تحقيق درس تاريخ اسلام

خصوصيات و نشانه هاي قوم يهود
در ميان اقوام و ملل جهان ، هر قوم و ملتي به خصوصيتي شناخته شده است . ويژگي‌هاي قوم يهود (پيامبران سه دين بزرگ يهوديت ، مسيحيت و اسلام از نسل حضرت ابراهيم هستند . او دو همسر به نام هاي هاجر (مادر اسماعيل و جد حضرت محمد) و ساره (مادر اسحاق و جد قوم بني اسرائيل) داشت . يهودا يكي از فرزندان يعقوب بن اسحاق است كه منشأ پيدايش و يكي از وجوه تسمية قوم يهود و نسل بني اسرائيل است . ابتدا و پيش از اسلام ، رابطة يهوديان و مسيحيان

، به خاطر موضع انكاري «احبار يهود» نسبت به حضرت عيسي خصمانه بود . اين خصومت به ويژه با گسترش دين مسيح و بشارت انجيل كه از سوي پولس حواري صورت پذيرفت ، تشديد شد و با پذيرش مسيحيت به عنوان آيين رسمي حكومت از جانب امپراتور روم، كنستانتين (۳۱۲م) شديدتر گرديد .

حضرت عيسي كوشيد تا بني اسرائيل را اصلاح كند از گمراهي و فساد باز دارد . اما كمتر نتيجه گرفت . زيرا واكنش آشكار و اوليه يهوديان . فعاليت فراگير تبليغاتي ضد وي بود . در نهايت يهوديان با تشكيل جبهه اي از مخالفان و تحريك حكومت روم ، فرمان بازداشت و در نهايت اعدام او را هدف خود قرار دادند . يهوداي اسخريوطي (از شاگردان عيسي) يهوديان را در اين امر ياري رساند ، ولي تعبير دقيق و واقعي قرآن به نجات حضرت عيسي به اعجاز الهي تصريح دارد . در اين ميان برخي از يهوديان به سبب فشار امپراطوري روم يا آگاهي هايي كه دربارة ظهور پيامبر آينده در جزيره العرب

داشتند به اين منطقه مهاجرت كردند و يثرب را كه داراي آب و هواي مناسب و زمين كشاورزي بود . براي زندگي برگزيدند ) نسبت به ساير گروههاي انساني به دليل اينكه مورد توجه و سرزنش قرآن كريم قرار گرفته ، بسي محل درنگ و تأمل است . زيرا قران كريم به مثابة كتاب هدايت در اثبات يا نفي يك خصوصيت و در تحسين يا تقبيح روش يا منشي ، تربيت و تعالي همه جامعة بشري را قصد كرده است . برخي از نشانه هايي كه مي توان با تأمل در آيات قرآن براي قوم يهود بازشناخت ، عبارت است است از :
۱-مال اندوزي و ثروت پرستي : اين صفت به ويژه اگر بازناديده گرفتن شرف و حيثيت انساني بياميزد ، سخت مورد انكار و نكوهش قرآن و كتابهاي آسماني است . از حضرت عيسي نقل شده است كه به يهوديان فرمود : «لاتعبدوا ربين : الله و المال.»

قرآن كريم دربارة يهوديان مي فرمايد : از ميان همة مردم ، طايفة يهود از مشركان نيز به حيات مادي و زندگي دنيوي حريص ترند . (و بر همه كس بخوبي پيداست كه طابقة يهود بحيات مادي حريص تر از همة مردمند حتي از گروه مشركان باينجهت هر يهود آرزو هزار سال عمر كند و اگر هم آرزويش بحصول پيوند عمر هزار سال نيز او را از عذاب خدا نرهاند و خدا از كردار ناپسند آنها آگاه هست .
۲-كشتن پيامبران و غارت مردم : براي يهوديان كشتن پيامبران يك امر عادي به شمار مي رفت . بي رحمي آنان نسبت به غيرهمكيشان خود ضرب المثل است . بنابرنوشتة گوستاولوبون ، يهوديان وقتي در جنگها اسير مي گرفتند ، بدن او را پاره پاره كرده ، جلو سگها مي انداختند و مردم شهر را از كوچك و بزرگ سر مي بريدند .

زماني كه ذونواس پادشاه حميري به دين يهود گرويد در شهر نجران حدود ۲۰ هزار مسيحي را در گودالهايي كه آماده كرده بود ، زنده زنده سوزاند . قرآن كريم اين كشتگان مسيحي را «مؤمن» و «آتش نشينان» اصحاب اخدود – ياد كرده است . (قسم باينان كه اصحاب اخدود همه كشته و نابود شدند و سوختن مؤمناني كه به آتش افكندند مشاهده مي كردند . )

۳-نژاد پرستي : خصوصيت جهاني يهوديان اعتقاد «برتري نژاد» آنان مي باشد . به نظر آنان ، اموال و املاك غيريهود در حكم اموال بي صاحب ، و قوم يهود از همة اقوام برتر است و همچنانكه انسان بر حيوان برتري دارد ، يهوديان بر ساكنان زمين برتري دارند . (يهود و نصاري گفتند ما پسران خدا و دوستان اوئيم بگو اي پيغمبر اگر چنين است پس او چرا شما را بگناهتان عذاب مي كند بلكه شما از آنچه خدا خلق كرده بشري بيش نيستند هر كه را بخواهد عذاب مي كند كه آسمانها و زمين و هرچه بين آنهاست همه ملك خداست و بازگشت همه در قيامت بسوي اوست.)

۴-تفرقه افكني و جنگ افروزي (يهود گفتند دست خدا بسته است به واسطة اين گفتار دروغ دست آنها بسته شده بلعن خدا گرفتار گرديد بلكه دو دست خدا گشاده است و هرگونه بخواهد انفاق مي كند و همان قرآنيكه بتو نازل گشت و بر كفر و طغيان بسياري از اهل كتاب بيفزود و ما بكيفر آنها تا قيامت آتش كينه و دشمني را در ميان آنها برافروختيم هر گاه براي جنگ با مسلمانان آتش برافروختيم خدا آن آتش را خاموش سازد و آنها در روي زمين بفساد كاري مي كوشند و خدا هرگز مردم ستمكار مفسد را دوست ندارد . )

۵-پيمان شكني (و ياد آوريد هنگامي كه از بني اسرائيل عهد گرفتيم كه بجز خدا را نپرستيد و نيكي كنيد . درباره پدر و مادر و خويشان و يتيمان و فقيران و بزبان خويش با مردم تكلم كنيد و نماز بپاي داريد و زكات مال خود بدهيد پس شما عهد بكشته و روي گردانيد بجز چند نفري و شمائيد كه از حكم و عهد خدا برگشتيد .
۶-جادوگري و سحرانگيزي (پيروي كردند سخناني را كه ديوان در قلمرو سليمان مي خواندند و هرگز سليمان بخدا كافر نگشت ليكن ديوان همه كافر شدند و سحر بمردم مي آخوتند و آنچه بر دو ملك هاروت و ماروت ببابل مأمور شدند بر زمين ايند و مردم را از حقيقت سحر آگاه نمايند و از عمل بآن باز و شياطين آن سحر را بمردم مي‌آموختند كه عمل كنند ياد مي دادند و به هيچكس چيزي نمي آموختند كه عمل كنند ياد مي دادند و به هيچكس چيزي نمي آموختند مگر آنكه بدو مي گفتند كه ما ترا آزمايش مي كنيم مبادا كافر شوي پس مي آموختند به مردم چيزي كه بدان ميان زن و شوهر جدايي مي افكند . )
۷-فساد اخلاقي و انحطاط شخصيتي (كافران بني اسرائيل بزبان داوود و عيسي و مريم از آن لعنت كرده شدند كه نافرماني خدا نمودند و از حكم حق سركشي كردند آنها هيچگاه از كار زشت خود دست برنداشتند و چقدر آنچه مي كنند قبيح و ناشايسته است.)

۸-رباخواري (و هم بدين جهت كه ربا مي گرفتند در صورتيكه كه از رباخوردن نهي شده بودند و هم از آنرو كه اموال مردم را بباطل مي خوردند و ما براي كافران آنها مهيا داشته ايم عذابي دردناك .

علل مخالفت يهوديان :
اشاره شد كه در روزهاي نخست ورود پيامبر (ع) به يثرب ، ايشان با يهوديان پيمان‌نامه‌هايي امضاء كرد و جان ، مال ، ناموس و حتي اعتقادات آنها را محترم شمرد . اين پيمانها تا حدي رضايت يهود را جلب كرد ، اما با گذشت زمان ، به مخالفت برخاستند . برخي از مهم ترين علل مخالفت يهوديان كه از آيات قرآن به دست مي‌آيد، به قرار زير است :

۱-دعوت به اسلام : رسالت پيامبر خدا حضرت محمد (ع) نه تنها براي يهود ، بلكه براي تمام مردم بود و وقتي پيامبر نداي «يا ايها الناس ، اني رسول الله اليكم جميعاً» را سر داد و از قول خداوند خطاب به بني اسرائيل فرمود «اي بني اسرائيل! به يادآوريد نعمتهايي را كه به شما عطا كردم و به عهد من وفا كنيد تا به عهد شما وفا كنم و از پيمان شكني بر حذر باشيد ، به قرآن ايمان آوريد … آيات مرا به بهاي اندك نفروشيد … حق را به باطل نياميزيد …. نماز بپاي داريد و زكات دهيد …

بترسيد از روزي كه هيچ كس به جاي ديگري كيفر داده نمي شود و شفاعت كسي درباره ديگري پذيرفته نمي شود و …» (اي بني اسرائيل ياد‌اريد از نعمتهائي كه بشما عطا كردم و وفا كنيد بعهد من تا بعهد شما وفا كنم و از من برحذر باشيد و بترسيد از روزي كه هيچ چيز اراده نشود شخصي بجاي شخص ديگر و هيچ پذيرفته نشود شفاعت كسي دربارة ديگري و فدائي غوض شخص نخواهند گشت و هيچ ياري كننده و فرياد رس در آن روز نخواهد بود.) يهوديان از دستورهاي

خدا و رسول سرپيچي كردند و بناي مخالفت گذاشتند . (اين دشمن است كه بشما دستور بدكاري و زشتي مي دهد در آن مي گمارد كه سخناني از روي جهل و ناداني به خدا نسبت دهيد.)
۲-تغيير قبله مسلمين : پيامبر اسلام پس از هجرت به مدينه ، هفده ماه به سوي بيت المقدس نماز گزارد ، ولي پس از آن به فرمان الهي روي به كعبه برگرداند . بعد از اين رخداد ، عده اي از بزرگان يهود نزد پيامبر آمده‌، شرط پيروي خود را از پيامبر بازگشت به قبلة پيشين (بيت المقدس) دانستند و چون خواستة آنان پذيرفته نشد ، به مخالفت جدي ، شايعه پراكني و تبليغات برضد پيامبر پرداختند.(مردم سفيه بيخرد خواهند گفت چه موجب آن شد كه مسلمين از قبيله اي كه بر آن بودند روي بكعبه آوردند . بگو اي پيغمبر مشرق و مغرب خدايراست و هر كه را خواهد او براه راست هدايت كند و اي پيغمبر ما قبله اي كه بر آن بودي نگردانيم مگر بر اينكه بيازمائيم و جدا سازيم گروهي را كه از پيغمبر خدا پيروي كنند از آنانكه بمخالفت او برخزيند و اين قبله نسبي گران بود جز در نظر هدايت يافتگان بخدا و خداوند اجر پايداري شما را در راه ايمان تباه نگرداند كه خدا به خلق مشفق و مهربانست.)

۳-نسخ يا تغيير در احكام و تكاليف : تغو برخي از دستورهاي ديني يهود كه از ابتدا مسلمانان بدان عمل مي كردند از جمله نسخ روزة روز دهم محرم (مطابق برخي نقلها در اين روز ، حضرت موسي بني اسرائيل را از شر دشمنانشان نجات بخشيده بود .) و جايگزيني روز ماه رمضان و حلال شمردن گوشت شتر كه در آيين يهود حرام بود ، (همه طعامها براي بني اسرائيل حلال بود مگر آنرا كه يعقوب پيش از نزول تورات برخود حرام كرد (كه گوشت شتر و شير آن) بگو اي پيغمبر (يهود را چنانچه مي گوئيم تورات حلالي بر شما حرام كرده) تورات را بياوريد و بخوانيد اگر راست مي‌گوئيد.) موجب مخالفت آنان با پيامبر و فرمانهاي او شد .
۴-نژادپرستي : پيامبر از نسل حضرت اسماعيل بود ، نه اسحاق و مطابق آيه قرآن ، يهوديان قبل از بعثت ، پيامبر را مي شناختند و منتظر آمدن او بدند (و چون كتاب آسماني قرآن از نزد خدا بسوي آنها آمد كه تصديق كتاب آنها را مي كرد و آنكه پيش از بعثت پيغمبر نزول قرآن آنان خود بظهور او اميد فتح و نصرت داشتند بر آنكساني كه كافر به آمدن پيغمبر آخر الزمان بودند پس چون آمد پيغمبر و شناختند كه اين همان پيغمبر موعود است بكفر از نعمت وجود او ناسپاسي كردند كه خشم خدا بر كافران باد) ولي بعد از آنكه مبعوث شد و معلوم شد از

نسل اسماعيل است ، بناي مخالفت گذاشتند .
۵-به خطر افتادن موقعيت اقتصادي ، سياسي و نظامي
۶-كينه هاي شخصي
۷-هواپرستي ، حسادت و … (منظور اموري است كه قرآن يهوديان را بدان سرزنش كرده است) .

كيفيت مخالفت يهوديان :
با طرح پيمان چند جانبه اقتصادي – اجتماعي و معنوي در مدينه (برادري مهاجران و انصار) در كوتاه مدت بحران معيشتي براي مسلمانان پديد نمي آمد و در دراز مدت نيز با توجه به زكاوت رسول خدا در شيوة عمل به پيمان و نيز آماده شدن بسياري شرايط، خطري وحدت مسلمانان را تهديد نمي كرد و هيچ يك از مهاجران را به فزون خواهي، و انصار را به دريغ مال از ايشان وا نمي داشت . از اين رو يهوديان به عنوان مخالفان تشكل و تشكيلات دين جديد از اين امر بيمناك شدند و به توطئه بر ضد مسلمانان پرداختند . برخي از شيوه هاي مخالفت يهوديان به قرار زير است :

۱-نپرداختن قرض ها و امانات مسلمانان : يهوديان به بهانه اينكه پيمان وامها و حتي امانات ، مربوط به زماني بوده است كه مسلمانان اسلام اختيار نكرده بودند ، كوشيدند تا از بازپرداخت قرض هاي خود و بهاي اموالي كه از مسلمين خريده بودند و نيز از بازگرداندن امانت هاي مسلمانان خودداري كنند ، تا بدين ترتيب مسلمانان را در فشار اقتصادي قرار دهند . (بعضي از اهل كتاب تا بدان حد درستكاردند كه اگر مال بسياري به آنها امانت بسپاريم رد امانت نكنند و برخي ديگر اهل كتاب تا

آنها اندازه اي نادرستند كه اگر يك دينار به آنها امانت دهي رد نكنند جز آنكه بر مطالبة آن سختگيري كني ازاين رو كه گويند براي ما پيروان كتاب توريه به هر وسيله خوردن مال غير اهل توريه گناهي ندارد و اين سخن را به خدا نسبت دهند و در صورتي كه مي دانند به خدا نسبت دروغ مي دهند . )
۲-خودداري از كمك مالي به مسلمانان : يهوديان علاوه بر اينكه بدهي هاي خود را به انصار نپرداخته اند ، تقاضاي وام برخي از مسلمانان مهاجر و تنگدست را به سخره گرفتند . (هر آينه خدا شنيد سخن جاهلانه آن كسان را كه گفتند پس خدا فقير است ما دارا ، البته ما گفتارشان را ثبت خواهيم كرد با اينكه گناه بزرگ كه انبيا را بنا به حق كشتند و گوئيم بچشيد عذاب آتش سوزان را )
۳-تحريك كينه هاي دوران جاهليت در ميان مسلمانان اوس و خزرج : (بگوئيد اي اهل كتاب چرا راه خدا را مي بنديد و اهل ايمان را به راه باطل مي خوانيد در صورتيكه به زشتي اين عمل آگاهي بترسيد كه خدا بي خبر از كردار شما نخواهد بود و چگونه كافر خواهيد شد در صورتي كه براي شما آيات خدا تلاوت مي شود و پيغمبر خدا ميان شماست و هر كس به دين خدا متمسك شود محقق به راه مستقيم هدايت يافته)

۴-شبهه افكني و طرح ايرادها و سوالهاي انحرافي و فريبنده (گروهي از اهل كتاب انتظار و آرزوي آن را دارند كه شما را گمراه كنند و جز آنكه خود را گمراه كنند به آرزويي نمي رسند و اين را نمي فهمند . اي اهل كتاب چرا حق را به باطل مشتبه سازيد تا چراغ حق را به باد شبهات خاموش كنيد در صورتي كه به حقانيت آن آگاهي داريد .)

۵-تجسس در امور مسلمانان و جاسوسي براي مشركان و ارائة اسرار نظامي و عملياتي مسلمانان و اشراف قريش و مشركان مكه (اي اهل ايمان از غيرهمدينان خود دوست صميمي همراز نگيريد چه آنكه آنها كه به غير دين اسلامند از خلل و فساد در كار شما ذره اي كوتاهي نكنند كه همين خواهند شما را در رنج و سختي باشيد ، دشمني شما را بر زبان هم آشكار سازند در صورتي كه محققاً آنچه در دل پنهان مي دارند بيش از آنكه بر زبان آنها آشكار مي شود . ما آيات خود را براي شما به خوبي بيان كرديم اگر عقل و انديشه به كار ببنديد)

۶-اتهام شرارت و بدنام كردن يهوديان تازه مسلمان
۷-ايجاد درگيري و جنگ با مسلمانان و همكاري نظامي اقتصادي با دشمنان اسلام.

آيات قرآن با روشنگري و ارائة راه حل به خنثي كردن اين توطئه ها پرداخت . گاه در برابر توطئه بدنام سازي يهوديان تازه مسلمان مي فرمايد: همة اهل كتاب يكسان نيستند؛ گروهي از آنها شبانگاه به تلاوت آيات خدا و نماز و ساعت حق مشغولند. ايمان به خدا و روز قيامت مي آورند و امر به نيكويي و نهي از بدكاري مي كنند و در نيكوكاري مي شتابند و آنها مردمي صالح و نيكوكارند.(همه اهل كتاب يكسان نيستند طايفه اي از آنها در دل شب بتلاوت آيات خدا و نماز و طاعت حق مشغولند ايمان به خدا و روز قيامت مي آورند و امر به نيكويي و نهي از بدكاري مي كنند و در نكوكاري مي شتابند و آنها خود مردمي نيكوكارند)