي بر پيكره موجودات داشته باشند منبع مهم آلودگي براي آبزيان دريائي هستند لذا ورود و تجمع اين عناصر در رسوبات و ارگانيسم هاي زنجيره غذائي ، مي تواند خطر آفرين باشد. به دليل حساسيت گونه هاي آبزي (گياهان – بي مهرگان و ماهي ها) به تغيير شرايط زيستي ورود عناصر سنگين ( در غلظت هاي غير معمول ) عموما باعث كاهش تنوع گونه اي ، كاهش توليد مثل و كاهش جمعيت موجودات آبزي همراه است و بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد .
از آنجائي كه فر آيند كي ليت شدن در اين خاك ها به دليل كم بودن مواد آلي چند

ان موثر نمي باشد بنابر اين ورود اين عناصر به درون گياه و سپس ساير موجودات و ابتلا به انواع بيماري ها اجتناب نا پذير است . لذا هر چه سريع تر بايد به پاك سازي اين خاك ها از نظر عناصر سنگين اقدام شود.
فرسايش بادي و گرد و غبار حاصل از طوفان ها ، مقادير قابل توجهي از عناصر آلاينده را وارد دستگاه تنفس انسان و دام مي كند . از آنجائي كه در اين ناحيه نيز شاهد وزش باد هاي مختلف فصلي هستيم ، مي توان نتيجه گرفت كه اين عناصر به راحتي وارد بدن انسان و ساير موجودات شده و سلامت آنها به شدت تهديد مي شود .

پيشنهادات:
از آنجائي كه آلودگي عناصر سنگين در اين خاكها بسيار بالاست بنابر اين بايد هرچه سريع تر به رفع اين آلاينده ها اقدام نمود . البته اين مسئله ابعاد وسيعي داشته و مطالعات وسيعي را مي طلبد .
اما آنچه مسلم است اين است كه خطر مردم اين ناحيه را تهديد مي كند و نياز مند رسيدگي بيشتري است. البته به گونه اي كه كمترين ضرر متوجه مردم شود . براي مثال ميتوان با ايجاد مشاغل ديگر ، مانع كشاورزي و دامپروري در اين نواحي (تا زمان رفع آلودگي به روش هاي متداول ) شد.
روش هاي متعددي جهت رفع آلودگي عناصر سنگين در خاك وجود دارد يكي از جديدترين و متداول ترين روش ها استفاده از گياهان جهت پالايش خاك مي باشد .

گروهي از گياهان داراي خاصيت فيزيولوژي خاصي در ارتباط با جذب عناصر سنگين مي باشند ، در اين روش بدون آسيب به گياه مقادير زيادي از فلزات سنگين در بافت هاي آنها ذخيره مي شود .
كودهاي فسفاته نيز در كاهش ميزان عناصر سنگين جذب شده توسط گياهان موثر مي باشند . فسفاتها با تشكيل پيوند با عناصر ميكرويي مانند سرب و توليد رسوب مانع حركت اين عنصر به طرف جوانه و ساير بافت هاي گياه مي شوند .