تخریب ساختمانهای موجود
ساختمانهاي موجود و قديمي كه در محدوده عملياتي پروژه و در محل اجرا و استقرار بناهاي جديد بوده و به منظور انجام كار، تخريب آنها ضروري است، بايد با نظر كارفرما طبق دستورات دستگاه نظارت اندازه‌گيري، صورتمجلس و تخريب شوند. اين موارد بايد در مشخصات فني خصوصي ذكر گردند.

قبل از شروع به تخريب ساختمانها بايد مسائل ايمني و اصول فني در مورد قطع و كنترل انشعابات خطوط آب، برق، تلفن و … با هماهنگي سازمانهاي مسئول مراعات گردد. در صورت لزوم بايد مصالح حاصل از تخريب مطابق نظر دستگاه نظارت دسته‌بندي و در محلهاي مناسب انبار شوند.
به طور كلي تخريب و حذف ساختمانهاي موجود در محل اجراي پروژه بايد با نظر و تصويب قبلي صورت گيرد. ساختمانهاي مربوط به آثار باستاني از شمول اين قسمت خارج است و هيچ گونه دخل و تصرف در آنها مجاز نبوده و بايد با كسب مجوز و زير نظر مقامات رسمي ذي‌صلاح اقدام لازم صورت گيرد.

(۲-۰)تسطيح محوطه، گودبرداريها و زهكشي
چنانچه محوطه كارگاه داراي پستي و بلنديهاي زياد باشد به نحوي كه مانع از شروع اجراي عمليات گردد، پيمانكار بايد با نظر دستگاه نظارت نسبت به تسطيح محوطه تا تراز مورد نظر و پاك كردن آن اقدام نمايد.
گودبرداري محل سازه‌ها بايد با توجه به رعايت نكات ايمني و حفظ ساختمانهاي موجود همجوار و رعايت مقررات و دستورالعملهاي شهرداريها و وزارت كار صورت گيرد و تدابير لازم هنگام گودبرداريها و حين عمليات ساختماني در مورد حفاظت ساختمانهاي همجوار اتخاذ گردد.

چنانچه محل اجراي پروژه در محدوده شهرها و در نقاط مسكوني باشد، پيمانكار بايد نسبت به ايجاد ديوارهاي موقت و جدا كننده محل كارگاه در سواره‌روها و پياده‌روها اقدام نموده و شرايط ايمن‌سازي محوطه را براي عبور عابرين و وسائط نقليه كاملاً فراهم نمايد. پيمانكار مسئول جبران خسارات وارده به شخص ثالث در اثر عدم رعايت نكات ايمني فوق‌الذكر خواهد بود.

كنترل و هدايت آبهاي سطح‌الارضي به داخل گودها و محل حفاريها بايد با نظر دستگاه نظارت و بر اساس ضوابط و مندرجات قرارداد و ساير ضوابط قانوني در پروژه‌هاي شهري صورت گيرد.
(۳-۰)نقاط نشانه و مبدأ
براي پياده كردن قسمتهاي مختلف پروژه و تعيين حدود قانوني كار و مرز عمليات قرارداد بر اساس نقشه‌هاي اجرايي، مقدار كافي نقاط نشانه و مبدأ از طرف كارفرما و دستگاه نظارت طي صورتجلسه‌اي هنگام تحويل زمين در اختيار پيمانكار قرار داده خواهد شد.
پيمانكار موظف است نسبت به حفظ و حراست اين نشانه‌ها ضمن عمليات اجرايي و تا پايان كار و تحويل موقت اقدام نمايد. در صورت نياز پيمانكار موظف است بر اساس نشانه‌هاي اصلي نسبت به ايجاد نشانه‌هاي فرعي و كمكي اقدام نمايد. اين نشانه‌ها بايد توسط پايه‌هاي بتني حداقل ۱۵× ۱۵ و ارتفاع ۷۰ سانتيمتر ساخته شود و حداقل ۲۰ سانتيمتر از آن، از سطح زمين تسطيح شده اجراي عمليات بالاتر باشد.

(۴-۰) پركردن چاهها، قنوات و قطع اشجار
چاههاي آب و فاضلاب و قنوات متروكه كه در محوطه عملياتي پروژه واقع شده‌‌اند و پر كردن آنها ضروري است بايد با نظر دستگاه نظارت پر و ساخته شوند. نحوه اجراي عمليات و چگونگي پرداخت حق‌الزحمه مربوط به آنها با نظر دستگاه نظارت و توافق پيمانكار صورت خواهد گرفت.
پاك كردن محوطه از ريشه درختان و اشجار بايد با نظر دستگاه نظارت صورت گيرد. به طور كلي لزوم قطع اشجار بايد قبلاً به تصويب كارفرما رسيده باشد. جمع‌آوري درختان و ريشه‌ها و برداشت خاك زراعي (خاك نباتي) تا عمقهاي خواسته شده و تخليه آنها به نقاط مشخص طبق دستور دستگاه نظارت صورت خواهد گرفت.

(۵-۰) ساختمانها و تأسيسات تجهيز كارگاه
پيمانكار بايد بر اساس دستورالعملها و مشخصات مندرج در مشخصات فني خصوصي و فهرست مقادير و بها نسبت به اجراي ساختمانها و تأسيسات مربوط به تجهيز كارگاه اقدام نمايد. بدين منظور پيمانكار بايد پس از امضاي قرارداد و تحويل زمين، نقشه جانمايي و استقرار ساختمانها و تأسيسات كارگاه را تهيه و به تصويب دستگاه نظارت برساند. ساختمانهاي مربوط به تجهيز كارگاه و تأسيسات مربوط بايد داراي استحكام كافي و از نظر فضا جوابگوي نيازهاي پروژه بوده و اصول ايمني در آنها رعايت شده باشد.

(۶-۰)تحويل و كنترل مصالح
محل دپوي مصالح ساختماني نظير آجر، سيمان، شن و ماسه و آهن‌آلات بايد در نقشه جانمايي كارگاه مشخص شود. كالاهاي بسته‌بندي شده بايد در محلهاي سرپوشيده و انبارهاي مناسب نگهداري و دپو شوند. مصالح خراب و نامرغوب كلاً نبايد به كارگاه وارد شود، در صورت ورود مصالح نامرغوب پيمانكار بايد بلافاصله آن را از كارگاه خارج سازد. مصالحي كه در مرغوبيت آن شك و ترديد باشد نيز بايد مورد ارزيابي و آزمايش قرار گيرد تا در صورت اثبات عدم مرغوبيت سريعاً از كارگاه خارج شود.

ممكن است مصالح پاي كار به هر دليل بر اثر توقف زياد در كارگاه بموقع مصرف نشود و در نتيجه خواص خود را از دست بدهد يا كلاً در مشخصات آن تغيير حاصل گردد. در اين قبيل موارد بايد با حصول اطمينان از كيفيت اين مصالح نسبت به استفاده از آنها اقدام گردد.
به طور كلي تمامي مصالح بايد قبل از مصرف، كنترل و مناسب بودن آن مورد تأييد قرار گيرد.

پيدايش ترك در ساختمان

افت پي بر اثر عواملي همچون رطوبت و فشارهاي وارده از طبقات ، بي مقاومتي خاك و عملكردهاي آن پيش مي آيد . همچنين نوع مصالح مصرفي و اجراي غيرفني ، سبب نشستهاي پي مي شود . در مجموع ، بر اثر حركات زمين ، اسكلت بنا حركت مي كند و شكستهاي مختلف كه شامل تركهاي عميق و يا معمولي و در مواردي به شكل مويي است ، نمايان مي شود.

موقعيت ترك :
تركهاي عميق : اين تركها گاهي به طور دائمي به وجود مي آيد و دليل آن نشست مرتب پي است كه در اين صورت ، بودن ساكنان در ساختمان خطرناك است.
تركهاي ثابت : معمولا پس از نشست پي ، تحرك ساختمان كم مي شود. اين پديده بر اثر قطع رطوبت و فشرده شدن سطح زير پيش مي ايد. در نتيجه ، شكست و افت ديوارها و اسكلت بنا نيز متوقف ، و حالت ترك ثابت مي شود.

موي تركهاي معمولي : اين تركها در اثر افتهاي كوچك در اسكلت بنا و به واسطه نيروها و در مواردي به علت نوع مصالح اندود به وجود مي ايند. رطوبت ، انقباض و انبساط حاصله در مقابل خشك شدن سطوح مرطوب ، باعث ايجاد تركهاي مويي مي شود.

حالتهاي ترك :
ترك را به شكلهاي مختلف مي توان آزمايش كرد. نوع خطرناك و بدون خطر آنها را به شكلهاي زير مي توان شناسايي كرد:
الف) بند دوقسمت ديوار را كه بر اثر تركهاي عميق از يكديگر جدا شده اند ، با گچ دستي طوري كف كش مي كنيم كه ملات فقط دو قسمت جدا شده را پوشش دهد ؛ يعني در تركها نفوذ نكند
پس از خودگيري و خشك شدن ملات گچ ، چنانچه از ديوار جدا شود ، اسكلت در حال نشست و افت كامل است كه بايد در مورد آن با احتياط رفتار كرد.

ب) در موارد ذكر شده در بالا ، مي توان روي ترك دو قسمت جدا شده ديوار را نوار كاغذي از جنس كاهي نازك به ابعاد ۳۰*۳ سانتيمتر به شكل ضربدر (*) با پونز نصب كرد. چنانچه كاغذ پاره شود ، شكست و نشست در ساختمان بسيار خطرناك مي باشد. در اين صورت ، ساختمان بايد از سكنه خالي شود.

ج) در نشستهاي خطرناك ، كلاف پنجره بر اثر نيروي فشار ، اهرم و دفرمه مي شود . به علت بالا بودن ضريب شكنندگي ، شيشه پنجره ها ترك مي خورند و مي شكنند.
د) در افتهاي مداوم پي و مواقع سكوت ، صداهاي “تك تك ” كه حاصل ترك مصالح و بويژه اجركاري است ، شنيده مي شود.

روش تعمير تركها :
همانطور كه گفتيم ، بر اثر نشست ، تركهايي به وجود مي آيد كه برخي از آنها مويين و ريز هسنتد . با خالي كردن اطراف آنها و با ” كشته كشي ” و كشيدن پنبه آب روي سطوح تركهاي مويين آنها گرفته و آماده نقاشي مي شوند.

تركهاي نيمه عميق :
بر اثر حركت پذيري سقف توفال كه از انقباض و انبساط رطوبت و حرارت حاصل مي شوند . تركهايي به وجود مي آيد . اين تركها را با نوك كاردك و ماله خالي مي كنيم و پس از ” آماده كشي ” و پرداخت كشته و پنبه زني ، تركها را مي گيريم و آماده نقاشي ميكنيم.

تركهاي عميق :
اطراف ترك را با تيشه مي تراشيم و سپس درز آن را كاملا خالي مي كنيم. كاربردن گچ دستي و كف كش كردن ، درون ترك را پر و سطح آن را با گچ آماده صاف مي كنيم . سپس با گچ كشته و پنبه اب ، سوح آن را كاملا پرداخت و آماده نقاشي مي كنيم.
توجه شود : چون سطح كشته كشي در بعد بيشتري انجام مي شود تا خطر كپ كردن به وجود نيايد ، بابد اصولي را به كاربرد تا سطح ترك از اطراف به شكل پخ از گچكاري و اندود برداشته شود تا عمق ترك در سطحي عريض پيوند شود. به اين عمل اصطلاحا ” پرداخت كردن ، كشته و همسطح كردن با زمينه در گچكاري قديمي ” مي گويند.

ترك در تقاطع ديوار :
ديوارها بر اثر نداشتن پيوند با هشت گير ترك مي خورند . در مواقعي نشست و شكست ديوارها ، تركها كاملا باز و رويت مي شوند . در بعضي موارد ، اين تركها بسيار عميق هستند ؛ به طوري كه مي توان دست را در درون آنها حركت داد . در اين حالت ، چنين عمل مي كنيم :
۱- سطح ترك را از دو طرف كاملا با تيشه مي تراشيم ، و پس از جارو ، سطوح آن را كاملا مرطوب مي كنيم .
۲- چنانچه لازم باشد ، كنارهاي ترك را با قلم و چكش چند سانتيمتر بازتر مي كنيم تا نشست گچ با عمق بيشتري انجام شود.
۳- ملات گچ تيزون را شلاقي در درون ترك مي كوبيم تا سطح ترك كاملا پر شود.
۴- پس از پر كردن ترك به شكل سرتاسري و كف كش كردن گچ تيزون ، اندود گچ و خاك را اجرا مي كنيم.

۵- در صورت نياز ، ترك را شمشه گيري مي كنيم تا در سطح گچكاري يكنواختي به وجود آيد.
۶- با گچ آماده و سپس گچ كشته ، سطح اندود را ” سفيدكاري” مي كنيم و با پنبه آب زدن براي پرداخت ، گچكاري را خاتمه مي دهيم.
توجه شود: چنانچه در محل تقاطع ديوار ديوار ابزار گرد زده شود ، يعني ماهيچه به وجود آيد ، ترك مجددي پيش نخواهد آمد .

ترك در نعل درگاه :
به علتهاي زير ، نعل درگاه و سوح زير آن مي شكنند :
الف) در اثر نشست ستون زير نعل درگاه ، به علت اهرم شدن آن ، برش افقي به وجود آيد.
ب) برشهاي عمودي به خاطر وجود پيوند و اثر نيروهاي فشاري در امتداد تير نعل درگاه و برشهاي طولي بعد از مقدار گير نعل درگاه به وجود مي آيد كه در هر دو حالت ، جداره تركها را مي تراشيم ، باز مي كنيم و سپس گرد آن را مي گيريم . بهد ، محل مرطوب شده را با اصطلاحا گچ تيزون ( زودگير) پر مي كنيم و زمينه را با كشته كشي آماده مي سازيم و سپس تركها را به ترتيب ترميم و تعمير مي كنيم.

پيوند در تركهاي عميق :
چنانچه ترك عميق باشد ، رجهاي بريده شده را از دو طرف به اندازه يك نيمه ، خالي مي كنيم و با به كاربردن ملات مرغوب و اجرهاي راسته مقاوم ، سطح ترك را در عزض ديوار با رعايت پيوند ، كامل مي گيريم و سپس مبادرت به اندودكاري مي كنيم. در اين صورت ، اثر ترك كلي محو مي شود. در بعضي موارد ترك به حدي است كه از بيرون نور و اشيا قابل رويت مي شود .

به طور مسلم ، اين ترك و شكست و نشست از پي شروع مي شود و تا بالاترين قسمت ساختمان ادامه مي يابد كه براي تعمير ان ، به اينصورت عمل مي كنيم : مسير ترك را در كفسازي دنبال مي كنيم و با برداشتن كفسازي به پي مي رسيم . تعمير از پي شروع مي شود . پاز كرسي چيني ، جداره ترك را جهت به وجود آوردن پيوند خالي مي كنيم . پس از بنايي ترك مذكور ، در عمق ديوار اندود و سفيدكاري انجام مي دهيم.

رفع ترك اطراف ستونهاي فلزي :
در اجراي اسكلت فلزي كنار ستون فلزي ، هر ۶۰ سانتيمتر ، ميلگرد با برگشت به صورت L خوابيده به نام علمي كيليبس به معناي گيره ، چفت و بست ، پهلو گرفتن و سفت كردن است . آهنگر اسكلت ساز آن را اصطلاحا كلمس مي گويد . حدودا به قطر نمره ۱۶ ميليمتر و به طول ۵۰ سانتيمتر و برگشت ( گونيا زاويه ۹۰ درجه ) حدود ۱۲ سانتيمتر پاجوش به قطر كافي اتصال مي

شود. اين اجرا ديوار آجري را با ستون فلزي به طور اصولي پيوند و اتصال مي دهد. اجراي اصولي اين روش يه اين شرح است كه كيليپس زا به دو ستون مقابل و در راستاي يكديگر جوش مي دهيم . سپس ، با ميلگرد راستاي هم قطر و با رعايت اورلپ به دو كيليپس جوش مي دهيم . توجه گردد كه چنانچه فاصله دو ستون فلزي مقابل از ۳ متر بيشتر باشد ، بايد از وجود وادار ، فلزي مانند سپري جهت نصب بين دو ستون استفاده كنيم. سپس ، كيليپس گذاري بين ستونها و وادار را در راستاي يكديگر انجام دهيم . بهد هم سفتكاري ديوار را اجرا كنيم. باز هم توجه گردد كه چنانچه

فاصله تير زيرين و تير فوقاني در قاب ، مرتفع و بيشتر از ارتفاع ۳ متر باشد ، بايد از وجود تير فرعي غير باربري مانند نبشي استفاده كنيم . به طور مسلم ، اتصال تير فرعي با وادار و اجراي كليپس گذاري در مجموعه ذكر شده ، سفتكاري را با اسكلت فلزي كاملا درگير مي سازد. با اين روش اولا وجود تركها در موقع نشست از بين خواهد رفت ؛ ثانيا در مقابل زلزله و تحركات زمين ، ديوارهاي ساختمان و به خصوص ديوارهاي خارجي نگهداري مي شوند كه از براي تعمير چنين عمل مي كنيم :
۱- سطح اندود رويه ، آستر روي ستون و دو ديوار متصل به ستون فلزي را به عرض ۱۰۰ سانتيمتر و در شرايط محدود حتي به عرضي كمتر ، جمع اوري مي كنيم .
۲- به فاصله و ارتفاع هر ۶۰ سانتيمتر از ذدو ديوار ، كناره ستون را در يك رج افقي به اندازه ۵۰ سانتيمتر خالي مي كنيم

.
۳- عمل كليپس گذاري را در دو رج خالي شده با ستون فلزي از ميلگرد حداقل نمره ۱۶ با جوش مطمئن و كافي انجام مي دهيم.
۴- محل خالي را با ملات مرغوب و آجر نيم لايي آبخور به طور اصولي انجام مي دهيم تا شكاف گرفته شود.
۵- پس از جارو زدن سطح تراشيده شده و آب پاشيدن به ان ، ميخ سر كج را به فاصله هر ۲۵ سانتيمتر طوري مي كوبيم كه ۵/۱ سانتيمتر با سطح ستون و سفتكاري فاصله داشته باشد.
۶- توري گالوانيزه به عرض ۸۰ سانتيمتر را توسط سيم آرماتور بندي با قلاب مطمئن و محكم به ميخهاي سركج مي بنديم .
۷- اندود آستر را طوري انجام

مي دهيم كه توري در وسط ملات قرار گيرد و اندود را مسلح سازد.
۸- پس از آستر ، عمل سفيدكاري و لكه گيري و سپس رنگ و روغن را انجام مي دهيم.
با اين روشهايي كه در بالا توضيح دادم چنانچه نشست به وجود آيد ، ديگر ترك در كناره ستون فلزي به وجود نخواهد آمد.

گزارشي از ترميم سه ساختمان مسكوني

در بازديد از سه ساختمان مسكوني مجاور هم با سيستم مختلط ديوار باربر وستون هاي فلزي ، كه ديوار ها و سقف تيرچه بلوك ، در حد زير زمين اجرا شده و بخشي از ديوار هاي طبقه هم كف نيز ساخته شده بود ، مشكلات عديده اي مشاهده گرديد كه عمدتا شامل موارد زير مي باشد ضعف شديد ديوارهاي زيرزمين ، عدم اجراي كلافهاي قائم ، عدم وجود پل در تراز سقف در يكي از محورها و فقط عبور ستونها از ضخامت سقف تيرچه بلوك ، و در يك مورد قطع ميلگرد هاي تيرچه ، قبل از

تكيه گاه ، بطور يكه پا شنه فاقد ميلگرد تيرچه ، برروي تكيه گاه نشسته بود . همچنين دريك مورد ،ستوني حدود يك متر ، خارج از محور ) آكس ( بود. عليرغم مشكلات فوق در كل ، كيفيت سقف تيرچه بلوك ، پس از رفع عيب ، قابل قبول ارزيابي ميگرديد .براي رفع معايب عمده ساختمان ، بطور كلي اقدام به شمع زني در زير سقف ها و تخريب و بازسازي مجدد و تدريجي ديوارها ، شد.

همچنين با مهار موضعي ديوار و سقف ، اقدام به پي كني ،اجراي فونداسيونهاي لازم و نهايتاٌ انتقال ستون خارج ازمحور ، به محل مناسب خويش گرديد. همچنين با طراحي و نصب پل اضافي در نزديكي نشيمن ،بگونه ايكه قسمت مسلح پا شنه تيرچه ها ، متكي به اين پل گردند ، در جهت كاهش ضعف سقف ، اقدام شد .