بررسي پوسيدگي طوقه و ريشه خربزه

بررسي پوسيدگي طوقه و ريشه خربزه (بوته ميري) در استان خراسان
پوسيدگي طوقه و ريشه خربزه (بوته ميري) يکي از مهمترين بيماريهاي اين گياه محسوب مي‌شود که همه ساله خسارت زيادي به کشاورزان وارد مي‌سازد. براي تعيين و شناسائي عامل بيماري بوته ميري خربزه در استان خراسان طي سالهاي ۱۳۷۴-۷۵ از مناطق عمده کشت خربزه در مراحل مختلف رشد گياه نمونه‌برداري به عمل آمد. با کشت ساقه و ريشه گياهان آلوده در محيط هاي

کشت PDA و CMA، چندين گونه قارچ جداسازي گرديد که بيماريزائي آنها براساس اصول کخ به سه روش : -۱ کشت روي محيط ماسه – بذر گندم -۲ مايه‌زني سوسپانسيون اسپور به خاک استريل در پاي گياهان سالم و -۳ روش فرو بردن ريشه گياهان سالم در سوسپانسيون اسپور (Root – Dip) مورد بررسي قرار گرفت و سه گونه قارچ زير به عنوان عوامل پوسيدگي ريشه و طوقه خربزه (بوته ميري) از استان خراسان گراش مي‌شود: -۱ Fu

sarium oxysporum schlecht. F. sp. melonis snyder & hansen. -2 Phytophthora drechsleri Turker. -3 Pythium aphaniddermatum (Edson) fitz. گونه‌هاي اول و سوم از کليه مناطق کشت خربزه در استان خراسان جدا گرديده، و هر کونه دوم از مزارع خربزه شهرستان‌هاي مشهد، تربت‌حيدريه و تربت‌جام جداسازي شد. همچنين گونه اول (F. oxysporum) به عنوان مهمترين عامل بيماري بوته ميري خربزه در استان خراسان معرفي مي‌گردد. جداسازي مکررFusarium oxysporum F. sp. melonis از اندامهاي هوائي گياهان آلوده (ساقه، دم برگ و دم گل) نشان داد که عامل بيماري مي‌تواند در داخل سيستم آوند چوبي گياه حرکت نموده و اندامهاي مختلف گياه را آلوده سازد که يکي از شاخص‌ترين علائم بيماري ايجاد شده توسط اين گونه پژمردگي يک طرفه گياه مي‌باشد. شدت آلودگي بيماري پوسيدگي ريشه و طوقه خربزه در مناطق مختلف کاشت آن اندازه‌گيري شد و شهرستان سرخس با ميانگين ۲۰/۶۴ درصد و شهرستان مشهد با ميانگين ۳۳/۲۰ درصد به ترتيب کمترين و بيشتر مقدار آلودگي را دارا بودند. آزمايش اثبات بيماريزائي قارچ Fusarium روي ماسه – بذر گندم نشان داد که F. oxysporum مي‌تواند با حمله به گياهچه خربزه قبل از خروج از خاک باعث مرگ گياهچه و پوسيدگي بذر خربزه شود.

آفتهای خربزه
عروسک خربزه Rhaphidopalpa foveicollis
عروسک خربزه که برخی زارعین آن را با کفشدوزک خربزه اشتباه میگیرند در ایران اولین بار در سال ۱۳۱۷ توسط افشار شرح داده شده است. این حشره سوسک قرمز رنگ درازی است که از اوایل بهار در مزارع خربزه و هندوانه ظاهر شده و تا آخر فصل تابستان در مزرعه حضور دارد.
شکل شناسی:
حشره کامل سوسکی بطول ۷-۵/۶ میلی متر می باشد. رنگ آن قرمز روشن .به استثنای زیر سینه میانی و عقبی و زیر شکم که سیاه رنگ است .چشمها و قطعات دهانی نیز سیاه میباشد .شاخکها یازده مفصلی وبین دوچشم فرو رفته است .مفصل اول طویل تر وکلفتر از سایر مفاصل است .پنجه پاها هم دارای چهار مفصل می باشد.لبه بالایی سینه اول شیار اریبی دارد که حشره را کاملا مشخص میگرداند.ضمنا آخرین بند شکمی حشره نر از سه قسمت تشکیل یافته است .تخم حشره بیضوی زرد رنگ وطول آن ۰٫۶میلیمتر میباشد .لارو استوانه ای شکل دراز وبه رنگ زرد لیمویی است در حالت کامل طول آن به پانزده میلیمتر وعرض آن به ۱٫۵ میلیمتر میرسد.
پشت سر لاروسیاه وزیر آن زرد رنگ است بند نهم شکمی لارو سخت شده وزیر آن حاشیه مقعد بصورت پستانکی بیرون زده است وبه کمک همین زائده ، لاروخود را به اشیائ محکم نگه میدارد ودر واقع زائده مزبور حکم پای کمکی را برای لارو دارد.
مناطق انتشار:
عروسک خربزه در تمام کشورهای حوزه مدیترانه شیوع دارد وعلاوه بر این تا کنون از کشورهای پرتغال، جنوب شوروی ،افریقای شمالی، ایتالیا، یونان، ترکیه واسرائیل گزارش شده است در ایران این آفت تا کنون از اطراف تهران، فارس ،کرمان ،کرمانشاه ،سمنان ،اصفهان گزارس شده است.
طرزخسارت:

این آفت به گیاهان خانواده کدویان حمله کرده به طوریکه ریونی مینویسد آفت در درجه اول به خیار وخربزه ودر درجه دوم به هندوانه وکدو رغبت دارد.
حشرات کامل آفت راممکن است در مزارع شبدر مشاهده کرد وتغذیه حشرات کامل را روی گوجه فرنگی وذرت نیز ملاحظه نموده است اما در هر حال لارو آفت فقط از کدویان تغذیه میکند .سوسکها از اوایل بهار به بوته های جوان خربزه یا دیگر میزبانهای خود حمله کرده وروی برگها، جوانه نتیجه این حمله به کلی از بین میروند.
بوته های بزرگتر در برابر حمله آفت مقاومت نموده وحشره بیشتر از جوانه ها وگلها تغذیه میکند.مهمترین خسارت عروسک خربزه مربوط به لاروهای آن میباشد که به ریشه حمله نموده و بوته ها را خشک مینماید و در مزارعی که شدیدا مبتلا هستند هر روز عده ای از بوته ها را پلاسیده و خشک میشوند با حمله لارو به ریشه و زخمی نمودن آن راه برای ورود و حمله باکتری ها و قارچ ها نیز فراهم میشود و بدین وسیله بوته زودتر از پا در می آید . لاروهای آفت علاوه بر ریشه ممکن است به میوه های جالیز که روی خاک قرار دارند حمله کنند و با جویدن پوست آن وارد آن گردند
زیست شناسی:
عروسک خربزه زمستان را بصورت حشره کامل و به حالت دیاپوز زیر برگ های ریخته. علف های هرز در زیر شکاف درختان یا زیر کلوخه هاو پناه گاههای دیگر بسر می برد.
در اوایل فروردین ماه سوسک هاشروع به فعالیت نموده و در ساعات گرم روز پرواز نموده و اگر گیاهان جالیزی هنوز در منطقه وجود نداشته باشند از برگ سایر گیاهان تغذیه میکنندو به محض بیرون آمدن بوته های خربزه ،هندوانه و طالبی به برگ های این گیاهان حمله میکنند . از اواخر فروردین ماه حشرات نر و ماده جفتگیری نموده و هر حشره ماده ۱۶ -۷۰۰ عدد و بطور متوسط ۳۰۰ عدد تخم می گذارد که بتدریج بطور انفرادی و یا در دسته های کوچک در پای بوته میزبان و و نزدیک طوقه داخل خاک قرار میدهند.تخم ها در حرارت مناسب پس از ۹-۱۴ روز تفریخ می شوند.در رابطه با حرارت ،
دوره جنینی تخم فرق می نماید بدین ترتیب که در حرارت ۳۰-۲۷ درجه سانتی گراید ۱۲-۹ روز و در حرارت ۲۳-۲۱ درجه ۱۵ روز طول میکشد.تخمها در حرارت زیر ۲۰ درجه سانتی گراید هرگز تکمیل و تفریخ نمی شوند .
لاروها پس از خروج از تخم وارد خاک شده و روی ریشه به تغذیه میپردازند.طبق برسیهای به عمل آمده داخل ریشه فقط لاروهای نیمه کامل ویا کامل را میتوان مشاهده نمود و لاروهای جوان به هیچ وجه در مزرعه دیده نشده است ، به عبارت دیگر وضع فعالیت و تغذیه لاروهای جوان در مزرعه معلوم نیست (ریونی ۱۹۶۲) .پاولاکوس با پرورش سنین مختلف لاروی روی تکه های خربزه ،مشاهده نمود که لاروها ابتدا ۳-۲ روز در سطح تغذیه نموده و بعدا به داخل نسوج نفوذ مینمایند.طبق مطالعه همین کارشناس لارو عروسک خربزه قبل از آنکه وارد مرحله شفیرگی شود سه بار جلد عوض می نماید و مدت لاروی نیز ۲۹ روز طول میکشد.لاروها قبل از آنکه تبدیل به شفیره شوند ریشه را ترک کرده و در خاک در داخل لانه هایی شفیره می گردد. مدت شفیرگی ۱۰-۸ روز به طول می انجامد. در مورد تعداد نسل عروسک خربزه در نشریات خارجی و ایرانی تناقض دارد. دواچی (۱۳۲۸) برای این آفت یک نسل و در شرایط مساعد ۲ نسل ذکر میکند و زاهدی( ۱۳۴۶) در نواحی گرمسیر تا ۵ نسل و در مناطق دیگر ۳-۲ نسل در سال مینویسد.
(ریونی ۱۹۶۲) نیز تعداد نسل آفت را در یونان ۱ نسل ودر شرایط مختلف اسر

اییل ۴-۲ نسل می نویسد.لازم است در ایران تحقیقات بیشتری بخصوص در زمینه تعین تعداد نسل آفت در نواحی مختلف آلوده به آفت صورت گیرد.
یکی از عوامل محدود کننده تفریخ تخم و فعالیت لارو کمبود رطوبت میباشد و در مزارعی که کمتر آبیاری میشود آفت چندان خسارت وارد نمیرساند.
روش پشته کاری و آبیاری نشتی مزرعه نقش عمده ای در کاهش خسارت آفت دارد و بر عکس در مزارعی که جالیز بصورت کرتی کاشته شده رطوبت کافی برای تفریخ تخم و فعالیت لارو ها وجود دارد و خسارت آفت بمراتب بیشتر می باشد . تا قبل از ممنوع شدن سموم کلره از د. د. ت برای سمپاشی مزرعه استفاده می شد و امروزه از سموم فسفره که اغلب برای مبارزه با سایر آفات جالیز بالاخص شته و کفشدوزک جالیز بکار می رودمی توان استفاده نمود . برای مبارزه با لارو آفت در خاک نیز سموم فسفره گرانول را می توان در سطح مزرعه و یا اطراف بوته ها پاشید.

حمله آفتها به خربزه
به گفته خربزه كاران، مگس خربزه مهمترين آفتي است كه در سالهاي اخير به جان اين محصول افتاده است اين حشره وقتي ميوه خربزه تازه پاگرفته – سيبچه شده است – ميوه نورس را نيش مي زند و تخمهايش را از طريق نيش به درون ميوه مي فرستد.
كشاورزان از آفت ديگري هم نام مي برند كه اگرچه از قديم ديده مي شده، در اين سالها اما شيوع پيدا كرده و بيشتر شده است. «سرخرطومي ها» دم ميوه را قطع مي كنند تا شيره گياه نتواند به ميوه برسد. حشره ماده هم در درون ميوه تخم ريزي مي كند و ميوه نارس خربزه كه ديگر شيره گياه هم به آن نمي رسد، مكان مناسبي براي رشد لاروهاي سرخرطومي تبديل مي شود. همزمان با رشد سرخرطومي ها در درون خربزه، ميوه از رشد مي افتد و آرام آرام مي پوسد.
سمپاشي ظاهراً مهمترين روشي است كه كشاورزان براي مقابله با اين آفتها به كار گرفته اند. «ديازنون» سم مناسبي است كه با يكي، دوبار استفاده، از آن، آفت مگس خربزه از بين مي رود. البته اگر در بازار پيدا بشود و قيمت گران آن، در توان كشاورزان محلي باشد.
«اكامد» هم سمي قوي تر است و در بازار ليتري ۲۸ هزارتومان معامله مي شود كه اگر تاريخ گذشته و تقلبي نباشد، آفتها را از بين مي برد. كشاورزان البته با دقت و با استفاده به حرفهاي كارشناسان كشاورزي توضيح مي دهند كه اين سموم، عملاً در ميوه خربزه تأثيري ندارد و آن را آلوده نمي كند.
گويا سالهاي گذشته درج اخبار نادرست درباره سمي بودن خربزه ها، ضرري به خربزه كاران زده است كه هيچ مگس خربزه اي هم نمي توانست آن را به وجود آورد.

* محصولي كه پس از توليد حيف مي شود
با وجود ضرر و زيانهايي كه آفتهاي خربزه در اين سالها به اين محصول مهم وارد كرده اند، بخش عمده اي از خربزه ها نه در مسير توليد، بلكه پس از آن، آسيب ديده و از بين مي رود.
يكي از كشاورزان توضيح مي دهد: از هر ۵ تن محصول اگر ۵/۱ تن بار مرغوب هم به بازار مصرف برسد، باز ما خوشحال خواهيم بود. او توضيح مي دهد: برداشت مح

صول خربزه توسط كارگران و دستي انجام مي شود، كه همين خود، سبب آسيب ديدن اين ميوه مي شود.
بخش ديگري از خربزه ها نيز در هنگام بارگيري آسيب مي بيند، بخشي هم در طول راه. خريداران هم در ميدان بار محصولات را نه به صورت يكجا، بلكه به صورت تك چين

، مي خرند در اين ميان بخش عمده اي از محصول كشاورز كه حاصل چند ماه رنج و تلاش اوست عملاً حيف و ميل مي شود. كشاورزان در زمينه فعاليتها و كمكهاي جهاد كشاورزي در اين بخش مي گويند: بخش عمده اي از فعاليتهاي جهادكشاورزي در اين

سالها به كلينيكهاي خصوصي واگذار شده است و كشاورزان بايد با پرداخت هزينه هاي مختلف از اين امكانات بهره مند شوند.
امكاناتي كه كشاورزان، گاه به ناچار، عطايش را به لقايش مي بخشند. سموم دفع آفات نباتي هم كه توسط جهاد كشاورزي توزيع مي شد، به همين كليني

كها ارجاع شده و كشاورزان بايد نيازهاي حياتي محصول خود را از اين كلينيكهاي خصوصي دريافت كنند. كشاورزان با اين همه همچنان تأكيد مي كنند اگر سم مناسب در بازار موجود باشد – كه نيست – بدون ترديد هرطوري شده تهيه خواهند كرد.
* عوارض شهرداري، معضل تازه خربزه كاران
كشاورزان توضيح مي دهند شهرداري در اين سالها از كاميونهايي كه براي بارگيري خربزه به تربت جام مي روند عوارض مي گيرند. كاميون داران هم اين عوارض را بي كم و كاست روي هزينه بارگيري گذاشته و از كشاورز مي گيرند.
اين عوارض در سالهاي قبل به ازاي هركيلو خربزه ۱۸ تا ۲۰ تومان بوده كه با پيگيري و پافشاري كشاورزان به ۲ تا ۳ تومان كاهش پيدا كرده است، اما كشاورزان همچنان معترضند كه چرا اين عوارض از كاميونهاي حمل چغندر يا گوجه فرنگي گرفته نمي شود و تنها گريبانگير خربزه كاران است.
• مشكل كشاورزان، شيوه كاشت است
• مهمترين مشكل كشاورزان مشكل فرهنگي است.
كشاورزان هيچ گاه سعي نمي كنند كشت و كار خود را براساس اصول علمي تنظيم نمايند.
كشاورزان با وجود آنچه به نظر مي آيد، آدمهاي پر مشغله اي هستند. يك كشاورز ممكن است در يك سال زراعي ۳ تا ۴ كشت مختلف را در دست داشته باشد، علاوه بر آن به احشام خود هم برسد و از آنها مراقبت كند.
: كشاورزان بايد كار خود را علمي كنند و در امر كشاورزي علم و دانش خود را افزايش دهند.
اگر كشاورزان از نظرات كارشناسان كشاورزي استفاده كنند درآمدشان ۲ تا ۳ برابر افزايش پيدا خواهد كرد.رسولي زاده درباره كشت و كار خربزه در تربت جام به آفتهاي نباتي اشاره كرده و آنها را مشكل مهم خربزه كاران مي داند، اما معتقد است بسادگي و با توجه به دو نكته كارشناسي مي توان با اين آفتها مقابله كرد.
در محصول خربزه هرسال بيش از ۵/۲ تن كنه

كش مصرف مي شود كه هر ليتر آن در بازار تا ۳۰ هزارتومان معامله مي شود. اما به جاي كنه كشها مي توان از سم گوگرد استفاده كرد كه هر كيلوي آن كمتر از ۱۰۰ تومان بوده و عملكرد آن اگر از كنه كش ها بهتر نباشد، بدتر نيست.
در مورد اصلاح بذر خربزه :اصلاح بذر عملياتي است كه اداره جهاد كشاورزي تنها براي محصولات استراتژيك مثل گندم اجرا مي كند و محصولاتي مانند خربزه از اين چارچوب بيرون مي ماند.
ظاهراً يك بذر مرغوب از سال ۱۳۷۶ توسط يك

پژوهشگر داخلي توليد شده و تنها به اين دليل كه نام مناسبي براي آن پيدا نشده توزيع نشده است.
آيا درست است نتيجه يك تحقيق قابل توجه را فقط به خاطر نبود اسم مناسب نگه داشت.
كلينيكهاي خصوصي، با وجود واگذاري عمده امور كشاورزان به آنها، چندان تجهيز نشده اند و در عمل نمي توانند نيازهاي كشاورزان را به خوبي تأمين نمايند.
در همه كلينيكهاي كشاورزي در تربت جام حتي يك گياه پزشك وجود ندارد و كساني كه در اين كلينيكها كار مي كنند، تجربي هستند.