پيشگفتار
همان طور كه مي دانيم با وارد شدن به مقطع تحصيلي دبيرستان بچه ها با افت تحصيلي شديدي روبرو مي شوند كه ما مي خواهيم در اين مورد توضيحات كوتاهي دهيم تا مشاوران عزيز مدرسه بتوانند كمك دانش آموزان كنند تا اين افت تحصيلي ديگر ايجاد نشود. با وارد شدن به مقطع تحصيلي دبيرستان ما يك سال رشد كرده در دوران نوجواني هستيم، غرور خواصي همه را در بر مي گيرد و مسائل و مشكلات فسادي كه باعث مشغول شدن فكر بچه ها مي شود از يك طرف و وجود كتابهاي درسي جديد از طرف ديگر فكر بچه ها را مشغول مي كند. سخت گيري معلم ها باعث

مي شود كه بچه ها از درس زده بشوند و ديگر علاقه اي به مدرسه نداشته باشند و از طرف ديگر فشار خانواده ها براي اينكه بچه هايشان در آينده شغل مناسبي داشته باشند و آنها را با نام دكتر و مهندس صدا كنند باعث مي شود كه فشار بيش از حد والدين به دانش آموزان آنها را از درس فراري دهند و علاقه اي به خواندن درس نداشته باشند، حال اميدواريم از اين مطالبي كه من و دوست عزيزم تهيه كرده ايم خوشتان بيايد و علاقه اي به درس پيدا كنيد كه ديگر اين مشاوران عزيز براي افت تحصيلي شما نگران نباشند.

سنجش در عمل :
پاسخ به اين سؤال كه سنجش به يادگيري دانش آموز منجر مي شود يا نه، تا حد زيادي به چگونگي اجراي آن در مدرسه ها و كلاس هاي درس بستگي دارد. شيوه هايي كه از لحاظ نظري يكسان هستند، در عمل ممكن است كاملاً با هم متفاوت باشند. سن و پيشينه ي دانش آموزان، موضوع تدريس شده، باور داشت ها و شيوه ي كاري مورد علاقه ي معلم،
هدف ها و كاربردهاي متفاوت سنجش، و محدوديت در زمان، فضا يا منابع، همگي
مي توانند بر كاري كه انجام مي شود، اثر زيادي داشته باشد.

سن دانش آموزان كلاس به تنهايي مي تواند يكي از عوامل مهم تعيين كننده خط مشي و شيوه ي كار باشد. آنچه كه براي كودكان ۱۱ ساله مطلوب يا امكان پذير است، ممكن است با آنچه كه براي كودكان ۱۵ ساله مناسب است، كاملاً متفاوت باشد. اگرچه دانش آموزان خردسال هم مي توانند، براي قضاوت درباره ي پيشرفت خودشان مسئوليت پذيري را آغاز كنند، اين امر براي دانش آموزان جوان بايد به صورت موضوعي عادي درآيد، زيرا آن ها، زماني كه وارد زندگي بزرگسالي

مي شوند، ناگزيرند پيشرفت خود را به طور روزانه مورد ارزيابي و نظارت قرار دهند. در اين بخش، سنجش را در موضوع ها و موقعيت هاي گوناگون، مورد بحث قرار مي دهيم، از جمله مواردي كه كار عملي مورد سنجش قرار گرفته است و هم چنين موضوع بسيار مهم خودسنجي كه دانش آموزان را قادر مي سازد تا كارهاي خود را ارزيابي كنند.
سنجش موضوع درسي
پوشش دادن به تمام موضوع هاي درسي و ميان درسي يك مدرسه در چنين كتابي امك

ان پذير نيست، بنابراين، براي نشان دادن جنبه هاي مشترك و مطالب خاص در زمينه هاي گوناگون، تنها مي توان به طور خلاصه، يك يا دو مسئله را در تعدادي از موضوع هاي درسي مورد توجه قرار داد.

خودسنجي
يكي از مهم ترين ويژگي هاي مجموعه كتاب هاي تدريس موفقيت آميز، تأكيد بر مشاركت دادن فراگيران است، چون تدريس و سنجش، نبايد تنها چيزي باشند كه معلمان براي دانش آموزان خود انجام مي دهند. كنار گذاشتن افراد از پذيرش بخشي از مسئوليت هاي يادگيري خود، هر گونه حس مالكيتي را كه ممكن است در آن ها وجود داشته باشد از بين برده و مي تواند به از خود بيگانگي منجر شود. ارزيابي كردن كارهاي خود ممكن است براي دانش آموزان، به ويژه دانش آموزان خردسال، دشوار باشد، اما اين امر نمي تواند دليلي براي خودداري از خودسنجي باشد. آنچه كه گاهي اوقات «خودرويارويي» گفته مي شود،
مي تواند روي فراگيراني تأثيرهاي متفاوتي داشته باشد. اين كار، براي بعضي از دانش آموزان مي تواند بسيار روشنگر باشد، آن ها را در يادگيري شريك سازد، و باعث شود كه از عملكرد خود احساس غرور كنند. آن ها ممكن است احساس كنند كه بر صندلي راننده نشسته اند، و نوعي خودمختاري را كسب مي كنند كه بزرگسالان رشد يافته با دستيابي به آن، قادرند كارهايي را كه انجام مي دهند مرور كنند و در مورد چگونگي بهسازي آن ها به داوري بنشينند. براي بعضي ديگر از دانش آموزان خودسنجي مي تواند تضعيف كننده باشد، و با ايجاد حصار دفاعي در اطراف آنان، احساس شكست را به آن ها انتقال مي دهد؛ بسياري ديگر نيز ممكن است به چرب زباني روي بياورند. برخي از افراد مي توانند در مورد خود بسيار سخت گير باشند، و در اين فرايند، اعتماد به نفس خود را از بين ببرند، اگر خود ارزشيابي، به منظور تأثير مثبت بر يادگيري انجام شود، بايد معرفي، اجرا و نظارت بر آن به شيوه اي ظريف و خردمندانه انجام گيرد. خودسنجي شكل هاي مختلفي دارد، و متناسب كردن آن با سن و پيشينه ي دانش آموزان، مستلزم تنوع بخشيدن به آن هاست. گاهي اوقات دانش آموزان خردسال از شكل صورت هاي خنداني كه نشانگر ميزان متفاوت رضايت يا نارضايتي آن ها از كاري است كه انجام داده اند، لذت مي برند.
من اين كار را خيلي خوب انجام دادم.

اين خوب است (در حد معيارهاي هميشگي من است.)
من اين كار را به آن خوبي كه مي توانستم، انجام ندادم.
دانش آموزان سال هاي بالاتر ممكن است اين شكل ها را وسيله ي بچه گانه اي بدانند، اما خردسالان، اغلب خوشحال مي شوند كه از اين روش براي سنجش رفتار خود در كلاس، نگرش نسبت به موضوع ها يا مسائل (من با … موافقم / مخالفم، من دوست دارم / دوست ندارم …) ، تلاش كردن (من خيلي سعي كردم / من خيلي سعي نكردم تا …) ، يا پيشرف

ت كلي در يك حوزه ي خاصي از مطالعه، استفاده كنند.

ساختار
گرچه دانش آموزان مي توانند كارهاي خود را براساس ملاك هاي خويش مورد سنجش قرار دهند، ممكن است لازم باشد كه سرنخ هايي نيز براي انجام دادن اين كار به آن ها داده شود. درست همان طور كه معلمان و آزمونگران بيروني اغلب براي نمره گذاري به نوعي ملاك مورد توافق نياز دارند، خيلي از دانش آموزان نيز داراي چنين نيازي هستند. در واقع تدوين ملاك هايي براي سنجش، مشخص كردن چيزي كه بايد به آن وزن داده شود، تعيين آنچه كه بيانگر كار «خوب» ، «درست» ، «تخيلي» و «موفقيت آميز» است، ضروري بودن درجه هاي الفبايي (الف، ب و …) ، نمره هاي عددي ، يا نظرهاي نوشتاري و تأثير هر يك از اين ها بر بينش دانش آموزان، آن ها را قادر مي سازد كه درباره ي هدف تمرين و ارزشمندي آن، بحث و گفت و گو كنند. در مورد امتحانات عمومي، حتي استفاده از طرح نمره گذاري «رسمي» در تلاش دانش آموزان براي پاسخگويي به سؤال ها، مي تواند بينش آفرين تر باشد.

خوداصلاحي
«خوداصلاحي» در اينجا به معني ارائه ي پاسخنامه و مجموعه اي از پاسخ هاي درست به دانش آموز است. اين كار ممكن است فقط زماني انجام شود كه هيچ گونه ابهامي وجود نداشته باشد و تعداد گزينه ها اندك بوده، يا اصلاً گزينه اي نداشته باشيم. براي مثال، در مورد رياضيات، ممكن است پاسخ مسئله رياضي كه دانش آموزان بايد حل كنند، به آنان داده شود. بنابراين، بيشترين كاربرد اين روش در زمينه ي يادآوري اطلاعات و حل

مسئله اي است كه فقط يك پاسخ دارد. «پايتخت فرانسه كجاست؟» ، «جنگ هاستينگز در چه تاريخي روي داد؟» ، «كلمه كودك به زبان آلماني چه مي شود؟» ، «تابلو موناليزا اثر كيست؟» ، «حاصل ضرب ۳۷۵ ۴۹۸ چيست؟» . خود اصلاحي، هم چنين مي تواند در

شرايطي كه بيش از يك پاسخ قابل قبول وجود دارد، به شرطي كه سؤال ها به جاي باز پاسخ، بسته پاسخ باشند، مورد استفاده قرار گيرد. اين سؤال آزمون كه «نام دو ملكه ي انگلستان چيست؟» از دانش آموز مي خواهد كه پاسخ مورد نظر را از بين فهرست كوتاهي از احتمالات ممكن، استخراج كند، اما از سوي ديگر، سؤالي مانند «دو نفر نقاش بزرگ را نام ببريد،» براي خوداصلاحي خيلي مشكل ساز و گسترده است. تعريف دقيق كلمه ي «بزرگ» و تهيه فهرست تعداد بسيار زيادي از نقاش هايي كه در طول قرن هاي متمادي زيسته اند و ممكن است براي اين منظور واجد شرايط باشند، بسيار مشكل است.

رشد فردي و اجتماعي و رفتار
بعضي از مباحث را مي توان در موضوع هاي گوناگون برنامه ي درسي جاي داد، از جمله: «آموزش فردي، اجتماعي، اخلاقي و بهداشتي» ؛ «شهروندي» ؛ «محيط» ؛ «فكر كردن» ؛ هم چنين مي توان آن ها را به عنوان يك موضوع درسي مستقل، در برنامه تدريس كرد. درباره ي اين ديدگاه، در يك برنامه ي درسي ديگر مطلب نوشته ام (راگ، ۱۹۹۷). اگر سنجش منعكس كننده برنامه ي درسي باشد و از اين طريق با برنامه ي درسي باشد و از اين طريق با برنامه ي درسي پيوند نزديك پيدا كند، پس يادگيري و رشد دانش آموزان را مي توان با استفاده از روش هاي متعددي كه در جاي جاي اين كتاب شرح داده شد به خوبي مورد ارزشيابي قرار گيرد. ويژگي هاي فردي، يادگيري و رفتار، موضوع هاي بسيار حساسي هستند. كودكان نه فقط بايد بياموزند كه عضوي از خانواده و جامعه ي گسترده اي هستند كه امروز و فردا در آن زندگي مي كنند. بنابراين، آن ها بايد خود را با بسياري از هنجارها و مقررات موجود در درون و بيرون مدرسه و همچنين با اصول و قوانين حاكم بر جامعه، هماهنگ سازند. قوانين و اصولي كه اگر شهروندان بخواهند وظايف خود را نسبت به سايرين انجام دهند، بايد آن ها را رعايت كنند. هم چنين آن ها بايد به عنوان يك فرد، رشد كنند و به جاي آنكه منتظر باشند تا به آن ها گفته شود كه چه كاري بايد انجام دهند، بايد خود به طور مستقل عمل كنند.
گاهي اوقات بين رشد و ارزشيابي فرد و نقش وي در گروه، تنش هايي بروز مي كند. بسياري از اختراعات بزرگ، پيامد تمايل افراد به شكستن قواعد و تلاش براي دستيابي به راه حل هاي نامتعارف بوده اند. يكي از مثال ها در اين زمينه پرواز اس

ت. تلاش هاي اوليه براي توليد ماشين هاي پرواز، در بهره گيري از مدل بال زدن پرندگان گرفتار شد، از اين رو ماشين هاي اوليه براي پرواز بسيار كند و فاقد كارآيي بودند. راه حل مبتني بر بال هاي انعطاف ناپذير و خشك، غيرمنطق

ي به نظر مي آمد. اگر بال ها نتوانند حركت كنند، چه چيزي مي تواند پرواز كند؟ با وجود اين، رويكرد نامتعارف تنها رويكردي بود كه مؤثر واقع شد. براي سنجش آموزش فردي، اجتماعي و اخلاقي به مهارتي در سطح بالا نياز داريم. بايد بين رشد فردي، اجتماعي، توازن وجود داشته باشد. انجام دادن اين دو با يكديگهاي فردي و گروهي مي شود. سنجش غيررسمي و تكويني احتمالاً بيش از سنجش رسمي و تراكمي مورد استفاده قرار مي گيرد. بسياري از بزرگسالان گواهي مي دهند كه معلمان آن ها، از طريق ارائه ي پسخو

راند دقيق و مناسب در طول سال ها

ي حساس رشد، تأثيرهاي مثبتي بر رشد آن ها داشته اند، درست همان گونه كه برخي ديگر بر اثر سنجش غيرحساس از اعتماد و عزت نفس كمتري برخوردار هستند و از اين بابت بسيار رنج مي برند. اين مطلب به معناي مخالفت با سنجش در حيطه هاي حساس رشد آدمي نيست، بلكه بيانگر ضرورت اجراي ماهرانه اين سنجش هاست.
بالاترين آرزويي كه براي فرزندان خود داريد چيست؟
اگر با پدران و مادران اين سؤال مهم را مطرح سازيد و به آنها فرصت دهيد روي سؤالي چنين عميق، قدري تأمل كنند، پاسخهايي كه دريافت مي كنيد روي موضوعاتي دور مي زند كه در فهرست زير آمده است:
– دوست دارم بچه هايم در زندگي شاد، خوشحال و فارغ از گرفتاريها و مشكلات باشند.
– دوست دارم بچه هايم از زندگي لذت ببرند، و هر روز را مانند معجزه اي تلقي كنند و آن را ارج بگذارند.
– دوست دارم صرف نظر از شغلي كه دارند، همواره احساس موفقيت، اعتبار و ارزش نمايند.
– دوست دارم نسبت به خودشان و زندگي ديدي مثبت و سازنده داشته باشند.
– دوست دارم طوري تربيت شوند كه بتوانند از بروز دشواريهايي كه ممكن است آنها را از پاي درآورد، جلوگيري كنند.
– دوست دارم هرگز به افسردگي و درماندگي دچار نشوند.
– دوست دارم افرادي عصبي بار نيايند.
– دوست دارم از چنان احساس امنيت و آرامش دروني برخوردار باشند، كه بتوانند در صورت بروز مشكلات از خود مقاومت و پايداري نشان

دهند.
– دوست دارم قدر و ارزش زمان حال را درك كنند، از سفر زندگي لذت ببرند و روي قسمت و تقدير بيش از حد تكيه نكنند و تأكيد نگذارند.
پاسخهاي بالا، جوابهاي نمونه اي بود ك

ه دريافت نمودم و به صورت جملاتي ساده و فشرده ارائه دادم. به نظر نمي رسد پدر و مادرها شديداً نگران اين مسئله باشند كه چرا فرزنداني ثروتمند يا مشهور يا فارغ از مسائل و مشكلات ندارند. والدين هرگز تصميم ندارند فرزندشان يك زندگي در حد كمال مطلوب، خانه اي بسيار قيمتي يا ازدواجي بي نقص و كامل و يك زندگي خانوادگي رويايي، نظير آنچه در فيلمها و برنامه هاي تلويزيوني نمايش داده مي شود، داشته باشد. پدر و مادرها ظاهراً در مورد هدفهاي فرزندان خود نگرشي واقعبينانه دارند، آنها به خوبي به اين واقعيت آگاهند كه اشيا شادي آفرين نيستند و لذا از فرزندان خود هم نمي خواهند براي رسيدن به خوشبختي تمام مدت در حال جمع آوري مال باشند. ظاهراً اكثريت مردم به اين نتيجه رسيده اند كه مالكيت، موقعيت اجتماعي، اندوختن ثروت و يا پارامترهاي مرسوم كه قبلاً معيار سنجش يك زندگي موفقيت آميز بود، ديگر ارزش و اعتبار سابق را ندارد. ما داستان انسان هاي «موفقي» را كه معتاد به داروهاي آرامبخش هستند، و هر روز بيش از روز ديگر از تلاش و فعاليت گريزان
مي شوند، كه كسالت و «افسردگي» خود را امري طبيعي و «عادي» تلقي مي كنند، كه خودكشي را، راه حل مشكلات و مسائل مي دانند يا چنان سرگرم و پيگير جمع آوري ثروت «بيشتر» هستند كه وقتي براي لذت بردن از زندگي پيدا نمي كنند، بسار ديده و شنيده ايم.
مردم كم كم آگاه و هوشيار شده اند كه بعضي از موفقيتها، چه پيامدهاي ناخوشايند و نامطلوبي ممكن است داشته باشد، از اين رو ترجيح مي دهند فرزندانشان، حتي با تحمل سختي و رنجهاي بسيار، به شادي، صفا و آرامش برسند. اطمينان واثق دارم شما دوست داريد و ترجيح مي دهيد فرزندانتان پدر و مادري راضي و خرسند، كارآمد با كنش و كاركردي كامل، و مستقل و آزاد انديش باشند تا بتوانند مسائل و مشكلات زندگي

را حل كنند بدون آنكه اين دشواريها چنان تأثيري روي آنها بگذارد كه منجر به شكست ايشان شود، يا آنها را چنان فلج سازد كه ناگزير شوند به دستاويزهاي خارجي از قبيل قرص، روان درماني يا حتي جراحي متوسل گردند. به طور خلاصه، دوست داريد فرزندانتان در آينده به صورت انسانهايي در آيند كه در تمام جنبه هاي زندگي مس

تقل و آزاد انديش هستند و از زندگي لذت مي برند، بدون آنكه ديدي منفي داشته، يا حالت انساني شكست خورده را به خود بگيرند.
دوست داريد بچه هايتان برخوردي مثبت

با زندگي داشته باشند تا اهل شكوه و شكايت باشند. مايليد احساس موفقيتي دروني كنند تا انگيزه هاي بيروني محكّ سنجش موفقيت آنها باشد.
«انسان مستقل و آزاد انديش، فردي خودساخته، علاقه مند به خود و سرشار از شوق و تحرك است. دچار تأسف و حسرت نمي شود و خود را مقيد نمي سازد، وقت و نيازي به تفاخر و خودپسندي ندارد، چون مي داند كسي كه نهال عشق و احترام را مي كارد روزي آن را درو خواهد كرد. همه كساني كه از او گشاده رويي و صداقت ديده اند، به او عشق و احترامي اصيل دارند، لذا جايي براي نگراني وجود ندارد، كه فكر كند ممكن است عده اي او را نفي كنند.»
• «بالاترين شيطاني كه ممكن است بر انسان نازل شود گمان باطل و ناخوشايندي است كه ممكن است از خود داشته باشد» گوته

والدين
گاهي پرسيده مي شود كه آيا در سنجش كارهاي كودكان جايي براي والدين وجود دارد يا خير؟ اين موضوع، به چند دليل از حساسيت برخوردار است:
• بعضي از والدين از تحصيلات بالايي برخرودارند، در حالي كه برخي ديگر اين گونه نيستند، لذا بين برداشت آنان از موضوع تفاوت قابل توجهي وجود خواهد داشت.
• بعضي والدين با پيشنهاد سنجش هاي توأم با گذشت در پي كمك كردن به كودكان خود هستند، يا اينكه مشاهده اشتباهات كودكان و اصلاح كردن آنان را واقعاً دشوار مي دانند.
• ساير والدين ممكن است بيش از اندازه سخت گير باشند و اطلاع آن ها درباره ي اينكه يك دانش آموز در سن معيني چه كاري مي تواند انجام دهد بسيار اندك باشد، يا ممكن است در توانايي خويش همانند كودكان، مبالغه كنند.
• وقتي نقش «سنجشگر» بر عهده ي والدين گذاشته شود ممكن است بر روابط خانوادگي بعضي از آن ها، تأثير بگذارد.
بنابراين استفاده از سنجش هنجار مرجع مشكل است، زيرا اكثر والدين نمي دانند كه
دامنه ي عملكرد قابل دستيابي براي كودكان يك سن معين، چقدر است. با وجود اين، برخي از انواع سنجش و كنش هاي حسابرسي را، مي توان مورد توجه قرار داد. اين فعاليت ها در برگيرنده ي مواردي از اين قبيل هستند: والدين، كودك را از نظر انجام دادن تكليف يا مطالعه كتاب هايي كه به منزل آورده است، تحت نظارت قرار مي دهند و شايد سابقه اي از كارهاي انجام شده را ثبت كنند؛ كودك را در تمرين «خود نمره دهي» كمك مي كنند؛ همان طوري كه قبلاً توصيف شد، هنگامي كه پاسخ ها فراهم مي آيند و كودكان مي توانند درست يا نادرست بودن پاسخ هاي خود را بررسي كنند، در پرونده ي پيشرفت آنان تأييد مي شود كه كودكان، آنچه را كه ادعا مي كنند در خارج از ساعت هاي مدرسه انجام داده اند،

واقعاً انجام داده اند.

عملكرد دانش آموز در مقابل اصول و هدف هاي سنجش
فرض كنيد گروهي از دانش آموزان را يك روز د. اگر فرداي آن روز دقيقاً از همان آزمون استفاده كنيد، آيا نتيجه يكسان خواهد بود؟ حتي در اين آزمايش ساختگي هم، نتيجه قطعاً يكسان نخواهد بود، بخشي به اين دليل كه بچه ها روز به روز تغيير مي كنند و بخش ديگر اينكه، هيچ آزموني كامل نيست. اگر دقيقاً همان آزمون دوباره به دانش آموزان داده شود، آن ها ممكن است پاسخ هاي خود را به خاطر بياورند، از اين رو بررسي هاي نظام دار آزمون هاي ميزان شده، اغلب شامل دو فرم موازي از آزمون هستند، فرم (الف) و فرم (ب) ك

ه به همان گروه از دانش آموزان، در دو زمان مختلف داده مي شوند. سپس
نمره هاي دو آزمون به روشي كه به همبستگي باز آزمايي يا فرم هاي موازي شهرت دارد، با يكديگر مقايسه مي شود. هر چه همبستگي بيشتر باشد، پايايي يا ثبات عملكرد دانش آموزان در آنچه آزمون اندازه گيري مي كند، بيشتر است. از همين مفهوم در سنجش غير رسمي نيز مي توان استفاده كرد. يك نمونه در اين مورد بررسي سؤال هاي شفاهي است، اگر سؤال ها با كلمات روشن بيان شده باشند، كودكان به روشني درمي يابند كه از آن ها چه چيزي پرسيده اند و همانند نوبت قبل به سؤال ها پاسخ مي دهند؛ در حالي كه، ممكن است به سؤال هاي مبهم يا آن هايي كه به صورتي روشن بيان نشده اند، پاسخ هاي متفاوتي بدهند.

روشهاي مطالعه
مطالعه معمولاً به سه صورت انجام مي گيرد، ما در اين بحث مي خواهيم اين سه روش را بررسي كرده و بهترين روش مطالعه را به شما معرفي كنيم:
۱- آرام خواندن و تكرار مطالب، ما از كودكي اين گونه آموخته و عادت كرده ايم كه براي يادگيري درسها مطالب كتاب را با دقت و آرام بخوانيم و چند مرتبه آن را تكرار كرده و در فرصتهاي بعدي آنها را مرور كنيم تا اطلاعات را حفظ كرده و فراموش نكنيم و مخصوصاً در ايّام امتحانات سعي مي كنيم درسها را چندين بار تكرار و مرور كنيم به صورتي كه برخي از دانش آموزان و دانشجويان ۲۰ تا ۲۵ و گاه بيشتر درسي را مرور و تكرار مي كنند اين همه تكرار خوب است اما اگر شما درس را در سر كلاس ياد بگيريد و براي پرسش هاي كلاسي مرتب حاضر باشيد و شب امتحان يك بار تكرار كنيد خواهيد ياد گرفت.
۲- زير لب خواني: برخي از دانش آموزان علاوه بر اين كه درسها را شمرده و آرام مي خوانند. سعي مي كنند آنها را زير لب زمزمه و تكرار كرده و به قول خودشان مطالب در ذهن آنها حك شوند و به اين زوديها از يادشان نرود ولي بايد اين را دانست كه روش اول و دوم دو ايراد دارند كه:

الف) كساني كه با اين دو روش مطالعه مي كنند مي بايست وقت و نيروي زيادي براي يادگيري و حفظ درسها صرف كنند و نتيجه كمتري نيز به دست مي آورند و علاوه بر اين از انجام فعاليتهاي ديگر باز مي مانند از اين رو با زحمت زياد، درسها را مي آموزند و حفظ مي كنند.