پیشگفتار
سپاس بیکران بر خداوند منان که نعمت خویش را بر جهانیان تمام کرد وانسان را توان بخشید تا هویت انسانی
خود را باز یابد و درود فراوان بر پیامبر بزرگوار اسلام “ص” و امامان معصوم و صالحان و دانشمندان که زندگانی و مرگشان در طول قرنها،همواره اندیشه و کردار انسانها را بارور کرده است .

چکیده
در پژوهش حاضر به بررسی ارتباط بین نگرش مذهبی و رضایت از زندگی زناشویی می پردازیم. فرضیه اصلی این پژوهش عبارت است از اینکه بین نگرش مذهبی و رضایت از زندگی زناشویی رابطه وجود دارد و فرضیه

های فرعی این پژوهش عبارت است از اینکه بین پایگاه اجتماعی زوجین ،بین سطح تحصیلات و بین آموزشهای قبل از ازدواج با رضایت از زندگی زناشویی رابطه وجود دارد. برای بررسی این پژوهش ۶۰ نفر مرد و زن متاهل با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و از طریق پرسشنامه افراد گروه نمونه مورد ارزیابی قرار گرفتند و جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش همبستگی

استفاده شد. نتایج این تحلیل نشان داد که بین نگرشهای مذهبی و رضایت از زندگی زناشویی رابطه معناداری وجود دارد ،همچنین بین پایگاه اجتماعی افراد و آموزشهای قبل از ازدواج با رضایت از زندگی زناشویی رابطه وجود دارد اما بین سطح تحصیلات و رضایت از زندگی زناشویی رابطه معنا داری وجود ندارد.
کلید واژه ها : نگرش مذهبی – رضایت از زندگی زناشویی

مقدمه
خانواده این واحد به ظاهر کوچک اجتماعی، از ارکان عمده واز نهادهای اصلی هر جامعه به شمار می رود و در واقع هر خانواده را باید خشت بنای جامعه و کانون اصلی حفظ سنت و رسوم و ارزشهای والا و مورد احترام و شالوده مستحکم مناسبات پایدار اجتماعی و روابط خویشاوندی، مبدأ بروز و ظهورعواطف انسانی و کانون صمیمانه ترین روابط میان افراد، و مهد پرورش فکر و اندیشه و اخلاق و تعالی روح انسانی به حساب آورد.

ازدواج فرایندی است که از کنش متقابل بین زن و مرد که برخی شرایط قانونی را تحقق بخشیده اند و مراسمی برای برگزاری زناشویی خود بر پا داشته اند و به طور کلی عمل آنها مورد پذیرش قانون قرار گرفته است و این فرایند ازدواج نام دارد.همچنین ازدواج ارتباطی را میسازد که در مقایسه با دیگر ارتباطات انسانی دارای تمامیتی است بی نظیر به عبارت دیگر ارتباطات انسانی دیگر یک بعد ازابعاد حیات را می پوشانند در حالی که زوجیت دارای ابعاد زیستی،اقتصادی،عاطفی و نیز روانی است به عبارت دیگرهمزیستی زوجین در درون خانواده آنان را چنان در گردونه ارتباطات مختلف ازدواج قرار میدهدکه به هیچ وجه قابل مقایسه با هیچ یک از ارتباطات انسانی نیست.
مذهب و خانواده دو نهادی بوده که همواره در مرکز بحثهای جامعه شناسی قرار داشته است چرا که در گستره جغرافیا و هر کجا که انسانی زیست می کندو در عمق تاریخ تا آنجا که نشانی از انسان ملاحظه شده خانواده وجود داشته و نیز انسان به پرستش اشتغال داشته است.
ارزشهای اخلاقی منبعث از دیانت از جمله اصول ثابت طبیعت انسان است که ریشه در نهاد انسان دارد.اهمیت تربیت اخلاقی تا آنجاست که پیامبر اسلام هدف خود را تکمیل اخلاق انسان میداند.
ادیان الهی در زمینه های گوناگون زندگی فردی و اجتماعی دستورات و فرامین مختلف دارند. مانند طریقه سخن گفتن، راه رفتن، روش برخورد با دوستان، پدر و مادر و دیگران و نحوه با دشمنان که از جمله ارزشهای اخلاقی می باشد در اسلام مورد اشاره قرار گرفته اند.به کار گرفتن رهنمودهای اخلاقی و تربیتی اسلام می تواند عامل مهمی در جلوگیری از بروز انحرافات،بزهکاریها،کاهش تنشهاو فشارهای روانی و ایجاد آرامش باشد.

بی گمان انسان حتی در سخت ترین شرایط الحادی و انکار وجود خدا در نخستین برهه رویارویی با بحران خطر و درماندگی تنها نامی که بر لب دارد نام خدا به هر واژه و هر زبانی است وتنها امیدی که در دل می پروراند یاری گرفتن از همین نیروست و همین نیروست که در وی آرامش نهاده و راه را برای کسب فضایل اخلاقی و انسانی و استقامت و سازگاری در برابر وقایع و ناملایمات زندگی اجتماعی گشوده است.
علی رغم همه تبلیغات مسموم علیه دینداری و تلاشهای دشمنان برای از بین بردن و گسترش جو بی اعتمادی در محافل و مجامع علمی روانشناسی روز به روز بر اهمیت ارتباط بین دین و سلامت روانی افزوده است و نشریات تخصصی متعددی چاپ شده است.

این پژوهش با توجه به نقش غیر قابل انکارنگرش مذهبی در زندگی انسان،به بررسی رابطه نگرش مذهبی و رضایتمندی زناشویی می پردازد.با امید این که بتواند زمینه ای بر تحقیقات گسترده و دقیق ایجاد کند.
بیان مسأله
حفظ موازین و شئون اسلامی در جامعه متحول امروز و تحکیم مودت و برادری و برابری انسانی و عدالت خواهی و آزاد منشی و روحیه ایثار و مقاومت در برابر نفوذ بیگانه و حفظ استقلال و انتقال بسیاری از سنن اسلامی و معیارهای اخلاقی به استحکام و بقای کانون گرم و صمیمی خانواده نیازمند است و در اینجاست که این همه شکل می گیرد و استمرار می یابد و در سطح جامعه و روابط وسیع اجتماعی بروز و ظهور می کند.
مزلو در سلسله مراتب نیازها اشاره به نیاز انسان به تعلق و محبت دارد، نیاز به محبت و تعلق در واقع نیاز به بودن با دیگری و نیاز بودن در لااقل یک رابطه صمیمانه و دوستانه است.
از دیدگاه اسلام ازدواج نه تنها به خاطر این نیست که زن و مرد از مصاحبت هم لذت ببرند بلکه ازدواج و تشکیل کانون خانوادگی،ایجاد کانون پذیرایی نسل آینده است و سعادت نسل آینده،بستگی کامل به وضع اجتماعی خانواده دارد.
با توجه به اهمیتی که جوامع امروزی برای تداوم و بقاء خانواده و سلامت بهداشت روانی افراد جامعه قائل است،بررسی مشکلات و عواملی که منجر به زوال خانواده و روابط نامناسب زن و شوهر می گردد و سرانجام ریشه دار شدن این مشکلات که منجر به جدایی میگردد ضروری به نظر میرسد.
دیدگاه اخلاقی و مذهبی هر فرد میتواند نحوه ومشکل سازگاری آن فرد مشخص کندو انسانی که معتقد به اصول اخلاقی و مذهبی است روشهای سازگاری خاص خود را دارد که از ویژگیهای آن،قدرت تحمل بالا،صبر مقاومت و توکل به خداوندهنگام مواجه با مشکلات و بلایاست.به درستی هیچ کس نمی تواند تاثیر نگرش مذهبی را در بهبود روابط انسانی و سازگاری در زندگی اجتماعی بشر نادیده بگیرد.
امروزه بیش ازهر زمان دیگرمیل به کنکاش و چالش گرفتن مذهب در حل بسیاری از معضلات اخلاقی اجتماعی انسان بوجود آمده است و هیچ کس نیست که بتواند نقش مذهب را انکار نماید.این مذهب آثار نیک فراوان داردکه یکی از آنها کاهش و رفع ناراحتیهاست.از جمله آثار نیک مذهب کاهش بیماریها و افزایش سطح سازگاری در انسان است و پیروان همه ادیان،عقیده دارند که علت ماندگاری مذهب این است که هم جزء خواسته های فطری و عاطفی بشر است و هم برخی از نیازهای اساسی انسان را به صورت منحصر به فرد تا مین می کند.

 

با توجه به این که انتظار می رود بین رضایتمندی زناشویی ونگرشهای مذهبی زوجین رابطه مثبت وجود داشته باشد لذا پژوهشگر قصد دارد ارتباط نگرشهای مذهبی و رضایت زناشویی را مورد سنجش و بررسی قراردهد.
پیشینه تحقیق
پیشینه تحقیقات انجام شده در مورد مذهب با هر عنوانی دیگر
در تحقیق خانم کریمی (۱۳۸۲) رابطه نگرش مذهبی و شیوه فرزند پروری والدین را مورد بررسی قرار دادند نتایج بدست آمده نشان داد که بین نگرش مذهبی والدین و دخترانشان رابطه مثبت وجود دارد همچنین بین روشهای تربیتی والدین و نگرش مذهبی آنها نیز رابطه مثبت و معنا داری وجود دارداما بین روشهای تربیتی آنها و نگرش مذهبی پسرانشان رابطه معنی دار وجود ندارد.
در یک بررسی خانم رازفر(۱۳۷۹)رابطه نگرش مذهبی و خویشتنداری نوجوانان را مورد بررسی قرار داد نتایج نشان داد بین نگرش مذهبی و خویشتنداری رابطه مثبت معنی دار وجود دارد.
در یک مطالعه ای که روی دانشجویان انجام گرفت این نتیجه حاصل شد که گرایش های مذهبی می تواند نقش مهمی در پیش بینی سازگاری اجتماعی دانشجویان داشته باشد.(لوو هاندل ۱۹۹۵ به نقل از علم مهر جردی۱۳۸۱)
در تحقیقاتی توسط نلسون(۱۹۹۱)به رابطه بین انجام اعمال دینی و اعتقادات قلبی و رابطه آن با کمک به دیگران انجام گرفت نتایج نشان داد که مذهب دارای یک ارتباط مثبت و قوی با میل به کمک به دیگران دارد.
در تحقیقی دیگر تأثیراعتقادات مذهبی وشکل گیری منبع کنترل ونیمرخ روانی توسط خانم میرهاشمیان مورد بررسی قرار داد.
نتایج تحقیق نشان داد که بین اعتقادات مذهبی وسلامت روانی رابطه مثبت ومعنا دار وجود دارد .اما بین اعتقادات مذهبی و منبع کنترل رابطه معنی دارمشاهده نشد.
شلو درمن وهیون(۱۹۹۷) تحقیقی را در زمینه ارتباط بین مذهب و ارزشها و سازگاری انجام دادند نتایج این پژوهش نشان داد که داشتن روحیه مذهبی ارتباط قوی با ارزشهای اجتماعی خواهانه نگرش خوب به مدرسه ورضایت خانوادگی داشته است .
برکین، مسترز وریچاردز(۱۹۸۷) ومکین(۱۹۷۸) طی تحقیقات خود دریافتند که گرایشات مذهبی درونی شده در
بین دانشجویان ارتباط مثبتی با سازگاری ایشان دارد و هتیزمن نیز به ارتباط بین گرایشات مذهبی درونی شده و
احساس رضایت از زندگی در بین سالمندان اشاره کرد.
در تحقیقی دیگر (سهرابیان ۱۳۷۹)به بررسی تأثیر نگرشهای مذهبی بر سازگاری فردی و اجتماعی دانش آموزان
ارگیل وبیت هلاهمی(۱۹۷۵) در پژوهشی نشان دادند که شرکت در مراسم مذهبی وانجام تکالیف دینی میتواند عامل باز دارنده از بزهکاری باشد.

ربکا جی،گلورو (۱۹۹۶)ارتباط بین سن و جنس افراد و مذهبی بودن را مورد بررسی قرار داد نتایج این پژوهش نشان داد که نوجوانان ۱۴تا۱۷ ساله کمتر از گروههای سنی بالاتر مذهبی هستندو بین مذهبی بودن و جنسیت هیچگونه ارتباطی وجود ندارد ولی بین مذهب و متغیرهای سازگاری و سلامت روانی ارتباط معناداری وجود دارد.افرادی که از نظر مذهبی در سطح پایینی هستند احساس بی هدفی و بیگانگی نسبت به اجتماع در بین آنان متداول تراست.
برنادت س .هیز نیز میگوید که تحقیقات مبین آن است که زنان نسبت به مردان مذهبی تر بوده و در مقابل اعتقادات مذهبی خود احساس تعهد بیشتری دارند.(همان منبع)

تحقیقات انجام شده در مورد بررسی هر عنوانی دررابطه با رضایتمندی زناشویی
در تحقیقی ذ والفقار پور (۱۳۸۰) به رابطه بین ساختار قدرت در خانواده با رضایتمندی زناشویی زنان کارمندو
خانه دار پرداخت.نتایج پژوهش او که روی ۲۰۰نفری انجام گرفت نشان داد که بین ساختار قدرت در خانواده با
خانه دار پرداخت.نتایج پژوهش او که روی ۲۰۰نفری انجام گرفت نشان داد که بین ساختار قدرت در خانواده با رضایتمندی زناشویی زنان رابطه وجود دارد.
در یک تحقیق حسین خوانساری (۱۳۸۱) به بررسی و مقایسه رضایتمندی زناشویی بین دبیران زن شاغل نیمه وقت و تمام وقت پرداخت نتایج این بررسی نشان داد که بین اشتغال نیمه وقت و رضایتمندی زناشویی ارتباط مثبت و معنا داری وجود دارد.همچنین بین اشتغال نیمه وقت و نوع رابطه با همسر ارتباط معناداری وجود دارد و دبیران زن نیمه وقت نسبت به دبیران تمام وقت سازگاری بیشتردر روابط خانوادگی،نگرش واقع بینانه تر در موضوعات مالی و رضایت بیشتر از نحوه گذران اوقات فراغت دارند.
تحقیقات روس ومیروفسکی (۱۹۷۸)نشان داد که همکاری شوهر در انجام وظایف خانوادگی موجب کاهش افسردگی زنان می شودو شوهران نیز در اثر همکاری کمتر افسرده خواهند شد.

آگ برن و نیم کوف(۱۹۴۷)اشاره میکنند که زن شهری به اتکاءحقوق خود می کوشد با مرد برابری کند ولی مرد شهری با الهام از سنتهای کهنه ،زن را پائین تر میداند،از این رو خواستار تحمیل اراده خود بر اوست نتیجتاً در همه ابعاد زندگی خانوادگی بین زن و شوهر تضاد پیش می آیدو سعادت خانواده را به خطر می اندازد،تحولات اقتصادی موجب تغیرات اجتماعی شده و تدریجاً به تغییر سنت می انجامد.افراد مختلف بر اساس تغییراتی که در گستره انجام وظایفشان بوجود آمده تاثیرات

متفاوتی را می پذیرند و این تغییرات در وظایف زن شاغل بیشتر از همه به چشم میخورد و در تحقیقی که لون وارتنر (۱۹۸۳) روی ۳۳۱ زوج انجام دادند به این نتیجه رسیدند که افراد ناراضی از زندگی زناشویی کسانی بودند که زنان غیر سنتی و مردان سنتی بودند.
اهمیت تحقیق
خانواده قدیمی ترین و کهنترین هسته طبیعی جامعه است که از بدو پیدایش بشر وجود داشته است و بدون خانواده هسته مرکزی هیچ اجتماعی بوجود نمی آید و در واقع خانواده حکم سلول را در ساختمان اندام موجودات داردو کانون حفظ سنتهای خانوادگی و اجتماعی است کانون خانواده مرکز تعلیم و تربیت،آموزش حس تعاون،وطن پرستی،گذشت و فداکاری و تمام خصایص عالی انسانی می تواند باشد.
تاریخ به ما می آموزد که تواناترین ملتها مللی بوده اند که خانواده آنها قویترین بنیاد و سازمان را داشته است .بدون شک خانواده یک واحد اجتماعی است که در درون یک فرهنگ رشد میکند و شکوفا می شود و چنانچه ارزشهای برتر و متعالی که کمال فرد و رشد خانواده و تکامل جامعه را تامین می کند و هنجارها و توقعات متقابل در رفتارهای متکی بر آنکه پیوند ناگسستنی با هدفها و اید ئولوژیها دارد،معنویت و کمال گرایی را در تعامل و همزیستی صرفاً مادی خانواده وارد نسازد،ممکن نیست به شناختی جامع از خانواده و جایگاه اعضای آن دست یابیم.

ضرورت و اهمیت پرداختن به مسائل خانواده از آن جهت است که انسان همیشه در خانواده زندگی می کند و به عبارت دیگر هیچ مرحله رشدی در زندگی نداریم که یک فرد در آن بی نیاز از خانواده باشد.هر فردی در مقاطع مختلف زندگی خود به ترتیب زمانی نوزاد،کودک،نوجوا ن و جوان خانواده هایی استکه در آن به دنیا
می آید و بلافاصله در مراحل بعدی پدر ،مادر،پدر بزرگ و مادربزرگ دیگر می گردد.از طرف دیگر هر فرد حساسترین زمان عمر خود را بدون اینکه طرحواره ای از نهاد های اجتماعی دیگر در ذ

هن خود داشته باشد در خانواده بسر می کند بدین ترتیب در اوان کودکی،سازمان نظام شناختی فرد متاًثر از تجربه های مربوط به خانواده پایه ریزی می گردد.بنابراین مسائل مربوط به خانواده ضروری تر از مطالعه مسائل مربوط به هر نهاد اجتماعی دیگر به نظر می رسد.
یکی از مشکلات اجتماعی خانواده ها در سطح جهانی مساًله طلاق است و به نظر می رسدمهمترین مشکلات اجتماعی جامعه ما هم باشد زیرا کانون گرم خانواده را که مقدسترین و ارزشمند ترین کانون ماست از هم می پاشد.
طلاق و افزایش روزافزون آن در قرن حاضر برای زنان و مردان متاًهل و کسانی که در تدارک تشکیل خانواده هستند زنگ خطری بشمار می آید که مستلزم دارا بودن بصیرت کافی و آگاهی عمیقتر زنان و مردان از خصوصیات اخلاقی و روحی همدیگر در هنگام ازدواج است.در حال حاضر بسیاری از کشورهای صنعتی و پیشرفته میزان طلاق تا رقم ۵۰ درصد افزایش یافته است.
بر اساس داده های موجود نسبت آمار طلاق به ازدواج در ایران در سالهای مختلف حالتی نوسان دار و بدون
ثبات دارد به طوری که به نظر می رسد این روند به شکل مستقیم از جریانهای اقتصادی ،اجتماعی،سیاسی و مذهبی تاًثیر می پذیرد .
علاوه بر آن آمار نشان می دهد در سال ۱۳۵۵ میزان طلاق ۷/۱۰ درصد بود در سال ۱۳۶۰کاهش یافته و به ۳/۸ درصد رسیده است در اوایل دهه ۶۰ شروع به افزایش نموده و در سال ۱۳۶۵ به ۳/۱۰ درصد رسیده از سال ۱۳۶۶تا۱۳۷۰ نسبت طلاق به ازدواج نوسانهای خفیفی دارد و در سال ۱۳۷۲ به کمترین حد ممکن در ۱۷ سال قبل یعنی ۳/۶درصد رسید . از سال ۱۳۷۳تا ۱۳۷۹نسبت طلاق به ازدواج بتدریج افزایش یافته به طوری که در سال ۱۳۷۹ رشد ۳/۸ درصدی را نشان می

دهد .افزایش ۱۲ درصدی طلاق در آمارهای موجود سال ۱۳۷۹ نسبت به سال ۱۳۷۸ افزایش ۱۴ درصدی در سال ۱۳۸۰ نسبت به سال ۱۳۷۹ روند افزایش این معضل را در جامعه کنونی ما گوشزد می کند و در دو، سه سال اخیر این روند افزایشی همچنان به قوت خود باقیست.
جامعه مترقی و متعالی آن نیست که از جمیعت فراوان یا منابع سرشار برخوردار باشد بلکه جامعه مطلوب جامعه ای است که خانواده های مستحکم داشته باشد . روشن است که هرگاه جامعه

ای از خانواده های متعادل و استوار برخوردار باشد که به طور طبیعی فرزندان سالم و متعالی در آن پرورش می شوند در بزرگسالی از ارزشهای واقعی آن جامعه محسوب خواهند شد پس ثروت واقعی جامعه برخورداری از نیروی انسانی شایسته که در خانواده هایی متعادل پرورش یافته اند

می باشد.
به نظر می رسد یکی از عوامل تاثیر گذار در استحکام خانواده نگرش مذهبی زوجین باشد.لذا در تحقیق سعی می شود به ارتباط بین نگرشهای مذهبی افراد در رضایت آنها از زندگی زناشویی پرداخته شود تا روشن سازد آیا افرادی که از نظر نگرش های مذهبی در سطح بالایی هستند آیا در رضایت از زندگی زناشویی هم نمره بالایی کسب می کنند یا خیر.

اهداف تحقیق
هدف اصلی این پژوهش تعیین ارتباط بین نگرش مذهبی و رضایت از زندگی زناشویی جهت ارائه پهشنهادات و راهبرد های لازم به زوجها به منظور پیشگیری و کاهش نارضایتی و ناسازگاری آنها می باشد.
روش تحقیق
در این تحقیق سعی بر آن است که از طریق روش پیمایشی به اهداف تحقیق نائل شد.
فرضیه اصلی تحقیق
۱٫ به نظر می رسد بین نگرشهای مذهبی و میزان رضایت از زندگی زناشویی رابطه معناداری وجود داشته باشد.
فرضیه های فرعی تحقیق
۲٫ به نظر می رسد بین پایگاه اجتماعی زوجین و رضایت از زندگی زناشویی رابطه معنا داری وجود داشته باشد.
۳٫ به نظر می رسد بین سطح تحصیلات زوجین و رضایت از زندگی زناشویی رابطه معناداری وجود داشته باشد.
۴٫به نظر می رسد بین آموزشهای قبل از ازدواج و رضایت از زندگی زناشویی رابطه معنا داری وجود داشته باشد.
تعاریف عملیاتی و علمی متغیرهای تحقیق

الف) رضایت زناشویی
رضایت زناشویی احساسات یعنی خشنودی ،رضایت و لذت تجربه شده توسط زن و شوهر است. موقعی که همه جنبه های ازدواجشان را در نظر بگیریم رضایت یک متغیر نگرشی است و بنابراین یک خصوصیت فردی زن و شوهر محسوب می شود.
پور افکاری به نقل از سلیمانیان در رابطه رضایت معتقد است که رضایت حالتی هیجانی است که با رسیدن به یک هدف پدید می آید.
در این پژوهش منظور از رضایتمندی زناشویی نمره ای است که آزمودنی در پرسشنامه رضایتمندی کسب می کند.
ب)نگرش مذهبی
منظور از نگرش مذهبی اعتقادات منسجم و یکپارچه توحیدی است که خداوند را محور امور دانسته و ارزشها ،اخلاقیات،آداب و رسوم و رقتارهای انسان را با یکدیگر،طبیعت و خویش تنظیم می نماید.
در این تحقیق به طور دقیق و علمی منظور از نگرش مذهبی نمره ای است که آزمودنی

درپرسشنامه نگرش سنج
مذهبی بدست می آورد.
ج) پایگاه اجتماعی زوجین
منظور از پایگاه اجتماعی زوجین این است که جامعه برای پایگاه آنان چه رتبه ای می دهد.
د)تحصیلات زوجین : منظور این است که هر یک از زوجین در کدام مقطع تحصیلی قرار دارند و تا چه اندازه به متغیر تحصیلات بها می دهند.
ه) آموزشهای قبل از ازدواج: آموزشهای قبل از ازدواج به آموزشهای غیر مستقیمی گفته می شود که اشخاص در طول زندگی قبل از ازدواجشان چه از طریق خانواده و چه از طریق اجتماع در مورد ازدواج مطالبی یاد میگیرند و اینکه چقدر این مطالب یاد گرفته شده را بعد از ازدواج در زندگیشان بکار می بندند.

تعریف دین
دین عبارتست از خضوع و انقیاد،اگر منظور طرف دوم باشد دین به مفهوم فرمان و سلطه و حکم والزام خواهد بود وجه جامع میل هر دو طرف در تعریف لغوی دین قانونی است که علاقه میان دو طرف را سازمان می دهد و بیانگر ارتباط دو طرفه است.
دیدگاه درونی و بیرونی دین
دین را از دو دیدگاه درونی و بیرونی می توان تعریف کرد. از دیدگاه درونی دین یعنی ایمان به ذات الهی که سزاوار عبادت و اطاعت است و از منظر بیرونی از لحاظ اینکه یک حقیقت خارجی و بیرونی از درون انسان است در تعریف دین باید گفت :مجموعه ای از قوانین نظری که صفات این قوه الهی را مشخص می کند و نیز مجموعه ای از قواعد و ضوابط علمی است که راه و رسم عبادت و بندگی کردن خدا را برای ما ترسیم می کند. دانشمندان علوم انسانی در تعریف دین گفته اند،دین یک

نهاد الهی است که صاحبان عقل سلیم را با اختیار و اراده آنها به سوی خیر و صلاح و رستگاری در آخرت هدایت می کند و در واقع عین یک نهاد الهی است که انسانها را به سوی آنچه از نظر اعتقادات حق و درست است و نیز آنچه در رفتار و کردار زندگانی بهتر و مناسبتر است راهنمایی می کند .

 

تعاریفی از دانشمندان غربی درباره دین
میسرون در کتاب “درباره قوانین” می گوید : دین پیوند هایی است که انسان را به خدا مربوط می کند در کتاب “دین” در مرزهای عقل می نویسد دین عبارت از این است که ما تکالیف واجب و ضروری خود را با توجه به اینکه مبتنی بر اوامر الهی است درک نمائیم.
هربرت اسپنسر در خاتمه کتاب مبادی اولیه میگوید ایمان به نیروی که نتوان مرز پایانی زمانی و مکانی آن را تصور کرد عنصر اساسی دین را تشکیل می دهد (مجله اندیشه دانشجو شماره ۶،شهریور۸۱ ص۱۶)
تی یل(۱۸۰۳-۱۹۰۲) نوشت که حقیقت دین وضعیتی روحی یا حالتی ناب و حرمت آمیز است که آن را خشیت میخوانیم.
برادلی (۱۸۶۲-۱۹۲۴) نوشت که دین بیش از هر چیز کوششی برای آنکه حقیقت کامل خیر را در تمام وجود هستی مان باز نمائیم.
جیمز مارتینو (۱۹۰۰-۱۸۰۵) مدعی بود که دین اعتقاد به خدای همیشه زنده است یعنی اعتقاد به اراده وذهنی الهی که حاکم بر جهان است وبا نوع بشر مناسبات اخلاقی دارد.
روشن است که هر کدام از این تعاریف ویژگی متفاوتی را مورد تاٌکید قرار می دهد تی یل بر خشیت تکیه می زند، برادلی دین را با خیر پیوند می دهد و مارتینو به جنبه های اخلاقی یکتا پرستی توجه می کند.
تعاریف دیگر ویژگیهای خاص دیگری را منظور می کنند : ویژگیهایی نظیزانجام مناسک دعا و ارت

باط با خدایان ، به نظرمی رسد که هر کدام از این تعاریف خطی از اعتبار و معقولیت را دارند “ادیان”بسیار پیچیده هستند بنابرین شرط عقل آن است که هیچ وجه منفردی را تعریف کامل (دین) تلقی نکنیم. برای مثال ادیان ابتدائی نظیر ادیان شمنی (shamanistic ) وجود دارند که به نظر می رسد اعمال خضوع آمیزشان ناشی از ترس یا طمع است نه ناشی از احساس خشیت ناب.
بنابراین تعریفی هم که تی نل ارائه می دهد جامع نیست همچنین ادیان قائل به چند خدائی

(نظیر ادیان یونان و مصر باستان) هم وجود دارند که معتقد نیستند جهان فرمانروای واحدی دارد بنابراین تعریفی هم که مارتینو ارائه میدهد نمی تواند تمام ادیان را در برگیرد.
دین به اندازه ای ساده است که هر بچه عاقل و بالغ و یا آدم بزرگ می تواند یک تجربه دینی حقیقی داشته باشد و به اندازه ای پیچیده است که برای فهم کامل و بهره گیری تام از آن نیازمند به تجزبه و تحلیل می باشد.دین را به عبارت ساده می توان چنین تعریف کردکه آن جنبه از تجربیات و از جمله افکار ،احساسات و فعالیتهای یک
فرد است که به وسیله آن او کوشش می کند که در ارتباط با آنچه که خود مقدس و الهی می شمارد یعنی قدرت بسیار متعالی و باارزش که جهان را کنترل می نماید زندگی می کند.
دین به انداز ه ای فراگیر و غنی می باشد که جنبه های متفاوت آن کاملاً بحق،برای طبائع مختلف به گونه های متفاوتی مهم جلوه می کند به عنوان مثال:
۱٫ماکس مولر روی جنبه عقلانی آن تاکید کرده و می گوید:دین یک قوه و یا تمایل فکری است که مستقل است که علی رغم حس و عقل بشر را قادر می سازد که “بی نهایت “را تحت اسامی و اشکال گوناگون درک نماید.(هیوم،رابرت ۱۹۶۹)
۲٫جنبه اخلاقی در دو تعریف مشهور تاریخی از امانوئل کانت و ماتیو آرنولد از دین به عمل به عمل آورده اند مورد تاکید قرار گرفته است” دین عبارتست از تشخیص همه وظائف به عنوان دستور الهی”(همان منبع)
۳٫ تاکید احساسی بر دین توسط عالم بزرگ الهی شلایر ماخربیان گردیده است .”جوهر دین عبارتست از احساس وابستگی مطلق “.
۴٫ تاکید به جنبه پرستشی دینی توسط متویس به عمل آمده است .”دین عبارتست از پرستش قدرتهای بالا به دلیل نیاز (همان منبع)

۵٫ تاکید بر نفع شخصی توسط آلبرت رویه (Ahbert Reoihe) یکی از اولین مورخین ادیان در عصر جدید به عمل آمده است “دین بیش از هر چیز، مبتنی بر نیاز بشر در پی بردن به یک ترکیب هماهنگ بین سرنوشت خود او و عوامل موثر مخالفی است که در جهان با آنها روبرو می شود “.(همان منبع)
۶٫ یکی از تاکیدهای بسیار مورد پسند جدید تاکید بر جنبه اجتماعی دین است که پروفسور ادوا

رد اسکروینارمز آن را اینگونه تعریف می کند “دین عبارتست از آگاهی به متعالی ترین ارزشهای اجتماعی .”(همان منبع)
۷٫تاکید دیگری که کاملاٌ با تاکیدات فوق متفاوت است،تاکید فردی که با دقت بسیار زیاد در کتاب مشهور پروفسور ویلیام جیمز شرح داده شده است بنابرین”دین همانطور که من اکنون از شما می خواهم داوطلبانه آن را بپذیرید،باید برای ما به معنی احساسات ،اعمال و تجربیات هر یک از افرا

د بشر در خلوت خودشان،تا جایی که خود را در رابطه با هر آنچه که الهی می پندارند و می بینند بوده باشد.” (همان منبع)
۸٫ دین به عنوان فرایند ایده ال سازی متعالی ،دیدگاهی است که توسط پروفسور استراترن عرضه گردیده است،”دین عبارتست از ادراک یک جهان نادیده که معمولاًیک صاحب عینی است،همچنین دین هر آن چیزی است که آشکارا ما را به سمت آن ادراک حرکت داده و یا از آن برگشت می نماید شاید هم بشود آن را اینطور شرح داد که دین عبارتست از کل تمایل بشر نسبت به آنچه که در نظر او بهترین و یا عظیم ترین جلوه می کند “.(همان منبع)
۹٫ تاکیدی هم که کوشش دارد تا هم تاکیدات دیگر را شامل شود به خوبی ، توسط پروفسور ویلیام آرماز براون بیان گردیده است او می گوید: دین به معنی زندگی بشر و در روابط فوق بشریت می باشد یعنی رابطه او با قدرتی که او به آن احساس وابستگی میکند ، صاحب اختیاری که او خود را در مقابل آن مسئول می بیند ، وجود غیبی که او خود را قادر به ارتباط با آن میداند ، در آرمان وابستگی دینی، مسئولیت و ارتباط با یکدیگر متعلق اند. (همان منبع)
در لغت نامه دهخدا جلد ۲۲ واژه دین معادل کیش، طریقت مسئولیت و مقابل کفر آورده شده است.همچنین در
این لغت نامه دین به این صورت تعریف شده است: مجموعه عقاید موروث و مقبول در باب روابط انسان با مبدا وجودی و التزام به سکوت و رفتار به مقتضای آن عقاید
ویلیام رامز براون (۱۹۸۷)دین را زندگی بشر در روابط فوق بشری و وجود غیبی قلمداد می کند که انسان خود را قادر به برقراری ارتباط با آن می بیند و آلن میتریس در تعریف دین آن را پرستش قدرتهای بالا می داند.
تعریف مذهب
در لغت نامه دهخدا در تعریف مذهب آمده است که مذهب در اصطلاح علم کلام اسلامی طریقه ای خاص در فهم مسائل اعتقادی به ویژه امامت است که منشاء اختلاف در آن توجیه مقدسات منطقی و یا تفسیر ظاهری کتاب خدا است مانند مذهب شیعه امامی،اشعری و معتزلی.
شهید مطهری در کتاب مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی ایمان و دین را اینگونه تعریف می کند :ایمان مذهبی پیوندی است دوستانه میان انسان و جهان و به عبارت دیگر نوعی هماهنگی است میان انسان و آرمانهای کلی جهان.
از نظر اریک فرم مذهب هر سیستم فکری و عملی است که به انسان چهارچوبی برای جهت گیری و اخلاق می دهد.
از نظر امانوئل کانت و ماتیو آرنولد دین عبارتست از تشخیص همه وظائف به عنوان دستورات

الهی و از نظر
” شلایر ماخر” دین احساس وابستگی مطلق است.
به عقیده ساموئل کینگ : مذهب نیز مانند صنایع ، جنگ و مقررات وسیله حراست و حمایت ب

شر است و آن را می توان بیمه عملی بر علیه خطرات و تغییرات ناگهانی دانست که بشر از پی بردن به علل آن عاجز است .(جیمز /۱۳۷۲)
ویلیام جیمز در کتاب تنوع تجربی ادیان که قسمتی از آن تحت عنوان ” دین و روان”ترجمه شده است ، دین را عبارت از نظم نامرئی موجود در جهان میداند که وظیفه انسان هماهنگی با این نظم است . او در بررسی های خود چیز مشترکی را در ادیان مختلف مشترک یافت که آن رهایی از ناراحتی و دستیابی به آرامش بود.
به نظر یونگ دین به میزان قابل ملاحظه ای جنبه روانشناسی دارد،یونگ دین را با توجه به ریشه لاتینی آن عبارت از تفکر از روی وجدان می داند. اریک فروم دین را نیاز به پرستش و خدا را جلوه ای از نیاز انسان به کمال و گریز از یک حالت دو گانگی در رسیدن به وحدت و تعادل می داند.
فرم معتقد است که با ایمان زیستن به معنی ثمر بخش زندگی کردن است و به نظر او ایمان دین مدار سازنده و زایاست یعنی خاصیت بار آوری دارد، او نیاز به یک نظام اعتقادی را جزءذاتی انسان می داند و اضافه می نماید از آنجا که نیاز به یک نظام جهت گیری و اعتقادی جزء ذاتی هستی انسان است ،می توان به حدت و شدت این نیاز پی برد، به راستی هیچ منبع قدرتی قویتر از آن وجود ندارد ، نیاز به دین یعنی نیاز به یک الگوی جهت گیری و مرجعی برای اعتقاد و ایمان. هیچ کس را نمی توان یافت که فاقد این نیاز باشد. او جهت گیری دین را چنین تعریف می کند :”هر سیستم فکری و یا عملی مشترک بین یک گروه که الگوی جهت گیری و مرجع اعتقاد و ایمان افراد آن باشد او معتقد است که در واقع هیچ فرهنگی در گذشته یافت نمی شود که دین به معنی وسیع تعریف فوق در آن جایی نداشته باشد و به نظر او هم نمی رسد که در آینده فرهنگی غیر از آن بتواند بوجود آید

مذهب و نگرش مذهبی

مفهوم نگرش
واژه Attitude از کلمه لاتین Aptitude اخذ شده است که به معنی تناسب و استعداد می باشد و در زبان فارسی معادلهای بسیاری برای این واژه بیان شده است که تعدادی بدین شرح است:
نگرش – گرایش- وضع روانی – وضع رفتاری – باز خورد – طرز تلقی -وجه نظر- شیوه-تلقی-طرز تفکر-اعتقاد رویه-تمایل و …
ما در این بحث معادل نگرش و گرایش را برای واژه Attitude انتخاب می نمائیم پیش از پیدایش مفهوم

نگرش توجه غالب روانشناسان به مفهوم غریزه معطوف بود ولی ماهیت واقعی کار،متخصصان را واداشت تا در شکل گیری رفتار اجتماعی به اهمیت آداب و رسوم و محیط پی ببرند. آنچه این متخصصان نیاز داشتند مفهوم روانشناختی جدیدی بود که ا زسویی بتواند از مفهوم کاملاًمبهم و نا معین رسوم و نیروی اجتماعی فاصله بگیرد و از سویی دیگر از فطری گرایی دوری جوید این نیاز سبب شد تا آنان بتدریج مفهوم نگرش را در میان خود بپذیرند.
آلپوت نگرش را به صورت زیر مورد شناسایی قرار می دهد : نگرش عبارتست از یک حالت آمادگی عصبی و ذهنی که توسط تجربیات گذشته، فرد سازماندهی می دهد و تاثیر مستقیم و پویا بر پاسخهای فرد به تمام اشیاء و موقعیتهایی که به وی مربوط میشوند دارد.
به طور کلی میتوانیم بگوئیم آدمی در طول زندگی با چیزهایی گوناگون سو و کار دارد و نسبت به این چیزها در او شناختهای معین واحساسات بخصوص پدید می آید ونوعی آمادگی در او برای عمل نسبت به چیز معینی را نگرش شخصی به آن چیز می خوانیم .
نگرش مذهبی
ابتدا به تعریف مفهوم مذهب می پردازیم طبق تعریف امیل دو رکیم مذهب عبارتست از نظام فرهنگی از باورها و اعمال نسبت به امور مقدس.
امر مقدس عبارتست از هرچیزی که بیشتر به عنان بخشی از دنیای ماوراءطبیعی محسوب می شود تا دنیای معمولی، مانند چیزی که الهام بخش نفی گناه ، بی حرمتی و ترس عمیق است.
مذهب شامل مجموعه ای از باورهاست و این باورها خود توسط کلمات بیان میشوند یعنی به صورت اندیشه ای در می آیند که کم و بیش شکل دستگاه فکری به خود گرفته است و فقط با اعمال که مظاهر باورها و شیوه های تجدید آنها هستند زنده می ماند.(ریمون آرون)

بنابرین تعاریف ، نگرش نظامداری از باورهاست و اعمال نسبت به امور مقدس است.نگرش مذهبی ایستاری است که معطوف به امر مقدس در دو بعد دین آشنایی (religiology) و دین باوری(religiosity) می شود.نگرش مذهبی را نیز میتوان از منظر بر داشتهای کارکرد گرایانه (functional) از دین تعریف کرد.