تاریخ هنر ایرانی

مقدمه
اقوام آريايي احتمالا از اوايل هزاره اول قبل از ميلاد در فلات ايران ساکن شده و نام خود را بر آن نهادند. قدمت فرهنگ و تمدن در نجد ايران به چند هزار سال قبل از ورود آرياييان باز مي گردد. بنابر اين عنوان هنر ايراني آثار متنوعي که از دورانهاي پيشاتاريخي تا سده هاي اخير در اين سرزمين پهناور خلق شده اند را شامل مي شود.در سراسر اين مدت طولاني سنتهاي ديرين و ويژگيهاي ماندگاري را در هنر ايراني مي توان شناسايي کرد که متمايز کننده اين هنر از ساير هنرهاي جهان است.

ادوار کهن
يافته هاي باستانشناختي براي تشخيص و بررسي عميق ترين ريشه هاي هنر ايراني هنوز ناکافي اند.بخشي از اين يافته ها شامل موارد زير مي باشد:
۱لف) تصاوير منقوش بر صخره در غارهاي لرستان را شايد بتوان در زمره قديمي ترين آثار مکشوف در فلات ايران به حساب آورد.

ب) از بقاياي دوران ميانه سنگي در ايران مي توان به آثار به دست آمده در نواحي اطراف درياي خزر، متعلق به هزاره هفتم ق م اشاره کرد.

پ) از ميانه هزاره پنجم ق م در مرکز و شمال شرقي ايران زيستگاههايي مانند تپه سيَلک (کاشان) و تپه حصار (دامغان) شکل گرفتند. ذوق هنري ساکنين سيَلک نخست در کنده کاري روي استخوان و ساختن ظروف سفالين با نقشها و رنگهاي ساده جلوه گر شد. نقوش سفالينه ها که با رنگ تيره به کار رفته اند، مدارک ارزنده اي براي ريشه يابي هنر ايراني به دست مي دهند:

ت) در دوران مفرغ در حدود هزاره سوم ق م ، شوش پايتخت پادشاهي عيلام ، عمده ترين مرکز سياسي و تجاري محسوب مي شد. عيلاميان ابتدا خط تصويري و سپس نوعي خط ميخي به کا

ر مي بردند.(عيلاميان خط ميخي را از سومريان اخذ کرده و به دولت هخامنشي منتقل کردند) تمدن مزبور به رغم همانندي با تمدنهاي بين النهرين يعني سومر و بابل ، از لحاظ زبان و ديگر جنبه هاي فرهنگي ويژگيهاي مستقلي داشته است. زيگورات چُغازنبيل (نزديک شوش) به معابد برج

مانند بين النهرين شباهت دارد.فلز کاري، حجاري نقوش برجسته و ساختن آجرهاي لعابدار منقوش با خصوصيات کمابيش متمايز در عيلام رايج بود.سفالينه هاي نخودي رنگ مکشوف در شوش در زيبايي و ظرافت مشهور جهان شده اند. دولت عيلام توسط آشوربانيپال، پادشاه قوم آشور منقرض گرديد.