بررسی و ارزیابی ریسک مشتریان اعتباری

مقدمه
یکی از موضوعات مهم که در تخصیص اعتبارات بانکی حائز اهمیت می باشد، بررسی و ارزیابی ریسک مشتریان اعتباری می باشد. بررسی و ارزیابی امکان حصول یا عدم حصول به نرخ بازده پیش بینی شده در ارزیابی پروژه های سرمایه ای را ریسک می نامند. به عبارت دیگر عدم اطمینان در مورد دریافت عایدات آتی سرمایه گذاری را ریسک می گویند. چرخه های تجاری، تورم، اوضاع سیاسی و بسیاری از عوامل دیگر بر عدم اطمینان نسبت به آینده تأثیر می گذارد. یکی از بهترین اصول سرمایه گذاری در کلیه زمینه ها آنست که ریسک حاصل از سرمایه گذاری می بایست متناسب با بازده آن سرمایه گذاری باشد، از این رو شناسایی مهارتهای تجزیه و تحلیل اعتباری در بانکها از اهمیت ویژه ای برخوردار خواهد بود.

آنچه که در اعطاء تسهیلات اعتباری از اهمیت ویژه ای برخوردار است بررسی و ارزیابی احتمال بازگشت اصل سرمایه بهمراه سود حاصل از اعطای اعتبار است، در حقیقت بررسی و ارزیابی ریسک صنعت بانکداری دارای نگرشی هم عرض با بخش سرمایه گذاری می باشد، در مورد سرمایه گذاری در یک شرکت خاص، سرمایه گذار به مطالعه و ارزیابی وضعیت شرکت مربوط پرداخته و پس از تجزیه و تحلیل های مالی و اطمینان از اینکه سرمایه گذاری در شرکت مربوط دارای منافع بیشتری نسبت به سایر شرکتها می باشد، در آن شرکت اقدام به سرمایه گذاری می نماید و هر زمان که نیاز به مبلغ سرمایه گذاری پیدا نماید به سهولت می تواند با اندکی تغییر قیمت سهام خود را فروخته و سرمایه اش را وصول نماید. لیکن این موضوع در صنعت بانکداری از یک بعد دیگر مورد توجه قرار می گیرد، بدین معنی که در این بخش، زمانی که یک شرکت به عنوان مشتری اعتباری برای دریافت وام به بانک مراجعه نموده و نسبت به دریافت تسهیلات اقدام می نماید بانک مورد نظر نیز پس از بررسی اسناد و مدارک شرکت نسبت به اعطاء تسهیلات به آن شرکت اقدام می نماید.

بنابراین بانکها به مثابه یک سرمایه گذار ایفای نقش می نمایند، بدین معنی که بانک نیز سعی می کند تسهیلات بانکی را به شرکتی اعطاء نماید که آن شرکت توان پرداخت اصل وام را به همراه سود حاصل از آن در موعد مقرر داشته باشد. لیکن در اینجا تنها تفاوتی که بین بانک و یک سرمایه گذار واقعی وجود دارد آنست که از یک سو بانک ها سود ثابتی را بر هر یک از انواع عقود اسلامی در نظر گرفته و در موعد مقرر به همراه اصل وام دریافت می نماید، بنابراین در اینجا آنچه اهمیت می یابد آنست که بانک ها سعی می کنند تسهیلات خود را به شرکتهایی اعطاء نمایند که ضمن برخورداری از ریسک پایین بتوانند بازده متناسب با سود تسهیلات اعطایی را داشته باشند، از اینرو در صورتی که یک شرکت دارای سود بسیار بیشتر از سود حاصل از اعطاء تسهیلات باشد، در دریافت تسهیلات اعتبار، از دیدگاه بانک با شرکتی که دارای بازدهی متناسب با سود تسهیلات

اعطایی است یکسان خواهد بود، لذا بانک سعی می نماید در میان این شرکتها، شرکتی را انتخاب نماید که دارای حداقل ریسک باشد، از سوی دیگر بانک ها در هنگام وصول تسهیلات اعتباری که به مشابه سرمایه بانک تلقی می شودف نمی توانند مشابه یک سرمایه گذار واقعی عمل نمایند، بدین معنی که در هنگام اعطاء تسهیلات زمانی را برای بازپرداخت تعیین نموده و از مشتریان خود می خواهند که در موعد مقرر نسبت به بازپرداخت اصل وام به همراه سود آن اقدام نمایند به عبارت دیگر امکان بازپرداخت وام قبل از موعد مقرر میسر نمی باشد. در هر حال در اینجا نیز ارزیابی ریسک شرکتهای درخواست کننده تسهیلات برای بانک ها از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. بدین معنی که اگر یک شرکت نتواند بصورت موفقیت آمیز در محیط اقتصادی عمل نماید، در زمان بازپرداخت تسهیلات اعطایی با مسائلی روبرو خواهد شد و به تبع آن بانک اعطاء کنندهتسهیلات را نیز با مشکلات عدیده ای مواجه خواهد نمود.
ریسک اعتباری
ارائه تسهیلات مالی یکی از فعالیتهای مهم نظام بانکی تلقی می شود. برای اعطای تسهیلات باید درجه اعتبار و قدرت بازپرداخت اصل و فرع دریافت کننده تسهیلات را تعیین نمود. ریسک اعتباری بطور خلاصه به عدم ایفای تعهدات دریافت کننده تسهیلات (وام گیرنده) یا طرف قرارداد بانک بر طبق ضوابط توافق شده اطلاق می گردد.
این ریسک به حالتهای زیر خود را نشان می دهد:
۱٫ احتمال کاهش توان بازپرداخت اصل و فرع تسهیلات دریافتی توسط مشتری
۲٫ احتمال عدم بازپرداخت اصل و فرع تسهیلات دریافتی توسط مشتری
۳٫ احتمال معوق شدن بازپرداخت اصل و فرع تسهیلات دریافتی توسط مشتری
مشکلات و بحرانهای مشاهده شده در نظام بانکی کشورها عمدتاً ناشی از ضعف در مدیریت ریسک اعتباری بوده است.
تمرکز اعطای تسهیلات با حجم بالا به یک شرکت، یک گروه صنعتی و حتی در یک صنعت از عوامل افزایش دهنده این ریسک تلقی می شوند. اعطای تسهیلات به شرکتها و یا تشکلهای صنعتی مادر که به صورت شرکتهای تار عنکبوتی مالک سهام یکدیگر می باشند بدون توجه به درجه اعتباری شرکت مادر و صورتهای مالی تلفیقی آن بسیار خطرناک می باشد.
بحرانهای بانکی مشاهده شده در ژاپن، کره و دیگر کشورهای آسیای جنوب شرقی بعلت عدم توجه به این پدیده بوده است. استانداردهای کمیته بال اعطای تسهیلات به نهادها و افرادی که توانایی نفوذ در مدیریت بانکها را دارند (سیاستمداران، مدیران دولتی و سهامداران و …) را بسیار منفی تلقی کرده و عامل افزایش ریسک اعتباری می داند. متأسفانه این پدیده در ایران زیاد مشاهده می شود و باعث بالا رفتن ریسک اعتباری نظام بانکی کشور شده است.
بعلت تأکید بانکهای اسلامی بر مشارکت سپرده گذاران در ریسک و سود دریافتی حاصل از تسهیلات اعطایی ریسک اعتباری اهمیت خاص پیدا می کند. در صورت مدیریت صحیح، ریسک اعتباری در بانکهای اسلامی کمتر از دیگر بانکها می باشد. بعبارت دیگر ماهیت مشارکتی بانکهای اسلامی کمتر از دیگر بانکها می باشد ریسک اعتباری را بعلت انتقال آن به سپرده گذاران کاهش می دهد. ضمناً ریسک اعتباری بانکهای دولتی بعلت حمایت و مصونیتهای نسبی در مقابل عدم بازپرداخت و یا سوخت تسهیلات اعطایی کاهش می یابد.
با توجه به اهمیت ریسک اعتباری در موفقیت بانکها و همچنین رشد و توسعه اقتصادی یک

کشور بانکهای تجاری سعی می نمایند، قبل از اعطاء تسهیلات به مشتریان توانایی آنها را در بازپرداخت بدهیهایشان برآورد نمایند. برای این منظور اغلب از روشهای متعددی استفاده می شود. از جمله می توان به رتبه بندی مشتریان اشاره نمود. با توجه به تمرکز این پژوهش بر ریسک اعتباری، رتبه بندی مشتریان در این بخش بصورت تفصیلی آورده شده است.
رتبه بندی اعتباری
تعریف رتبه بندی
رتبه بندی چه توسط موسسات رتبه بندی انجام شود و چه توسط بانکها، یک هدف را دنبال می کند و آن مطالعه توانایی شرکت برای پرداخت بدهی آن می باشد. به عبارت دیگر کمی نمودن احتمال نکول مشتری در آینده است. بنابراین هدف رتبه ها اعلام کیفیت یک وام گیرنده و دورنمای بازپرداخت آن به بازار است. رتبه ها این قابلیت را دارند که برای مشاهده گران خارجی مثل مقامات نظارتی و شرکت کنندگان در بازار نسبت به یک شرکت در بازار اعتبار ایجاد نمایند. البته اعتبار اطلاعات رتبه بندی ارتباط نزدیکی با مقررات قابل قبول رتبه بندی دارد. با توجه به اهمیت رتبه بندی مشتریان موسساتی برای فعالیت در این زمینه تشکیل شده اند که از آن جمله می توان به موسسات رتبه بندی مودیز، استاندارد اندرپور، Thomson Bank watch, IBCA که به رتبه بندی ناشرین اوراق بهادار (مشتریان) و نیز اوراق بدهی اشتغال دارند اشاره نمود. این موسسات با استفاده از طریق ذیل می توانند کمک قابل ملاحظه ای به ارتقا کارایی بازار نمایند:
الف) دست یابی گسترده تر سرمایه گذاران نهادی به سرمایه
ب) انعطاف پذیری منابع تأمین مالی (با کاهش هزینه ها بویژه برای ناشرین اوراق بهادار با رتبه های بالاتر).
ج) ایجاد ثبات در بازار (با کاهش نگرانیهای سرمایه گذاران)
د) ارزیابی خطر اعتباری طرفهای مقابل بانکها
هـ) تعیین حق العمل ریسک و نیز تعیین حدود پایه (Benchmark) برای خطر اعتباری.
موسسات رتبه بندی، برای تعیین رتبه شرکتهای ناشر اوراق بهادار و نیز اوراق بهادار و نیز اوراق قرضه عواملی همچون دورنمای صنعت، روندهای قانونی از نظر داخلی و بین المللی (استعداد

کشور برای ملی کردن و تحولات مشابه، تحت عنوان مقررات محیطی یا وضع مالیات که می تواند اثر اجتناب ناپذیری بر گروههای همسان بر جای گذارد)، کیفیت مدیریت (جهت گیری و راهکارهای مدیریت در مقایسه با گروههای همسان، سابقه مدیریت در مواجهه با حوادث غیرمترقبه و فلسفه ریسک پذیری وی در رابطه با دارائیهایش، استراتژی موجود و خط مشی های مالی احتیاطی)، ساختار شرکت و اوراق بهاداری که منتشر می نماید، جایگزین های نقدینگی شرکت برای مقابله با کاهش احتمالی اعتماد بازار، موقعیت عملیاتی (ارزیابی عملکرد گذشته و پیش بینی های

وضعیت آینده شرکت) و موقعیت مالی آنها را مورد ارزیابی قرار می دهند.
چنانچه در پیش نیاز اشاره شد موسسات رتبه بندی اعتباری در این امور از پیشینه تاریخی قابل ملاحظه ای (حداقل از سال ۱۹۱۰ میلادی) برخوردار هستند ولی بانکهای تجاری فقط زمان محدودی (حدود ۱۰-۵ سال) است که به این مقوله وارد شده و شرکتها را رتبه بندی
می نمایند.

چرا رتبه ها اهمیت دارند؟
طبقات رتبه بندی که با نمادهای مختلفی مثلاً AAA یا Aaa (برای عالی ترین کیفیت) یا با اعدادی مثلاً از ۱ تا ۱۰ مشخص می شوند شکل مختصر شده خطر اعتباری هستند. رتبه ها می توانند بر اساس اطلاعات گذشته به تواتر نسبی نکول مرتبط باشند یا می توانند مبنایی برای ارزش گذاری یک دارایی محسوب گردند.
شاخص ترین تقاضا برای رتبه ها در بخش مدیریت دارایی ـ بدهی شرکتی، زمانی است که ب

ازده های سرمایه تعدیل شده بر حسب ریسک، معیار پایه برای ارزیابی عملکرد بخشی تلقی می شوند. رتبه ها برای بانک این امکان را فراهم می کنند که خطر اعتباری را اندازه گیری نموده و آن را متناسب با پرتقوی اعتباری اداره کنند و مفهوم اکسپوژر بانک را در رابطه با انواع خطر تعدیل و اصلاح نمایند. رتبه ها، مخصوصاً برای ارزش گذاری یک اوراق قرض و یا یک وام مفید هستند و رابطه ای مثبت ویژه بین خطر اعتباری مورد انتظار و بازده اسمی را بیان می کنند.

دلایل مذکور در فوق در مجموع بیانگر علت توجه طیف گسترده ای به کیفیت سیستم رتبه بندی یک موسسه مالی است. مثلاً شرکت های حسابرسی در ترازنامه ها، به سیستم های گزارش دهی ریسک موسسه توجه دارند. موسسات رتبه بندی نیز سیستم ارزیابی خطر یک وام گیرنده را که در نظر دارد اوراق بهادار با پشتوانه دارایی منتشر کند مورد بررسی قرار می دهند و در آینده نزدیک نیز انتظار می رود که مقامات نظارتی هم سیستم های رتبه بندی اساسی و مدلهای خطر اعتباری بانکها را مورد تأیید قرار دهند. وسسات رتبه بندی (خارجی) و رتبه بندی داخلی وجود دارد؟
موسسات رتبه بندی رتبه های شرکتی و نیز وام گیرندگان کشوری را تعیین می کنند. از ویژگیهای این موسسات اینکه، هیچگونه مسئولیتی در رابطه با خطرهای موسساتی که رتبه آنها را تعیین می کنند نمی پذیرند. این موسسات رتبه بندی اطلاعات مربوط به رتبه بندی شرکتها را در سطح عموم منتشر می کنند ولی هیچگونه اطلاعاتی در خصوص فرآیند تعیین رتبه در اختیار هیچکس قرار نمی دهند.
در مقابل، رتبه بندی های داخلی که توسط واسطه های مالی (مشخصاً بانکها) به منظور ارزیابی خطراتی که دفاتر بانکها با آنها مواجه است انجام می گیرد و اطلاعات مربوط به رتبه مشتریان که توسط بانکها تعیین و نگهداری می شود یک مزیت رقابتی محسوب می گردد و بدلیل اینکه شامل اطلاعات خصوصی است، انتشار نمی یابد. به عنوان نمونه حتی شرکتی که رتبه آن تعیین می شود هیچ اطلاعی از رتبه جاری خود ندارد. البته این رتبه بندی در کشور ما در حال حاضر توسط هیچ یک از بانکهای تجاری انجام نمی شود. تفاوت دیگر این دو، رشد فزاینده اعتبار و قابلیت اعتماد به رتبه بندی موسسات خارجی است در حالی که هنوز انتشارات محدودی در مورد روش شناسی و تجارب رتبه بندی داخلی وجود دارد.

رتبه ها و خطر نکول
رتبه یک شرکت نمادی است که احتمال وقوع، نکول مورد انتظار به صورت عددی مجزا یا به شکل طبقات رتبه بندی نشان می دهد.
احتمال وقوع نکول یک متغیر پیوسته است که در محدوده صفر و یک تغییر می کند.

(۱) [۰،۱] شرکتها: POD
احتمال وقوع نکول، تواتر نسبی مورد انتظار یک حادثه اعتباری است هنگامی که این حادثه به صورت عدم بازپرداخت اصل یا بهره سررسید شده (طی زمانی که حداقل ۳۰ روز است) رخ می دهد و مقدار آن برابر یک خواهد بود. از این رو احتمال وقوع نکول یکی از اجزاء ضرر مورد انتظار وام دهنده است. ضرر مورد انتظار وام دهنده نیز از جمله متغیرهای دیگری است که در اعطاء تسهیلات توسط موسسات مالی اعتباری و بانکهای اعتباری مورد توجه قرار می گیرد. ضرر مورد انتظار برای یک مشتری با استفاده از رابطه زیر انجام می شود.
ضرر مورد انتظار حاصل از یک نکول مشخص × احتمال وقوع نکول = ضرر مورد انتظار

(۲) E (LGD) × (EL) = POD
این انتظارات در یک فاصله زمانی مشترک، معمولاً یکسال آینده رخ می دهد. از این رو ضرر مورد انتظار، متوسط مبلغی است که یک وام دهنده انتظار دارد طی ۱۲ ماه آینده از دست بدهد.
شکل (۲-۲) محاسبه زیان مورد انتظار را با این فرض که احتمال نکول ۰۵/۰ درصد است و بازیافتها با احتمال مساوی در فاصله بین ۸۰-۲۰ درصد تغییر می کنند نشان می دهد. تمامی ارزش

ها به صورت درصدی از وام واریز نشده در زمان وقوع نکول بیان می شود.

شکل (۲-۲) بیان گرافیکی محاسبه ضرر مورد انتظار با فرض استقلال بین احتمال نکول و شدت آن.
عبارت ریاضی (۲) و شکل (۲-۲)، اساساً فرض می کنند که وقوع نکول و شدت یک نکول خاص مستقل از یکدیگر متغیرهای تصادفی را توزیع می کنند. به همین دلیل ضررها بین صفر و ۱۰۰ درصد متغیر است (در مثال مورد نظر ما، ضرر بین صفر و ۸۰ درصد متغیر است.) به بیان کلی تر کوواریانس غیر صفر احتمال وقوع نکول و احتمال وقوع یک نکول خاص را تأیید می کند.
(۳) E (L) = E (POD.LGD)
توزیع ضررها در حول ارزش مورد انتظار آنها یک معیار مهم از ریسک کلی بازار است. خطر ضرر غیر منتظره، تعداد انحراف معیارهای یک چندک مشخص (۹۹%) از ارزش مورد انتظار آن است. ضرر غیر منتظره با ابزارهای اخیر و خطر کلی بازار مشخص می گردد.
هر چند از نظر تئوری، احتمالهای وقوع نکول به صورت طبقات گروههای مختلف رتبه نمایش داده می شود ولی در عمل طور دیگری است. طبقات رتبه بندی بر اساس اطلاعات تاریخی با احتمال وقوع خطر نمایش داده می شوند. موسسات رتبه بندی فعلی اغلب از نرخهای تاریخی نکول برای طراحی مدلهای خود استفاده می کنند. نرخ های نکول درصدی از تمام اوراق قرضه منتشره واریز نشده در زمان t هستند که در فاصله زمان t (با فرض t دوزاده ماه) با یک حادثه اعتباری مواجه

می شوند. اقلاً، هیچگونه رابطه ساده (خطی یا لگاریتم خطی) بین درجات ترتیبی رتبه با احتمال های اصلی وقوع نکول وجود ندارد. بررسیهای تجربی که از مطالعات S&P و مودیز اخذ شده یک رابطه استثنایی بین احتمال وقوع نکول و درجه رتبه بندی بدست آورده است. آنچه در اینجا مدنظر است تمرکز بر احتمال های وقوع نکول به عنوان هدف سیستم های رتبه بندی است. مشتری نمونه در این مطالعات شرکتها و بنگاهها هستند و یک وام گیرنده یا ابزار مالی منفرد، مثلاً معاملاتی که پشتوانه آنها یک دارایی است، نمی باشند. برای اینکه بتوان احتمال وقوع یک نکول خاص را بررسی کرد لازم است مجموعه ای متمایز از اصول، مدنظر قرار داده شود. از نقطه نظر تمایز بین احتمال وقوع نکول و احتمال وقوع یک نکول و نیز روشن کردن هدف سیستم های رت

به بندی می بایست هم سوی با نقطه نظرات ارائه شده در کمیته نظارتی بال حرکت کرد.
مدلهای رتبه بندی
روشهای متفاوتی وجود دارند که از طریق آنها می توان یک رتبه بدست آورد. از آن جمله می توان به اندازه گیری احتمال وقوع نکول اشاره کرد. روش مشخصی که امروزه کاربرد دارد، روش امتیازدهی است. این روش متکی به مجموعه ای از معیارهاست که هر یک به خوبی تعریف شده اند. به هر یک از معیارها بطور جداگانه امتیاز داده می شود. به هر امتیاز که به مجموعه ای از معیارها مرتبط است وزنی داده می شود، سپس اینها با هم جمع می شوند. حاصل جمع، یک امتیاز کلی است.
این امتیاز به یکی از طبقات رتبه تبدیل می گردد که در حد فاصل بین حداقل امتیاز کلی تا حداکثر آن قرار می گیرد. مثال واضح در این مورد Z-Score پیشنهاد شده توسط آلتمن در سال ۱۹۶۸ است. این نویسنده پیشنهاد کرده است که رابطه بین تجربه تاریخی نکول و تعدادی از متغیرهای حسابداری (عمدتاً ترازنامه و صورت سود و زیان) بررسی شود تا یک تابع مطلوب مجزا بین ناشرینی که در آینده مرتکب نکول خواهند شد و نیز آنها که همچنان به فعالیت خود ادامه خواهند داد، تعیین شود. اوزان تابع تخمین زده شده برای پیش بینی احتمال نکول هر شرکت قابل استفاده است و این اوزان که Z-Score نامیده شده اند می توانند به یک درجه از رتبه تبدیل شوند. بدنبال آن وی روشهای رتبه بندی مشتریان را در سال ۱۹۸۰ مطرح نمود. مدل ریاضی دیگری که باز در همین زمینه مطرح گردید مربوط به کاربرد تحلیل ممیزی در طبقه بندی شرکتها می باشد.
یک روش متفاوت برای رتبه بندی توسط مدل عمومی شرکیت KMV’s تشریح شده است. این روش بر اساس تئوری قیمت گذاری آپشن KMV استنتاج شده است. در این روش برآورد نکول از نوسانات مورد انتظار قیمت های سهام در طول یک مدت مشخص مثلاً یکسال، قابل استنتاج است. در این روش برخلاف روش امتیازدهی نیازی نیست که اطلاعات مختلفی در مورد یک شرکت جمع آوری کرد. در این روش صرفاً سریهای زمانی قیمت های بازاری سهام و تخمین بدهکاری یک بنگاه، مورد نیاز است.

بررسی انجام شده در مورد بانکهای عمده آلمان، بیانگر این است که کلیه موسسات، روش امتیازدهی را اعمال می نمایند.
اختلافی که در موسسات رتبه بندی مشاهده می شود به گزینش معیارهای آنها، بویژه اهمیت زیادی که آنها به (Soft Factors) یا عوامل کیفی می دهند، باز می گردد. این عوامل شامل ارزیابی کیفیت مدیریت یا پیش بینی کلی دورنمای شرکت در بازار است. جدول (۲-۱) نشان می دهد که سیستم های رتبه بندی داخلی و خارجی متکی به مجموعه ای از متغیرهای توضیحی هستند. تعداد طبقات رتبه بندی استاندارد اندپور (S&P) و مودیز هر یک ۲۲ درجه (غیر از Watch list) است. حال آنکه در سیستمهای رتبه بندی بانکهای تجاری تعداد درجات رتبه کمتر است (مثلاً حدود ۱۰-۶). هر چند در این مورد که کلیت فرآیندی که بر اساس آن موسسات رتبه بندی، رتبه نهایی خود را از معیارهای مورد اشاره استخراج می نمایند، مشخص نیست ولی ما فرض را بر این قرار می دهیم که شروط پذیرفته شده برای رتبه بندی می تواند برای موسسات رتبه بندی و مدلهای رتبه بندی داخلی بطور یکسان اعمال گردد. نمونه معیارهای مورد استفاده برای رتبه بندی

مشتریان توسط موسسات معتبر و یک بانک آلمانی بطور مختصر در جدول زیر آورده شده است.
جدول ۲-۱ معیارهای رتبه بندی بانکها و موسسات رتبه بندی
اصول مدیریت ریسک اعتباری
هدف مدیریت ریسک اعتباری ماکزیمم کردن بازده اصلاح شده بر اساس ریسک از طریق حفظ میزان قابل قبول ریسک اعتباری بانک است. بانکها باید ریسک اعتباری ذاتی کل پورتفوی و همچنین ریسک اعتبارات جداگانه و یا معاملات را مدیریت کنند. بانکها باید ارتباطات بین ریسک اعتباری و سایر ریسکها را هم مدنظر قرار دهند. مدیریت موثر ریسک اعتباری یکی از اجزای حیاتی روند فراگیر اداره ریسک و عامل اساسی موفقیت بلند مدت هر موسسه بانکی است.

برای اکثر بانکها، وام ها بزرگترین و بدیهی ترین منبع ریسک اعتباری می باشند، البته منابع دیگر ریسک اعتباری هم در فعالیتهای بانکها وجود دارد که شامل عملیات بانکی و یا اجاری بوده و می تواند هم مربوط به اقلام ترازنامه ای و هم اقلام زیر خط (خارج از ترازنامه) باشد. بانکها بطور فزاینده ای با ریسک اعتباری و با ریسک طرفهای معامله در انواع ابزارهای مالی به غیر از وام ها مواجه هستند. از جمله این ابزارها: قبولی های بانکی، معاملات بین بانکی، تأمین فعالیت های تجاری، مبادلات ارزی، تأمین مالی آتی، معاملات تعویضی اوراق قرضه، اوراق سهام، آپشن ها و فراتر در زمینه تعهدات و ضمانتنامه ها و تسویه معاملات می باشند. از آن جهت که میزان ارزش در معرض ریسک اعتباری، یکی از منابع ارجح مسایل بانکهای جهان می باشد، بانکها و ناظران آنها باید قادر باشند که از تجارب گذشته درس های مفیدی را بدست آورند. بانکها باید آگاهی هوشمندانه ای از نیازهای مربوط به شناسایی، محاسبه و نظارت و کنترل ریسک اعتباری و همچنین میزان سرمایه مورد نیاز برای مواجهه با ریسکهای مزبور و قابلیت جبران ریسکها را دارا باشند. از این رو می بایست توانایی ارزیابی مدیریت ریسک اعتباری را داشته باشند.
اصول مربوط به ارزیابی مدیریت ریسک اعتباری
ارزیابی مدیریت ریسک اعتباری به منظور دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده نیازمند یک سیستم کارآمد می باشد که زمینه لازم را برای اجرای مطلوب آن فراهم می آورد. در طراحی این سیستم ابعاد زیر می بایست مورد توجه قرار گیرد:
الف) ایجاد محیط مناسب برای مدیریت ریسک
ب) انجام فعالیتهای مربوط به فرآیند اعطای اعتبار بدون نقص
پ) حفظ ضوابط اجرایی مناسب برای اعتبارات، همچنین روند محاسبات و نظارت

ت) حصول اطمینان از کنترل بر ریسک اعتباری
ایجاد محیط مناسب برای مدیریت ریسک
۱٫ هیأت مدیره بانک مسئولیت دارد که به صورت دوره ای ـ حداقل به طور سالانه راهبردهای ریسک اعتباری و سیاستهای عمده ریسک اعتباری را مورد بازنگری قرار دهد. راهبردها باید انعکاس دهنده انعطاف پذیری بانک در زمینه تغییرات سطوح ریسک و سودآوری باشد که بانک برای ریسکهای مختلف اعتباری انتظار دارد.
۲٫ مدیریت ارشد مسئولیت کاربرد راهبردهای ریسک اعتباری را که توسط هیأت مدی

ره تصویب شده است بر عهده دارد. از سوی دیگر، مدیریت ارشد مسئول سیاستهای توسعه ای و روشهای تشخیص، محاسبه و نظارت و کنترل ریسک اعتباری نیز می باشد. این سیاستها و روندها باید ریسک اعتباری را در تمام فعالیتهای بانک و در سطوح مختلف اعتبارات فردی و نیز پرتفوی اعتبارات بانک در مد نظر قرار دهند.
۳٫ بانکها باید ریسک اعتباری موجود در تمام تولیدات و فعالیتهای خود را مورد شناسایی قرار دهند. همچنین بانکها باید اطمینان حاصل کنند که مدیریت ریسک اعتباری در مورد خدمات و فعالیتهای جدید، از طریق روشهایی که بطور مقتضی توسط هیأت مدیره و یا کمیته مربوط تصویب می شود اعمال شده باشد.
انجام فعالیتهای مربوط به فرآیند اعطای اعتبار بدون نقص

۱٫ بانکها باید تحت شرایط و ضوابط اعطای اعتباری که به خوبی تعریف شده و از سلامت و صحت لازم برخوردار می باشد، فعالیت کنند. این شرایط و ضوابط باید بطور شفاف نشان دهنده اهداف بانک در بازار و گویایی آن باشند. درک صحیح از وضعیت وام گیرندگان و یا طرف های تجاری و همچنین هدف و ساختار اعتبار اعطایی و نیز منابع بازپرداخت آن الزامات این شفاف سازی می باشد. این امر با طراحی نظام تعیین درجه اعتباری برای دریافت کنندگان تسهیلات میسر خواهد بود.
۲٫ بایستی محدودیت ها و سقف های اعتباری برای افراد، وام گیرندگان و طرفهای تجاری و گروههای تجاری بهم وابسته تعیین گردد. این امر باید خطرهای مختلف را به شکل قابل مقایسه و معنی داری چه در سطح حسابهای ترازنامه ای بانک و چه در حسابهای زیر خط (خارج از ترازنامه) بطور یکجا در نظر بگیرد.

۳٫ اعطای اعتبارات باید به گونه ای آزاد و مستقل صورت گیرد، خصوصاً در زمینه اعطای اعتبارات به شرکتها و افراد وابسته ای که بر اساس استثناهای خاصی صورت می گیرد، لازم است که احتیاط ها و نظارتهای خاصی اعمال شود و راهکارهای مناسبی برای کنترل و تخفیف ریسک مربوط به اعطای این نوع اعتبارات که بطور غیر مستقل صورت می گیرند در نظر گرفته شود.
حفظ ضوابط اجرایی مناسب برای اعتبارات، همچنین روند محاسبات و نظارت
۱٫ بانکها باید دارای سیستمی به منظور مدیریت انواع پورتفوهای دارای ریسک اعتباری باشند.
۲٫ باید سیستمی برای نظارت بر شرایط هر یک از اعتبارات از جمله تعیین کفایت ذخایر و اندوخته ها طراحی شود.
۳٫ تسهیلات لازم برای تصمیم های داخلی در رابطه با درجه بندی ریسک اعتباری در سیستم مدیریت ریسک اعتباری توسعه و گسترش یابد. سیستم های درجه بندی باید با طبیعت، اندازه و میزان پیچیدگی فعالیتهای بانک تطابق داشته باشد.
۴٫ باید از تصمیم های اطلاعاتی و تکنیک های تحلیلی سود جست بطوریکه محاسبه ریسک اعتباری فعالیتهای ترازنامه ای و یا خارج از ترازنامه برای مدیریت بانک امکان پذیر گردد و سیستم اطلاعات مدیریت باید اطلاعات لازم را در رابطه با ترکیب پرتفوی اعتباری و نیز هر گونه ریسک متمرکز تأمین نماید.

۵٫ تصمیمی به منظور نظارت بر ترکیب کلی و کیفیت پرتفوی اعتباری طراحی گردد.
۶٫ در زمان اندازه گیری میزان و کیفیت اعتبارات افراد و یا پورتفوی اعتباری آنها، تغییرات بالقوه در شرایط اقتصادی آینده در نظر گرفته شود و نیز خطرهای ریسک اعتباری برای شرایط مخاطره آمیز اندازه گیری شود.

حصول اطمینان از کنترل بر ریسک اعتباری
۱٫ باید سیستم های بی طرفی برای بررسی فعالیت های مدیریت ریسک اعتباری برقرار شود و نتیجه بررسی های این سیستم باید مستقیماً به اطلاع هیأت مدیره و مدیریت ارشد برسد.
۲٫ باید این اطمینان حاصل گردد که عملیات اعطای اعتبار بخوبی مدیریت شده و خطرهای ریسک اعتباری سطوح مختلف آن منطبق با استانداردها و محدودیت های داخلی بانک می باشد. بانکها باید کنترلهای داخلی قوی را نیز اعمال نمایند و همچنین تمهیدات لازم به منظور گزارش روزآمد موارد استثنا در زمینه سیاستها، فرآیندها و یا محدودیتهای اعتباری به سطوح مدیریتی مربوطه را فراهم آورند.