تبيين و بررسي اهداف توسعه هزاره سوم

فصل اول – كليات: تبيين و بررسي اهداف توسعه هزاره سوم
بخش اول – تاريخچه و شكل گيري اهداف توسعه هزاره سوم
بخش دوم – بررسي اهداف و آرمانهاي توسعه هزاره سوم
الف: اهداف و آرمانهاي توسعه هزاره سوم
ب: توسعه انساني و حقوق بشر در اهداف توسعه هزاره
ج: تأثيرات اهداف توسعه هزاره سوم

د: تعهدات كشورهاي غني درتحقق اهداف توسعه هزاره سوم
ه: چارچوب عملياتي اجماع مونترري بعنوان چارچوب مشاركت جهاني (۶ نكته مهم)
و: نقش گروههاي غيردولتي و بخش خصوصي در تحقق اهداف توسعه هزار سوم
بخش سوم: راهبرد سازمان ملل متحد براي توسعه هزاره سوم
الف: ابعاد جهاني راهبرد
ب: ابعاد كشوري راهبرد

مقدمه
از ظهور انساني كنوني در كره زمين حدود ۴۰ هزار سال مي گذرد كه در برابر عمر زمين به لحظه اي مي ماند . زمين در غياب انسان از آرامش و توازن برخوردار بود، جانداران با رفع نيازهاي خود نه تنها آسبي به محيط پيرامون نمي رساندند بلكه هر يك به نوبه خود در استواري اين تعادل و توازن دخيل بودند.
برخورداري انسان از عقلانيت كنجكاو و جستجوگر او را به سرعت از عصر شكارگري و خوشه چيني به دوران كشاورزي در ۱۲۰۰۰ سال پيش رسانيد. در عصر پيش از كشاورزي نقش انسان نسبت به ديگر جانداران تفاوت چنداني نداشت، به اندازه نيازهاي ابتدائي از طبيعت برداشت مي كرد و

همانند ديگر جانداران حلقه اي از زنجيره متعادل حيات بود. ورود انسان به عصر كشاورزي ، ايجاد مازاد محصول، پيدايش قدرت، تشكيل قبيل ، شهر نشيني و پيدايش حكومت ها را در پي داشت. اگر چه آدمي در اين دوران دست اندازي به طبيعت را آغاز كرده و با تسلط بر ديگر جانداران و گسترش فعاليتهاي كشاورزي خود روز به روز بيشتر بر طبيعت چيره مي شود ولي صنعت ابتدايي او را هوز از ساختن سنگي و آهني و كندوكاو سطحي زمين و برپا ساختن سرپناه فراتر نمي رفت. اين وضع با اندك تفاوتي در همه جاي جهان يكسان بود اما انسان به كمك ذهن جستجوگر و خلاق از اين دوران كمابيش نيز گذشته و به عصر انقلاب صنعتي در ۳۰۰ سال پيش پاي نهاد.
اثري كه انسان از آن پس بر طبيعت نهاد نه فقط با چهل هزار سال گذشته اش قابل مقايسه

نيست بلكه مجموعه تغييرات به وجود آمده در كره زمين (منهاي پديده هاي طبيعي مانند آتشفشان، زلزله ، يخبندان…) به وسيله ساير جانداران در صدها ميليون سال حضورشان در زمين باسيصد سال اخير قابل قياس نيست. گزافه نيست اگر گفته شود با جهش هاي فناوري به ويژه از نيمه دوم سده بيستم به اين سو سرعت و شدت تغييرات حاصل از فعاليت انسان در طبيعت صد چندان شده است.
در دوران حاضر با توجه به شتاب روند جهاني شدن اقتصاد سرمايه داري ، با خطرات گسترده و شديدتر آلودگي هاي جوي ناشي از استخراج و مصرف بي رويه تر منابع خام توليد و انرژي و هم چنين با تبعات و عوارض آن، گسترش فقر و بيكاري و بروز بحرانهاي فزاينده اجتماعي و ديگر نسب

ت به گذشته در كشورهاي جهان همراه بوده و روبرو خواهيم بود. امروز شاهد نابرابري هاي زاده از توسعه اقتصادي- اجتماعي بخشي از جهان هستيم كه با عقب ماندگيهاي بخش ديگري همراه است. در چنين شرايطي نمي توان شاهد آن بود كه ۸۰ درصد توان اقتصادي جهان در دست ۲۰ درصد جمعيت اين كره خاكي محبوس باشد و گروه عظيمي از مردم در كشورهاي عقب مانده و يا حتي در كشورهاي توسعه يافته در فقر، مرض، بيكاري و محروميت هاي شديد به سر مي برند. سالها است كه دغدغه فكري متفكران و سياستمداران برجسته جهان چنين نابرابريهايي را كه امكان توسعه و پيشرفت را از گروههاي زيادي ازمردم گرفته است بر نمي تابد و عزم عمومي بر آن قرار گرفته كه اگر به علل اينگونه عقب ماندگي ها كه بي سواد، نبود بهداشت ، بيكاري، بي غذايي، آلودگي محيط زيست و نابرابريهاي جنسيتي است، پرداخته نشود جهاني آزار دهنده خواهيم داشت كه محل امني براي زندگي بشر نخواهد بود. توسعه انساني اكنون به صورت چالشي درآمده كه همكاريهاي بين المللي را ميطلبد . بنابراين منطبق با يك چنين شرايط حادي ضروري است كه سازمان ملل متحد و ارگانهاي زيست محيطي و حقوق بشري آن از يك موقعيت و وزن مناسب و بالاتري از وضعيت كنوني برخوردار كنند. و بعبارتي ديگر بايد در عصر كنوني اهداف و برنامه هاي زيست محيطي ملل متحد از حرف به عمل واقعي تبديل شوند. از آنجا كه كوفي عنان دبير كل سابق سازمان ملل متحد، مي گويد: در عصر وابستگي به يكديگر انسانها، حقوق شهروند جهاني، بر اساس اعتماد و مسووليت مشترك، پشتيبان سرنوشت ساز پيشر فت است، اما در دوران محروميت بيش از يك ميليارد انسان از حداقل نيازهاي در خورشان و منزلت او، شركتها، بنگاههاي اقتصادي، بازرگانان ديگر نمي توانند بي تفاوت باشند يا همچون سدي در برابر اين خي

ل عظيم انساني قرار گيرند، بلكه بر عكس آنها بايد در صدد همكاري با دولت ها و ساير نقش آفرينان در جامععه برآيند و با بسيج علم، فن آوري و دانش جهاني به مقابله با بحران هاي به هم تنيده گرسنگي، بيماري، تخريب محيط زيست و تضادي كه باعث عقب نگهداشته شدن كشورهاي جهان سوم مي شود، برخيزند. (بخش خصوصي و آرمانهاي توسعه هزاره، چارچوبي براي عمل، جين نلسون و ديو پريسكات) از آنجا بود كه در سپتامبر سال ۲۰۰۰، ۱۸۹ تن از سران دولت ها اعلاميه هزاره را تصويب كردند. اين اعلاميه يك تعهد جهاني بي سابقه و يكي از قابل اعتناترين اسناد سازمان ملل در چند سال اخير به شمار مي رود . اين اعلاميه قدرت ديد همگاني ومشتركي در چگونگي مقابله با برخي از چالش هاي بزرگي كه جهان با آن روبروست عرضه مي كند. اين اعلاميه منجر به ارائه هشت آرمان توسعه هزاره گرديد با توجه به مسائل مطرح شده ضرورت بررسي و تحقيق در اين زمينه لازم آمد. به طوري كه هدف از انتخاب موضوع نوعي همياري با تمام مردم جهان در دستيابي به آرمانهاي توسعه هزاره همراه و توأم با انطباق با قانون، مديرتي ريسك و انسان دوستي است به طوري كه آرمانهاي بين المللي مانند صلح، امنيت، توسعه پايدار، حقوق بشر و كاهش فقر به طور فراينده اي به يكديگر وابسته اند و داراي پيامدهاي بسياري براي كليه بخشهاي جامعه هستند. اين كار براي بسياري از شركت كنندگان در گروههاي كاري و دبيرخانه اجرايي آكنده از عشق بوده است. افراد
داو طلبانه تلاش و مهارت چشمگيري در اختيار پروژه قرار دادند به طوري كه پروفسور دي ساكس مشاور مخصوص دبير كل در اين زمينه ميگويد به اعتقاد من مشاركت تمام شركت كنندگان به همين صورت بوده است چون آنان ماهيت خاص اين تلاش را درك كرده اند بخشي ازاين امتياز و افتخار همكاري آقاي عنان دبير كل سابق سازمان ملل است كه پروژه هزاره ملل متحد را آغاز كرد و نقشي بي نظير در ترويج مبارزه جهان عليه فقر مطلق ايفا كرده است بخش ديگرآن خرسندي ناشي از همكاري با وبراي رييس برنامه توسعه ملل متحد آقاي مارك مالوك بر اون است كه پشتكار، بينش و رهبري او اقدامات و تلاشهاي گروه توسعه ملل متحد را طي سالهاي متمادي هدايت كرده است. همچنين از همكاري راهبران ساير آژانسهاي سازمان ملل متحد بهره برده و از آن كاملا استفاده كرده اند چون اينها افرادي هستند كه زندگي مردم را نجات ميدهند و هر روز بارسنگين فقر و محر وميت را در سرتاسر جهان سبك تر مي كنند.
جنبه خاص ديگر اين پروژه اين است كه به فقير ترين افراد جهان كه هيچ كس صداري آنها را نمي شنود، فرصت نادر و قدرتمندي براي بيان آرزوها اميدها و نيازهاي حياتي شان را مي دهد.
اين پيروزي روح انساني به ما اين اميد و اعتماد را مي بخشد كه فقر مطلق را مي توان تا سال

۲۰۱۵ ميلادي به نصف رساند و در سالهاي پس از آن نيز ميتوان كاملا از بين برد جامعه جهاني فناوري، سياست ها و منابع مالي اثبات شده و مهمتر از همه شجاعت و علاقه لازم براي تحقق اين كار را در اختيار دارد. (جفري دي ساكس،ژانو۲۰۰۵)
اهداف توسعه هزاره تنهاي در صورتي حاصل مي شوند كه براي ميلياردها انساني كه هدف دستيابي به اهداف را تشكيل مي دهند،معني دار، متفاوت و روشن باشند اين اهداف بايد و اقعياتي ملي تبديل شوند و براي گروههاي ذينفع اصلي يعني مردم و دولتهاي ملموس و شفاف باشند . تحقق اين اهداف مستلزم و جود دولتهاي توانمند و اثر بخش در كشورها است كه بتواند به تعهدات توسعه اي خود عمل كشده و عملكردي عدالتگيرايانه هم داشته باشند امروزه بسط و گشترش عدالت در زمره اصلي ترين شاخصهاي عملكرد خوب دولتهاي قرار گرفته است و توسعه پايدار كه روزگاري با مفهوم پايداري محيط زيست تبيين مس شد ، به مفهوم توسعه عادلانه و متوازن بسط و گسترش يافته است. در اين ديدگاه اگر تو سفه اقتصادي ، اجتماعي كشورها منجر به گسترش شكاف طبقاتي و ايجاد قطبهاي اقتصادي در جوامع بشود و اگر فقرا در فقر باقي بمانند و ثروتمندان بهر هگيري از مواهب اقتصادي توسعه را در انحصارخويش داشته باشند ظرفيتهاي بي ثباتي در اجتماع ايجاد و زمينه هاي فروپاشي اجتماعي فراهم مي شود.

فصل اول:
كليات : تبيين و بررسي اهداف توسعه هزارة سوم
بخش اول: تاريخچه و شكل گيري اهداف توسعه هزارة سوم
رهبران، ۱۸۹۰ كشور جهان در سال ۲۰۰۰ در اجلاس سران سازمان ملل متحد در نيويورك اعلاميه هزاره ملل متحد را امضاء كرده و خود را متعهد ساختند كه تلاش هاي گسترده جهاني را براي كاهش فقر، بهبود سلامت و ارتقاي صلح، حقوق بشر و پايداري زيست محيطي به كار گيرند.
اعلاميه هزاره سازمان ملل سندي راهنما براي سده اي جديد است. اين اعلاميه كه در اجلاس هزاره – كه از ۶ تا ۸ سپتامبر ۲۰۰۰ در نيويورك تشكيل شد به تصويب رسيد، به طوري كه نقطه نظرات سران ۱۴۷ كشور و دولت و در مجموع ۱۹۱ علت را كه در اين بزرگترين گردهمايي رهبران جهان در تاريخ شركت كردند منعكس مي كند.
اين اعلاميه طي ماهها گفتگو، با بذل توجه به گزارشهاي منطقه اي و نشست هزاره كه اجازه داد صداي مردم شنيده شود، تدوين شد.

در حقيقت اين اعلاميه نتيجه گزارش هزارة دبير كل سابق سازمان ملل متحد، كوفي عنان مي باشد، گزارش توسعه هزاره كه تحت نام ما مردمان (we the people) بوده و آقاي كوفي عنان ۳۶۹ چالش را برمي شمارد. به طوري آقاي عنان در آغاز اين اعلاميه فرمودند: خوشحالم از اينكه بسياري از تعهدات و اهدافي كه گزارش هزاره خود پيشنهاد كردم در اين اعلاميه گنجانده شده است.
اين بيانيه چالش هاي اصلي پيش روي انسان در آغاز اين هزاره را به شرح زير برمي شمارد:
۱) صلح ، امنيت و خلع سلاح عمومي
۲) نقش بين المللي قانون و قانونمند شدن تمام فعاليتهاي دولتها در كشور خود و در عرصه بين المللي.
۳) انجام اقدام هماهنگ عليه تروريسم بين المللي.
۴) تشديد اقدامات هماهنگ براي رويارويي با شكل اعتياد و مواد مخدر
۵) تشديد تلاش براي مبارزه با جنايات فرامليتي در همه ابعاد