بررسي پيامدهاي مهاجرت و علل و عوامل آ‌ن در مبداء و مسائل و مشكلات

مقدمه
يكي از موضوعات مورد توجه انديشمندان علوم انساني و بخصوص جامعه شناسان كه در قرن حاضر از اهميت خاصي برخوردار مي باشد ، بررسي عوارض مختلف ناشي از مهاجرتهاي بين المللي و تاثير آن درجامعه مقصد و خود مهاجرين است . بر همين اساس چشم انداز متفاوتي در رابطه با فرآيند مهاجرت وجود دارد ، كه هركدام ازاين ديدگاه ها مدل خاصي ، جهت مهاجرت ارائه مي كنند.

در مدل اول ، مهاجرت را :‌‌ (( يك حركت عقلاني و هدفدار به منظور يافتن مكاني براي كار و زندگي تصور ميكنند )) .
در مدل دوم :
(( مهاجرت پاسخي غيرارادي به شرايطي است كه مهاجر را به نقل مكان سوق مي دهد كه احتمالاً حركت او بدون در نظر گرفتن راههاي ديگر است )) .
بنابراين دو مدل مهاجرت پويا وناپويا وجود دارد ك

ه گاهي عملاً درهم مي آميزد . با پذيرش اين واقعيت كه پيامدها و يا عوارض مهاجرت از علت مهاجرت جدا نمي باشد ، مي توان اذعان داشت كه مهاجرت ، پديده اي است كه سازمان اجتماعي را تحت تاثير قرار مي دهد . يكي در مبداً وديگري در مقصد .
در نظر مهاجر شكل محروميت از هدفهاي بسيار با ارزش فرق مي كند ، از زمانيكه جمع نتواند به وسايل حصول به آن هدفها در داخل سازمان اجتماعي خود دست يابد ، چنانچه احساس كند كه منابع لازم براي رفع محروميتهايش در خارج از سازمان اجتماعي وجود دارد ، در آن صورت احتمالاً مهاجرت مي كند. در چنين وضعيتي مهاجر در مقصد به ندرت مي تواند به تمام اهداف و آرزوهاي

خود برسد ، اين ناكامي خود مي تواند عوارض مختلف اقتصادي ، رواني ، اجتماعي و حتي فرهنگي در جامعه مقصد برجاي بگذارد. اگر بپذيريم كه پيامد هاي مهاجرت بر هر سه سازمان اجتماعي ، يعني سازمان اجتماعي مهاجران ، سازمان اجتماعي مبداء و سازمان اجتماعي مقصد اثر مي گذارد ، بطور قطع ميزان اين تاثير يكسان نبوده و به مجموعه اي از متغير هاي مختلف ربط دارد .
البته تعيين جزء به جزء همه پيامدهايي كه ممكن است هر مورد مهاجرت داشته باشد ، اگر نه يك كار محال ، حداقل كار دشواري است . با اين حال معتقديم كه اين تصور و برداشت كه نظام  عمل ميكنند و ابزارهاي مفيدي است ، براي سازماندهي پژوهش جامعه شناختي در باره پيامدهاي مهاجرت .

فصل اول : كليات

۱-۱- طرح وبيان مسئله
بطور كلي مهاجرت بعنوان تغيير مكان دائمي يا موقت تلقي مي شود . هيچ محدوديتي به ساخت حركت با اختياري و اجباري بودن ماهيت اين عمل و هيچگونه تفاوتي بين مهاجرت داخلي و خارجي وجود ندارد . بنابراين حركت از يك آپارتمان به آپارتمان ديگر نيز در شمار مهاجرت، همانند حركت از يك شهر در يك كشور به شهري در كشور ديگري محسوب مي شود . اگرچه بديهي است شروع ونتايج چنين حركاتي بطور گسترده با يكديگر تفاوت دارند ، با اين وجود اين تعريف تمامي انواع حركات ساختي را در بر نميگيرد . براي نمونه تحركات چادرنشينان و كارگران مهاجر ، براي كساني

كه محل اقامت دائمي ندارند و دائماً تغيير مكان مي دهند ( كساني كه تابستان به كوهستان مي روند ) استثناء شده اند در هر صورت خواه حركات ، مسافتي كوتاه و خواه بلند ، آسان يا سخت باشد ، هر عمل مهاجرتي مستلزم يك مبداء۱ يك مقصد ۲ و مجموعه اي از عوامل بازدارنده ۳ مي‌باشد۴ .
از ميان عواملي كه در تصميم به انجام مهاجرت و فرآيند آن موثر هستند ما در بحث بررسي پيامدها يا عوارض مهاجرت خارجي ، به چهار عامل موثر در عمل مهاجرت يعني ۱- عوامل موجود در حوزه ي مبداء ۲- حوزه مقصد ۳- عوامل بازدارنده ۴- عوامل شخصي را مدنظر قرار داده ايم .

روشن است كه مجموعه عوامل مثبت و منفي در مبداء و مقصد براي مهاجر يا مهاجرين آينده با همديگر متفاوت است . در عين حال ممكن است طبقاتي از مهاجرين را كه به گونه مشابهي به مجموعه عوامل عمومي در مبداء و مقصد واكنش نشان ميدهند از يكديگر تفكيك كنيم ، بطور دقيق نخواهيم توانست به ميزان تاثير گذاري مجموعه عوامل خاصي كه بر مهاجرت تاثير دارند را مشخص نمائيم . مي دانيم مهاجران مقصدي را جستجو مي كنند كه خواسته هاي اجابت نشده‌ي آنها برآورده شود ، سازمان اجتماعي آنجا تا حد امكان شبيه سازمان اجتماعي مبداء باشد . منظور اين است كه مهاجران ترجيح مي دهند در وضعيتي جابجا شوند كه درسازمان اجتماعي ايشان ، يعني در انگاره‌هاي دروني شده رفتار آنان كمترين دگرگوني و آشفتگي پديد آيد . بديهي است كه

درفرآيند انتخاب ، ارزشها نقش مهمي ايفا ميكنند (( مثلاً در تعيين اينكه چه عناصري از سازمان اجتماعي مبداء مي تواند به خاطر حركت فدا شود ))۱
مي‌توان وضعيتي را تصور كرد كه در آن اهداف مهاجر در اولين قدم برآورده نشود ، لاجرم مهاجران ممكن است بطور لفظي در دو دنيا به سر برند و پيوستگي موقت را هم به مبداء و هم به مقصد حفظ كنند . ممكن است برنامه ي مهاجرت دوم به جاي ديگر را بريزند ، حتي ممكن است سرخورده به مبداء باز گردند. و بالاخره ممكن است ارتباط خود را با ميراث فرهنگي و سازمان اجتماعي خود ناگهان قطع كنند وفرهنگ و سازمان جديد را بپذيرند . اين درحالي است كه پيامدهاي مهاجرت بر هرسه سازمان اجتماعي يعني سازمان اجتماعي مهاجران ، سازمان اجتماعي مبداء و سازمان اجتماعي مقصد اثر مي گذارد .
در اين ميان تغييراتي در نظام مهاجرت روي مي دهد كه به نوبه ي خود در سازمان اجتماعي جمع مهاجر به صورت نظري در نظامهاي فرهنگي ، اجتماعي و شخصيتي ( رواني ) تغييراتي را موجب مي شود . ليكن همه تغييرات ناشي از مهاجرت لزوماً معلول مهاجرت نيستند ، اين موضوع بايد به طور تجربي و با بهره گيري از رهنمودهاي مناسب و محدود نظري از نوع ميان گستر مشخص و توصيف شود .
توجه به پيامدهاي فوق از مدلهاي نظري جامعه شناختي استفاده لازم بعمل آيد . قبل از پرداختن به مدلهاي نظري به پاره اي از ديدگاه ها و نظريات موجود در زمينه مهاجرت پرداخته و سپس با بهره گيري از مدلهاي نظري مذكور به تبيين مسئله مورد پژوهش مبادرت خواهيم نمود .

۲-۱- ضرورت تحقيق و اهميت موضوع
مهاجرت يكي از مسائل اساسي و عمده مورد نظر جامعه شناسان و كارگزاران حكومتها در قرن حاضر است، بررسي پيامدهاي مهاجرت و علل و عوامل آ‌ن در مبداء و مسائل و مشكلات مربوط به سازگاري مهاجرين در مقصد مشكلاتي را براي مهاجرين بوجود آورده است . مهاجريني كه با داشتن زن و فرزند بنا به دلايل سياسي ، مذهبي ، اقتصادي ، خانه و كاشانه خود را ترك مي كنند و در صورتي هم كه امكان بازگشت براي آنان وجود نداشته باشد ، مسلماً تحت افكار و عقايد ساكنان آن كشورها نيز قرار ميگيرند .
حال آيا الگوهاي رفتاري آنها تغيير مي كند ؟ كه اگر تغيير كند به چه ميزان ؟ از طرفي آيا اين تغيير بر روي خانواده و بستگان آنها تاثير داشته يا خير ؟
ساختار اجتماعي در اين ميانه چه تاثيري از اين حركت مي پذيرد ؟ آيا اعضاي اين جمع ( مهاجرين ) كه بدون توجه به واقعيات يعني ساخت اجتماعي و فرصتها دست به مهاجرت زده اند در دگرگوني نظام اجتماعي مقصد نقشي ايفا مي كنند ؟
بدين لحاظ مي توان گفت : شناخت پيامدهاي مهاجرت بين المللي در زمينه هاي مختلف اقتصادي اجتماعي، فرهنگي و رواني امري كاملاً ضروري بوده و با توجه به مرزي بودن منطقه تركمن صحرا و افكار مردم اين ناحيه در معرض امواج راديويي و تلوزيوني كشورهاي هم جوار قرار دارند ، از اهميت خاصي برخوردار مي باشد . از طرفي مي دانيم افراد مهاجر همچون پل ارتباطي ميان عناصر دو فرهنگ هستند . اينگونه افراد مسلما ً درصورت بازگشت به سرزمين خود عناصر فرهنگي اخذ شده از جامعه ميزبان را به همراه خواهند داشت و همين امر ممكن است باعث ايجاد عدم تعادل در رفتار اجتماعي آنها گردد .
۳-۱- اهداف تحقيق
اساساً مهاجرت يك پديده اجتماعي در كليه جوامع بشري بوده و همه جوامع به نوعي با اين پديده مواجه هستند ، برخي مهاجر فرصت و برخي مهاجر پذيرند ، در بسياري از كشورها نيز به علل گوناگون مهاجرت بين نواحي و مناطق مختلف آن كشور وجود دارد كه مهاجرت روستايي- شهري ، نسبت عمده و اصلي مهاجرت ها را تشكيل مي داده است . ۱
در كشور ما نيز مهاجرت بين مناطق روستائي و شهري در چند دهه قبل روند رو به رشدي داشته كه بعد از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي و توجه به روستاها و نياز هاي روستائيان اين روند كند شده ، اما هنوز ادامه دارد . از طرفي مهاجرتهاي بين المللي ، بين نواحي مركزي كشور به كشور هاي مجاور نيز از قديم الايام وجود داشته ، از جمله مهاجرت قزاقها به منطقه تركمن صحراي ايران مي باشد هرچند كه اكثريت قريب به اتفاق آنها ، ارتباط مداوم با اقوام وبستگان خود در كشور مبداء تا قبل از فروپاشي شوروي سابق نداشتند ، اما از سال ۱۹۹۱ كه اتحاد جماهير شوروي سابق از هم پاشيد و جمهوري هاي آن از جمله قزاقستان مستقل شد ، همه ساله به ايران مهاجرت مي كنند و يا اينكه اينها به ديدن اقوام و بستگان خود در آن سوي مرزها مي روند . ۲
با توجه به بررسيهاي اوليه دريافتم كه ديدگاه ها و رويكردهاي نظري گوناگوني در مورد مهاجرت ، علل و پيامدهاي آن وجود دارد ، برخي از محققان به علل و عوامل مهاجرت توجه داشته و به بررسي در اين خصوص پرداخته اند و برخي ديگر به پيامدهاي آن توجه كرده اند كه گروه دوم د

ر اقليت بوده و مطالعات اندكي در اين خصوص صورت گرفته است . در اين پژوهش سعي بر اين خواهد بود كه هم علل و عوامل مهاجرت بررسي گردد و هم پيامدهاي آن مد نظر قرار بگيرد .آنچه كه از گفتار علماي اجتماعي و توسعه بر مي آيد ، مهاجرت داراي پيامدهاي گوناگون اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي و رواني مي باشد كه هر كدام بنا به موقعيت جامعه مهاجر پذير ، در زماني برجستگي و نمود بيشتري مي يابند .

بيشتر مطالعات انجام شده به بررسي مهاجرين مبداء پرداخته اند ، طبعاً پيامدهاي اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي را در ارتباط با جامعه مبداء در نظر داشته اند ، چيزي كه در اين تحقيق كمتر مراد و منظور است و به دلايل گوناگون كه مهمترين آن عدم دسترسي به جامعه مبداء مي باشد ، انجام اين امر در آن جامعه امكان پذير نيست ، از طرف ديگر جامعه آماري ما كساني هستند كه ((بنه كن )) دست به مهاجرت نزده اند ، بلكه بعضي از اقوام و بستگان و اعضاي خانواده آنان در جامعه مبداء بوده و بدين لحاظ چنانچه تحت تاثير فرهنگ ، آداب و رسوم ، ايده ها و آمال و آرزوهاي موجود در جامعه مقصد قرار گرفته باشند ، مي توانند وسيله اي براي انتقال موارد فوق الذكر به جامعه ي مبداء باشند . لذا هدف ما در اين تحقيق :
اولاً : يافتن انواع پيامدهاي مهاجرت چون ، پيامدهاي اجتماعي ، فرهنگي و رواني ناشي از مهاجرت قزاقها به منطقه تركمن صحرا برخورد آنان و منطقه است .
ثانياً : علل و عوامل مهاجرت روشن گردد .
ثالثاً : همانطور كه مي دانيم انواع پيامدهاي فوق الذكر داراي وزن و ارزش همانند نبوده ، هر كدام به نوعي و در زمان خاص تاثيرات بيشتر يا كمتري روي جامعه مقصد و حتي روي خود مهاجرين دارند ، لذا سومين هدف ما در اين تحقيق اين است كه وزن هر كدام از عناصر مذكور را در ايجاد هماهنگي مهاجرين يا ناسازگاري آنها ، فرهنگ پذيري ، انزوا و … را با جامعه مقصد بدست آورده و ميزان اثرگذاري هر كدام را معين كنيم .

 

۴-۱-تنظيم و تدوين فرضيات تحقيق
بزعم صاحب نظران ، مهاجرت كه داراي كاركردهاي آشكاري است ، داراي كاركرد و يا پيامدهاي پنهان نيز مي باشد ، اين پيامدها در زمينه هاي اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي و رواني مي تواند مورد بررسي قرار بگيرد .
۱- بين سازگاري مهاجرين و پايگاه اجتماعي افراد رابطه وجود دارد .
اولين فرضيه تحقيق رابطه بين سازگاري اجتماعي و پايگاه اجتماعي مهاجرين است . زيرا بنظر مي رسد پايگاه اجتماعي مهاجرين مي تواند بر سازگاري اجتماعي آنها اثر گذارد . شاخصهاي مو

رد استفاده جهت سنجش پايگاه اجتماعي مهاجرين شغل و سواد و درآمد است كه در قسمت آزمون فرضيه ها به بررسي تاثير هر يك از شاخصهاي مذبور مي پردازيم .
۲- بين سازگاري اجتماعي و آگاهي اجتماعي مهاجرين رابطه وجود دارد .
منظور از اين فرضيه اين است كه هرچه ميزان آگاهي اجتماعي افراد بيشتر باشد ، به سازگاري بيشتري دست خواهند يافت . ميزان آگاهي اجتماعي به اين معني است كه فرد تا چه اندازه با دنياي پيرامون خود در ارتباط بوده و چه ميزان با وضعيت دنياي جديد آشنايي و شناخت دارند . عناصر تشكيل دهنده ي اين آگاهي اجتماعي عبارتند از ميزان تحصيلات – ميزان مطالعه روزنامه – استفاده از وسايل ارتباط جمعي ( تماشاي تلوزيون ) و …
۳- بين خصوصيات رواني مهاجرين و سازگاري اجتماعي آنها رابطه وجود دارد .
در اين فرضيه منظور از خصوصيات رواني استفاده از (( شاخصهاي اضطراب -افسردگي- پرخاشگري -بيگانگي اجتماعي است )) كه هر يك با سازگاري اجتماعي مهاجرين از نظر نوع رابطه و ميزان همبستگي مورد سنجش قرار خواهد گرفت .
۴- بين خصوصيات رواني مهاجرين و سن آنها رابطه وجود دارد .
جهت بررسي فرضيه فوق سن مهاجرين را به سه گروه طبقه بندي نموده و هر يك از سه گروه به تنهايي از نظر خصوصيات رواني مورد بررسي قرار گرفته اند و سپس به بررسي رابطه موجود ميان متغير هاي اين فرضيه پرداختيم . در واقع دستيابي به رابطه اي ميان سن مهاجرين با ميزان پرخاشگري، سن و ميزان اضطراب ، سن و ميزان افسردگي و بالاخره سن و بيگانگي اجتماعي مد نظر بوده است .
۵- بين خصوصيات رواني مهاجرين و پايگاه اجتماعي آنها رابطه وجود دارد .
براي سنجش پايگاه اجتماعي افراد از شاخص هاي شغل و سواد و درآمد استفاده شده كه تاثير آنها تحت عنوان پايگاه اجتماعي بر چهار شاخص وضعيت رواني پاسخگويان يعني اضطراب ، پرخاشگري ، افسردگي و بيگانگي اجتماعي مورد ارزيابي قرار مي گيرد .

۶- بين وضعيت تاهل مهاجرين و خصوصيات رواني آنها رابطه وجود دارد .
وضعيت تاهل در سه گروه تقسيم بندي شده كه هر يك از وضعيتهاي اين سه گروه ( همسر دارم – فوت شده است – از همسرم جدا شده ام ) به نوعي با خصوصيات رواني مهاجرين در رابطه مي باشند كه در اين فرضيه به بررسي اين رابطه پرداخته شده است . هدف از سنجش اين فرضيه يافتن رابطه اي ميان خصوصيات رواني مهاجرين با وضعيت تاهل آنهاست .

۵-۱- بيان متغير هاي مستقل و وابسته

متغيرهاي مستقل
يك دسته از متغيرهاي ما ( متغيرهاي مستقل ) همان متغير هاي اجتماعي – جمعيتي بوده اند كه منظورمان از اين متغير ها به قرار زير است :
 جنس : منظور همان زن و مرد بودن مي باشد .
 وضعيت تاهل : در اين تحقيق با متغير هاي همسر دارم – از همسرم جدا شده ام و همسرم فوت شده است ، برخورد داريم .
 سن : رقم سن مهاجرين تعداد سالهاي كاملي است كه از زمان تولد فرد گذشته است .
 تحصيلات : كه به گروه بندي ۱- بي سواد ۲ – سواد قرآني و ابتدائي ۳ – راهنمايي ۴- ديپلم و بالاتر از ديپلم تقسيم شده است .
 نوع تامين منابع معيشت : سلسله مراتب شغلي پذيرفته شده در جامعه مقصد مي باشد .
 مهاجرت : بطور كلي مهاجرت بعنوان تغيير مكاني دائمي يا موقت تلقي مي شود كه داراي سه جزء مبداء ، مقصد و مجموعه اي از موانع بازدارنده مي باشد .
 قرابت فرهنگي : مراد از قرابت فرهنگي ، نزديكي دو يا چند فره

نگ مي باشد از لحاظ عناصر و اجزاء تشكيل دهنده .
 پايگاه اجتماعي : كه شامل عناصر شغل ، سواد ، داشتن اموال منقول و غير منقول مي باشد . آگاهي اجتماعي كه از عناصر سواد و استفاده از وسايل ارتباط جمعي و ميزان مطالعه روزنامه تشكيل شده است .
متغير هاي وابسته
متغير وابسته ي ما در اين پژوهش در اصل عوارض مختلف ناشي از مهاجرت مي باشد كه در چهار گروه اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي و رواني با شاخصهاي مختلف مورد بررسي قرار مي گيرند . در گروه عوارض فرهنگي ما سازگاري مهاجر را تحت دو شاخص عمده و اصلي فرهنگ پذيري و رضايت‌مندي بيان نموديم . البته اين دو شاخص به عوامل تعيين كننده اي از قبيل زبان ، رابطه دوستي ، وسايل ارتباط جمعي ، داشتن شغل ، اعتماد و مشورت ارجاع نموديم .

۶-۱- تعاريف مفاهيم و متغير هاي تحقيق
در اين قسمت ما به تعريف مفهوم مهاجرت و متغيرهاي وابسته كه در قالب فرضيات بيان نموديم ، مي پردازيم . مهاجرت كلاَ يك حركت ساده شامل يك فرد يا گروه مهاجر است كه از يك مكان جغرافيايي (( مبداء )) به يك مكان ديگر (( مقصد )) نقل مكان مي كند . اين فرآيند يك جريان مهاجرتي را بيان مي كند كه داراي مفهوم فضايي و اساسي نقاط ، مسافت ، جهت ، زمان و مكان مي باشد .
در تعاريف متعددي كه پيرامون مهاجرت ارائه شد

ه ، غالباَ به تغيير سكونت گاهها ، عبور از مرزهاي خاص داخلي و بين المللي مي پردازيم . و بهرحال بعضي از اين تعاريف تاكيدشان بر تحول در نظام كنش متقابل اجتماعي مهاجر است .
نوع مهاجرت مورد بحث ما از نوع بين المللي و آن هم به صورت مهاجرتهاي سياسي مي باشد . مفهوم ديگري كه در اين پژوهش به آن پرداخ

تيم ، مفهوم سازگاري است كه بطور مشخص منظور ما از اين مفهوم ( سازگاري مهاجر در مقصد ) ايجاد ارتباط متقابل مهاجر با جامعه ميزبان از نوع ارتباط متقابل كه دو بعد اساسي سازگاري را تشكيل ميدهند يعني فرهنگ پذيري و رضايت مندي است . با توجه به بحث تغييرات اجتماعي در مي يابيم كه سازگاري فرآيندي است كه در كنش متقابل بين انسان و محيط صورت مي گيرد و از آنجا كه شكل گيري عمل اين فرآيند و رابطه با ويژگيهاي فردي و شرايط حاكم بر محيط جديد مي باشد .لذا ، سازگاري چند بعدي است كه ما به عوامل تعيين كننده آن در ربط به يكديگر مي نگريم .
چند بعدي بودن فرايند سازگاري توسط انديشمندان مورد تاكيد قرار گرفته است . در اينجا لازم است كه معرفه ها يا شاخصهايي كه سازگاري را توضيح يا توجيه مي نمايند ، مطرح نمائيم .
در تحقيقي كه پيرامون پيشنهاد يك مدل چند متغيره در باره سازگاري مهاجرين در مقصد صورت گرفته است بيان مي دارد كه حالت رويكرد چند متغيري كه يك اساس واقعي و همه جانبه نگر در بين رفتارهاي بشري و بخصوص براي سازگاري مهاجرين ارائه مي دهند ، در اين تحقيق شاخص هاي فرهنگ پذيري ، رضايت مندي و يگانگي را جهت مطالعه سازگاري مهاجرين بكار مي گيرد .
بر اين اساس ما مي توانيم چنين برداشت كنيم كه شاخص هاي رضايت مندي و همانندي ( يگانگي ) معادل يكديگر بكار برده شده اند ، چون اعتقاد بر اين است ، مهاجر زماني به همانندي مي رسد كه احساس نمايد متعلق به جامعه جديد است و حالت تعلق داشتن را بدين معنا گرفتند كه مهاجر خودش را جزئي از محيط جديد دانسته و تمايل به اسكان دائمي داشته باشد . به همين جهت در اين پژوهش از شاخص اصلي سازگاري يعني فرهنگ پذيري استفاده نموده كه لازم است به تعاريف پيرامون اين موضوع بپردازيم .
در مورد فرهنگ پذيري۱ لازم است كه بيان نمائيم ، تعاريف زيادي از واژه فرهنگ۲ توسط انديشمندان مختلف ارائه گرديده است كه بيشترين و گسترده ترين تعريف فر هنگ را مي توان در متون مردم شناسي بريتانيايي بنام (( تايلر ))۳ پيدا نمود . (( او فرهنگ را مجموعه اي شامل دانش ، عقيده ، هنر ، اخلاقيات ، قانون ، رسوم و ديگر استعداد ها و عاداتي كه توسط فرد بعنوان عضوي از جامعه كسب مي گردد ، تعريف مي نمايد ))۴ . ما نيز با اقتباس از تايلر فرهنگ را كه مجموعه اي از عقايد ، عرف همگاني ، رسومات ، ارزشها و سمبلهائي كه تعيين كننده رفتار افراد جامعه است در نظر داريم . اكنون با واژه فرهنگ آشنا شديم . پس منظور ما از فرهنگ پذيري چيزي جز پذيرش

خصوصيات فرهنگي جامعه ميزبان توسط فرد مهاجر نميتواند باشد . در جريان فرهنگ پذيري است كه مهاجر عميقاَ و از جهات فراواني با فرهنگ جامعه ميزبان همانند مي شود .
رضايت مندي بعنوان يكي از شاخصهاي مورد نظر يا در مفهوم سازگاري حالتي است كه به درك و فهم شخص مهاجر از موقعيت زندگي خودش در مقصد بر مي گردد . اين حالت ناشي از احساسات دوستي ، احترام ، نسبت متقابل با ميزبانان مي باشد . رضايت مندي از يك طر

ف با گرايشات مطلوب مهاجرين نسبت به ميزبانان و از طرف ديگر با متقاعد شدن آنان نسبت به تمايل مثبت و مطلوب ميزبانان نسبت به آنها دارند ، توام مي باشد .
در كل مي توان بيان نمود اگر مهاجر احساس نمايد از حالت سابق خود متضرر نگرديده و يا تحت حمايت جامعه ميزبان قرار دارد ، رضايت مندي او در مقصد جلب مي شود . پس مي توان به اين نتيجه رسيد كه داشتن روابط دوستي مهاجر با ميزبان مي تواند يكي از عوامل تعيين كنند در فرهنگ پذيري مهاجر در مقصد بشمار مي آيد . در اين رابطه مي توان بيان نمود كه هر چه رابطه دوستي مهاجرين و ميزبانان افزايش يابد ، بايد فرهنگ پذيري مهاجرين زياد تر شود . يكي از عوامل مهمي كه در اين قسمت لازم است مد نظر واقع شود ، نوع شغل مهاجر در مقصد مي باشد .

چون احتمال مي رود كه هرچه نوع شغل مهاجر در سلسله مراتب شغلي جامعه مقصد بالاتر باشد سازگاري مهاجر در جامعه مقصد نيز افزايش مي يابد ، جهت روشن نمودن مفهوم سازگاري به تعريف پيرامون دو مفهوم فرهنگ پذيري و رضايت مندي با ذكر شاخصهاي هر يك مي پردازيم :
– فرهنگ پذيري۱ : عبارتست از قبول عقايد ، ارزشها ، عادت ، الگوهاي رفتاري جامعه ميز

بان توسط مهاجر براي مشخص كردن فرهنگ پذيري ما از متغيرهاي زبان ، روابط دوستي ، وسايل ارتباط جمعي و رسومات استفاده نموديم كه منظورمان از هركدام از اين متغير ها به شرح ذيل مي باشد :
 زبان : منظور ما اين است كه مهاجر زبان محاوره اي جامعه ميزبان را بفهمد و بتواند صحبت كند.
 روابط دوستي : منظور گرفتن دوست از جامعه ميزبان و ايجاد ارتباط با او مي باشد .
 وسايل ارتباط جمعي : منظور ميزان مطالعه روزنامه ، تماشاي تلوزيون در جامعه ميزبان توسط مهاجر است .
 رضايت مندي : رضايت مندي نيز مانند فرهنگ پذيري تحت متغير ها و يا معيارهايي مورد بررسي قرار مي گيرد . متغير هاي مورد استفاده در اين قسمت به شرح زير مي باشد.
داشتن شغل : يعني داشتن يكي از شغلهاي پذيرفته شده جامعه مقصد مي باشد .
اعتماد : منظور اين است كه مهاجر تا چه حدي حاضر است مشكلات خود را با افراد جامعه ميزبان در ميان گذاشته و از آنها كمك بگيرد .
مشورت : منظور اين است كه واقعاً مهاجر تا چه حدي حاضر است در انجام كارهاي خود نظر ميزبان را جويا شود .يك دسته از متغير ها در زمينه سنجش عوارض ناشي از مهاجرت از بعد رواني مي باشد كه در قالب متغيرهاي افسردگي ، اضطراب ، پرخاشگري و بيگانگي اجتماعي سنجيده مي شود كه به لحاظ علمي هر كدام از متغيرهاي مذكور را تعريف مي نمائيم .
اضطراب : از علائم اختلالات و بيماريهاي ذهني و احساسي بشمار مي رود كه از مشخصات آن احساس دلهره عميق گاه بدون دليل نگراني و دلواپسي مهاجر در مقصد۱ مي باشد .
پرخاشگري : حالتي است كه در آن بيمار از هيچ چيزي احساس رضايت ندارد و همه چيز او را برآشفته مي كند . منظور اين تحقيق تحريك پذيري ، حساسيت و زود رنجي فرد مهاجر در مقصد مي باشد
بيگانگي اجتماعي : كه از ديدگاه جامعه شناسي به نوعي احساس پوچي ، ناتواني و بي هنجاري ناشي از تحميل ساختارهاي اجتماعي و فرهنگي كه ساخته دست بشرمي باشد ، برفرد است كه در اين پژوهش هدف بررسي ميزان بي هنجاري ، بي معنايي و انزواي فرد مهاجر در جامعه مقصد مي باشد۲

افسردگي : از علائم اختلالات و بيماريهاي ذهني و احساسي به شمار ميرود كه مشخصات آن احساس بي باوري و نااميدي مفرط ، ضعف و كندي و احساس پوچي و بي ارزشي مهاجر در مقصد است۱ .
توصيف مقياسهايي كه در زمينه ميزان سنجش : ۱- اضطراب ۲- پرخاشگري ۳- افسردگي ۴- بيگانگي اجتماعي مورد استفاده قرارگرفته است براي مهاجرين در مقصد به شرح ذيل مي باشد :
۱- اضطراب (Anxiety ) 2- از علائم اختلالات و بيماريهاي ذهني و احساسي به شمار مي رود كه از مشخصات آن احساس دلهره عميق و گاهي بدون دليل ، احساس ترس ، نگراني و دلواپسي و نوعي بي قراري رواني است . از اين رو اضطراب را مي توان گونه اي درد و رنج اخلاقي دانست كه به آينده مربوط مي شود .
جهت اندازه گيري اضطراب آزمودنيها مورد مطالعه از تست استاندارد شده (s.cl.90) استفاده گرديده است . مقياس اضطراب بعنوان يكي از مقياسهاي اندازه‌گيري ابعاد ده گانه مرضي در تست (اس . سي . ال ، ۹۰ ) متشكل از ۹ گويه (item ) است . اين گويه ها عبارتند از :

۱- آيا بي جهت دلشوره داريد و نگران هستيد ؟ هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □
۲- آيا لرزش اندام بدن داريد ؟ هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □
۳- آيا بطور ناگهاني و بدون هيچ علتي مي ترسيد ؟ هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □
۴- آيا هميشه مي ترسيد ؟ هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □

۵- آيا طپش قلب داريد ؟ هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □
۶- آيا كم عمل هستيد و زود از جا درمي رويد ؟ هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □
۷- آيا اغلب ناآرام و بيقرار هستيد ؟ هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □
۸- آيا از آينده بيم داريد ؟ هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □
۹- آيا اغلب افكار و انديشه هاي هولناك به سراغتان مي آيد ؟

هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □

 

تشخيص محاسبه و طبقه بندي نمرات Value
كاملاً سالم ۹Min = 13- 9 1- هيچ
سالم ۴۵Max = 18- 14 2- كلي

درآستانه بيماري ۳۶- ۹- ۴۵ ۲۷- ۱۹ ۳- تاحدودي
بيمار ۴=۹ ÷ ۳۶ ۳۶- ۲۸ ۴- زياد
كاملاَ بيمار ۴۵- ۳۷ ۵- بشدت

هريك از گويه ها كه پاسخ داده شده ، ارزشگذاري شده و از مجموع نمرات بدست آمده طبقه بندي نمرات صورت گرفته است .
نمرات واقع در هر فاصله طبقه اي مبين ميزان اضطراب آزمودني است .
۲- پرخاشگري و تندخوئي ۱
از نوع اختلالات ذهني در فرم ناآرامي و تندخوئي و ازنوع پسيكوپاتيها در شكل تحريك پذيري است . پرخاشگري عارضه اي است ناشي از خلق و خو كه با خشم و بد اخلاقي همراه است . بيمار از هيچ چيزي احساس رضايت ندارد و همه چيز او را از كوره به در مي برد و غضبناك و برآشفته مي سازد . آنچه در پرخاشگري خصوصاَ در فرم تحريك پذيري بيش از همه نمايان مي شود ، حساسيت و زود رنجي و سريع التاثير و از كوره در رفتن و تنش مفرط و دائمي بيمار است . پسيكوپاتيهاي تحريك پذير اغلب بخاطر هيچ و پوچ واكنشهاي تندي نشان ميدهند و به كمترين دستاويزي ناسزا و دشنام مي دهند و به افراد دور و بر خود حمله مي كنند و اشياء در دسترس را پرت كرده و مي شكنند و اگر جلوي آنان را بگيرند ، اعتراض كرده و درگير ميشوند . جهت تشخيص و اندازه گيري ميزان پرخاشگري در جامعه مورد مطالعه از تست استاندارد شده ( اس ، سي ال ، ۹۰ ) استفاده گرديده است . مقياس پرخاشگري بعنوان يكي از طيف هاي اندازه گيري ابعاد ده گانه بيماري هاي رواني در تست مذبور متشكل از شش گويه ( item ) به شرح ذيل است .
۱- آيا زود دلخور و عصباني مي شويد ؟
هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □
۲- آيا ناگهان چنان از كوره در ميرويد كه نمي توانيد جلوي خودتان را بگيريد ؟
هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □
۳- آيا كتك زدن ، آزار و اذيت ديگران شما را ارضاء مي كند ؟

هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □
۴- آيا بعضي اوقات تمايل به پرت كردن و شكستن اشياء داريد ؟
هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □
۵- آيا اغلب در كارها درگير مي شويد و جر و بحث مي كنيد ؟
هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □

۶- آيا زود داد و فرياد راه مي اندازيد و هرچه هست را بهم مي ريزيد ؟
هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □
تشخيص محاسبه و طبقه بندي نمرات Value
VH كاملاً سالم ۶ =Min 10 – ۶ ۱- هيچ
H سالم ۳۰ =Max 15- 11 2- كمي
BL درآستانه بيماري ۲۴ – ۶ – ۳۰ ۲۰ – ۱۶ ۳- تاحدودي
S بيمار ۴ = ۶ ÷ ۲۴ ۲۵ – ۲۱ ۴- زياد
SS كاملاً بيمار ۳۰- ۲۶ ۵- بشدت

۳- افسردگي

از علائم اختلالات و بيماريهاي ذهني و احساسي به شمار مي رود كه از مشخصات آن احساس بي باوري ، نا اميدي مفرط ، ضعف و كندي و احساس پوچي و بي ارزشي فرد مهاجر در مقصد است . جهت اندازه گيري ميزان بيماري افسردگي در پژوهش حاضر از تست استاندارد شده و تعديل شده ( S.C.L. 90 ) استفاده شده است .
مقياس يا طيف افسردگي يكي از مقياسهاي اندازه گيري ابعاد ده گانه بيماريهاي رواني در تست ( اس ، سي ال ، ۹۰ ) است . اين مقياس متشكل از ۳۰ گويه ( item ) است كه در نرم ليكرت بصورت مدرج تنظيم گرديده است . هر گويه داراي ۵ مورد پاسخ ( هيچ ، كمي ، تاحدي ، زياد ، بشدت ) است و آزمودني يكي از مواردي را كه با وضعيت وي تناسب دارد و انتخاب و علامت ميزند . اين گويه ها عبارتند از :
۱- آيا نسبت به روابط و مناسبات اجتماعي بي ميل شده ايد ؟
هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □
۲- آيا اغلب احساس ضعف و كندي مي كنيد ؟
هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □
۳- آيا گاهي فكر خودكشي به سرتان مي زند ؟
هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □

۴- آيا زود به گريه مي افتيد ؟
هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □
۵- آيا احساس مي كنيد طوري گير افتاده ايد كه نه راه پيش داريد و نه راه پس ؟
هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □
۶- آيا خود را براي هر كاري سرزنش مي كنيد ؟
هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □
۷- آيا احساس تنهايي مي كنيد ؟
هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □
۸- آيا احساس غمگيني مي كنيد ؟

هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □
۹- آيا هر اتفاق كوچكي شما را نگران و مضطرب مي كند ؟
هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □
۱۰- آيا نسبت به همه چيز بي علاقه شده ايد ؟
هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □
۱۱- آيا نسبت به آينده نااميد هستيد ؟
هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □

۱۲- آيا انجام هر كاري را مشكل و پر زحمت مي بينيد ؟

هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □
۱۳- آيا احساس پوچي و بي ارزشي مي كنيد ؟
هيچ□ كمي□ تاحدودي□ زياد□ بشدت □
جدول تشخيص و محاسبه و طبقه بندي نمرات اين تست به ترتيب ذيل است :
تشخيص محاسبه و طبقه بندي نمرات Value
VH كاملاً سالم ۱۳ = Min 21 – ۱۳ ۱- هيچ
H سالم ۶۵ =Max 30 – ۲۲ ۲- كمي
BL درآستانه بيماري ۵۲ – ۱۳ – ۶۵ ۴۷ – ۳۱ ۳- تاحدودي
S بيمار ۴ = ۱۳ ÷ ۵۲ ۵۶ – ۴۸ ۴- زياد
SS كاملاً بيمار ۶۵ – ۵۷ ۵- بشدت

۴- بيگانگي اجتماعي ( آنومي ) ۱
از ديدگاه جامعه شناسي به نوعي احساس پوچي ، ناتواني و بي هنجاري ناشي از تحميل ساختارهاي اجتماعي و فرهنگي كه ساخته دست بشر م

ي باشد ، بر فرداست كه در اين پژوهش هدف بررسي ميزان بي هنجاري ، بي معنايي و انزواي فرد مهاجر در جامعه مقصد مي باشد و از طريق گويه هاي ذيل سنجيده مي شود .
۱- آيا به نظر شما بازگو كردن مشكلات و كمبود هاي جامعه به مسئولين مملكتي نتيجه بخش است ؟

كاملاً موافقم □ موافقم □ بي نظر □ مخالفم □ كاملاً مخالفم □
۲- آيا به نظر شما انسان بايد به امروز بيانديشد ؟ چه فردا كه داند چه بازي كند روزگار ؟
كاملاً موافقم □ موافقم □ بي نظر □ مخالفم □ كاملاً مخالفم □
۳- به نظر مي رسد وضع طبقات محروم جامعه روز به روز بدتر مي شود ؟
كاملاً موافقم □ موافقم □ بي نظر □ مخالفم □ كاملاً مخالفم □
۴- فكر مي كنم به آينده نبايد اميدوار بوده و چه همه شواهد ، از فردا ي مبهم و بي اعتماد حكايت مي كند ؟
كاملاً موافقم □ موافقم □ بي نظر □ مخالفم □ كاملاً مخالفم □
۵- فكر مي كنم به عصري گام نهاده ايم كه كمتر مي توانيم روي كسي حساب كنيم ؟
كاملاً موافقم □ موافقم □ بي نظر □ مخالفم □ كاملاً مخالفم □

 

جدول بيگانگي اجتماعي
تشخيص محاسبه و طبقه بندي نمرات Value

VH كاملاً سالم ۵ = Min 11 – 5 1- كاملاً موافقم
H سالم ۲۵ =Max 2- موافقم
BL درآستانه بيماري ۵۲ – ۱۳ – ۶۵ ۱۸ – ۱۲ ۳- بي نظرم
S بيمار ۴ = ۱۳ ÷ ۵۲ ۴- مخالفم
SS كاملاً بيمار ۲۵ – ۱۹ ۵- كاملاً مخالفم

فـصـل دوم :
مروري بر مباني نظري ( تئوريك ) و مطالعات پيشين مرتبط با موضوع مطالعاتي