تأثير رنگ در حافظه يادآوري و بازشناسي دانش آموزان دختر پايه دوم ابتدايي

چكيده:
تأثير رنگ در حافظه يادآوري و بازشناسي دانش آموزان دختر پايه دوم ابتدايي است.
هدف اين پژوهش يافتن رابطه بين رنگ و حافظه است.
روش تحقيق آزمايشي بوده و از شيوه پيش آزمون و پس آزمون استفاده شده است.
جامعه آماري در تحقيق حاضر شامل كليه دانش آموزان دختر پايه دوم ابتدايي است. در انتخاب نمونه از روش نمونه گيري تصادفي استفاده شده و نمونه از ۶۰ نفر دانش آموز پايه دوم آموزشگاهي دخترانه در منطقه ۱۷ تهران تشكيل شده است كه در گروه ۳۰ نفره تحت عنوان گروه كنترل و گروه گواه قرار گرفتند.

ابزار تحقيق در اين پژوهش آزمون محقق ساخته است كه دو برگ يكي شامل ۳۰ تصوير رنگي از حيوانات ، ميوه ها و اشيا و ديگري شامل همان تصاوير به صورت سياه و سفيد براي آزمون ياداوري و دو برگ يكي شامل ۶۰ تصوير رنگي از حيوانات ، ميوه ها و اشيا كه ۳۰ تصوير فوق را داراست و ديگري شامل همان تصاوير به صورت سياه و سفيد براي آزمون بازشناسي است.
ميانگين بدست آمده از نمرات هر دو گروه (كنترل، گواه) در هر دو آزمون (يادآوري و بازشناسي) بااستفاده از آزمون مقايسه ميانگين هاي دو گروه مستقل (فرمول اعداد خام) با يكديگر مقايسه شدند.

فرضيه هاي پژوهش به شرح ذيل است:
۱ – ميزان يادآوري گروهي كه تصاوير رنگي به آنها ارائه شده است (گروه A) از ميزان يادآوري گروهي كه تصاوير سياه و سفيد آنها ارائه شده است (گروه B) بيشتر است. كه اين فرضيه تاييد مي گردد.
۲ – ميزان بازشناسي گروهي كه تصاوير رنگي به آنها ارائه شده (گروه A) از ميزان بازشناسي گروهي كه تصاوير سياه و سفيد به آنها ارائه شده است (گروه B) بيشتر است. كه اين فرضيه تاييد مي گردد.

تشكر و قدرداني

در اينجا وظيفه خود مي دانم از زحمات و راهنماييهاي استاد ارجمند، جناب آقاي دكتر علي پور نهايت تشكر و قدرداني را بنمايم.
از مسئول و كارمندان كتابخانه مركزي دانشگاه تهران به جهت همكاري صميمانه اي كه با بنده داشتند نيز كمال سپاس را دارم

از مسئول و كارمندان مركز اسناد علمي كشور نيز به دليل همكاري صميمانه ايشان تشكر و قدرداني مي نمايم.
در پايان براي همه اين عزيزان آرزوي سعادت و سربلندي نموده و موفقيت ايشان را از درگاه خداوند متعال مسئلت مي نمايم.

ت

مقدمه:
«به نظر مي رسد ما آدميان تقريباً هر چه داريم يا هر كه هستيم از بركت حافظه است. افكار و تصورات ما حاصل كار حافظه است و ادراك و انديشه و حركتهاي ما از آن سرچشمه مي گيرد. حافظه پديده هاي بي شمار هستي ما را در كل واحدي يكپارچه مي سازد. همانطور كه اگر ذات تشكيل دهنده بدن با نيروي جاذبه ماده به هم نمي چسبيد، بدن ما از هم مي پاشيد، اگر نيروي پيوند دهنده و وحدت بخش حافظه نمي‌بود، هشياري ما به تعداد لحظه هاي زندگيمان تجزيه مي شد». (هرينگ، ۱۹۲۰)

اين سخنان را كه هرينگ سالها پيش در سخنراني اش در فرهنگستان علوم دين بيان كرده است نشانگر اين است كه حافظه به ما كمك مي كند. ما هرگاه كه بخواهيم در تعامل با گذشته باشيم، از تجارب گذشته استفاده كنيم، اشتباهات را اصلاح كنيم و رفتارهاي مثبت را تداوم بخشيم. با كمك حافظه مي توانيم دست به تجارب جديد زده و طرحي نو در اندازيم. حافظه به ما كمك مي كند تا مطالب را در ذهن دسته بندي كنيم و در جاي معين قرار دهيم تا هر وقت هر كدام مورد نياز بود به يادآوريم.

حافظه در يادگيري نقش مستقيم دارد و هر چه مطلب آموخته شده در حافظه بيشتر بماند يادگيري پايدارتر خواهد بود . براي اينكه يادگيري را تقويت كنيم تا ابتدا حافظه را تقويت كنيم تا با كمك اين متدها بتوانيم يادگيري مطلوب تر داشته باشيم.

حافظه جزء اولين مسائلي بوده كه ذهن روان شناسان را به خود معطوف داشته است. روان شناسان بسياري در اين باره تحقيق و بررسي كرده اند و نظرياتي ارائه داده يا روش هايي را براي اندازه گيري و تقويت حافظه ابداع كرده اند. هرمان ابينگهاوس اولين روان شناسي بود كه دربارة حافظه نظرياتي ارائه داده و پيشتاز تحقيقات تجربي در زمينه حافظه بوده است. روش او در اندازه

گيري حافظه ، استفاده از هجاهاي بي معني بود، به اين ترتيب كه ليستي است هجاهاي بي معني را تهيه كرد و به فراگيران ارائه داد تا ببيند چه مقدار از آنها را به خاطر مي آورند. هر چه بيشتر هجاها را تكراري كرد در هر دفعه ميزان يادگيري بيشتر مي شد، به اين ترتيب هر چه تكرار تمرين بيشتر باشد يادگيري بهتر خواهد بود.

زنگ ها مي توانند به شيوه هاي مختلف، تاثيراتي بينادين بر زندگي ما به جاي بگذارند از جمله مي توان تاثير رنگ ها بر احساسات انسان را نام برد. هنگامي كه به گل هاي رنگارنگ نگاه مي كنيم يا يك تابلوي زيبا كه از يك منظقه نقاشي شده را مي بينيم اين تأثير را بيشتر درك مي كنيم. زماني

كه به درياي آبي با موج هاي آرام و موزون مي نگريم، حس ارامش و آسودگي را تجربه مي كنيم يا زماني كه به جنگل سرسبز با درختان محكم و بلند قامت نگاه مي كنيم،‌ شادابي و سرزندگي در رگهاي ما جريان مي يابد و روح زندگي در انسان دميده مي شود. با ديدن آسمان ابي با ابرهاي

سفيد كه آرام در حركتند پي به پويايي زندگي مي بريم و يا غروب خورشيد با رنگ قرمز متمايل به قهوه اي يادآوري زمان استراحت و دست برداشتن از كار و تلاش خواهد بود اينها همه از تجليات رنگ خبر مي دهد و همواره اين نكته را يادآور است كه خالق بي همتا هيچ عنصري را در اين جهان

بيهوده نيافريده است. پزشكان از تأثير رنگ ها بهره برده و از آن براي درمان بسياري از بيماريها سود مي جويند. متخصصان تعليم و تربيت، معلمين و … نيز از رنگ در راه اعتلاي سطح يادگيري و آموزش بهره برد و از عامل رنگ جهت يادگيري بهتر و بيشتر استفاده مي كنند. پژوهش حاضر نشان مي دهد زماني كه اشياء و تصاوير رنگي ارائه مي شوند در مقايسه با زماني كه اشيا و تصاوير به

صورت سياه و سفيد ارائه مي گردند نتيجة ازمون هم در حافظه يادآوري و هم در حافظة بازشناسي مطلوب تر و بهتر خواهد بود .عامل رنگ به ازموني كمك مي كند تا اشياء بيشتري را به خاطر سپرده و به ياد بياورد و يا از اين اشياء ديگر بازشناسد و در هر دو حالت (رنگي يا غير رنگي) نتيجه آزمون بازشناسي مطلوب تر از نتيجة آزمون يادآوري است.

اين تحقيق ثابت مي كند كه حضور عنصر رنگ و رنگ‌آميزي در به خاطر سپردن مطالب تا چه ميزان تاثير مثبت دارد و به يادگيري كمك فراواني مي كند. در هيمن راستا راه گشاي كار معلمين خواهد بود كه هر چه ارائه مطالب را با وسايل كمك آموزشي مختلف همراه كنند و تدريس را متنوع تر سازند بازدهي بيشتر خواهد بود و اينكه چگونه مي توانند حافظه را تقويت كرده و عوامل مخل آن را كاهش دهند.

در پايان اميدوارم اين تحقيق براي آنهايي كه در امر تعليم و تربيت ايفاي نقش مي كنند مورد استفاده قرار گرفته و مفيد واقع شود.

انشاءالله
بيان مسئله
حافظه يعني محفوظ داشتن مطالب در ذهن و حفظ و نگهداري يادگرفته ها و اطلاعات بدست آمده در ذهن حافظه در فعاليتهاي ذهني در سراسر زندگي و در تمام فعاليتهاي مرزي و اجتماعي انسان نقش اساسي دارد. اهميت و فايده حافظه چيزي نيست كه ندانيم و بخواهيم براي ثابت كردن آن مطلب زيادي بگوييم. براي پي بردن به اين امر كافي است خود را جاي كسي بگذاريم كه به علتي حافظه خود را از دست داده است و نمي تواند ديگران را از شغل و سابقة خود مطلع سازد (شهرآراي، ۱۳۷۲)

بدون حافظه گذشته وجود ندارد. بدون حافظه تجربه خيلي ساده است و يادگيري نيز نمي تواند به وجود آيد. با اين همه، ذخيره كردن مقدار زيادي از اطلاعات در حافظه هيچ معنايي نخواهد داشت مگر اينكه بتوانيم در لحظة دلخواه، آنها را به ياد بياوريم و مورد استفاده قرار دهيم . حتي يكي از تعاريف هوش دقيقاً اين است كه بتوانيم اطلاعات جمع آوري شده را ، جهت انجام دادن كارهايي كه مي خواهيم، به كار ببريم (گنجي، ۱۳۷۶).

رنگ ها آنچنان در روح و روان آدمي اثر مي گذارند كه موجب تغيير رفتاري مي شوند. خاصيت رواني و تاثير دروني رنگها موجب گرديده است كه در امور متعددي اين خاصيت مورد استفاده قرار گيرد. تجارت و فروش محصولات و توليدات مختلف ، تبليغات، پوشاك، فضاسازي محيط هاي مختلف اعم از اداري و فني ومهندسي و كارگري و … بالاخره تعليم و تربيت بهره گيرندگان اين خواص مي باشند. درتعليم و تربيت با شناخت خاصيت رواني رنگ ها ضمن ايجاد زمينه اي مناسب در ازهان مي توان موجب افزايش بازده نيز گرديد. (علي اكبر زاده، ۱۳۷۵)

در پژوهش حاضر سعي گرديده تا به سوالات زير پاسخ داده شوند:
۱- آيارنگ برحافظه تاثير دارد؟
۲ – آيابين يادآوري گروهي كه تصاوير رنگي به آنها ارائه شده و يادآوري گروهي كه تصاوير سياه و سفيد به آنها ارائه شده تفاوت معني داري وجود دارد؟
۳ – آيا بين بازشناسي گروهي كه تصاوير رنگي به آنها ارائه شده و بازشناسي گروهي كه تصاوير سياه و سفيد به آنها ارائه شده تفاوت معني داري وجود دارد؟

بيان فرضيه
۱ – ميزان يادآوري گروهي كه تصاوير رنگي به آنها ارائه شده بيشتر است از ميزان يادآوري گروهي كه تصاوير سياه و سفيد به آنها ارائه شده است.
۲ – ميزان بازشناسي گروهي كه تصاوير رنگي به آنها ارائه شده بيشتر است از ميزان بازشناسي گروهي كه تصاوير سياه و سفيد به آنها ارائه شده است.
اهميت پژوهش
حافظه به معني نگهداري آثار و هر نوع اطلاع و يادآوري به موقع آنهاست . بدون حافظه گذشته اي وجود ندارد و همين گفته اهميت حافظه را براي ما روشن مي كند.

همه مطالبي كه وارد حافظه مي شوند براي هميشه باقي نمي مانند بلكه قسمتي از آنها به مرور از بين مي رود كه اين پديده را اصطلاحاً فراموشي مي ناميم. فراموشي يعني پاك شدن طبيعي خا طرات. براي پي بردن به ميزان فراموشي مي توان ميزان يادداري را اندازه گرفت و از روي آن ميزان فراموشي را حساب كرد. براي اندازه گيري يادداري روشهاي زيادي به كرا مي رود كه مهمترين آنها عبارتند از بازشناسي، يادآوري و بازآموزي (گنجي، ۱۳۷۶).

براي بهتر كردن حافظه روش هاي زيادي وجود دارد مثلاً تكرار كردن با خود (بخود پس دادن) به يادآوري كمك مي كند . دقت و توجه كافي به يادگيري و موزون بودن مواد و … حافظه را تقويت مي كند. همراه كردن موادي مانند طبقه بندي اطلاعات، سازمان دهي اطلاعات از كل به جزء و …. و همچنين شفاف و واضح كردن اطلاعات نيز تاثير به سزايي در يادگيري دارد. ازجمله عواملي كه درشفاف كردن اطلاعات نقش دارد وجود رنگ و رنگ‌اميزي در تصاوير يا ارائه مطالب است بعنوان مثال مي توان ذكر كرد كتابي با تصاوير رنگي حقيقي خيلي بهتر از كتابي با تصاوير سياه و سفيد است. يا نوشتن عنوان هاي يك مبحث با رنگي غير از رنگ متن باعث جلب توجه و به خاطر سپردن آن مي شود