بررسي نگرش دبيران و دانش اموزان دختر مقطع متوسطه نسبت به اجراي طرح لباس متحدالشکل

مقدمه :
انسان خليفه الله در زمين مي باشد، از آنچه خداوند به عنوان امانت در اختيار انسان قرار داده است، فطرت اوست که نيازهاي اساسي انسان را در بر دارد. از جمله نيازهاي انسان که در روانشناسي و علوم اجتماعي مورد بحث قرار گرفته است نياز زيبادوستي انسان است.
در عصر حاضر که جهانيان در تلاشند در عرصه ي تعليم و تربيت بهترين نسل را به دنيا عرضه کنند و بسياري ديگر نيز در تلاشند فرهنگ هاي ديگر را مسخ و فرهنگ و تمدن خود را بر جهان مسلط

سازند و به عبارتي ديگر در اين عرصه که تهاجم فرهنگي بيداد مي کند و استعمارگران در هر حال کوشش هاي بي ثمري داشته و نتوانسته اند مستعمرات از دست رفته ي خود را بازيابند، دست به تلاش هاي جديد مي زنند تا اذهان جوانان و نوجوانان را به سوي خود و جلوه هاي کاذبشان جذب کنند.

يکي از مقاصد استعمار فرهنگي در کشورهاي استعمارزده و از جمله در کشور ما ايجاد انحراف در بين جوانان مي باشد که از طريق نفوذ در تار و پود افکار، عادات، آداب و رسوم زندگي ملت هاي تحت سلطه و بخصوص قشر جوان سعي مي کنند تا جامعه را از اندرون در جهت مطلوب خويش پيش ببرند و فرهنگ اصيل آن ها را با انواع دسيسه ها و طراحي ها و هزاران حيله از دست آنان بگيرند و فرهنگ خاص خود را جايگزين آن نمايند تا بتوانند اين قشر را به زير سلطه ي فرهنگي خويش درآورند. از جمله مسائلي که در پايه هاي فرهنگي اصيل يک ملت مي تواند مؤثر باشد، سبک پوشش آن ملت است که اين موضوع خود در جامعه ي ما چشمگير است. (غلامعلي حداد عادل، ۱۳۷۲، ص ۷)
در مسئله ي پوشش بايد فرهنگ ايراني و اسلامي احيا شود و نوجوانان و جوانان که سازندگان آينده کشور هستند باعث جاودان ماندن عقايد ايراني و اسلامي باشند. نياز به نوجويي و نوخواهي در کودک و نوجوان کاملاً مشهود است و ايشان براي ابراز شخصيت و جلب توجه دست به هر کاري مي زنند که گاهي در همه جا و مخصوصاً محيط مدرسه مناسب نيست. وظيفه ي اولياي مدرسه است که بهترين الگوي انساني را ترويج دهند و براي آن راه هاي مختلفي وجود دارد.
انسان اسلام خود را شريف تر از آن مي داند که به جسمش شناخته شود و وظيفه ي خود را خطيرتر از آن مي بيند که تنها به بدن نمايي و آرايش جسم بپردازد.
انسان، در همه ي بينش هاي معنوي و از جمله در اسلام، براي آن لباس به تن نمي کند که تن را عرضه کند، بلکه لباس مي پوشد تا خود را بپوشد. لباس براي او يک حريم است. به منزله ي ديوار دژي است که تن را از دستبرد محفوظ مي دارد و کرامت او را حفظ مي کند.
لباس براي آن است که تحريک جنسي را کم کند، نه آنکه بر قدرت تحريک بيفزايد. لباس «پوست دوم» انسان نيست بلکه «خانه ي اول» اوست.
انسان اسلام، کمال خود را در آن نمي بيند که تن خويش را چون کالايي تزيين کند و به راه اندازد و بفروشد، بلکه به جاي آنکه تن خود را به خلق بفروشد، جان خود را به خداي خويش مي فروشد.
برپايه ي همين رابطه ي تنگاتنگ فرهنگ و لباس است که مي گوييم: لباسي بايد بر تن نمود، که نمودار فرهنگ و بينش ما باشد و در تناسب و هماهنگي کامل با اعتقاد و ايمانمان. لباسي که نمايشگر استقلال فرهنگي ما و مظهر وفاداري و سرسپردگي ما به عقيده و آرمانمان و پرچم حرّيت و آزادگي مان باشد. (ستار هدايتخواه، ۱۳۷۵، ص ۱۵ و ۱۶)
در اين پژوهش سعي مي شود با توجه به محدوديت ها نگرش دبيران و دانش آموزان آن ها نسبت

به اجراي طرح لباس متحد الشکل در مدارس متوسطه مورد بررسي قرار گيرد تا با اجراي اين طرح در مدارس و ناديده گرفتن تفاوت هاي طبقاتي، مدارس جبهه ي مبارزه با تهاجم فرهنگي و پيشبرد دانش آموزان در جهت اهداف آنان و همچنين اهداف نظام آموزش و پرورش باشد.

بيان مسئله
ريشه ي بيشتر انحرافات ديني و اخلاقي نسل جوان را در لابه لاي افکار و عقايد آنان بايد جستجو

کرد. فکر اين نسل از نظر مذهبي آن چنان که بايد راهنمايي نشده است، و از اين نظر فوق العاده نيازمند است.
اگر مشکلي در رهنمايي اين مسئله باشد بيشتر در فهميده زبان و منطق او و رو به رو شدن با او با منطق و زبان خودش است. و در اين وقت است که هر کسي احساس مي کند اين نسل، بر خلاف آنچه ابتدا به نظر مي رسد، لجوج نيست و آمادگي زيادي براي دريافت حقايق ديني دارد. (مرتضي مطهري، ۱۳۷۰، ص ۱۳)
هدف آموزش و پرورش نخست پرورش الگوهاي اخلاقي برگزيده و صفات پسنديده ي انساني بر مبناي فطرت انسان است و پوشش و لباس يکي از مظاهر فطرت انسان است که انسان، به ويژه نوجوان خود را به اين وسيله بروز مي دهد و خودنمايي مي کند.
از آن جا که طبع و سليقه ي همه ي انسان ها يکي نيست براي ابراز غريزه ي زيبادوستي، طرق مختلفي را برمي گزينند و جنسيت، پايگاه اجتماعي، امکانات، بودجه و… را در طرز لباس پوشيدن مد نظر قرار مي دهند.
زماني از زندگي نوجوان و جوان در محيط آموزش و پرورش مدرسه مي گذرد، بايد ديد چگونه فرهنگ خانواده، اجتماع، اوضاع اقتصادي، سن، جنسيت، پايگاه اجتماعي- اقتصادي در انتخاب لباس مؤثر هستند؟
همچنين لباس چه تأثيري بر آموزش و بر نفوذ فرهنگ بيگانه دارد؟
در اسلام هميشه لباس ساده و مناسب براي بيرون از منزل سفارش شده است. شايد يکي از دلايل آن جلوگيري از انحراف زن و مرد و همچنين اسراف و هرج و مرج و فاصله ي طبقاتي باشد زيرا نياز انسان به زيبايي و لذت انسان از زيبايي سيري ناپذير است.
آيا اگر پسر و دختري در محيط جداگانه اي تحصيل کنند و فرضاً در يک محيط اگر درس مي خوانند دختران بدن خود را بپوشند و هيچگونه آرايشي نداشته باشند بهتر درس مي خوانند و فکر مي کنند و به سخن استاد گوش مي کنند يا وقتي که کنار هر پسري يک دختر آرايش کرده با دامن کوتاه تا يک وجب بالاي زانو نشسته باشد؟
حقيقت اين است که اين وضع بي حجابي رسوا که در ميان ما است و از اروپا و آمريکا هم داريم جلو مي افتيم از مختصات جامعه هاي پليد سرمايه داري غربي است و يکي از نتايج سوء پول پرستي و شهوت راني هاي سرمايه داران غرب است، بلکه يکي از طرق و وسايلي است که آن ها براي تحذير و بي حس کردن اجتماعات انساني و درآوردن آن ها به صورت مصرف کننده ي اجباري کالاهاي خودشان به کار مي برند. (مرتضي مطهري، ۱۳۷۰، ص ۹۳)
با توجه به تفاسير فوق و با توجه به خصوصيات و صفات جوانان و نوجوانان و اينکه اين قشر فعال و

حساس بايد در امر تحصيل هم کوشا باشند، گاهي کوچکترين مسئله، مشکل حدي در ادامه ي تحصيل آنها مي باشد.
در اين تحقيق با توجه به نظرسنجي از دانش آموزان دختر و دبيران آنها سعي مي شود اين مسائل مورد بررسي قرار گيرد که به چه دليل گاهي اوقات ارزش هاي اجتماعي و اسلامي مورد پذيرش يا مسامحه قرار مي گيرد و اين مطلب را روشن نمايد:
طرح لباس متحد الشکل چه مسائلي را در بر خواهد داشت و چه چيزهايي بر آن تأثير خواهد

گذاشت؟
آيا اجراي طرح لباس متحدالشکل، افت تحصيلي و همچنين ناراحتي هاي مربوط به موضوع را که برگرفته از پايگاه اجتماعي و اقتصادي مي باشد برطرف خواهد کرد يا نه؟
آيا بين طرز لباس پوشيدن دانش آموزان و سن آنان تفاوت وجود دارد؟
آيا دبيران و دانش آموزان با اجراي طرح لباس متحد الشکل موافقند؟
شايد يافتن پاسخ اين سئوال کمکي به دست اندرکاران آموزش و پرورش بکند تا از ميزان انحرافات اخلاقي و جنسي دانش آموزان کاسته شده و با اجراي اين طرح در مدارس و ناديده گرفتن تفاوت هاي طبقاتي، مدارس جبهه ي مبارزه با تهاجم فرهنگي و محل کسب دانش باشد.

اهميت و ضرورت مسئله ي پژوهش
اگر در ساعات تعطيلي مدارس به دانش آموزان دختر و پسر مخصوصاً دبيرستان با دقت نگاه کنيم، دانش آموزان را با لباس هاي متفاوت و رنگ ها و مدل هاي گوناگون مي توان مشاهده کرد، و گاهي اوقات تشخيص دانش آموز از غير دانش آموز در محدوده ي آموزشگاه غيرممکن است.
ضرورت ايجاب مي کند کساني که مي خواهند الگوسازي را ايجاد يا هدايت نمايند، روش موفق الگوسازي را بشناسند. الکسيس کارل فيزيولوژيست معروف فرانسوي پس از توضيحاتي درباره ي کيفيت پيدايش سلول نطفه مرد و تخمک زن و اشاره به اينکه وجود ماده براي توليد نسل ضروريست در آخر فصل مي گويد: «نبايستي براي دختران جوان نيز همان فکر و همان نوع زندگي و تشکيلات فکري و همان هدف ايده آلي را که براي پسران جوان در نظر مي گيريم، معمول داريم. متخصصين تعليم و تربيت بايد اختلافات عضوي و رواني جنس مرد و زن و وظايف طبيعي ايشان را در نظر داشته باشند و توجه به اين نکته اساسي در بناي آينده تمدن ما حائز اهميت است. (مرتضي مطهري،

۱۳۶۹، ص ۱۹۵)
لازم به ذکر است يکي از نهادهايي که در واقع پس از خانواده نقش الگوسازي را دارد، آموزش و پرورش است، حال چه از نظر مسائل آموزشي در مدرسه باشد و چه از لحاظ دبيران که اين خود تأثير چشمگيري در دانش آموز دارد و از آن جا که دانش آموز حرف شنوي خاصي نسبت به دبير خود دارد و ظاهر او را مورد توجه قرار مي دهد، لذا در دوره دبيرستان احساسات دانش آموز تأثير خاص

ي بر وي مي گذارد پس با اين وجود، دبير بايد به جايگاه خود آگاهي کامل داشته باشد و دانش آموز حواسش باشد تا هر چيزي را به عنوان ارزش قرار ندهد و در واقع ارزش هاي جامعه خود را بشناسد. آموزش و پرورش مي تواند با تغيير و اصلاح نگرش و ارائه ي الگوهاي مفيد تأثير مسائل اجتماعي را کم رنگ تر و حتي آن را حل نمايد.
حال با توجه به مسايل فوق اين تحقيق مي تواند زمينه اي باشد براي اين که جوانان دبيرستاني ما ارزش خود را در جامعه بيابند و باور کنند و دبيران نيز نقش الگويي خود را از ياد نبرند. و بايد باور کنيم که جوانان محصل و حتي غيرمحصل ايراني از باهوش ترين ها هستند. جوانان محصل ما صاحب ايده و تفکر هستند و نبايد اجازه دا دکه ديگران افکارشان را به آن ها تزريق نمايند. اگر همه ي

جوانان ايراني ارزش خود را بيابند و در مرحله ي دوم ارزش هاي جامعه اسلامي خود را، ديگر فرهنگ اصيل اسلامي و ايراني خود را با فرهنگ غرب عوض نخواهد کرد و آينده سازاني خواهند شد که خود الگوي براي نسل ديگر باشند.
تغيير لباس همواره پيامد تغيير يک فرهنگ است و تا انسان با فرهنگ خود وداع نکند، نمي تواند با لباس خود وداع کند. تا فرهنگ يک قوم را نپذيرد لباس آنان را به تن نمي کند. درست به همينروه است»
لباس هر انسان پرچم کشور وجود اوست، پرچمي است که او بر سر در خانه ي وجود خود نصب کرده است و به آن اعلام مي کند که از کلام فرهنگ تبعيت مي کند. همچنانکه هر ملتي با وفاداري و احترام به پرچم خود، اعتقاد خود را به هويت ملي و سياسي خود ابراز مي کند هر انسان نيز مادام که به يک سلسله ارزش ها و بينش ها، معتقد و دلبسته باشد، لباس متناسب با آن ارزش ها و بينش ها را از تن به در نخواهد کرد. (ستار هدايتخواه، ۱۳۷۵، ص ۱۲)
قرآن کتاب هدايت انسان به سر منزل سعادت و نيکبختي در دنيا و آخرت است. در اين کتاب انسان ساز آيات متعددي در ارتباط با حدود و احکام حجاب و پوشش اسلامي و نحوه اختلاط و ارتباط زنان و مردان آمده است. بخشي از آيه ي ۳۱ سوره ي نور:
و به زنان با ايمان بگو چشم هاي خود را از نگاه هوس آلود فرو گيرند و دامان خويش را حفظ کنند و زينت خود را جز آن مقدار که ظاهر است، آشکار ننمايند و مقنعه هاي خود را بر سينه ي خود افکنند، و زينت خود را آشکار نسازند (ستار هدايتخواه، ۱۳۷۵، ص ۱۷۴)
پوشيدن لباس در رنگ هاي زننده و جلب نظر کننده در اجتماع، براي خانم ها چه صورت دارد؟
حضرت آيت الله اراکي:
بسمه تعالي. پوشيدن هر لباسي که جلب نامحرم کند حرام است.
حضرت آيت الله خامنه اي:
بسمه تعالي. هرگونه لباسي که بدن زن را از نامحرم بپوشاند کافي است ولي بايد از انتخاب رنگ با شکلي که باعث جلب نظر و انگشت نما شدن است خودداري نمايد. (ستار هدايتخواه، ۱۳۷۵، ص ۲۷۲)

صادق آل محمد (ص) مي فرمايد:
«لباس ظاهر نعمتي است از حضرت حق به سوي انسان که با آن عيوب و عورات آدمي پوشيده مي شود و اين لباس ظاهر «کرامت الهي» است که فرزندان آدم را به آن گرامي داشته، کرامتي که غيرآدمي زاد را به آن آراسته نفرموده است و اين لباس براي مردم مؤمن «وسيله ي اداي واجبات» خداست.

به هر حال شکر نعمت ايجاب مي کند که: اولاً لباسي بپوشيم که خداوند فرمان داده، ثانياً آنگونه باشيم که او مي پسندد و ثالثاً در آن راه که مورد رضاي اوست، يعني در راه طاعت و فرمانبرداري او مورد استفاده قرار دهيم. (مرتضي عطايي، ۱۳۷۳، ص ۳۲- ص ۳۵)
با توجه به اهميت اين موضوع، و سفارش زيادي که در اسلام به آن شده است، در اين پژوهش نظرسنجي که از دبيران و دانش آموزان دختر به عمل خواهد آمد در زمينه اجراي طرح لباس متحدالشکل در مدراس مي باشد زيرا تحقيقات پيرامون مد و مدگرايي، حجاب و… زياد انجام شده است اما در رابطه با لباس مورد نظر جوانان و نوجوانان دختر تحقيقي ارائه نشده است. شايد با در نظر گرفتن سياست لباس متحدالشکل در مدارس بتوان، يکسان و يکنواخت نگريستن نظام آموزش و پرورش نسبت به همه ي افراد را محقق تر و بعضي از دانش آموزان را از ناراحتي هاي رواني رها ساخت. (در مقررات انضباطي دانش آموزان آمده است) استفاده از کفش، لباس، جوراب ساده، اصلاح موي سر متناسب با شئون دانش آموزي براي پسران و رعايت حجاب مناسب براي دختران ۲) رنگ مانتو، شلوار و مقنعه دانش آموزان دختر بايد ضمن توجه به شرايط سني و جغرافيايي از ميان رنگ هاي مناسب انتخاب شود ۳) لباس دانش‌آموزان بايد از نظر دوخت و رنگ ساده و داراي ظاهري آراسته و متناسب با محيط آموزشي مدرسه باشد. (آئين نامه اجرايي مدارس، ۱۳۷۹، ص ۴۳)

اهداف پژوهش
الف) هدف کلي
از آن جا که نظام آموزش و پرورش رايگان براي همه وجود دارد و همه به فراخور خود از آن بهره مي گيرند و گاه مسائلي از قبل اقتصاد بالا يا پائين، شغل، درآمد و… باعث مشکلاتي در امر آموزش مي باشد که شايد يکي از آن ها طرز لباس پوشيدن يا نوع لباس باشد، هدف از اين پژوهش «بررسي نگرش دبيران و دانش آموزان دختر مقطع متوسطه نسبت به اجراي طرح لباس متحدالشکل در شهرستان نيشابور» مي باشد.

ب) اهداف جزئي
زماني در مدارس مسائلي هرچند کوچک اتفاق مي افتد که امر آموزش را تحت تأثير قرار مي دهد، به عنوان مثال به علت پايگاه اجتماعي و اقتصادي پايين در خانواده، دانش آموز از شخصيت متناسب برخوردار نيست و حتي خود را دست کم از ديگران مي گيرد، شايد اين امر خود يکي از دلايل افت تحصيلي باشد و برعکس دانش آموز ديگر، با پايگاه اجتماعي و اقتصادي سطح بالا تحت تأثير همين امر خود را از ديگري برتر مي داند و مشغوليت ذهني او نسبت به طرز و نوع لباس پوشيدن

مشکلاتي را در برخوردها و ارتباط ها و حتي مسائل تحصيلي ايجاد مي کند، و اين امر ممکن است مشکلات رواني در حال يا آينده بر فرد و جامعه وارد سازد. با توجه به اين مطلب هدف هاي جزئي زير بيان مي شود:
۱) بررسي تأثير دانش آموزان در نگرش آنان نسبت به اجراي طرح لباس متحدالشکل
۲) بررسي تفاوت موجود بين نگرش دانش آموزان با رشته و پايه ي تحصيلي متفاوت در زمينه اجراي طرح لباس متحدالشکل
۳) بررسي تأثير رشته ي تحصيلي دبيران در نگرش آنان نسبت به اجراي طرح لباس متحدالشکل
۴) بررسي رابطه ي موجود بين سابقه ي خدمت دبيران و نگرش آنان نسبت به اجراي طرح لباس متحدالشکل
۵) بررسي تأثير ميزان تحصيلات دبيران بر نگرش آنان نسبت به اجراي طرح لباس متحدالشکل

فرضيه هاي پژوهش
با توجه به مسائلي که قبلاً در بيان مسئله، اهميت آن و همچنين اهداف پژوهش مطرح گرديد، حال فرضيه هاي زير را در اين رابطه (اجراي طرح لباس متحدالشکل) مطرح مي نماييم:
۱) بين پايه ي تحصيلي دانش آموزان و نگرش آنان نسبت به اجراي طرح لباس متحدالشکل رابطه وجود دارد.
۲) بين نگرش دانش آموزان رشته هاي مختلف تحصيلي در مورد اجراي طرح لباس متحدالشکل تفاوت وجود دارد.
۳) بين سن دانش آموزان و نگرش آنان نسبت به اجراي طرح لباس متحدالشکل رابطه وجود دارد.
۴) رشته ي تحصيلي دبيران در نگرش آنان نسبت به اجراي طرح لباس متحدالشکل مؤثر مي باشد.
۵) ميزان تحصيلات دبيران در نگرش‌آنان نسبت به اجراي طرح لباس متحدالشکل تأثير دارد.
۶) بين سابقه خدمت دبيران و نگرش آنان نسبت به اجراي طرح لباس متحدالشکل رابطه وجود دارد.

۷) بين سن دبيران و نگرش آنان نسبت به اجراي طرح لباس متحدالشکل رابطه وجود دارد.
۸) اجراي طرح لباس متحدالشکل تشخيص وضعيت اقتصادي دانش آموزان را دشوار مي سازد.
۹) وضعيت اقتصادي (ميزان درآمد ماهيانه خانواده) در نگرش دانش آموزان نسبت به اجراي طرح لباس متحدالشکل مؤثر است.

نامگذاری متغیرهای موجود در فرضیه و انواع آن
متغيرمستقل (تأثيرگذار) متغير وابسته (تأثيرپذير)
۱) پايه ي تحصيلي
پايه ي تحصيلي از نوع کيفي- گسسته- چند ارزشي و خصيصه اي مي باشد. ۱) نگرش دانش آموزان نسبت به اجراي طرح لباس متحدالشکل
کيفي- گسسته- چند ارزشي
۲) رشته ي تحصيلي
کيفي- گسسته- چند ارزشي- خصيصه اي مي باشد. ۲) نگرش دانش‌آموزان نسبت به اجراي طرح لباس متحدالشکل
کيفي- گسسته- چند ارزشي
۳) سن دانش آموزان
کمي- پيوسته- چند ارزشي- خصيصه اي (البته در تعريف عملياتي گسسته بيان شده است) ۳) نگرش دانش آموزان نسبت به اجراي طرح لباس متحدالشکل
کيفي- گسسته- چند ارزشي
۴) رشته تحصيلي دبيران
کيفي- گسسته- چند ارزشي- خصيصه اي ۴) نگرش دبيران نسبت به اجراي طرح لباس متحدالشکل
کيفي- گسسته- چند ارزشي
۵) ميزان تحصيلات دبيران
کيفي- گسسته- چند ارزشي- خصيصه اي ۵) نگرش دبيران نسبت به اجراي طرح لباس متحدالشکل
کيفي- گسسته- چند ارزشي
۶) سابقه خدمت دبيران

کمي- گسسته- چند ارزشي- خصيصه اي ۶) نگرش دبيران نسبت به اجراي طرح لباس متحدالشکل
کيفي- گسسته- چند ارزشي
۷) سن دبيران

کمي – گسسته- چند ارزشي- خصيصه اي ۷) نگرش دبيران نسبت به اجراي طرح لباس متحدالشکل
کيفي- گسسته- چند ارزشي
۸) اجراي طرح لباس متحدالشکل
کيفي- گسسته- چند ارزشي- فعال ۸) تشخيص وضعيت اقتصادي دانش آموزان
کيفي- گسسته- دو ارزشي
۹) وضعيت اقتصادي
کمي- گسسته- چند ارزشي- خصيصه اي ۹) نگرش دانش آموزان نسبت به اجراي طرح لباس متحدالشکل
کيفي- گسسته- چند ارزشي

متغيرهاي تعديل کننده
متغير تعديل کننده يک متغير ثانوي است که از نوع متغير مستقل مي باشد و محقق ميل دارد آن را کنترل و دستکاري کند تا مشخص شود آيا اين متغير روابط ميان متغير وابسته و مستقل را تحت تأثير قرار مي دهد يا نه؟ (خسرو رمضاني، ۱۳۸۱، ص ۱۳۰)
در اين تحقيق وضعيت مذهبي، اجتماعي و اقتصادي متغير تعديل کننده در نظر گرفته شده است، البته مهم ترين متغير تعديل کننده جنسيت مي باشد.
متغير مزاحم
متغيرهاي مزاحم که محقق از کنترل آن عاجز است شامل نوع مدارس با توجه به امکانات، تأثير شيوه ي تربيتي معلمان بر نگرش دانش آموزان خود، عقايد، افکار و انديشه هاي حاکم بر رفتار نوجوانان و جوانان و…

تعاريف نظري و عملياتي متغيرهاي فرضيه
الف) تعريف نظري و عملياتي متغيرهاي مستقل
۱) پايه ي تحصيلي
پايه: هر يک از طبقات چيزي که بر آن بالا روند چون طبقات نردبان، درچه، پله، مقام، رتبه
(دکتر محمد معين، ۱۳۷۵، ص ۶۹۵)
تحصيلي: دانش آموزي، اندوختگي، جمع آوري (محمد معين، ۱۳۷۵، ص ۱۰۳۸)
در اين تحقيق منظور کلاسي است که دانش آموز با توجه به رشته ي تحصيلي از

نظر درجه و ميزان علمي در آن تحصيل مي کند. (کلاس اول- دوم- سوم)
۲) رشته ي تحصيلي
رشته: امور يا اشياي به هم پيوسته و متوالي، هر يک از شاخه هاي مختلفي که در زمينه ي درسي و شغلي وجود دارد مثل روانشناسي، معماري و… (حسن انوري، ۱۳۸۲، ص ۳۶۲۹)
در اين پژوهش رشته هاي تحصيلي دانش آموزان به ۴ گروه ادبيات و علوم انساني، رياضي و فيزيک، علوم تجربي و کارودانش تقسيم شده است.

۳) سن دانش آموزان
سن: مقداري که از عمر شخص گذشته باشد، تعداد سالهايي که از عمر يک فرد مي گذرد. (محمد معين، ۱۳۷۶، ص ۱۹۲۴)
در اين پژوهش منظور تعداد سال هايي است که از عمر يک دانش آموز دبيرستاني مي گذرد که با گزينه سن در فرم نظرخواهي، قابل سنجش است و شامل ۴ گزينه ي ۱۵- ۱۶- ۱۷و ۱۸ سالگي است.
۴) رشته ي تحصيلي دبيران
رشته تحصيلي: زمينه خاصي که فرد در آن زمينه علم آموخته و مي آموزد و فن مربوط به آن زمينه يا رشته را فرا مي گيرد. (کاظم بني اسدي، ۱۳۸۲، ص ۸)
در اين پژوهش منظور محقق از رشته ي تحصيلي دبيران رشته هاي الهايت، علوم اجتماعي، ادبيات فارسي، انگليسي، شيمي، فيزيک، رياضي، تربيت بدني، الکترونيک و کامپيوتر مي باشد. که در فرم نظرخواهي از آنان خواسته شده است.
۵) ميزان تحصيلات دبيران
ميزان: mizan- مقياس- مقدار- اندازه (محمد معين، ۱۳۷۵، ص ۴۴۹۳)
تحصيلات: جِ تحصيل- ميزان سواد يا دانش شخص را ميزان تحصيلات گويند. (کاظم بني اسدي، ۱۳۸۲، ص ۸)
در اين تحقيق منظور محقق از ميزان تحصيلات دبيران ميزان سواد و دانش آنان با توجه به مدرک مي باشد که به ۳ سطح ليسانس، فوق ليسانس و فوق ديپلم تقسيم شده است.
۶) سابقه خدمت دبيران
سابقه: مؤنث سابق- پيشين- مجموعه ي اعمال گذشته ي شخص. (محمد معين، ۱۳۷۶، ص ۱۷۸۲)
خدمت: کار کردن براي کسي- مأموريت- سابقه خدمت: مدت خدمت گذشته ي کارمندان و خدمتگزاران دولت (محمد معين، ۱۳۷۵، ص ۱۴۰۲)
در اين پژوهش منظور سنوات خدمت دبيران است که مشغول به کارند و با گزينه سابقه خدمت در فرم نظرخواهي دبيران بررسي و مشخص مي شود.
۷) سن دبيران
سن: يعني تعداد سال هايي که از عمر يک فرد مي گذرد. (کاظم بني اسدي، ۱۳۸۲، ص ۹)
در اين پژوهش منظور از سن دبيران، مقداري است که از عمر آن ها مي گذرد که حداقل سن دبيران ۲۵ و حداکثر سن آن ها ۵۰ سال در نظر گرفته شده است.

۸) اجراي طرح لباس متحدالشکل
اجرا: ejra- روا کردن امري به مرحله ي عمل گذاشتن حکمي که قطعيت يافته است، از گفتار به کردار آمدن (محمد معين، ۱۳۷۵ب، ص ۱۴۷)
طرح: tarh- پهن کردن- نقشه ي اولي چيزي را کشيدن، مطرح شدن لايحه ي قانوني، به ميان درافکندن سخني يا مسئله اي را. (محمد معين ۱۳۷۶، ص ۲۲۱۹)

لباس: lebas- آنچه که بر تن پوشند، جامه ي پوشاک، شرم (محمد معين، ۱۳۷۵، ص ۳۵۵۴)
متحدالشکل: يکي شونده ظاهر، به هم پيوسته، يکسان از نظر ظاهر (محمد معين، ۱۳۷۵، ص ۳۷۹۱)
در اين پروژه منظور پياده کردن نقشه و طرح لباس يکسان (اونيفرم) در مدارس متوسطه است. در اين پروژه منظور از لباس متحدالشکل در مورد دانش آموزان دختر مقطع متوسطه، لباسي است که تنوع رنگ نداشته (فقط رنگ هاي مشکي، قهوه اي، سورمه اي) و حداقل اندازه ي آن تا روي زانو باشد. اين طرز پوشش الگوي مناسب پوشش ايراني و اسلامي را رواج داده يعني پوشش تمام بدن به جز وجه و کفين که مقنعه، مانتو و شلوار مد نظر است.
۹) وضعيت اقتصادي
وضعيت اقتصادي: موقعيت اقتصادي، منظور ميزان درآمد در طي ماه، روز، هفته (کاظم بني اسدي، ۱۳۸۲، ص ۸)
در اين تحقيق منظور از وضعيت اقتصادي، ميزان درآمد ماهيانه هر خانواده در طي ماه است که به ۴ سطح (کمتر از ۲۰۰هزار تومان/ بين ۳۵۰-۲۰۰ هزار تومان/ بين ۵۰۰-۳۵۰ هزار تومان/ بيش از ۵۰۰ هزار تومان)
ب) تعريف نظري و عملياتي متغيرهاي وابسته
۱) نگرش دانش آموزان نسبت به اجراي طرح لباس متحدالشکل
نگرش: نظر، نگاه (غلامحسين صوري افشار، ۱۳۸۱، ص ۳۳۵۴)
دانش آموزان: d-amuz. دانش آموزنده، آنکه علم آموزد، شاگرد دبيرستان (محمد معين، ۱۳۷۶، ص ۱۴۹۰)
اجراي: از گفتار به کردان آوردن، به مرحله ي عمل گذاشتن حکمي که قطعيت يافته است. (محمد معين. ۱۳۷۵، ص ۱۴۷)
طرح: انداختن، گستردن، به ميان درافکندن سخني يا مسئله اي را، نقشه ي اولي چيزي را کشيدن (محمد معين، ۱۳۷۶، ص ۲۲۱۹)
لباس متحدالشکل: براي متحدالشکل در زبان فارسي اصطلاح معين و خاصي وجود ندارد ولي در اصطلاح عمومي عنوان «اونيفرم» در مواردي که گروهي با لباس مشابه و هماهنگ ظاهر مي گردند به کار برده مي شود.
اين مسئله امروزه هماهنگ کردن لباس هاي سربازي، آموزشگاه ها، مدارس و… و يا برحسب اقتضاي انواع مشاغل و حرفه هاي مختلف در جهان عموميت دارد.

اونيفرم به لباس يکسان و متحدالشکلي اطلاق مي شود که گروهي، قشري، يا صنفي از مردم آن را به تن کرده است. (کاظم بني اسدي، ۱۳۸۲، ص ۲۰)
سياست در مدارس است که با توجه به سئوالات پرسش نامه قابل سنجش و بررسي مي باشد.
در اين پژوهش منظور از دانش آموزان، محصلين مقطع متوسطه دبيرستان هاي دخترانه ش

هرستان نيشابور مي باشد که در رشته هاي مختلف تحصيل مي کنند.
در اين پروژه منظور ازلباس متحدالشکل، لباس يکسان و مشابه در مورد دانش آموزان دختر دبيرستاني است، لباسي که تنوع رنگ نداشته و حداقل اندازه ي آن تا روي زانو باشد. اين طرز پوشش الگوي مناسب پوشش اسلامي يعني پوشش تمام بدن به جز وجه و کفين را رواج مي دهد و شامل مقنعه، مانتو و شلوار است.
ساير متغيرهاي وابسته نيز همين تعاريف را دارند.
در اينجا لازم مي دانم تعريفي از لغات زير ارائه دهم:
دبير: آنکه در دبيرستان تدريس مي کند، معلم متوسطه: دبير رياضي، شيمي و… (حسن انوري، ۱۳۸۲، ص ۳۰۰۹)
درآمد ماهيانه: مقرري و وظيفه اي که هر ماه يک بار به خدمتگزار و کارمند دهند، شهريه (محمد معين، ۱۳۷۵، ص ۳۷۴۳)
تشخيص: tasxis تميز دادن چيزي را از ديگري، بازشناختن (محمد معين، ۱۳۷۶، ص ۱۰۸۵)
مد: mod: روش و طريقه ي موقت که طبق ذوق و سيليقه ي اهل زمان طرز زندگي، لباس پوشيدن و… را تنظيم کند. (محمد معين، ۱۳۷۵، ص ۳۹۵۷)

ادبيات تحقيق (پيشينه ي تحقيق)
الف) پيشينه ي نظري
ب) پيشينه ي عملي

جامه هاي مهيج، پوشش اسراي شهوت است و پوشش ديني لباس آزاد زنان هميشه تاريخ بوده است. تو نيز عطر حجاب بر تارک تاريخ بيفشان که فرشته هاي حجاب طلايه داران پاکي و نجابتند.

مقدمه
حجاب و به عبارت ديگر رعايت شئونات اسلامي از جمله مسائل و موضوعات مهم فرهنگي است که در تمام اديان آسماني بدان توصيه و در مکاتب و انديشه هاي غيرديني نيز به فراخور از آن سخن به ميان آمده است. امروزه جامعه ي اسلامي با تأسف بسيار- شاهد بروز انديشه هاي ظاهر فريب- حساب شده و مخربي است که با تجهيز و به کارگيري امکانات فرهنگي، تبل

يغي، سياسي، اجتماعي و… تلاش در از هم گسستن اين اصل و باور اجتماعي دارند.
ترديدي نيست که بد حجابي زنان و مردان نيز نه تنها ره آورد نوانديشي نبوده که کانالي است در انتقال ضد ارزش ها و نابهنجارهاي ديکته شده ي دشمنان اين باور اصولي به جامعه ي اسلامي.
واقعيت اين است که منشور جاويدان اسلام که گوياي جامعيت اصول ارزشي انساني است، حجاب و پوشيدگي را به عنوان دژي محکم در مواجه با مفاسد، انحرافات و بي بند و باري هاي

اخلاق و جنسي معرفي و مسلمانان را خصوصاً و جامعه ي ارزشي انساني را عموماً به اين مهم ترغيب و توصيه نموده است.
شکي نيست که بي اقبالي و عدم رعايت اين اصول و ارزش هاي انساني در معاشرت هاي اجتماعي، زمينه فروپاشي ارزش هاي انساني، اجتماعي، خانوادگي، شخصيتي و ده ها اصل ارزشي ديگر را فراهم خواهد آورد.

حقيقتاً اسلام به عنوان جامع ترين اديان آسماني، اهتمام فراوان به امکانات بالقوه ارزشي در فرد و جامعه داشته و رهنمودهاي متقن و لازم را در اين خصوص بيان و با زبان مفسرين معصوم وحي گويا و آشکار ساخته است به اعتقاد آزادانديشان انديشمند، توجه و عمل به اين منشور الهي مي تواند زمينه تکامل و وصول به کمالات الهي انساني را فراهم آورد. (ستار هدايتخواه، ۱۳۷۵، ص۱)

جاي بسي تأسف است که اکثريت قريب به اتفاق بنگاه هاي خبري اعم از خبرگزاريها، مطبوعات، ماهواره ها و… در اختيار اين طيف از شيادان و دشمنان فضيلت هاي انساني است که براي بر هم زدن اين بنيان، از هيچ تلاشي فروگذار نمي کنند و در واقع ترديد، شک و تعلل در پوشش و حجاب اسلامي و ده ها توجيه نابخردانه، ثمره ي اين انجمن ناميمون جهاني است و اين زنگ خطري است که سال هاست به صدا درآمده و اين باور را زير سئوال برده است. (ستار هدايتخواه، ۱۳۷۵، ص ۲)