مقدمه

احساس نا امنی در محله ،تنها به دلیل جرایم خشونت آمیز نیست بلکه نا به هنجاریها و رفتارهای اخلالگرانه چون اعتیاد ،ولگردی، تکدی گری و سرقت گذشته از اینکه عامل اصلی ترس و احساس نا امنی عمومی اند به نوبه خود قطعاً زمینه رواج گسترده جرایم را نیز فراهم می نماید. برای

پیشگیری از انهدام اجتماع باید به محض شکسته شدن اولین هنجار فوراًً با هنجار شکن برخورد کرد. موضوع حاشیه نشینی یکی از معضلات شهری است که از حیث بستر قرار گرفتن برای ارتکاب جرایم مورد توجه کارشناسان حقوقی و قضایی و جرم شناسان بوده . اینکه جرایم در مناطق حاشیه ای بیشتر از سایر مناطق اتفاق میافتد مسئله ای است که بسیاری به آن اذعان دارند و آ مارهای اخذ شده از پرونده های مطروحه در دادگستری نیز حکایت از این واقعیت دارد.

هدف از این بحث نشان دادن تأثیر حاشیه نشینی در وقوع جرم است و همچنین می خواهیم بگوییم که در صد بالایی از جرایم دراین مناطق واقع می شود و کثیری از پرونده های قضایی را جرایم وقوع یافته در این مناطق تشکیل می دهد. که این خود نشانگر آن است که مبارزه با شکل گیری حاشیه ای جدید و ساماندهی مناطق حاشیه ای موجود بسیار ضروری می باشد و این ساماندهی و مبارزه با هنجار شکنی جز با همکاری کلیه دستگاههای مسئول امکانپذیر نمی باشد.

در این مقاله ابتدا به تاریخچه حاشیه نشینی پرداخته و سپس مفهوم آنرا بیان کرده وبه علل شکل گیری آن می پردازیم و جرایمی را که در این مناطق رخ می دهد به تصویر کشیده و راهکارهایی برای جلوگیری از وقوع جرم در این مناطق ارائه می دهیم.
“تاریخچه”
حاشیه نشینی بعنوان یک پدیده اجتماعی ریشه در ادوار واعصار گذشته دارد.این پدیده خاص کشورهای توسعه نیافته نمی باشد بلکه معضلی است که کشورهای توسعه یافته نیز با آن دست و پنجه نرم می کنند و تنها تفاوت آن از حیث ریشه های تاریخی بوجود آورنده آن و رفتارر کالبدی و اجتماعی آن می باشد.کشور ما ایران نیز از این پدیده مصون نمانده منتها شرایط حادی که در

برخی از شورها مانند برزیل ،هندوستان و برخی کشورهای آفریقایی وجود دارد در کشور ما حاکم نیست ولی از لحاظ قدمت مشابه سایر کشورها می باشد.با اجرای طرح اصلاحات ارضی در دهه چهل رشد شهر نشینی در ایران شتاب گرفت و جمعیت شهر نشین ایران در دهه ۵۰ به ۶۴ درصد رسید.وچون قشر عظیمی از حاشیه نشینان از روستاها و یا شهر های کوچک هستند مشکل

اساسیآنها سکونت است؟ آنها به جهت احداث مسکن به حاشیه روی آوردند دلیل عمده آن نیز ارزانی حاشیه می باشد . نمونه بارز آنرا می توانیم اسلامشهر تهران را نام ببریم . سابقه جاشیه نشینی غیر رسمی در ایران نیمه دوم دهه ۴۰ آغاز می شود وتا پیش از آن ابعاد اسکان غیر رسمی کوچک و به صورت زاغک و آلونک نشینی بصورت اندک در ایران بوده است واز ۱۵/۱ واحدهای شهری تجاوز نمی کرده است. از طرفی در آن زمان اسکان رسمی تعریف نشده بود ت

ا اسکان غیر رسمی و به دنبال آن تعریف شده و به طور کلی اسکان رسمی برنامه ریزی شهری از دهه ۴۰ آغاز می شودو اولین کا نون بزرگ اسکان غیر رسمی در کشورهای دیگر نیز سابقه دارد بطوریکه در قاهره روی گورها چادر میکشند و زندگی می کنند ،در کلکته ششصد هزار نفر پیاده رو خواب وجود دارد. در برزیل به ازای هر صد خانوار یک آلونک (اسکان غیر رسمی ) است. در حال

حاضر هم در مناطق مختلف شهری استان هرمزگان نیز بافت حاشیه نشینی و اسکان غیر رسمی مرتب در حال گسترش است . بطوریکه فقط در بندر عباس ۳۰ درصد بافت شهری اسکان غیر رسمی است.
در یک بررسی گسترده که در سال ۱۳۵۱ در مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران صورت گرفت مشخص شد که ۹۱ درصد از سرپرستان خانوارهای حاشیه نشینی در تهران روستایی بوده اند. ۷۲درصد آنان قبلاً دهقان محسوب می شدند و ۵۹ درصد خرده مالک بودند. همچنین یافته های پژوهشی مشابه در سال ۱۳۴۵ نشان داد که ۶۲ درصد از حاشیه نشینان

تهران کارگر ساده ،۱۲ درصد کارگر نیمه ماهر ،۱۴ درصد کارگر ماهر بوده اند. این موارد تا حدودی نشانگر ابعاد حاشیه نشینی در ایران پیش از انقلاب بود، در آن سالها به دلیل اصلاحات ارضی و همچنین عدم کارائی اقتصاد کشاورزی روستاها موج مهاجرت ودر کنار آن رشد بی وقفه جمعیت نیز به مثابه علتی ثانویه که باعث رقابتی شدید برای تسلط بر امکانات شهری گردید موجب شد تا

حاشیه نشینی در قامت یک معضل ملی رخ بنمایاند.
بر اساس مطالعات جامعه شناختی،۶۷ شهر کوچک و بزرگ در ۱۶ استان در سال ۱۳۸۰ (بدون احتساب تهران،آذربایجان شرقی ومرکزی) با پدیده حاشیه نشینی مواجه هستند . در این محدوده که بیش از دو میلیون نفر ساکن هستند، تراکم جمعیت مناطق حاشیه نشین به طور متوسط حدود ۲۰۰ نفر در هکتار است.(افتخاری راد ۸۰)

 

همچنین مطابق با برآوردهایی که در پژوهش حاشیه نشینی در ایران توسط مرکز مطالعات و تحقیقات معماری شهر سازی ایران صورت پذیرفت جمعیت حاشیه نشینی در ۱۰ شهر بزرگ ایران نظیر تهران،مشهد،شیراز،اهواز حدود ۵/۳ میلیون نفر تخمین زده شد که اکنون قطعاً بسیار بیشتر از این رقم است.
“مفهوم حاشیه نشینی”
در مباحث مرتبط با جامعه شناسی شهری ؛حاشیه نشینی به آن سنخ از زیست شهری اطلاق می گردد که در حومه شهرها تعدادی خانوار بد مسکن یک مرکز جمعیتی یا شهرک مانند را بوجود آورند.
صاحب نظران مسائل شهری تعاریف متعددی از حاشیه نشینی ارائه کرده اند که به برخی از آنها می پردازیم :

۱٫ حاشیه نشینان کسانی همتند که در محدودۀ اقتصادی شهر زندگی می کنند ولی جذب نظام اقتصادی و اجتماعی نشده اند.
۲٫ چارلز آبرافر حاشیه را بعنوان فرآیند تصرف نواحی شهری به قصد تهیه مسکن داشته است.
۳٫ حاشیه نشینی را به طور عام شامل کسانی می دانند که در محدوده اقتصادی شهر ساکن هستند ولی جذب اقتصاد شهری نشده اند. آننچه که این افراد را از زادگاه خویش کنده و به سوی شهر هدایت نموده است جاذبه شهر نشینی و رفاه شهری می باشد که اکثر این حاشیه نشینان را روستا ئیانی تشکیل میدهند که با رویای زندگی بهتر راهی شهرها شده اند .
۴٫ عده ای دیگر حاشیه نشینی را به گونه ای تعبیر کرده اند که آنرا شامل ساختمان یا بخشی از شهر که در آن ویرانی،نارسایی عرضه خدمات درمانی ،تراکم زیاد جمعیت در واحدهای مسکونی فاقد آسایش لازم می باشد که به این موارد باید جرم زا بودن، عدم امنیت و همچنین پناهگاهی امن برای بزهکاران را افزود.
از این سخنان می توان اینگونه نتیجه گرفت که حاشیه نشین فردی است مهاجر یا غیر مهاجر که به دلیل فقدان تخصص صنفی و ناتوانی مالی و نبود طبقه و فرهنگ اجتماعی متناسب و منطبق با طبقات و فرهنگ شهری در حاشیه قرار گرفته است.
“علل حاشیه نشینی “

۱٫ کمی درآمد رؤسای خانوار ،بالا بودن بهای زمین و هزینه ساخت و ساز رسمی و گرانی اجاره بها.تحقیقات انجام شده در برخی از شهرهای ایران مانند همدان و کرمانشاه نشان می دهد که سرپرستانخانوارها به دلیل گرانی اجاره بها کپرنشین شده اند و همچنین تفاوت قیمت تمام شده مسکن رسمی با غیر رسمی از دیگر علل شکل گیری حاشیه نشینی است.
۲٫ مواردی مانند (نداری و همچنین نداشتن زمین مناسب برای کشت و زرع)موجب گریز ساکنان اززادگاه خویش و سرازیری آنها به سوی شهرها است و در شهر ها نیز بالا بودن هزینه باعث ایجاد حاشیه نشینی می باشد.
۳٫ قطعه بندیهای بزرگ زمین از عوامل دیگری می باشد که باعث افزایش قیمت آن شده و این امکان را از افراد کم در آمد گرفته است که بتوانند زمین خریداری کنند.

۴٫ کاربری های نا مناسب زمین ؛ مثلاً زمینهای مناسب برای خانه سازی را در صنایع به کار می برند که این خود باعث ایجاد محلات فقیر نشین می شود.
۵٫ مهاجرت از عوامل مؤثر در شکل گیری حاشیه نشینی است که این مهاجرت می تواند شامل مهاجرت افراد از روستا یا شهرهای کوچک باشد که به سوی شهرهای بزرگ هجوم می آورند.
۶٫ در شکل گیری این مناطق باید به نقش دستگاههای دولتی و عمومی نیز اشاره کرد.

برخی از اراضی داخل یا شهرها متعلق بعضی از سازمانها مانند شهرداریها و یا سازمان مسکن و…می باشد. در پرونده های مطرح شده در دادگاهها مواردی مشاهده میشود که در آن افراد سودجو و فرصت طلب این اراضی را مورد تصرف قرار داده و در مواردی به ساخت و ساز آنها پرداخته اند و نهادهای یاد شده اطلاعی از چنین اقداماتی ندارد و یا زمانی مطلع می شوند و اقدامات

 

قضایی را انجام می دهند که اراضی آنها طی ایادی متعددی منتقل شده که به لحاظ پیچیدگی موضوع و نقل و انتقال متعدد که بعضاًمدت های طولانی از آنها سپری شده رسیدگی های قضایی طولا نی مدتی را می طلبد و احتیاج به صبر و دقت و حوصله بسیاری دارد. که این تصرفات اراضی

 

دولتی موجب تجزیه آن و رواج ساخت و ساز های غیر مجاز و نتیجتاً ایجاد زاغه نشینی می شود.
بعضاً دیده می شود در مناطقی که مستعد برای حاشیه نشینی هستند ساختمانهای غیر رسمی روییده می شودکه اگر شهرداری در اعمال ماده ۱۰۰ “جلوگیری از ساختن ، ساختمان های بدون مجوز می باشد ” کو تاهی نماید به مرور زمان این مناطق مستعد تبدیل به منطقه حاشیه نشین می شود . که نمونه ای از آن در ضلع جنوبی اتوبان شهید کسایی تبریز در شرف وقوع بود که با تدبیر مسئولین شهرداری و کمیسیونهای ماده ۱۰۰ جلوی آن گرفته شد.

علیرغم اینکه درماده ۱۴۷و ۱۴۸ اصلاحی قانون ثبت برای شرایط خاص و ویژه ای امکان ارائه سند رسمی مالکیت را پیش بینی کرده متأسفانه در عمل در بسیاری از موارد این مقررات رعایت نشده و به صرف گزارش کارشناس مبنی بر اینکه در محل اعیانی که سابقاً احداث شده وجود دارد و ارائه سندهای عادی (قولنامه) به صدور سند رسمی مالکیت مبادرت می نماید و توجهی هم به منشاء مالکیت فرد و اینکه آیا به نحو صحیح منتقل شده یا خیر ندارند؟ وجود سند رسمی در دست ساکنین این گونه محلهای غیر رسمی حقی را برای آنا ایجاد نموده، برخورد با اینچنین پدیده ای را مشکل می نماید.

طبق مادۀ ۸ قانون منع واگذاری اراضی فاقد کاربری مسکونی برای مسکن کلیه سازمانها،مؤسسات و شرکتهای تأمین کننده خدمات آب و برق و گاز و تلفن و نظایر آنها خطوط و انشعاب ساختمانها را بر حسب مراحل مختلف عملیات ساختمانی فقط در قبال ارائهروانه های ساختمانی گواهیایان کار معتبر واگذار نماید و واگذاری امتیاز یاد شده به واحدهای مسکونی و صنفی و هر گونه بنایی غیر مجاز احداث می شود ممنوع است حال آنکه در عمل شاهد نادیده گرفتن مقررات این ماده توسط ارگانهای مربوطه هستیم و با اعطای امتیازات و خدمات ارئه شده

انگیزه برای احداث مسکن های غیر مجاز در حاشیه شهرها افزایش می یابد. کمیسیونهای ماده ۱۰۰ شهرداری هم در رواج حاشیه نشینی نقش بسزایی دارند زیرا که حریم هایی که در حکم قرار می گیرند یکی از منابع تأمین در آمد شهرداری است از این رو این سازمان تمایل به قلع و قمع نداشته و بیشتر ترجیح میدهد که در این گونه موارد جریمه صادر نماید.

به علاوه در بسیاری ازموارد احکام تخریب با اینکه مدت ها از صدور آن می گذرد اجرا نمی شود و مرجعی هم آنرا پی گیری نمی کند. مهم تر از همه توافقاتی است که برخی از شهرداریها با محکومین به تخریب به عمل می آورند و علی رغم اینکه حکم تخریب در مورد آنها صادر شده با اخذ جریمه با مالک موافقت می نمایند و بسیاری از موارد دیگر هم وجود دارد که همگی آنها در ایجاد حاشیه نشینی و روند روبه گسترش آن نقش مؤثری ایفا می کنند.

“گزارشی ازخبر گزاری مهر در مورد روند رو به رشد حاشیه نشینی در تهران “
به گزارش خبرگزاری مهر پرداختن به مقوله هجرت و سکونت جوانان شهرستانی درتهران و پیامدهای ناشی از این حضور درلا یه های مختلف جامعه شهری تهران موضوعی است که تا به حال در خصوص آن هزاران مطالب و برنامه های تلویزیونی با زمینه های گزارش ، مقاله ، نقدو تحلیل و… توسط افراد و اقشار دانشگاهی و غیر دانشگاهی در رسانه های جمعی منتشر وپخش شده و تکرار دوباره آن شاید حکایت سوژه های نخ نما شده را داشته باشد اما واقعیت این است که

وقوع چنین معضلی در جامعه ای همچون ایران که با انواع مشکلات و مسائل فرهنگی ، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دست و پنجه نرم می کند امری اجتناب نا پذیر است و می بایست به شیوه ها و روشهای گوناگون به طور مئاوم به آن پرداخته شود تا این توهم پیش نیاید که مهاجرت به تهران یک رفتار و حرکت طبیعی بوده و هیچ گونه تبعات و آثار منفی و مخرب به همراه ندارد بلکه بر عکس روز به روز بر آثار و تبعات منفی چنین روندی افزوده میشود بدون اینکه متوجه وخامت موضوع باشیم.

کارشناسان واندیشمندان مسائل اجتماعی بر این باورند اگر برای مقابله با مهاجرت و پدیده حاشیه نشینی در کشور تا کنون قدم مثبت و کار آمدی برداشته نشده است، فقط به این خاطر می باشد که نگاه جامعه به این حرکت نگاهی همراه با دلسوزی برای کسانی بوده که در این مسیر گرفتار آمده اند و هرگز تدبیر نکرده ایم حضور به هر قیمت در ابر شهر ایران می تواند بر افزایش جرایم و مفاسد اجتماعی ناشی از کثرت فرهنگ های مختلف بیفزاید. اگر از همان دهه ها و سالهای گذشته تهران را شهر آرزوها ی دست یافتنی تصورنمی کردیم و تدابیر محکم و سختی را برای حضور در پایتخت پیش بینی می نمودیم قطعاً امروز با آثار تخریبی این روند در تهران روبه رو نبودیم و یا حداقل وضعیت به این وخامت نبود که امروز شاهد هستیم.

تهران همچنان شهر رویاهای دست یا فتنی جوانانی است که خواب و خوراک را بر خود و خانواده حرام کرده و به هر قیمت ممکن خود را به این شهر رسانده اند تا بتوانند نام “بچه تهرانی ” بودن را برای خود بخرند. جوانانی که هر یک سرمایه های ملی این کشور محسوب شده و هرز رفتن و تخریب هر یک از آنها به نشانه تحلیل سرمایه های ملی جامعه تلقی می شود. به جرأت می توان

گفت که از ابتدا و تی قبل از سال ۵۷ به این طرف ما شاهد نابودی حجم عظیمی از سرمایه های این سرزمین بوده ایم که چنان که اسیر آرمان شهر ایران می شدند امروز هر کدام باری را از دوش این کشور بر می داشتند و باعث توسعه و آبادانی همراه با توزیع عدالت اجتماعی در لایه های مختلف جامعه می شدند.

یکی از آثار و تبعات ویرانگر مهاجرت و به دنبال آن حاشیه نشینی در تهران که بیش از عوامل دیگر به تخریب این شهر پرداخته بروز مفاسد اجتماعی است. به طوریکه افزایش دزدی،فساد اخلاقی و فحشا ، مواد مخدر، مزاحمت های ناموسی، قتل و غارت، تکدی گری و… نمونه های بارز و آشکاری از پیامدهای این مهاجرت ها و به دنبال آن حاشیه نشینی می باشد و هر روز نیز به آمار این جنایات افزوده می شود.

“حاشیه های ویرانگر”
تهران هم اکنون بعنوان یک ابر شهر چند میلیونی موجی از طبقات مهاجر را در خود جای داده است که این افراد به اقتضای شغل و در آمدی که دارند به ناچار سکونت در شهر تهران را فراموش کرده و ناگزیربه سکونت در حریم شهرتهران هستند. بر همین اساس وبه مرور زمان که بر تعداد ساکنان حریم شهر افزوده میشود شاهد پدیده بغرنج حاشیه نشینی در تهران هستیم.

جامعه شناسان در تعریف افرادی که در حریم شهرها سکونت دارند این چنین می گویند ؛معمولاً حاشیه نشینان را کسانی تشکیل می دهند که در شهرها زندگی میکنند اما به عنوان یک شهروند از امکانات و خدمات شهری بهره نمی برند این افراد با این وجود که در حاشیه شهرها هستند اما فرهنگ روستایی خود را حفظ کرده اند ولی در عین حال خود را شهری می نامند.
همچنین در انسان شناسی نیز حاشیه نشین به فرد یا گروهی گفته می شود که فرهنگ اولیه خود را بدون اینکه فرهنگ ثانویه را جایگزین نمایند از دست داده است .

یکی از جامعه شناسان در خصوص حاشیه نشینی افراد مهاجرمی گوید؛انسان حاشیه نشین شخصیتی است که از برخورد دو نظام فرهنگی متفاوت یا متخاصم به وجود می آید . چنین موجود دورگه ای در آن واحد نسبت به دو فرهنگ احساس دلبستگی دارد اما از طرفی خود را کاملاًبه هیچ یک از این دو متعلق نمی داند.

توسعه حاشیه نشینی در ایران به سال ۱۳۳۰ برمی گردد اما شدت آن در دهه های ۴۰ و ۵۰ رقم خورده. بر اساس مطالعات انجام شده حاشیه نشینی در حاشیه شهرها ابتدا از تهران شروع شده است . پیدایش اولین اجتماعات آلونک نشین در تهران به سال ۱۳۱۱ برمی گردد. اما رشد و گسترش اجتماعات آلونک نشین به بعد از کودتای ۲۸ مردد به خصوص از سال ۱۳۳۵ به این طرف است. اولین اجتماعات حاشیه نشین در جنوب شهر تهران تمرکز یافتند. تهران تا شهریور ۱۳۵۹ نزدیک به ۱۰ هزار و ۴۵۰ خانوار و ۴۵۰۰ آلونک را در خود جای داده است.

از لحاظ فرهنگی ؛انزوا طلبی ،احساس غریبه بودن و بیگانگی .
از لحاظ روانی پریشانی و تقدیر گرایی.
از لحاظ بهداشتی فقدان یا نارسایی سیستم خدمات بهداشتی –درمانی،آب شرب .
از لحاظ اجتماعی هویت قومی، پایبندی به سنت ها و ارزشها ، خانواده گسترده،فقدان تخصص،بی سوادی و کم سوادی ،در آمد پایین و به خصوص فرهنگ مستقل حاشیه نشینی از ویژگیهای اجتماعات حاشیه نشینان است که در مناطق مختلف دیده می شود.
ابعاد معضلاتی که حاشیه نشینی باعث نشو و نمای آنها شده است بسیار فراتر از عدم هماهنگی در بافت فیزیکی شهرها است.

حاشیه نشینان که متشکل از مهاجران روستائی هستند که از روستا به شهر روی آورده اند حامل خصلت های اجتماعی هستند که با خصایص جامعوی (social) شهر هیچ سنخیتی ندارد. آسیب های اجتماعی سهم بالایی از وقوع جرم و جرائم در کشور به حاشیه نشینان اختصاص یافته است. به دلیل عدم تطابق هنجاری و نائل شدن به یک شناخت جامعوی (social cognation) حاشیه

نشینان و همچنین سطح نازل معیشت اقتصادی این طبقه جامعوی یک نوع انحرافات نهادینه شده در کنش آنها به چشم می خورد.رشد مناطق حاشیه هی موجب شده است که اجتماعاتی در دل جامعه رخ عیان کند. در مضرات این بد سامانی جامعوی همین بس که به واسطه آن آداب شهروندی به فراموشی سپرده می شود و خصایص کنش روستائی که سنخیتی با زیست شهر ندارد ، به شاکله عقیدتی زیست شهری مبدل می شود.

به گزارش خبر گزاری روزنامه آفتاب ؛چندی پیش نماینده سازمان ملل در ایران از وجود بیش از ۵ میلیون ایرانی زیر خط فقر خبر داد. شهردار تهران اعلام کرده ۵/۳ میلیون حاشیه نشین در تهران وجود دارد که بزه های اجتماعی چون کودکان فراری ، کودکان خیابانی و کارتن خوابها از عوارض حاشیه نشینی است. آمار ارائه شده وزارت رفاه حاکی از وجود ۶ میلیون حاشیه نشین ساکن تهران بوده بنابراین آمار ۳۵ تا ۵۰ درصد تهرانی حاشیه نشین محسوب می شود.

“اوصاف عمومی مناطق حاشیه نشین”
۱-سیمای نامطلوب:
عمده ترین نماد جعانی حاشیه نشینی سیمای نا مطلوب آن است که انسان را آزار می دهد. گذرگاه ها و معابر پرپیچ و خم و کم عرض که در مواقع بروز حوادث امکان دسترسی نه خودروهای امداد اعم از آتش نشانی ، اورژانس و پلیس را یا با سختی مواجه کرده و یا غیر ممکن می سازد.
۲-پایین بودن سطح بهداشت عمومی و سلامت:
حاشیه نشین ها فاقد بهداشت عمومی و خصوصی در حد و اندازه استانداردهای جهانی و حتی ملی هستند و اقدام علیه بهداشت عمومی و محیط زیست در چنین مناطقی شایع است . تراکم بالای جمعیتی درکنار فقدان امکان شهری باعث شده که از لحاظ بهداشتی مناطق حاشیه ای دروضعیت وخیمی به سر ببرند. انباشت زباله ها و عدم جمع آنها، جریان فاضلاب منازل در کوچه ها و عدم دفع بهداشتی آنها آلودگی های صوتی –هوا و غیره در این محلات مشهود است .آمار بالای بیماری های واگیر دار و بیماری های پوستی و گوارشی گواهی بر این مشکل عمده مناطق حاشیه ای شهرهای ایران است.

۳-فقدان شغل رسمی ودرآمد کافی:
اکثر خانواده های حاشیه نشینی شغل رسمی برای تأمین معاش خود ندارند و چون این افراد عموماً فاقد مهارت و تخصص و سرمایه گذاری می باشند به مشاغل کاذب و بعضاً مجرمانه مانند دست فروشی ،کوپن فروشی ، تکدی گری ، زباله دزدی ، خریدو فروش مواد مخدر و مشروبات الکلی روی می آورند.فقر مفرط اقتصادی و همچنین عدم مهارت فنی در میان مهاجران حاشیه نشین ایران مشاغلی را رواج داده که در متن زیست شهری به وضوح قابل رؤیت است. دستفروشی ، قاچاق کالا و دلالی کاذب امروز نه تنها در حاشیه شهر بلکه د ر متن شهرها نیز نمود تام دارد.

۴- وجود خرده فرهنگ های خاص مناطق کوچک:
در این مناطق خرده فرهنگ های خاص مناطق کوچک هر یک از خانوارها که قبلاً ساکن آن بودند مشاهده می شود. این فرهنگها بسیار دیر جذب فرهنگهای شهری می شوند و این امر و نیز فقر فرهنگی افراد امکان نفوذ از نظر فرهنگی و اجتماعی را در آنها برای اجرای برنامه های مختلف اجتماعی ، چون بهداشت و تنظیم خانواده و غیره مشکل میکند.
۵- تراکم جمعیت:
ترکیب سنی در این مناطق نشان می دهد که علیرغم جوان بودن بیشتر رؤسای خانواده ها بعد خانواده وسیع است و متوسط تعداد هر خانوار حدود ۵/۴ درصد می باشد که با در نظر گرفتن مساحت کم منزل موجود در مناطق حاشیه نشین به تراکم بیش از حد جمعیت در این مناطق پی خواهیم برد.
۶- فقدان یا کم بودن امکانات آموزشی و رفاهی و سطح نازل آموزش و پرورش و سواد:
به لحاظ پایین بودن سطح آگاهی و مشکلات معیشتی و فقدان امکانات آموزش و غیره نرخ با سوادی بسیارپایین است و حسب تحقیقات انجام شده حدود ۵/۲ درصد افراد این مناطق میزان تحصیلات خود را در سطح دیپلم و فوق دیپلم بیان کرده اند. در حاشیه شهرهای ایران آموزش و

پرورش به بدوی ترین شکل ممکن رواج دارد ، به این معنا که عدم تخصیص بودجه متناسب برای امر آموزش و پرورش این نقاط جدای از آنکه باعث کم سواد شدن حاشیه نشینان شده است ، موجب گردید گه تا فرآیند جامعه پذیری (socialization)در میان کودکان و نوجوانان حاشیه نشین فرآیندی ناقص و عقیم باشد نقصانی که در رشد بالای انحرافات جامعوی نمود می یابد.

۷-اعتیاد:
از عوامل گرایش به اعتیاد ؛فقر، بیکاری ،فقدان برنامه صحیح جهت پرکردن اوقات فراغت ،نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی و در دسترس بودن مواد مخدر را می توان نام برد. معمولاً در مناطق حاشیه نشین بسیاری از این عوامل قابل رؤیت است و به همین خاطر اعتیاد به مواد مخدر در بین جوانان این مناطق و همچنین خرید و فروش مواد مخدر روز به روز افزایش می یابد. اعتیاد پایه های اعتقادی افراد را سست می کند و از کراهت فحشا و بزهکاری نزد آنها می کاهد. بنابراین اعتیاد با خود عوارضی همچون فحشاء ،کلاهبرداری ،دزدی فجنایت ،طلاق و اختلافات خانوادگی را خواهد آورد. اعتیاد به همراه خود بی عاری و تنبلی و امرار معاش از راههای آسان (قاچاق و خرده فروشی مواد مخدر) وارد جامعه می کند. بنابراین حمیت و غیرت از جامعه رخت می بندد و اهمال ، سهل انگاری ،بی بندو باری رواج می یابد. این خصوصیت را در مناطق محروم و جوامع کوچکتر که درصد ابتلا به اعتیاد بزرگ تر است با وضوح بیشتری می توان دید . استعمال مواد مخدر را باید تشویقی برای ارتکاب رفتارهای ضد اجتماعی دانست. هم چنین میان استعمال مواد و ارتکاب بزههای خشونت بار وابستگی مستقیم وجود دارد . مصرف مواد فرد را دربرابر انواع رفتارهای

نسنجیده و پرخاشگرانه کاهش می دهد و از این طریق منجر به افزایش رفتارهای ضد اجتماعی می شود.
تحقیقی که در مناطق حاشیه نشین شهر تبریز صورت گرفته است نشان می دهد که میزان آلودگی به مواد مخدر در دو منطقه از مناطق شهری شکل غیر طبیعی داشته که عبارتند از:
الف:مناطق مهاجر نشین قسمتهای شمال شرقی و غربی که ساکنان آنها اکثر از بومیان شهرستان اهر و ارسباران می باشند و خانواده های آنها تهی دست و فقیر هستند.

ب:مناطق مهاجر نشین قسمت جنوبی شهر که در اطراف فبرستان بقائیه و قبرستان امامیه سکونت دارند و اکثر آنها از بومیان شهرستانهای مراغه ، عجیب شیر و بناب می باشند و خانواده هایی فقیر و بی بضاعت هستند.

۸- منبع و مرکز انحرافات و کجرویهای اجتماعی:
فقر و ناتوانی یا عدم تمایل بازار رسمی اقتصاد شهر به جذب حاشیه نشینان، آنان را به بازار فعالیت های غیر رسمی می کشاند. بازاری که بخشی از محصولات آن در زمره امور ممنوع و بزهکارانه مثل مواد مخدر ، دزدی و فحشاء هستند . کمبود یا فقدان مراکز تأمین خدمات امنیتی مانند پاسگاهها و کلانتری ها در این مناطق آنها را تبدیل به مراکزی کرده است که به راحتی

به اعمال منافی عفت و اخلاق و شئون اجتماعی میپردازند و از راه بزهکاری ارتزاق می نمایند.
در پژوهشی اعلام شده است که حدود ۴۸ درصد اختلافات خانوادگی که تؤام با ضرب و جرح زوجین بوده ، ۶۷ درصد جرایم خلاف اخلاق، ۶۲ درصد جرایم جنسی از نوع لواط ، ۶۰ درصد اعمال منافی عفت ، ۴۸ درصد نزاعهای دسته جمعی از مناطق گزارش شده که درصد بالای آن را حاشیه نشینی تشکیل می دهد. این درصدها مربوط به سالهای قبل می باشد ولی به هر حال نشان دهنده میزان بالا بودن جرایم درمناطق حاشیه نشین می باشد .و این از اوصاف بارز این مناطق است.
“نظرات جرم شناسان در خصوص تأثیر محیط بر ارتکاب جرم”
کتاب مشهور “انسان جنایتکار” اثر لمبروزو مه در این کتاب تیپ مجرمانه ترسیم شده بود و اوصاف و خصوصیات غیر عادی که در بزهکاران بود دسته بندی شد. او اعتقاد به مجرم مادرزادی داشت و عامل محیط را مد نظر قرارنداده بود که مورد انتقا دات بسیاری قرار گرفت و بر اثر این انتقاات مکاتب متعددی در خصوص تأثیر محیط ابراز شد.

۱- تئوری دور کیم:
جامعه شناس معروف فرانسوی و بنیانگذار جامعه شناسی ، علت همه رفتارهای غیر عادی را در محیط اجتماعی می داند و معتقد است که جرم یک پدیدۀ اجتماعی است و بیان می کند که بین جرم و فرهنگ محل وقوع جرم ارتباط وجود دارد.
۲-نظریه ادوین ساتر لند:
از جرم شناسان معروف آمریکا ، عقیده دارد اگر فردی در محیط مجاور خود در معرض عوامل جرم زا قرار گیرد تا غیر جرم زا شانس و احتمال قانون شکنی اش افزایش می یابد . بعلاوه این جرم شناس آمریکایی اظهار می نماید که اشخاص در معرض عوامل جرم زا واقع می شوند که برای سهیم بودن در همان فرهنگ علایق داشته باشند و در آن اشکال معینی از رفتار اجتماعی و جنایی ممکن است مورد چشم پوشی واقع شود و مردم احساس کنند که برای همنوایی به آنها نیاز دارند (مثال گر خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت باش)

۳-مکتب محیط اجتماعی و فرهنگی:
نظریه مکتبی که لاکا سانی پایه گذار آن است مجرم یک بیچاره اجتماعی است و نقص سازمان اجتماعی اورا جنایتکار کرده است . به عقیده ایشان بزهکار یک میکروب اجتماعی است و هر میکروب در میط خاص خود نمو پیدا می کند و وجود شرایط مساعد در محیط باعث ظهور تبهکاری می گردد.به نظر او هر جامعه هی دارای تبهکاران مخصوص به خود است و تبهکاران مولود اجتماع خود هستند و اگر محیط اجتماعی آمادگی برای پروردن مجرم نداشته باشد فعالیت و رشد آنها عقیم می ماند.
۴-تحقیقات مرکز جرم شناسی وکرسون پاریس:
تحقیقات این مرکز نشان می دهد که ۲۳ درصد جوانان مجرم در مناطقی زندگی کرده اند که دارای جمعیت زیاد بوده و آنها در ساختمانهایی زندگی کرده اند که علاوه بر کثرت جمعیت مشکل مسکن نیز وجود داشته است

.
دکتر لافون و خانم میشو در ۱۹۷۶ تحقیقاتی در شهر گرانویل فرانسه انجام داده و به روشنی مشخص کرده اند که اطفال بزهکار بیشتر در ساختمانی نا سالم و برخی از محلاتی که برای سلامتی اخلاقی زیان آور است بوده اند . این تحقیقات نشان می دهد که بزهکاری جوانان در این محلات و ساختمانهای مخروبه از حد متوسط مجموع بزهکاری شهرها زیاد بوده است. در واقع ۱۸ درصد بزهکارانی که جرایم گوناگون مرتکب شده اند اغلب در محله های مخروب و ناسالم ساکن

بوده و ۳۵ درصد آنها کسانی بودند که در ساختمانها و محلات بد نام و فاسد ساکن بودند. این پژوهشگران سرانجام رابطه محیط سکونت و بزهکاری را تأیید می نمایند و عامل محیط را پذیرفته اند.
در وقوع جرم محیط اعم از اجتماعی و محیط زندگی تأثیر بسزایی دارد. در حال حاضر اکثر صاحب نظران اعم از جامعه شناس و حقوقدان این موضوع را مورد تأیید و تأکید قرارداده اند . تحقیقات انجام شده نیز مبین تأثیر محیط در وقوع جرایم می باشد.

اشاره به عوامل تأثیر گذار محیط زندگی بر ارتکاب جرایم ضروری است که از آن جمله است ، مسکن و نوع آن ،تأثیر ساکنان منزل ،وضع ظاهری مسکن و نیز ارزش و طبع ممکن و نقش همسایگان در جرم زایی، که به توضیح هر یک می پردازیم .
الف )مسکن و نقش جرم زایی آن:
مسکن خانوادگی نمودار سطح اجتماعی و اقتصادی والدین است که در حد وسیعی به محیط اکولوژیک اجتناب ناپذیر مربوط می باشد . والدین با انتخاب محل جغرافیایی مسکن خویش ،

 

اطرافیان اجتماعی ،کانون خانواده خود را در هیأت اجتماع نیز تعیین می کنند و موقعیت کانون خانوادگی به نوبه خود در حد وسیعی به بر خود کود ک با انواع الگوها و سرمشقهای رفتار دامن زده و از این رهگذر اثراتی خوب یا بد در تکوین شخصیت این موجودات نقش پذیر از خود به یاد گار می گذارد . اگر کانون خانواده در منطقه ای قرار گرفته باشد که بروز بزهکاری آن فراوان باشد احتمال برخورد کودک با نمونه های متعددی از بزهکاری بیشتر است ، تا اینکه خانواده ای در منطقه ای واقع شود که وقوع جرم در آن به ندرت رخ می دهد. به عبارت دیگر احتمال برخورد با بزهکاری نسبت مستقیم تبا فراوانی آن دارد .