مقدمه
بدون شك با ارزش¬ترين و اساسي¬ترين ويژگي موجودات، سلامتي يا سالم بودن آنهاست. تمامي موجودات اعم از جاندار و غير جاندار تنها درصورت سالم بودن مي¬توانند كارایی¬هایي كه بنابر ويژگي¬هاي موجوديتشان برايشان تعريف شده را بطور كامل بروز دهند و مسلما در صورت به مخاطره افتادن وضعيت سلامتشان، به همان نسبت از كارایي آنها كاسته مي¬شود. با كمي تعمق در ويژگي¬هاي ساختاري و عملكردي ساده¬¬ترين موجودات تا پيچيده¬ترين آنها، مي¬توان دريافت كه بارزترين ويژگي مشترك، همانا هماهنگي و نظم است. بنابراين هرگونه عاملي كه باعث آسيب به ساختار و عملكرد يك مجموعه ملكولي يا سلولي- ملكولي منظم و هماهنگ شود، مي¬تواند بسيار حائز اهميت باشد.

امروزه بدليل زحمات و تحقيقات فراواني كه توسط دانشمندان علوم
روان¬شناسي، عصب شناسي و زيست شناسي سلولي- ملكولي صورت گرفته است، نقش ملكولي بيوشيميایي در بدن كه مسوول انجام يك يا چند وظيفه حياتي بوده و تحت تاثير سيستم عصبي هستند، بيش از پيش محسوس گشته است. مقدار و ميزان اين واسطه¬هاي بيوشيميایي در خون بسيار حائز اهميت بوده و در صورت كاهش يا افزايش معني دار هر يك از آنها، بايد منتظر بروز عواقب و علل مربوط به تغييرات آنها در بدن بود.

با توجه به شيوه زندگي افراد در اين روزگار، ضرورت تأمل و تحقيق در باب ظرائف سالم بودن و مهم¬تر از آن سالم زيستن بويژه در كشورهاي در حال توسعه و فقير، بسيار احساس مي¬شود. بطور كلي عوامل متعددي مي¬توانند مخل سلامتي شوند و در مبحث مذكور دخيل باشند، اما در ميان آنها عواملي وجود دارند كه شايد در ظاهر قابل توجه نباشند و سهل انگاشته شوند ولي با مرور زمان آثار جبران ناپذيری كه مي¬توانند برگشت ناپذير هم باشند، هويدا مي¬گردد. از جمله اين موارد مي¬توان به فشارهاي عصبي و اضطراب اشاره كرد كه به دليل فعاليت مداوم و نامتناسب اعصاب، منجر به آزاد سازي واسطه¬های بيوشيميایي خاص خود در بدن شده و بر حسب نوع، شدت يا زمان اينگونه فشارها، آثار نامطلوب آنها برروز پيدا مي¬كند.
بدين ترتيب بررسي جوامع مختلف انساني از جنبه¬هاي گوناگون (شغل، جنسيت، جغرافيا) و همينطور ويژگي¬هاي فشار عصبي كه بر آن جوامع در حال وارد شدن است، مي¬تواند در تعيين بروز ناهنجاري و عوارض ناشي از اين فشارها بسيار سودمند واقع شود. يكي از اين جوامع دانشجويان هستند كه اغلب در آينده صاحبان مشاغل متفاوت تخصصي خواهند بود. بنابراين بررسي و تفحص در مورد ارتباط ميان استرس روزانه دانشجويان با سلامتي آنها نه تنها خالي از لطف نخواهد بود، بلكه بسيار هم واجب به نظر مي¬رسد.

هنگامي كه در رابطه با سلامتي يك دانشجو صحبت مي¬كنيم و با خودمي¬انديشيم كه كدام يك از ابعاد سلامتي يك دانشجو مي¬تواند بيشتر حائز اهميت باشد، اولين گزينه، سلامتي و آرامش ذهن و روان به نظر مي¬رسد. از سوي ديگر اولين عاملي هم كه قادر است اين سلامتي و آرامش فرد را بر هم زند، استرس است. استرس ضمن تاثيرات نامطلوب بر جسم، ناراحتي¬ها و پريشاني¬های متفاوت شخص را تشديد مي¬كند.

به بيان روشن تر افرادي مانند دانشجويان كه فعاليت مغزي و فكري آنها نسبت به ساير افراد بالاتر است هم به فضاي ذهني آرام نياز دارند و هم به جسمي سالم تا توانايي¬هاي ذهني خود را تقويت نمايند. لذا اهميت بررسي عوامل برهم زننده اينگونه تعادلات بسيار بالاست.
پژوهش حاضر در راستاي يافتن ارتباط معني دار ميان استرس روزانه و سلامت دانشجويان انجام شده است تا ضمن مشخص شدن اهميت اين رابطه، ماهيت يكي از ناهنجاري¬هاي رواني و تاثيرات آن تا حدي مشخص¬ترگردد.

بیان مسأله
استرس رواني كه برحسب شرايط اجتماعي ناگوار، رويدادهاي ناخوشايند يا گرفتاري¬هاي روزمره ارزيابي مي¬شود،‌ با انواع مسائل تندرستي ارتباط دارد (لازاروس ۱۹۸۵، ۱۹۹۱).
در واقع مسأله مهم همين شناسایي عوامل استرس زا و روش¬هاي مقابله با آنهاست. استرس مي¬تواند منجر به مشكلات جسماني گرددكه به طور مشخص مي¬توان از افزايش فشار خون، بيماري هاي قلبي و عروقي، اختلال در سيستم ايمني بدن و مشكلات جدي گوارشي نام برد.
در راستاي شناسايي عوامل استرس زا مسائل مختلفي را مي¬توان شناسايي نمود كه هر يك از اهميت خاصي برخوردارند و بر حسب شرايط زماني،‌ فرهنگي، جغرافيايي، اجتماعي و … متفاوت هستند. به عنوان نمونه مي¬توان به پاره¬اي از اين عوامل به ترتيب زير اشاره نمود.
انطباق با محيط جديد اجتماعي براي تازه واردها: بدون شك ورود به دانشگاه يكي از تغييرات اساسي در زندگي اجتماعي يك انسان تحصيلكرده است كه در بدو ورود مانند هر ورود ديگري به فضایيناآشنا،

مي¬تواند اضطراب¬ها و استرس¬هاي خاص خود را داشته باشد، به عنوان مثال،مي¬توان از تطابق با مقررات، حضور همكاراني با جنسيت متفاوت، انجام امور اداري و به طور كلي برخورد با سطحي جدي¬تر از سطوح پيشين آموزشي و اجتماعي شخص نام برد.
سكونت و امرار معاش دانشجويان غير بومي: فردي كه محل زندگي خودرا به قصد ادامه تحصيل ترك مي¬كند و به مكاني كاملاً جديد و ناشناس مهاجرت مي¬كند، بي هيچ ترديدي نياز به فراهم¬كردن حداقل شرايط گذران زندگي براي خود دارد و در اين راستا دغدغه¬هايي چون تهيه مسكن و مكاني براي اقامت، تهيه مخارج زندگي و شهريه و كلاً رويارويي با تمام مشكلات يك زندگي مستقل را تجربه خواهد كرد.

نوع رابطه با اساتيد و ساير دانشجويان: اين عامل مي¬تواند بيشتر افراد غير بومي را تحت تاثير قرار دهد و بيشتر به شكل معضلي جدي درآید.
عدم علاقه به رشته تحصيلي: در برخي موارد مشاهده مي¬شود كه دانشجويي به علت عدم وجود ايده درست هنگام انتخاب رشته تحصيلي خود به مرور زمان در دوره دانشجویي متوجه بی¬علاقگی خود و تفاوت عمده ماهيت رشته تحصيلي¬اش با ايده¬آل هايي كه از آن متصور بوده است، خواهد شد. در اين هنگام در صورتي كه دانشجو خودرا به هر دليلي موظف به ادامه تحصيل در آن رشته بداند، به طور قطع فشارهاي رواني متعددي را متحمل خواهد شد.
امتحانات و انواع آزمون¬هاي تعريف شده در دوران دانشجویي.
دغدغه يافتن شغل مناسب و دلخواه پس از فراغت از تحصيل.
استرس¬هاي روزمره: اينگونه استرس¬ها هر چند ضعيف به نظر
مي¬رسند اما به دليل تعداد بالايشان در طول روز به طور قطع تاثيرگذار خواهند بود. به عنوان نمونه، اتفاقاتي مانند تاخير در خروج از منزل به منظور حضور در كلاس درس مي¬تواند باعث استرس و در نتيجه ترشح بيش از حد اسيد معده گردد كه در صورت تداوم مي¬تواند منجر به نوعي ناراحتي گوارشي مزمن با نام گاستريت گردد.

تمام عوامل مذكور به نوعي مربوط و منوط به دانشجو بودن فرد هستند اما به طور مشخص دانشجوها هم مانند تمام انسان¬هاي ديگر مي-توانند قرباني عوامل استرس¬زاي كلي¬تري باشند كه در اصل در زمرۀ آسيب¬هاي جدي و شديد طبقه بندي خواهند شد. اينگونه آسيب¬ها مي¬تواند منجر به استرس پس از آسيب (PTSD) گردد كه بعداً به آن اشاره خواهد شد. اين آسيب¬ها مي¬توانند ضربات شديد فيزيكي يا رواني باشند كه ممكن است حتي در كودكي يك شخص رخ داده باشند ولي آثار استرسي-اش هرگز از بين نرود.

بدين ترتيب مسأله مورد بررسي در پژوهش از اين قرار است كه ارتباط بين استرس¬هاي وارده بر دانشجويان و سلامت عمومي آنها را مورد بررسي قرار داده تا بتوان با كم¬كردن هرچه بيشتر فشارهاي رواني، سلامتي عمومي اين گروه را افزايش داد.

اهميت و ضرورت پژوهش
به¬طور كلي بررسي و تحقيق در رابطه با يك ناهنجاري از جوانب مختلف مي¬تواند داراي اهميت باشد و بدون شك نتيجه آن در تعيين ماهيت يك ناهنجاري و ارتباط آن با علل اجتماعي بسيار موثر خواهد بود.
در پژوهش حاضر قابليت يافتن ايده¬اي واقع بينانه¬تر در رابطه با اهميت حفظ سلامتي دانشجويان و نقش آن در يك جامعه، مطرح است.
همان¬طور كه پيش از اين نیز اشاره شد هر عضوي از يك مجموعه پويا در صورت سلامتي كامل مي¬تواند بالاترين كارایي را داشته باشد. در اين ميان دانشجويان به علت داشتن نقش¬هاي زير مي¬توانند يكي از مهمترين اركان يك جامعه باشند و بطور خاص مورد توجه قرار گيرند.

نيروهاي متخصص بالقوه جامعه: دانشگاه به عنوان محل آموزش عالي و تربيت نيروهاي متخصص در رشته¬ها و گرايش¬هاي گوناگون همواره محل پرورش افرادي بوده است كه مي¬توانند سرنوشت يك جامعه را رقم بزنند. به¬خصوص در اين روزگار كه بشر به علت پيچيده¬تر شدن روش زندگي¬اش، ‌بسيار بيشتر از سابق به تخصص و مشاغل تخصصي نيازمند است و در نتیجه كارآمدي نيروهاي متخصص هر جامعه مي¬تواند از ابعاد گوناگون اقتصادي، اجتماعي،‌ سياس

ي، نظامي، علمي و … اهميت داشته باشد.
آموزگاران و اساتيد دانشجويان آينده: بديهي است كه دانش تخصصي بايد توسط فرد متخصص تدريس و منتقل شود. اين موضوع از دو جنبه كلي قابل توجه است: اول، مهارت در شيوه انتقال اطلاعات که بخشي ذاتي و بخشي اكتسابي است.‌ دوم، داشتن معلومات كافي. هر عاملي كه در اين دو شرط اساسي اختلال ايجاد نمايد، مي¬تواند منشاء بسياري ناهنجاري¬ها در نسل¬هاي آينده افراد متخصص جامعه باشد.
كانون¬هاي مورد توجه افراد جامعه در شرايط خاص: دانشجويان هميشه در جامعه از احترام خاصي برخوردار بوده¬اند و هميشه از آنها به عنوان رهروان راهي پر مشقت و افراد برجسته ياد مي¬شود. به همين دليل پر بيراه نخواهد بود، اگر ادعا كنیم در بعضي شرايط دانشجويان مي¬توانند الگوي كليدي براي ساير افراد جامعه باشند و پيام رسان ارزش-هاي گوناگون براي آنها. به نظر مي¬رسد بررسي نقش استرس در زندگي روزمره دانشجويان به عنوان عاملي آسيب¬زا كه هم از لحاظ رواني و هم از لحاظ جسمي مي¬تواند زيان¬آور باشد،‌ اقدامي ضروري است؛ چرا كه برخورداري از هر دو نوع سلامتي براي دانشجويان امري اجتناب ناپذير محسوب مي¬گردد و چه بسا نسبت به ساير اقشار جامعه در اين راستا آسيب پذيري بيشتري نيز از خود نشان دهند.
ضرورت ديگري كه مي¬توان براي بررسي اين مقوله متصور بود، بيشتر جدي¬گرفتن نقش استرس است. خيلي از افراد از جمله مبتلایان به استرس در برخي موارد آن را جدي نگرفته و حتي براي آنها به صورت عادت در مي¬آيد. بدين ترتيب با بررسي نقش و ميزان اثر استرس بر سلامتي، مي¬توان با كسب اطلاعات بيشتر از ميزان آثار آن، مسؤولان را به ضرورت چاره انديشي جدي¬تر در اين زمينه آگاه نمود و همچنين دانشجويان را نسبت به اهميت رويارویي با مسائل مختلف زندگي آماده نمود تا بيشتر آن را جدي بگيرند.

اهداف پژوهش
ويليام پری (۱۹۷۰-۱۹۸۱) در تحقيقی مشهور‌، در پايان هر چهار سال دوره كالج با دانشجويان مصاحبه كرد و از آنها پرسيد در سال گذشته « چه چيزي براي شما برجسته بود؟» پاسخ¬ها نشان دادند كه وقتي دانشجويان با دشواري¬هاي زندگي دانشگاهي مواجه شده و به نقش¬هاي بزرگسالي نزديك¬تر مي¬شوند، ديدگاه¬هاي شناختي آنها تغيير مي¬كرد ( برك ، ۲۰۰۱، سيد محمدي، ۱۳۸۵).
در واقع دشواري¬هاي زندگي مي¬تواند طرز فكر و ديدگاه هر انساني را در مقاطع مختلف زندگي تحت تاثير قرار دهد. امااصطلاح « دشواري¬هاي زندگي » را شايد به نوعي مي¬توان هم

ارز استرس دانست؛ اما لزوماً نفس دشواري¬هاي زندگي به خودي خود به معني استرس نيست. در واقع استرس يك گزينه و انتخاب شخصی است؛ آن هم انتخاب خود ما. هنگامي¬كه می¬پرسيم چرا اين اتفاق براي من افتاده است؟ احساس مي كنيم هيچ كنترلي بر اوضاع نداریم و اين پرسش تفكري قرباني¬گرايانه را در ما بوجود مي¬آورد كه فوق¬العاده استرس زااست. حتي درمواردي كه ما واقعأ قرباني هستيم و احساساتمان درست هستند، تفکر “چرا من؟” تنها به استرس¬هايمان مي¬افزايد و دردي را دوا نمي¬كند (ميلر ، ۲۰۰۴، رفيعي، ۱۳۸۵).
در واقع نوع و ميزان اثر عامل استرس زا و آثار آن بر سلامت دانشجويان و نحوه روبرو شدن با آن همگي موضوعاتي هستند كه در صورت بررسي صحيح و كارشناسانه مي¬توانند در نهايت به دستيابي ديدگاه¬هاي شناختي واقع بينانه¬تر دانشجو در شرايط سخت منجر شود. در پژوهش حاضر، هدف اصلي يافتن رابطه معني دار بين استرس دانشجويان و سلامتي عمومی آنها است كه مي¬تواند
زمينه¬ساز پژوهش¬هاي متعدد ديگري در راستاي شناسائي عوامل استرس زا از نظر دانشجويان، چگونگي راههاي برطرف كردن عوامل استرس زا و در كل افزايش بازدهي دانشجويان در دوران دانشجویي و در آينده هنگام فعاليت هاي حرفه¬اي باشد.
در صورت اثبات وجود رابطه معني دار بين استرس و سلامتي عمومی دانشجويان مي¬توان با تدابير مناسب افرادي كاراتر را براي جامعه متخصص تربيت كرده كه شايد يكي از بارزترين ويژگي¬هايشان مديريت صحيح بحران و فعاليت و بازدهي بيشتر باشد.

پرسش پژوهش
آيا ميان استرس¬هاي روزانه دانشجويان و سلامت عمومی آنها رابطه معني داري وجود دارد؟

فرضيه پژوهش
بين استرس¬هاي روزانه دانشجويان و سلامت عمومی آنها رابطه معني داري وجود دارد.

متغيرهاي پژوهش
متغير مستقل: ‌استرس¬های روزانه
متغير وابسته:‌ سلامتي عمومی

 

تعريف اصطلاحات و مفاهيم پژوهش
استرس : استرس شرايطي است كه در نتيجه تعامل ميان افراد و محيط بوجود مي¬آيد و موجب ايجاد ناهماهنگي (چه واقعي و چه غير واقعي) میان ملزومات يك موقعيت و منابع زيستي،‌ رواني و اجتماعي فرد مي¬شود (سارفینو ، ۲۰۰۲، ميرزايي،‌۱۳۸۴).
استرس روزانه : بنابر تعريف بالا استرسي است كه در طول يك روز به شخص وارد مي¬شود كه مي¬تواند مكرر يا پراكنده باشد (سارفینو، ۲۰۰۲، ميرزايي، ‌۱۳۸۴).
سلامت عمومي : وضعيت صحت جسماني، رواني و اجتماعي مثبت و نبود بيماري و آسيب كه با گذشت زمان، در طول طيف مشخصي تفاوت مي¬كند (سارافينو). طبق تعريف سازمان بضعف و سستي مربوط نمي¬شود (برك، ۲۰۰۳، سيد محمدي،‌ ۱۳۸۵).
سلامتي روان : وضعيت هماهنگ و صحيح رواني و نبود بيماري و ناهنجاري كه با گذشت زمان و در طول طيف مشخصي تفاوت مي¬كند (سارفینو، ۲۰۰۲، ميرزايي، ‌۱۳۸۴).

فصل دوم

پیشینه پژوهش

شاخص¬هاي سلامتي و سلامت رواني
مهمترين جنبه¬هايي كه براي سلامت بودن در علم پزشكي مورد بحث و بررسي قرار مي¬گيرند، ‌بهداشت، ‌محيط، ‌تغذيه، جلوگيري از ابتلا به بيماري و بهداشت عمومي مي¬باشد. در برخي جوامع ‌وضعيت بدن را پس از برآورده شدن نياز¬هاي اوليه همچون غذا،‌ مسكن و مراقبت¬هاي بهداشتي اوليه بررسي نموده و آن موقع ميزان سلامتي فرد را مي¬سنجند. بسياري در مورد اثرات جانبي وفور نعمت تحقيق مي¬كنند. چاقي و ورزش نكردن دو مورد از مهمترين اين اثرات جانبي به شمار مي¬روند (سارافينو، ۲۰۰۲، ميرزايي، ۱۳۸۴).
براي سالم ماندن،‌ انجام آزمايشات علمي به طور مرتب ضروري است، ازجمله اندازه¬گيري كلسترول ، ‌فشار خون، گلوكز و ديگر مواد بدن. براساس اين اندازه¬گيري¬ها، ‌عدم مصرف بعضي غذاها و يا لزوم مصرف برخي مواد، ‌از جمله ويتامين¬ها و يا داروهاي جايگزين آن، ‌ضرورت مي¬یابد. نوع تغذيه، مسلما تاثير عميقي بر سلامتي افراد دارد. اگر مي¬خواهيد كه همواره سلامت باشيد،‌ بايد از مصرف برخي غذاها و يا افزودنی¬هاي غذايي پرهيز نماييد (سارافينو، ۲۰۰۲، ميرزايي، ۱۳۸۴).
در برخي موارد روش¬هايي كه براي سالم ماندن فرد مطرح مي-شوند از نظر علمي ثابت نشده¬اند،‌ ما تنها با توجه به شواهد و قرائن، اين روشها را پذيرفته و به آنها عمل مي¬كنيم. براي مثال، ‌وقتي وضعيت يك فرد سالم را بررسي مي¬كنيم، متوجه مي¬شويم كه فشار رواني ايــن فرد خيلي كم است و به هنگام اندازه¬گيري مواردي همچون فشار خون و يا بررسي وضعيت دستگاه گوارش و يا سيستم ايمني، مي¬بينيم كه همه چيز اين شخص متعادل است. از همين نكته به اين امر پي مي¬بريم كه فشار رواني و استرس، خود عامل بالابرنده فشار خون و دليلي براي عملكرد بد دستگاه گوارش و در نهايت سوهاضمه مي¬باشد (سارافينو، ۲۰۰۲، ميرزايي، ۱۳۸۴).
امروزه شاخصه¬هايي از پزشكي به بررسي اينگونه موارد مي-پردازند. البته اين علوم، ‌همگي نوپا هستند و هنوز دلايل قطعي براي ادعاهاي خود ندارند. تنها مي¬توانند چنين نظرياتي ارائه دهند كه مثلا بايد از استرس اجتناب نمود ‌اگر چه استرس پديده غير ارادي و تا حدي خارج از كنترل

ما است (سارافينو، ۲۰۰۲، ميرزايي، ۱۳۸۴).

دچار شدن به استرس در زندگي
همه ما در زندگي روزمره¬مان، ‌احتمالا بيش ازآنچه تصورش را مي¬كنيم، ‌با استرس روبرو مي¬شويم. استرس در موقعيت¬ها و شرايط متفاوتي بروز مي¬كند؛ مثلا در خانواده،‌ مدرسه و‌ يا محل كار. استرس ممكن است براي مدتي كوتاه يا طولاني ادامه يابد. بعضي اوقات شديد و بعضي اوقات خفيف¬تر است. موقعيتي كه براي فردي استرس زاست،‌ امكان دارد براي ديگري نه تنها استرس نيافريند،‌ بلكه هيجان انگيز هم باشد (سارافينو، ۲۰۰۲، ميرزايي، ۱۳۸۴).
مثلا وقتي كسي به ما مي¬گويد « خيلي استرس دارد » منظور او را خوب درك مي¬كنيم و در مي¬یابيم كه مسائل روزمره و معضلات جاري در زندگيش او را بسيار تحت فشار قرار داده است به طوري كه وي عملا و بطور غير مستقيم « و گاهي مستقيم » در مقابل آنها احساس عجز مي-نمايد. بر خلاف تصور، ‌تعريف واژه استرس زياد هم ساده نيست و احتياج به شفاف سازي و تعمق بيشتر از آن چيزي كه به نظر مي¬رسد، دارد ( برك، ۲۰۰۳، سيد محمدي، ۱۳۸۵).

استرس چیست؟
استرس رواني به سه مفهوم در نظر گرفته شده است ( باوم ،‌ ۱۹۹۱، كوين و هالرويد ، ۱۹۸۱، هاپفول، ۱۹۸۹). در يك رويكرد، تمركز بر محيط معطوف است و استرس به عنوان محرك توصيف شده است كه شامل واقعه يا رشته¬اي از شرايط ويژه مي¬شود. به عنوان مثال، زماني كه فرد مي¬گويد: « شغل من بسيار پر استرس است »، از همين ديدگاه به مفهوم استرس نگاه كرده است. وقايع و شرايطي كه تهديدكننده يا زيان بخشند و در نتيجه، ‌احساس تنش ايجاد مي¬كنند، استرس¬زا خوانده مي¬شوند. پژوهشگراني كه پيرو اين رويكرد هستند، تاثير طيف گسترده¬اي از عوامل استرس¬زا را ‌كه شامل موارد زير است مورد مطالعه قرار
مي¬دهند: ۱- بلاياي فاجعه آميز مانند زمين لرزه و گردباد؛ ۲- وقايع عمده زندگي نظير از دست دادن شغل يا فردي عزيز؛ ۳ – وضعيتي مزمن مانند مبتلابودن به بيماري آرتريت و همواره درد¬كشيدن ( سارافينو، ۲۰۰۲،‌ ميرزايي، ۱۳۸۴).
در دومين رويكرد، استرس به عنوان پاسخ در نظر گرفته مي¬شود و تمركز آن در واكنش مردم به عوامل استرس¬زا است. از اين ديدگاه، مردم به تنشي كه احساس مي¬كنند استرس مي¬گويند، مانند زماني كه فرد مي¬گويد: « به هنگام سخنراني، احساس استرس مي¬كنم ! » پاسخ فرد شامل دو بخش مرتبط با هم است: بخش روان شناختي، كه شامل رفتار الگوي فكري و احساسات است،‌ مانند زماني كه احساس مي¬كنيد عصبي هستيد؛ و بخش فيزيولوژيكي كه برانگيختگي¬هاي جسمي را دربر مي-گيرد، مانند زماني كه قلبتان تند مي¬زند، دهانتان خشك
مي¬شود و عرق مي¬كنيد. پاسخ رواني و جسمي به يك عامل استرس¬زا را فرسايش مي¬نامند.

در رويكرد سوم استرس را فرآيندي مي¬دانند كه در عين آن¬كه در بر گيرنده استرس¬زاها و فرسايش¬ها است اما بعد مهم ديگري را نيز به آن مي¬افزايند؛ و آن،‌ رابطه ميان فرد و محيط است (كاكس، ۱۹۷۸، لازاروس و فوكمن ، ۱۹۸۴ الف، ۱۹۸۴ ب، لازارووس و لونير ، ۱۹۷۸، مكانيك ، ۱۹۷۶)‌. اين فرآيند شامل تعامل¬ها و تطابق¬هاي دائم ميان فرد و محيط است كه هر يك بر ديگري اثر مي¬گذارد و از ديگري اثر مي¬پذيرد. بر اساس اين نظريه، ‌استرس تنها يك محرك يا پاسخ نيست ‌بلكه فرايندي است كه فرد مي¬تواند از طريق راهكارهاي رفتاري،‌شناختي و احساسي، ‌به گونه¬اي از تاثيرات آن بكاهد (‌ سارافينو، ۲۰۰۲، ميرزايي، ۱۳۸۴).
شناسایی عوامل استرس¬زا
بطور كلي هر رخدادي مي¬تواند به¬عنوان عامل ايجاد كننده استرس از دو نقطه نظر مورد بررسي قرار گيرد؛ يكي از آن جهت كه عامل ايجاد كننده آن خود فرد باشد و در سوي ديگر حالتي است كه موقعيت، در شكل¬گيري آن رخداد نقش داشته باشد (‌ سارافينو، ۲۰۰۲، ميرزايي، ۱۳۸۴).
از نظر فردي بهره هوشي (IQ) و شخصيت فرد بسيار مي¬تواند تعيين كننده باشد و در واقع نوع نگرش و ديدگاه وي مي¬تواند از يك واقعه خاص، عاملي پر استرس بسازد يا بر عكس همان واقعه را انگيزه¬اي براي مبارزه بيشتر تلقي نمايد (سارافينو، ۲۰۰۲، ميرزايي، ۱۳۸۴).
از سوي ديگر باورهاي غير منطقي بسياري از مردم نيز موجب افزايش استرس آنان مي¬شود، براي مثال: « به دليل آنكه بي¬اندازه دوست دارم زندگي¬ام راحت، سرشار از امنيت و رضايت بخش باشد،‌ بايد در شرايطي زندگي كنم كه بسيار راحت، آسان و مسرت بخش باشد، و اگر چنين نباشد همه چيز وحشتناك و تحمل ناپذير مي¬شود و هيچگاه نمي¬توانم خوشحال باشم ». فردي كه چنين اعتقادي دارد، ‌تقريبا هر نوع موقعيت ناراحت كننده را زيان آور يا تهديد كننده به شمار خواهد آورد. از ديدگاه تاثير موقعيت بر استرس¬زا بودن رخدادهاي روزمره مي¬توان به دوره-هاي گذار زندگي اشاره كرد. زندگي شامل وقايع مهمي است كه مستلزم گذر كردن از يك مر

 

حله يا موقعيت، به مرحله يا موقعيت ديگر است كه باعث ايجاد تغييرات بسيار زياد و ملزومات جديدي در زندگي مي¬شوند. اين وقايع موارد زير را در بر مي¬گيرد:
 رفتن به مهد كودك يا مدرسه
 تغيير محل

 رسيدن به سن بلوغ با تمامي تغييرات اجتماعي و زيستي مرتبط با آن
 رفتن به دانشگاه، به ويژه اگر ازشهر و خانه¬مان دور باشد
 شاغل شدن
 ازدواج كردن
 والد شدن
 از دست دادن همسر يا طلاق گرفتن
 بازنشستگي (‌ سارافينو، ۲۰۰۲، ميرزايي، ۱۳۸۴).

انطباق اجتماعي
در انطباق اجتماعي بين دانشجويان دختر و پسر تفاوت معناداري وجود دارد و نمرات پسران در اين خرده مقياس به طور معناداري بالاتر از دختران است. انطباق اجتماعي يعني درك كيفيت،‌ سازماندهي و عملكرد دنيايي اجتماعي. فرد سالم از نظر اجتماعي سعي دارد تا درباره دنياي اطراف خود بيشتر بداند،‌ وقايع بيشماري روزانه اتفاق مي¬افتد كه مي¬تواند مثبت يا منفي،‌ غير منتظره يا قابل پيشگويي، ‌شخصي يا عمومي باشد. اين وقايع چالش¬هايي هستند در پيش روي افرادي كه سعي دارند تا دنياي پيچيده و شلوغ اطرافشان را درك كنند. افراد سالم علاقمند به طرح¬هاي اجتماعي بوده و احساس مي¬كنند قادر به فهم وقايع اطرافشان هستند و خودرا با تصور اين¬كه درحال زندگي در يك دنياي متكامل و عالي هستند فريب نمي¬دهند و خواسته¬ها و آرزوهايشان را جهت درك زندگي ارتقاءمي¬بخشند. انطباق اجتماعي معادل اجتماعي مفهوم « تسلط بر محيط» در مقياس سلامت روان است. انطباق اجتماعي متضاد پوچي و بي معنايي و در مجموع يعني دنيا را به صورت منطقي هوشمند قابل درك و ديدن است ( هيدروكسي و رز ۱۹۸۹ و سي¬من ۱۹۹۱، ۱۹۵۹ به نقل از كييز ).
بنابراين شايد در جامعه ما كه دختران كمتر احساس تسلط بر محيط دارند و خودرا محدود¬تر از پسران احساس مي¬كنند وجود اين تفاوت بديهي باشد (غنايي،‌ عبد الخالقي، ‌صفايي، ۱۳۸۵).

جنبه هاي رواني- اجتماعي استرس
در موارد بروز استرس، سيستم¬هاي زيستي،‌ رواني و اجتماعي به صورتي به هم¬ بافته عمل مي¬كنند. بسياري از دانش آموزان و دانشجويان احتمالاً به چنين حالتي دچار شده¬اند: زماني كه مشغول دادن امتحان پر استرسي هستند، ممكن است پرشس را بد بفهمند يا موضوعي را كه شب پيش از امتحان به خوبي مطالعه كرده¬اند،‌ به ياد نياورند. بسيار سخت است كه فكر كنيم پاسخ پرسشي را مي¬دانيم و احتمالاً پس از پايان، ‌آنرا به ياد مي¬آوريم اما در لحظه¬اي كه به آن نياز داريم به ذهنمان نيايد. استرس بر حافظه و تمركز،‌ تاثير زيادي مي¬گذارد (سارافينو، ۲۰۰۲، ميرزايي، ۱۳۸۴).

البته استرس ممكن است موجب جلب توجه ما نيز بشود، به ويژه به طرف عامل استرس¬زا. براي نمونه،‌ محققان چندين عكس را به دو گروه نشان دادند و همزمان داستاني را تعريف كردند. براي بعضي داستان بسيار عاطفي بيان شد: پسري در يك سانحه ناگوار پايش را از دست داد و جراحان پاي او را پيوند زدند. براي گروه دوم، داستاني خنثي بيان شد: پسري براي تماشاي فعاليت¬هاي بيمارستان به آنجا مي¬رود. پيش از آزمايش، به هر دو گروه،‌ دارونما يا دارويي كه فعاليت اپي¬نفرين و نوراپي¬نفرين را متوقف مي¬كرد تزريق شد. يك هفته پس از آزمايش ‌افرادي كه داستان عاطفي را شنيده و دارونما دريافت كرده بودند، ‌داستان را با جزئيات بيشتري به خاطر مي¬آوردند. اما دارو بر حافظه افرادي كه داستان خنثي را شنيده بودند تاثيري نداشت. نتايج اين پژوهش نشان داد كه اپي¬نفرين و نور¬اپي¬نفرين موجب تقويت حافظه در زمان استرس مي-شود (سارافينو، ۲۰۰۲، ميرزايي، ۱۳۸۴).

منابع استرس
منابع درون فردي: بعضي اوقات،‌ منبع استرس درون خود فرد است مثلا زماني كه بيمار مي¬شود بيمار بودن ملزوماتي را بر سيستم¬هاي زيستي و رواني فرد تحميل مي¬كند. ميزان استرسي كه اين ملزومات به وجود مي¬آورند به شدت بيماري و سن فرد بستگي پيدا مي¬كند. چرا سن فرد اهميت دارد؟ يكي از دلايل آن است كه توانايي فرد در مبارزه با بيماري، معمولا در كودكي افزايش مي¬يابد و در سنين پيري، ‌كاهش پيدا مي¬كند ( راجرز، ‌ديوبي و رايش ،۱۹۷۹).
دليل ديگر آن است كه معناي بيماري جدي، براي افراد در سنين مختلف، ‌متفاوت است براي مثال، كودكان فهم محدودي از بيماري و مرگ دارند. به همين دليل،‌ ‌ارزيابي آنان از استرس ‌ناشي از بيماري،‌ بيشتر به زمان حال معطوف مي¬شود تا آينده (‌لاگرسا و استون ، ۱۹۸۵).
ارزيابي آنان از استرس از سوي بزرگسالان بيمار معمولا شامل مشكلات كنوني و نگراني¬هاي آينده،‌ مانند احتمال ناتواني يا مرگ است (سارافينو، ۲۰۰۲، ميرزايي، ۱۳۸۴).

مورد ديگري كه امكان دارد ايجاد استرس كند،‌ موقعيت¬هايي است كه با يكديگر همخواني ندارند. به عنوان مثال، ‌فرض كنيد كه واحدهاي درسي¬اي كه براي ترم آينده بايد بگيريد، ‌از نظر زماني تداخل دارند،‌ كدام را انتخاب مي¬كنيد. شما دچار كشمكشي دروني مي¬شويد. بسياري از تعارض¬ها جدي¬تر از اين مورد هستند. مثلا انتخاب ميان دو شغل. تعارض،‌ يكي از منابع عمده استرس است. كشمكش¬هايي كه تعارض ايجاد مي¬كنند،‌ معمولا ۳ دسته¬اند ( لوین ، ۱۹۳۵، میلر ،۱۹۵۹)
منابع درون خانوادگي: رفتار، ‌نيازها و ويژگي¬هاي شخصيتي هر يك از افراد خانواده، بر د

يگران تاثير مي¬گذارد و بعضي اوقات موجب ايجاد استرس مي شود. درگيري¬هاي ميان فردي ممكن است در نتيجه مشكلات مالي، ‌رفتارهاي نامعقول يا اهداف متضاد ايجاد شود. اين موضوع را مي¬توان در جدل¬هاي كودكان بر سر تماشاي برنامه تلويزيوني مورد علاقه هريك يا بحث پدر و مادر با نوجواني كه صداي ضبط صوت را بي¬اندازه بلند كرده است، شاهد بود. زندگي در خانواده¬اي پرجمعيت،‌ موجب درگيري بر سر استفاده از منابع خانواده مي¬شود. از منابع متعدد استرس خانوادگي مي¬توان به اضافه شدن كودكي جديد، طلاق، بيماري يا مرگ اشاره كرد (سارافينو، ۲۰۰۲، ميرزايي، ۱۳۸۴).
منابع درون جامعه: جامعه نيز مي¬تواند سرچشمه منابع متعددي از استرس براي فرد باشد. براي نمونه مدرسه و رقابت¬هاي ورزشي ممكن است براي كودكان استرس¬زا باشد ( پاسر ، ۱۹۸۲، سیرز و میلبرن ، ۱۹۹۰). بيشتر استرسي كه بزرگسالان به آن دچارمي¬شوند،‌ ناشي از شغل و ديگر موقعيت¬هاي محيطي است (سارافينو، ۲۰۰۲، ميرزايي، ۱۳۸۴).
رابطه ميان استرس و شغل جزء مباحثي است كه تقريباً‌ از اهميت زيادي برخوردار است زيرا هركسي بالاخره يك روز استرس ناشي از شغل را هر چند كوتاه مدت، ‌تجربه مي¬كند. عوامل متعددي مي¬توانند در استرس¬زا شدن شغل شخص شركت داشته باشند كه به طور خلاصه به آن اشاره مي¬كنيم.
الف) محيط فيزيكي: چنانچه محيط كار از نظر دما، رطوبت، روشنایي و سرو صدا و امكانات در شرايط مطلوب نباشد مي¬توان باعث بالا رفتن ميزان استرس شود.
ب) عدم داشتن كنترل بر بخش¬هايي از كار: اين بخش شامل مراحل و سرعت كار است.
ج) عدم بر قراري يا داشتن رابطه فردي مناسب با ديگران: بطور كلي يك فرد مي¬تواند مشكلات ارتباطي ¬و شخصيتي زيادي با افراد بالادست،‌ پایين دست و هم¬ارز خود در محيط كاري داشته باشد.
د) عدم پيشرفت و ارتقاء مورد انتظار
ه) امكان و تصور از دست دادن شغل: كه مي¬تواند با قوانين دولتي گرفته تا توانایي¬هاي كاري¬ شخص مرتبط باشد (سارافينو، ۲۰۰۲، ميرزايي، ۱۳۸۴). .
مشكلات روزمره: همه استرسي كه ما در زندگي به آن دچار مي-شويم، ناشي از وقايع عمده نيست. وقايع كوچك¬تر نيز ممكن است استرس¬زا باشند،‌ مانند زماني كه مي¬خواهيم سخنراني كنيم،‌ يا وقتي كه يادمان رفته كليد خانه را با خود ببريم،‌ يا صداي ضبط صوت همسايه بسيار بلند است. برخي از مردم بيش از بقيه گرفتاري دارند.
ريچارد لازاروس و همكارانش، ‌مقياسي براي اندازه¬گيري تجارب نا خوشايند روزمره تدوين كرده¬اند (كانر،‌كوين، شفر و لازاروس، ۱۹۸۱). اين مقياس كه مقياس مشكلات نام دارد، ‌شامل۱۷۱ عبارت، از وقايع جزئي مانند « اشتباهات احمقانه» گرفته تا مشكلات جدي مانند « نداشتن پول كافي براي براي خريد غذا » است. از فرد خواسته مي¬شود در مقابل مشكلاتي كه در ماه گذشته برايش اتفاق افتاده است،‌ علامت بزند و هر واقعه را به صورت « تاحدي»، « به طور متوسط

» يا « بسيار شديد» ارزيابي كند. اين¬ محققان وضعيت ۱۰۰ فرد ميانسال را ماهيانه و بمدت ۹ ماه مورد بررسي قرار دادند (سارافينو، ۲۰۰۲، ميرزايي، ۱۳۸۴). مشكلاتي كه بيش از همه گزارش شدند، عبارت بودند از:
• نگراني در مورد وزن
• سلامت يكي از اعضاي خانواده
• گران شدن اجناس معمولي

• نگهداري از خانه
• زياد بودن كارهايي كه بايد انجام گيرد
• گم كردن لوازم (سارافينو، ۲۰۰۲، ميرزايي، ۱۳۸۴).

محيط زندگي دانشجويان غير بومي: با توجه به مجموع نظريات موجود و تحقيقات متعدد تاثير طراحي محيط و منظر خوابگاه بر سطوحي از سلامت جسمي و رواني و به طور خاص بر سطوحي از فشار ( استرس ) محيطي دانشجويان قطعي است. علاوه بر نظريه¬هاي موجود شواهد متعددي نيز در اين زمينه وجود دارد و مطالعاتي كه به طور خاص در زمينه تاثير محيط و منظر خوابگاه¬هاي دانشجويي بر كارايي ذهني و سلامت جسمي و رواني دانشجويان انجام شده است. با توجه به مباني نظري تحقيق تدوين اصول و معيارهاي طراحي محيطي خوابگاه-هاي دانشجويي بر اساس يافته¬هاي علمي و روان¬شناختي و با هدف ارتقاي سلامت جسمي و رواني دانشجويان ساكن امكان پذير است. با توجه به مشكلات موجود، ‌ارزيابي وضعيت محيط و منظر خوابگاه¬هاي دانشجويي كشور امري ضروري است تا بتوان آگاهي نسبي پيرامون تاثيرات محيط و منظر بر دانشجويان ساكن خوابگاه به عمل آورد (رضا زاده، حسيني،‌ باقري، ۱۳۸۵).

تشخيص نشانه¬هاي اوليه استرس
تشخيص نشانه¬هاي استرس: اگر نشانه¬هاي استرس،‌ زود تشخيص داده شوند، براي پيشگيري از مشكلاتي كه براي سلامت ممكن است ايجاد شود،‌ بايد اقداماتي انجام داد. داشتن انرژي كمتر از حد معمول، كاهش اشتها يا خوردن بيش از حد معمول از جمله اين نشانه¬ها مي¬باشد، ممكن است دچار سردرد يا زخم¬هاي دهان شده يا بيش از حد مستعد ابتلا به عفونت¬هاي خفيفي همچون سرما خوردگي شويد. اگر احساس استرس،‌ زياد باشد،‌ ممكن است مضطرب،‌ بغض كرده،‌ تحريك پذير يا غمگين باشيد. خواب نيز ممكن است مختل شود. (www.schoolnet.ir شبكه مدرسه، ۱۳۸۵).
بنابر اظهارات سيد مهدي قمصري (معاونت محترم دانشجویي دانشگاه تهران)، استرس و افسردگي بيشتر مختص دانشجويان شهرستاني بوده و اصولاً بيشترين عامل مراجعه دانشجويان به مراكز مشاوره است (www.jamejamonline.ir جام جم، ۱۳۸۵).
بدين ترتيب با اهميتي كه موضوع دارد،‌ در ادامه به تشريح اختلالات اضطرابي ،‌ تاثيرات استرس بر سلامت عمومي و متعاقب آن تعديل و كاهش آن مي¬پردازيم.

 

اختلالات اضطرابي
همه گاهي مضطرب مي¬شوند‌؛ امتحان،‌مسابقه ورزشي،‌ ملاقات با فردي مهم،‌ و نگراني درباره رابطه¬اي جديد، ‌همگي مي¬توانند موجب احساس نگراني شوند. معمولا ً‌اضطراب¬هاي فرد مربوط به آينده هستند،‌ خواه نگراني¬هاي بلند مدت درباره شغل باشند یا نگراني¬هاي كوتاه مدت درباره يك ملاقات در شنبه شب. قدري به تجربیات خودتان كه اضطراب در آنها بوده،‌ فكر كنيد. شايد هنگام امتحان دادن از اينكه هيچ مطلبي به ذهنتان نمي¬رسيد بسيار عصبي شديد،‌ يا هنگام بازي بسكتبال از اين¬كه ضربه راحتي را از دست داديد « جريحه دار شديد ». شاید اضطراب ناشي از كنفرانس دادن در كلاس،‌ زبان شما را بند آورده باشد و دچار شرمندگي شده باشيد.