چکیده:
در راستای هنجاریابی سؤال ۳۶ و ۳۷ آزمون کرنل فرم N2 تهیه شده آزمایش صورت گرفت. این پرسشنامه ۱۰۱ سؤالی ۱۰ مقیاس فرعی ترس و نابسندگی ،افسردگی ، ناآرامی، اضطراب، علائم عروقی ـ عصبی، واکنش یکه خوردن، علائم روان تنی ، خود بیمار انگاری، ضعف، علائم معده ای – روده ای، حساسیت و بدگمانی انحراف اجتماعی ـ روانی مشکل زا را می سنجند. تعداد

آزمودنی ها در گروه نمونه ۵۰۰ نفر است، که از ۱۸۹۰ آزمودنی دختر و ۳۱۸ آزمودنی پسر تشکیل شده است. در اجرا از آزمودنی ها خواسته می شود به گونه ای بنشینند که از همدیگر فاصله ای به اندازه جلسۀ امتحان داشته باشد. آنگاه پرسشنامه توزیع و توضیحاتی از این دست داده می شود. این یک کار پژوهشی برای تهیه یک آزمون است. نام خود را روی پرسشنامه بنویسید. ف

قط جنسیت خود را در محل آن مشخص کنید و شماره را که به شما داده می شود، در محل شمارۀ آزمودنی بنویسید و هیچ سؤالی را بدون پاسخ نگذارید. اگر پاسخ شما مثبت است در خانۀ بلی علامت بزنید. اگر پاسخ شما منفی است در خانۀ خیر علامت بزنید. مقدار ضریب همبستگی سؤال با بقیۀ سؤالهای آزمون دربارۀ مقیاس فرعی علائم روان تنی عروقی – عصبی در سؤال ۳۶ ، ۴۵۵% به تفکیک دختران و پسران ۴۱۷% و ۴۸۳% و در مورد سؤال ۳۷ مقدار ضریب همبستگی ۳۹۸% به تفکیک دختران از پسران ۳۸۰% و ۴۰۸% است. بین دختران و پسران مربوط به علائم روان تنی عروقی ـ عصبی تفاوت وجود ندارد. سؤال دارای قدرت تشخیص است و بهتر است در مجموع سؤال ها باقی بماند.

مقدمه:
بحث در مورد آزمونهای مربوط به شخصیت از مباحث مورد توجه روان شناسان است و به این موضوع در خلال مباحث روان شناسی عمومی، اجتماعی، بالینی، رشد و روان سنجی و اغلب شاخه های روان شناسی دیگر پرداخته شده است. این مبحث از مباحث مهم روان شناسان است. در این

آزمون سؤال ۳۶ و۳۷ مربوط به علائم روان تنی عروقی ـ عصبی می باشد. انتشار ترجمۀ گنجی ۱۳۵۶ می نویسد: در علم روان شناسی مجموعه شیوه هایی که به ما کمک می کند تا خصایص روانی انسان را از حالت کیفی به حالات کمّی درآوریم، اصطلاحاً گردش روان سنجی نامیده م

ی شود(ص ۱۱) هومن ۱۳۶۹ می نویسد: علم روان سنجی شاخه ای از روانشناسی کاربردی است که از اصول و روشهای تهیه و کاربرد وسایل و ابزارهای سنجش ویژگیهای روانی به ویژه تست ها بحث می کند. مقصود از واژه تست در این تعریف هرگونه روش یا وسیله عینی است که به منظور اندازه گیری نمونه ای از رفتار عادی طرح شده باشد. (ص۱) پرسش های آزمون فرم N2 شاخص کرنل بر اساس تحلیل پرسش ها و تعیین هر شاخص یا نسبت بحرانی (اندازه های روایی انتخاب شدند ) پرسش ها در دو گروه تقسیم می شوند: نخست پرسش هایی که وجه تمایز افراد

دارای اختلالات شخصیتی را با افراد فاقد این اختلالات به دقت مشخص می سازد و در گروه دیگر پرسش ها به طور عمده به نشانه های بیماری جسمانی مربوط می شوند. آزمون بر روی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر (بجز آموزش معلمان و کارشناسی ارشد) بود. این آزمون ۱۰۱ سؤال دارد. اجرای آزمون در روزهای ۲۱ و ۲۲ و ۲۴ و ۲۹ فروردین ۱۳۸۵ صورت گرفت و سؤال ۹۰، ۹۲، ۹۵ که با فرهنگ ایرانی تناسب نداشت، تغییر یافته است و این موضوع به آزمودنی ها توضیح داده شد که آزمونگر جهت یک کار پژوهشی برای تهیه یک آزمون به کلاس انها مراجعه کرده است، توضیح داده شد که می خواهیم پرسشنامه ای خدمتتان بدهیم که آن را پر کنید. از آزمودنی ها خواسته شد به گونه ای بنشینند که از همدیگر به اندازۀ فاصلۀ جلسه امتحان داشته باشند. آنگاه پرسشنامه توزیع و توضیحاتی از این دست داده شد: نام خود را بر روی پرسشنامه

ننویسید، فقط جنسیت و وضعیت تأهل خود و تاریخ امروز را در محل آن مشخص کنید. آزمونگر شروع زمان پاسخ دهی را اعلام می کرد و در طول اجرای آزمون، آزمونگر بر رفتار آزمودنی ها نظارت

داشت. به کلاس تذکرداده می شد که چهار صفحه یعنی ۱۰۱ سؤال است ، دقت کنید که همه را پاسخ دهید.مقدار ضریب اعتبار برای ۵ سؤال علائم روان تنی عروقی- عصبی که ۱۸۹ دختر به انها پاسخ داده اند برابر ۶۷۱/۰ است. مقدار ضریب اعتبار برای ۵ سؤال روان تنی عروقی – عصبی ک

ه ۳۱۸ پسر به آنها پاسخ داده لند برابر ۷/۰ است. سؤال از قدرت تشخیص و همسانی درونی برخوردار است، لازم به کنارگذاشتن آن نیست و بهتر است در مجموع سؤالها بافی بماند و بین دختران و پسران تفوت وجود داشت و همان چیزی را می سنجند که بقیه سؤالها می سنجند. تحقیق حاضر بر روی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر صورت گرفته است. پیشنهاد می شود در تحقیقات بعدی بر روی دانشجویان واحدهای دیگر یا بر روی کارکنان واحد ابهر اجرا شود

.

۱
۲
۳
۴
۵
۶
فصل اول: موضوع تحقیق
زمینۀ تحقیق:
تعریف آزمون:
شریفی (۱۳۸۱) می نویسد: آزمون وسیله ای است عینی و استانداردشده که برای اندازه گیری نمونه ای از رفتار یا خصائص آدمی بکار می رود. در این تعریف مراد از عینی آن است که روش اجرا، نمره دادن و تعبیر و تفسیر نتایج آزمون بر اساس قواعدی معین و مشخص صورت می گیرد و قضاوت و نظرشخصی در آنها بی تأثیر است. برای هر آزمون دستورالعمل خاصی در مورد نحوه اجرا، طول مدت آزمایش، دستورهای شفاهی و نحوۀ ارائۀ مثالها و روش تفسیر نمره ها تهیه می شود.(ص، ۲۸)
اعتبار آزمون:

شریفی (۱۳۸۱) می نویسد: اعتبار آزمون به دقت اندازه گیری و ثبات و پایایی آن مربوط است و دو معنای متفاوت دارد. یک معنای اعتبار، ثبات و پایایی نمره های آزمون در طول زمان است. بدین معنا که اگر یک آزمون چندبار دربارۀ یک آزمودنی اجرا شود ، نمرۀ وی در همۀ موارد یکسان باشد. معنای دوم اعتبار به همسانی درونی آن اشاره دارد و مفهوم آن این است که سؤالهای آزمون تا چه اندازه با یکدیگر همبستگی متقابل دارند. اگر ضریب اعتبار درونی آزمون کم باشد، بدان معناست که

سؤالهای مختلف آزمون متغیر واحدی را اندازه گیری نمی کنند. به عبارت دیگر آزمون ممکن است دارای نوعی اشکال باشد. بنابراین آزمونی که بین سؤالهای آن تشابه و هماهنگی وجود داشته باشد از همسانی درونی بالایی برخوردار است. اما باید دانست گاهی بالابودن همسانی درونی آزمون به بهای کاهش روایی۲ تمام می شود.(ص، ۱۸۷)
روایی۳ آزمون: میزان کارایی آن برای اندازه گیری خصیصه ای که به منظور اندازه گیری آن خصیصه ساخته شده است. یکی از محدودیت های تعریف مذکور این است که از آن چنین استنباط می شود که آزمون فقط یک نوع روایی دارد و لذا با استفاده از یک روش نمی توان معلوم کرد که تا چه اندازه ای برای سنجش خصیصۀ موردنظر مناسب است. اما باید دانست که در عمل برحسب هدفهای خاص آزمون و روشهای برآورد روایی آن، انواع مختلف روایی وجود دارد. در یک تعریف

جدیدتر روایی گفته می شود که روایی عبارتست از توافق بین نمره آزمون با صفت یا خصیصه ای که آزمون برای اندازه گیری آن ساخته شده است. (کاپلان وستاکوزد، ۱۹۸۹). بدیهی است اگر معلوم شود که آزمون چه چیزی را اندازه گیری می کند و بین نمرۀ آزمون و آنچه را که اندازه می گیرد

توافق وجود دارد، ر این صورت نتایج حاصل از اجرای آزمون اطلاعاتی را به دست می دهد که در امر تصمیم گیری مفید واقع می شوند. روایی آزمون، برخلاف اعتبار آن، هم تحت تأثیر خطاهای نظامدار قرار می گیردو هم از خطاهای غیرنظامدار تأثیر می پذیرد. بنابراین آزمونی ممکن است در عین داشتن اعتبار فاقد روایی باشد، اما آزمون نمی تواند دارای روایی باشد بی آنکه اعتبار داشته باشد به عبارت دیگر می توان گفت که اعتبار شرط لازم روایی است اما اعتبار به تنهایی ، روایی آزمون را تضمین نمی کند.(ص، ۲۱۳).

پرورش تست:
شراندایک، ۱۹۸۲ ، ترجمۀ هومن (۱۳۶۹) می نویسد: پرورش یک تست، شخصیت سنج یا هر وسیله دیگر اندازه گیری که قرار باشد خارج از یک مؤسسۀ محلی منتشر و به کار رود، کاری است

پیچیده که شامل تصمیم گیریهای گوناگون بوده، پیشبرد آن مستلزم طی مراحل متعددی است. قبل از آنکه کار اصلی در مورد تهیۀ ابزار سنجش شروع شود، مطلوب آن است که ترتیب توالی کامل همۀ اعمالی که باید انجام گیرد درنظر گرفته شود تا بتوان اقدام در هر مرحله را در مؤثرترین وضعیت به سمت مقصود نهائی رهبری نمود. این نیز مطلوب است که برای انجام کارهای لازم یک برنامه ریزی زمانی طرح شود به گونه ای که ابزار موردنظر در موقع معین عملاً آماده گردد.(ص،۱۵)
آزمونهای شخصیت:
سیف(۱۳۸۲) می نویسد: از شخصیت۱ تعریف های زیادی به عمل آمده است. در واقع می توان شخصیت را به صورت مجموعۀ رفتارهای فرد در موقعیت های اجتماعی تعریف کرد( ایبل۱، ۱۹۷۹). بعضی از روانشناسان علاوه بر رفتارهای آشکار، ویژگیهای غیرمنطقی رفتاری از جمله هوش، پیشرفت قد و قامت، وضع سلامتی، کیفیت صدا، وضع ظاهر را به این تعریف شخصیت اضافه می کنند. از این توصیف کلی شخصیت چنین بر می آید که روش های سنجش شخصیت باید شامل متغیرهای مختلف شناختی، روانی – حرکتی و عاطفی باشند. از جملۀ این متغیرها می توان پیشرفت، هوش ، استانداردهای ویژه، علاقه، نگرش، ارزشها و … را نام برد. اما از آغاز نهضت روان سنجی تا کنون رسم بر این بوده است که کار اندازه گیری متغیرهایی چون هوش، استعداد، پیشرفت تحصیلی و بعضی ویژگیهای دیگر به عهدۀ آزمونهای ویژه آنها گذاشته شود و آزمونهای شخصیت به طور عمده به اندازه گیری متغیرهای انگیزش۲، مزاج۳ ، سازگاری۴ ، منش۵ و از این قبیل اختصاص یابد. (ص، ۶۱)
پرسشنامه ها یا آزمونهای عینی شخصیت:
شریفی(۱۳۸۱) می نویسد: آزمونهای عینی شخصیت به صورت پرسشنامه با پرسشهای بسته تهیه می شوند که آزمودنی پاسخ خود به سؤالها را به صورت آری یا نه، مشخص می کند. در ساختن پرسشنامه های شخصیتی یا آزمونهای عینی شخصیت ، فرض می شود که اولاً شخصیت آدمی متشکل از مجموعۀ صفات یا خصائص است که شدت و اندازۀ این خصایص در افراد مختلف متفاوت است. ثانیاً صفات و خصایص شخصیتی در فرد از ثبات و پایایی نسبی برخوردار است.
برای ساختن پرسشنامه های شخصیتی دو راهبرد۱ عمده وجود دارد که هر یک از آنها به روشهای فرعی تقسیم می شوند. در نمودار زیر انواع روشهای ساختن پرسشنامه های شخصیتی نشان داده شده است.(ص، ۳۴۴)

روش منطقی – محتوایی
راهبردهای قیاسی
روش نظریه ای۲

روش گروه – ملاک
راهبردهای تجربی
روش تحلیل عاملی
راهبردهای قیاسی:
شریفی (۱۳۸۱) می نویسد: در راهبردهای قیاسی برای تعیین معنای پاسخ آزمودنی به پرسشها، از منطق قیاسی استفاده می شود. در روش منطقی محتوایی پرسشها بر اساس روایی صوری

و در کرتهای نظریه ای، آزمون بر اساس نظریه های معین روان شناسی ساخته می شود. راهبردهای قیاسی به دو رویکرد منطقی – محتوایی و رویکرد نظریه ای تقسیم می گردد. (ص، ۳۴۵)
راهبرد منطقی- محتوایی:
شریفی (۱۳۸۱) می نویسد: در این روش برای ساختن مقیاس های شخصیتی از منطق قیاسی این روش سازندۀ آزمون به شیوۀ منطقی می کوشد ماده ها یا پرسشهایی که خصیصۀ موردنظر را می سنجد، در محتوای آزمون بگنجاند. به عنوان مثال اگر بخواهد رفتار غذا خوردن را اندازه گیری کند، منطقاً می تواند این ماده را در محتوای آزمون قرار دهد. «من اغلب بین وعده های غذا خوراکی می خورم.» بدیهی است ماده ای مانند «من از حل معماهای دشوار لذت می برم.» مطلقاً به رفتا

ر غذاخوردن مربوط نمی شود، بنابراین نمی تواند در این آزمون گنجانیده شود. روش منطقی – محتوایی از این اصل پیروی می کند که پرسشهای آزمون ، شخصیت و رفتار آزمودنی را توصیف می کند. (ص، ۳۴۵)
راهبرد نظریه ای:
شریفی (۱۳۸۱) می نویسد: راهبرد نظریه ای ، چنان که از نام آن پیداست با نظریه دربارۀ ماهیت خصیصۀ معینی که قرار است اندازه گیری شود آغاز می گردد. در اینجا نیز مانند روش منطقی – محتوایی سازندۀ آزمون سعی می کند محتوای آزمون را به گونه ای انتخاب کند که با نظریۀ مذکور همساز باشد. اگر در این نظریه چنین فرض شود که شخصیت را می توان به ۶ زمینۀ اصلی تقسیم کرد در اینصورت کوشش خواهد شد که سرالهای آزمون به این زمینه ها مربوط باشد. و هر سؤال خصیصه ای را که بر اساس نظریۀ مورد بحث مشخص می شود اندازه بگیرد. (ص،۳۴۵)
راهبردهای تجربی:
شریفی (۱۳۸۱) می نویسد: در راهبردهای تجربی از روشهای آماری و آزمیشی استفاده می شودو دارای دو روش است. رویکرد گروه- ملاک و دیگر تحلیل عاملی. در رویکرد گروه – ملاک مواد آزمون به گونه ای انتخاب می شوند که افرادی را که ویژگیهای معینی دارند (یعنی گروه ملاک) از سایر افراد متمایز کنند. در روش تحلیل عاملی برای تعیین معنای مواد آزمون از روش آماری تحلیل عاملی استفاده می شود. (ص،۳۴۶)
پرسشنامۀ اطلاعات شخصی وودورث۱:
شریفی (۱۳۸۱) می نویسد: این مقیاس نخستین پرسشنامه شخصیتی است که در جنگ جهانی اول ساخته شد، اما در پایان جنگ انتشار یافت(وودورث، ۱۹۲۰). این آزمون برای سنجش خصائص شخصیتی داوطلبان ورود به ارتش آمریکا ساخته شد. فرم تنهایی این آزمون ۱۱۶ سؤال داشت که آزمودنی ها با پاسخ های آری و یا نه به آنها جواب می دادند. مواد یا سؤالهای آزمون از فهرست نشانه های اختلال های عاطفی و پرسشهایی که روانپزشکان در مصاحبه های تشخیصی از بیماران خود می پرسیدند انتخاب شده بود. در حقیقت این مقیاس یک مصاحبۀ کتبی یا مصاحبۀ کاغذ – مدادی بود. (ص،۳۴۸)
پرسشنامۀ چند وجهی شخصیتی مینه سوتا ۲(MMPI) فرمAX :
شریفی (۱۳۸۱) می نویسد: پرسشنامۀ شخصیتی MMPI بر اساس راهبرد گروه – ملاک ساخته شد. این آزمون یک پرسشنامۀ خود-سنجی با پاسخ های آری یا نه است. نمونه های

ی از پرسش های آن به شرح زیر است.

من غذای خوب را دوست دارم. آری نه
من هرگز برای خواب رفتن مشکلی ندارم. آری نه
من بندرت دچار یبوست می شوم. آری نه
آزمون دارای سه مقیاس روایی و ده مقیاس بالینی است. مقیاس های روایی اطلاع

اتی را در مورد رویکرد ازمودنی نسبت به آزمون فراهم می کند. مانند دادن پاسخ های غیرواقعی برای بیمار جلوه دادن خود و یا کوشش برای ارائۀ تصویر خوب از خصائص خود. ده مقیاس اولیۀ بالینی برای تشخیص اختلالات روانی مانند روان رنجوری واختلال اسکیزوفرنیک ساخه شده اند. روانشناسان بالینی برای تفسیر نتایج آزمون از داده های پژوهش های انجام شده در موردمعنای نمرات مقیاس های مختلف آزمون، فرمول ها، و قضاوت های بالینی به گونۀ گسترده ای استفاده می کنند. هر یک از ده مقیاس بالینی بین ۱۵ تا ۷۸ سؤال دارند. (ص،۳۴۹)
آزمون شخصیتی کرنل:
جای خالی ابزاری برای سنجش سریع روانپزشکی۱ و روان تنی۲ افراد مختلف در شرایط متفاوت از مدت ها پیش احساس می شد. شاخص کرنل به صورت مجموعه ای سؤالات مربوط به علائم بیماری روان تنی و روانپزشکی و اعصاب و روان۱ تدوین شد که به عنوان تاریخچۀ استاندارد شدۀ روانپزشکی و راهنمای مصاحبه مورد استفاده قرار می گیرد و علاوه بر آن می توان از نظر آماری افراد مبتلا به اختلالات شدید شخصیتی روان تنی را از بقیۀ افراد جامعه متمایز سازد. این شاخص به عنوان مکمل مصاحبه طراحی گردید و نمی تواند جایگزین آن تلقی گردد، مگر آنکه امکان مصاحبه وجود نداشته باشد. شاخص کرنل یک ازمون خودآزماست و می تواند بصورت فردی یا گروهی به مورد اجرا گذاشته شود. صرفاً فرم را در اختیار آزمودنی قرار می دهیم و از او می خواهیم به پرسشها پاسخ دهد. شاخص کرنل شامل پرسشهایی است که به علایم بیماری روان تنی و روانپزشکی اعصاب و روان مربوط می شود و از زبانی ساده و غیرفنی مانند آنچه در مصاحبه بکار می رود، استفاده می شود برای مثال ، آیا اشتهای خوبی دارید؟ و یا آیا فرد عصبی تلقی می شوید؟
تعریف بیماریهای روان تنی:
ولمن ترجمۀ بخاریان، دهقانی، دبّاغ (۱۳۷۵) می نویسند: اختلالات روان تنی۲ بیماریهای بدن هستند و عبارت اند از اختلالات فیزیوشیمیایی ، آناتومیک یا فیزیولوژیک موجودات زنده. اصلاح روان تنی نسبتاً مهم است، زیرا معمولاً عوامل روان شناختی خاصّی در سبب شناسی بسیاری از بیماریهای غیر روان تنی و درمان بیماران صرف نظر از ماهیت بیماری ها وجود داشته است. (ناپ۱ ، ۱۹۸۵)

حداقل سه رویکرد متفاوت در حوزۀ اختلالات روان تنی وجود دارد. می توان اختلالات روان تنی را ۱- نظریۀ جسم – ذهن۲ ۲-نظریه ای در مورد بیماری خاص ۳- یک روش درمانی که دربرگیرندۀ تدابیر طبّی و روانشناختی است، دانست. لیپووسکی۳ (۱۹۸۵) بر این امر تأکید نموده است که باید بین اختلالات روان تنی به عنوان یک علم و اختلالات روان تنی به عنوان رویکردی به حرفۀ پزشکی و فعالیت های مشاوره ای تمییز قائل شد. علم روان تنی به بررسی رابطۀ میان پدیده های روانشناختی و زیستی در انسان می پردازد، در صورتیکه حرفۀ پزشکی و فعالیت های مشاوره ای بهداشتی متفاوت بوده و الزاماً یک حوزۀ جهت دار نظری نیست. لیپووسکی بر نقش (روانپزشکی ارتباط۴) به عنوان شاخه ای ویژه در روانپزشکی تأکید می کند که به تشخیص، درمان و پشگیری از جنبه های روانپزشکی امراض جسمانی می پردازد، گرنیکروروبینس۱ (۱۹۵۳) اختلالات روان تنی را رویکردی در فهم روابط تعریف کرده اند و نه الزاماً نظریه ای فیزیولوژیک یا روان شناختی جدید ی

ا رویکردی جدید در درمان امراض طب روان تنی اغلب به خاطر پاسخ ندادن این سؤال که چگونه ممکن است تجارب اجتماعی یا تعارضات روان شناختی و هیجانات ایجاد شده بتواند به حالتی از فیزیولوژی جسمی بدل شود که در نهایت به بیماری می انجامد، مورد انتقاد قرار گرفته است.

(واینر۲،۱۹۸۰، ص ۲۲۳) .آیا مغز تجارب روان شناختی را به یک تجربۀ فیزیولوژیک تبدیل می کن

د، یا به قول پاولوف۳ چگونه اضطراب یا افسردگی غیرمادّی پدیدۀ فیزیولوژیک مادّی در دستگاه های معده ای – روده ای۴ یا قلبی – عروقی۵ ایجاد می کند؟ بعلاوه واینر(۱۹۸۰) نوشت: یکی از دلایل عمدۀ ناتوانی در حل این مسئله این است که تنها یک فرضیه داشته ایم مبنی بر اینکه پاسخ هیجانی واسطۀ بین فشار روانی و پاسخ های فیزیولوژیک بوده است… هرچند مسأله به خاطر این حقیقت که نمی دانیم چگونه تکانشهای بخش سمپاتیک۶ یا مسیرهای آورندۀ پاراسمپاتیک۷ قابل ادارک می شوند و معنی هوشیار پیدا می کنند، پیچیده تر می گردد.و سال بعد ، واینر(۱۹۸۲) نوشت: طب روان تنی به ان دسته از عوامل اجتماعی و روانی – زیستی تلقی می شود که پیش ازبیماری وجود داشته باشد یا با شروع آن در ارتباط است. وبا آسیب شناسی فیزیولوژیکی و آناتومی اندامهای بیمار و سلولهایشان یا دستگاه های جسمانی بعد از شروع بیماری ربطی ندارد. با این همه حتی اگر این ادّعا اقرارآمیز باشد به خاطر تأثیر معنای بیمار یا مریض بودن روی فرد، خانواده و آشنایان آنها مورد توجه عمدۀ اساسی علاقمندان رویکرد روان تنی قرار گرفته است. به طور خلاصه ایندیدگاه کسانی است که با توسل به این رویکرد معتقدند عوامل اجتماعی و روانشناختی در زمینه سازی شروع پاسخ و تداوم و حفظ همۀ بیماریها نقش دارد.(ص، ۳۱)

رویکرد تعادل حیاتی:
بخاریان و همکاران می نویسند: پژوهش گران متعددی در زمینۀ اختلالات روان تنی (انجل۱، ۱۹۸۰؛هافر۲،۱۹۸۴ و واینر،۱۹۸۲) ، از نظریۀعمومی سیستم ها و مفاهیم خودنظم بخشی سیبرنتیک۳ و بازخورد بهره جسته اند. آنها تا حدودی از اصول تعادل حیاتی کلود برنارد۴(۱۹۸) و کانن

۵ (۱۹۳۳) پیروی کرده اند. مفاهیم امروزی سیستمهای تعدل حیاتی تا حد زیادی با نظریۀ برنارد تفاوت دارد. آنها با این توصیف که ترکیب محیط درونی تنها تا حدودی توسط فرآیندهای تنظیمی درون سلول یا واحدهای کوچکتر سلولی تعیین می شود، هم عقیده اند. محیط بیرونی فرد نیز نقش برجسته ای در حفظ سیستم فیزیلوژیک تعادل حیاتی ایفا می کند. هر نقطه ای از این س

یولوژیکی گردد که به نوبۀ خود می تواند در آمادگی فرد برای ابتلا به بیماری سهیم باشد. عضی بیماریهای روان تنی از جمله فشارخون مادرزادی ، آسم بر ذمشی بیماریهای زخم معده (تایلور، ۱۹۸۷) جزو اختلالات فرآیندهای تنظیمی هستند.
اختلالات روانی فیزیولوژیکی۴:
سارافینو، ترجمۀ تحمدی ابهری (۱۳۸۴) می نویسد: واژه روان تنی تاریخچه ای طولانی دارد. به نشانه های بیماری یا بیماریهایی گفته می شود که به وسیلۀ عوامل روانشناختی ، به ویژه استرس های عاطفی ایجاد یا تشدید می شوند. (لیپفسکی ،۱۹۸۶).

اگرچه این واژه راهنوز هم متخصصان و مردم به کار می برند، در مفهوم آن تغییراتی ایجاد شده و امروزه نام جدیدی گرفته است. واژه اختلالات روانی فیزیولوژیکی به نشانه های جسمی گفته می شود که در نتیجۀ تأثیر متقابل فرآیندهای روانی ،اجتماعی و فیزیولوژیکی بوجود می آیند. در اینتعریف به گونه ای آشکار از دیدی روانی ، اجتماعی ، زیستی استفاده شده است.
اکنون به تشریح بعضی از بیماریها می پردازیم که از قدیم جزو بیماریهای روان تنی طبقه بندی شده بودند. (ص، ۲۱۷)
آسم:
سارافینو ، ترجمۀ احمدی ابهری (۱۳۸۴) می نویسد: آسم یک اختلال تنف

سی است، که در آن التهاب ، اسپاسم و خلط باعث محدود شدن نایژه ها می شود و تنفس را سخت می کند. این بیماری در کودکان بیش از بزرگسالان و در پسرها بیش از دخترها دیده می شود. بین ۳ تا ۵ درصد مردم آمریکا به این بیماری دچارند. (ALA، ۱۹۹۴؛ باس۱، ۱۹۹۰؛جرگن۲، ماللی۳ و اوانز ، ۱۹۸۸ ). حملات آسم در نتیجه ترکیبی از سه عامل رویی دهد: آلرژی، عفونت تنفسی و برانگیختگی زیستی، روانی، اجتماعی مانن استرس (باس، ۱۹۹۰). در اکثر موارد ، عامل حمله، جسمی است، اما بعضی اوقات ممکن است در اساس ، جسمی اجتماعی باشد.

مشاهدات متخصصانی که با کودکان بستری در بیمارستان کار کرده اند، حکایت از نقش عوامل روانی اجتماعی در آسم دارد. تقریباً در یک سوم کودکان، پس از پذیرش در بیمارستان ، کاهش نشانه های بیماری مشاهده می شد، اگرچه داروهای انان تغییر نکرده بود. زمانی که آنان به منزل بازمیگشتند ، علائم دوباره ظاهر می شدند. (باکوین و باکوین١ ،۱۹۷۲؛ پرسل٢، وایس و همان،

۱۹۷۲). آیا کودکان به بعضی از موارد منزل حساسیت داشتند یا آنکه عوامل دیگری در کار بودند؟ برای پاسخ به این پرسش ، تحقیقی در مورد کودکانی که به خاک خانه حساسیت داشتند طراح

ی مشد(لانگ و همکاران، ۱۹۵۸). پژوهشگران ، بدون اطلاع کودکان از منزل هر یک مقداری خاک جمع آوری کردند و آن را در فضای اتاق کودک مزبور پراکندند. هیچ یک از کودکان پس از تماس با خاک خانه هایشان ، مشکل تنفسی پیدا نکردند. بنابراین شاید عوامل روانی – اجتماعی در ای

ن مسأله دخیل باشد. نتایج پژوهشهای دیگر نشان داده است که استرس می تواند باعث شروع حملات آسم شود. (برانتلی۱ و جونز،۱۹۹۳، میلرووود،۱۹۹۴،سارافینو و لگدفدر۲،۱۹۹۵). (ص ۲۱۸، ۲۱۹).
دستگاه قلبی – عروقی:
سارا فینو ترجمۀ گرمارودی و افتخار اردبیلی(۱۳۸۴) می نویسند:طرح جسمی هرموجود پیچیده باید برای یک مسئله اولیه، پاسخی داشته باشد: اینکه بدن چگونه می تواند به سلول هایش امکانات برساند.مثلاًَ برای تهیه موادردی که سلول ها برای کارکرد مناسب به آنها نیاز دارند وانتقال مواد زاید ناشی از سوخت وساز در بدن انسان وبسیاری دیگر از حیوانات این مسئله با داشتن دستگاه قلبی عروقی که این مواد را انتقال میدهند حل شده است.خون از طریق رگ های خونی – مویرگ ها ، شریان ها و وریدها داخل یک سیستم بسته به جریان درمی آید، سیستمی که در آن خون با سلول ها وبافت هایی که مواد لازم را به آنها می رساند، تماس مستقیم ندارد(تورتورا و گرابوفسکی، ۱۹۹۳).
تمامی تبادلات اکسیژن، مواد مغذی، مواد زاید دیگر مواد، از طریق غشاهایی که به واسطۀ فضاهای پر از مایع از یکدیگر جدا شده اند، صورت می پذیرد.مرکز دستگاه قلبی عروقی است.(ص،۱۰۷).
بیماری قلبی:
سارا فینو ترجمۀ نورایی وندیم(۱۳۸۴) مینویسند: بیماری عروق کرونر قلب به بیماری گفته می شود که ناشی از تنگی وانسداد شراین کرونر است که خون پر از اکسیژن را به قلب می رسانند.
همان طور که عروق خونی، به دلیل پلاک هایی که در بیماری ای به نام آتروسکلروز وتصلب شرایین به وجود می آید، تنگ می شوند.انسداد در صورتی رخ می دهد که از پلاک ها یا پلاکت های خون، یک تخته درست شود، در شریان سیر کند ومانع جریان خون شود.اگر انسداد جریان خون

اکسیژن دار به قلب فقط برای مدتی کوتاه رخ دهد یا ناکامل باشد، فرد انقباض دردناکی را که آنژین صدری۱ نامیده می شود در قفسۀ سینه، بازو ، پشت و گردن خود احساس می کند(AMA، ۱۹۸۹).
بروز این حالت در هنگام فعالیت بدنی یا استرس بیشتر متحمل است و اگر زود پایان یابد، با ضایعۀ کم همراه است یا آنکه اصلاً ضایعه ای به همراه ندارد.اما اگر انسداد شدید باشد یا طول بکشد، ممکن است قسمتی از بافت ماهیچۀ قلب (میو کارد)۲ تخریب شود، حالتی که انفاد کتوس می

و کارد یا سکته قلبی نامیده می شود.
بر اساس نظر انجمن قلب آمریکا هر سال در حدود ۵/۱ میلیون آمریکایی دچار سکته قلبی می شوند که بیشتر از یک سوم آنان معمولاً پیش از رسیدن به بیمارستان جان می بازند(ص، ۷۰۷).
سارافینو ترجمۀ احمدی ابهری(۱۳۸۴) مینویسد: متخصصان همدیگر شناسی ، ده ها سال است که میزان فراوانی و توزیع بیماری های عروق کرونر(CHD) را در فرهنگ های مختلف بررسی کردهاند.نتایج پژوهش های آنان نشان می دهد که بیماری های عروق کرونر تا حدی بیماری جوامع پیشرفته است – یعنی میزان بروز بیماری های قلبی در جوامع صنعتی بیش از سایر کشورهاست(ساسر، هوپر، وریچمن،۱۹۸۳).
دلایل متعددی برای این تفاوت وجود دارد.نخست آنکه ، مردم جوامع پیشرفته بیشتر عمر می کنند وکمتر احتمال دلرد که بر اثر بیماری های عفونی ماند مالاریا، بمیرند.در نتیجه مردم جوامع پیشرفته عمری آنقدر طولانی دارند که به بیماری های عروق کرونر که اکثراً در سالمندان ایجاد می شود، مبتلا شوند.دوم، عوامل خطر زایی مانند فربهی وکم تحرکی، در جوامع پیشرفته بیشتر دیده می شود.سرانجام آنکه ، در جوامع پیشرفته، عوامل استرس زای روانی اجتماعی با جوامع دیگر متفاوت است وامکان دارد بیشتر باعث بیماری های عروق کرونر شود.
شواهد فراوانی مبینی بر ارتباط میان استرس وبیماری های عروق کرونر وجود دارد.برای مثال، بررسی استرس های شغلی نشان داده است که بار شغلی ، مسئولیت شغلی، و نارضایتی شغلی با میزان بالای بروز بیماری های عروق کرونر ارتباط دارد(کاتینگتون و هاوس، ۱۹۸۷؛کوئیک وکوئیک، ۱۹۸۴).
بررسی های دیگری، رابطۀ میان بیماری های قلبی واسترس های عمدۀ زندگی را با استفاده از آزمون وقایع زندگی اندازه گیری کردند. پژوهش های گذشته نگر نشان داده است که قربانیان سکتۀ قلبی ، معمولاً در چند ماه پیش از سکته، به استرسهای شدیدی دچار بوده اند.(گریتی و مارکس،۱۹۷۹).
پژوهش های آینده نگر نیز ارتباط میان استرس و بیماری های عروق کرونر راتایید کرده اند.در پژوهشی ، پژوهشگران وضعیت بیمارانی را که از نخستین سکتۀ قلبی شان جان سالم به در برده بودند، به مدت هشت سال پی گرفتند(تئورل ودای، ۱۹۷۵). این بیماران به دو گروهم شدند:گروهی که دیگر به حملۀ قلبی دچار نشدند وگروهی که بازهم حملۀ قلبی به سراغشان آمد.افرادی که دچار حمله های بعدی شدند، طی حدود یک سال پیش از حمله وقایع استرس زای بسیاری در زندگیشان اتفاق افتاده بود.اما گروهی که رخدادهای زندگیشان افزایشی را نشان نمیداد، دیگر دچار حمله نشده بودند.(ص،۲۲۵).