مقدمه و طرح تحقيق

مقدمه
امروزه شاهد رشد و تحول در جهان ورزش هستيم، از جمله جابه جا شدن رکوردهاي مختلف ورزشي خود شاهدي بر اين امر است و با گسترش حرفه اي گري در ورزش، برنامه ريزان و دست اندرکاران دنياي ورزش به دنبال آن هستند تا از آخرين دستاوردهاي علمي و عملي بهره گيرند. [ ۴ ]
کشورهايي نيز که در چند سال اخير ورزش خود را به رده هاي بالاي ورزش جهان کشانده اند، طريقي جز راه علم نپوييده اند. شتاب دادن به رشد علمي ورزش، برنامه اصلي اين کشورهاست و توجه و تلاش آنها بيش و پيش از هر چيز در جهت تاسيس و توسعه انستيتوهاي تحقيقاتي دانشکده ها، مدارس، مؤسسات آموزشي، آزمايشگاه ها، مراکز اطلاعاتي و اطلاع رساني، کتابخانه ها و نشر کتاب و مجلات علمي ورزش معطوف بوده است. [۶ ص ۹ ]
از ورود روان شناسي به عرصه ي ورزش آن هم در سطح وسيع بيش از سه، چهار دهه نمي گذرد. اما اين علم نو، تأثير خود را بر عملکرد ورزشکاران به اثبات رسانده است و امروزه همه کشورهاي صاحب نام در ورزش از آن بهره مي جويند.

هم پاي استفاده از فيزيولوژي ورزشي در آمادگي جسماني ورزشکاران، روانشناسي ورزش نيز براي آمادگي رواني آنان مورد استفاده قرار مي گيرد. [ ۶ ص ۱۰ ]
با توجه به تعريفي که از روان شناسي ورزشي شده، اين علم به بررسي فرايندهاي بنيادين روان شناسي و تاثيرات آن بر ورزش مي پردازد. [ ۴ ]
بنابراين روان شناسي ورزش موضوع پيچيده اي است، و عليرغم اينکه راه حل ها براي مشکلات رواني ساده نيستند، ولي شما و ورزشکاران مي توانيد به آنها دست پيدا کنيد و عمل کنيد. [ ۶ ص ۱۴ ]
امروزه مربيان بايد به اين اعتقاد دست يابند که مهارت هاي رواني چون مهارت هاي جسماني قابل کسب اند و بايد به طور سيستماتيک آموزش داده شوند و يکي از هدف هاي تحقيق انجام شده نيز رسيدن به اين امر مهم مي باشد.
لذا با توجه به اهميت جرأت مندي در اجرا و يادگيري مهارت حرکتي بر آن شديم تا اين موضوع خاص را از زاويه ويژه مورد مطالعه قرار دهيم و نقش ورزش و رابطه آن را با جرأتمندي مطالعه کنيم که در متن اين گزارش مراحل انجام اين طرح و ساير جزئيات موضوع مورد اشاره قرار خواهد گرفت.

۱- ۲ بيان مسئله
ورزش عامل ايجاد فشار جسمي وروحي بر ورزشکاران است. اين فشار مي تواند داراي اثرات مثبت و منفي باشد. از طرفي تطابق با فشار مي تواند باعث ايجاد تغييرات مثبت و سازنده و در نتيجه رشد و تکامل جسمي و روحي ورزشکاران گردد و از طرف ديگر فشار مخرب و منفي مي تواند اختلال سلامتي ايجاد نمايد.

ورزشکاري که با فشارهاي شديد جسمي و رواني که بر او وارد مي آيد قهرمان مي شود، نياز به آمادگي و مهارت هاي ويژه جسمي و رواني دارد. لذا بايد داراي توانايي هاي روحي و رواني خاصي باشد تا بتواند در اين شرايط حساس به فشار هاي شديد غلبه کند و مهارتهاي رواني او توسعه يافته باشد. مسائل روحي و رواني از عوامل تعيين کننده در کسب نتايج ورزشي است. [ ۸ ص ۱۲ ]
مطالع شخصيت در تمامي بخش هاي روان شناسي ورزش مي تو

اند حائز اهميت باشد. وقتي به مباحثي مثل پرخاشگري، اضطراب، انگيزش و جرأت ورزي نظري مي افکنيم، اين سوال به ذهن خطور مي کند که چرا در اين جنبه ها افراد با هم متفاوتند و چگونه به منظور بهبود عملکرد ورزشکاران مي توان آنها را تغيير داد. [ ۵ ص ۱۱ ]
جرأت مندي، يک خصيصه رفتاري است که مخصصه آن رفتار اجتماعي مثبت به منظور دفاع از حق يا رسيدن به هدف است. [ ۷ ص ۱۴ ]
ولپه که اولين پژوهش هاي نظري و باليني در خصوص جرات

مندي مربوط به اوست، ابتدا غير جرات ورزي را در ميان بيماران مبتلا به اضطراب اجتماعي که توان انجام رفتار مخالفتي و گفتن کلمه نه و رد تقاضاي غير منطقي را ندارند شناسايي کرد. او افراد غير جرات ورز را دچار ترس در رويارويي با ديگران مي دانست. ولپه عامل اصلي اين بازدارندگي را اضطراب مي دانست و ميان اضطراب و جرات ورزي، تضاد آشتي ناپذيري قائل بود. [ ۷ ص ۴۵ ]
شخصيت و انتخاب رشته ورزشي مبحثي است که حيطه مهمي را مطرح کرد و برخي تفاوت هاي

مهم بين شخصيت ورزشکاران موفق در رشته هاي مختلف را به نمايش گذارد. در مطالعه اي که اسکار انجام داد هر چند اختلاف نسبتاً کمي بين ورزشکاران و غير ورزشکاران به چشم مي خورد ولي تفاوت قابل ملاحظه اي بين بازيکنان رشته هاي تيمي و انفرادي ديده شد. به اين صورت که بازيکنان رشته هاي تيمي در مقايسه با ورزشکاران رشته هاي انفرادي مضطرب تر و برون گراتر بودند. [ ۵ ص ۲۱ ]
رويکرد برتري طلبي به طور موفقيت آميزي در تشخيص ويژگي هاي افراد شرکت کننده در رشته هاي مختلف ورزش مورد استفاده قرار گرفته است. در اين رابطه چايريولاو ماريتز ( ۱۹۹۴ )، سه گروه از ورزشکاران را در مقياس برتري آرامش طلبي با يکديگر مقايسه کردند و در نتيجه اختلاف معناداري بين گروه ها ديده شد، به ويژه در بعد دوري ازاضطراب که اتومبيل ران ها ( رشته کام

لاً خطرناک ) به طور قابل ملاحظه اي کمتر از سايرز گروه ها ( کاراته کاران ( رشته نسبتاً خطرناک ) و بازيکنان تنيس ( رشته کم خطر ) امتياز کسب کردند. [ ۵ ص ۲۲ ]
روان شناسي ورزش تأکيد زيادي بر نظريه يادگيري اجتماعي ( بندورا ) دارد که به نقش تجارب قبلي بر شخصيت اهميت زيادي قائل است. [ ۵ ص ۲۱ ]
به نظر روان شناسان يادگيري اجتماعي، شخصيت چيزي نيست که ما آن را با خود به دنيا بياوريم، بلکه به طور سادذه بايد گفت که يک مجموعه الگوهاي رفتاري ياد گرفته شده است. [ ۵

ص ۳۰ ]
اينجاست که يک سوال کاملاً واضح در ذهن مطرح مي شود و آن اينکه چرا ما در مقابل يک رشته ورزشي در اولين برخورد مقاومت نشان مي دهيم و يک ديدگاه منفي کسب مي کنيم. و آيا انتخاب رشته ورزشي با شخصيت افراد و ميزان موفقيت آنها ارتباط دارد يا نه؟ هر چند که شخصيت ما به طور وسيع و بر اساس باور نظريه هاي صفات تحت تاثير عوامل ارثي قرار دارد، اما تجارب قبلي نيز در تشکيل الگوهاي رفتاري نقش اساسي دارند.
بر اساس ديدگاه روان شناسان ورزش، نظريه يادگيري اجتماعي بر خلاف نظريه صفات از اين امتياز خيلي مهم و محکم برخوردارند که شخصيت ورزشکاران را منعطف و قابل تغيير فرض مي کنند. [ ۵ ] بدين معنا که ما مي توانيم در الگوهاي رفتار ورزشي ورزشکاران دخالت و دستکاري کنيم. و جرات ورزي نيز به عنوان يکي از ابعاد شخصيتي افراد به ويژه ورزشکاران رشته هاي مختلف ورزشي مي توانند در مقوله جاي بگيرند. برابر آنچه که بيان شد به نظر مي رسد بين عملکرد ورزشکاران و ويژگي هاي شخصيتي آنان و مهارت هاي رواني شان ارتباط وجوددارد. در اين تحقيق برآنيم تا رابطه بين

عملکرد ورزشي و جرات مندي به عنوان يک عامل موثر در موفقيت ورزشکاران را مورد مطالعه قرار دهيم.

۱-۳ اهميت و ضرورت تحقيق
توسعه مهارتهاي رواني که قابل آموزش ( يا دادن يا گرفتن ) مي باشند مي تواند به ورزشکار کمک کند تا مهارتهاي ورزشي را به شکل مطلوبتري انجام دهد. از ورزش بيشتر لذت ببرد و به موفقيت هاي ورزشي نائل آيد. ورزشکار ابتدا بايد ضعف ها و قوت هاي جنبه هاي رواني خود را بشناسد.
همچنين مربيان و پزشکان تيم بايد اين متغيرها را بسنجند و در اين کار ورزشکار را ياري کنند. سپس وي بايد ياد بگيرد که چگونه مهارت هاي ضعيف خود را تقويت کند. بايد ورزشکاران را جهت اين امر آموزش داد. برخي از ورزشکاران ملي انجام تمرينات و مسابقات مختلف ورزشي اين مهارت ها را کسب مي کنند. اما بسياري نيز نمي توانند به صورت تجربي توانايي هاي روحي لازم را اخذ کند. هر چند در مورد افرادگروه اول نيز اين کار به سال ها وقت نياز دارد. اما با آموزش مي تو

ان اين مهارتها را با زمان کم به ورزشکاران آموخت. ورزشکاران بايد ابتدا اصول و روش هاي کسب مهارت را ياد گرفته و تمرين کنند و سپس استفاده از آنها را در شرايط رقابتي تمرين نمايند. تا اينکه به شکل عادتي با انجام مربوطه تغييرات روحي و رواني مطلوب در آنها ايجادشود. کسب مهارت هاي رواني به تمرين و دقت نياز دارند و نبايد انتظار معجزه آني از آنها داشت. لذا مربي و ورزشکار بايد در کنار تمرينات بدني به تمرينات روحي و رواني بپردازند. با اين توجه که با اين تمرينات نتايجي فوري به دست نمي آيد و با انجام تمرينات لازم در طول زمان معقول تغييرات مطلوب مورد نظر حاصل مي گردد. [ ۸ ]

امروزه ورزشکاران براي توسعه ي مهارتهاي روان شناختي، و دانش قابل ملاحظه اي که بتواند مفيد باشد به کمک نياز دارند. آموزش اين مهارت ها خطر بسيار اندکي دارند تا سبب صدمات رواني ورزشکاران گردد. تعداد اندکي از روان شناسان ورزش فوق العاده محتاط مي گويند: « هنوز ما شواهد علمي مقتضي پيدا نکرده ايم تا به مربيان بگوييم که ورزشکاران چگونه مي توانند مهارت هاي روان شناختي را کسب کنند. » [ ۶ ص ۱۳ ]
جرات ورزي به عنوان يکي از ابعاد شخصيتي انسان جزء مهارت هاي رواني تاثير گذار در ورزش محسوب مي شود و بالطبع يکي از عوامل موثر در عملکرد ورزش ورزشکاران رشته هاي مختل

ف مي باشد و با توجه به اين نکته مي تواند در مبحث روان شناسي ورزش جاي گيرد. تحقيقاتي که در زمنيه جرأت ورزي صورت گرفته حاکي از آن است که اين قضيه رفتاري در تضاد آشکار با خصيصه اضطراب مي باشد و با کاهش اضطراب تا حدي مي توانيم اين الگوي رفتاري را در افراد تقويت کنيم و يا حتي با استفاده از تکنيک هايي اين خصيصه رفتاري را آموزش دهيم.
به هر حال تمام کوششي که در اين تحقيق شده براي پي بردن به اين موضوع است که چگونه مي توان اين مهارت رواني جرأت ورزي را با توجه به تکنيک هاي فهرست شده اي که وجود دار

د در اشخاص بخصوص در ورزشکاران تقويت کرد و با عث بالا بردن عملکرد ورزشي آنان شد. اين مسئله نه تنها براي ورزشکاران حرفه اي و شرکت کنندگان در مسابقات المپيک مفيد است بلکه براي ورزشکاران هر سطحي که مي خواهند براي رفع موانع روان شناختي فعاليت کنند و کيفيت عملکردي بهتري داشته باشند مفيد مي باشند.

۱-۴ اهداف تحقيق
الف- اهداف کلي:
تعيين رابطه بين جرات مندي و عملکرد ورزشي ورزشکاران چند رشته منتخب ورزشي
ب- اهداف جزئي
۱- تعيين رابطه بين جرأت مندي و سابقه ورزشي ورزشکاران
۲- تعيين رابطه بين جرأت مندي و ورزشي قهرماني

۳- تعيين رابطه بين جرأت مندي و رشته هاي انفرادي
۴- تعيين رابطه بين جرأت مندي و رشته هاي گروهي
۵- تعيين رابطه بين جرأت مندي رشته های تماسي
۶- تعيين رابطه بين جرأت مندي و رشته های غير تماسي
۷- تعيين رابطه بين جرأت مندي و معدل درسي
۸- تعيين رابطه بين جرأت مندي و سن ورزشکار

۱-۵ فرضيه هاي تحقيق
۱- بين ميزان جرات مندي ورزشکاران چهار رشته ورزشي ( تنيس روي ميز، کاراته، واليبا

ل، بسکتبال ) اختلاف معنی داری وجود دارد.
۲- بين ميزان جرات مندي ورزشکاران رشته هاي تماسي و غير تماسي اختلاف معني داري وجود دارد.
۳- بين ميزان جرات مندي ورزشکاران رشته هاي انفرادي و گروهي اختلاف مندي معني داري وجود دارد.
۴- بين ميزان جرات مندي و عملکرد ورزشي رابطه مثبت وجود دارد.

۱-۶ محدوديت هاي تحقيق
۱- محدوديت قابل کنترل
الف) جنسيت
ب ) محدوده جغرافيايي ( شهر تبريز )
ج ) رشته هاي منتخب ورزشي
۲- محدوديت هاي غير قابل کنترل
الف) عدم تکميل و عودت پرسشنامه
ب ) حالت روحي ورزشکار در هنگام تکميل پرسشنامه، هر چند که شرايط براي همه آزمودني ها به صورت يکسان بوده است.

۱-۷ تعريف واژگان
جرأت ورزي
تعريف مفهومي :
جرأت ورزي يک خصيصه رفتاري است که مشخصه آن رفتار اجتماعي مثبت به منظور دفاع از حق يا رسيدن به هدف است. [ برونو، ۱۳۷۳ ] [ ۷ ص ۱۴ ]
اين گونه رفتار عبارت است از ايستادگي براي استيفاي شخص و ابراز مستقيم، صادقانه و خودانگيخته افکار، احساسات و عقايد به شيوه اي که به حقوق ديگران احترام گذاشته شود. [ ۷ ص ۱۴ ]

تعريف عملياتي:

در اين پژوهش، جرأت ورزي به عنوان يک متغير ملاک کمي در نظر گرفته مي شود که با مقياس فاصله اي مورد سنجش قرار گرفته و ميزان آن از طريق پرسشنامه جرأت مندي جرابک تعيين شده است.

عملکرد ورزشي
تعريف مفهومي:
عملکرد ورزشي شامل کليه فعاليت هاي جسماني که به منظور رقابت، تفريح، تربيت و سلامتي انجام مي پذيرد. [ ۴ ]
تعريف عملياتي:
در اين پژوهش مقام ورزشي ورزشکار به عنوان ملاکي براي عملکرد ورزشي وي محسوب مي شود.

فصل دوم

ادبیات و پیشینة تحقیق

۲-۱ مباني نظري
جرأت ورزي، توانايي ابراز خود و ابراز حقوق خود بدون تجاوز به حقوق ديگران است. جرأت مندي رابطه مستقيم، باز و صادقانه اي است که باعث گسترش وجود خويش است و باعث ابراز خويشتن مي شود. عمل به نحو جرأتمندانه به شما اجازه مي دهد تا اعتماد به نفس را در خود حس کنيد و عموماً موجب برانگيختن حس احترام دوستان و آشنايان مي شود. [ ۱۲ ص ۲ ]
آيا در بيشتر موارد در مي يابيد که ديگران شما را مجبور مي کنند مثل آنها فکر کنيد و با آنها همراه شويد؟ آيا ابراز احساسات مثبت و منفي خود را به شکل آزادانه و صادقانه دشوار مي يابيد؟ آيا گاه کنترل خود را از دست مي دهيد و نسبت به ديگران که چندان هم مقصر نيستند، خشمگين مي شويد؟ پاسخ مثبت به هر يک از سؤالات فوق، دلالت بر مشکل فقدان جرأت مندي دارد. [۱۱ ]

جرأت مندي چيست؟
جرأتمندي در اصل به معناي توانايي ابراز افکار و احساسات به شيوه اي است که در آن نيازهاي شما به روشني مشخص مي شود و راه ارتباط با ديگران براي هميشه گشوده باقي مي ماند. [ ۱۲ ص ۲ ]
از ديدگاه رفتار درماني باليني، جرأتمندي ( ابراز وجود ) به رفتار هاي مناسب اجتماعي گفته مي شود که در حذف موانعي که در نيل به اهداف فرد دخالت مي کنند موثر است.
مفهوم چنين تعريفي آن است که فرد واقعاً با جرأت مي تواند احساسات مثبت يا منفي اش را ابراز کند. اين توانايي را لازاروس ( ۱۹۷۱) « آزادي هيجاني » مي نامد. [ ۱۱ ص ۱۹۱ ]
در حالي که دکتر رابرت بولتون يکي از متخصصان علوم ارتباطات در کتاب « روان شناسي روابط انساني» تعبير جالبي از ابراز وجود و جرأت مندي ارائه کرده است با عنوان: گوش کردن و ابراز وجود : ين و يانگ ارتباط
در تفکر قديمي چين واژه هاي ين و يانگ* به مقوله هاي متضادي اشاره دارد که با وجود تفاوت بسيار، جنبه هاي مکمل و وابسته به يکديگر وجود يا هستي هستند.
ين و يانگ براي يکديگر ضرورت دارند. هدف فيلسوفان ين و يانگ دستيابي

به تعادل کامل ميان دو اصل است. [ ۲ ص ۱۷۴ ]
او مايل است که گوش دادن و ابراز وجود** را به عنوان نوعي ين و يانگ ارتباط تلقي کند. روابط حياتي گوش کردن و ابراز وجود، هر دو را شامل مي شود.
يانگ ابراز وجود، افشاي احساسات، نيازها و خواسته هاي گوينده براي فرد ديگر است. و ين گوش کردن، درک و پذيرش است که در مواقع فشار رواني يا شادي توسط فرد ديگر ارائه مي شود. ين حالا و يانگ اکنون، راه برقراري يک ارتباط حياتي است.
هر چقدر که شخص در يک جزء پيشرفت کمتري داشته باشد به همان اندازه از بلوغ ناقص تري برخوردار خواهد بود و به اين ترتيب به هر اندازه که يکي از طرفين، از گوش کردن يا ابراز وجود در رابطه غافل شده باشد به همان مقدار نيز توان بالقوه رابطه کاهش مي يابد. [ ۲ ص ۱۷۵ ]
مانوئل جي اسميت در کتاب معروف خود « روان شناسي اعتراض » که نوعي روان درماني آموزش است ابراز وجود و جرأت مندي را مترادف با ابراز قاطعيت معرفي کرده و بر اين عقيده است که ابراز قاطعيت اهميت زيادي در تقويت سلامت رواني انسانها دارد و موجب پرورش قوه هاي ابراز وجود و احقاق حق و شکوفايي استعدادها مي گردد. به عقيده او قاطع بودن يعني به خود اطمينان کردن و توانايي هايمان را دست کم نگرفتن. « هر اتفاقي که مي خواهد بيفتد با آن مقابله مي کنم.» [ ۱ ص ۴۲ ]
بر اساس اصل قاطعيت انسان ها داراي حقوقي هستند که شامل:
حق اول: حق داريد رفتار، افکار و احساساتتان را قضاوت کنيد و مسئوليت نتايج آن

را بپذيريد.
حق دوم: حق داريد براي توجيه رفتارتان دليل و بهانه نتراشيد.
حق سوم: حق داريد مسئوليت حل مشکلات ديگران را نپذيريد.
حق چهارم: حق داريد نظرتان را تغير دهيد.
حق پنجم: حق داريد اشتباه کنيد و مسئوليت آن را بپذيريد.
حق ششم: حق داريد بگوييد « نمي دانم».
حق هفتم: حق داريد بي نياز از خشنودي ديگران باشيد.
حق هشتم: حق داريد بگوييد « نمي فهمم ».
حق نهم: حق داريد در تصميم گيري غير منطقي باشيد.
حق دهم: حق داريد بگوييد « اهميت نمي دهم ».

حقوق حقه قاطعيت چهارچوبي است که مشارکت درست را در مناسبات انساني تضمين مي کند. رعايت حقوق قاطعيت اشخاص چهارچوبي است که ما مناسبات مثبت ميان مردم چيزهايي مانند اعتماد، دلسوزي، محبت و صميميت و عشق را بر اساس آن ايجاد مي کنيم.
بدون اين چهارچوب اصولي که به هر کدام از ما امکان اظهار وجود در مقابل ديگران را مي دهد، اعتماد و اطمينان جايش را به سوء ظن مي دهد، دلسوزي به بدبيني مبدل مي شود، صفا و صميميت از ميان مي رود و آنچه آن را عشق توصيف مي کنيم زهرآگين مي شود. [ ۱ ]
وقتي شما باور نداشته باشيد که صاحب اين حقوق هستيد ممکن است در قبلاً شرايط و رويدادهاي زندگي خود منفعلانه واکنش نشان دهيد. وقتي به نيازها، عقايد و داوري هاي ديگران بيش از نيازها و عقايد و داوري هاي خود اهميت دهيد احتمالاً احساس آسيب و اضطراب و حتي خشم مي کنيد و اين نوع رفتار انفعالي و غير جرأتمندانه اغلب غير مستقيم و از لحاظ هيجاني غير صادقانه و خود انکارگرانه است. [ ۱۲ ص ۳ ]
بيشتر پژوهشگران، جرأت ورزي را به اعمال رجحان ها و خواسته ها احقاق حقوق و بيان عواطف خود، با ملاحظه در نظر داشتن اين حقوق رجحان ها، خواسته ها و عواطف در ديگران تعريف گردد. بنابراين جرأت ورزي از نظر بيان خواسته هاي منطقي و ابراز احساس هاي مناسب، داراي جنبه ي ابرازي است و از نظر خود داري و بازداري از ناديده انگاشتن و بي توجهي به اين خواسته ها و احساس ها در ديگران داراي جنبه اجتنابي است و از اين نظر ميان دو دسته ي عمده از رفتارهاي غير جرأت مندانه يعني رفتارهاي انفعالي و پرخاشگري قرار مي گيرد. [ ۸ ]
پيوستار سلطه پذيري – ابراز وجود – پرخاشگري
همه ما در مواقع و موقعيت هاي مختلف به درجاتي متفاوت رفتارهاي منفعلانه، پرخاشگرانه يا توأم با ابراز وجود نشان مي دهيم.

رفتارهاي
سلطه پذيرانه رفتارهاي
حاکي از ابراز وجود رفتارهاي
پرخاشگرانه
يک روش درک ابراز وجود اين است که آن را به مثابه ي راهي براي دفاع از حريم يک فرد و تاثيرگذاري بر افراد ديگر و اجتماع به شکلي غير مخرب تلقي کنيم. اما راه سودمندتر ورايج تر توصيف ابراز وجود، قرار دادن آن در يک پيوستار، ميان سلطه پذيري و پرخاشگري و مقايسه آن با آنهاست. [ ۲ ص ۱۸۱ ]

در اين مقايسه توجه به تضادي که ابراز وجود با سلطه پذيري و پرخاشگري دارد از اهميت زيادي برخوردار است.

رفتارهاي سلطه پذيرانه:
نشان دهنده عدم احترام شخص به نيازها و حقوق خود مي باشد. فرد سلطه پذير فاقد « احترام به خود » است. اما رفتار او عدم احترام نسبت به ديگران را نيز نشان مي دهد. زيرا اين به طور ضمني به آن معناست که فرد ديگر، آسيب پذيرتر از آن است که از عهده مواجهه برآيد و مشارکتش را در مسئوليت ها بپذيرد. [ ۲ ]
توماس مورياريتي طي تحقيقي که براي تعيين ميزان « مقاومت جرأت مندانه » گروهي از آزمودني هايي که نمي دانستند مورد مشاهده قرار گرفتند انجام داد به اين نتيجه رسيد که:
۸۰% دانشجويان نيازهايشان را براي فرد ايجاد کننده مزاحمت بيان نمي کردند.
۱۵% افراد نارضايتي خود را ابراز داشتند ولي وقتي با عدم اطاعت از طرف مقابل مواجه شدند تقاضاي خود را تکرار کردند و فقط ۵% از دانشجويان تقاضاي خود را مکرراً بيان کردند و نيازشان برآورده شد. موريا ريتي نتيجه گرفت که ما « ملتي از قربانيان مشتاق » (قرباني شدن ) هستيم. [ ۲ ص ۱۸۲ ]
در بيشتر کتاب ها واژه غير جرأت مند به جاي سلطه پذير به کار مي رود.

رفتارهاي پرخاشگرانه:
« واژه پرخاشگري » به دليل دو معناي متفاوت که از ريشه لاتين آن يعني aggredi به معناي يش رفتن و نزديک شدن حاصل مي شود. لفظي گيج کننده است. ولي معناي رايج تر پرخاشگري « حرکت عليه به قصد آسيب زدن » است. فرد پرخاشگر، اخساست، خواسته ها و عقايدش را از طريق آسيب رساندن به ديگران ابراز مي کند. او تقريباً هميشه برنده بحث است. شخص پرخاشگر مايل است که بر ديگران غالب باشد. ديدگاه او اين است که « اين آن چيزي است که من مي خواهم، چيزي که تو مي خواهي اهميت کمتري دارد يا اصلاً مهم نيست.» [ ۲ ص ۱۸۳ ]

رفتارهاي ابراز وجودي:
فرد جرأت مند از روش هاي ارتباطي استفاده مي کند که او را قادر مي سازد حرمت نفس خود را حفظ کند. خشنودي و ارضاي خواسته هاي خويش را دنبال کند و از حقوق و از حريم شخصي خود بدون سوء استفاده از ديگران و يا سلطه جويي بر آنان دفاع کند. ابراز وجود حقيقي، شيوه اي است از در جهان بودن که ارزش و شأن فردي شخص را تأييد مي کند و در عين حال ارزشمندي ديگران را نيز حفظ کرده و مورد تأييد قرار مي دهد. [ ۲ ص ۱۸۹ ]
با توجه به مطالب ارائه شده چنين استنباط مي شود که رفتار توام با ابراز

وجود متمايز از رفتارهاي سلطه پذيري و پرخاشگري مي باشد.

فوايد ابراز وجود:
يکي از چشم گير ترين مطالب مربوط به افراد با جرأت آن است که آنان خود را دوست دارند. آنان در مقايسه با افراد پرخاشگر يا سلطه پذير از اين نظر که نسبت به خود احساس خوب و مثبتي داشته باشند، در وضعيت بهتري قرار دارند. ابراز وجود تنها عامل ايجاد احساس خود ارزشمندي نيست، اما در ادعاي فنسترهايم روان درمانگر واقعيتي بزرگ نهفته است که مي گويد:

ميزان ابراز وجود سطح عزت نفس شما را تعيين خواهد کرد. [ ۲ ص ۱۹۸ ]
دومين فايده ابراز وجود، ترويج روابط ارضا کننده است. ابراز وجود انرژي مثبت بسياري به سمت ديگران آزاد مي کند. فرد جرأتمند به دليل آنکه با دور کردن احساس خجالت و اضطراب، اشتغال فکري کمتري دارد و احساس نياز به دفاع از خود را کنترل نيز مي کند او را کمتر برمي انگيزد. قادر است که به آساني ديگران را ببيند، بشنود و به آنان عشق بورزد.
غني ترين و سالم ترين روابط صميمانه ميان دو فرد جرات مند ديده مي شود. صميميت به عنوان توانايي بيان مکرر عميق ترين آرزوها، اميدها، ترس ها، اضطراب ها و احساس گناه ها به فردي با اهيمت توصيف مي شود. اين نوع افشاسازي، رفتاري جرأتمندانه است.
رفتار توأم با ابراز وجود به مقدار زيادي از ترس و اضطراب شخص مي کاهد. تحقيقات انجام گرفته در اين زمينه به اثبات رسانده است که يادگيري پاسخ هاي جرأتمندانه به طور قطع مي توان اضطراب و تنش را که پيش از آن در موقعيت هاي خاص تجربه مي شوند، کاهش دهد. [ ۲ ص ۱۹۹ ]
يکي از بزرگترين مزاياي ابراز وجود آن است که فرد به همان شکلي زندگي مي کند که خود دوست دارد. هنگامي که به ديگران فرصت مي دهيم تا بدانند که شما خواستار چه چيزي هستيد و خود نيز براي دستيابي به حقوق و خواسته هايتان پافشاري مي کنيد، شانس و امکان رسيدن به آنچه از زندگي مي خواهيد به مقدار زيادي افزايش مي يابد.[ ۲ ص ۱۹۹ ]
اصرار بر ابراز وجود بيش از رفتار سلطه پذير يا پرخاشگرانه، امکان ارضاي نيازهاي فرد را فراهم مي آورد. [ ۲ ص ۱۹۹]

آلن فرانک مي گويد: « يکي از شاخصهاي نشان دهنده بلوغ بزرگسالي، رابطه متعادل ميان هيجانها و سيستم هاي دروني کنترل منطقي است که امکان مي دهد پاسخ هاي عاطفي بدون زير پا گذاشتن اصول منطقي ابراز شوند. فرآيند ابراز وجود فرد را قادر مي سازد که اين تعادل را ميان سيستم هاي کنترل منطقي و ابراز صادقانه هيجان ها حفظ کند. [ ۲ ص ۲۴۸ ]
انواع جرأت مندي
جرأت مندي اساسي:
اين نوع جرأت مندي ابراز ساده و مستقيم باورها، احساسات يا عقايد شما است. اين نوع جرأت مندي معمولاً از طريق عبارات ساده اي چون من مي خواهم يا من احساس مي کنم ابراز مي شود.

جرأت مندي قوي:
اين نوع جرات مندي انتقال حساسيت ها به شخص ديگر است. اين نوع جرأت مندي معمولاً شامل دو بخش مي شود: بازشناسي موقعيت يا احساسات شخص ديگر که به دنبال آن اظهار نظري صورت مي گيرد که در آن شما از حقوق خاص خود حمايت مي کنيد. من مي دانم که شما واقعاً سرتان شوغ بوده است ولي من مي خواهم احساس کنم که رابطه ها براي شما مهم است، مي خواهم شما به من و ما زماني را اختصاص دهيد. [ ۱۳ ص ۳ ]

جرأتمندي فزاينده:
اين نوع جرأت مندي زماني به وقوع مي پيوندد که شخص ديگري در واکنش به جرأت مندي اساسي شما شکست مي خورد و به تجاوز عليه حقوق شما ادامه مي دهد. در نتيجه شما به تدريج جرأت مندي را گسترش مي دهيد و به نحو فزاينده اي براي خود محکم تر تاکيد مي ورزيد. در

اين نوع جرأت مندي حتي ممکن است شما به پاره اي از اعمال اشاره کنيد که در صورت ادامه رفتار طرف مقابل، از شما به عنوان نتيجه بروز کند ولي اشاره به اعمال تنها پس از چند عبارت جرأت مندانه اساسي و پايه ارائه مي شود. براي مثال اگر شما تا پنج بعد از ظهر فردا کارتان را روي ماشين تمام نکنيد من مجبور مي شوم به فلان يا بهمان دفتر تجاري زنگ بزنم.