تأثیر فرهنگ بر رفتار اجتماعی

چکیده :
مقوله فرهنگ به عنوان بزرگ ترین نیاز جامعه بشری است و عامل اصلی پویائی، نشاط و تداوم حیات جوامع می باشد. مبحث حوزه فرهنگ به عنوان مهمترین عامل در توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و انسانی و اخلاقی کشور در کانون توجه صاحب نظران، اندیشمندان و نخبگان قرار گرفته است. با تبیین رابطه فرهنگ با رفتار اجتماعی می توان تأثیر فرهنگ را بر رفتار اجتماعی مدنظر قرارداد. پس فرهنگ این استعداد را داشته و دارد که با خصلت و ویژگیهائی که دارد به

شناخت شناسی و درون کاوی آن پرداخت. فرهنگ می تواند رفتار اجتماعی جامعه را هدایت و ساخت و ساز نماید. رفتارهای اجتماعی گسلنده، رسمی، صمیمانه، فرادستانه، فرودستانه، شور فاصله و غیره تحت تأثیر فرهنگ هستند. رابطه مستقیمی بین فرهنگ و رفتارهای اجتماعی وجود دارد.
واژگان کلیدی : فرهنگ، رفتار اجتماعی، همبستگی اجتماعی، شناخت اجتماعی، زیست بوم.

مقدمه :
از آنجائی که فرهنگ به مجموعه شیوه زندگی افراد یک جامعه اطلاق می شود، جوهره هستی و ذات زندگی آدمی است. «فرهنگ بزرگ ترین نیاز جامعه بشری است و عامل اصلی پویایی، نشاط و تداوم حیات جوامع مي باشد. امروزه مباحث حوزه فرهنگ به عنوان مهم ترین عامل در توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و انسانی و اخلاقی کشور در کانون توجه صاحب نظران، اندیشمندان و نخبگان قرار گرفته است (صالحی امیری، ۱۳۸۶ : ۷ ). موضوع فرهنگ از دیرباز در کانون مطالعات علمی قرار گرفته است، چرا که یکی

از مهمترین پدیده های زندگی اجتماعی انسان می باشد. از آنجائی که فرهنگ مصداق عینی و نمادی پیدا می کند، یکی از جایگاههای وجود فرهنگ، در جوامع انسانی است. لذا آدمیان با رفتار اجتماعی و جامعه پذیری به نوعی کنش فرهنگی می پردازند. چون امروزه فرهنگ اندیشی مدنظر بیشتر قرار گرفته و اهمیت تأثیر آن بر رفتار اجتماعی بیشتر گسترده تر شده است. این مقاله به عنوان تأثیر فرهنگ بر رفتار اجتماعی با طرح این سوالات که آیا فرهنگ بر رفتار اجتماعی انسان تأث

یر می گذارد؟ و چه رابطه ای بین فرهنگ و رفتار اجتماعی وجود دارد؟ در پاسخ به این سؤالات فرضیه ای که در این پژوهش به آن می پردازیم همان است که فرهنگ رفتار اجتماعی ما را به شیوه هایی دقیق و ظریف تحت تأثیر قرار می دهد. به یک معنا رابطۀ مستقیمی بین فرهنگ و رفتار اجتماعی وجود دارد.
زمینه و چهار چوب نظری :
مفهوم فرهنگ همراه با رفتار اجتماعی و وجود رابطه بین این دو مفهوم و تأثیر فرهنگ بر رفتار اجتماعی از مفاهیم و چارچوب های نظری این پژوهش می باشند. ابتدا به موضوع فرهنگ می پردازیم. واژه فرهنگ از زبان پهلوی (فارسی میانه) از دو جزء فر و هنگ تشکیل شده است. فر یا

فره با رقه ای الهی است که بر دل انسان تجلی می کند و مایه کمال و تعالی نفس می گردد، و هنگ یا هنج از مصدر هیختن یا هنجیدن به معنی برآوردن و جلوه گر ساختن است. در زبان های اروپایی Culture به معنی پرورش و تعلیم و تربیت است. در اروپا تا نیمه دوم قرن هیجدهم، اصطلاح امروزی فرهنگ Culture متداول نبود و غالباً این واژه در جوار کلمه تمدن Civilization به کار می رفت. فرهنگ نمایشگر رفتارها و باورهای والا و جا افتاده جامعه است و شامل آدابی است که الگو و

اسوه اعمال افراد در جمع است و روح هر جامعه ای را باز می نماید (کاظمی، ۱۳۸۲ : ۳۵ ).
فرهنگ مجموعه ای از سنت ها، باورها، آداب و اخلاق فردی یا خانوادگی اقوامی است که پای بندي ایشان بدین امور باعث تمایز آنها از دیگر اقوام و قبایل می شود (ولایتی، ۱۳۸۴ : ۱۹ ). فرهنگ جوهره هستی و ذات زندگی آدمی است. حقیقیتی است که انسان را صاحب هویت و

شخصیت می نماید. شیوه زندگی و رفتار یک اجتماع را در تطور تاریخی تعیین می کند و عامل انسان ساز و در برگیرنده ویژگیهای معنوی و مادی است. فرهنگ مجموعه ای است از آداب و رسوم، عقاید و افکار، پندارها و باورها، گفتارها و کردارها، ابداعات و اختراعات، هنجارها و اعتقادات، هنر و ادبیات که طی زمان در جامعه شکل گرفته و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و عموم

اعضای جامعه آنها را به صورت عادت به منصۀ ظهور می رسانند. این فرهنگ است که به یکایک افراد جامعه می آموزد که کدام یک از هدف های مادی و سخنهای رفتاری ارزشمند و کدام یک عبث و بیهوده و در نهایت باید کنار گذاشته شوند. فرهنگ به افراد جامعه احساس هویت و متعلق بودن بخشیده و حقوق، رسالت، وظایف و چگونگی رفتار و کردار افراد را شکل می دهد. فرهنگ با عناصر درونی خود می تواند تنش های درونی جامعه را کاهش دهد و با توسل به راه های متناسب، همبستگی اجتماعی را افزایش دهد (ازغندی، ۱۳۷۹ : ۸۴ ).
مقوله فرهنگ استعداد و خلاقیت برای تغییرات اساسی و بنیادی در ساخت اجتماعات بشری را دارد و لذا در رویکرد فرهنگ باور باید عامل فرهنگ را به مثابۀ یک واقعیت اجتماعی لحاظ کرد تا هر چه بیشتر به شناخت شناسی از آن دست یازید.

فرهنگ برای جامعه همچون حافظه برای انسان است. به عبارت دیگر فرهنگ شامل سنت هایی است که نشان می دهد. پیش از این چگونه عمل شده است. فرهنگ همچنین شامل شیوۀ نگرش مردم به خود و محیط اطرافشان، پیش فرض های بیان نشده آنها درباره راه و رسم دنیا و همچنین روشی است که مردم باید عمل کنند (تری یاندیس، ۱۳۸۳ : ۲۶ ).
در پرداختن به موضوع نظری رفتار اجتماعی چنین باید گفت که رفتار اجتماعی به وسیله انسانها در اجتماعات شکل می گیرد. «وقتی می گوئیم فرهنگ محصول یک محیط است، هر شخص در جامعه ای به دنیا می آید و در آنجا پرورش می یابد که پیش از او در آنجا فرهنگی وجود داشته است.

 

انسان نه تنها سازنده فرهنگ است بلکه خودش نیز تا حدود زیادی محصول فرهنگی است که می سازد. یک شخص می تواند تا مدتی خودش را از نفوذ جانعه دور نگهدارد اما نمی تواند از نفوذ و تأثیر فرهنگ دور بماند. محیط فرهنگی جامعه احتمالاً عمیق ترین، پردامنه ترین و بلندترین تأثیر را بر رفتار اجتماعی اکثریت اعضای جامعه می گذارد. (تری یاندیس، ۱۳۸۳ : ۲۶۳ ).»

عوامل زیادی در اجتماعی شدن انسان و نوع زندگی او نقش دارد، لذا انسان با دریافت الگوهای ذهنی یا عملی الگوهای رفتاری و با کمک فرهنگ و عوامل دیگر به رفتارهای اجتماعی می پردازد. می توان به گروهها یا زمینه های اجتماعی که فرایندهای مهم اجتماعی شدن در درون آنها رخ می دهد تحت عنوان اجتماعی شدن اشاره کرد (گیدنز، ۱۳۸۳ : ۱۰۳ ).

شناخت اجتماعی از فرهنگ :
یکی از مهم ترین میادین و جایگاههای رخداد فرهنگ ها در جوامع روی می دهد. فرهنگ ها بیشتر در عرصات اجتماعی ارض اندام می کنند. شاید بتوان گفت « فرهنگ، دریچه هایی برای دیدن جهان تحمیل می کند، ما جهان را کمتر آن گونه که هست و بیشتر آن گونه که ما هستیم می بینیم (تری یاندیس، ۱۳۸۳ : ۴۴ ). برای اینکه هرچه بیشتر توانمندی تأثیر اجتماعی فرهنگ را دریافت کنیم؛ فرهنگ را به اجزای کوچکتری تقسیم می کنیم. جنبه های عینی فرهنگ که شامل (ابزار، جاده ها و ایستگاههای رادیویی) و جنبه های ذهنی آن که شامل (طبقه بندیها، هنجارها، قواعد و ارزشها) می باشد. پس مناسب ترین محیط فرهنگ برای تبادل و ایجاد تأثیر همان در سطح جامعه می باشد » با آنکه فرهنگ رفتار اجتماعی را شکل می دهد، ولی تنها عامل تعیین کننده یعنی برای مثال زیست شناسی و زیست بوم هم در این امر نقش اساسی دارند (تری یاندیس،

۱۳۸۳ : ۲۸ ). انسانها در محیط های فیزیکی بسیار متنوعی زندگی می کنند. زیست بوم به جایی گفته می شود که مردم در آنجا زندگی می کنند. زیست بوم شامل اشیاء، منابع جغرافیایی محیط و روشهایی است که فرد با آنها زندگی می کند و بقا می یابد. برای مثال اگر در محیط زیستی ماهی وجود داشته باشد مردم می توانند ماهیگیری کنند. زیست بوم، فرهنگ را و فرهنگ هم به نوبۀ خود، انواع خاص رفتارها را شکل می دهد. به طور خلاصه روش ساده شده تفکر درباره فرهنگ قراردادن آن بین زیست بوم و رفتار اجتماعی است.

رفتار اجتماعی  فرهنگ  زیست بوم
انسانها دوست دارند احساس کنند که محیط تحت کنترل آنها است. فرهنگ ها حس کنترل بر محیط را افزایش می دهند و برای انسانها، رسوم، اسطوره ها و هنجارهایی فراهم می کنند که به آنها اجازه می دهند تا نسبت به خودشان احساس رضایت بخشی داشته باشند (تری یاندیس، ۱۳۸۳ : ۴۶). انسانها در جوامع دست به رفتار اجتماعی می زنند و آن همان نمادی از یک فرهنگ می باشد. انسان با تجهیز به فرهنگ به میدان اجتماعی می آید و رهاورد کار او همان رفتار اجتماعی می باشد؛ لذا هرچه قدر فرهنگ غنی تر و اصیل تر و منطقی تر باشد. رفتار اجتماعی

فرهنگی تر یا انسانی تر است. آدمیان با رفتار اجتماعی در سطح جامعه به مرحله روابط اجتماعی می رسند. این فرایندها پیوسته (همکاری، همسازی و همانند گردی) و گسسته (تعارض، مخالفت و رقابت) با نظارت فرهنگ انجام می شود. برای اینکه به موضوع بحث بیشتر نزدیک بشویم با لحاظ اصطلاح روابط انسانی نقش ملموس فرهنگ را در سطح جامعه بیشتر معنا بکنیم.

تقریباً در پس همه مسائل روابط انسانی از ساده ترینشان مثل انتخاب لباس برای شرکت در فلان مراسم تا جدی ترین تصمیم یک رهبر سیاسی، شبکه در هم بافته ای از عوامل قراردارد (نیک گهر، ۱۳۷۱ : ۳۵ ).
درک فرهنگ رفتار اجتماعی :
رفتار اجتماعی توأمان با فرهنگ در سطح جامعه تبدیل به یک فرایند می شود. با مصداق می توان خصلت های فرهنگی رفتار اجتماعی، انسانها را در بستر جامعه دریافت کرد. از آنجا که خودِ فرهنگ دچار ویژگیها و عناصر ذاتی می باشد؛ ذیلی به ویژگیهای فرهنگی جوامع می زنیم :
– فرهنگ ها و جوامع در سطح بسیار وسیعی ناهمگون هستند ؛
– فرهنگ عاملی است که با زبان، جغرافیا، تاریخ، مذهب، طبقه اجتماعی، نژاد، شهرنشینی

، روستانشینی، ملیت و معقولات بسیار دیگری در هم می آمیزد ؛
– فرهنگ ها از طریق مسافرت، تجارت، وسایل ارتباط جمعی، گروههای تبلیغی و دیگر منابع تغییر، بر یکدیگر اثر می گذارند (تری یاندیس، ۱۳۸۳ : ۴۲ – ۴۰ ) ؛
– فرهنگ عام ولی خاص است ؛
– فرهنگ متغیر ولی ثابت است ؛
– پذیرش فرهنگ اجباری ولی اختیاری است.
با توجه به ویژگیهای فرهنگی جوامع در تبیین موضوع بحث باید بر این باور شد که «فرهنگ، فرا انداموراره است. یعنی متکی به فرد خاصی (تویامن) نیست. اعضاء می آیند و می روند؛ اما فرهنگ کمابیش ثابت می ماند. واقعیت های مربوط به محیط است که شرایط لازم برای توسعه فرهنگی خاص، اجتماع پذیری و خصوصیات رفتاری را فراهم می کند (تری یاندیس، ۱۳۸۳ : ۵۵ – ۵۸ ). در سیر تاریخی شکل گیری و انتشار فرهنگ باید گفت که « فرهنگ های پیشرفته تر عموماً درمراکز تجمع انسانی، مانند شهرها، بالاخص در مقر حکومت و دربار پادشاهان شکل گرفته اند. یکی از مهمترین روشهای پیشرفت فرهنگی، کسب روشها و اطلاعات جدید، از طریق دیدن و شنیدن از مراکز فرهنگی دیگر و یا جذب دانشمندان و صنعت گران بوده است. اما همواره کوشش بر آن بوده است که این اطلاعات حفظ و تکمیل و به نسل های بعد انتقال داده شوند. لذا فرهنگ یک ذخیره اطلاعات است که از یک نسل به نسل دیگر می رسد، تا آنها بتوانند نیازهای خود را بهتر ارضاء نمایند. بنابراین وقتی تجربه ای از نسل و نسلهای گذشته به ما انتقال می یابد و به ما می آموزد که چگونه مسائلی را که ما با آن مواجه می شویم حل کنیم، نیازهای خود را بهتر ارضاء نمائیم و بهتر زندگی کنیم، این یک فرهنگ است که به ما منتقل می شود. ما در این جا یک سرمایه عظیم فرهنگی – اجتماعی در اختیار داریم که باید قدر آنرا بیش از سرمایه اقتصادی و مادی بدانیم (رفیع پور، ۱۳۸۲ : ۳۰۱ – ۳۰۰ ). انسان تمامی عمرش را در میان همنوعانش به سر می برد، در قید قواعد، هنجارها، الگوهای رفتاری، ارزشهای اجتماعی قرار دارد. ابزار و اشیاء مادی فراوانی را که

دیگران ساخته اند به کار می برد. این اشیاء و ابزارها، این قواعد و هنجارها و این الگوهای تفکر و عمل مجموعاً محیط مصنوعی انسان را می سازدو این محیط را از آن جهت مصنوعی می نامیم که بیرون از فعالیت تاریخی و جمعی انسانها وجود ندارد و ساخته طبیعت ما قبل انسانی نیست بلکه در تداوم نسل های پی در پی انسانی شکل گرفته است. باری این محیط مصنوعی محیط فرهنگی

انسان است. بنابراین فرهنگ عبارتست از مجموع عناصر عینیت یافته میراث مشترک اجتماعی نسل های متوالی گروههای انسانی که به سبب، هیئت عینی قابلیت انتقال و انتشار را در زمان و مکان دارد. به عبارت دیگر، فرهنگ شامل الگوهای رفتاری عینی و ذهنی است که از عناصر میراث اجتماعی به شمار می آیند. زیرا همه آنها تولید تاریخی نسل های پی در پی انسانهاست.
الگوهای نهادی شده رفتار به شیوه ای نمادی از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته اند. نهادهای اختصاصی هر فرهنگ با روی هم انباشته شدن تجربیات اشخاص کثیری در طی دوره ای طولانی

ساخته شده اند. اشخاص می آیند و می روند، اما فرهنگ باقی می ماند. میراث فرهنگی از راه فرایندهای تربیتی و آموزشی انتقال می یابند. وقتی می گوییم فرهنگ محصول یک محیط است، منظور ما این است که هر شخص در جامعه ای به دنیا می آید و در آنجا پرورش می یابد که پیش از او در آنجا فرهنگی وجود داشته است. انسان نه تنها سازندۀ فرهنگ است بلکه خودش نیز تا

حدود زیادی محصول فرهنگی است که می سازد (نیک گهر، ۱۳ : ۳ – ۲۶۲ ). فرهنگ به مثابۀ شکل دهندۀ اصلی رفتار اجتماعی انسانها در کنار سایر عوامل در ادامۀ زیست اجتماعی انسان بسیار مهم است.