برنامه های کامپیوتری

مقدمه
جهاني سازي و تغييرات فناوري، فرايندهايي كه در پانزده سال اخير سرعت يافته اند، باعث ايجاد يك اقتصاد جديد جهاني شده اند كه با فناوري تقويت شده و سوخت (انرژي) آن بوسيله اطلاعات تامين و با دانش رانده مي شود. ضرورت اين اقتصاد جهاني مستلزم نوع و هدف موسسات آموزشي است. از آنجاييكه روند كنوني به سوي كاهش اطلاعات ناقص و دسترسي به اطلاعات

صحيح رو به رشد است، مدارس ديگر نمي توانند شاهد صرف زمان براي انتقال يك مجموعه اطلاعات تجويز شده از معلم به دانش آموز در طي يك مقطع ثابت زماني باشند، بلكه مدارس بايد فرهنگ “آموزش براي يادگيري” را ترويج دهند. بعنوان مثال فراگيري دانش و مهارتهايي كه آموزش مستمر را درطول حيات فرد ممكن مي سازند.طبق گفته آلوين تافلر بي سواد قرن ۲۱،كساني نخواهند بود كه خواندن ونوشتن نمي دانند بلكه كساني هستند

كه نتوانند يادبگيرند يا ياد دهند.
نگراني در مورد كيفيت و روش آموزشي با ضرورت توسعه فرصتهاي آموزشي آنهايي كه بيشترين آسيب پذيري را براثر جهاني سازي دارند همزيستي دارد. عموما“ تغييرات جهاني سازي دركشورهاي درحال توسعه،برروي گروههاي كم درآمد، دختران و زنان و خصوصا“ كارگران كم مهارت، همچنين همه گروهها براي كسب و بكارگيري مهارتهاي جديد فشار مي آورد. سازمان جهاني

كار نيازهاي آموزشي وپرورشي در اقتصاد جديد جهاني را بعنوان “آموزش پايه براي همه “، “مهارتهاي كاري براي همه” و “آموزش مادام العمر براي همه ” تعريف مي كند.
فناوري هاي اطلاعات و ارتباطات (ICT) شامل، راديو وتلويزيون و همچنين فناوري هاي ديجيتال جديدتر مانند كامپيوتر واينترنت، بعنوان ابزارهاي بالقوه نيرومند و فعال كننده اصلاح و تغييرات آموزشي معرفي مي شوند.
ICT هاي مختلف وقتي بطور مناسب بكار برده مي شوند مي توانند به توسعه دسترسي به آموزش كمك كرده و رابطه بين آموزش و كارگاههاي روزافزون ديجيتالي را تحكيم كنند، همچنين كيفيت آموزش را با كمك ايجاد آموزش و يادگيري در يك پروسه فعال متصل به زندگي حقيقي بالا ببرند. بهرحال تجربه مطرح شدن ICT هاي مختلف در كلاس درس و ديگر مكانهاي آموزشي درسراسر جهان در طي چند دهه گذشته بيانگر اينست كه تحقق كامل منافع بالقوه آموزشي ICT ها خودكار نيست. يكپارچه سازي موثر ICT ها در سيستم آموزشي يك فرايند پيچيده است كه نه تنها فناوري را درگير مي كند بلكه برنامه آموزشي و فن آموزش، آمادگي نهادي، شايستگي هاي معلم و سرمايه گذاري دراز مدت را هم درگير مي كند. درحقيقت چنان اهميت حياتي به موضوع مي دهد كه بدست آوردن فناوري آسانترين قسمت آن است.

۱-تشریح واژه ها
۱-۱ ICT ها و كاربرد انواع رايج آنها درتحصيلات و آموزش

ICT ها معرف فناوري هاي اطلاعات وارتباطات هستند و براي اين منظور، بعنوان يك مجموعه متفاوت از ابزارها و منابع فناوري، بكاررفته براي برقراري ارتباط ,‌ايجاد،انتشار، ذخيره كردن و مديريت اطلاعات تعريف شده اند. اين فناوري ها شامل ,‌ كامپيوتر، اينترت، فناوري هاي پخش برنامه ( راديو وتلويزيون) وتلفن است.
درسالهاي اخير موج شديدي ازعلاقه عمومي درمورد اينكه چگونه كامپيوترها و اينترنت مي توانند بهتر تحت كنترل درآيند تا كارايي و تاثير آموزش را درهمه سطوح ودرهردو زمينه رسمي و غيررسمي پيشرفت دهند، آغاز شده است. اما ICT ها بيشتر از فقط يك فناوري هستند,‌ هرچند امروزه به فناوري هاي قديمي مانند تلفن، راديووتلويزيون، توجه كمتري مي شود وي درگذشته بعنوان ابزارهاي آموزشي استفاده مي شدند . مثلا“ راديو و تلويزيون براي بيش از چهل سال براي آموزش باز و از راه دور بكاررفته اند. دراين راستا هرچند چاپ گرانترين روش باقي مانده است ولي دردسترس ترين بوده و لذا دركشورهاي توسعه يافته ودرحال توسعه برجسته ترين مكانيسم ارايه است.
كاربرد كامپيوتر و اينترنت هنوز در كشورهاي درحال توسعه مراحل اوليه را مي گذراند و اگر بخواهند بكارگرفته شوند بعلت زيرساخت محدود، دسترسي به آنها گران تمام مي شود. بعلاوه فناوري هاي مختلف براي اينكه بعنوان يك مكانيسم منحصربفرد ارايه شوند، نوعا“ بصورت تركيبي استفاده شده اند. بعنوان مثال انجمن راديو اينترنتي Kothmale، پخش اخبار راديويي و فناوري اينترنت و كامپيوتر را با هم بكارمي برد تا مردم به آساني بتوانند در اطلاعات و ايجاد فرصتهاي آموزشي در يك جامعه روستايي (سري لانكا) سهيم شوند.
دانشگاه غيرحضوري انگلستان (UKOU) در سال ۱۹۶۹ بعنوان اولين موسسه آموزشي در سراسر جهان به آموزش از راه دور اختصاص يافت و بندرت برموضوعات چاپي تكيه دارد. همچنين دانشگاه غير حضوري ايندراگاندي در هند كاربرد چاپ، نوارهاي صمعي وبصري، پخش راديويي و تلويزيوني و فناوري هاي كنفرانسي را با هم آميخته كرده است.

۱-۲ آموزش از راه دور
هرچند عرفا“ با تحصيلات بالاتر و آموزش واحدي آميخته شده، اما آموزش از راه دور شامل يادگيري در همه سطوح، چه رسمي و چه غيررسمي مي شود. آموزش از راه دور يك شبكه اطلاعاتي شامل، اينترنت، يك اينترانت (LAN) يا (WAN)، را بطور كلي يا جزيي براي برقراري دوره ها، اثرات متقابل و يا تسهيل امور بكار مي برد. برخي آموزش ONLINE ي را ترجيح مي دهند كه درآن، يادگيري برپايه وب بعنوان زيرمجموعه اي از آموزش از راه دور است كه به كاربرد يك جستجوگر اينترنتي ( مانند Internet explorer يا Netscape ) براي اين منظور اشاره دارد.
۱-۳ يادگيري مختلط
يك واژه ديگر كه امروزه درحال رواج يافتن است يادگيري مختلط است. و آن دربرگيرنده مدلهاي يادگيري است كه سيستم سنتي كلاس درس با شيوه هاي يادگيري از راه دور آميخته مي شود. مثلا“ دانش آموزان در يك كلاس سنتي مي توانند به هردو روش يعني استفاده از موضوعات چاپي يا موضوعات online رجوع كنند وبا معلم خود از طريق chat (

گفتگو همزمان) ارتباط داشته باشند ويا از پست الكترونيكي استفاده كنند و يك دوره آموزشي برپايه وب هم مي تواند به دوره اضافه شود. يادگيري مختلط بدينوسيله رواج يافت كه دريافت، آموزش كامل صرفا“ در يك محيط الكترونيكي حاصل نمي شود، بخصوص اينكه نقش معلم بكلي ناديده گرفته شود. درعوض بايد موضوعات آموزشي ونتايج آنها و اه

ميت فرد، ويژگيهاي دانش آموزان و زمينه آموزشي بمنظور رسيدن به يك تركيب مطلوب روشهاي آموزشي درنظر گرفته شود.

۱-۴ آموزش غير حضوري وباز
آموزش باز و از راه دور بوسيله جوامع مشترك المنافع آموزشي بعنوان ” يك راه ايجاد فرصتهاي آموزشي كه با جداسازي معلم و دانش آموز از نظر زماني و مكاني يا هردو ” مطرح شد، آموزشي كه از بعضي جهات بوسيله يك نهاد يا موسسه تصديق شده است. كاربرد يك دسته مختلف از وسايل ارتباطي مانند چاپ، الكترونيك، ارتباطات دوطرفه، كه به دانش آموزان و معلمان اجازه برقراري ارتباط متقابل را مي دهد و همچنين امكان ملاقاتهاي حضوري و يك تقسيم كار درتوليد وبرقراري دوره هاي آموزشي.
۱-۵ مفهوم محيط دانش آموز محور
شوراي ملي پژوهش ايالات متحده، محيطهاي دانش آموز محور را بعنوان “محيطهايي كه توجه خاص به دانشه، مهارتها ,‌رفتارها و باورهاي دانش آموزان دركلاس دارند” تعريف كرده است. مفهوم دانش آموز محوري از يك تئوري آموزشي بنام ساختارگرايي ناشي مي شود، كه آموزش را بعنوان يك پروسه كه درآن افراد “ساختن وايجاد كردن” را براساس دانش وتجربه قبلي خود معني مي كنند، نشان مي دهد. اين محيط، تجربه افراد را قادر مي سازد كه مدلها يا الگوهاي فكري را بنا كنند تا براثر آن معني وسازماني براي تجربيات متعاقب ايجاد شود، لذا دانش “خارج ازآنج”، مستقل از دانش آموز و آنچه كه او بطور منفعل دريافت مي كند، نيست. بلكه دانش از طريق يك پروسه فعال كه درآن دانش آموز اطلاعات را انتقال مي دهد، فرضيه مي سازد ودرباره كاربرد مدلهاي ذهني خودش تصميم مي گيرد. يك شكل ديگر از ساختارگرايي بنام ساختارگرايي اجتماعي هم، بر نقش معلم، والدين، همسالان و ديگر اعضاي جامعه دركمك به دانش آموزان براي مفاهيم اصلي كه آنها با فكر خود بتنهايي قادر به درك آن نيستند تاكيد مي كند. براي ساختارگرايان اجتماعي، آموزش بايد فعال، داراي مفهوم واجتماعي باشد. اينكار در يك گروه كه يك معلم بعنوان تسهيل كننده يا راهنما دارد به بهترين وجه اجرا مي شود.
۲ – وعده هاي ICT درآموزش
براي كشورهاي درحال توسعه ICT يك امكان بالقوه، براي افزايش دسترسي و پيشرفت ارتباط و كيفيت آموزش دارد. ICT بطور زيادي كسب د

انش و جذب وفراگيري آنر، با ارايه بي سابقه فرصت به كشورهاي درحال توسعه براي افزودن و گسترش سيستمهاي آموزشي ,‌ارتقا فرمول بندي و اجراي سياستها وگسترش دامنه فرصتها براي كار و فقرا تسهيل مي بخشد. يكي از بزرگترين سختيها كه فقرا تحمل مي كنند همچنين افراد ديگري كه در فقيرترين كشورها زندگي مي كنند

، حس انزوايي است. فناوري هاي ارتباطي تضمين كاهش چنين حسي هستند وهمچنين تسهيل دردسترسي به دانش از طريق راههايي كه قبلا“ غيرقابل تصور بوده است. هرچند، واقعيت تقسيم ديجيتال (شكاف بين آنهايي كه به كنترل فناوري دسترسي داشته و كساني كه دسترسي ندارند) به اين معني است كه معرفي و يكپارچه سازي ICT در سطوح مختلف و درانواع متنوع آموزش، پرچالش ترين تعهدات است. شكست در اين مبارزه به معني بيشتر شدن شكاف دانش و عميق شدن نابرابريهاي موجود اقتصادي و اجتماعي است.
۲-۱ چگونهICT مي تواند به توسعه دسترسي به آموزش كمك كنند؟
ICT يك ابزار بالقوه نيرومند براي توسعه فرصتهاي آموزشي، چه رسمي و چه غيررسمي است براي حوزه هاي قبلا“ ذكرشده (جمعيتهاي متفرق و روستايي) اقليتهاي قومي، زنان، دختران ، افراد ناتوان و پيران گروههاي بطور سنتي محروم از آموزش بعلت دلايل فرهنگي يا اجتماعي هستند، همچنين همه افرادي كه بدلايل مالي يا محدوديت زماني قادر به ثبت نام در مراكز آموزشي نيستند.
هر زمان، هرجا (خصيصه تعريف كننده ICT ) توانايي ICT در سبقت از زمان و مكان است. ICT، آموزش غير همزمان يا آموزش با مشخصه يك تاخير زماني بين ارايه آموزش و پذيرش آن توسط فراگيران را ممكن مي سازد.
براي مثال، مواد درسي دوره اي online ممكن است در سراسر روز يا هفته در دسترس باشند.
ICT الزام همه فراگيرن ومربيان نسبت به بودن در يك مكان فيزيكي را رفع مي كند. بعلاوه انواع معيني از ICT مانند تكنولوژي كنفرانس از راه دور اين امكان را مي دهد كه آموزش در يك زمان، بوسيله فراگيران متعدد و از نظر مكاني پراكنده، مورد استفاده قرار گيرد.
دسترسي به منابع آموزش از راه دور . مع

لمان و شاگردان ديگر مجبور نيستند فقط به كتابهاي چاپ شده و ديگر وسايل رسانه اي فيزيكي موجود دركتابخانه ها (كه به مقدار محدود دردسترس هستند) براي نيازهاي آموزشي خود متكي باشند. با اينترنت و شبكه جهاني وب، وسايل آموزشي زيادي تقريبا“ در همه موضوعات و با تنوع رسانه ها مي تواند از هرجا و درهرمدت از

روز و توسط تعداد نا محدودي از مردم قابل دسترس باشد.
اين موضوع خصوصا“ در خيلي از مدارس كشورهاي درحال توسعه چشمگير است، همچنين حتي در بعضي از مدارس كشورهاي توسعه يافته كه منابع كتابخانه اي آنها محدود و منسوخ شده اند، اهميت دارد.

ICT همچنين دسترسي به افراد و مراجع (مربيان، خبرگان، پژوهشگران، متخصصان، رهبران و اشراف) را درهمه جهان تسهيل مي بخشد.
۲-۲ كاربرد ICT در آماده كردن افراد براي محيط هاي كاري
يكي از شايعترين دلايل ذكر شده براي بكارگيري ICT دركلاس، بهتر آماده كردن نسل فعلي دانش آموزان براي يك محيط كاري است،كه درآن ICT خصوصا“، كامپيوتره، اينترنت و فناوري هاي مرتبط، روز به روز بيشتر رواج مي يابند. لذا سواد تكنولوژيك يا توان بكارگيري موثر و بهينه ICT، بعنوان يك لبه رقابتي در يك بازار كار درحال جهاني شدن، بنظر مي آيد. التبه سواد تكنولوژيك فقط مهارت ارايه خوب كارها طبق خواست اقتصاد جديد جهاني نيست . آزمايشگاه آموزشي منطقه شمالي ايالات متحده آمريكا، آن چيزي كه مهارتهاي قرن ۲۱ ناميده مي شود را چنين شناسايي كرده است: سواد قرن ديجيتال ( خود شامل سواد عملكردي، سواد بصري، سواد علمي، سواد تكنولوژيك، سواد اطلاعاتي، سواد فرهنگي و هشياري و آگاهي جهاني) تفكر اختراعي، تفكر در رسيدن به رتبه بالاتر، استدلال كامل، ارتباط موثر و بهره وري بالا . ( به جدول ۱ براي توضيح بيشتر نگاه كنيد)

جدول ۱ – مهارتهاي لازم در محيط كار آينده
سواد قرن ديجيتال
سواد عملكردي توان رمزگشايي معني

و شرح عقايد دريك سلسله از وسايل ارتباطي(رسانه): كه شامل بكارگيري تصاوير، گرافيكه، ويدئو، نمودارها و نقشه ها يا سواد بصري
سواد علمي درك جنبه هاي تئوريك و عملي علم و رياضيات
سواد تكنولوژيك صلاحيت و رقابت در كاربرد فناوريهاي ارتباطات و اطلاعات
سواد اطلاعاتي توان يافتن ,‌ ارزيابي و بكاربردن اطلاعات از طريق ICT
سواد فرهنگي فهم ارزش گوناگوني فرهنگها
آگاهي جهاني فهم اينكه چگونه ملتها، بنگاهها و جوامع در سرتاسر جهان با هم در ارتباطند
تفكر اختراعي
قابليت اقتباس توان اقتباس و مديريت دريك جهان پيچيده و وابسته بهم
فراست ميل به دانستن
خلاقيت توان بكارگيري تصورات براي خلق اشيا
ريسك پذيري توان ريسك كردن و درنظر گرفتن احتمالات
تفكر درجه بالاتر (حل خلاقانه مسايل و تفكر منطقي كه براثر قضاوت صحيح حاصل مي شود)
ارتباط موثر
تيم بندي توان كار در يك تيم
تشريك مساعي و ارتباط فردي واجتماعي با تاثير متقابل توان تاثير متقابل و كار موثر با ديگران
مسئوليت پذير بودن جوابگو بودن در مقابل روشي كه در كاربرد و فراگيري كاربرد ICT براي مصلحت عام بكار مي برند
ارتباط متقابل رقابت و صلاحيت در انتقال، بيان، دستيابي و فهم اطلاعات
بهره وري بالا
توان اولويت بندي برنامه ريزي و مديريت برنامه ها و پروژه ها براي كسب نتايج دلخواه جهت كاربرد آنچه دركلاسهاي درس ياد ميگيرند تا بتوانند در جهان واقعي، براي خلق و ايجاد فراورده ها ي مرتبط و با كيفيت، به اجرا درآورند .

پتانسيل ICT براي ترفيع در كسب اين مهارتها وابسته به كاربرد آن بعنوان يك ابزار براي بالابردن كيفيت آموزشي (شامل، ارتقا استعداد ها به يك محيط دانش آموز محور) است.

۲-۳ كاربرد ICT در پيشرفت كيفيت

 

آموزشي
پيشبرد كيفيت آموزش و پرورش يك نكته حساس است. ICT مي تواند كيفيت آموزش را از چندين راه تقويت كند: بوسيله افزايش انگيزه و ورود فراگيران به صحنه اشتغال، بوسيله تسهيل در كسب مهارتهاي پايه اي و ارتقا تربيت مربي. ICT همچنين ابزاري انتقال دهنده است كه وقتي بطور صحيح بكار برود، مي تواند ابتكار را در يك محيط دانش آموز محور ارتقا دهد.
انگيزه براي فراگيري – ICT هايي از قبيل ويدئو، تلويزيون و نرم افزارهاي چند رسانه اي كه متن، صدا و تصاوير متحرك را ادغام كرده اند، مي توانند براي ايجاد مضموني معتبر و مبارزه جو كه دانش آموز را در فرايند آموزش دخالت مي دهد، بكار بروند. همچنين امواج متقابل و ارتباطي راديويي، افكت هاي صوتي، ترانه ها، نمايشنامه ه، نمايش هاي كمدي و ديگر رسوم و سنتهاي اجرا، براي وادار كردن دانش آموزان به گوش دادن و درگير شدن آنها در ارايه دروس بكار مي روند.
همينطور بهتر از هرنوع ICT ,‌ كامپيوترهاي شبكه اي با اتصال به اينترنت مي توانند انگيزه فراگيران را با ادغام توانگري رسانه ها و تعامل ديگر ICTها با ايجاد فرصت اتصال به جهان واقعي و مشاركت در وقايع جهان، افزايش دهند.
تسهيل فراگيري مهارتهاي پايه اي – انتقال مهارتهاي پايه اي و مفاهيمي كه زير بناي مهارتهاي فكري درجه بالاتر و خلاقيت هستند مي توانند بوسيله ICT بصورت شفاهي و عملي تسهيل شود . برنامه هاي آموزشي تلويزيون، ابزار تكرار و تقويت را براي تعليم الفبا، اعداد، رنگه، اشكال و ديگر مفاهيم پايه اي بكار مي برند. بيشتر كاربردهاي اوليه رايانه، براي تعليم آموزش، مبتني بر تسلط مهارتها، تقويت و تكرار محتوي درسي بود.
ارتقا تربيت معلمان – ICT همچنين براي پيشبرد دسترسي به تربيت معلمان و كيفيت آن بكار رفته است. مثلا“ موسساتي مانند مركز تربيت معلم شبكه اي (CTTC) در كره جنوبي در حال بهره برداري از اينترنت براي ارايه فرصتهاي بهتر توسعه و پيشرفت تخصصي معلمان، به صورت ضمن خدمت است. اين مركز كه از طرف دولت تامين هزينه شده، درسال ۱۹۹۷ تاسيس شد. و دوره هاي آموزشي مبتني بر شبكه جهاني وب را براي معلمان مقاطع ابتدايي و راهنمايي ارايه مي كند. اين دوره ها شامل “كامپيوترها درجامع اطلاعاتي”، “اصلاح آموزشي” و “جامعه آينده و آموزش” هستند. دوره هاي اختصاصي online نيز همراه با بعضي از دوره هاي كنفرانسي رودرو برگزار مي كردد. در چين، آموزشهاي فراگير مبتني بر راديو وتلويزيون معلمان براي چندين سال است كه توسط دانشگاه مركزي راديو وتلويزيون هدايت مي شود. دانشگاه راديو وتلويزيون شانگهاي و خيلي دانشكده هاي راديو وتلويزيون ديگر اين كشور هم در اين كار سهيم هستند. در دانشگاه آزاد ملي ايندرا گاندي هند سيستم كنفرانس يكطرفه ديداري و دوطرفه شنيداري مبتني بر ماهواره در سال ۱۹۹۶ بوجود آمد كه بوسيله مطالب چاپي و ويديوئي ضبط شده ارايه مي گردد و۹۱۰ معلم مقطع ابتدايي و كمك مربي از ۲۰۰ موسسه محلي تربيت معلم را در ايالت كارناتاكا تعليم مي دهد. معلمان توسط گفتگوهاي متقابل توسط تلفن و فاكس با هم در تعامل هستند.
دروس خصوصي الكترونيك براي ترفيع پايه فراگيران در Universitas Terbuka اندونزي – از زمان تاسيس در سال ۱۹۸۴ بعنوان اولين موسسه آموزشي آزاد از راه دور در اندونزي، دانشگاه Universitas Terbuka قدمهاي بزرگي در راه ايجاد آموزش هاي رده بالا براي اندونزيها برداشته و بيشتر از چهارصد هزار دانش آموز چهارده ساله را در سطح ملي پوشش داده است. رسالت اين دانشگاه نه تنها توسعه فرصتهاي آموزشي بلكه پيشبرد كيفيت آموزش و مرتبط كردن آن با نيازهاي توسعه ملي هم هست. در تلاش اين موسسه براي ايجاد پي آمدهاي كيفيت درآموزش، اخيرا“ كاربرد اينترنت و آميخته اي از فاكس و

فناوري اينترنتي را براي دروس اختصاصي دانش آموزان در چهل دوره از بيش از ۷۰۰ دوره ارايه شده، مرسوم كرده است. اين دروس الكترونيك به مدلهاي سنتي تر دروس دانشگاه شامل مدلهاي حضوري، ميل و راديو وتلويزيون ضميمه شده كه هنوز هم بوسيله دانشگاه بكاربرده مي شوند.
دو مدل دروس الكترونيك بكار رفته شده درآن عبارتند: دروس از طريق ليستهاي پست الكترونيكي و دروس از طريق ادغام پيامهاي ايميل و فاكس. درمورد دوم، مربيان پيامهاي پست الكترونيكي را به يك ورودي فاكس ارسال مي كنند كه تو

سط دانش آموزان بعنوان پيامهاي فاكس دريافت مي شود و سپس دانش آموزان با پيامهاي پست الكترونيكي به مربيان پاسخ مي دهند. مدلهاي فاكس بيشتر از مدل پست الكترونيكي قابل دستيابي است چون خدمات فاكس در اندونزي ارزانتر از اينترنت است و استفاده از آن مستلزم مهارت در كامپيوتر و پست الكترونيك نيست.

اين دو مدل ابتدا“ بصورت يك مقطع دو ترمي آزمايش شد، و نتايج آن بيانگر,‌ سطح م

شاركت پايين درميان دانش آموز ومربي بود. يكي از دلايل آن عدم آشنايي و راحتي كاربرد فناوري و دليل ديگرآن سردرگمي اساسي بيشتر در مورد هدف مربيان بوده است. همچنن مربيان ادعا كردند كه دسترسي محدود به كامپيوتر، فقدان وقت و كمي مشاركت دانش آموزان، علاقه اوليه آنها را درمورد دروس الترونيكي بشدت كم كرده است . لذا با اينكه اينترنت و فاكس يك پتانسيل و نيروي بالقوه براي ارتقا پايه آموزش در دانشگاه توربوكا محسوب مي شود، ولي بايد مراحل عملي براي پيشبرد نسبت مربي به كامپيوتر، بالا بردن مهارتهاي كامپيوتري و پست الكترونيكي در ميان اعضاي هيئت علمي و دانش آموزان، ارتقا تلاشگرانه تر مدل دروس الكترونيكي، يا حداقل

تشريك مساعي با موسسات خارجي براي ايجاد نقاط دستيابي بيشتر اينترنتي در سراسر اندونزي، انحام شود.
۲-۴ نقش ICT در انتقال محيط آموزشي به يك محيط دانش آموز محور
تحقيق نشان داده كه كاربرد مناسب ICT مي تواند تغيير مكان را در مضمون و در فن آموزشي (پداگوژي) كه در قرن ۲۱ در قلب اصلاحات آموزشي جاي دارند ,‌تسريع كند. آموزش پشتيباني شده ICT اگر بخوبي طراحي و اجرا شود مي تواند كسب دانش و مهارتهايي مورد نياز يادگيري مادام العمر دانش آموزان را، ارتقا دهد. ICT (خصوصا“ كامپيوتر و فناوري اينترنت) اگر بطور مناسب بكاربروند، بجاي اينكه فقط به معلمان و دانش آموزان اجازه دهند كه آنچه قبلا“ انجام مي دادند را بطور بهتري اجرا كنند، راههاي جديد تعليم وتربيت را فراهم مي كنند. اين راههاي جديد تعليم و تعلم بوسيله تئوري هاي آموزش تعليم گرايان و ايجاد يك انتقال از علم تربيت معلم محور به فن تربيت دانش آموز محور ايجاد شده است. (به جدول ۲، براي تطبيق يك روش تربيتي سنتي و روش تربيتي درحال ظهور توسط ICT )
جدول ۲ – بررسي روش تربيتي جامعه صنعتي در برابر جامعه اطلاعاتي
نمود روش تربيتي سنتي براي جامعه اطلاعاتي (كمتر) روش تربيتي درحال ظهور (بيشتر)
فعال فعاليتها توسط معلم تجويز و تعيين مي شود
آموزش كليه كلاس
تنوع كم در فعاليتها
خط مشي با برنامه تعيين مي شود فعاليتها توسط فراگيران تعيين مي شود
دسته بندي گروههاي كوچك
فعاليتهاي متنوع و خيلي متفاوت
خط مشي توسط فراگيران تعيين مي شود
مشاركت فردي
گروههاي هم سنخ و هم جنس
هركس براي خودش كار مي كند تيمي
گروههاي غير متجانس
افراد همديگر را پشتيباني مي كنند

خلاقيت آموزش مولد
ارايه راه حلهاي شناخته شده براي حل مسايل آموزش پربار
يافتن راه حلهاي جديد براي مسايل
ائتلاف هيچ پيوندي بين تئوري و عملي نيست
موضوعات جداي از همند
براساس نظم و انضباط است
تك تك معلمان تئوري و عمل يكپارچه شده اند
بين موضوعات ارتباط هست

موضوعي است
تيمهاي معلمان
ارزشيابي با راهبرد معلم
بصورت مجموعي با راهبرد دانش آموز
تشخيصي

يادگيري فعال – آموزش ارتقا يافته ICT ابزارها را براي آزمون,‌محاسبه و تحليل اطلاعات بسيج مي كند، لذا يك برنامه كاري براي رسيدگي، تحليل و آموزش اطلاعات جديد ارايه مي دهد، ‌از اينرو فراگيران همانطور كه كارمي كنند ياد ميگيرند وهروقت كه مناسب باشد روي مسايل دنياي واقعي در عمق كار مي كنند، و آموزش را كمتر خلاصه كرده وبيشتر به وضع زندگي فراگيران مرتبط مي سازند. در اين روش برخلاف آموزش حفظي يا تكراري، آموزش ارتقا يافته ICT، درگيري روز افزون فراگيران را در مسايل روز، ترفيع مي دهد. همچنين آموزشي “درست سروقت))‌ است كه درآن فراگيران مي توانند انتخاب كنند كه چه چيزي را ياد بگيرند.
يادگيري مشاركتي – آموزش مبتني بر ICT روابط متقابل و همكاري درميان دانش آموزان، معلمان و متخصصان را بدون توجه به مكان آنها تقويت مي كند. جداي از روابط متقابل ,‌آموزش مبتني بر ICT به فراگيران فرصتهايي براي كار با مردم از فرهنگهاي مختلف، ارايه مي كند و بدين وسيله به ارتقا تيم بندي فراگيران همچنين مهارتهاي ارتباطي آنها (مانند آگاهي جهاني) كمك مي كند. آموزش برپايه ICT ,‌ آموزش انجام شده در سراسر زندگي فراگيران را باتوسعه فضاي آموزشي شكل مي دهد تانه تنها براي اشراف بلكه براي مربيان و متخصصان در زمينه هاي مختلف قابل استفاده باشد.
يادگيري خلاق – آموزش برپايه ICT بكاربردن اطلاعات موجود و ايجاد فرآورده هاي جهان واقعي را بيشتر از برگشت اطلاعات دريافتي ترويج مي دهد.
يادگيري ادغام كننده – يادگيري بوسيله ICT رويكرد تعليم وتعلم موضوعي و ادغام كننده را ترويج مي كند. اين رويكرد جدايي بين نظم و ترتيبهاي مختلف و بين تئوري و عملي را كه دركلاسهاي سنتي رواج داشت ,‌از بين مي برد.
يادگيري ارزشيابي كننده – اين يادگيري برخلاف تكنولوژي هاي آموزشي ايستا و مبتني بر چاپ يا متن، توسط دانش آموز جهت داده شده و تشخيصي است. آموزش آميخته با ICT وجود گذرگاههاي مختلف فراگيري و گونه هاي مختلف دانش را تصديق مي كند. ICT به فراگيرنده خيلي بيشتر از آنكه براستماع و يادگي

ري تكيه كند، اجازه مي دهد كه بگردد و پيدا كند.

۳- كاربردهاي ICT در آموزش
خط مشي سازمان هاي آموزشي و برنامه ريزان بايد اول از همه درباره پيامدهاي آموزشي مورد نظر (ذكرشده دربالا)‌ صريح باشد. اين اهداف گسترده بايد انتخاب فناوري هاي مختلف را به سوي بكار رفتن و چگونه بكاررفتن هدايت كند. پتانسيل هر فناوري مطابق چگونگي استفاده فرق مي كند. Haddad و Draxler حداقل ۵

سطح كاربرد فناوري درآموزش را شناسايي كرده اند : ارايه، اثبات تجربي ,‌ تمرين و عمل، تعامل و همكاري
هر كدام از ICT هاي مختلف (چاپ، كاستهاي صوتي و تصويري، پخش راديو و تلويزيون، كامپيوتر يا اينترنت) ممكن است در پايه اي ترين سطحها يعني ارايه و اثبات بكار بروند. به جز فناوري هاي بصري، تمرين و عمل هم ممكن است با بكاربرد

ن حداكثر فناوريها ارايه شوند. از طرف ديگر كامپيوترهاي شبكه اي و اينترنت، ICT هايي هستند كه فراگيري تعاملي و همدستانه را مي توانند بهتر فراهم كنند و پتانسيل كامل آنها اگر فقط براي ارايه يا اثبات بكار برود، تحقق نخواهد يافت
۳-۱ كاربرد پخش برنامه راديو وتلويزيون در امر آموزش
راديو و تلويزيون بطور گسترده اي بترتيب از سالهاي ۱۹۲۰ و ۱۹۵۰ بعنوان ابزارهاي آموزشي بكاررفته اند . سه رويكرد كلي دركاربرد راديو و تلويزيون در آموزش وجود دارد :
۱- تدريس كلاسي مستقيم، كه درآن برنامه ريزي پخش جانشين معلمان در يك پايه موقتي مي شود
۲- پخش برنامه مدرسه اي ,‌ كه درآن برنامه ريزي پخش، منابع تكميلي تعليم و تعلم را درصورت موجود نبودن، فراهم و ارايه مي كند.
۳- برنامه ريزي كلي آموزشي، در سطح اجتماع و مقامات ملي و بين المللي كه فرصتهاي آموزشي عمومي و غيررسمي را ارايه مي كند
قابل ذكرترين و بهترين مثال مستند رويكرد تدريس كلاسي مستقيم، آموزش تعاملي راديو است (IRI). اين آموزش شامل تمرينات مستقيم تعليم و تعلم، ۲۰-۳۰ دقيقه اي آماده شده،بطور روزانه است. دروس راديويي درباره موضوعات خاصي در سطوح رياضيات ,‌علوم، بهداشت و زبان است كه قصد دارند كيفيت تعليم را پيشرفت داده و بعنوان يك ياري دهنده ساختاري به معلمان، كه سطح آموزشي آنها در مدارس ضعيف و بدون منابع آموزشي است،ارايه مي گردد. پروژه هاي آم

وزش تعاملي راديويي در آمريكاي لاتين و افريقا اجرا شده اند، درآسيا، اين پروژه ها اولين بار در تايلند، سال ۱۹۸۰ اجرا شد، و اندونزي، پاكستان، بنگلادش و نپال هم پروژه هاي خود را در سال ۱۹۹۰ به اجرا رساندند. آنچه كه پروژه آموزش تعاملي راديويي را از ديگر برنامه هاي آموزش غير حضوري متمايز مي كند اينست كه هدف اوليه آن بالا بردن كيفيت يادگيري است (

ونه صرفا“‌ توسعه دادن دسترسي آموزشي) و در هر دو شكل رسمي و غير رسمي موفقيتهاي زيادي داشته است. پژوهشهاي گسترده در سطح جهان نشان داده كه خيلي از پروژه هاي آموزش تعاملي راديويي يك اثر مثبت روي پيامدهاي يادگيري و برابري آموزشي

داشته اند. و با صرفه جويي هاي آن در مقياس، ثابت شده كه يك استراتژي موثر برروي هزينه هاي مرتبط است.
برنامه Telesecundaria مكزيك يك م

ثال ديگر از تدريس مستقيم كلاسي است كه پخش تلويزيوني را بكار مي برد. اين برنامه در مكزيك درسال ۱۹۶۸ بعنوان يك استراتژي موثر بر هزينه ها براي توسعه مدارس سطح پايين درجوامع كوچك و دوردست بكارگرفته شد. Perraton اين برنامه را چنين توصيف مي كند
برنامه هاي توليد شده تلويزيوني از طريق ماهواره در سراسر كشور مطابق جدول زمانبندي (۸ صبح تا ۲ بعد ازظهر و ۲ بعد ازظهر تا ۸ شب) براي مدارس آموزش از راه دور پخش مي شوند و دوره هاي متوسطه را هم مانند دوره هاي ابتدايي تحت پوشش قرار مي دهند. هر ساعت براي يك منطقه تنظيم شده و نوعا“ از روال ثابتي پيروي مي كند، ۱۵ دقيقه برنامه تلويزيوني و سپس فعاليتهاي هدايت شده بوسيله كتاب و معلم. بدين طريق دانش آموزان با تنوع معلمان در تلويزيون روبرو هستند اما يك معلم اصلي در مدرسه براي تعليم همه موارد انضباطي در هرپايه اي در نظر گرفته شده است . طرح ريزي اين برنامه با تغييرات زيادي در طول سال مواجه بوده . معني اين استراتژي اين است كه ادغام موضوعات اجتماع در برنامه ها، به كودكان يك آموزش يكپارچه عرضه كرده و جامعه را بطور وسيعي در سازماندهي و مديريت مدرسه و تهييج دانش آموزان به انجام فعاليتهاي اجتماع، دخيل خواهد كرد.
در آسيا، ۴۴ دانشگاه راديو وتلويزيون در چين، دانشگاه Universitas Terbuka در اندونزي و دانشگاه آزاد ملي ايندرا گاندي د رهند، بطو رگسترده اي راديو وتلويزيون را براي آموزش مستقيم و هم براي پخش برنامه مدرسه اي بكار گرفته اند تا نسبت بيشتري از جمعيت بهره مند شوند. براي اين موسسات پخش برنامه ها اغلب همراه با موضوعات چاپي و كاستهاي صوتي است.
دانشگاه هواي ژاپن در سال ۲۰۰۰، ۱۶ دوره راديويي و ۱۶۰ دوره تلويزيوني پخش مي كرد. هردوره شامل ۱۵ تا ۴۵ دقيقه پخش سخنراني در سطح كشور

بصورت هفته اي يكبار براي ۱۵ هفته است. دوره ها از طريق ايستگاههاي متعلق به دانشگاه از ساعت ۶ صبح تا ۱۲ بعد ازظهر پخش مي شوند. همچنين به دانش آموزان جزوات چاپي، آموزشهاي حضوري و آنلاين هم داده مي شود. اما برخلاف آموزش مستقيم، پخش برنامه مدرسه اي به معناي جانشين براي معلم نيست ,‌ بلكه صرفا“ بعنوان يك غني سازي آموزش سنتي است. پخش برنامه مدرسه اي انعطاف پذيرتر از آموزش تعاملي را

 

ديويي است زيرا معلمان خود تصميم مي گيرند كه چگونه پخش برنامه ها را دركلاس يكپارچه كنند. شركتهاي بزرگي كه پخش برنامه هاي راديو تلويزيوني مدرسه اي را ارايه مي كنند ,‌ موسسه پخش برنامه هاي آموزشي بريتانيا و ايستگاه پخش برنامه NHK ژاپن هستند. در كشورهاي درحال توسعه پخش برنامه هاي مدرسه اي اغلب نتيجه مشاركت بين وزارت آموزش و وزارت اطلاعات هستند.
برنامه ريزي كلي آموزشي شامل يك محدوده وسيع از انواع برنامه ها (‌برنامه هاي خبري، مستند، شوهاي پرسش و آزمون، كارتونهاي آموزشي و …) هستند كه حاصل آنها فرصتهاي آموزشي رسمي وغيررسمي براي همه فراگيران است. در يك معني هربرنامه ريزي راديو وتلويزيوني با محتواي اطلاع رساني يا آموزش، مي تواند در زمره اين برنامه ها قرار گيرد. بعضي نمونه هاي قابل ذكر عبارتند از شوي تلويزيوني امريكايي خيابان Sesame، كانالهاي اطلاع رساني جغرافيا و اكتشافات ملي و برنامه راديويي صداي آمريكا. راديو بازار دهكده كه درسال ۱۹۴۰ در كانادا راه اندازي شد و تاكنون بعنوان يك مدل برنامه هاي مباحثه اي در سطح جهان عمل كرده است، هم يك نمونه ديگر از برنامه ريزي آموزشي غير رسمي است.
تله كنفرانس و كاربردهاي آن درآموزش
تله كنفرانس ( همايش از راه دور) دلالت بر “ارتباط الكترونيك تعاملي بين مردم مستقر در دو يا چند جاي مختلف” دارد. چهار نوع تله كنفرانس براساس طبيعت و وسعت تعاملي آن و ميزان توان تكنولوژي آنها وجود دارد
۱ – كنفرانس شنيداري ۲ – كنفرانس

ترسيمي – شنيداري
كنفرانس تصويري ۴ – كنفرانس
كنفرانس شنيداري مبادله زنده پيامهاي صوتي در يك شبكه تلفني است. و هنكامي كه متنها و تصاوير ساكن مانند طرحهاي خطي با پهناي باند كم ,‌ نمودارها و عكسها هم بتوانند در طول پيام صوتي مبادله شوند، كنفرانس شنيداري – ترسيمي خواهد بود.
كنفرانس تصويري اجازه مي دهد كه نه ت

نها صدا و گرافيك بلكه تصاوير متحرك هم مبادله شوند. اين فناوري از شبكه ماهواره اي يا تلويزيوني (پخش برنامه كابلي )بجاي خط تلفن استفاده مي كند. كنفرانس وبي، همانطور كه از نامش پيداست، انتقال متن ,‌ گرافيك و رسانه هاي سمعي و بصري را از طريق اينترنت انجام مي دهد. كه شامل كاربرد يك كامپيوتر همراه با يك مرور گر و ارتباطي كه مي تواند همزمان يا غير همزمان باشد.
تله كنفرانس در هردو آموزش رسمي و غير رسمي بكار مي رود تا هم مباحثات بين معلم و دانش آموز و هم دسترسي به كارشناسان و ديگر افراد مرجع را از طريق راه دور تسهيل كند. در آموزش آزاد و از راه دور، تله كنفرانس يك ابزار مفيد براي ارايه آموزش مستقيم وپيوسته فراگيرنده و به حداقل رساندن انزواي اوست. بعنوان مثال در سال ۱۹۹۹ يك تله كنفرانس شنيداري – ترسيمي بين دانشگاه پزشكي تيان جين در چين و چهار شعبه تابعه آن، بعنوان قسمتي از همكاري چند ساله دانشگاه تيان جين و دانشكده پرستاري دانشگاه اتاوا، تحت پوشش آژانس توسعه بين المللي كانادا، با هدف ارايه آموزش پايدار و بهبود امكانات آكادميك براي پرستاران در بخشهاي تابعه تيان جين كه درآنها آموزش پرستاران بطور فوق العاده اي محدود است، آغاز شد.
ديگر موسسات بزرگتر آموزشي نيز مانند دانشگاه آزاد انگلستان، دانشگاه Tun Abdul Ruzak مالزي، دانشگاه آزاد هنگ كنگ و دانشگاه آزاد ملي ايندرا گاندي هند، تله كنفرانس را در برنامه هاي آموزشي online خود بكار مي برند.
۳-۳ كاربرد كامپيوتر و اينترنت براي تعليم و تعلم
سه رويكرد كلي در رابطه با كاربرد آموزشي اينترنت و كامپيوتر وجود دارد
۱ – يادگيري كامپيوتر و اينترنت، كه درآن سواد فناوري هدف نهايي است.
۲ – يادگيري با كامپيوتر و اينترنت كه در آن، فناوري، فرايند يادگيري را در طي دوره ها تسهيل مي بخشد
۳ – ياد گيري از طريق كامپيوتر و اينترنت و ادغام توسعه مهارتهاي فناوري با كاربرد هاي دوره هاي آموزشي.

۳-۳-۱ يادگيري كامپيوتر و اينترنت
يادگيري كامپيوتر و اينترنت برروي توسعه سواد فناوري تمركز دارد و شامل
۱ – مفاهيم ومهارتهاي اصولي : واژه ها، مفاهيم و عمليات پايه اي
۲ – بكارگيري صفحه كليد و ماوس
۳ – كاربرد ابزارهاي سودمند از قبي

ل پردازش كلمه (word)، صفحه گسترده (برنامه هاي محاسباتي مالي)، پايگاه داده ها و برنامه هاي گرافيكي
۴ – بكارگيري ابزارهاي پژوهشي از قبيل موتور جستجو گر و پست الكترنيكي
۵ – مهارتهاي پايه اي در كاربرد برنامه نويسي و برنامه هاي چند منظوره مانند Logo يا HyperStudio
6 – آگاهي درباره تاثير تغييرات فناوري
۳-۳-۲يادگيري با كامپيوتر و اينترنت
ياد گيري با فناوري تمركز برروي اين نكته است كه چگونه فناوري مي تواند وسيله اي براي يادگيري در همه دوره هاي آموزشي باشد و آن شامل:
۱ – ارايه، اثبات و نمايش و تغيير و تحول در داده ها با بكارگيري ابزارهاي بهره وري.
۲ – استفاده از نوعهاي خاص برنامه هاي آموزشي از قبيل بازيهاي آموزشي، تمرين و تكرار، شبيه سازي، دروس خصوصي ,‌آزمايشگاههاي مجازي، تجسمات فكري و ارايه گرافيكي مفاهيم انتزاعي، آهنگ سازي و سيستمهاي هوشمند.
۳ – استفاده از منابع و اطلاعات برروي CD يا بصورت online مانند دايرة المعارف، نقشه هاي تعاملي و اطلسها، نشريات الكترونيكي و ديگر مراجع
داشتن سواد فناوري، بصورت مناسب مورد نياز است، اين مطلب به فرايند دومرحله اي اشاره دارد كه درآن قبل از اينكه بتوان فناوريها را براي يادگيري بكار برد درباره اين فناوريها آموزش داده شود، هرچند در اين زمينه اقداماتي براي ادغام دو ريكرد انجام شده است. ۳-۳-۳ يادگيري از طريق كامپيوتر و اينترنت
يادگيري از طريق كامپيوتر و اينت

رنت، يادگيري كاربرد فناوري ها را با يادگيري توسط آنها تركيب مي كند. بدين صورت كه يادگيري مهارتهاي فناوري را بلافاصله يا وقتي كه فراگيرنده نياز به يادگيري آنها دارد( درزمان درگير شدنش درفعاليت مربوط به دوره ها) دخيل مي كند. مثلا“ دانش آموزان مقطع متوسطه كه بايد يك گزارش درباره تاثير افزايش قيمت نفت روي جامعه، براي كلاس اقتصاد ارايه كنند، ممكن است تحقيق خود را بصورت online شروع كرده، برنامه هاي صفحه گسترده و پايگاه داده ها را براي كمك به ساماندهي داده هاي جمع آوري

شده بكار ببرند و از برنامه پردازش كلمات براي آماده كردن گزارش مكتوب خودشان استفاده كنند.
مثال پروژه CHILD – فن آموزشي دانش آموز محور، ارتقا يافته از طريق كامپيوترپروژه CHILD ) توسعه كامپيوترهاي كمك كننده به تعلم و تعلم( يك برنامه آموزشي ادغام شده كامپيوتري است كه درسال ۱۹۸۸ بوسيله دانشگاه فلوريدا براي مقاطع K5 ) پيش دبستاني و دستاني) تهيه شده است. برنامه روي سه قسمت خواندن،نوشتن و رياضيات،متمركز است. هرپروژه كلاسي CHILD يك جايگاه كامپيوتري بين ۳ تا ۶ كامپيوتر دارد. بعضي قسمتها برروي تمرين مهارتها متمركزند، درحاليكه بعضي ديگر برروي توسعه مفاهيم تمركز دارند. معلم نرم افزارهاي آموزشي مورد نياز هرجايگاه را مطابقت اهداف درسي تعيين مي كند . گروههاي دانش آموزي در جايگاههاي خودشان كار مي كنند و معلم بين قسمتها براي كمك، برآورد و تشويق دانش آموزان گردش مي كند. وقتي دانش آموز يك فعاليت را تمام مي كند، بسمت جايگاه بعدي حركت مي كند و درپايان وقت، معلم همه افراد كلاسي را براي بحث و انعكاس فعاليتهاي آنروز گرد هم مي آورد. معلمان گروهايي با پايه هاي متفاوت و موضوعات مشخص را شكل مي دهند (۵ يا ۳ يا ۲K) و با كودكان طي سه سال كار مي كنند، تا بدين طريق مشخص شود كه چه نرم افزاري براي موضوع مناسبتر است و به دانش آموزان اجلزه داده شود كه با شيوه خودشان ياد بگيرند . در اين راستا آموزشهايي در طول يكسال به معلمان درزمينه يكپارچه سازي و تلفيق داده مي شود همچنين جزوات پژوهشي براي برنامه ريزي درسي و تلفيق تكنولوژي ارايه مي شود.
تجربه بيش از يك دهه پروژه CHIL

D نشان مي دهد كه دانش آموزان اين پروژه امتياز بيشتري نسبت به همنوعايشان در آزمونهاي استاندارد كسب كردند و تاثيرات مثبت برنامه درطول زمان افزايش يافته است، همچنين اين دانش آموزان رفتار بهتري نسبت به مدراكندگي ملي آموزش ايالات متحده بعنوان يك برنامه موثر معرفي شده و براي توسعه و بسط درسراسر جهان كمك مالي شده است.
۳-۴ كاربرد كامپيوتر و اينترنت در آموزش از راه دور
بسياري از موسسات آموزشي سطح بالا ي عرضه كننده دوره هاي آموزش از راه دور، براي پيشبرد كيفيت برنامه هايشان از اينترنت استاده مي كنند. دانشگاه مجازي موسسه تكنولوژي Monterrey مكزيك تركيبي از كتپ چاپي، پخش برنامه هاي زنده واينترنت را براي ارايه دوره هاي درسي به دانش آموزان مكزيك و تعدادي از كشورهاي آمريكاي لاتين بكار مي برد. همينطور دانشگاه مجازي افريقا كه درسال ۱۹۹۷ با حمايت مالي بانك جهاني تاسيس شد، ماهواره و فناوري اينترنت را براي ارايه فرصتهاي آموزش از راه دور جهت افراد درخيلي از كشورهاي انگليسي و فرانسوي زبان در سراسر افريقا بكار گرفته است.
ابتكارات مبتني بر اينترنت و وب درسطح آموزش متوسطه هم توسعه يافته است، دبيرستان مجازي ,‌نتيجه اي از اقدامات يك ائتلاف ملي مناطق آموزشي در ايالات متحده، براي ارتقا، ايجاد و سهيم شدن در دوره هاي مبتني بر وب است. به هرحال بزرگترين حركات در يادگيري از راه دور توسط بخش خصوصي صورت گرفته نه درآكادمي ها. Merrill Lynch برآورد مي كند كه درآمد بازارهاي بزرگ آموزش در آمريكا از ۳/۲ بيليون دلار در سال ۲۰۰۰ به ۱۸ بيليون دلار در سال ۲۰۰۳ برسد. تعداد دانشگاههاي حقوقي در طي ۱۳ سال گذشته از ۴۰۰ به ۱۸۰۰ رسيده است. اين دانشگاهها در سازمانهاي داخلي و شركتهاي چند مليتي هستند كه ويدئو كنفرانس و اينترنت را براي آموزش كاركنان بكار مي برند. اگر اين نسبت رشد كند، تعداد دانشگاههاي حقوقي از تعداد دانشگاههاي سنتي در سال ۲۰۱۰ فراتر خواهد رفت. در اين راستا دانشگاههاي كره جنوبي مجازي مي شوند، كره جنوبي يكي از پيشرفته ترين زيرساختهاي ICT در جهان را داراست. نفوذ كامپيوتر بسيار گسترده بوده و دسترسي به اينترنت باند پهن به بهترين وجه امكان پذير است . كره جنوبي اخيرا“ ۱۵ دانشگاه مجازي يك شكل دارد كه فقط دوره هاي مبتي بر ICT برگزار مي كند. از ميان آنها مي توان دانشگاه سايبر، ديجيتال كره و آزاد سايبر را نام برد. اين دانشگاهها مخصوص فراگيري مادام العمر و آموزش حرفه اي هستند . و يك برنامه تركيبي ثبت نام ۱۷۲۰۰ نفره در سال ۲۰۰۲ دارند. اين دوره ها، زمينه هاي وسيعي شامل تكنولوژي، مديريت، حقوق، زبان، علوم اجتماعي، آموزش و پرورش و الهيات را دربر مي گيرد. همچنين دوره هاي آن لاين توسط بيش از ۱۰۰ دانشگاه دومنظوره ارايه مي شود ,‌ بعنوان مثال دانشگاه زنان اوها (Ewha Woman’s University ) دوره هاي مبتني بر اينترنت در زمينه هاي زبان، آموزش از راه دور، مبارزه با مواد مخدر ,‌آموزش ضمن خدمت معلمان و مطالعات زنان كره اي در مورد دانش آموزان بومي و خارجي را ارايه مي كند.
اين حركت نوين در كره جنوبي در سال ۱۹۹۸ با اجراي پروژه آزمايشي دانشگاه مجازي شروع شد كه مشاركت ۶۵ دانشگاه و پنج شركت را بدنبال داشت. اهداف اين پروژه عبارت بودند از:
۱ – ايجاد يك سيستم آموزش

مجازي كم هزينه و بدون نقصان
۲ – ايجاد و اجراي دوره هاي مبتني بر وب يا ديگر انواع آموزش از راه دور
۳ – شناسايي خط مشي ها و استانداردهاي مناسب براي راه اندازي يك دانشگاه مجازي
۴ – تقسيم كردن تجربيات در طي مقطع آزمايشي
موسسات شركت كننده، اين پرو

ژه را با چندين تكنولوژي مختلف از جمله، پخش ماهواره اي، كنفرانس ديداري، اينترانتها و اينترنت آزمايش كردند. دو سال بعد از اين پروژه، راهبران و مربيان در كره جنوبي كار خود را با درگيري در مفاهيم مديريت كنترل ,‌ايجاد ظرفي

ت، صرفه جويي درهزينه ها ,‌دسترسي آزاد و مناسب,‌ ادامه دادند.
۳-۵ همكاري از راه دور
يادگيري online كه درآن دانش آموزان د

ر دوره هاي رسمي online دخيل مي شوند ,‌ شايد رايجترين انديشه استفاده از اينترنت درآموزش باشد. هرچند كه آن تنها كاربرد نيست. ابزارهاي همكاري برپايه وب مانند ايميل، بردهاي پيام ,‌ گفتگوي اينترنتي همزمان (chat) و كنفرانسهاي مبتي بر وب، فراگيران را به ديگر فراگيران همچنين معلمان، مربيان، محققين و پژوهشگران ,‌ دانشمندان و هنرمندان ,‌ رهبران صنايع و سياستمداران و خلاصه به هرفردي كه بتواند فرايند يادگيري را پربارتر كند و به اينترنت هم دسترسي داشته باشد، وصل مي كند.
كاربرد سازماندهي شده، منابع وب و ابزارهاي همكاري براي اهداف مناسب و مقتضي برنامه هاي آموزشي، همكاري از راه دور ناميده مي شود. Judi Harris همكاري از راه دور را بعنوان يك مجاهده آموزشي مي نامد كه مردم را با كاربرد اينترنت و منابع آن درمكانهاي مختلف به كار با يكديگر تشويق مي كند. همكاري از راه دور برپايه برنامه هاي آموزشي، بوسيله معلم تنظيم و طرح ريزي مي شود. بيشترين كاربر آن ايميل درارتباط با يكديگر است. خيلي از فعاليتهاي همكاري از راه دور و پروژه هاي آن وب سايتهايي براي پشتيباني دارند. پروژه هايي كه كاربرد تكنولوژي درآن فعاليتهايي را بوجود آورده كه بدون فناوري امكان پذير نبود و همچنين دانش آموزان را قادر مي سازد كه فعال، همكاري كننده، خلاق، متحدو ارزشيابي كننده باشند. (به جدول ۱ نگاه كنيد)
اخيرا“ صدها پروژه همكاري از راه دور در سطح جهان انجام شده كه خيلي ازآنها تكميل شده يادر حال انجام است. يك مثال از آنها پروژه صداي جوان (Voices of Youth42) است كه بوسيله UNICEF ايجاد شده ,‌ ودرآن دانش آموزان تشويق مي شوند، نظرات خود را درباره موضوعات عام وكلي مانند، ايدز و كاركودكان، با ديگر جوانان و بزركسالان در تمام دنيا از طريق يك ميدان مباحثه الكترونيكي، درميان بگذارند. وب سايت صداي جوانان همچنين اطلاعات پس زمينه درباره موضوعات مختلف بحث از جمله مواد درسي منبع، براي كمك به معلمان در فعاليتهاي كلاسي خودشان، ارايه مي كند.
برنامه بين المللي مربي از راه دور (ITP) كه درسال ۱۹۹۵ توسط شركت HP تامين مالي شد، دانش آموزان را از طريق ايميل و ميدانهاي بحث ال

كترونيكي به كارشناسان و مربيان متصل مي كند. ITP جلسات مبتني بر پروژه را براي گروهاي ۵ تا ۱۲ و دانشجويان دانشگاه، خصوصا“ درجوامع آسيب پذير ارايه مي كند. ITP حداقل هردوهفته يكبار بصورت online با دانش آموز ارتباط برقرار مي كند وسوالات را پاسخ مي دهد، موضوعات كليدي مطرح مي كند، منابع مفيد معرفي مي كند و

درمورد بازده دانش آموز توضيح مي دهد.
۳-۶ نكاتي درباره كاربرد ICT درآموزش
تاثيرات ,‌هزينه، تساوي و قابليت تحمل پذيري، چهارنكته وسيع درهم پيچيده هستند كه بايد درزمان درنظرگرفتن تاثير كاربرد ICT درآموزش، عنوان شوند.