بيـماري سل گـاوي

عـلـائـم بـــــالــينــي :
در بــرخي از گـاوهــاي مبــتــلا به سـل ارزني ( بـا جـراحـات وسـيـع در بــدن ) شــكل ظاهــري دام عادي بـوده اما لاغـري تـدريجي ( كه الـبته ربطي به بيماري ديگر نداشته باشد ) جلب نظر مي كند . تغيير در اشتـها و دماي بـدن و همـچـنين وضـعيـت مـوهاي پــوست ( زبـر يـا صـاف است ) ، آرام شـدن تــدريـجي دام ، درخـشاني و شـفـافـيــت چـشـمـهـا از علائم عمومي است كه اغـلب پس از زايـش مشخص تر مي شونـد . در آلـودگي ريـوي سـرفـه مـزمن بـه علت بـرونـكـو پـنـومـوني (

سـرفه آهـسـته ، كوتاه ، مرطوب كه فشار گلـو يـا پـس از فـعاليـت ايـجـاد ميـشود ) وجـود داشته كه در هـنگام صبـح و در هـواي سـرد بيـشتر عارض ميـشـود . در مراحل پيشرفته كه بخش زيادي از ريه درگير است تنگي نـفس تـوام با افزايش تعداد و عـمق تـنـفـس وجـود دارد . ابـتـلاء عقده لـنفـي ناي و مـديـاسـتـن و بـزرگ شـدن آنـهـا مي تـوانـد بـه تــرتـيـب مـوجـب دشـواري تنـفـسـي و جمع شدن گـاز در شـكـمـبه گردد . در بيشتـر موارد سل رحمي ناشي از سل عمومي ( ورود ميكرب از خون به رحم ) بـوده و ممكن اسـت در بـاروري دام اثـرات نـامطلـوب داشته باشد و يا چنانـچه دام بارور گـردد چنـد ماه پـس از بـاروري سقط جنين حادث ميـشود و اگـر چنانـچه گوساله بـطور عادي بـدنيا بيايد پس از مدت كوتاهي بر اثر سل عمومي تـلف خواهد ميگردد . در گاوهاي مبتلا بـه سلرحمــي كه بارور نميشوند ممكن است ترشحـات چركي مـزمن(حـاوي تـعـداد زيادي باسيل سل ) از بدن دام ترشح شود كه اين حالت نسبت به هر گونه اقدام درماني مقاوم خواهد بود در ورم پـستـان سلي بـافت پـستـاني سفت و بزرگ شده و اين حالت معمولاً از ناحيه بالائي ( بويژه در قطعـات عقبـي )شروع ميشود . همچنين در آغاز شير از نظر ظاهـري تغـييري نداشته اما در مـراحل بعـدي دانه هاي ريزي در شيـر ايـجــاد كه پس از مدتـي رسـوب ميـكند و مايع زلال و كهـــربائي رنگ باقي مـيماند كه پـس از مدتي تنها همين مايع بجاي شير از پستان خارج مي شود .

علائم كالبد گشائي :
در گاو ، گـوسـفنـد و بـز جـراحات مـشخـصي قـابـل مـشاهـده است . مـمكن است گــرانـولـوماس سلي در عقـده هاي لنـفاوي بـخصـوص در عقـده هـاي لـنـــفـاوي بـرونـشـيـال و مـدياستـيـنال و سـاير اعـضــاء بدن يافت شود . در ريه ها ممكن است آبـسه هاي ارزنـي تـوسـعـه يـافـتـه و مـنـجر به بـرونكـو پنـوموني چـركي شود . رنگ چـرك از كـرم تـا نـارنـجي بـوده و غـلـظت آن از كـر

م غـلـيظ تا پنير سفت متغير است هـمچـنين ممكن است ندولهاي كوچكــي در پرده هاي جنب و صفاق مشاهده شود .
در تـمام جراحات موضعي سلي ايجاد يك كپسول فيبروزي تحريك شده وجود دارد كه درجـه كـپـســول دار شدن با ميزان رشد جراحت تغيير مـي كند . موارد عمومـي سل با حضــور سل ارزنـي ( جـراحـات كـوچـك ، شفـاف و سـاچـمـه مـانـنـد ) در بـيـشـتـر اعـضـاء بـدن و يـا بـوسيـله جـراحـات ريـوي كه بـخـوبي كـپـسوله ويا پنيري نشده اند، مـشخص مي شوند . وجود برونكوپنـومـوني ياپرخونـي در اطراف جراحات ريوي بيشتر مـربوط به مـوارد فـعال بـيمـاري است . در موارد تـورم پـستـان سلي يا مـتـريت سلي متـرشـحه بايد به انتشار شديد آلـودگــي تـوجه داشت .
جـراحات مزمن در بيماري سل بطـور مشخـص مجزا و ندولار بوده و محتوي ماده غليظ پنـيـري بـرنـگ زرد نارنجي مي باشنـد كه اغلب آهـكـي شده و بـوسيـله يك كپســول ضـخيم فيبروزي احاطه شده اند . هرچند كه چنين جراحاتـي نسبت به جراحات باز به ميزان كمتري احتمال آلوده نمودن محيط را دارند اما دامهاي مبتلا به چنين جراحاتي از نظر اينكه ميتوانند منشا آلودگي باشند ، مهم ميباشند .
كنترل بيماري سل:
كنترل بيماري سل در سطح گله بر پايه موارد زير استوار است :
۱٫اخـراج دامهاي آلـوده از گلـه : جـهت انـجام اين كار از تـسـت تـوبـركـولـين استـفاده مي شــود كه در ايـران به روش تــست مـقـايـسه اي گـاوهـا را تست سل مينمـايند. بـايد تــوجه داشـت كـه بـايـد تـمـام دامـهائـي كـه ســنــشان از ۴ ماه مـيگـذرد مـورد آزمـايـش قـرار گـيـرند و آنـهـائي كه واكـنـش مـثـبت دارنـد بـه كشـتارگـاه اعزام گردند.

در مورد دامهاي مشكوك بايد پس از گذشت ۲ ماه از تـست اول ، آزمـايش مجددي را انجام داد و چـنـانـچه در مرحله دوم نـيز دامـي مشـكوك بود به كشتارگاه اعـزام گردد. در تـست اولـيه بـايـد بـدقت ، آزمـايـشات بـاليني بـر روي تـمـام گاوها صـورت گـيرد تا اطـمـينان حاصـل نـمود كه مــوارد پيـشرفـته بـيـماري كه ممكــن است واكنش منفي نشان دهند ، در گله وجود ندارد .
۲٫رعايت مـقررات بهداشتي : بايد آخـور و آبشخور دامها را تميز نموده و با محلول پنج درصــ

د فـنل و يـا كـرزول ضـد عـفونـي نمود . همچنين لازم است دامهاي مشكــوك را جـهت انـجام آزمـايـش مـجـدد از بـقيه دامـها جدا نـمود . بـايد تـوجه داشت كه پس از اعـدام دامـهاي مبتلا ، بيماري سل با ورود گاوهاي جديد و جايگزين وارد گله نگردد . و بـايد گـاوهـاي جايگــزيـن از گلــه هائي خـريداري شـوند كه داراي گـواهــي سـلامـت هسـتـند و چـنـانـچه چنين گله هائي وجود نداشته باشد بايد گـاوهاي فوق را آزمايش سل نـموده و بـطور مـجزا نـگاه داشت و سپس

۶۰ روز بعد مجدداً آنها را تست نمود.
تـغذيه گـوساله هاي جايـگزين با شـير عاري از ميكروب سل ( پس از پاستوريزاسيون ) يـا بـا شير گاوهاي سالم صورت گيرد . هـمـچنين كارگـران گاوداري نيز بايد مورد معاينه قرار گيرند زيرا ممكن است در اثر آلودگـي به مـايكو بـاكــتريـوم تـوبركولوزيس ، واكـنش مـثبت زود گـذري در گاوهاي گـله ايـجاد نمايند . همـچنين انسان ممكــن است بعنوان منـشا آلودگي مايكو باكتريوم بوويس نيز باشد .

تست توبركولين :
امروزه در دنيا هـنوز هـم اساس هـمه طـرحـهاي ريشكـني بيماري سل روش تست و كـشـتار ( و در كنار آن مـراقـبـتـهاي كشـتـارگاهي ) است . تـست توبركولين به چندين
روش انجام مي شود كه شامل موارد زير است :
۱٫تست بين جلدي منفرد ( Single I ntradermal Test )
2.تست Short Termal
3.تست Stormont
4.تـــسـت مــقــايـــسه اي يـا Comparative Test در هـنــگــام وجود بـيــمـاري يـن يا واكســيـنـاسيون بـر عليه بيـــماري ين و يا وجود سل مرغـــي يا پـوســتـي ( با عـامل مايكـوباكتريومهاي ساپروفيت ) از تست مقـايسه اي استفاده ميشود . گاه بعلت وجود گـونه بـاسيل سل انسـاني ( مايكو بـاكـتريوم تـوبـركـولوزيس ) در گاو ، حسـاسيتي در هنگام تـسـت ايجـاد مي شـود ، يعني گاو بوسيله كارگر مسـلول واكـنـش مـثبـت پيدا مي كـنـد كه بـا آزمـايـش فـوق نـمي تـوان ايــن دو نــوع مــايـكـوبــاكـتريوم ( بوويس و تــوبـركـولـوزيس ) را از هم تـشـخـيص داد . در ايــران اساس طرح مـبـارزه با سل گاوي استفاده از تست مقايسه اي بين جلدي است .
در رابطه با بيماري سل و تست توبركولين توجه به نكات زير مهم ميباشد :
در رابطه با دامها ، منشا اصلي ايجاد آلودگي گاوهاي آلوده ميباشند و تمام دامهائي كه در برابر تست توبركــولين واكنش مثبت نشان ميدهند توانائي انتشار بيماري به حيوانات سـالم را دارند . معمولاً حساسيت توبركولين در دامها ۶ هفته بعد از آلودگـي اوليه و در انسانها ۱۰-۲ هفته بعد از آلـودگـي ظاهر ميشود . البته زمان شكل گيري و بروز پديده حساسيت نسبت به توبركولين در انسان و حيوان بعد از ابتلا به عفونت سلي بستگــي مستقيم به تعداد باسيلهاي وارده به بدن و قدرت تكثير آنهــا دارد ، موقعي كه تعداد زيادي باسيل بيماريزا به يك بدن مستعد وارد شود ممكن است ظرف مدت ۷-۵ روز واكنش ياد شده مثبت شود .
بطور كلي دو گروه از گاوهاي آلوده مهم هستند :

الف :گاوهاي با جراحت پيشرفته بيمــاري كه باسيلهـا از طريق اين دسته دامهـا به نوعي با جريان هواي تنفسي ، پوست يا مجراي روده در ارتباط هستند و اين دسته از گاوها انتشار دهنده هاي مشخص بيماري هستند و ممكن است نسبت به تست توبركولين واكنش نشان ندهند .
ب :گاوهــاي در مـرحلـه اوليه بيمـاري قبل از اينكـه هر گـونه جراحـتي مشـاهده شود ممكــن است
مايكو باكتريومهاي زنده را از طريق موكوس بيني و ناي دفع كنند .

واين دسته از گاوها تا۶ هفته بعد از آلودگي به تست توبركولين واكنش مثبت نشان نمي دهند .
توبركولين :
بطور كلي عصاره ميكرب سل ( انساني ، گاوي ، مرغي ) توبركولين نام دارد. يكنوع توبر كولين بنام P. P. D ( Purifide . Protein . Derivative ) است . P. P. D به شكل زير تهيه ميگردد :
ابتدا باسيل سـل را در محيطهاي شيميائي كشت مـي دهند و سپس محصـول بدست آمده را بوسيله بخار در اتو كلاو ميكشند . در مرحله بعد حاصل را از صافيهاي مخصوص عبور داده و بوسيله اسيد تري كلرواستيك ته نشين مـي كنند . ماده بدست آمده را بطـور مكــرر شستشو داده و حاصـل را در محلولهاي تامپون تعليق مي كنند . آنچـه بدست مي آيد همان P. P. D است كه در تست توبركولين مـورد استفاده قــرار ميگيرد . هر سانتيمتر مكعب توبركولين P. P. D پستانداري محتوي ۲ ميلــي گرم و P. P. D مرغي حاوي ۰٫۵ ميلــي گرم پروتئين خالص است .

واكنش تست توبركولين :
در اينجا لازم است در ابتدا مروري اجمالي بر ساختمان پوست داشته باشيم .
ساختمان پوست :
پوست از سـه لايه تشكيــل شده است كه شامل اپيدرم ، درم و هـيپودرم مي باشد . اپيدرم از خارج بداخل شامل طبقه شاخي ( كراتين ) ، طبقه شفاف ( ماده كراتيني داراي سلولهاي پهن و فشرده فاقد هسته ) ، طبقه دانه دار ( ۶-۲ رديف سلول لوزي شكل وهسته دار ) ، طبقه خاردار ( چندين رديف سلول چندضلعي و بي قاعده وهسته دار ) ، طبقه زايشي ( شامل يك رديف سلول استوانه اي كوتاه ) ميباشد . درم از خارج بداخل شامل طبقه پردي ( شامل بافت همبند سست داراي رشته هاي كلاژن و الا ستيك ، سلولهاي فيبروبلاست و ماكروفاژ و ماست سل ، عروق خوني و اعصاب زياد ) و طبقه مشبك ( شامل بافت همبند سخت غير منظم داراي رشته هـاي كلاژن بيشتر و عروق خونـي كمتر ) است . هيپودرم از بافت همبندي ( داراي رشـته هاي الاستيـك و كلاژن و مقـادير زيادي بافت چربي و همـچنين عــروق خوني و لنفي و اعصاب و غدد عرق ) تشكيل شده است .
تزريق توبركولين بايد در ناحيه درم ( بين جلدي ) صورت گيرد . پس از تزريق در ظرف مدت ۲۴ تا ۷۲ ساعت واكنش ازدياد حساسيت تيپ تاخيري ( نوع ۴ ) اتفاق مــي افتد . بدين شكل كه پس از تزريق آنتي ژن ( P . P . D ) در ناحيه بين جلد ( درم ) ، T سلهــاي حسـاس گــردش خـون ( در دام آلـوده ) با P . P . D تزريقي تماس يافته و نوعي واكنشهــاي ايمو نو لو

ژيك متوالي اتفاق مـي افتد كه هـجوم ( نفوذ ) لنفوسيتها و ماكــروفاژها را به محل تحريك آنتي ژنيـك به اوج خود مي رساند . اين هـجوم در يك دوره زماني ۲۴ تا ۷۲ ساعت اتفاق مي افتد . مراحل مختلف اين واكنشها بشرح زير است :
همانطور كه در ساختمان پوست شرح داده شد در ناحيه درم سلولهــائي بنام ماست سـل و ماكروفاژ وجود دارد كه نقش عمده اي را در تكوين واكنشهاي ايمنو لو ژي

ك ايفاء مي كنند بدين ترتيب كه پــس از تزريق P . P . D در ناحيه درم ، ماست سلهاي موجود در اطراف محل تزريق ، دانه هاي متاكروميزيا ( موكــوپلي- ساكاريدهاي سولفاته بصورت هپارين ، هيستامين و در برخي حيوانات سروتونين ) خود را آزاد كرده و در نتيجه باعث انبساط عــروق و افـزايش نفـوذ پذيري آنها مي شـوند و در نهايت اين عمــل باعث مي شود تعدادبيشتري T سل از عروق بطرف محل تزريق مهاجرت كنند . همچنين قرمزي و تورم سفت و سخت در محل تزريق ايجاد مي شود . اين عمل ۲۴ تا ۴۸ ساعت بعد از تزريق اتفاق مي افتد .
همچنين پس از تزريق P . P . D در ناحيه درم ، آنتي ژن تحت تاثير پديده فاگو سيتوز ( بيگانه خواري ) ماكروفاژها قرار مي گيرد و توسط اين سلولها هضم وتخريب مي شوند . جهت انجام اين عمل ماكروفاژ در مجاورت آنتي ژن قرار گرفته و به آن مي چسبد . چسبيدن بطــور مستقيم يا غيـــر مستقيم يعني با دخـالت گــيرنده يا رسپتورهاي عامل كمپلـمان و آنتي بادي انجام مي گيرد . به اين ترتيب كه عامل مكمل و پادتن ( I Gg ) موجود در محيــط ، سطح آنتـي ژن را مي پوشانـند و در اين حالت توسـط رسپتورهاي عامـل كمپلمان و آنتــي بادي گــرفتار مي شوند . سپس با پديده آندو سيتوز ، آنتي ژن در داخل فاگــو زوم بدام مي افتد . در مرحله بعد كيسه هاي ليزوزومي اطراف فاگو زوم را گرفته و غشائي ( Fusion ) بين فاگو زوم و ليزوزوم ايجاد شده تا فاگــو ليزوزوم شكـل گيرد . به اين ترتيب آنزيمهـا بر روي آنتي ژن ( يا باكتري ) ريخته شده و آن را متلاشي مي كنند ۰
علاوه بر اين ماكروفاژها اولين مرحله از شناخت آنتي ژن را به عهده داشته و بعد از مراحـل ديگر پاسخ ايمني شكل مي گيرد . به اين ترتيب كه ماكــروفاژها آنتي ژن را با تمـاس مستقيم به لنفوسيتهـاي T عرضه مي كنند و پس از آن همه فعاليتها مستقيماً توسط اين سلولها شروع مي شود . جهت عرضه آنتـي ژن توسط ماكــروفاژ ابتدا آنتي ژن توسط ماكــروفاژ بلع شده ( قبلاً در اين ارتباط توضيح داده شـده است ) و سپس ماكروفاژ آن را خرد مي كند و بخشي از اين آنتي ژن را كه شامل ۱۲-۶ اسيد آمينه است در جايگاهي بنام شكاف ( Cleft ) در ملكول MHC جاي داده و ماكروفاژ در تماس مستقيم با T . cell قرار مي گـيرد . به اين ترتيب ماكروفاژ آنتي ژن را به T . cell عرضه مي كند . از طرف ديگر در سطح لنفوسيتهاي T نيز گيرنده هاي زيادي وجـود دارد كه يك نوع آن بنام T . C . R ( T . Cell . Receptor ) ، قادر به اتصال با آنتــي ژن عرضه شده است . T . C . R گليكــو پروتئينــي با وزن ملــكــولي ۵۰-۴۰ هــزار دالــتون و از خانــواده ايمنوگلبولينها است و از دو زنجيره ( بتا ، آلفا يا گاما، دلتا ) تشكيل شده و داراي دو بخش Constant يا ثابت ( C ) و Variable ( V ) يا متغير مي باشد . اما T . C . R خــود در كنار ملكـولي بنام CD3 ( كه در سطــح T . Cell است ) و به كمك M . H . C مي تواند آنتي ژن را بشناس

د . بنابر اين در مجموع وقتي MHC/Ag به CD3/TCR متصل شود ابتدا آنزيمــي در غشاء بنام فسفـو دي استراز فعال مي شــود . فعال شدن اين آنزيم باعث مي شود فسفاتيديل اينوزيتول دي فسفات تحـريك شود و به دو مجمـوعه بنام دي آسيل گليسـرول و اينوزيتول تري فسفـات ( به اينوزيتول دي و بعد اينوزيتول مـنو فسفـات تبديل شـود ) تبد

يل مـي شـود فسفاتيديل اينوزيتول باعث مي شود معبر ( يونوفر ) Ca ++ در داخل غشاء باز شـــود و ديگر اينكه كلسيـم موجـود در رتيكـولو آندوپلاسميك را آزاد مـي كند . دي آسيل گليسرول آنزيم پروتئيــن كيناز C را فعـال مي كند كه باعث افزايش ورود كلسيم درداخل سيتوپلاسم مي شود .