بررسي مشكلات اقتصادي- اجتماعي زنان ساكن در شهر اسلامشهر

پيشگفتار
پشت هر مرد موفقي زن بزرگي ايستاده است
زماني كه زوجه ام با من است، حاضر نيستم فقر و تنگدستي خود را با تمول كراسوس معاوضه كنم و او را از دست بدهم. «بوتر»
زن مهربان و زحمتكش خانواده اش را در ميدان جاذبه عشق قرار مي‌دهد. حرارت مهر و محبت او بر همه اعضاي خانواده تاثير مي گذارد و از آنها انسان هاي نمونه اي مي سازد. اگر مرد قدر نقش سازنده چنين زني را نداند به يقين بر خود جفا روا داشته است. افسوس اگر مرد با كج انديشي فكر كند، با قدرنشناسي از چنين زني از ارج و قرب خود مي‌كاهد:

– زني كه دوش به دوش شوهر جسورانه با مشكلات زندگي مي جنگد.
– زني كه با مثبت انديشي و خوشبيني به شوهر روحيه مي‌دهد.
– زني كه صرفه‌جوست و توقع زياد ندارد و هرگز لب به شكايت نمي گشايد.
– زني كه هنگام بحران با فروش جواهراتش از شوهر حمايت مي‌كند.
– زني كه در تربيت فرزندان و برآوردن نيازهاي شوهر از هيچ چيز فروگذار نمي كند، جايگاه ويژه اي دارد. او را با زني منفعل، بدبين، نوميد، متزلزل، بي اراده، ولخرج، خودخواه و بي مسئوليت مقايسه كنيد تا ببينيد تفاوت از كجا تا به كجاست.
به شما زنان خوب، صميمي و وفادار با صراحت و قاطعيت يادآور مي شوم كمتر مردي است قدرتان را نداند. اصلاً چه بهتر اگر اهميتي به قدرشناسي او ندهيد. زيرا او هم يك طرف اين زندگي مشترك است. اگر قدرت تشخيص نداشت از ارزش و اعتبار شما چيزي كم نمي‌شود. آنچه شما مي كنيد براي استحكام خانواده است و بس. بنابراين به راهي كه انتخاب كرده‌ايد، ادامه بدهيد و مطمئن باشيد سعادت و خوشبختي از آن شما خواهد بود.

فهرست مطالب
عنوان
پيشگفتار
فصل اول : كليات پژوهش
مقدمه
بيان مسئله
ضرورت پژوهش
اهميت موضوع
چارچوب نظري پژوهش
اهداف پژوهش
هدف كلي پژوهش
هدفهاي ويژه
سوال پژوهش
فرضيه هاي پژوهش
تعاريف نظري متغيرها
فصل دوم : پيشينيه پژوهش

مقدمه اي بر فصل دوم
زن در ادبيات ايران
جايگاه واقعي زن در خانواده
دستيابي به حقوق اجتماعي زنان
زمينه هاي فعاليت اقتصادي بانوان فراهم نشده است
اشتغال زنان از پشت عينك روشنفكري

يكي از شاخصه هاي توسعه يافتگي باشد؟
تلاش هايي فراتر از برنامه
آمارها چه مي گويند
۹ درصد حاشيه ها سواد ندارند
در رديف كشورهاي در حال توسعه
نخبه گرايي زنانه
اعتبارات ناچيز
زنان ۱۰ سال پس از پكن
پيام هايي براي اجلاس بازبيني و ارزيابي پكن: فقر
حقوق
سياست
خشونت
بهداشت باروري
بيماري ايدز و ويروس آن
مناقشه مسلحانه
قاچاق زنان
آموزش
فرهنگ و شخصيت زنان
اختلاف فرهنگي در رابطه با شخصيت زنان
اختلافات سطح فرهنگي
ديدگاه روانشناسان در رابطه با شخصيت زنان
زناني كه فقط كار مي‌كنند
بازيگران نقش آفرين
زنان و كارگاه: چشم انداز تاريخي
نابرابريها در كار
مشاغل كم ارزش
مسائل موفقيت
ويژگي هاي زنان موفق
دستمزد كم و دام فقر زنان
فصل سوم : روش پژوهش
مقدمه

جامعه آماري
نمونه و روش نمونه گيري
روش جمع‌آوري اطلاعات
روش آماري
فصل چهارم : توصيف و تحليل داده ها
فصل پنجم نتايج پژوهش

نتيجه داده هاي آماري
بحث و بررسي
محدوديت هاي تحقيق
پيشنهادها
منابع مورد استفاده

فصل اول : كليات پژوهش
مقدمه
آب بند نخل جمعيت تويي حافظ سرمايه ملت تويي
(علامه اقبال لاهوري)
زن نيمي از پيكره اجتماع است و به تعبير رابيندرانات تاگور- متفكر بزرگ هندي- بهترين دوست مرد، همچنانكه حيات انسان ها بسته به وجود زن است، تكامل او نيز ارتباط مستقيمي با نحوه نگرش و منش او در معاشرت با زن دارد. چنانكه انسان را موجود ناقص دانسته اند كه براي رسيدن به كمال مي بايست «جفت» مطلوب خود را بيابد و در كنار او به آرامش و تكامل برسد. گذشته از اين انگاره فردي، زن همواره در ابعاد كلان‌تر نيز در جوامع بشري حضور داشته و دارد كه اين واقعيت بزرگ هيچگاه از چشم انديشمندان و خردمندان به دور نبوده و هيچ متفكر واقع بين و حق شناسي نمي تواند اين حقيقت مسلم را مورد انكار قرار دهد كه اگر نقش زنان در پيشرفت و تعالي جامعه‌اي از مردان آن جامعه بيشتر نباشد، كمتر هم نيست.
بايد به زن بهايي داد كه درخور آن است البته نه در سخن بلكه در عمل اگر به زن به عنوان يك انسان كاملاً برابر با مرد، همانگونه كه خلق شده نگاه شود و نه به عنوان يك ابزار يا تنها براي ارضاي غرايز مرد و يا بيگاري كشيدن از او و در همه حال تحقير كردن او، هرگز اين همه فساد اخلاقي وجود نخواهد داشت. در غرب نيز با آن همه پيشرفت علم و تكنولوژي كه تنها زاده هوش و استعداد انسان هاست و نه عقلانيت و شعور همه جانبه آنها، اگر زن را از صورت كالا خارج كنند مطمئناً فساد و تباهي رو به كاهش خواهد گذارد و در محيط خانواده هنگامي كه جوان از كودكي متوجه احترام پدر و مادر (و البته بالعكس) گشت و نيز متوجه شد كه پدر به مزاياي اخلاقي و

روحي مادر و ديگر بانوان توجه كامل دارد و به آنها به عنوان انساني كامل و با شخصيتي ارزشمند مي نگرد آيا در سنين نوجواني و جواني مي‌تواند به زن تنها به عنوان رفع نيازهاي غريزي نگاه كند و دائماً حريص تر شود و دنيا از همين زوايا بنگرد؟ و آيا داشتن خانواده‌اي آگاه كه هر كس در آن جايگاه واقعي خود را داراست و نيز برخوردار شدن از تربيتي صحيح در محيطي پر از ايمان و عاطفه، ايمان توام با آگاهي و نه كوركورانه، نمي تواند احساسات سركش جواني را تحت كنترل درآورده و متعادل سازد؟

در طول قرن هاي متمادي، در عرصه هاي گوناگون ، زناني ظهور كرده اند كه با ايفاي نقش خود به عالي‌ترين شكل ممكن و با اثبات توانايي ها و شايستگي هاي خويش، تاثير بسيار مهم و تعيين كننده اي در بهبود اوضاع جامعه خويش داشته اند.
برخي از اين زن ها از چنان لياقت و خصايصي بهره‌مند بوده اند كه شعاع فعاليت ها و تاثيرات آنها از دايره اجتماع و محدوده جغرافيايي كشورشان نيز فراتر رفته و عالمگير شده است.
با چنين مصداق كه داراي شعاع حيرت انگيز و پويايي هستند ضمن آنكه حكايت از توانمندي هاي بالقوه زنان دارد، نگرش هاي جاهلانه اي كه تساوي زن و مرد را زير سوال مي‌برد كمرنگ و بي رمق جلوه مي‌دهد و به اصل مشاركت جهت پيشبرد و توسعه اجتماعي، قوام بيشتري مي بخشد.
تجربه «اصلاح ساختار فرهنگي» و تجديد نظر در باورها و نگرش ها ثابت كرده است هر اندازه جامعه اي شرايط مساعد و همساني را براي رشد و سپردن مسئوليت ها (فارغ از چارچوب هاي تنگ نظرانه و متحجرانه) فراهم آورده، به همان ميزان توسعه و ترقي جامعه نيز روند شتابان تري يافته است.
در جهان معاصر، يافته هاي علمي و تجربه هاي علمي به طور روشن و واضحي برتري جنس خاصي را مردود اعلام كرده است و نقش اوليه و دگرگون كننده را به عواملي فرا جنسيتي داده است.
بي ترديد اجحاف در حق زنان و ناديده انگاشتن حقوق فردي و اجتماعي آنان يكي از علل عقب ماندگي از قافله تمدن بشري است و با توجه به سرعت سرسام آور عصر امروز، هر ميزان كه جامعه اي بر استمرار اين نگرش باطل اصرار و سماجت ورزد، اين عقب ماندگي تشديد خواهد شد. لذا براي ترقي و حركت به سمت آينده چاره اي جز تعجيل در رفع موانع و شكستن حصارهاي نابخردانه وجود ندارد. (كيهان نيا، اصغر،۱۳۸۰، زن امروز، مرد ديروز)

قانون اساسي و حقوق زنان
اصل بيستم قانون اساسي
همه افراد ملت از زن و مرد يكسان در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي با رعايت موازين اسلام برخوردارند.

بيان مسئله
مساله اصلي در پژوهش حاضر «بررسي مشكلات اقتصادي- اجتماعي زنان ساكن در شهر اسلامشهر» است. لازم به ذكر است كه در اعصار گذشته زن در جامعه نقشي نداشت و تنها تهيه مواد غذايي را فراهم مي كرده است. غذا و نگهداري فرزندان را به عهده داشت و آن زمان زنان حق اظهار نظر و اظهار وجود نداشتند و تنها مردان بودند كه در تمامي امور نقش داشتند و نظرات خود را تحميل مي‌كردند. در يك جمله كوتاه مي‌توان گفت در آن زمان مردسالاري بوده است و هيچ ارزشي براي زن به عنوان يك نسل يا انسان قائل نبودند. اما جايگاه مردانه در داخل گروه خانگي لزوماً به معني بهبود پايگاه زن نبود. آنچه كه احتمالاً تحقق مي يافت تحميل تصوير مردي يا پدر بزرگ بر خانواده بود اين وضع را طبيعي مي دانستند و اگر غير از اين با آنها رفتار مي‌شد شايد براي آنها غير قابل قبول بود در نهايت بايد گفت كه نگاه و نظر آن زمان به زن خيلي خوار و خفيف بوده است در حالي كه در عصر حاضر زن در جامعه نقش نسبتاً قابل توجهي دارد و اغراق نگفته ايم اگر بگوييم بخشهايي از جامع در دست زنان است و جامعه روي آنها حساب مي‌كند. زن در عصر

حاضر در خانواده و هم در جامعه نقش مهمي را ايفا مي‌كند از جمله تربيت فرزندان آگاه و عالم، فراهم كردن محيط آرام و ايجاد آرامش در خانواده و فعاليت در امور اجتماعي و فرهنگي، اقتصادي و سياسي موجب شده است كه باري از جامعه را بدوش بكشند و پا به پاي مردان در پيشبرد اهداف جامعه نقش مهمي داشته باشند حتي زنان در بخشهايي مشغول فعاليت هايي هستند كه

مردان نمي توانند جايگزين آنها شوند. در عين حال شرايط اجتماعي فرهنگي جامعه در خيلي از موارد پويايي متناسب با آن را نداشته است. اشتغال زنان از سويي با مسائل حاد و برخي از موارد مواجه گرديده و از سوي ديگر اختلاف عقيده را در ميان گروه هاي مختلف مردم موجب شد.
خوشبختانه زنان در عرصه فعاليتهاي شغلي و فرهنگي و خانوادگي و سياسي ديگر آن شيئي زينتي و تجملي نيستند كه پيش از اين به شمار مي آمدند. در گذشته زنان دست آويزي مي‌شد

ند تا احزاب و گروه هاي سياسي براي زينت بخشيدن به شعارهاي تبليغاتي خود به آنها بدهند. اما اكنون به رسميت شناختن نيروي كار زنان در تمام امور فرهنگي و اقتصادي و سياسي خواست و نياز جوامعي است كه در قرنها اين نيرو را زير انواع پوشش هاي اخلاقي ناديده گرفته‌اند.
زماني كه نوع نگرش به زن تغيير كند غرايز مي‌تواند تحت كنترل قرار گيرند؟ مطمئناً چنين است و خواهند توانست. پس زن در مرحله نخست بايد سعي كند شخصيت ارزش انساني خود را درك كند و آن را حفظ نمايد. اگر با طرز تفكري غلط خود را رها كند يا به اصطلاح دست كم بگيرد آنقدر دست كم كه از زن بودن خود در بالاترين مرز آن براي جلب توجه غريزي مرد استفاده كند و نيز اجازه دهد از او بيگاري بكشند كه اين هر دو منتهاي تحقير به اوست، بنابراين بيش از آن كه قصوري متوجه مرد باشد او خود مقصر است، بايد به او آگاهي داد و از خطري جدي كه زندگي او و نسل هاي بعد از او را تهديد مي‌كند وي را باخبر ساخت. چقدر خوب است كه در خانواده احترام و محبت متقابل،

همدلي، همفكري و همكاري و حس مسئوليت پذيري متقابل و نيز شهامت معذرت خواهي و در نهايت صداقت و صميميت و گذشت متقابل وجود داشته باشد. تنها در اين صورت است كه آرامش لازم در محيط كوچك خانواده و سپس در اجتماع به وجود خواهد آمد، اين اعمال به ظاهر كوچك پيامدهاي بسيار بزرگي خواهد داشت و زماني كه انسان به آرامش و آسايش روحي رسيد ذهن روشن تر و فعال تر شده و افكار درست و صحيح كه عملكردهاي درست را به دنبال دارند در آن

متجلي مي گردند و انسان آگاهي كه با شعور و عقلانيت خود و ايمان آگاهانه خود توانسته است زندگي مادي و دنيوي خود و اطرافيانش را پر از عشق و آرامش كند رفته‌رفته مي‌تواند به فراسوي آگاهي رسد و روح خود را رشد داده آن را شكوفا سازد، يعني همان شود كه خالق او مي خواهد و از او به عنوان يك انسان، چه زن و چه مرد انتظار دارد.

ضرورت پژوهش
اثر مشكلات اجتماعي- اقتصادي زنان در اسلامشهر از آن جهت ضرورت دارد كه نكات مثبت و منفي زنان در خانواده را براي ما روشن مي سازد و عوارض ناشي از اين امور را آشكار مي سازد. در واقع بايد ديد كه چگونه مي‌توان مابين پذيرش مسئوليت هاي اجتماعي از طرف زنان و قبول مسئوليت هاي خانگي از طرف ايشان رابطه اي قبول و انساني ايجاد كرد. بديهي است كه ايجاد شرايط مناسب باب اشتغال زنان تنها هنگامي ميسر است كه ايجاد شرايط متناسب با اين امر پذيرفته و تبليغ شوند. به هر حال با اينكه در اكثر جوامع و بخصوص در جامعه ما رشد تكنولوژي و صنعت خواستار ورود زن به بازار كار است اما به دليل عدم پذيرفتن فرهنگي امر تحقق كامل اشتغال زنان در كليه مشاغل امكان‌پذير نشده است و فاصله حقوقي ميان زن و مرد همچنان مشهود است البته از بين بردن اين فاصله به معناي تساوي تصنعي زن و مرد نيست زيرا هر كدام از اينان در جامعه به عنوان يك انسان و در خانواده به عنوان پدر و مادر داراي ويژگي ها و وظايفي هستند كه ايشان را از يكديگر متمايز مي‌كند. آنچه كه در اين مبحث مورد نظر ماست از بين بردن تعصبات و تبعيض هايي است كه به عناوين مختلف چه از نظر حقوقي و چه از نظر فرهنگي باعث جدايي زن و مرد و اجحاف حقوق زنان شده است. زنان در هر جامعه اي داراي دو نقش دوگانه اي هستند به اين معني كه از يكسو به شدت مايلند كه نقش خود را در خانه و خانواده به نحو احسن ايفا كنند و از سوي ديگر تمايل دارند تا شخصيت خود را به حد كمال پرورش دهند و در صحنه زندگي اقتصادي و اجتماعي نقش عمده‌اي داشته باشند. ناديده انگاشتن هر يك از اين دو نقش مي‌تواند نابساماني اجتماعي و اقتصادي را به دنبال داشته باشد. اگر كار زن در خارج از خانه بازتاب نامطلوبي بر خانواده داشته باشد و در نتيجه تربيت كودكان با دقت و توجه كافي صورت نگيرد عواقب ناگواري براي نيروي كار آينده به بار خواهد آورد. از سوي ديگر چنانچه زن بر فعاليتهاي اقتصادي شركت بكند فرآيند توسعه سرعت كمتري خواهد داشت براي اينكه نقش دوگانه زنان بتواند در پيشرفت اقتصادي اجت

ماعي كشور موثر افتد لازم است تعادل منطقي ميان اين دو وظيفه پديد آيد. بنابراين در اين بخش از بررسي سعي مي‌شود تا تغييرات ناشي از اشتغال زن بر خانواده مورد بررسي قرار گيرد. زيرا اشتغال زن در ايران نقش سنتي او را در معرفي و دگرگونيهاي بي شماري قرار داده است و اين دگرگوني ها نيز به نوبه خود بر عرصه هاي مختلف زندگي خانوادگي اثرات مختلفي بر جاي

گذاشته و روابط و وظايف خانواده و نقش زن و شوهر را در درون خانواده دچار تغييراتي كرده است.»

اهميت موضوع
انتخاب اين موضوع به عنوان يك پژوهش دانشگاهي از آن جهت حائز اهميت است كه تجربه «اصلاح ساختار فرهنگي» و تجديد نظر در باورها و نگرش ها ثابت كرده است هر اندازه جامعه اي شرايط مساعد و همساني را براي رشد و سپردن مسئوليت ها (فارغ از چارچوب هاي تنگ نظرانه و متحجرانه) فراهم آورده، به همان ميزان توسعه و ترقي جامعه نيز روند شتابان تري يافته است.
در جهان معاصر، يافته هاي علمي و تجربه هاي علمي به طور روشن و واضحي برتري جنس خاصي را مردود اعلام كرده است و نقش اوليه و دگرگون كنده را به عواملي فراجنسيتي داده است.
بي ترديد اجحاف در حق زنان و ناديده انگاشتن حقوق فردي و اجتماعي آنان يكي از علل عقب ماندگي از قافله تمدن بشري است و با توجه به سرعت سرسام آور عصر امروز، هر ميزان كه جامعه اي بر استمرار اين نگرش باطل اصرار و سماجت ورزد، اين عقب‌ماندگي تشديد خواهد شد. لذا براي ترقي و حركت به سمت آينده چاره اي جز تعجيل در رفع موانع و شكستن حصارهاي نابخردانه وجود ندارد. در جامعه كنوني كشور اسلاميمان زنان ايران همچنين احتمالاً شرايط مادي و زيست اجتماعي و سياسي خود را با كشورهاي پيشرفته نيز مقايسه خواهند كرد. آمارها و ارقام و اطلاعات در دسترس نشان مي‌دهد كه جامعه ايراني در مقايسه سطح رفاه مادي و شرايط اجتماعي كشور با ديگران به ويژه گروه دوم از كشورها، خرسند نخواهد بود. زنان در جامعه ايراني، حتماً با توجه به اطلاعات و تفسيرها و تحليل‌هاي مسئولان رسمي، كارشناسان، روشنفكران و ساير منابع اطلاعاتي تلاش دارند تصويري از آينده اي را كه در انتظارشان است نيز ترسيم كنند. يكي از مسائلي كه احتمالاً در آينده نگري مورد توجه جدي جامعه ايراني به ويژه زنان كشور است، امكانات و شرايط كسب و كار است. پيدا كردن شغلي كه درآمدي درخور داشته و متناسب با مهارتها و دانش آنها باشد، يكي از اصلي ترين نيازها و خواسته هاي بانوان است كه امروزه از آن به عنوان بحران اشتغال نام برده مي‌شود. در روزها و هفته ها و ماههاي گذشته تعداد پر شماري از مسئولان درجه يك اقتصادي كشور، كارشناسان و فعالان اقتصادي نسبت به بحراني تر شدن وضع اشتغال زنان در كشور سخن گفته و هشدار داده اند و همين هشدارها در ايجاد و توسعه نگراني بيكاران فعلي و افراد جوياي كار آينده تاثير داشته است.
در حال حاضر عدم حضور زنان در رده هاي مديريت كلان و ميان كلان اجرايي سياسي كشور موجب شده است تا در رده هاي بعدي مديريت هاي اجرايي نيز زنان نتوانند به كرسي هاي تصميم‌گيري دست پيدا كرده و سهم خود را در تصميم گيري هاي سياسي اجرايي كشور از ۲ درصد به بيشتر ارتقا دهند.

واگذاري مديريت و خواستن مسئوليت يعني به رسميت شناختن حق زنان ايران از توليد به نسبت سهم مشاركت آنان، هموار كردن راه براي مشاركت زنان در تصميم گيري هاي كلان اجرايي سياسي اقتصادي كشور، قائل شده حق اولويت براي شايسته‌ترين ها از بين متقاضيان زن و مرد در فرآيند انتصابات دولتي، قانوني كردن نسبت هاي عقلاني در توزيع امكانات بازسازي نيروي انساني و استخدام و بالاخره، باور كردن و پرداختن به توسعه انساني زنان ايران مد نظر است.

چارچوب نظري پژوهش

مباني نظري موضوع پژوهش حاضر بررسي مشكلات اقتصادي- اجتماعي زنان در اسلامشهر است. در اين رابطه بايد باور داشته باشيم كه نيمي از جمعيت جهان را زنان تشكيل مي دهند كه همواره در پيشرفت تمدن بشري از ابتدا تاكنون نقش موثري ايفا نموده اند چه ديرينه سنگي كه با مردان در جمع‌آوري دانه ها يا ميوه ها و شكار مشاركت داشتند و يا در دوره ميانه سنگي كه كشاورزي را اختراع كردند و بدين سان غول عظيمي در زندگي بشر نخستين ايجاد كردند. و چه در عصر اتم و ارتباطات كه اثر بخشي آنها را نمي توان ناديده گرفت. البته در پرتو نظامي كه مردان تمام مكانيسم هاي نهادي و ايدئولوژي را در دست دارند و از همه ابزارها براي تثبيت سلطه خود استفاده مي‌كنند، واضح است كه نمي توان نقش مهم زنان را در توسعه و پيشرفت جوامع به طور واضح ديد. چرا كه در جامعه اي كه از نظر جنسي و اجتماعي شديداً قشر بندي شده است، علم هم بي طرفي خود را از دست داده، فقط تاريخ به اقدامات مردان در ادوار مختلف اشاره نموده و به دوره اي كه زنان سهم اساسي در پيشرفت بشريت در كشف آتش، اهلي كردن حيوانات، سفالگري، نخ ريسي، رنگرزي، كشف گياهان طبي و غيره داشته اند، به ديده اغماض نگريسته است و چنين القا شده كه زنان به قلمرو طبيعت تعلق دارند، اما مردان به قلمرو فرهنگ تعلق دارند. و اين مردان هستند كه موجب پويايي فرهنگ شده‌اند و تنها نقش برجسته زنان توليد مثل مي‌باشد، لذا بدين دليل است كه مردان با تسلط بر همه نهادهاي اجتماعي، اعم از مذهبي، سياسي، اقتصادي، آموزشي و رسانه هاي گروهي مي كوشند دنيا را به دلخواه خود تغيير دهند و بدون توجه به ديدگاه نظر قشم عظيم زنان را به راه انداختن جنگهاي طولاني و كشتارهاي عظيم و اتخاذ تصميماتي كه منجر به پيدايش قحطي و بيماري در كشورهاي مختلف مي‌شود، سرمايه هاي جهان را به مخاطره مي اندازند، جا دارد كه بپرسيم آيا زنان سهمي در اين سرمايه ها ندارند و دنيا با تمام تعلقاتش به مردان ارزاني شده است، در نتيجه اين مرد كه بايستي در مورد زن، و شخصيت او نظر دهد، و حق انتخاب داشته باشد، اين باور مردان كه مسئوليت بيشتري را در خانواده و جامعه دارند آنچنان جدي تلقي شده است كه انتظارات نابجا را در آنجا برانگيخته است طوري كه آنها مي انديشند كه در همه امور بايد فقط آنها اظهار نظر كنند و اكثر مواقع چنان امتيازاتي براي خود قائل هستند كه تحقق آن مغاير با تساوي حقوق دو انسان در زندگي است. آنها به خود حق مي دهند كه به جاي اعضاي خانواده فكر كنند و تصميم بگيرند، براي آينده كودكان خود علي‌الخصوص دختران خود بدون رضايت آنها تصميم مي‌گيرند در حالي كه زن يك انسان است و داراي شعور مساوي با مردان و حواسي برتر از آنان مي‌باشد كه متاسفانه هيچگاه در اثر موانع مختلف فرهنگي، تصميمات قومي، مذهبي و سليقه هاي متفاوت به جايگاه اصلي خود ارتقا نيافته است، چرا كه به او تلقين مي‌شود كه فقط به آنچه مي گويند عمل كند نه آنكه براي علل عمل خود فكر كند و ايده بدهد و اگر فراتر از چهارچوبي كه برايش تعيين شد عمل كند، انگ عمل شرعي و عرفي به عملكرد او زده مي‌شود. لذا لازم است كه كنكاش صورت گيرد تا مشخص شود كه ريشه اين همه بي عدالتي در كجاست.

اهداف پژوهش

با وجود تحولات عظيمي كه در جامعه ايران به وجود آمده مسلماً زنان كه نيمي از منابع انساني بشمار مي روند تحت تاثير اين تحولات قرار گرفته و امروزه در صد زيادي از زنان به بازار اشتغال راه يافته اند. بنابراين مي خواهيم بدانيم زنان كه عامل پيشبرد اهداف توسعه اقتصادي- اجتماعي هستند، آيا مي توانند در محيط خانواده هم به همان نسبت موثر واقع شوند در واقع هدف اصلي ما شناخت آثار و نتايج اشتغال زن بر روي تحصيل فرزندان مي‌باشد و اينكه استفاده مالي زن تا چ

ه اندازه شرايط زندگي خانوادگي و منزلت اجتماعي وي را بهبود مي بخشد و همچنين رابطه اخلاقي زن و شوهر كه تا چه اندازه از كار زن تاثير مي پذيرد.

هدف كلي پژوهش
بررسي وضعيت اقتصادي، اجتماعي زنان ساكن در اسلامشهر و تاثير آنان بر خانواده مي‌باشد.

هدف هاي ويژه
۱- بررسي مسائل و مدارج كه سبب ترقي و تعالي زنان گرديده
۲- بررسي مسائل فرهنگي، طبقاتي كه سبب موفقيت در توسعه اقتصادي و اجتماعي آنان گرديده
۳- بررسي دخالت اطرافيان در زندگي زناشويي كه موجب عدم پيشرفت زنان گرديده
۴- بررسي ميزان تحصيلات همسر «اختلاف سطح تحصيلات» كه سبب عدم توسعه اقتصادي و اجتماعي زنان و موفقيت آنان گرديده

سوال پژوهش
– آيا بين ميزان علاقه و پشتكار زنان با موفقيت آنها در توسعه اقتصادي و اجتماعي رابطه وجود دارد؟
– آيا بين طبقه اجتماعي همسر با پيشرفت و موفقيت زنان در توسعه اقتصادي و اجتماعي رابطه وجود دارد؟
– آيا بين باورهاي ديني و اخلاقي زنان با پيشرفت آنان در توسعه اقتصادي و اجتماعي آنان رابطه وجود دارد؟
– آيا بين سطح تحصيلات با كارداني و مدارج عالي زنان با توسعه اقتصادي و اجتماعي آنان رابطه وجود دارد؟
– آيا بين تشويق به موقع زنان با موفقيت در توسعه اقتصادي و اجتماعي آنان رابطه وجود دارد؟

فرضيه هاي پژوهش
۱- بين ميزان علاقه و پشتكار زنان با موفقيت آنها در توسعه اقتصادي و اجتماعي رابطه وجود دارد.
۲- بين طبقه اجتماعي همسر با پيشرفت و موفقيت زنان در توسعه اقتصادي و اجتماعي رابطه وجود دارد.
۳- بين باورهاي ديني و اخلاقي زنان با پيشرفت آنان در توسعه اقتصادي و اجتماعي آنان رابطه وجود دارد.
۴- بين سطح تحصيلات با كارداني و مدارج عالي زنان با توسعه اقتصادي و اجتماعي آنان رابطه وجود دارد.
۵- بين تشويق به موقع زنان با موفقيت در توسعه اقتصادي و اجتماعي آنان رابطه وجود دارد.

تعاريف نظري متغيرها
۱- سن: مفرد سنه و سال
۲- تحصيلات: به معني حاصل كردن، دانش آموختن، فراهم كردن
۳- شغل: كسب و كار و پيشه

 

۴- درآمد: دستمزد
۵- وضعيت مسكن: حالت و چگونگي سكونت و زندگي
۶- ازدواج: پيوند دو نفر (زن و مرد)
۷- خانواده Family : خاندان- اهل خانه- اهل بيت- دودمان (آراسته خو: ۱۳۸۱، ص ۵۳۵
۸- جايگاه خانواده: مقام خانواده- مرتبه خانواده- سراي خانواده

۹- سده اخير: قرن اخير- دوره صد ساله پسين- قرن بيستم ميلادي (قرن آخري)

فصل دوم : پيشينه پژوهش
===== زن در ادبيات ايران
ادبيات هر سرزميني آيينه فرهنگ و اعتقادات آن سرزمين و نقش مهمي در شكل گيري باورهاي نسل هاي نوين و تعالي نسل كنوني دارد. ادبيات اگرچه برخاسته از فرهنگ و تبلور فرهنگ هر جامعه اي است اما در سيكل ديگري كه به آينده موسوم است، ادبيات ماضي تاثيرات خود را بر جاي خواهد نهاد. به عبارت ديگر آنچه حاصل تفكر و احساس سخنوران انديشمند نسل هاي پيشين است در دگرگوني و ساختار شخصيتي نسل هاي بعدي ظهور خواهد كرد.
مقبوليت ادبيات در نزد عموم مردم تا بدان پايه است كه گاه يك شعر داراي جاذبه اي است كه گويي از مقوله «مسلمات» و «مشهودات» است و حتي در مواردي پايه گذار تفكري مي‌گردد كه امكان دارد تا پايان زندگي همچنان پابرجا و استوار باقي بماند. بيان معجزه آساي ادبيات كه از آن با تعابيري چون «سحر حلال» ياد شده است مي‌تواند به عنوان عامل مهمي در بازيابي هويت زنان و تبيين شان و جايگاه اجتماعي و تاريخي آنان مورد بهره‌برداري قرار گيرد.
برخلاف تصور عده اي كه داراي تفكرات زن ستيزانه هستند، ادبيات ايران براي زن احترام و ارزش والايي قايل است و در بسياري از موارد بر هوش، درايت، كارداني و قابليت هاي بي شمار زن صحه نهاده است و ضمن برشمردن توانمندي‌ها و فراست زنان در اموري حتي به زنان نمراتي بالاتر از مردان داده است، آن هم مرداني كه خردمندان روزگار خويش بوده اند.
در ادبيات ايران به زن به عنوان موتور اجتماعي بشري نگاه شده كه حركت آفرين است و با استقامت و پايداري خود به جامعه وحدت و انسجام مي بخشد. با اين حال برخي از اشخاص مريض احوال و مغرض با بيرون كشيدن بيتي از يك ديوان كه شايد سخن شخص ناداني باشد كه در بيت بعد مورد نقد شاعر قرار گرفته و بدون توجه به حال و هواي كلي اثر و شان صدور آن، به استنتاج باطل از حق پرداخته اند. اين استخراج هاي ناصواب چيزي جز تحريف نيست. همانند شخصي كه به اتكاي «لااله» مدعي شد كه به شهادت قرآن كريم هيچ خدايي وجود ندارد!!
رجوع به آثار ادبي پيشينيان و معاصران و بازشناسي انديشه پديد آورندگان آن امري الزامي است كه غوطه ور شدن در اين درياي بيكران حكمت، كشف مرواريدهاي گرانبهايي را در پي خواهد داشت.
در اين مجال در پي آن نيستيم كه به تمامي مواردي كه از زن با ديدي منفي ياد شده است پاسخگو باشيم و با نقل ادبيات مورد نظر دلايل آن را برشماريم. شايد بهترين مصداق براي روشن شدن تحريف غرض‌ورزانه در ادبيات اشاره به ابياتي باشد كه بدون رعايت امانت از آن به سرقت رفته و حكيم داناي توس را متهم به زن ستيزي نموده اند. در سراسر «شاهنامه» زنان مورد تكريم و تحسين فردوسي قرار دارند، مگر در داستان «سودابه» كه زني با اميال شيطاني است. با اين حال فردوسي توانمندي ها و زيركي هاي او را نيز برشمرده است. البته در بعضي از كتب مانند

«فارسنامه ابن بلخي» و «طبري» و نيز خود شاهنامه، او جادوگري است كه در قالب زن ظاهر شده و نكوهش او به سبب خوي منزوي خواهي و‌ آزمندي اوست. جالب آنكه در ادامه همين داستان فردوسي از «فرنگيس» همسر «سياوش» كه زني پارساست به نيكي ياد كرده است

و او را مورد تحسين و ستايش قرار داده است. اما برخي از روي جهالت و بي مطالعه بودن و گروهي نيز با انگيزه هاي ساديسمي با انتخاب بيتي از اين داستان و نقل آن در هر محفل و مجلسي در صدد القاي عدم توانايي زنان برآمده اند و دريغ و درد كه در اين راه غلط از انديشمندان بزرگي چون فردوسي مايه گذاشته اند كه روحش نيز از اين برداشت هاي نابخردانه ناخرسند است.
انديشه شناسي در ادبيات همچنان كه مي‌تواند عامل پيشگيري از سوء استفاده هاي فرهنگي باشد و مشت تحريف كنندگان مغرض يا ناآگاه را باز و آنان را رسوا كند، مي‌تواند عامل مهمي نيز براي ارتقاي بينش ها و نگرش ها باشد. مهم آن است كه آن بخش از ادبيات ما كه نگاه مثبت و روشني نسبت به زن و توانمندي هاي او دارد كوشش شود تا ابيات مثبت در محافل و مجالس ورد زبان شود از كتاب هاي مدارس ابتدايي تا دانشگاه ها از اين اشعار بهره گرفته شود تا اندك‌اندك فرهنگ جامعه دچار تغيير و تحول شود.
دفع موانع و مشكلات در طي چند دهه اخير، خوشبختانه موجب شكوفايي استعدادهاي تحسين برانگيزي در بين زنان شده است و آثار ادبي قابل ملاحظه اي از دل اين قشر آفريده و منتشر شده است كه بسيار قابل تامل است.
تشويق و حمايت از شاعره هاي امروز كه تاثيرگذار بر فرهنگ امروز و فردا هستند حركت ارزنده ديگري است كه مي‌بايست مورد توجه قرار گيرد. خصوصاً آنكه كوشش شود تا اشعار اين گروه را بتوان هدفدار و انديشمند بار آورد و آنچه را كه به عنوان هدف در جست و جويش هستيم، بتوانيم بر بال هنر به پرواز درآوريم و بر مقبوليت و جلب توجه پيام مورد نظر بيفزاييم.
ترجمه آثار ملل ديگر و تماس هنرمندان ما با انديشمندان ملل ديگر و ميل انتقال پيام باعث شده است كه فهم تازه اي از زن رواج يابد. اين روايت تازه، حاصل تلاش گسترده اي است كه در شكل جهاني پديدار شده و طليعه دار فرهنگ نويني است كه براي تمام افراد بشر فارغ از رنگ و جنس و نژاد، حقوق يكساني قايل است، مي‌تواند راهگشا و آينده ساز باشد.

زمينه هاي فعاليت اقتصادي بانوان فراهم نشده است
تحليل كاركردي اشتغال زنان (از پشت عينك روشنفكري)

در سالهاي اخير مشاركت اجتماعي زنان و كار بيرون از منزل براي زنان، دو مفهومي بوده كه در اكثر موارد به جاي هم كاربرد داشته است. اين رويكرد گاه از سوي روشنفكران جامعه به عنوان گفتمان غالب جوامع توسعه يافته و گاه از سوي مسئولان به عنوان يك شعار مهيج و نيز از سوي زنان فعال در عرصه هاي اجتماعي و سياسي در قواره هاي اعاده حق به نمايندگي از جمعيت زنان كشور، تبليغ و ترويج شده است. شايد مشكلات معيشتي در پاره اي موارد باعث تغيير نگرش عامه نسبت به كار بيرون از منزل زنان نيز بوده و اين پديده را شدت و حدت بخشيده است.
اين در حالي است كه بسياري از صاحبنظران و تحليلگران اجتماعي و آنهايي كه بدون هيچ

جانبداري خاص مي‌خواهند موضوع را حلاجي كنند، پديده موصوف را از دريچه ديگري مي بينند و به شكل ديگري به تحليل مي نشينند. آنها اعتقاد دارند اگر قرار است جامعه ما به يكي از شاخصه هاي توسعه يافتگي يعني كار براي زنان احترام بگذارد، بايد ابتدا مقدمه آن را در شكل وسيع و عميقي فراهم كند، وگرنه در غير اين صورت شاهد بحران هايي از جنس ديگر خواهيم بود. به عنوان مثال بسياري از زنان حاضر نيستند عملاً مشكلات كار بيرون از منزل و به تبع آن مشكلات به وجود آمده در خانه را به جان بخرند، اما اين تنگناها اقتصادي است كه آنها را وادار به كار مي‌كند. در اين حالت مي‌توان زنان را به دليل كار در منزل البته تربيت فرزندان كه نفع آن براي كل جامعه است، تحت پوشش بيمه قرار داد و نيز ماهيانه در نظر گرفت. آيا به اعتقاد شما شير دادن به كودكان و تربيت صحيح فرزندان و توجه به تغذيه آنها نمي تواند يكي از شاخصه هاي توسعه يافتگي باشد؟

تلاش‌هايي فراتر از برنامه
مدير كل دفتر بانوان وزارت كشور در روزهاي پاياني خرداد ماه، عنوان كرد: «نيازها و انتظارات جامعه زنان در تدوين برنامه چهارم توسعه برآورده نشده و توقع مي‌رود حداقل در تدوين سندهاي برنامه چهارم توجه لازم به نيازها، مطالبات و حقوق زنان اعمال شود.»
اين اظهارنظر با اعلام بررسي پيش‌نويس «برنامه ملي كار شايسته» براي زنان عنوان شد.
در اين اظهار نظر آمده است: «در اولين جلسه كميته سه جانبه اشتغال در سال جاري، پيش نويس سند برنامه ملي كار شايسته مورد بحث و بررسي قرار گرفت و قرار شد اعضاي كميته، پيشنهادات خود را در خصوص اشتغال زنان ارائه دهند.» فخرالسادات محتشمي پور، نماينده دولت در شوراي سه جانبه اشتغال زنان در ادامه مي افزايد: «اين سند داراي محورهاي ۱۶ گانه است كه با توجه به زمان اجراي برنامه چهارم توسعه (پنج سال) لزوم وارد كردن بحث زنان از اولين سال اجراي برنامه چهارم احساس مي‌شود، لذا اين بحث در كميته سه جانبه كار و اشتغال زنان مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد.» وي در ادامه عنوان مي‌كند: «بر اساس ماده ۱۰۱ قانون برنامه چهارم توسعه، دولت موظف است برنامه ملي توسعه كار شايسته را به عنوان گفتمان جديد عرصه كار بر اساس راهبرد سه جانبه گرايي كه متضمن عزت نفس، برابري فرصت، آزادي امنيت نيروي كار است را تهيه و تا پايان سال اول اجراي برنامه به مجلس ارائه دهد. بر اساس اين ماده قانوني، دولت مكلف شده است در قالب گسترش حمايت هاي اجتماعي، مسائل تامين اجتماعي، بيمه

بيكاري، ايجاد توسعه و تقويت ساز و كارهاي جبراني، توانبخشي معلولان و برابري فرصت ها براي زنان و مردان و توانمندسازي زنان از طريق دستيابي به فرصت هاي شغلي مناسب را تامين كند.»
در سياست هاي اشتغال زنان در جمهوري اسلامي مصوب دويست و هشتاد و هشتمين جلسه مورخ ۲۰/۵/۷۱ شوراي عالي انقلاب فرهنگي، ۱۳ ماده براي اشتغال زنان در نظر گرفته شده كه ماده اول آن بر كار در منزل تاكيد دارد: «ضمن تاكيد مجدد بر نقش زن در خانواده به عنوان شغل

اصلي و ضرورت اشتغال مفيد و موثر اين نهاد مقدس، سياست هاي اشتغال زنان در جمهوري اسلامي ايران بدين شرح است:
ماده ۱- با توجه به قداست مادري و تربيت نسل آينده و مديريت خانه و با عنايت به اهميت نقش زنان در فرآيند رشد اجتماعي و فرهنگي و توسعه اقتصادي، بايد ارزش معنوي و مادي نقش زنان در خانواده و كار آنان در خانه در نظر گرفته شود.
همچنين در سومين ماده اين مصوبه آمده است: همكاري و تعاون اعضاي خانواده با يكديگر براي اداره مطلوب امور خانه و به منظور ايفاي هرچه بهتر مسئوليت هاي اجتماعي ضروري است.
با مطالعه مصوبه اين نهاد و مواد آن در سال ۷۱ در مي يابيم بخوبي نحوه كار و مسئوليت هاي اجتماعي زنان در جمهوري اسلامي ايران تبيين شده و به طور اجمال به چنين تحليلي مي‌توان رسيد:
۱- پيش از هر چيز تاكيد بر كار زنان به عنوان همسر و مادر در خانه و خانواده است كه در قبال اين شكل از كار، علاوه بر حقوق معنوي بايد حقوق مادي نيز در نظر گرفته شود و نهادهاي اجتماعي از جمله بخش هاي بيمه و آموزش بخوبي در اين زمينه مسئوليت خود را به انجام برسانند.
۲- اگر قرار است زنان بيرون از منزل كار كنند، بايد نوعي همكاري درون خانه و بيرون از خانه براي انجام هرچه بهتر اين مسئوليت به وجود آيد.
۳- فرصت ها براي بدست آوردن شغل بايد برابر باشد، در عين حال كه بر آموزش و نيز تخصص هاي خاص و ويژه زنان تاكيد شده است.
۴- در نهايت اينكه در كشور ما قوانين و مصوبات بسيار خوبي وجود دارد، به شرط آنكه در اجرا به بوته فراموشي سپرده نشود، چرا كه همين مصوبات پس از ۱۳ سال دوباره به شكل ديگري از سوي دفتر بانوان وزارت كشور تصويب شده و اين بار نيز ترس از فراموشي آنها مي‌تواند ترس

ي جدي باشد.

آمارها چه مي گويند
بر اساس گزارش هاي توسعه انساني سازمان ملل در كشورهاي در حال توسعه، زنان فرصت هاي شغلي كمتري دارند و اغلب در بخش غير رسمي بدون هيچ دستمزدي و در بخش رسمي

با دستمزد كمتري در مقايسه با مردان به كار مشغول هستند و امكان چند اشتغالي آنان نيز به دليل محدوديت در دسترسي به نهادهاي مورد نياز محدودتر است. كشور ما نيز از اين قاعده غالب مستثني نيست و با وجود گرايش هاي بيشتر زنان نسبت به مردان براي كار و راهكارهاي قانوني به عنوان يك بستر مطلوب، هنوز سهم اشتغال بانوان طي ۴۰ سال گذشته، ۱۰ درصد تخمين زده مي‌شود.
آمارهاي اعلام شده حاكي از آن است كه درصد شاغلان زن نسبت به كل شاغلان ۴/۹ درصد، درصد شاغلان زن در بخش عمومي نسبت به كل زنان شاغل ۵/۳۹ درصد، درصد شاغلان زن در گروه مديران عالي رتبه به كل زنان شاغل بخش عمومي ۹/۴ و درصد شاغلان زن در بخش خصوصي نسبت به كل زنان شاغل ۵۵ درصد است
آمار فوق نشان مي‌دهد بخش خصوصي نسبت به جذب زنان براي كار البته با دستمزد پايين، اقبال بيشتري نشان مي‌دهد، اين نكته يعني اقبال بخش خصوصي و پايين بودن دستمزدها، خود را در پايين آمدن توجه زنان نسبت به كار خارج از منزل طي سالهاي اخير به خوبي نشان مي‌دهد. چنانچه آمارها نشان مي‌دهد طي سالهاي ۷۵ تا ۸۳ ميزان اشتغال زنان ۱/۳ درصد كاهش يافته، در حالي كه عملاً زمينه هاي اشتغال بيش از گذشته فراهم بوده است.
اين موضوع بخوبي نشان مي‌دهد اگر با پديده كار خارج از منزل براي زنان صرفاً به عنوان يك پديده شعارگونه، فانتزي و سمبوليك برخورد كنيم، از محاسبات اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي دور خواهيم افتاد و عملاً نتيجه نامطلوب آن، سالها بعد خود را نشان خواهد داد.
جالب آنكه آمار نزولي كار براي «زنان كارفرما» نيز صادق است، چنانكه زنان كارفرما در سال ۷۶، رتبه ۷ درصدي، در سال ۸۲، ۲/۱ درصدي و سال ۸۳، رتبه ۳/۱ درصدي را به خود اختصاص داده اند. شايد لااقل در اين زمينه خاص شما با ما موافق نباشيد و كاهش تمايل كار خارج از منزل را

براي زنان كارفرما با عينك ديگري ببينيد؛ اينكه كليت كار با اوضاع مطلوبي رو به رو نيست، امنيتي كه براي مردان وجود دارد براي زنان كمرنگ‌تر است و… اما به اعتقاد ما تمامي اين آمار منفي يك چيز را نشان مي‌دهد و آن اينكه موضع ما در قبال كار براي زنان بيش از آنكه موضع عقلاني باشد، موضعي احساسي است. در اين شرايط زنان را به فعاليت اقتصادي فرا مي خوانيم، در حالي كه زمينه هاي لازم را به وجود نياورده‌ايم و نتيجه آن يا از كارگريزي زنان است يا ظلم مادي توسط بخش خصوصي يا تورم بيكاري در بخش كار براي مردان يا…

۹ درصد حاشيه ها سواد ندارند

۹ درصد زنان جوان ايراني يعني زنان بين ۱۵ تا ۲۴ سال بيسواد هستند. اين در حالي است كه هنوز طرح باسوادي ۲۲ درصد از زنان بيسواد پا به سن گذاشته هنوز به پايان نرسيده است. آغاز موج جديد بيسوادي كامل زنان جوان در كنار ۶/۵۲ درصدي زنان با تحصيلات عاليه چالشي است كه جامعه ما با آن رو به رو است، به خصوص وقتي مشخص مي‌شود كه اغلب اين زنان جوان كاملاً بيسواد را زنان حاشيه شهرها تشكيل مي دهند.
هنوز هم بيسوادي زنان يكي از معضلات فرهنگي كشور به حساب مي‌آيد. بر اساس آخرين آمار ارايه شده از سوي سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور، ۳۱ درصد زنان ايراني بيسوادند، هرچند شاخص سواد طي چند سال گذشته رشد قابل توجهي داشته و اتفاقاً زنان در اين خصوص موفق تر از مردان بوده‌ ‌اند،‌ اما بر اساس آمار ارايه شده توسط سازمان مديريت و برنامه‌ريزي، شاخص سواد در بين سالهاي ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۰ از حدود ۵/۷۹ درصد به ۱/۸۵ درصد رسيده، يعني ۶/۵ درصد به جمعيت باسواد كشور افزوده شده است. در اين ميان نرخ باسوادي زنان از ۱/۶۷ درصد به ۵/۸۰ درصد رسيده و در مورد مردان اين شاخص از ۶/۸۰ درصد به ۷/۸۸ درصد رسيده است. با آنكه نرخ باسوادي جمعيت زنان ايران حدود ۵ درصد بيشتر از جميعت مردان بوده، با اين همه هنوز هم ميزان بيسوادي در ميان زنان نگران كننده است.
اينكه زنان ايراني در سالهاي اخير بيشتر نسبت به وضعيت فرهنگي خود توجه نشان داده اند شايد نشانه خوبي باشد، اما هنوز نتوانسته اند به لحاظ سوادآموزي نسبت به مردان به وضعيت متوازني دست يابند. از سويي در حالي كه زنان بزرگسال براي سوادآموزي و در نتيجه كاهش رقم بيسوادي در تلاشند، درصد قابل توجهي از زنان جوان حتي از قافله تحصيلات ابتدايي عقب مي مانند. اين نشان مي‌دهد هنوز در بسياري از نقاط محروم و حاشيه اي ايران درس خواندن دختران جدي گرفته نمي‌شود، در نتيجه نسبت زنان باسواد به مردان باسواد در ايران ۸۸ به ۹۵ است. هرچند فرهنگسازي براي باسوادي زنان پس از انقلاب تا حدودي نتيجه بخش بوده، اما در مناطق محروم و حاشيه اي به اندازه كفايت تاثير نگذاشته. البته اين ارقام و نرخ ها تنها مربوط به سواد يعني حد خواندن و نوشتن است. شايد بررسي وضعيت تحصيلي زنان ايران موقعيت ناخوشايندتري را به معرض نمايش بگذارد.

در رديف كشورهاي در حال توسعه
نگاهي به وضعيت سواد در كشورهاي ديگر، جايگاه ايران را از اين حيث روشن مي‌كند. چه با وجود تلاش هاي سوادآموزي هنوز ايران به لحاظ درصد جمعيت باسواد كشور با كشورهاي توسعه نيافته همگروه است. در حالي كه نرخ بيسوادي در كشورهايي نظير نيجر، بوركينافاسو و گامبيا به ترتيب ۷۷، ۶۷ و ۵۷ درصد بوده، اين نسبت در اغلب كشورهاي اروپايي به صفر رسيده و در ايران معادل ۱۷ درصد است. گزارش بانك جهاني نشان مي‌دهد نرخ بيسواد زنان در كشور نيجر در سال ۲۰۰۰، ۹۲ درصد بوده است. در ايران ۹ درصد زنان جوان (زنان بين ۲۴-۱۵ سال) و

۳۱ درصد كل جمعيت بيسواد بوده اند.
مقايسه سطح باسوادي زنان جوان با مردان جوان نيز ايران را در كنار كشورهاي در حال توسعه قرار مي‌دهد. نسبت زنان باسواد به مردان باسواد در كشورهاي در حال توسعه ۸

۹ به ۹۱ است و اين رقم در ايران ۸۸ به ۹۵ است.

نخبه گرايي زنانه
مقايسه آماري تعداد پذيرفته شدگان زن و مرد در سالهاي اخير بيانگر نكات جالبي است. تعداد كل پذيرفته شدگان مراكز دانشگاهي از دولتي گرفته تا غير دولتي از ۳۰۶ هزار و ۸۰۱ نفر در سال تحصيلي ۷۶-۷۵ به ۴۰۳ هزار و ۱۵ نفر در سال تحصيلي ۸۲-۸۱ افزايش يافته است؛ يعني حدود ۳۷۳ درصد رشد. با اين همه ورود زنان به دانشگاه ها بسيار چشمگيرتر است، در حالي كه در سال تحصيلي ۷۶-۷۵، ۵۱ درصد ورودي هاي دانشگاه را مردان و ۴۹ درصد را زنان تشكيل مي داده اند. اين شاخص در سال ۸۲-۸۱ براي مردان به ۴/۴۷ درصد و براي زنان به ۶/۵۲ درصد رسيده است. اين يعني در حالي كه هنوز نرخ بيسوادي زنان ايراني نگران كننده است، اما در زمينه تحصيلات عاليه، زنان پيشتازتر از مردان بوده اند. چه دانشجويان دختر در سال تحصيلي ۷۶- ۷۵، ۷/۴۲ درصد كل دانشجويان مراكز دولتي را تشكيل مي داده اند، در حالي كه اين نسبت در سال تحصيلي ۸۲-۸۱ به ۵۳ درصد رسيده است. در مقابل از تعداد دانشجويان دختر دانشگاه آزاد در خلال سالهاي ۷۶- ۷۵ تا ۸۲- ۸۱ به تدريج كاسته شده است. به عبارتي علاوه بر اينكه در اين دوره ۵ ساله به تعداد دختران دانشجو اضافه شده، دختران در ورد به مراكز آموزش عالي دولتي موفق تر از پسران بوده اند. شايد اين استقبال زنانه از تحصيلات عاليه به خصوص از نوع دولتي، به نگرش جديد جامعه به تحصيل و شغل و درآمد ارتباط داشته باشد. چه در سالهاي اخير تحصيلات به دليل مشكلات اشتغال تحصيل‌كردگان قرب خود را در ميان عامه از دست داده و طبيعي است كه اين افت منزلت بيش از زنان، مردان را كه به شكل عرفي، تامين مخارج خانواده را به عهده دارند، تحت تاثير قرار مي‌دهد. با اين همه شايد بتوان گفت دختران هنوز هم به تحصيلات عاليه اهميت مي دهند.

اعتبارات ناچيز
با آنكه جوانان در سالهاي اخير اقبال بيشتري به سوادآموزي و ادامه تحصيلات در مراكز دانشگاهي نشان داده اند، اما اعتباراتي كه به اين بخش تخصيص يافته، هنوز هم تكافوي نياز اين بخش را نمي دهد. هرچند رقم اعتبارات مثلاً در بخش آموزش و پرورش از ۱۲۶۳۷ ميليارد ريال در سال ۷۶ به حدود ۲۴۹۱۱ ميليارد ريال در سال ۸۰ افزايش يافته (حدود ۹۷ درصد افزايش)، با اين همه اين افزايش در قياس با افزايش نرخ تورم و كاهش قدرت خريد، حتي رقمي كاهشي به حساب مي‌آيد. در واقع با آنكه سرانه هر دانش‌آموز در سال ۷۶، ۷۰ هزار تومان بوده و در سال ۹۰ به حدود ۱۴۰ هزار تومان رسيده است، اين رقم نسبت به قدرت خريد در سال ۸۰، مبلغ ناچيزي است. وضعيت اعتبارات بخش آموزش عالي نيز بهتر از آموزش و پرورش نيست، گو اينكه اعتبارات اين بخش از ۸/۱۶۰۸ ميليارد ريال در سال ۷۶ به ۹/۵۳۶۷ ميليارد ريال رسيده است، اما وقتي اين رشد را نسبت به رشد نرخ تورم در نظر مي گيريم، چندان قابل توجه نيست.

زنان ۱۰ سال پس از پكن
كنفرانس پكن در سال ۱۹۹۵ به صدور «برنامه اقدام» تاريخي منتهي شد كه دولت هاي عضو و شركاي سازمان ملل و غير دولتي آنها اميدوارند در راستاي اجراي گسترده و نظام يافته تر آن حركت كنند. اين گردهمايي، پس از جلسه پيگيري ۵ سال پيش مجمع عمومي سازمان ملل، نخستين فرصت براي مقامات عاليرتبه دولتي و طيفي گسترده از كارشناسان جامعه مدني

براي انجام ارزيابي هاي عميق مقام امروز زنان است.
راشل مايانجا، مشاور ويژه دبير كل سازمان ملل در مسائل جنسيتي و پيشرفت زنان، گفت: «از زمان تشكيل اجلاس پكن پيشرفت فراواني حاصل شده است. ما شاهد قوانين عادلانه‌تري هستيم كه از زنان در برابر تبعيض، بدرفتاري و خشونت حمايت مي‌كنند. با اين حال براي اجراي «برنامه اقدام پكن»، به ويژه در زمينه كاهش فقر، بهبود بهداشت، ايجاد فرصت براي پيشرفت اقتصادي و رهبري سياسي و كاهش موارد نقص حقوق بشر لازم است كارهاي بيشتري انجام شود.
كميسيون مقام زنان توجه خود را بر دو موضوع اصلي در جريان اجلاس فوق متمركز خواهد كرد: بازبيني پيشرفت در اجراي «برنامه اقدام پكن» و سند حاصله از اجلاس ۵ ساله پيش مجمع عمومي و همچنين استراتژي ها و چالش هاي كنوني، كميسيون درباره اقدام در سطح ملي بحث و همكاري در زمينه استفاده از تجربه ها و روش هاي مناسب براي غلبه بر موانع باقيمانده را تسهيل خواهد كرد.
به گفته كارولين هانان مدير بخش پيشرفت زنان، انتظار مي‌رود تعداد زيادي از سازمان هاي غير دولتي در اين گردهمايي شركت كنند.
خانم هانان گفت: «اين ميزان مشاركت به وسيله سازمان هاي غير دولتي گواهي بر مساعدت فراوان جامعه مدني به ارتقاي حقوق زنان در طول ۳۰ سال گذشته است. مشاركت و كمك هاي آنها به «بازبيني و ارزيابي ۱۰ ساله» و همكاري مداوم آنها عنصري اساسي در اين فرآيند است.»
نتيجه بازبيني و ارزيابي ۱۰ ساله كمكي حياتي براي بازبيني سطح بالاي هزاره مجمع عمومي سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۰۵ خواهد بود.
برنامه اقدام، چارچوبي جهاني براي كشورها فراهم ساخت تا به تبعيض عليه زنان و به تفاوت هاي مربوط به جنسيت در ۱۲ حوزه حياتي، از جمله بهداشت، آموزش، اشتغال، مشاركت سياسي و حقوق بشر خاتمه دهند. بازبيني و ارزيابي ۱۰ ساله بر چالش هاي كنوني از جمله تلاش ها براي:
– بهبود دسترسي به مراقبت بهداشتي مناسب، از جمله بهداشت باروري و جنسيتي و پيشگيري و درمان بيماري ايدز و ويروس آن.
– افزايش آگاهي درباره حقوق بشر زنان و اجراي بهتر كنوانسيون حذف تمامي اشكال تبعيض عليه زنان.
– افزايش مشاركت زنان در مشاغل مربوط به تصميم گيري در دولت ها و جامعه مدني.
– عرضه فرصت هاي كامل اقتصادي به زنان، از جمله دسترسي به منافع مالي خرد.
– جلوگيري از خشونت عليه زنان از جمله قاچاق آنان و حذف مصونيت براي متجاوزان به حقوق آنان.
– كاهش مناقضات مسلحانه و افزايش مشاركت زنان در برقراري صلح، پيشگيري از مناقشه و حل آن، تاكيد خواهد كرد.

۱۳۴ كشور پيش از» بازبيني و ارزيابي ۱۰ ساله «در كميسيون مقام زنان اطلاعاتي درباره آنچه براي حمايت از برابري جنسيتي و اجراي توصيه هاي «برنامه اقدام»انجام داده بودند، به سازمان ملل تسليم كردند. كارهاي ديگري در اين زمينه در جريان گردهمايي هاي بين دولتي منطقه اي كه به وسيله كميسيون اقتصادي سازمان ملل در آفريقا، آسيا، اروپا و آمريكاي لاتين و آسياي غربي و از طريق گروه هاي بحث آنلاي دو سويه ترتيب داده شد، انجام گرفته بود.