زندگي اجتماع موثر، مستلزم مشاركت فعال و مفيد تمامي اعضاي جامعه در زمينه هاي مختلف اجتماعي است در شرايط موجود با توجه به رشد سريع دانش و تكنولوژي، افراد بايد بصورت گسترده شرايط اجتماعي شدن و كسب دانش و مهارت ها و فنون را در دوران كودكي و نوجواني بياموزند و در بزرگسالي به پيگيري آموزشهاي قبلي توسعه و گسترش دانش، توانائي ها و مهارت بپردازند تا

از اين طريق در جامعه و سامان هاي مختلف حضور جدي و موثر داشت باشند و علاوه بر رفع نيازها و اميال خود به صورت منطقي به اجزاي نقش اجتماعي و سازماني خويش بپردازند زيرا حياط موثر سازمان ها از طريق كارايي مسئولان و كاركنان آگاه و ماهر خلاق و توانا ميسر مي گردد كه اين مسئولان و كاركنان در آينده كساني به غير از دانش آموزان فعلي مملكت نمي باشند. اين امر آموزش هاي مستمر و تدريجي و يا به عبارتي آموزش همراه با يادگيري عميق را اجتناب ناپذير مي سازد و لزوم سرمايه گذاري در آموزش نيروي انساني را بعنوان ركن اساسي توسعه كشور گوشزد مي نمايد. در اين راستا پرسشهاي مستمر يا تدريجي دانش آموزان فعلي و مسئولان آينده در

واحدهاي آموزشي در آموزش و پرورش يكي از گامهاي مهم و ارزشمند است كه چنانچه با برنامه ريزي علمي و اجراي تحقيق اعمال شود، منجر به ارتقاي سطح علمي دانش آموزان شده و در نتيجه قدم مثبت و موثري در جهت ارتقاء كمي و كيفي آموزش و پرورش و در نهايت توسعه جامعه برداشته مي شود. هدف پرسشهاي مستمر و تدريجي افزايش دانش و مهارت و ايجاد زمينه هاي

لازم جهت بروز خلاقيت ها و نوآوري و تقويت اعتماد به نفس و رحيه هم فكري و مشورت با ديگران و رفع اشكال در برنامه ريزي و خلاصه ارتقاء سطح كارايي دانش آموزان متناسب با تحولات و نيازهاي جامعه امروزي مي باشد. بنارباين دراين تحقيق محقق بر اين است تا تاثير پرسش هاي مستمر و يا پرسشهاي تدريجي را بر ميزان افزايش موفقيت و كارايي دانش آموزان از منظر و ديدگاه خود آنان بررسي نمايد و چون نگارنده مطالب فوق اين عقيده را قبول دارد كه اگر انسان بتواند آنچه را كه

درباره اش مي تواند مدعي باشد كه درباره آن چيزي مي داند و گرنه دانش انسان درباره آن مطلب اندك و نارسا است. پس پژوهشگر در اين پژوهش كوشيده است اطلاعاتي را كه به آگاهي خوانندگان مي رساند از طريق آمار و ارقام دقيق باشد كه اين اطلاعات بوسيله آمارگيري با شركت خود دانش آموزان در برخي از مدارس راهنمايي و دبيرستان خمين كه بعنوان نمونه انتخاب گرديده اند جمع آوري شده و پس از تجزيه و تحليل اطلاعات نتيجه آمارگيري به كل جامعه تهيه داده شده و شايد اين موضوع كمتر از ديدگاه خود دانش آموزان مورد نقد و بررسي قرار گرفته شده باشد لذا مي تواند اطلاعاتي جديد اختيار مسئولين و برنامه ريزان آموزش قرار دهد.

بيان مسئله:
مدارس بعنوان پرجمعيت ترين مراكز آموزش در آموزش و پرورش رسمي كشور به حساب مي آيند در نتيجه دانش آموزان و كادر آموزشي و كادر اداري بايد در كنار امكانات عادي وسايل و تجهيزات در تعامل با يكديگر زمينه دستيابي به اهداف كلي و جزئي تعليم و تربيت را فراهم سازند.

با گسترش روز افزون علوم و فنون و پيچيده تر شدن شرايط اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي جامعه اين ضرورت بيش از پيش احساس مي شود كه دانش آموزان براي برخورد موثر با مشكلات آموزشي و تلاش براي حل آنها بايد با استفاده از روشهاي جديد و بديع و فعال و بهره برداري از حداكثر توانايي هاي علمي، شيوه يادگيري و آموزش خويش را تكامل و توسعه بخشند در اين راستا

آموزشهاي مستمر و پرسشهاي تدريجي ضمن سال دانش آموزان يكي از سريعترين و مفيد ترين اقدامات آموزشي است كه عهده دار ارتقاي سطح علمي، كاربردي و كيفي دانش آموزاناست و اصولا آموزش افراد نوعي سرمايه گذاري مفيد محسوب مي شود و تخصيص منابع بيشتر به اين

بخش سبب رشد اقتصادي مي گردد از اين رو سرمايه گذاري براي آموزش يك عامل كليدي در فرايند توسعه است. بنابراين در اين تحقيق سعي بر آن است كه ميزان تاثير آموزشهاي مستمر يا تدريجي براي افزايش موفقيت و كارايي دانش آموزان از نظر و ديدگاه خود آنها مورد بررسي و مطالعه قرار مي گيرد.
فرضيه هاي تحقيق:
۱- آيا بنظر مي رسد بين پرسش هاي تدريجي در كلاس و جلوگيري از افت تحصيلي رابطه وجود دارد؟
۲- آيا بنظر مي رسد بين پرسشهاي تدريجي از دانش آموزان و موفقيت و كارايي در تمام سطوح بخصوص در مسابقات علمي رابطه وجود دارد؟
۳- آيا بنظر مي رسد بين پرسش هاي تدريجي از دانش آموزان و ابتكار و نوآوري و خلاقيت و روحيه اعتماد به نفش دانش آموزان رابطه وجود دارد؟

۴- آيا بنظر مي رسد بين پرسش هاي تدريجي از دانش آموزان و روحيه انتقاد پذيري و قدرت بيان و استدلال و تصميم گيري و ميزان يادگيري دانش آموزان رابطه وجود دارد؟
اهداف تحقيق:
هدف از اجراي اين تحقيق شناخت و پي بردن به اهميت و تاثير ارزشيابي مستمر و يا پرسشهاي تدريجي بر ميزان موفقيت وكارايي دانش آموزان مدارس راهنمايي و دبيرستان منطقه خمين مي باشد. يا به عبارت ديگر هدف اصلي مقايسه عملكرد دانش آموزاني كه از طريق ارزشيابي مستمر پرسش تدريجي داشته اند با دانش آموزاني كه پرسش تدريجي را نداشته اند و يا بسيار اندك

داشته اند. قابل ذكر است كه اين مقايسه از منظر و ديدگاه خود دانش انجام گرفته يعني نگارنده مطلب خواسته از زبان و بيان خود دانش آموزان به اهميت پرسشهاي تدريجي بپردازد كه شايد اين موضوع كمتر از ديدگاه خود دانش آموزان مورد نقد و بررسي قرار گرفته باشد در ضمن بيان اين نوع مقايسه از طريق آمار و ارقام و تبديل يك صفت به كميت انجام شده است.

اهميت و ضرورت تحقيق:
با توجه به تحولات سريع علوم و تكنولوژي و دانش و اطلاعات افراد براي پاسخگويي به اين پيشرفت سريع ناتوان و ناقص است. از اين رو در دنياي متحول امروز هيچ كس نمي تواند فقط با تكيه بر آموخته هاي خود در نظام آموزش و پرورش سازگاري مناسب با محيط خود داشته باشد. بنابراين براساس فلسفه آموزش و ارزشيابي مستمر اطلاعات و دانش انسان بايد همواره پويا و در حل

تكامل باشد در هر مرحله از زندگي بايد در جريان جديدترين يافته ها و اطلاعات مربوط به حرفه و شغل زندگي اش قرار گيرد. ارزشيابي مستمر يا پرسشهاي تدريجي بر پايه فلسفه آموزش مستمر از حقايقي چون پويايي انسان و طبيعت قابليت و نيازهاي تكامل بهينه شدن و فلسفه حيات انسان استوار است يا به عبارت ديگر پرش تدريجي با ارزش هايي مستمر يكي از بازوهاي آموزش مستمر را تشكيل مي دهند و رابطه مستقيم با آموزش مستمر در جامعه دارد از طرفي مثلث آموزش ۳

ضلع دارد چه آموزش دهيم و نتيجه را چگونه ارزشيابي كنيم در بسياري از موارد بيشترين توجه بر دو ضلع آموزش متمركز است چه آموزش دهيم كه همان برنامه درسي است و چگونه آموزش دهيم كه همان شيوه تدريس است اما از نظر كيفي به ضلع سوم كه ارزش يابي است كمتر توجه شده است.
امروزه بنا به گفته مسئولين آموزش و پرورش علل افت تحصيلي با فرض سيستمي بودن بايد مجموعه عوامل را در نظر قرار دارد مقرراتي كه حاكم است مي تواند علل افت تحصيلي باشد روش تدريس معلم و شيوه ارزشيابي از جمله ديگر عوامل هستند بنابراين يكي از علل افت تحصيلي عدم استفاده صحيح از پرسشهاي تدريجي يا ارزشيابي مستمر است. و با توجه به فعاليتهاي مستمر دانش آموزان در قالب سنجش مستمر عملكرد و نحوه كوشيدن دانش آوزان ضمن آشكار كردن

سرمايه منحصر به فرد فطري هر كدام از آنها امكان توليد دانش و نوآوري و خلاقيت را فراهم مي كند. بنابراين نتيجه مي گيريم كه ارزشيابي مستمر يا پرسشهاي تدريجي در فرايند آموزش نقش مهمي ايفا مي كند در هر مرحله معلم بايد آموزش را از جايي شروع كند كه دانش آموز از نظر مهارت، نگرش در آنجا قرار دارد. اگر معلم اين نكته مهم در آموزش را قبول داشته باشد بايد

فرصتهايي ايجاد كند كه از طريق آن بتواند وضعيت فعلي دانش آموزان را از نظر مهارت نگرش و دانش به درستي شناسايي كند فرايند جمع آوري اطلاعات و استفاده از آن در آموزش و ارزشيابي مستمر براي معلمان تازگي ندارد آنها از اين فرايند در آموزش خواندن و نوشتن بخوبي استفاده مي كنند اما در محدوده آموزش فعال و نوين آن را چندان نمي شناسند موارد زير اهميت پرسش تدريجي يا ارزشيابي مستمر را به خوبي روشن ميكند.

۱- اين نوع ارزشيابي بازخورد مناسبي به معلم مي دهد تا بتواند فعاليتهايي طراحي كند كه با سطح دانش، نگرش و مهارت هاي شاگردان تناسب داشته باشند.
۲- بطور طبيعي نوع عملكرد دانش آموزان در فعاليتهاي گوناگون يكسان نيست بنابراين معلم بايد به طور منظم دانش آموزان را در فعاليتهاي گوناگون زير نظر بگيرد تا عواملي را كه مانع پيشرفت آنان است شناسايي كند.

۳- معلم خود در يك فرايند تجربه اندوزي قرار مي گيرد كه از طريق اين نوع ارزشيابي فعال معلم مي تواند علايق دانش آموزان را شناسايي كند و سطح فعاليتها يعني سادگي و دشواري آنها و نيز ميزان درك مفاهيم را به درستي بسنجد.
۴- از طريق ارزشيابي هاي متناوبي كه معلم انجام مي دهد و يادداشت هايي كه بر مي دارد اطلاعات كافي براي سنجش يك دانش آموز را جمع آوري مي كند. به همين دليل در اين تحقيق سعي شده است اطلاعاتي درباره ارزشيابي مستمر در اختيار همكاران قرار دهد زيرا پرسشهاي تدريجي از سه منظر قابل اهميت هستند از منظر و ديدگاه معلم و دانش اموز كه ما بيشتر به اين

منظور پرداخته ايم و از منظر برنامه ريزان بنابراين پرسشهاي مستمر مي تواند كمك كند كه معلم تفاوتهاي فردي دانش آموزان را تشخيص دهد و درصد جبران عقب افتادگي آنها برآيد تا انگيزه دانش آموز از بين نرود به دليل اينكه نااميد شدن از يادگيري باعث از بين رفتن انگيزه مي شود چرا كه انگيزه موتور تلاش و حركت است پس بايد سعي كنيم دانش آموزان به مرحله ياس و نااميدي در

يادگيري نرسند از نظر دانش آموزان نيز اگر ارزشيابي مستمر به طور صحيح انجام شود در يادگيري آنها موثر خواهد بود. دانش آموزان با بررسي نتايج ارزشيابي خود به جنبه هاي مثبت و نقاط ضعف خود پي مي برد. اگر معلم مرتب به دانش آموز بازخورد بدهد دانش آموز در جريان آن نقاط ضعف و قوت قرار مي گيرد از طرفي ديگر ارزشيابي مستمر باعث مي شود مطالب آموزشي براي دانش

آموزان مرور و تكرار شود و به حفظ و نگهداري مطالب آموخته شده در ذهن آنان كمك كنند. همچنين ارزشيابي مستمر به برنامه ريزان نيز كمك مي كند تا بتواند در ميزان كارايي برنامه ها و تحقق اهداف آموزشي مطالعه كنند و كوشش در جهت انطباق برنامه هاي مواد آموزشي با امكانان مدارش و طول و مدت آموزش بدنبال خواهد داشت و موجب ارزشيابي بهتر از كارايي امكانات با

تجهيزات آموزشي با مقررات و آيين نامه هاي مدارس و توانايي معلمان خواهد بود. بنابراين با توجه به اهميت ويژه و خاص ارزشيابي مستمر در فرايند ياددهي و يادگيري اهميت و ضرورت موضوع اين تحقيق را بخوبي روشن مي سازد.
تعريف واژه ها و اصطلاحات
۱- ارزشيابي(ارزيابي- سنجش):
ارزشيابي عبارت است از سنجش عملكرد آموزندگان و مقايسه حاصل با هدفهاي آموزشي از پيش تعيين شده به منظور تصميم گيري درباره اينكه آيا فعاليتهاي آموزشي آموزشگر و كوشش يادگيري آموزندگان به بازده مطلوب انجاميده يا نه. و يا به عبارت ديگر اگر اطلاعات بدست آمده از طريق اندازه گيري را با ملاك معيني مقايسه و بر اين اساس درباره خود مورد مطالعه داوري كنيم عمل ارزشيابي يا ارزيابي يا سنجش را انجام داده ايم.
۲- ارزشيابي مستمر يا تكويني يا مرحله اي:
ارزشيابي كه در پايان هر درس يا هر فصل بصورت روزانه يا هفتگي و يا ماهانه انجام مي گيرد اصطلاحا ارزشيابي مستمر يا مرحله اي يا تكويني گويند. كه هدف آن نظارت گام به گام معلم نسبت به تحقق هدفهاي رفتاري بخش مختلف هر مطلب آموزشي است و همچنين هدايت و يادگيري دانش آموزان را به طور مستمر و اصلاح و بهبود روش تدريس معلم را در بر دارد.
۳- اندازه گيري:

بدست آوردن اطلاعات لازم در حدود خرد را بر مبناي روشهاي علمي اندازه گيري مي گويند. و يا به عبارتي ديگر اندازه گيري عبارت است از اختصاص دادن اعداد به مقادير مختلف از صفات برحسب قواعد معين كه صحت آنرا مي تواند از راه آزمايش بررسي كرد.
۴- آموزش:
آموزش فرايندي كه مهمترين هدف آن ايجاد تغيير در رفتار انسان است انواع تغييرات رفتاري مورد انتظار همان هدف هاي آموزشي هستند و يا به عبارت ديگر آموزش عبارت است از ايجاد شرايط مناسب آموزشي و پرورشي براي دانش آموزان و هدايت يادگيري آنها.
۵- امتحان:
به مفهوم علمي نوعي ارزشيابي است كه براساس اصول معيني انجام مي گيرد و در تعريف آن مي توان گفت كه امتحان عبارت است از: تعيين ميزان تغييرات حاصل در جنبه هاي خاصي از رفتار شاگرد در فواصل زماني معين و در جهت نيل به هدفهاي آموزشي

۶- امتحان مرحله اي يا تدريجي:
اين امتحان بطور مستمر و همگام با تدريس و در پايان هر بخش از مطالب تدريس شده انجام مي گيرد. هدف از اين امتحان، سنجش آموخته هاي دانش آموزان و بررسي نارسايي ها و كمك به پيشرفت يادگيري گام به گام آنان است.
۷- يادگيري:
عبارت است از تغيير و تعديل در رفتار دانش آموز و كسب رفتارهاي جديد براساس شرايط آموزشي و پرورشي.
۸- نمونه برداري تصادفي:
نمونه برداري تصادفي روش گزينش بخشي(نمونه اي) از يك جامعه يا مجموعه مرجع است به گونه اي كه احتمال گزينش همه نمونه هاي ممكن آن جامعه داراي حجم ثابت n باشد ثابت بماند.

۹- آزمون:
آزمون وسيله اي است عيني و استاندارد شده كه براي اندازه گيري نمونه اي از رفتار يا خصايص آدمي به كار مي رود. در اين تعريف مراد از عيني آن است كه روش اجراء، نمره دادن و تعبير و تضمير نتايج آزمون براساس قواعد معين صورت گيرد و اصطلاح استاندارد شده به اين معنا است كه آزمون قبلا در مورد گروه نمونه اي از افراد مورد نظر در بوته آزمايش گذاشته شد

ه و نتايج پژوهشهاي مربوط به آن از راه و روشهاي آماري مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است.
تاريخچه مطالعاتي:
درباره موضوع اين تحقيق تا آنجا كه بنده اطلاع دارم شايد لااقل در محدوده استان مركزي و و منطقه خمين چنين موضوعي يعني نقش پرسشهاي مستمر در ميزان موفقيت و كارايي از ديدگاه خود دانش آموزان كمتر مورد نقد و بررسي قرار گرفته باشد يعني از زبان خود آنها با آمار و ارقام دقيق به اثبات نرسيده است. لذا نگارنده مطالب فوق سعي داشته است اين موضوع را از ديدگاه خود دانش آموزان مورد نقد و بررسي قرار دهد پس از آمار و ارقام به اثبات اين موضوع مهم يعني

نقش پرسشهاي تدريجي در ميزان پيشرفت و كارايي از ديدگاه خود دانش آموزان كمتر مورد نقد و بررسي قرار گرفته باشد يعني از زبان خود آنها با آمار و ارقام دقيق به اثبات نرسيده است. لذا نگارنده مطالب فوق سعي داشته است اين موضوع را از ديدگاه خود دانش آموزان مورد نقد و بررسي قرار دهد پس از آمار و ارقام به اثبات اين موضوع مهم يعني نقش پرسشهاي تدريجي در ميزان پيشرفت و كارايي دانش آموزان در آينده شغلي و تحصيلي آنان بپردازد.

مقدمه:
نياز انسان به راهنمايي و مشورت با ديگران در تصميم گيري ، انتخاب و بکار گيري راه حلهاي مناسب در زندگي بر کسي پوشيده نيست. خصوصا در سنيني که فرد ناچار به انجام انتخابهاي مهمي است. مسلما چنين مشاوره‌ها و راهنماييهايي کمک شايان توجهي در اقدامات درست و مناسب او خواهد داشت و از خطا رفتن راهها و تصميمات انتخابي جلوگيري خواهد نمود. بيشتر عدم موفقيتها ، شکست و در نيمه راه ماندنها ، ناشي از عدم داشتن اطلاعات کافي در زمينه موضوع و انجام انتخابهاي نادرست است. از اينرو چنانچه انجام مشاوره در زمينه‌هاي مختلف مثل مشاوره ازدواج ، مشاوره در شرايط بحراني ، مشاوره شغلي و غيره اهميت دارد در زمينه تحصيلي نيز حائز اهميت فراوان است.

ضرورت مشاوره تحصيلي براي دانش آموزان:
مشاوره تحصيلي به دانش آموزان کمک مي‌کند ويژگيها و استعدادهاي خود را بهتر بشناسند و به شرايط و خصوصياتي که يا توجهي به آنها نداشته‌اند و يا ميزان توجه به آنها کمتر بوده است با دقت بيشتري نگاه کنند. علاوه بر اين اطلاعات آنها را در زمينه‌هاي مختلف تحصيلي بالاتر بوده و در صورت وجود نواقصي در عملکردشان آنها را شناسايي کرده و راه حلهايي براي رفع نواقص ارائه مي‌کند. به اين ترتيب دانش آموزان مي‌توانند عملکرد بهتري نسبت به قبل در زمينه درسي داشته باشند انتخابهاي مفيدي انجام دهند و اشکالات احتمالي را رفع نمايند.

ضرورت مشاوره تحصيلي براي والدين:
در امر تحصيل فرزندان ، خانواده و والدين نقش بسزايي دارند. بطوريکه عامل خانواده از عوامل مهم در زمينه پيشرفت تحصيلي دانش آموز يا وقوع افت تحصيلي است. انگيزه‌ها و علايق تحصيلي دانش آموز در خانواده شکل مي‌گيرد و به آن جهت داده مي‌شود و مسيري براي هدايت آن فراهم مي‌شود. خانواده سرعت دانش آموز را در رسيدن به اهداف تحصيلي تنظيم مي‌کند. خانواده‌هاي بدون انگيزه ، بدون اطلاع و غير فعال موجب کاهش سرعت دانش آموزان بااستعداد مي‌شوند. از اينرو در فرآيند مشاوره تحصيلي ، لزوم انجام مشاوره با والدين ضرورت و اهميت خاصي پيدا مي‌کند. از اينرو لازم به نظر مي‌رسد والدين و بطور کلي خانواده نيز اطلاعات کافي از ويژگيها و استعدادهاي فرزندان خود کسب نمايند، اطلاعات بيشتري در زمينه‌هاي تحصيلي کسب کنند و کمکها و ياريهاي مفيدي براي فرزندان دانش آموز خود فراهم کنند.
ضرورت مشاوره تحصيلي در زمينه انتخاب رشته مشاغل:
گاه انتخابهايي که دانش آموزان در زمينه رشته‌ها و مشاغل انجام مي‌دهند عاري از هر گونه دليل منطقي و اطلاعات مناسب است. معيارهايي که دانش آموزان در چنين مواردي براي انتخابهاي خود برمي‌گزينند ملاکهايي کاذب و نامناسب است. مثل انتخاب رشته رياضي فيزيک به خاطر وجهه اجتماعي آن ، يا به خاطر چشم هم چشمي و يا به خاطر دنباله روي از يک دوست و يا همراه با او بودن در طول تحصيل. چنين انتخابهايي به احتمال بيشتري محکوم به شکست خواهند بود.

شکست يا در مرحله سالهاي دبيرستان به صورت کاهش در نمرات ، عدم موفقيت در کنکور و در سنين بالاتر در انتخاب رشته در زمينه انتخاب رشته تحصيلي. مشاوره از آن جهت ضرورت مي‌يابد که اهميت چنين انتخابهايي به دانش آموز گوشزد شود تا او ملاکهاي مناسبي براي تصميمهاي خود اتخاذ کند و از احتمال شکست خود در آينده پيشگيري نمايد.
ضرورت مشاوره تحصيلي در زمينه جلوگيري از افت تحصيلي:
برخي از دانش آموزان به خاطر شرايط ويژه‌اي که دارند بيشتر در معرض افت تحصيلي هستند و برخي از آنها افتان و خيزان تجربههايي از افت تحصيلي داشته‌اند. برخي از علل افت تحصيلي اين دانش آموزان به عوامل بيروني مثل خانواده ، مدرسه و … مربوط مي‌شود. و برخي از علل ، علل فردي هستند مثل انگيزه خود دانش آموز ، روشهاي مطالعه و برنامه ريزي، علايق و استعدادها و غيره. مشاوره تحصيلي براي اين دسته از دانش آموزان اهميت بسزايي دارد. در جريان مشاوره تحصيلي به اين دانش آموزان کمک مي‌شود علت افتها و شکستهاي خود را بشناسند و با

راهکارهايي آشنا شوند که به آنها در رفع آن علتها و يا کاهش تاثير آنها در مسائل تحصيليشان کمک مي‌کنند. انجام چنين مشاوره‌هايي مي‌تواند با احياي نيروهاي بالقوه فرد او را در تمام مسير تحصيلي‌اش همراهي کند.
ضرورت مشاوره تحصيلي در زمينه سرعت بخشيدن به فرآيند تحصيل و مطالعه:
برخي دانش آموزان و خانواده‌هاي آنها مايلند عملکرد بهينه خود را در زمينه تحصيل بهبود بخشند. اين دانش آموزان ممکن است دانش آموزاني متوسط و يا بالا باشند. به هر حال تمايل دارند روشهايي را بياموزند و اطلاعاتي مناسب ، مفيد و عملي کسب کنند که کارآيي آنها را در زمينه تحصيل بالا ببرد. مشاوره تحصيلي چنين راهکارهايي را براي افراد فراهم مي‌سازد. و بر احتمال موفقيت آنها در سطح پيشرفته‌تر مي‌افزايد.
ضرورت مشاوره تحصيلي براي تشخيص و هدايت دانش آموزان استثنايي:
درصد کمي از دانش آموزان در گروه دانش آموزان استثنائي قرار دارند. از لحاظ علمي دانش آموزان استثنايي شامل دانش آموزاني مي‌باشند که معلوليتهايي در زمينه‌هاي مختلف جسمي مثل شنوايي ، بينايي و يا هوشي دارند. لزوم مشاوره تحصيلي براي اين دسته از دانش آموزان نيز به

وفور احساس مي‌شود. به اين دليل که آنها و خانواده‌هاي آنها نيازمند اطلاعات بيشتري در ارتباط با آينده تحصيلي و شغلي آنها هستند. در مورد اين دسته از دانش آموزان نيز با بررسي تواناييهاي آنها در مورد شغل و تحصيلات آنها تصميماتي اتخاذ مي‌شود. چنين دانش آموزاني با توجه به ضرورت اينکه زودتر از بقيه دانش آموزان بايد حرفه و مهارتي را بياموزند احتياج مبرمي به مشاوره تحصيلي دارند.

ضرورت مشاوره تحصيلي براي دانش آموزان تيز هوش و نابغه:
اين دسته از دانش آموزان ، قشر پرنيرو و قابل توجهي براي دست اندرکاران تعليم و تربيت و جامعه هستند. سرمايه گذاري و استفاده از انواع خدمات مشاوره‌اي در کنار ساير امکاناتي که براي آنها در مدارس ويژه فراهم مي‌آيد ضرورت دارد. از دست رفتن چنين نيروهايي به خاطر انتخابها و تصميمات نادرست زيانهاي قابل توجهي به بار خواهد آورد.
سوء تغذيه و تاثير آن بر يادگيري در دانش آموزان:
دانش آموزان كه ما در مدرسه با آنان روبرو مي شويم از دوران نوزادي و كودكي گذر كرده اند و از نظر وضعيت تغذيه اي يكي از مهمترين دوران زندگي خود را پشت سر مي‌گذارند.
دوران جنيني و سال اول تولد مهمترني دوران رشد يك كودك است و رسيدن مواد مغذي اعم از پروتئين ، انرژي و ريزمغذيها نقش بسيار مهم و اساسي در رشد او تا قبل از مدرسه داشته است
عوارض بعضي از اين كمبود ها اگر كودك با آن روبرو شده باشد در سنين مدرسه غير قابل جبران است.
جذب دانش آموز اولين موفقيت معلم است:
تعليم و تربيت موضوعي است كه از ديرباز توجه بشر به آن معطوف بوده است. آشكار است كه دانش آموزان بدون انگيزه لازم بهره اي از آموزش نمي برند اين مسئله را مي توان هم در محيط هاي آموزشي و هم با توجه به تحقيقات مشاهده كرد. پس علت اين كه در برنامه هاي تربيت معلم و دانشگاه ها كمتر به اين موضوع مهم پرداخته مي شود، چيست و چرا اين توجه اندك نيز اغلب در محدوده تحقيقات باقي مي ماند آيا مي توان فرض كرد كه معلمان نتايج چنين تحقيقاتي را به واقع در فعاليت هاي آموزشي خويش به كار مي گيرند.

علت تاليف كتاب هايي در اين زمينه اين است كه نقصاني كه در اين باره به طور كلي ديده است برطرف گردد. اگر بتوانيم دانسته هاي خويش را درباره انگيزش با روش هاي علمي معلمان هماهنگ سازيم به اهداف خود نائل شده ايم. در اين صورت است كه معلمان خواهند توانست از اين داده ها بهره لازم و كافي ببرند. نظر ما در اينجا بر دو مفهوم استوار است، كفايت شخصي يا كارآمد بودن و كنترل شخصي يا خودمختاري. با اين دو اصل در حوزه انگيزش انسان مواجهيم و پرسش مطرح اين است كه آيا كلاس درس را بايد با كدام روش اداره كرد معلم محوري يا دانش آموز محوري و يا

تلفيقي از اين دو. در كلاسي كه با روش معلم محوري اداره مي شود بيشتر بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان توجه مي شود و در روش دانش آموز محوري توجه غالب بر استقلال دانش آموزان (خودمختاري) است بنابراين روش صحيح تلفيقي از اين دو مقوله است. روانشناسان و پژوهشگران درباره انگيزش انسان به دو نوع انگيزش بيروني و دروني اشاره مي كنند. انگيزش بيروني با هدف

كسب پاداش و اجتناب از تنبيه همراه است ولي انگيزش دروني با تمايل دروني براي انجام موفقيت آميز يك تكليف همراه است. به طور مثال كسي كه درباره خود از احساس كفايت و خودمختاري برخوردار است، انگيزش دروني دارد. بنابراين در محيط هاي آموزشي معلمان بايد سعي كنند اين دو مورد را در دانش آموزان تقويت كنند.

بنابراين اصل اول بر اين است كه محيطي در كلاس ايجاد شود كه قابل پيش بيني باشد، دانش آموز بايد بداند كه طرح هاي معلم براي آينده چيست تا بتواند به خوبي بر دشواري ها پيروز شود. اصل دوم عبارت است از برقراري توازن ميان فعاليت هاي آسان و دشوار. دانش آموزان بايد با كارهاي آسان توانايي هاي جديدي را كسب كنند و اصل سوم عبارت است از تامين حمايت

آموزشي لازم براي دانش آموزان. معلم نبايد تنها گوينده در كلاس درس باشد بلكه با سرمشق دهي، خرد كردن هدف تقسيم كار مي تواند به نتايج مطلوب برسد. ضمن آن كه دانش آموزان را نبايد با يكديگر مقايسه كرد بلكه عملكرد آنها را بايد با معيارهاي موفقيت مقايسه كرد. معلم كسي است كه فقط از عقل استفاده نمي كند چون فهميده است كه عقل به تنهايي قادر به تحليل همه امور نيست، بنابراين خميرمايه عشق را در كالبد عقل قرار مي دهد و تركيبي به نام خرد را از درهم آميزي عقل و عشق به وجود مي آورد؛ تركيبي كه شعر و شعور و پردازش است. بنابراين به همين علت است كه وقتي اهل هنر به سخن هنرمند گوش مي دهند بوي عشق را در كلام او به خوبي احساس مي كنند.

ايجاد روابط مثبت با دانش آموز:
معلم واقعي كسي است كه مي تواند راهي به سوي دل ها بگشايد و علم را با ايمان و عقل را با دل پيوند زند، از اين رو راز موفقيت معلمان را نخست بايد در جذب دانش آموزان دانست يعني اين كه معلم بتواند اعتقاد و علاقه دروني آنها را به وجود آورد و رابطه روحي و معنوي با آنها برقرار كند تا آنجا كه حتي نگاه ها و اشاره ها و حالت هاي معلم نيز در آنها تاثير عميقي بگذارد و در تربيت شخصيت آنان منشا اثر شود.

 

عوامل جذب دانش آموزان هم عبارتند از: مقبوليت، محبوبيت و موفقيت. راه گشايش كلاس را بايد در مقبوليت معلم دانست. اگر شاگرد معلم را پذيرفت امكان تعليم و تربيت خواهد بود. علاوه بر مقبوليت، شخصيت معلم بايد دوست داشتني و دلنشين باشد و از نظر دانش آموزان محبوب. علاوه بر اين دو شرط بايد معلم با قوانين حاكم بر روح فراگيران خود آشنا باشد تا توانايي همدلي و همزباني با آنها را پيدا كند و نيز با تكنيك هاي آموزشي و تربيتي آشنا باشد و بتواند با استفاده از روش هاي صحيح آنان را به مقصد مورد نظر راهنمايي كند.

يكي از اهداف كار معلم بايد برقرار كردن رابطه مطلوب و دوستانه و حمايت كننده با دانش آموزان باشد. برخلاف برخي از معلمان كه مي گويند نبايد در روزهاي اول به روي بچه ها خنديد زيرا عقيده دارند كه احترام بايد از روي ترس باشد اما نظريه پردازان مي گويند در روزهاي اول به دانش آموزان نشان دهيد كه به آنها علاقه داريد و آنها مي توانند به شما اعتماد كنند. البته معلمان فكور آموزش را با شناخت دانش آموز آغاز مي كنند؛ انعطاف پذيرند و قادرند نقاط قوت و ضعف فراگيران را خود تشخيص دهند.

تشويق ابزار معجزه آسا:
يكي از تمايلات دروني انسان اين است كه ميل دارد ديگران در قبال كارهاي نيك او را تاييد كنند و مورد تشويق قرار دهند، كسي نيست كه نيازمند تحسين و تاييد ديگران نباشد. البته با وجود داشتن منشا رواني اين ميل، انسان مي تواند با قدرت دادن به خود و استوار نمودن شخصيت خويش، خود را از تشويق بي نياز كند. در همين باره روان شناسان ثابت كردند كه چند دانش آموز در شرايط يكسان وقتي موفق ترند كه مورد تشويق قرار گيرند. البته بايد سعي شود فراگير به

تشويق عادت نكند و تشويق انگيزه كار نيك نباشد بلكه پاداش كار نيك باشد، چرا كه در اين صورت با از بين رفتن انگيزه، كار نيك هم تعطيل مي شود. تشويق نبايد هدف باشد بلكه وسيله اي براي رسيدن به هدف باشد. تشويق بايد به موقع انجام شود زيرا تاخير در آن اثرات نامطلوب دارد. علت تشويق نيز بايد مشخص شود، تشويق از همه كودكان هم به نحوي انجام شود، اما زياده روي

نباشد كه به فرموده حضرت علي (ع): در مدح و ستايش كسي مبالغه و زياده روي مكن. البته تشويق در اشكال مستقيم و غيرمستقيم وجود دارد كه روان شناسان بر تشويق غيرمستقيم تاكيد دارند. تشويق مادي و معنوي نيز سفارش شده است. تشويق به شكل هاي مختلف مي تواند اعمال شود به طور مثال مي تواند گاهي به شكل در اختيار گذاردن وسايل مورد علاقه فراگير،

گاهي يك نگاه محبت آميز و حاكي از سپاس، گاهي بردن به يك اردو، گردش دسته جمعي، گاهي دلجويي، آفرين گفتن، گاهي در آغوش كشيدن يا خريد يك وسيله علمي و تفريحي باشد، اما در همه حال بايد سعي شود كه جنبه رواني آن فراموش نشود به اين معني كه خود شخص، مشوق خود به خوبي ها باشد نه ديگري. اصولاً به علت اين كه فطرت انسان ميل به كمال دارد آن دسته تشويق ها و پاداش هايي كه جنبه روحاني و معنوي آن قوي تر است براي انسان شادي بخش تر است.

تنبيهات خفيف:
تنبيه چون با ايجاد هراس همراه است موجب مي شود تا فرد تنبيه شده كنترل خود را ضعيف بشمارد كه مشخص شده است دانش آموزاني كه شديداً مورد تنبيه قرار مي گيرند دو عكس العمل نشان مي دهند اول آن كه مي آموزند كه ديگر انسان ها را مي توان از طريق تهديد كنترل كرد و دوم آن كه رفتارهاي پرخاشگرانه تقويت مي شود.

تجربه نشان داده اغلب تنبيه ها با هدفي فراتر از خجالت دادن كودك در نظر گرفته مي شود. درست است امروزه اشكال تنبيهي قديمي كمتر رايج است، اما تنبيهات امروزي به نحوي براي آزردن دانش آموزان صورت مي گيرد كه اغلب اثرات نامطلوب دارد. برخي از معلمان از والدين مي خواهند كه كودك را تنبيه كنند كه اين خود رابطه معلم و دانش آموز را دچار اغتشاش مي كند، بهتر است كاري كرد كه والدين غيرمستقيم در امر آموزش درگير شوند.

براي جلوگيري از اثرات زيانبار تنبيه، معلمان بايد از تنبيهات خفيف استفاده كنند. در واقع تنبيه بيشتر از آنچه واقعي باشد بايد نمادي باشد. يكي از راه هاي خفيف تنبيه استفاده از روش محروم كردن است. مثلاً دانش آموزي كه با مدادش نفر جلويي را اذيت مي كند بايد مدادش را گرفت و آخر ساعت برگرداند و يا از او خواست كه به آخر كلاس برود و آخر ساعت برگردد.
بيشترين موفقيت تحصيلي براي دانش آموزان مناطق جنوب تهران:
ايسنا:براساس يافته‌هاي يك پژوهش، ميزان موفقيت تحصيلي در دانش‌آموزان مقطع راهنمايي مناطق جنوب تهران كه شيوه تربيت مستبدانه در خانواده‌هاي آن شيوع بيشتري دارد بيشتر از ساير مناطق است.

به گزارش خبرنگار پژوهشي خبرگزاري دانشجويان ايران( ايسنا) واحد علوم پزشكي ايران، دكتر«سيد محمد اسعدي» عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران و همكارانش كه در پژوهشي با بررسي «رابطه پس‌زمينه اجتماعي- فرهنگي با شيوه تربيتي والدين، موفقيت تحصيلي و سبك يادگيري فرزندان» به اين نتيجه دست يافته‌اند هدف از اين تحقيق را ارزيابي و آزمون تاثير متغييرهاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي بر شيوه تربيت فرزندان و نقش شيوه‌هاي تربيتي در

انديشه، رفتار و ميزان كارآمدي تحصيلي و اجتماعي آنان در خانواده‌هاي تهراني عنوان كرده‌اند.
اين پژوهش بر روي ۲۴۰ دانش آموز سال سوم راهنمايي اعم از ۱۲۰ پسر و ۱۲۰ دختر از مناطق ۳، ۱۱ و ۱۹ تهران انجام شده و براي ارزيابي پس زمينه اجتماعي- فرهنگي، چهار متغير محل سكونت خانواده، تعداد فرزندان، محل تولد والدين و ميزان تحصيلات والدين مورد ارزيابي قرار گرفته است. همچنين، شيوه تربيتي با پرسش نامه سنجيده شد و موفقيت تحصيلي با معدل نهايي دانش آموزان بررسي شد.

تحليل داده ها نشان داد شيوه تربيت مستبدانه در جنوب شهر شيوع بيشتري داشته و بين شيوه تربيت مقتدرانه و نمره‌هاي بالاتر تحصيلي فرزندان رابطه مثبت و معني داري وجود دارد.
به گزارش ايسنا، براساس يافته‌هاي اين بررسي در خانواده‌هاي تهراني پس زمينه اجتماعي- فرهنگي با شيوه تربيت فرزند رابطه دارد و خانواده‌هاي مناطق جنوب شهر بيشتر از رويكرد مستبدانه استفاده مي‌كنند. شيوه تربيت فرزند نيز به نوبه خود با سبك يادگيري و موفقيت تحصيلي فرزندان رابطه داشته و رويكرد مقتدرانه با موفقيت تحصيلي بيشتر در فرزندان همراه است.

بچه هايمان را باور كنيم:
يکي از جامع ترين تحقيقات حاکي از اين است که بيش از ۸۶درصد از دانش آموزان بويژه در مقطع دبستان و راهنمايي براي انجام تکاليف خود و موفقيت هاي مطالعه از والدين کمک مي گيرند.
مشخص شده دانش آموزان بيشترين درخواست کمک را در سنين ۹تا ۱۲ سال دارند. ۶۶ درصد از والدين در اين مرحله به فرزندان دانش آموز خود کمک مي کنند و ۵۹ درصد آنها چندبار در هفته و هر بار دست کم يک ساعت براي اين کار زمان مي گذارند.
بررسي ها نشان مي دهد در مقطع راهنمايي هفته اي ۳ساعت براي کمک به انجام تکاليف دانش آموزان توسط والدين کافي است.

گفتني است همکاري والدين در کمک به انجام تکاليف و مطالعه دانش آموزان لزوما به معناي موفقيت آنها در تحصيل نيست. پس بهتر است از وقتي که دانش آموزان به سن ۹ سال مي رسند و هنوز به دبستان مي روند والدين آنها را به مطالعه و پيشرفت هاي تحصيلي علاقه مند کنند و به تدريج مسووليت هاي درسي را به عهده خودشان بگذارند تا اين که پا به پاي آنها و در کنارشان درسها را مرور و تمرين حل کنند.

آموزش مهارت هاي تقويت فکر و حافظه و مديريت زمان نيز نقش قابل توجهي در اين ميان ايفا مي کند، زيرا در حال حاضر حجم مطالب و تکاليف افزايش يافته و چنانچه بتوان به دانش آموز ياد داد که چگونه زمان بندي کند تا به تکاليف خود برسد و در ضمن با علاقه مطالعه کند نتايج به مراتب مطلوب تر خواهد بود.

اما بسياري از والدين خواهان اين هستند که بدانند چگونه مي توانند موثرترين نقش را در اين کار داشته باشند تا دانش آموزانشان موفق تر باشند.
در اين خصوص مي توان به چند مورد اشاره کرد از جمله اين که: به جاي اين که شما براي فرزندتان مطالبي را بخوانيد و او گوش کند بهتر است جايتان را عوض کنيد. دانش آموزاني که در منزل و براي والدين به خواندن کتاب ، مجله، روزنامه و… مي پردازند در مدرسه عملکرد بهتري دارند.
وقتي دانش آموز مطلبي را برايتان مي خواند درباره چگونگي و مفاهيم آن با وي گفتگو کنيد تا درک مطلب و تفکر او نيز تقويت شود. از تلويزيون به نحو احسن استفاده کنيد.

ت متوالي پاي تلويزيون مي نشينند به مراتب کمتر از افرادي است که درنهايت روزي ۲ ساعت تلويزيون مي بينند. پس برنامه ريزي صحيحي براي تماشاي تلويزيون د

اشته باشيد. در ضمن انتخاب برنامه ها و محتواي آنها نيز بايد به دقت و با نظارت شما انجام شود.
براي کمک به فرزند دانش آموزتان يک برنامه ريزي درسي منظم داشته باشيد تا هر روز سر ساعات مشخص به انجام تکاليف خاص بپردازد و شما نيز طبق برنامه معين شده در زمانهاي مشخص به او کمک مي کنيد نه اين که مرتب و در هر درسي شما را صدا بزند تا کنارش باشيد و با او درسها را مرور کنيد.

براي مثال هفته اي ۳ روز سر يک ساعت معين به او کمک کنيد. با مدرسه و معلمان در تماس باشيد. منتظر نباشيد تا از طرف مدرسه براي شرکت در يک جلسه خاص دعوت شويد. با معلمان در تماس باشيد تا بدانيد فرزندتان در چه دروسي قوي تر و در کدام دروس ضعيف تر است که در برنامه ريزي هاي منزل وقت بيشتري را براي از ميان بردن نقاط ضعف اختصاص دهيد. زماني را براي گفتگو و نه سوال و جواب هاي گزارشي و خسته کننده با دانش آموز اختصاص دهيد.
براساس آمار بيش از ۷۲ درصد از دانش آموزان تمايل دارند درباره مسائل مختلف که بعضي نيز لزوما درسي نيستند و شايد محيطي و ارتباطي باشند با والدين صحبت کنند؛ البته در شرايطي آرام و دوستانه نه اين که دائم مورد انتقاد واقع شوند.

همين مساله مي تواند موجب صميميت بيشتر دانش آموزان با والدين شده و انگيزه آنها را به تحصيل افزايش دهد. براي کمک به تحصيل فرزندانتان بايد از شيوه هاي معلمان در کلاس نيز آگاه باشيد تا هماهنگ با آن عمل کنيد. در غير اين صورت ممکن است اقدام به شيوه خودتان موجب بروز اختلاف و سردرگمي در روشهاي مدرسه شود. در دسترس باشيد، اما در هنگام لزوم عمل کنيد.
گاهي متاسفانه برخي والدين به دليل توجه بيش از حد به دانش آموز مرتب هنگام درس خواندن به او سر مي زنند و از او مي پرسند صفحه چندم است و اوضاع چگونه پيش مي رود و تمرکز او را بر هم مي زنند.

کارشناسان توصيه مي کنند که والدين در دسترس و در صورت امکان در منزل باشند، اما مشغول کارهاي خود باشند تا دانش آموز نيز در آرامش به درسهاي خود برسد. مي توانيد از منابع جالب و سرگرم کننده غيردرسي براي کمک به فرزند دانش آموزتان کمک بگيريد. در عين حال نکاتي هم هست که والدين هنگام برنامه ريزي درسي براي فرزندان خود مدنظر داشته باشند تا نتيجه بهتري به دست آيد:
شيوه هاي قضاوت:
والدين بايد شيوه هاي مناسبي را براي برخورد با فرزندان پيش بگيرند و آنها را از آغاز سال تحصيلي رعايت کنند.
يکي از اين موارد ملاک قرار ندادن نمرات براي قضاوت در مورد دانش آموزان است.
آرامش ، لازمه مطالعه موفق براي دانش آموزان است و چنانچه نمره ملاک ارزيابي اين مطالعه باشد به جاي آرامش موجب اضطراب مي شود.

چنانچه والدين از دانش آموزان بخواهند که به طور دائم مشغول درس خواندن باشند و نمرات عالي بگيرند آرامش را که لازمه مطالعه موفق است از فرزندانشان خواهند گرفت.
عوامل موثر بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان:
سازمان آموزش و پرورش
يكي از عاملهاي بسيار مهم در تكوين شخصيت نوجوان و جوان مدرسه مي باشد. مدرسه بعد از خانواده مهمترين نقش را در فرايند اجتماعي كردن نوجوان به عهده دارد. مدرسه از طريق آموزش مهارتهاي علمي و فني و فراهم آوردن زمينه همكاري گروهي و مسئوليت پذيري نوجوان و جوان موجبات رشد همه جانبه و متعادل شخصيت آنان را فراهم مي سازد.
گرچه مدارس وقت خود را صرف ايجاد آمادگي در نوجوانان و جوانان به منظور كسب مدارج عالي تحصيل مي كنند با وجود اين بسياري از نوجوانان بدون دريافت مدارج عاليه مستقيما به زندگي وارد شده و چون فاقد آمادگي لازم براي ورود به آن مي باشند. احساس شكست و درماندگي نموده به بهداشت و سلامتي رواني آنان آسيب وارد مي شود. علاوه بر آن فاكتورهاي ديگري نيز وجود دارد كه در موفقيت و يا عدم موفقيت دانش آموزان در مدرسه و در نتيجه در زندگي آينده آنها تاثير دارد كه به ذكر پاره اي از آنها مي پردازيم.
تاكيد بر رشد عقلاني:
در حالي كه هدف تعليم و تربيت تاكيد بر رشد عقلي توام با رشد عاطفي، سازگاري نوجوان و جوان با خود و ساير افراد خانواده اش مي باشد. مدارس تنها بر جنبه عقلاني تاكيد مي نمايند و اين باعث مي شود كه جوانان تك بعدي و ناموزو به بار آيند.

جو عاطفي مدرسه:
جو عاطفي مدرسه نيز در پيشرفت تحصيلي شاگردان تاثير دارد. تحقيقات نشان داده كه دانش آموزان در جوي كه فشار رواني كمتري داشته باشد. جوي كه در آن راهنمايي شده و احساس امنيت كنند، بيشتر سود مي برند.