بررسي ميزان اثربخشي محتواي درس بينش اسلامي در جهت تحقق اهداف آن

مقدمـه
اگر درنظام اسلامي , تربيت ديني به ثمر نرسد و نسل جوان جامعه تربيت صحيح ديني پيدا نكند يعني تربيت اسلامي در وجود و شخصيت آنان زنده فعال نباشد تلخي اين ناكامي با شيريني هيچ كاميابي ديگري قابل تحمل نيست و نبايد دل را به موفقيت‏هاي ديگر خوش داشت و از اصل قضيه غافل بود. (رهبري نژاد ۱۳۷۵)
قشر جوان در هر جامعه‏اي به لحاظ برخورداري از توان و انرژي فراوان قادرند تأثير تعيين كننده‏اي بر آينده آن جامعه داشته باشند آنها به راحتي تغييرات اجتماعي ـ فرهنگي و حتي سياسي جامعه را سمت و سو مي‏دهند , قادرند امنيت فرهنگي جامعه را تأمين كنند و يا فرهنگ را به سويي برند كه مطلوب جامعه نيست. چرا كه ميراث فرهنگي گذشتگاه توسط آنها به نسل بعد منتقل مي‏شود و

چنانچه آنها در انتقال اين ميراث فرهنگي امانت‏دار خوبي باشند و در مواجه با فرهنگهاي ديگر دچار « خودباختگي فرهنگي» نشوند, خواهند توانست امنيت فرهنگي آن جامعه را تأمين كنند. ولي اگر در مواجهه با فرهنگهاي بيگانه دچار خودباختگي فرهنگي شوند, تا چند نسل بعد از فرهنگ مطلوب جامعه نمي‏توان خبر گرفت.

همه اينها نشانگر اهميت ويژه قشر جوان و لزوم شناخت موقعيت آن و برنامه‏ريزي صحيح جهت شكوفايي صحيح شخصيت آنها دارد.
«بنابراين گزاف نيست اگر بهبود كيفيت نظامهاي تعليم و تربيت را معادل ارتقاء كيفيت حيات و تمدن انساني در همه ابعاد قلمداد كنيم و از سرمايه‏گذاري در جهت دستيابي به سياستها, اصول و روشهاي مناسب در اين عرصه بعنوان ضروري‏ترين و مدبرانه‏ترين سياست هر جامعة بشري ياد كنيم».
مهرمحمدي , محمود. جايگاه مدارس تجربي در نظام تعليم و تربيت , فصلنامه تعليم و تربيت شماره ۲۸, ص ۱۱
و بقول كانت « بشر تنها با تعليم و تربيت آدم تواند شد و آدمي چيزي جز آنچه تربيت از او مي‏سازد نيست»
شكوهي , غلامحسين . تعليم و تربيت و مراحل آن , مشهد , انتشارات آستان قدس , ۱۳۶۳ , ص ۱۷۱
و از آنجائيكه تعليم و تربيت عمدي كوششي منظم و حساب شده محسوب شده است , وجود برخي طرحها براي هدايت چنين كوششي ضروري بنظر مي‏رسد. واژه برنامه‏درسي معمولاً به چنين طراحي اطلاق مي‏شود.
« شكل و ساختار برنامه درسي از تصميماتي كه در خصوص عناصر تشكيل دهنده برنامه درسي اتخاذ مي‏شود تأثيري پذيرد. عناصر تشكيل دهنده برنامه درسي عبارتند از :
۱- اهداف
۲- محتوا
۳- فعاليت‏هاي يادگيري دانش‏آموزان

۴- روشهاي ارزشيابي
۵- منابع و ابزار يادگيري
۶- زمان
۷- فضا
۸- گروه‏بندي دانش‏آموزان

۹- استراتژي‏هاي تدوين و روشهاي ياددهي
يادگيري كه در برنامه‏ريزي درسي با اين عوامل ۹ گانه به طرق مختلف برخورد مي‏شود.»
كلاين , فرانسيس , الگوهاي طراحي برنامه درسي , دكتر محمود مهر محمدي , فصلنامه تعليم و تربيت , شماره ۴ و ۳ ص ۱۱
اما مفهوم مسلط برنامه درسي چه از نظر تاريخي و چه در حال حاضر موضوعات مدرسه‏اي است كه بوسيله معلمان تدريس شده و بوسيله دانش‏آموزان فراگرفته مي‏شود.
در نظام كنوني آموزش و پرورش ايران نيز كتاب درسي بهترين مرجع و منبع يادگيري دانش‏آموزان است و تقريباً تمام فعاليت‏هاي آموزش رسمي در چارچوب كتاب درسي صورت مي‏گيرد.
در فرايند ارزيابي برنامه درسي يا اتخاذ تدابير و تصميمهاي برنامه‏اي نظرات و نگرش دانش‏آموزان و معلمان از اهميت ويژه‏اي برخوردار است.
پويايي برنامه درسي زماني تحقق مي‏يابد كه گروههاي مختلف كه هر كدام به نحوي در سطوح مختلف در امر برنامه درسي دخالت دارند, به همفكري بپردازند و همچنين به نگرش دانش‏آموزان و معلمان در اين زمينه توجه كافي مبذول شود.

از طرف ديگر آموزش ديني به لحاظ دارا بودن ابعاد متنوع و مرتبط با جنبه‏هاي گوناگون زندگي انسان از مهمترين موضوعات آموزش و پرورش به شمال مي‏رود.
در جوامع با حاكميت ديني , بواسطه تأثير و توجه به پرورش ارزشهاي اخلاقي و اعتقادي فراگيران , تربيت ديني جايگاه ويژه‏اي در برنامه‏هاي آموزش و پرورشي دارد. به همين دليل است كه مأموريت و رسالت اصلي نظام آموزش و پرورش در چنين جوامعي تربيت همه جانبه دانش‏آموزان بر پايه تعاليم و دستورات الهي است.
در نظام آموزش و پرورش كشور اسلامي ايران نيز پرورش فراگيران بر دستورات دين مبين اسلام كه منبعث از قرآن مجيد, سنت و سيره رسول اكرم (ص) و ائمه معصومين (ع) تكيه دارد. پس برنامه‏ريزان درسي و مؤلفين كتب بايد فعاليت‏هايي كه صبفه ديني , اقتصادي و اخلاقي دارد را در اولويت قرار دهند.
بر اساس اسناد موجود هدف از تدريس اين درس در دوره متوسطه تحقق اهداف گران‏سنگي نظير تقويت ايمان و اعتقاد به خداوند , پرورش حس احترا و قدرداني از انبياء, پايبندي نسبت به دستورات ايشان و مواردي نظير آن مي‏باشد و با توجه به اهميت نيل به اين اهداف همواره اين دغدغه براي برنامه‏ريزي و پژوهشگران حوزه تربيت ديني وجود داشته است كه «تا چه ميزاني اهداف مزبور محقق يافته‏اند و موانع عدم تحقق كامل آنها چه بوده‏اند؟
علاوه بر دغدغه اصولي فوق كه به ميزان اثربخشي درس بينش اسلامي و تلاش در جهت رفع موانع تحقق اهداف مربوط مي‏شود, در ساليان اخير دغدغه ديگري در ميان صاحب‏نظران تعليم و تربيت اسلامي بروز كرده است « آيا آموزش‏هاي دين به طور عام و درس بينش اسلامي به طور خاص توانسته در شكل‏گيري هويت ديني دانش‏آموزان مؤثر افتد؟

به بيان ديگر صرف نظر از بررسي ميزان اثربخشي محتواي درس بينش اسلامي در جهت تحقق اهداف آن , اهميت بررسي شكل‏گيري هويت ديني نيز مورد نظر قرار گرفته است.
چرا كه هويت به معناي كيستي انسان به نقل از دكتر كاردان , زماني مطرح مي‏شود كه انسان خود با چيز ديگري مقايسه كند.
احمدلو, مصيب؛ بررسي رابطه ميزان هويت ملي و هويت قوي در بين جوانان تبريز, رساله كارشناسي ارشد جامعه‏شناسي دانشگاه تربيت مدرس , تهران ۱۳۸۱
در واقع هويت همانند ديگر مقولات تنها زماني برجستگي مي‏يابد و مطرح مي‏شود كه در بحران باشد.
دوران , بهزاد ؛ تأثير فضاي سايبرنيتيك بر هويت اجتماعي , رساله دكتري جامعه‏شناسي , دانشگاه تربيت مدرس تهران , ۱۳۸۱
امروزه جهاني‏سازي , تهديدي براي هويت‏هاي ملي و سكولاريسم, تهديدي براي هويت‏هاي ديني مي‏باشد.
لذا پژوهش حاضر بر آن است كه به ميزان تأثير بررسي كتاب ديني سال اول دبيرستان در شكل‏گيري هويت ديني دانش‏آموزان منطقه ۷ از ديدگاه معلمان بپردازد.
لازم به ذكر است كه در بخش بيان مسأله به طور اجمال و در فصل دوم به طور كاملاً مشروح ديدگاه پژوهش حاضر در مورد نقش كتاب ديني سال اول دبيرستان در شكل‏گيري هويت ديني دانش‏آموزان ذكر شده است.

فصــل اول

كليــات تحقيــق
بيان مسئله :
در سالهاي اخير موضوع هويت در اشكال مختلف اجتماعي و فردي و با رويكردهاي مختلف و نيز عمده‏ترين گرايش فرهنگي نسبت به آن كه همانا ويژگي ملي و ديني است به يكي از چالش‏هاي عمده در بحث و بررسي از نظام فرهنگي كشور درآمده است.
عوارض و آسيبهاي ناشي از دگرگوني در نظام فرهنگي و ارزشي, تغيير الگوهاي سنتي زندگي, پيدايش آرمانها و آرزوهاي جديد كاهش نقش آموزش‏هاي ديني , افزايش گرايش‏هاي جديد اجتماعي و بسياري از موارد مشابه ديگر همگي باعث گرديده جوانان در معرض بي‏هويتي ديني و ملي قرار گيرند.

اگر چه هدف آموزش‏هاي ديني را نمي‏توان صرفاً ايجاد و پرورش باورها, ارزشها, نگرشها و طرز تلقي‏هاي مطلوب از نظر دين دانست ولي مسلماً اهداف حيطه ارزشي, مهمترين اهداف اين‏گونه آموزشها مي‏باشد. زيرا در صورت به وجود آمدن باورها, ارزشها, نگرشها و طرز تلقي‏هاي مطلوب است كه اعمال صالح و اخلاق پسنديده به وجود خواهد آمد و در غير اين صورت آموزشها جنبه سطحي مي‏يابند و نمي‏توانند اسباب تحقق اهداف تربيت ديني را فراهم آورند.
بعد آنكه برنامه‏ريزان درسيِ حيطه تربيت ديني مطمئن شوند كه برنامه‏هايشان توانسته است اهداف حيطه ارزشي را متحقق سازد و هويت ديني دانش‏آموزان را به خوبي شكل دهد بايستي اولاً اصول و روشهاي علمي برنامه‏ريزي درسي در حيطه ارزشي را مد نظر قرار دهند و ثانياً عناصر مختلف در زمينه شكل‏گيري هويت ديني دانش‏آموزان مثل , اعتقادات ديني, استدلال يعني ظاهر ديني , رفتار ديني و گفتار ديني را مد نظر قرار دهند.

ضرورت انجام تحقيق:
مطالعه و بررسي پژوهشها, گزارشها, مقالاتي كه به ويژه در ساليان اخير مطرح شده است نشان دهندة عدم توفيق نسبي نظام آموزش و پرورش به طور كلي و آموزش ديني در مدارس به طور خاص در تحقق اهداف ارزشي اسلامي بوده است. به عنوان نمونه قاسم كريمي در هفتمين همايش جايگاه تربيت (۱۳۷۷) مي‏گويد: ” … همگان به وضوح دريافته‏اند كه نسلهاي تحت تعليم فاقد ويژگيها, انديشه‏ها و رفتارهاي ديني, اخلاقي, سياسي , اجتماعي و انقلابي مورد نظر هستند». ( ص ۲۱)
« علي ساده‏اي در ششمين همايش جايگاه تربيت (۱۳۷۴) مي‏گويد: « … به عبارت بهتر , پيام سمينارها كنفرانس‏ها و اجلاسهاي متعدد توسط نهادها و مراكز آموزش و فرهنگي كشور در سالهاي اخير, نشانه‏هايي از احساس خطر و افزايش ضريب آسيب‏پذيري ديني و مذهبي در نسل نو مي‏باشد.» (ص ۸۶)

و علي‏اكبر نوايي (۱۳۷۷) در بحث تربيت و نوسازي معنوي چنين مي‏گويد: « متأسفانه امروزه شاهد صحنه‏هايي از گروهاي مد هستيم كه باز متأسفانه تشكيل دهندگان آن عمدتاً از دانش‏آموزان مي‏باشند» (ص ۱۹۴)
در اين ميان آموزش و پرورش هر جامعه بايد قبل از هر نهاد ديگر اجتماعي بفكر حل اين مشكل باشد. چون جامعه ما جامعه‏اي مذهبي و پايبند به آموزشهاي تمام بورزد.
بنابراين نمي‏توان ترديد داشت كه درس ديني از اهميت خاصي برخوردار است. بطوريكه از جهاتي نمي‏توان آنرا با هيچ درس ديگري مقايسه كرد. اگر دروس ديگر به يك بعد از ابعاد زندگي فراگير نظر دارند, درس ديني با كل زندگي او سروكار دارد. درس ديني پايه‏هاي ايدئولوژي دانش‏آموز را پي‏ريزي مي‏كند و درصدد تبيين فلسفة حيات براي آنهاست تا چگونه زيستن را به آنها بيامورد. بعبارت ديگر هدف نهايي درس ديني ايجاد تغيير و تحول در بينشها, نگرشها, منشها, علائق عادات و در يك كلام «سازندگي شخصيت» است.
با توجه به آنچه ذكر شد, بنظر ميفرسد ضرورت تحقيق در زمينه درس ديني در مقطع متوسطه , بخصوص سالهاي اولية آن كه تقريباً همزمان با سن بلوغ و آغاز دورة نوجواني است, بركسي پوشيده نباشد.
« سراسر دورة بلوغ همه شگفتي است. هم سن عقل است و هم سن عواطف گنجينه‏هاي دل و جان هر دم سيلي از انديشه و طوفاني از عشق به هر سو مي‏پراكند. هيچوقت جهان اين همه زيبا بنظر نمي‏رسد. هيچگاه به اين نحو دور از دسترس و اين همه قابل تصرف ديده نمي‏شود. سن‏هاي بعدي به حسرت به آن نگاه مي‏كنند. همة عواطف و احساسات پاك غذاي خود را از اين سن مي‏گيرند. مي‏توان آن را رنسانس زندگي ناميد.» (دورانت , ويل ص ۱۲۴)
در اين دوران , نوجوان در عين حال كه آمادة خدمت است, قادر است از منافع خود چشم‏پوشي كند – ايندو خصيصه حاكي از آنست كه ارشهاي معنوي معيني از ارزشهاي اخلاقي و فلسفي و مذهبي و هنري در فكرش مقام مهمي دارند. دشوارترين قسمت تربيت شخصيت در دوران بلوغ, تربيت اخلاقي است. « تا اين دوره حيات اخلاقي جز تجلي عادت اجتماعي كه از خارج بر ارادة طفل تحميل مي‏شود, نيست. حيات اخلاقي در اين دوره براي نخستني بار بصورت تعالي بسوي خير درمي‏آيد و آن از شخصيتي ناشي مي‏شود كه تشنة خودمختاري است, امكانات اخلاقي جديد همان اخلاق فردي بجاي اخلاق اجتماعي و اخلاق آرماني , بجاي اخلاق مقرراتي است نكته عمده‏اي كه شرط تعالي بسوي خير است , تلاش در راه اثبات شخصيت خويش است كه با بلوغ آغاز مي‏شود و در طول اين دوره بسط و توسعه مي‏يابد. مربي مي‏تواند در اين دوره آنان را وادار كند به نداي پاكان و قهرمانان گوش فرا دهند در كسانيكه طبع ديني دارند, نداي پاكان همان نداي الهي است.» (دين , مورسي ص ۱۵۵ و ۱۵۴)
براي طبايع مؤمن, آشنايي با ارزشها بصورت تربيت ديني در مي‏آيند. ارزشهاي ديني خاصيت تأليف

ي دارند و دين همة ارزشهاي معنوي را در زير عنوان فضيلت و تقوا به هم مي‏پيوندد و به آنها وحدت مي‏بخشد.
روسو سن شانزده سالگي را براي پرداختن به تربيت ديني مناسب مي‏داند. و كانت هم معتقد است اگر مي‏شد آموزش اين مفاهيم بتأخير بيفتد, بهتر بود. اما چون چنين چيزي امكان‏پذير نيست پس معتقد است حتي‏الامكان مفاهيم در قالبي كه به ذهن بچه‏ها نزديكتر است بيان گردد. بهرحال چه مفاهيم مجرد قبلاً مطرح شده باشد و چه نشده باشد, دورة نوجواني و جواني مناسبترين موقع براي طرح اين قبيل مسائل و تعمق دربارة آنهاست.
با توجه به اين واقعيت, در ساليان گذشته پژوهشگران متعددي مبادرت به انجام تحقيقات متعدد در امور علل مشكلات موجود و ارائه راهبردهاي اجرايي براي اثربخشي آموزش‏هاي ديني نموده‏اند.
كيامنش (۱۳۷۱), رحيمي (۱۳۷۲) , اكرمي (۱۳۷۲) , سعيدي (۱۳۷۳) , عباس سروك (۱۳۷۱) , ساده‏گي (۱۳۷۶) و … ولي در اين پژوهشها كمتر در حوزه هويت ديني كاوش شده و طبيعتاً پيشنهادها و راهبردها عمدتاً محدود به خود كتاب بوده‏اند با توجه به اهميت هويت ديني و نحوه شكل‏گيري آن انجام پژوهشهايي نظير پژوهش حاضر نه تنها مفيد بلكه ضروري مي‏نماياند.

هدف كلي پژوهش
توجه به آنچه در بخش بيان مسأله گذشت
هدف اصلي از پژوهش حاضر تهيه پاسخ مناسب براي اين پرسش است كه :
كتاب ديني سال اول دبيرستان تا چه اندازه در شكل‏گيري هويت ديني دانش‏آموزان نقش داشته است؟

اهداف جزئي:
۱- آگاهي از تأثير آموزش كتاب ديني سال اول دبيرستان در اعتقادات ديني دانش‏آموزان
۲- آگاهي از تأثير آموزش كتاب ديني سال اول دبيرستان در استدلال ديني دانش‏آموزان
۳- آگاهي از تأثير آموزش كتاب ديني سال اول دبيرستان درظاهر ديني دانش‏آموزان
۴- آگاهي از تأثير آموزش كتاب ديني سال اول دبيرستان دررفتار ديني دانش‏آموزان
۵- آگاهي از تأثير آموزش كتاب ديني سال اول دبيرستان دررفتار ديني دانش‏آموزان
۶- ارائه پيشنهادات و نظرات
براي دست‏يافتن به پاسخ اين سؤالات پرسشنامه‏اي در بين … از دبيران ديني سال اول دبيرستان كه با روش نمونه‏گيري تصادفي ساده انتخاب شده بودند توزيع گرديد و با استفاده از روش آماري … مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است.
سؤالات پژوهش
با توجه به آنچه در بيان مسئله گذشت سوالات اساسي اين پژوهش عبارتند از :
۱- آيا درس ديني سال اول دبيرستان در اعتقادات ديني دانش‏آموزان تأثير داشته است؟
۲- آيا درس ديني سال اول دبيرستان در رفتار ديني دانش‏آموزان تأثير داشته است؟
۳- آيا درس ديني سال اول دبيرستان در استدلال ديني دانش‏آموزان تأثير داشته است؟
۴- آيا درس ديني سال اول دبيرستان در ظاهر ديني دانش‏آموزان تأثير داشته است؟

۵- آيا درس ديني سال اول دبيرستان در گفتار ديني دانش‏آموزان تأثير داشته است؟

تعاريف علمي. عملياتي واژه‏ها
در اين مطالعه چند مفهوم به كار رفته كه تعاريف علمي آنها در زير آمده است:
دين : تعريف علامه طباطبايي از دين روش ويژه‏اي در زندگي دنيوي است كه سعادت و صلاح دنيوي انسان را هماهنگ و همراه با كمال فردي, حيات حقيقي جاوداني او تأمين مي‏كند.
(ايراهيم زاده آملي, عبدالله , دين شناسي, نشر معاونت آموزش نساء ۱۳۷۹, ص ۱۶)

مقطع متوسطه :
دوره متوسطه عبارت است از دوره برزخ يا دوره انتقال ميان آموزش پايه كه عمومي و غير تخصصي است و آموزش تخصصي‏تر در سطح آموزش عالي . دوره انتقال ميان كودكي و جواني است و يك دوره مياني كه به واسطه بسياري از فشارهاي رواني , جهاني و مشكلات سازگاري با ويژگيهاي خاصي را به نوجوان وجوان مي‏بخشد. اين دوره در بسياري از كشورهاي در حال توسعه , منبع اصلي توليد نيروي انساني نيمه ماهر است. دوره متوسطه دوره‏اي است كه در آن دانش‏آموزان گروه سني چهارده تا هفده يا هيجده ساله تحصيل مي‏كند و به دليل تنوع, برنامه‏ها و تعدد رشته‏هاي تحصيلي , فرصت انتخاب دارند .
(آموزش و پرورش ابتدايي , راهنمايي متوسطه , احمد صافي , ص ۸۹ و ۹۰ )
دانش‏آموز : عنصر مهم كه در حفظ عملكرد كلاس نقش اساسي دارد, دانش‏آموز است. فاليت‏هاي مهم و دانش‏آموز مكمل يكديگرند و وابسته به هم است. دانش‏آموز هم مانند معلمان شخصيت مستقلي دارند. شناخت ويژگيهاي دانش‏آموزان در تحليل رفتار آنان تأثير دارد.
(نظارت و راهنمايي آموزشي , نيكنامي , مصطفي, نظارت و راهنمايي آموزشي , انتشارات سمت , ۱۳۷۷, ص ۱۳۹)
هويـت : هويت كلمه‏اي عربي است كه در فارسي به جاي كلمه IDENTITY به كار مي‏رود. در فلسفه مفهوم هويت به معناي كيستي انسان به عنوان يك نوع است.
در اينجا انسان به دنبال صفات و مشخصاتي مي‏گردد كه او را از ساير پديده‏هاي جهان متمايز مي‏كند.
(احمدلو, مصيب, بررسي رابطه ميزان هويت ملي و هويت قومي در بين جوانان تبريز , رساله كارشناسي ارشد جامعه‏شناسي , دانشگاه تربيت مدرس تهران , ۱۳۸۱)
اما در فصلنامه علوم اجتماعي آمده است كه : «اصطلاح هويت كه به بررسي تداوم, تغيير و مدت در عين كثرت مي‏پردازد داراي تاريخ فلسفي بلند مدت است. استفاده از اين اصطلاح از دهه ۱۹۵۰ رايج شده و در دو حوزه نظري روانشناسي و جامعه‏شناسي به بحث گذاشته شده است. هويت اجتماعي عبارت است از تصور, درك و ارزيابي فرد نسبت به خود از منظر ديگران يا جامعه است كه در نتيجه آن احساس كند از منظر ديگران يا جامعه داراي جايگاه ارزش و احترام است.
(شرفي, ابوالفضل, هويت فرهنگي و پيشگيري از انحرفات اجتماعي فصلنامه علوم اجتماعي ۱۱ , ۱۳۷۹ , ۱۲)
هويت از اقطاب شخيت است كه خود به هويت جمعي و فردي قابل تقسيم است. مفهوم هويت فردي اولين بار در سال ۱۹۶۸ توسط اريكسون به كاربرده شد . منظور وي از هويت احساسي است كه فرد در اوايل سن نوجواني خود را از ديگران مجزا و متمايز دانسته, براي خود ثبات و يكپارچگي قايل است و خود را شبيه به تصور ديگران از خود مي‏داند. اين تصور حد مطلوب است و گاهي هم در شكل‏گيري اين احساس و تصور از خود خلل به وجود مي‏آيد و فرد از خودش يكپارچگي ندارد او چنين حالتي را بحران هويت يا آشفتگي هويت مي‏گويد.
اريك اريكسون (۱۹۶۸) ايجاد هويت را به عنوان مهم‏ترين پيشرفت شخصيت در دوره نوجواني مي‏داند و آن را گاهي حياتي در جهت وصول به بزرگسالي مي‏داند. بزرگسالي كه شادمانه و مولد معرفي كرده است در اين دوره را دوره گذر از كودكي به بلوغ مي‏داند و مي‏گويد براي نوجوان اين سؤال مهم مطرح است كه ”من كيستم“ آنها به دنبال هويت شخصي و اجتماعي فرد هستند.

در اين دوره نوجوان به تدريج ياد مي‏گيرد كه از نظريه‏هايي كه مورد بررسي قرار مي‏دهد بعضي را نادرست بداند و كنار بگذارد و آن چه را حقيقي مي‏داند بپذيرد.
هويت برداشتي است كه شخص درباره خود دارد و با ارزشيابي از مفهوم خود در طول سالهاي نوجواني به رشد بيشتري مي‏رسد.
(لطف‏آبادي ص ۲۰۴ سال ۱۳۷۹)

تعريف عملياتي :
در اين پژوهش منظور از هويت ديني شامل اعتقادات ديني كه از سوال ۱ تا سوال ۵ سنجيده مي‏شود.
در اين پژوهش منظور از هويت ديني شامل استدلال ديني كه از سوال ۶ تا سوال ۱۰ سنجيده مي‏شود.
در اين پژوهش منظور از هويت ديني شامل رفتار ديني كه از سوال ۱۱ تا سوال ۱۶ سنجيده مي‏شود.
در اين پژوهش منظور از هويت ديني شامل ظاهر ديني كه از سوال ۱۷ تا سوال ۲۱ سنجيده مي‏شود.
در اين پژوهش منظور از هويت ديني شامل گفتار ديني كه از سوال ۲۲ تا سوال ۲۶ سنجيده مي‏شود.

محدوديت‏هاي تحقيق
هر تحقيقي دشواريها و مشكلات خاص خود را به همراه دارد كه تحقيق‏ حاضر هم از اين قاعده مستثني نبود خاصه آنكه با توجه به اينكه موضوع تحقيق مورد نظر از ۲ بُعد برخوردار بود و تلفيق اين آنها در هم و حتي در تهيه پرسشنامه مشكلاتي بوجود آورد.
– كمبود پيشينه‏هاي پژوهشي مرتبط با موضوع
– ناشناخته بودن اهميت پژوهش و تحقيقات حتي در بين معلمان با سابقه و تحصيلكرده
– عدم همكاري برخي از پاسخگويان
– عدم همكاري مدارس بخصوص در مدارس پسرانه براي مراجعه مستقيم به معلمان جهت پر كردن پرسشنامه
– ترس از سياسي بودن موضوع و عدم پاسخگويي به پرسشنامه
– اظهار بي‏اهميت بودن نتايج تحقيقات و عدم بكارگيري آنها از ديدگاه پاسخگويان (معلمان)
– پراكندگي مدارس و صرف وقت زياد براي رفت و آمد به مدارس
– محدوديت زمان اجراي تحقيق با توجه به الزامات تحصيلي

پيشينــه تحقيــق

۱-۲ تاريخچه
اهداف پرورش هر نظام آموزش “ نشان‏دهنده فلسفه اصول آموزش و پرورش آن نظام مي‏باشد مثلاً اگر فلسفه آموزش و پرورش در نظامي تنها پرورش انسانهايي كارآمد باشد اصول آموزش و پرورش و اهداف آن نيز جلوه‏گر فلسفه «كاآمدي» خواهند بود.
در نظام آموزشي ما, برا اساس اعتقادات اسلامي است و قوانين و لوايح موجود « مص

وب شوراي عالي آموزش و پرورش » اولويت و جهت‏گيري كلي تمام برنامه‏ها و فعاليت‏ها , تقويت ارزشهاي الهي و معنوي در دانش‏آموزان مي‏باشد مثلاً در اصل چهارم از اصول حاكم بر نظام آموزش و پرورش آمده است :
«در آموزش و پرورش نه تنها تصميمات ديني خاص , بلكه همه برنامه‏ها و آموزش‏ها بايد به عنوان اجزاي يك مجموعه هماهنگ اسلامي , بر حسب اقتضا و گنجايش , جنبه و جهت ديني داشته باشد. برنامه‏ريزان و معلمان بايد در همه برنامه‏ها و فعاليت‏ها بنا بر مقتضيات خاص هر موضوع به جنبه‏هاي الهي و تقويت بينش دانش‏آموزان توجه كنند».
( اصول حاكم بر آموزش و پرورش جمهوري اسلامي ايران مصوب ۱۳۶۸) به نقل از بينقي , ۱۳۷۹, ص ۶۵)
البته بايد توجه داشت كه با توجه به نگرش اسلام نسبت به انسان , در تعيين اهداف نظام آموزش ايران , به پرورش تمام ابعاد وجود انسان, توجه شده است, هدف كلي, تربيت انسان معتقد و مسلماني است كه بتواند در ابعاد اجتماعي, سياسي, زيستي , اخلاقي, فرهنگي , هنري و علمي رشد يابد اين ابعاد هفتگانه در كنار بعد ديني (يا اعتقادي) با وجود هشت‏گانه اهداف نظام آموزشي ما را تشكيل مي‏دهد و لذا مي‏توان گفت در نظام آموزشي ما اصطلاحاتي نظير, هويت سياسي, اجتماعي و ملي, مذهبي ناظر بر مجموعه فعاليت‏ها, برنامه‏ها و طرحهايي هستند كه به تحقق هر يك از مجموعه اهداف مصوب كمك مي‏كنند.
در نظام آموزش جمهوري اسلامي ايران و براي تحقق اهداف تربيت ديني تمهيداتي چند انديشيده شده است از مهمترين اين تمهيدات تدريس درس مستقل با عنوان كلي درس «ديني» از پايه دوم ابتدايي تا پايه سوم دبيرستان (دوره متوسطه) و نيز دوره پيش‏دانشگاهي مي‏باشد عنوان اين درس در دوره متوسطه بينش اسلامي است كه بر اساس نظام سالي واحدي در هر هفته دو ساعت آموزشي و بر اساس نظام ترمي واحدي هفته‏اي چهار ساعت آموزش را در يك نيم سال به خود اختصاص مي‏دهد .

۱- اهميت اهدا تربيت ديني و اخلاقي
تعليم و تربيت آدمي امر پيچيده , پردامنه و وقتگير است كه همكاري نهادهاي مختلف و افراد متعدد و هماهنگي همة فعاليتهاي مربوطه را ايجاب مي‏كند. اولين شرط هماهنگي فعاليتها, وحدت هدف و مقصد است كه بايد برنامه‏ها و فعاليتهاي مربوط را هدايت نمايد. بايد هدف نهايي تعليم و تربيت بطور كلي و مخصوصاً براي افرادي كه در تنظيم برنامه‏هاي مربوط نقشي بعهده دارند روشن باشد و هدف تربيت جوانان در هر يك از مراحل رشد نيز به صراحت تعيين و به مربيان اعلام گردد. تعيين و تصريح هدف نهايي و هدفهاي واسطه كه براي نيل به هدف نهايي ناگزير بايد تحقق حاصل كنند علاوه بر اينكه وسيلة مناسبي براي ايجاد هماهنگي لازم در فعاليتهاست, شرط لازم امكان ارزشيابي نتايج فعاليتها نيز مي‏باشد. (شكوهي , غلامحسين , ۱۳۶۳, ص ۳۵) كمك به رشد كودك و انطباق او با جامعه دو وظيفة بسيار مهم و اساسي تعليم و تربيت است كه در عين حال به هيچوجه كل مسئله را شامل نمي‏شود. بشر خيلي بيشتر و بالاتر از يك موجود وابسته به طبيعت و نيازمند جامعه است. او نه تحت فشار نيروهاي غريزي بايد قرار گيرد و نه تحت فشار عوامل محيط و جامعه. هر جا كه تعليم و تربيت بطور صحيح صورت مي‏گيرد, با اين هدف است كه روح و ذهن بشر نيرومند شوند. روند حيات بشري در هر جايي با دو زمينه پست و عالي پايه‏گذاري شده است كه اولي عبارت است از يك زندگي طبيعي و حيواني و ديگري حياتي معنوي و متوجه درجات بالاتر.(شكوهي, علامحسين , ۱۳۶۳ , ص ۱۶۴)

 

۲- تربيت مذهبي
نه طبيعت, نه اجتماع و نه فرهنگ هيچكدام نمي‏تواند انسان را آنچنان حمايت كنند كه بتواند بر زندگي معنوي خود مسلط شود. تنها زمانيكه او با ابديت و ماوراي ماديات پيوند يافت, از شكست ظاهري و باطني در امان خواهد بود. هر نوع ايمان و تقواي دنيوي حداقل در برابر سه واقعيت آسيب‏پذير خواهند بود : در برابر مرگ, نوميدي و احساس غربت در دنيا. انسان در چهرة طبيعت و هر چه در او هست هيچگاه همدرد و همانندي با خويش نمي‏خواند و همدردي و خويشاوندي تشنه‏ترين نياز روح آدمي است.

در اين صورت هر نوع تربيتي كه تلاش نكند تا جوانان را براي رويارويي با اين واقعيتهاي اجتناب‏ناپذير مجهز كند, هرگز به حد كمال نخواهد رسيد.
اگر اين تناقض فلج كننده بين فكر و عمل در زمينه آموزش و پرورش از بين برود, آنوقت است كه فرآيند تربيتي از مراحل ابتدايي كمك براي رشد, انطباق اجتماعي و تربيت فرهنگي فراتر مي‏رود و به يك كمك فراگير براي زندگي انسانهاي در حال رشد و توسعه پيدا مي‏كند.