۱- برنامه نوري
بيشـتر پرنده ها توليد مثل فصلي دارنـد و چرخة توليد مثلي آنها توسط تغيير در طول روز كنتـرل ميشود. نور از طريق تأثير بر هيپو تالاموس توليد هورمون محرك غدد جنسي توسط هيپوفيز را كنترل مي كند و در نهايت مسئول كنترل تخمك گذاري در مرغ و اسپرم سازي در خروس مي باشد . البته مرغ و خروس در تاريكي يا عدم تغيير محسوس در چرخة روشنايي / تاريكي روزانه نيز مي توانند توليد مثل داشته باشند . به عنوان مثال مرغ هايي كه در تاريكي مطلق نگهداري شده اند و گله

هاي مادر تجاري كه در مناطق استوايي بدون نور مصنوعي پرورش مي يابند ، بالغ شده و تخمك گذاري مي نمايند . بنا براين تأثير روشنايي و برنامه نوري بر توليد مثل گله هاي مادر گوشتي مطلق نيست . متأسفانه تعدادي از مزارع دورة نوري طبيعي ۱۲ ساعت روشنايي : ۱۲ ساعت تاريكي ثابت دارند و تعداد اندكي از آشيانه ها به طور كامل نسبت به نور نفوذ ناپذير اند . در نتيجه براي اغلب گله هاي تجاري مي بايد برنامة نوري تنظيم گردد بطوريكه با اجراي اين برنامة نوري چرخة توليد قابل پيش بيني و سن بلوغ جنسي ، تداوم توليد تخم مرغ و باروري كنترل گردد .

الف) اصول پايه تحريك نوري
پرنده ها بدليل تأثير محرك نور بر هيپو تالاموس در مغز ، بين شب و روز تمايز قائل مي شوند . انرژي نوري به واسطه هاي عصبي تبديل مي شود كه نهايتاً اين واسطه هاي عصبي موجب ترشح كلية هورمون هاي مهم محركة غدد جنسي از هيپو فيز مي شوند .اما در واقع پرنده ها به وسيلة كل دوره روشنايي تحريك نمي‌شوند بلكه به وسيلة دو بخش مهم از اين دوره تحريك مي شوند . پرنده ها به زمان آغاز روشنايي و متعاقب آن به دورة ۱۱ تا ۱۳ ساعت بعد از روشنايي حساس هستند . دورة دوم ، مرحلة حساس نوري ناميده مي شود و براي ادراك بلند شدن يا كوتاه شدن طول روز توسط پرنده ضروري است . طول روز كوتاه تحريك كننده نيست در حاليكه طول روز بلند موجب آغاز و تداوم توليد و ترشح هورمون هايي مي شود كه تخمك گذاري يا اسپرم سازي را كنترل مي كنند . بنا براين اگر پرنده ها نور را در طي دورة حساس نوري كه ۱۱ تا ۱۳ ساعت بعد از شروع طلوع يا روشنايي رخ مي دهد دريافت كنند تخمدان يا بيضة آنها فعال مي شود . الگوي طلوع / غروب يا روشنايي / تاريكي تنظيم كنندة چرخة دروني پرنده است كه اين چرخه يك ساعت بيولوژيكي است. در شرايط تجاري مرحلة حساس نوري تحت كنترل است و زمان مرحلة حساس نوري نسبي است و بر طبق ساعت زماني معمول نيست .

اگر در مرحلة حساس نوري ، روشنايي باشد ، در اين حالت نور اثر تحريك كنندگي بر توليد مثل دارد . اگر چه روشنايي مداوم از زمان طلوع تا غروب به طور طبيعي وجود دارد اما ضروري نيست . بدنبال آغاز تحريك در زمان آغاز روشنايي ، مي توان روشنايي را به وسيلة دوره هاي خاموشي قطع كرد . اين قضيه اساس برنامه هاي متناوب نوري است كه در مرغ هاي لگهورن بالغ در آشيانه هاي بسته مورد استفاده قرار مي گيرد ، در اين روش دورة روشنايي به جاي ۱۷ ساعت روشنايي مداوم ، شامل ۱۷ دورة ۴۵ دقيقه خاموشي ۱۵ دقيقه روشنايي مي باشد . هر دو نوع برنامة

نوري به يك اندازه در تداوم فعاليت تخمدان مؤثراند . اين برنامه براي مرغ هاي مادر استفاده نمي شود و شايد اين مسئله عدم فرصت كافي براي فعاليت جفتگيري باشد اما عاملي كه موجب توسعة اين نظريه مي شود صرفه جويي در مصرف خوراك و هزينة برق مي باشد . تحقيقات انجام شده با بلدرچين ژاپني نشان داد كه هورمون هاي هيپوفيز پلاسماي پرنده ها در طي ۲۴ ساعت از آغاز تحريك نوري در طول روزهاي بلند ۲ تا ۳ برابر تغيير مي كند .

اگر چه بدنبال اين تحريك تا حدود ۱۴ الي ۲۱ روز توليد تخم مرغ يا مني صورت نگرفت اما تغيير عمده تحريك نوري بر روي نيمچة نابالغ شروع تغيير غير قابل برگشت در سيستم درون ريز پرنده بود . براي اهداف كاربردي حداقل طول روز تحريك كننده حدود ۱۲ ساعت است و روشنايي بيش از ۱۶ تا ۱۷ ساعت تأثير چنداني ندارد . معمولاً اگر تحريك اوليه طولاني تر باشد تغيير در تعادل هورموني بالاتر و بيشترين همزماني بلوغ در گله را به همراه دارد .
بنابراين اگر نيمچه ها و خروس ها وزن ، شرايط و سن ايده آل داشته باشند ، تحريك اولية طولاني تر ، مطلوب تر خواهد بود . اما اگر در سن خاص ، پرنده ها وزن پائين تر از حد استاندارد يا شرايط بدني ضعيفي داشته باشند تحريك نوري بايد به تأخير بيافتد. اگر تحريك نوري اوليه بدليل انتقال پرنده ها به آشيانه هاي تخمگذاري لازم باشد ، شدت تحريك نوري اوليه بايد تا حدي كمتر باشد و تدريجاً متناسب با رشد پرنده افزايش يابد .
در حقيقت چرخة روشنايي / تاريكي تغيير در شدت نور است چرا كه تاريكي محرك هيپوتالاموس نيست . تغيير شدت نور نيز براي پرنده ها بسيار مهم است به خصوص براي نيمچه هايي كه دورة پرورش را در آشيانه هاي بسته و دورة تخمگذاري را در آشيانه هاي باز سپري مي كنند . تحت اين شرايط پرنده ها اغلب در معرض تغييرات شدت نور در طي مرحلة روشنايي و خاموشي قرار مي گيرند. نكتة قابل توجه اين است كه شدت نور در دورة روشنايي مي بايست ۱۰ برابر بيشتر از شدت نور در دوره تاريكي باشد . معمولاً دستيابي به اين هدف در آشيانه هاي باز آسان است زيرا شدت روشنايي نور طبيعي ۵ تا ۱۰ برابر بيشتر از نور مصنوعي و شدت نور ماه نيز در حدي است كه تمايز بين خاموشي و روشنايي به سادگي صورت مي گيرد . اگر چه فرض بر اين است كه در اين آشيانه ها تفاوت شدت روشنايي و خاموشي ۱۰ برابر است . در آشيانه ها ي بسته بندرت تاريكي مطلق حاصل مي شود ، البته اين مهم ضروري نيست ، مجدداً فرض را بر اين مي گذاريم كه شدت نور در ساعات روشنايي ۱۰ برابر شدت نور در ساعات تاريكي است . با فرض اينكه اصل اولية يعني ۱۰ برابر بودن شدت روشنايي نسبت به تاريكي حاصل باشد بنابر اين شدت مطلق نور تأثير اندكي بر روي توليد مثل دارد . در انتقال نيمچه هاي نابالغ از آشيانة پرورش به آشيانة تخمگذاري نبايد شدت نور كاهش يابد . اگر شدت نور در دورة توليد كمتر از

۵ لوكس باشد توليد تخم مرغ كاهش مي يابد ، احتمالاً علت اين است كه در دورة تاريكي دستيابي به نور كمتر از ۵ لوكس مشكل مي باشد .
با گذشت زمان مرغ هاي مادر نسبت به روشنايي سازش پيدا مي كنند و اين بدين معني است كه فعاليت سيستم آندوكرين كم مي شود و ميزان ترشح هورمون هاي محرك غدد جنسي از هيپوتالاموس كاهش مي يابد .

دليل عمدة كاهش توليد تخم مرغ با افزايش سن مرغ همين مسئله مي باشد . گزارشات حاكي از اين است كه اگر مدت روشنايي پرنده هاي مسن در سنين بالا افزايش يا

بد مثلاً ۱ ساعت در سن ۴۵ هفتگي به مدت روشنايي افزوده شود ، تداوم توليد آنها بهتر خواهد شد .
اكثر گله هاي مادر در آشيانه هاي باز نگهداري مي شوند بنابر اين الگوي طبيعي طول روز : شب ، ميزان و دوام توليد تخم مرغ و مني را تحت تأثير قرار مي دهد . الگوي روشنايي تاريكي دو تأثير عمده روي مرغ هاي مادر دارد تأثير اول سن بلوغ جنسي و تأثير دوم بر طول دورة تخمگذار است . توافق عمومي بر اين است كه طول روز طبيعي پرنده هاي نابالغ نبايد افزايش يابد همچنانكه بعد از بلوغ مرغ ها و خروس ها نبايد طول روز كاهش داده شود .
هدف از تدوين برنامه هاي نوري ، دستيابي به اين دو اصل پايه در آشيانه هاي بسته يا به وسيلة نور مصنوعي جهت كنترل چرخة روشنايي / تاريكي در آشيانه هاي باز مي باشد .

ب) عملكرد در شرايط نور طبيعي
الگوي طبيعي روشنايي / تاريكي بر اساس عرض جغرافيايي متغير مي باشد . در استوا دورة نوري در طول سال به طور ثابت ۱۲ ساعت روشنايي : ۱۲ ساعت تاريكي است و بر اساس اين نور طبيعي پايه ، برنامة نوري طراحي مي گردد . با افزايش عرض جغرافيايي در شمال يا جنوب الگوي تاريكي / روشنايي در طول سال نوسان پيدا مي كند و در عرض جغرافيايي ۱۰ درجه ، تفاوت بلند ترين و كوتاهترين طول روز ۱ ساعت است . اما در عرض جغرافيايي ۲۰ ، ۳۰ ، ۴۰ درجه تفاوت ها به ترتيب در حدود ۲ ، ۴ و ۶ ساعت مي باشد . با افزايش عرض جغرافيايي پتانسيل بر نامه هاي نوري مصنوعي جهت كنترل سن بلوغ جنسي افزايش مي يابد. به عنوان مثال مرغ هاي نيوهمشاير در عرض جغرافيايي ۳۰ درجه ،اگر در ماه ژانويه هچ شده باشند انتظار ميرود كه در شرايط نور طبيعي نسبت به جوجه هايي كه در ماه ژوئن هچ شده اند زودتر بالغ شوند زيرا جوجه هايي كه در ماه ژوئن هچ شده اند تا زمان بلوغ جنسي با افزايش طول روز طبيعي مواجه هستند . به طور مشابه جوجه هايي كه در ماه ژوئن هچ شده اند انتظار مي رود كه با تأخير بالغ شوند . چنين تفاوت هايي در بلوغ ، مدير را براي برنامه ريزي زمان انتقال مرغ هاي مادر به آشيانة تخمگذاري و همچنين تعيين مقدار خوراك مصرفي در ارتباط با شروع بلوغ ج

نسي دچار مشكل زيادي مي كند . سؤالي كه در اينجا مطرح ميشود اين است كه آيا همة مرغ هاي مادر جداي از سن ، در زمان بلوغ بايد وزن يكساني داشته باشند يا خير ؟ پاسخ اين سؤال بلي است اما در حقيقت دستيابي به چنين وزن ثابتي براي پرنده هايي با سن بلوغ متفاوت در عمل مشكل مي باشد . از دو حالت ذكر شده در بالا ، بلوغ مرغ هاي مادر هچ شده در ژانويه بسيار مسئله ساز است زيرا بلوغ زودتر آنها موجب كوچك بودن اندازة تخم مرغ ها به ويژه در ۶ تا ۸ هفتة اول توليد مي شود . نه كنترلي بر روي نور نبود و نوسان نور طبيعي ۱۱ تا ۱۳ ساعت بود . بعد از سن ۱۸ هفتگي نيمچه ها به آشيانه هاي تخمگذاري انتقال داده شدند و در ابتدا ۱۴ ساعت روشنايي در روز و بعد در سن ۲۲ هفتگي ۱۶ ساعت روشنايي در روز دريافت كردند .
زماني كه انتهاي دورة پرورش با افزايش طول روز منطبق مي شود بلوغ زودتر نسبت به استاندارد ديده مي شود ، حالت شديد در جوجه هاي مرغ مادر هچ شده در ماه نوامبر كه در مي ، بالغ مي شوند ديده ميشود ، اين جوجه ها بعد از سن ۸ هفتگي با افزايش طول روز مواجه مي شوند ديده مي شوند . حالت ديگر در جوجه هاي مادري كه در ماه مي هچ مي شوند ديده مي شود بطوريكه قسمت اعظم دورة پرورش اين نيمچه ها با كاهش طول روز مواجه شده و در نتيجه اين نيمچه ها دير تر از زمان مورد انتظار بالغ مي شوند
سن در زمان ۵ در صد توليد تخم مرغ در

سر تا سر سال تا ۲۲ روز تفاوت دارد . تأثير نسبتاً كمي بر روي اوج و تداوم توليد مشاهده مي شود كه به طور عمده بدليل دانش مديران

از اثر نوسانات فصلي بر عملكرد و اجراي برنامه هاي مديريتي متفاوت براي گله هايي كه در زمستان يا تابستان هچ شده اند مي باشد . بنا براين مديران مزرعه قادر به پيش بيني تغييرات فصلي در بلوغ و كاهش يا افزايش مقتضي در ميزان رشد مي باشند ، بطوريكه زمان توليد اولين تخم مرغ منطبق بر وزن بلوغ استاندارد گردد .
با افزايش عرض جغرافيايي و پتانسيل توليد تخم مرغ سويه هاي جديد مرغ مادر اجراي اين روش هاي مديريتي بسيار مشكل مي شود در نتيجه كاهش توليد تخم مرغ مشاهده خواهد شد . آگاهي از تغييرات بلوغ و ارتباط آن با تغييرات فصلي در طول روز ( اثر عرض جغرافيايي ) مزيتي براي مدير مزرعة مرغ مادر در پرورش نيمچه ها و خروس هاي جوان مي باشد . اما بديهي است به روش مديريتي كه چنين تغييراتي را در بلوغ جنسي كاهش دهد بسيار سودمند خواهد بود . اين مهم با آشيانة بسته و يا بوسيلة ثابت نگه داشتن طول روز در طي دوره پرورش پرنده ها در آشيانه هاي باز حاصل مي شود . كنترل بلوغ در آشيانة بسته بسيار ساده است كه يكي از مزاياي اين روش مديريتي پر هزينه است .

پس از سن ۳ تا ۵ روزگي پرنده ها مي توانند تا زمان بلوغ به طور ثابت با ۷ تا ۱۰ ساعت نور در روز پرورش پيدا كنند و در نتيجه اثرات فصلي به كلي حذف مي شوند .
اين وضعيت در آشيانه هاي باز پيچيده تر است البته اين شرايط با برنامه هاي مديريتي قابل كنترل مي باشد و اين نظريه كه برنامه هاي نوري براي آشيانه هاي باز قابل اجرا نيست ناشي از عدم آگاهي اين مديران مي باشد .
برنامة نوري براي پرورش در آشيانه هاي باز متناسب با تغييرات فصلي در طول روز قابل تغيير مي باشد .هدف از اين برنامه ها اجراي طول روز ثابت حداقل از سن ۱۰ تا ۲۰ هفتگي مي باشد به طوريكه پرنده ها پيش از سن ۲۱ هفتگي ، يعني زمان تحريك نوري در معرض افزايش طول روز قرار نگيرند .

ج) برنامه هاي نوري براي نيمچه هاي در حال رشد
به طور كلي پاسخ نيمچه ها به روشنايي تنها با نزديك شدن زمان بلوغ اين پرنده ها اهميت پيدا مي كند . تأثير عمده تغيير طول روز يا شدت روشنايي پس از ۱۶ تا ۱۸ هفتگي مي باشد بي ترديد برنامه هاي نوري براي پرنده هاي جوانتر تأثيري بر توسعه توليد مثل آنها ندارد .
دان و همكاران ( ۱۹۹۰ ) نيمچه هاي مادر گوشتي كوتوله را در زمانهاي مختلف از سن ۲۱ روزگي تحريك نوري كردند . اين نيمچه ها جيره هاي متداول دريافت نمودند ، بدنبال تحريك نوري از سن ۱۵ هفتگي ، افزايش در وزن تخمدان ، ۱۴ روز پس از تحريك نوري ايجاد شد اما در نيمچه هاي جوان چنين افزايش وزني در تخمدان ديده نشد . در صورتي كه انرژي جيره با ۱۰ درصد روغن ذرت تغيير پيدا كرد ( انرژي جيره از ۲۷۷۰ به ۳۳۵۰ كيلو كالري در كيلوگرم رسيد ) پاسخ تخمداني در نيمچه ها در سن ۷ و ۱۱ هفتگي مشاهده شد . جالب توجه است كه نيمچه هايي كه وزن آنها ۵۰۰ گرم بود و در سن ۷ هفتگي تحريك نوري شده و خوراك حاوي روغن ذرت مصرف نمودند نسبت به نيمچه هايي كه وزن آنها ۱۳۸۰ گرم و در سن ۱۹ هفتگي تحريك نوري شده بودند سطح هورمون L H بالاتري داشتند .
اين محققين نتيجه گرفتند كه افزايش

در چربي بدن و با افزايش در ليپيدهاي پلاسما ، مسير عصبي ـ هورموني را تحريك كرده و باعث مي شود كه نيمچه ها در سن پايين تر به تحريك نوري پاسخ دهند . احتمالاً وجود اسيدهاي چرب ضروري مانند لينولئيك اسيد در روغن ذرت اثر مستقيم روي آزاد شدن هورمون L H از هيپوفيز داشته باشد. تحقيق مشابه اين محققين دلال

ت بر اين دارد كه پرنده ها تحت برنامه محدوديت غذايي سطوح بالاتري از L H پايه را نسبت به پرنده هاي همسن كه خوراك آزاد دريافت نمودند داشتند و پيشنهاد كردند كه اين اثر عمومي علت بهبود عملكرد توليد مثل در نيمچه هايي كه محدوديت غذايي داشته اند نسبت به نيمچه هايي كه خوراك آزاد دريافت كرده بودند مي باشد .
در حاليكه به نظر ميرسد پاسخ نيمچه هاي بسيار جوان به نور تحت تأثير تركيبات بدن آنها باشد، اما مهمترين تأثير تجاري تحريك نوري نزديك كردن زمان بلوغ جنسي به زمان مورد نظر مي‌باشد .رابينسون و همكاران ( ۱۹۹۶ ) مشاهده كردند اگر برنامه نوري در نيمچه هاي مرغ مادر از ۸ ساعت روشنايي و ۱۶ ساعت تاريكي به ۱۴ ساعت روشنايي و ۱۰ ساعت تاريكي در سن ۱۲۰ تا ۱۶۰ روزگي تغيير كند نيمچه ها بالغ مي شوند.
پرنده هايي كه زود تحريك نوري شدند زودتر بالغ شدند هر چند كه اين رابطه خطي نيست . تحريك نوري بسيار زود هنگام ( ۱۲۰ تا ۱۳۰ روزگي ) تأثير زيادي بر بلوغ زود رس نداشت اگر چه تحريك در سن بالاتر (۱۶۰ روزگي ) موجب تأخير در شروع توليد شد . به هر حال تحريك نوري زود هنگام (۱۲۰ تا ۱۳۰ روزگي ) تأثير نا مطلوبي روي توليد جوجه ها در سراسر دورة توليد داشت . ساير محققين اذعان نمودند كه تحريك نوري در ۱۵ تا ۱۷ هفتگي موجب كاهش اوج توليد تخم مرغ و متعاقباً در كاهش تداوم توليد پس ار اوج توليد ميشود .
درك صحيح از تأثير تحريك نوري در سنين مختلف بر روي پرنده ها غالباً به دليل تفاوت در وزن بدن پيچيده است . بين وزن بلوغ و سن در زمان بلوغ همبستگي وجود دارد ، بطور ژنتيكي سويه هاي سنگين تر ديرتر بالغ مي شوند . گر چه بيشتر نيمچه هاي سويه هاي تجارتي مرغ مادر وزن بلوغ مشابهي دارند ، اما اين مسئله ارزش كاربردي كمي دارد . اهميت كاربردي آن بيشتر در تصميم براي تحريك نوري گله هايي است كه در سن مشخص به وزن مناسب نرسيده اند . لاين و يوآن (۱۹۹۴) عملكرد نيمچه هايي كه در مزان تحريك نوري در سن ۲۰ هفتگي به وزن ۲ يا ۸/۱ كيلوگرم بودند را بررسي نمودند .
يك گروه از نيمچه ها كه داراي وزن ۸/۱ كيلوگرم و زير حد استاندارد بودند تا سن ۲۲ هفتگي و رسيدن به وزن ۲ كيلوگرم پرور

ش يافته و سپس تحريك نوري شدند.
اين داده ها مؤيد اين است كه صرفنظر از سن ، نيمچه هايي كه وزن آنها زير حد استاندارد است تا زمان رسيدن به وزن مناسب (حدود ۲ كيلوگرم ) نبايد تحريك نوري شوند . اين بدين معني است كه در عمل فقط نيمچه هايي بايد تحريك نوري شوند كه به حداقل وزن و سن مناسب رسيده باشند . بدون شك بهترين نوع كنترل سش اجرا مي شود . مزاياي اقتصادي براي استفاده كردن از روزهاي بسيار كوتاه فرضاً ۸ ساعت روشنايي وجود دارد زيرا فعاليت پرنده ها كمتر است و نياز به خوراك كمتري براي نگهداري دارند .
اگر نيمچه ها از آشيانه هاي بسته به آشيانه هاي باز منتقل مي شوند چون مديران از استاندارد آشيانه باز تبعيت مي كنند نيمچه ها مقدار بيشتري خوراك دريافت خواهند نمود . اگر به نيمچه هايي كه در آشيانه هاي بسته پرورش پيدا مي كنند مقدار خوراك مشابه آشيانه هاي باز داده شود وزن اين نيمچه ها ۵ درصد بالاتر خواهد بود زيرا نياز نگهداري آنها پايينتر است . لذا سرعت رشد بالاتر ، سبب جلو افتادن بلوغ مي شود . واضح است كه اين وضعيت توسط تعديل در مقدار خوراك مصرفي قابل تصحيح است .

د) برنامه هاي نوري براي خروس ها
اگر خروس ها و نيمچه ها با هم پرورش پيدا كنند معمولاً برنامه هاي نوري بر اساس نياز مرغ ها تنظيم خواهد شد . اما اگر جنسها جدا از هم پرورش پيدا كنند برنامه نوري مجزايي براي خروس ها اجرا مي شود . به نظر مي رسد زماني كه خروس ها تحت ۶ تا ۸ ساعت روشنايي در روز پرورش يابند به عنوان خروس گله مادر عملكرد بهتري خواهند داشت . با دوره هاي نوري ثابت و بلند تر ، بلوغ تدريجاً به تأخير مي افتد به اندازه بيضه ها كاهش مي يابد . اگر از دوره هاي نوري بلند مدت (۱۶ تا ۲۰ ساعت ) در دوره پرورش استفاده شود متعاقباً توليد اسپرم به صورت خطي كاهش مي يابد . با استفاده از برنامه ها نوري مشابه ، معمولاً خروس ها نسبت به مرغ ها زودتر بالغ مي شوند . در شرايط تجاري خروسها قبل از مرغ ها تحريك نوري مي شوند زيرا اغلب به منظور عادت كردن خروس ها به سيستم دان خوري خروس ۷ تا ۱۰ روز زودتر از مرغ ها به آشيانة تخمگذاري منتقل مي شوند .
در شرايطي كه از تلقيح مصنوعي

استفاده مي شود مرغ ها و خروس ها در جايگاههاي جدا از هم نگهداري مي شوند . بنابر اين ۱۰ تا ۱۲ ساعت روشنايي براي توليد مني خروس ها كافي است .
اگر خروس ها بعد از بلوغ بصورت گله هاي تمام خروس نگهداري شوند ، مدت روشنايي لازم بين ۸ تا ۱۰ ساعت كفايت مي كند . همچنين مي توان از نور آبي براي گله هاي تمام خروس كه بعنوان خروس جوان براي اضافه كردن به ساير گله ها نگهداري مي شوند استفاده نمود چون نور آبي اثر آرام بخش دارد و در غير اينصورت خ

روس ها نا آرام هستند .
۲-برنامه هاي نوري كاربردي
به دلايلي كه تاكنون به خوبي مشخص نشده است به نظر مي رسد كه مرغ مادر زماني بهترين عملكرد را دارد كه به سن و وزن معين و يا شرايط لازم قبل از تحريك نوري رسيده باشد . بعنوان يك اصل كلي در پرورش مرغ مادر گوشتي رسيدن به وزن ۱/۲ كيلوگرم در سن ۲۰ هفتگي قبل از تحريك نوري ضروري مي باشد . اين بدين معني است كه اگر متوسط وزن گله در سن ۱۹ هفتگي ۳/۲ كيلوگرم باشد اين گله نبايد تحريك نوري شود همچنين اگر وزن گله در سن ۲۰ هفتگي ۲ كيلوگرم باشد ، بايد تحريك به تعويق بيفتد . تحريك نوري زود هنگام بدون توجه به سن و وزن منجر به توليد تخم مرغ هاي كوچك و تداوم توليد ضعيف بعد از اوج توليد مي شود .
بنابر اين مي توان گفت كه نيمچه ها بايد حداقل به سن ۲۰ هفتگي رسيده سپس تحريك نوري شوند اما در اين سن مي بايست وزن آنها حداقل ۱/۲ كيلوگرم باشد . اگر وزن و شرايط پرنده مناسب نباشد اثر تحريك نوري كاهش خواهد يافت . بعنوان مثال افزايش نور به ميزان ۲ ساعت در سن ۱۹ هفتگي براي پرنده هايي كه متوسط وزن آنها ۹/۱ كيلوگرم است تأثير اندكي بر روي بلوغ جنسي آنها خواهد داشت . بلوغ جنسي اين نيمچه ها در نتيجه افزايش جزئي نور طبيعي يا مصنوعي كه پس از آن در آشيانة تخمگذاري صورت مي گيرد ايجاد مي شود . همانطوريكه قبلاً ذكر شد اين افزايش جزئي اثر بسيار كمي در همزمان كردن شروع توليد تخم مرغ دارد . اين قضيه به ويژه براي مرغ هاي با سرعت رشد بالا كه معمولاً نياز بيشتري براي حداكثر شدن اندازه تخم مرغ هاي اوليه ، وزن جوجه و متعاقب آن گوشت توليدي دارند حائز اهميت است.
كنترل برنا مه هاي نوري در آشيا نه هاي بسته بسيار آسان است زيرا مدير مزرعة كنترل كاملي بر مدت روشنايي دارد. نيمچه ها و جوجه خروس ها با نور دائم براي ۲ تا ۳ روز اول پرورش مي يابند و سپس طول روز به ۸ تا ۱۲ ساعت كاهش يافته و تا سن ۲۰ هفتگي ثابت باقي مي ماند .
طول روشنايي كوتاهتر موجب صرفه جويي بيشتر در هزينه خوراك ميشود كه دليل اين امر فعاليت كمتر و گذراندن مدت زمان بيشتري در تاريكي مي باشد . اما بايد بر اين نكته تأكيد كرد كه هزينة احداث آشيانة بسته با اين صرفه جويي در هزينة خوراك جبران نمي شود . مهمترين مزيت اقتصادي آشيانه هاي بسته كنترل بلوغ جنسي و تداوم بيشتر عملكرد گلة مادر مي باشد. مزيت ديگر اين آشيانه ها ايجاد طول روز كوتاه و ايجاد زمينه اي براي تحريك نوري قوي تر در زمان بلوغ مي باشد . از طرف ديگر يكي از معايب طول روز كوتاه از ۸ تا ۱۰ ساعت افزايش احتمال نفوذ نور از طريق هوا كش ها است . اگر نفوذ نور با شدت

زياد باشد بسته به فصل به مدت زمان دورة روشنايي افزوده و يا از آن كاسته مي شود . نفوذ نور به آشيانه هاي بسته از مزاياي اين آشيانه ها مي كاهد . اگر تفاوت شدت نور ورودي بيشتر يا مساوي ۱۰ برابر شدت تاريكي آشيانه باشد ميتواند باعث بروز مشكلاتي شود. بطوريكه قبلاً تشريح شد پرنده ها در برنامه هاي نوري مختلف به تغييرات شدت نور به ميزان ۱۰ برابر حساس هستند و پرنده به طور مؤثر در معرض ۳ مرحلة ن

وري مختلف تحت عنوان تاريكي ، روشنايي و نيمه تاريكي كه در نتيجة نفوذ نور ايجاد مي شود قرار مي گيرد . اين ۳ مرحلة مختلف تاريكي

– روشنايي باعث ايجاد اختلال در روند تخمك گذاري طبيعي مي شوند .در آشيانه هاي بسته تاريكي مطلق (۱۰۰%) وجود ندارد . دستيابي به چنين كنترلي هزينة بالايي داشته و بر روش تهويه نيز تأثير ميگذارد . اگر در شرايط نيمه تاريكي شدت نور موجود ، بيشتر از ۱۰ برابر شدت تاريكي پس از غروب در شب بدون نور ماه نباشد قابل قبول است.
در آشيانه هاي باز كنترل زمان بلوغ جنسي كمي مشكل تر است اما با نصب ساعت خودكار كنترل كنندة روشنايي – خاموشي تا حدي اين امر امكان پذير است . به منظور حذف اثر افزايش يا كاهش طول روز در دورة مي بايست با توجه به الگوي طول روز طبيبعي از نور مصنوعي استفاده كرد .
به منظور همزمان كردن بلوغ جنسي بهتر است كه طول دورة روشنايي حد اقل يك ساعت و ترجيحاً ۲ ساعت يا بيشتر در زمان تحريك نوري افزايش يابد . اگر پرنده ها در آشيانه هاي بسته پرورش مي يابند آغاز تحريك نوري ، بسته به مدت زمان روشنايي در دورة پرورش مي تواند با ۳ يا ۴ ساعت افزايش روشنايي همراه باشد. براي پرنده هايي كه در آشيانه هاي باز پرورش مي يابند مدت زمان روشنايي در زمان بلوغ تحت تأثير فصل سال مي باشد . براي نيمچه ها و خروس ها ي كه تحت شرايط طبيعي افزايش طول روز قرار دارند ( به عنوان مثال جوجه هايي كه در نيمكرة شمالي و در زمستان هچ شده اند ) مي بايست با استفاده از نور مازاد اثر افزايش طول روز طبيعي را خنثي نمود. در اين صورت به دليل اينكه در دورة پرورش از طول روشنايي نسبتاً بلند استفاده مي شود امكان افزايش زياد مدت روشنايي در زما

ن تحريك نوري وجود ندارد . براي حفظ روند بلوغ لازم است كه به دنبال اولين تحريك نوري هر هفته يا هر دو هفته يك بار ساعات روشنايي افزايش يابد . بنابراين حد اكثر دورة روشنايي تا حدود زيادي تحت تأثير مدت روشنايي در دورة پرورش است . اگر دورة پرورش در آشيانة باز سپري شود و تا زمان بلوغ از طول روشنايي بلند استفاده شود در آشيانة تخمگذاري به منظور تحريك مناسب مي بايست ۱۶ الي ۱۷ ساعت روشنايي تأمين شود . اما پرنده هايي كه دورة پرورش را در آشيانه هاي بسته با طول مدت روشنايي كوتاهتر طي نموده اند

حد اكثر ۱۴ تا ۱۵ ساعت روشنايي در آشيانة تخمگذار با سيستم بسته كفايت ميكند . اگر طول مدت روشنايي كوتاهتر باشد واضح است كه در هزينة برق صرفه جويي مي شود و مشخص شده است كه با ۱۴ الي ۱۵ ساعت روشنايي نسبت به ۱۶ الي ۱۷ ساعت روشنايي تداوم توليد بهتر خواهد بود . از اين رو بسياري از مديران طول دورة روشنايي را محدود مي كنند زيرا افزايش طول دورة روشنايي به مدت يك ساعت پس از اوج توليد در جلوگيري از كاهش توليد در اثر بيماري با مسائل مديريتي ( يا پرنده هايي كه دچار سازش نوري شده اند كه در پايان بخش ۱-۱ شرح داده شد ) مفيد است .
اگر خروس ها به همراه مرغ ها پرورش يابند برنامة نوري آنها معمولاً به وسيلة زمان بلوغ و شرايط نيمچه ها تنظيم مي شود . اگر خروس و مرغ به صورت مجزا پرورش يابند تحريك نوري همزمان خروس ها و مرغ ها بسيار حائز اهميت است زيرا هر دو جنس در زمان يكساني بالغ و آشيانة تخمگذاري مخلوط مي شوند .
خروس ها سريعتر از مرغ ها بالغ مي شوند كه اغلب موجب افزايش خصوصيت تهاجمي آنها مي شود ، در شرايط برعكس خروس ها از لحاظ رواني عقيم شده كه در نتيجه موجب كاهش مدت زمان باروري آنها ميشود . طول دورة روشنايي تأثير اندكي بر اندازة تخم مرغ ، باروري يا جوجه در آوري دارد . اما سن در زمان تحريك نوري بر اندازة تخم مرغ تأثير گذار است زيرا تحريك نوري زود هنگام اندازة تخم مرغ را در طول دورة توليد كاهش مي دهد . از طرف ديگر تأخير در تحريك نوري معمولاً موجب افزايش اندازة تخم مرغ در طول دورة توليد مي شود .
پرورش دهندگان مي توانند با اعمال نور با شدت كمتر از ۱۰ لوكس به خوبي مرحلة تاريكي را كنترل كنند . اغلب پرورش دهندگان نور بالاتري كه معمولاً حدود ۲۰۰ تا ۴۰۰ لوكس مي باشد در آشيانه هاي پرورش تأمين مي كنند در حاليكه براي پرنده هايي كه در آشيانه هاي تخمگذاري باز پرورش مي يابند شدت نور ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ لوكس است . يكي از مهمترين مسائل قابل توجه در زمان انتقال پرنده ها به آشيانه هاي تخمگذاري عدم كاهش شدت نور مي باشد . اين عمل گاهاً زماني كه نيهچه ها از آشيانه هاي باز به آشيانه هاي تخمگذاري بسته انتقال مي يابند اتفاق مي افتد . اگر نيمچه ها با كاهش شدت نور به ميزان ۱۰ برابر مواجه شوند بلوغ جنسي آنها به تأخيز افتاده و غالباً بيش از حد چاق مي شوند .
با وجود اينكه برنامة نوري خوب بخـشي انحصاري و مهمترين راهكار مديريتي است اما عملكرد پائين پرورش دهندگان غالباً به علت طراحي غلط يا اجراي غلط برنامة نوري مي باشد . مرغ مادر به دامنه اي از برنامه هاي نوري كه به خوبي طراحي شده باشد پاسخ مي دهد اما برنامه هاي نوري غير طبيعي يا ناقص تأثير منفي بر عملكرد آنها مي گذارد .
در تشريح برنامه هاي نوري براي مرغ هاي مادر مجموعه ساعات در چرخة روشنايي / تاريكي ، ۲۴ ساعت فرض مي شود .در آشيانه هاي بسته امكان استفاده از برنامه هاي همزمامن كه مجموعه روشنايي / تاريكي كمتر يا بيشتر از ۲۴ ساعت مي شود وجود دارد . به عنوان مثال چرخة ۱۴ ساعت روشنايي : ۱۴ ساعت تاريكي يك چرخة همزمان است بنا براين روزهاي ۲۸ ساعته ايجاد شده كه در يك هفته ۶ مرتبه تكرار مي شوند . مزاياي اين چرخه بهبود كيفيت پوسته، بهبود بازده غذايي و افزايش اندازة تخم مرغ مي باشد و معمولاً

چنين برنامه هايي براي گله هاي تخمگذار تجارتي استفاده مي شوند .
بهبود كيفيت پوسته براي مرغ هاي مادر مسن يك مزيت مي باشد ، گر چه در اين سن افزايش اندازة تخم مرغ مطلوب نمي باشد . تحقيقات اندكي در زمينة استفاده از چرخه هاي اهمرال براي مرغ هاي مادر صورت گرفته است گر چه مشخص شده است كه اين برنامه موجب بهبود باروري مي شود . شان وي ( ۱۹۹۳ ) بيان كرد كه ب

ا چرخه هاي ۲۸ ساعته اهمرال باروري ۲ تا ۵ در صد و جوجه در آوري از تخم مرغ هاي بارور ۵ تا ۶ در صد بهبود مي يابد .بهبود باروري بر پاية طولاني شدن دورة كلاچ و پائين بودن باروري اولين تخم مرغ هر كلاچ قابل توجيه است .
بهبود جوجه در آوري تخم مرغ هاي بارور با افزايش مدت زمان سپري شده در داخل مجراي تخمدان به مدت ۴ ساعت ( پوستة قوي تر تخم مرغ ) و در نتيجه رشد ابتدايي جنين كه موجب افزايش قابليت بقاي آن در زمان انبار كردن و حمل و نقل مي شود قابل توجيه است . متأسفانه برنامه هاي نوري اهمرال مطابق با برنامة زماني مديريت نيست زيرا برنامه هاي كاري روزانه با ساعت نوري گله همزمان نمي شود .
مشكلات عملي استفاده از برنامه هاي نوري اهمرال بعضاً با مكانيزه كردن سيستم خوراك دهي و جمع آوري تخم مرغ كاهش مي يابند ، با اين وجود ساعتهاي غير معمول به نيروي كار تحميل مي شود . پيشنهاد شده است كه جهت رفع مشكل اخير به جاي استفاده از چرخة اهمرال روشنايي : تاريكي از چرخه هاي اهمرال روشنايي : نيمه تاريكي استفاده شود تا كارگرها در دورة نيمه تاريكي وظايف خود را انجام دهند . تحت چنين شرايطي به نظر مي رسد كه استفاده از شدت نوري حد اقل ۱ : ۳۰ مرحلة نيمه تاريكي : روشنايي ضروري مي باشد .
۳- واكنش هاي نوري
تأثيرتغييرات فصلي در توليد تخم طيور به خوبي شناخته شده اند . طول روز و تغييراتي كه در طول روز ايجاد مي شود توسط طيور به عنوان يك عامل اصلي كه باعث همزمان شدن الگوهاي جفتگيري فصلي آنها مي شود ، مورد استفاده قرار مي گيرند . افزايش طول روز باعث تحريك توليد تخم در طيور مي شود .
وقتي طول روز كمتر از طول روز حياتي يا بحراني آن گونه ها باشد غلظت L H پلاسماي آنها كم مي شود .
بنابراين اگر طول روز كمتر از اين حد باشد توليد تخم متوقف مي شود يا شروع نمي شود . افزايش طول روز به بالاتر از طول روز بحراني باعث تحريك آزاد شدن بيشتر LH مي شود ، بنا براين تخمگذاري هم تحريك مي شود . تا جايي كه ، به نقطه اي مي رسد كه هر گونه افزايش بيشتر در طول روز باعث افزايش بيشتر غلظت L H پلاسما نخواهد شد . به اين نقطه طول روز اشباع مي گويند . پرنده فقط وقتي به تغييرات طول روز واكنش نشان مي دهد كه طول روز از حد بحراني بيشتر و طول روز اشباع كمتر باشد . به اين دامنه حد واسط ، طول روزهاي حاشيه اي مي گويند .
طول روز هاي بحراني و اشباع براي طيور اهلي به ترتي

 

ب ۱۰ ساعت و ۱۴ ساعت مي باشد . وقتي براي مدت طولاني در معرض روزهاي بلند قرار گيرند ، طول روزهاي بحراني و اشباع به حد بالاتري جا به جا مي شود كه به آن مقاومت نسبي به نور مي گويند . بوقلمونها از اين لحاظ متفاوت هستند . طول روزهاي حياتي و اشباع براي آنها ثابت است كه به آن مقاومت مطلق به نور مي گويند.
درك تأثيرات مقاومت به نور براي مديريت گله هاي طيور تخمگذار صنعتي ، بسيار مهم است .
برنامه هاي صحيص روشنايي ، براي به حداكثر رساندن تعداد تخمهاي قابل فروش توليد شده را توسط يك گله ، ضروري مي باشند . برنامه روشنايي به اين كه گونه مقاومت نسبي يا مطلق به نور داشته باشد ، بستگي دارد . طول روز را مي توان به وسيله سالنهاي پرورش طيور ضد نور ( بسته ) يا به وسيله تكميل نور طبيعي روز را كنترل نمود .

۴- مقاومت مطلق به نور
بوقلمونهاي نا بالغ اگر به طول روز بحراني خود نرسند هرگز به بلوغ جنسي كامل نخواهند رسيد . بنابراين توليد كنندگان بوقلمون مي توانند طول روز را كوتاه نگه دارند تا آنها به سني برسند كه تخم هايشان براي جوجه كشي موفق به حد كافي بزرگ باشد .
گله هاي توليدي بوقلمون ، با افزايش ناگهاني طول روز تا حد طول روز اشباع آنها ، مي توانند يه سرعت شروع به توليد نمايند . توليد تخم حدود ۱۰ روز بعد شروع خواهد شد . ۱۴ ساعت روشنايي در هر روز يك طول روز مناسب است، افزايش طول روز بيش از اين سودي نخواهد داشت چون طول روز اشباع ثابت است .

۵- مقاومت نسبي به نور
مرغان اهلي نمونه اي از گونه هايي با مقاومت نسبي به نور هستند . طيور نا بالغ ، حتي اگر در طول روزهاي كوتاه هم نگهداري شوند ، بالاخره به بلوغ جنسي خواهند رسيد . گله هاي نا بالغ را نمي توانند به وسيله نور در حد بدون توليد نگه داشت . معمولاً يك محدوديت غذايي طولاني مدت به همراه طول روز كوتاه ، بلوغ جنسي را به تأخير مي اندارد . جوجه هايي كه تحت طول روزهاي بحراني يا حاشيه اي پرورش مي يابند ، اگر طول روز براي آنها افزايش يابد ، به بلوغ جنسي مي رسند . به محض اينكه توليد تخم آغاز شود طول روزهاي اشباع شروع به زياد شدن ميكند . بلند ترين طول روز اشباع بعد از اينكه براي مدت طولاني در معرض روزهاي بلند قرار گيرند ، ۱۷ ساعت روشنايي در روز است . يك افزايش مداوم در طول روز در بالاي نقطه طول روز اشباع اوليه سطوح L H پلاسما را در حد بالا يي نگه مي دارد و بيشترين تعداد تخم در يك دوره تخمگذاري به دست مي آيد . سويه تخمگذار مرغان اهلي اغلب بر اساس روزهاي ثابت حدود ۸ ساعت روشنايي در هر روز پرورش مي يابند . وقتي كه مرغها به سن مناسب براي توليد تخم رسيدند طول روزها بيشتر مي شوند . سپس طول روز را در هفته بين ۵/۰ تا ۱ ساعت در روز افزايش مي دهند . وقتي كه طول روز به ۱۷ ساعت برسد اين افزايش متوقف مي شود .

۶- بر نامه هاي روشنايي
الف- برنامه هاي ساده روشنايي – تاريكي
اگر طيور در سالن هايي كنترل شده نگهداري مي شوند ، پس بايد روشنايي مصنوعي براي آنها مهيا شود . يك دورة جداگانه روشنايي و تاريكي در هر ۲۴ ساعت ساده ترين برنامه روشنايي مي باشد و اغلب برنامه هاي روشنايي عملي بر اساس اين سيستم پايه گذاري شده است . گونه هايي از طيور كه داراي مقاومت نسبي به نور مي باشند مانند مرغان اهلي ، از افزايش اندك دورة روشنايي در طي دوره تخم گذاريشان استفاده مي كنند . در يك برنامه روشنايي مؤثر بايد روشنايي ايجاد شده در دوره پرورش با روشنايي دوره تخمگذاري پيوسته باشد . اغلب طيور ، تحت طول روزهاي ثابت و نسبتاً كوتاهي پرورش مي يابند براي م

ثال ۸ ساعت در هر روز و بعد به محض اينكه به موقعيت تخمگذاري برسند افزايش هفتگي در طول روز ايجاد مي شود . افزايش اندك هفتگي در طول روز ادامه مي يابد تا در طي قسمت بزرگي از دوره تخمگذاري به حداكثر ۱۷ ساعت در روز برسد.
براي طيوري كه در سيستمهاي باز نگهداري مي شوند در مواقعي از سال كه طول روز كاهش مي يابد ، روشنايي تكميلي در شب براي آنها فراهم مي شود .