ترمز

اساس کار ترمز بر مبناي اصطکاک بين دو سطح است. مقدار اصطکاک بسته به نيروي اعمال شده بين دو سطح، زبري و جنس سطوح تغيير مي کند.
وقتي راننده پدال ترمز را فشار مي دهد و ترمزها به کار مي افتند، سيالي از داخل لوله هاي روغن عبور مي کند و به مکانيسمهاي ترمزگيري در چرخها مي رسد. اين مکانيسمهاي ترمزگيري به قطعات چرخان نيرو وارد مي کنند تا حرکت چرخها کند شود يا چرخها از حرکت باز ايستند. مکانيسمهاي ترمز چرخ بر دو نوعند : کاسه اي و ديسکي. در ترمز کاسه اي فشار روغن،

 

کفشکهاي ترمز لنت کوبي شده را به يک کاسه چرخان يا کاسه چرخ مي فشارد. در ترمز ديسکي، فشار روغن لنتهاي ترمز را به ديسکي چرخان مي فشارد. اصطکاک بين کفشها يا لنت ترمزهاي ساکن با کاسه يا ديسک چرخان منشا عمل ترمزگيري است که سبب کند شدن حرکت يا توقف چرخها مي شود.

اگر راننده خيلي محکم ترمز بگيرد، بطوريکه چرخها قفل شوند، اصطکاک بين لاستيکها و سطح جاده از نوع جنبشي خواهد بود. اگر ترمز خيلي محکم گرفته نشود، چرخها به چرخيدن ادامه خواهند داد، در اين حالت با اصطکاک ايستائي سروکار داريم؛ يعني اصطکاک در آستانه حرکت که مقدار آن نيز از اصطکاک جنبشي بيشتر است. در صورتيکه چرخها قفل نشوند، خودرو پيش از توقف مسافت کمتري را مي پيمايد و زودتر متوقف مي شود. اما ترمز را همواره بايد چنان گرفت که چرخها در

آستانه قفل شدن باشند. اين اصل اساس کار سيستم ترمز قفل نشو يا ABS است. اين سيستم مانع قفل شدن چرخها و سر خوردن لاستيکها در هنگام ترمزگيري شديد مي شود. در نتيجه خودرو سريعتر، در فاصله کوتاهتر و با کنترل خوب متوقف مي شود.
اجزاي ترمز
سيستم ترمز پائي شامل دو بخش اصلي است. اين بخشها عبارتند از سيلندر اصلي يا پمپ زير پا و مکانيسمهاي ترمز کاسه اي يا ديسکي در چرخها. پمپ زير پا يک پمپ پيستوني رفت و برگشتي است. وقتي راننده پدال را فشار مي دهد، اين فشار به سيستم هيدروليکي منتقل مي شود، روغن ترمز از پمپ زير پا وارد لوله هاي روغن مي شود و به مکانيسمهاي ترمز مي رسد. (شکل۴-۱) با افزايش فشار هيدروليکي کفشکها يا لنت ترمزها به کاسه ها يا ديسکهاي چرخان فشرده مي شوند، در نتيجه نيروي مکانيکي پدال ترمز به نيروي هيدروليکي وارد بر مکانيسمهاي ترمز چرخ تبديل مي شود.

شکل ۴-۱ اجزاي ساده سيستم ترمز
در اکثر خودروها، ترمزهاي چرخها دو به دو با هم عمل مي کنند. بدين صورت که معمولاً در خودروهاي ديفرانسيل عقب دو چرخ عقب از يک لوله روغن و چرخهاي جلو از يک لوله روغن مجزا استفاده مي کنند. در بسياري از خودروهاي ديفرانسيل جلو نيز چرخها بصورت ضربدري هرکدام به يک لوله متصلند. (شکل۴-۲) مجزا کردن سيستم هيدروليکي به دو بخش ، ايمني خودرو را افزايش مي دهد

. اگر يکي از بخشها نشتي روغن داشته باشد و کار کند، بخش ديگر به کار خود ادامه مي دهد و خودرو را متوقف مي کند. به ندرت ممکن است هر دو بخش همزمان از کار بيفتند. در سيستمهاي قديمي، سيلندر اصلي يا پمپ زير پا فقط يک پيستون داشت. در اين سيستمها وقتي در نقطه اي از سيستم هيدروليکي عيبي بروز مي کرد، خودرو ديگر ترمز نمي گرفت.

شکل۴-۲ نحوه تقسيم فشار هيدروليک بين چرخها
ترمز بوستري
اکثر خودروها به سيستم ترمز بوستري مجهزند. در اين نوع سيستم وارد کردن نيروي نسبتاً کمي بر پدال ترمز براي کاهش سرعت يا متوقف کردن خودرو کافي است. در صورتي که موتور خاموش باشد يا بوستر خراب شده باشد، ترمز عمل مي کند، اما راننده بايد نيروي بيشتري به پدال ترمز وارد کند.

بوستر ترمز خلئي، سيلندري دارد که در آن پيستون يا ديافراگمي تعبيه شده است. وقتي پدال ترمز رها مي شود، پيستون در نتيجه خلا معلق مي ماند چرا که خلا در دو طرف آن برابر است. اين خلا مورد نياز بوسيله لوله اي از منيفولد بنزين يا يک پمپ خلا تامين مي شود. با فشار دادن پدال ترمز، فشار در يک طرف پيستون به فشار جو مي رسد، بنابراين پيستون به طرف ديگر کشيده مي شود و نيروي کمي که راننده به پدال وارد مي کند به کمک فشار جو افزايش مي يابد. (شکل۴-۳)

شکل۴-۳ اساس کار بوستر خلئي ترمز
با فشار دادن پدال ترمز، ميله پشت پدال ترمز شير هوا را از شير تنظيم متحرک دور مي کند. هوا با فشار جو از شيرها مي گذرد و وارد فضاي بين پيستون و پوسته عقب مي شود. در نتيجه ديافراگم و ميله پشت پمپ زير پا به طرف پمپ زير پا حرکت مي کنند. وقتي پيستونها در داخل پمپ زير پا عمل کنند، ترمز عمل مي کند. با رها کردن پدال ترمز شير هوا دوباره با شير تنظيم متحرک تماس پيدا مي کند. در نتيجه محفظه پشت پيستون و ديافراگم، نسبت به ورود هوا درزبندي مي شوند. (شکل۴-۴)

شکل۴-۴ ساختمان مجموعه پمپ اصلی و بوستر خلئی ترمز
ترمز کاسه اي
ترمز کاسه اي يک کاسه ترمز فلزي دارد که مجموعه ترمز هر چرخ را در بر مي گيرد. درون اين کاسه ترمز دو کفشک ترمز خميده به سمت خارج حرکت مي کنند تا سرعت چرخش کاسه ترمز را که همراه چرخ مي چرخد کاهش دهند يا آن را متوقف کنند. بدين صورت که وقتي راننده پدال ترمز را فشار مي دهد، روغن ترمز از محفظه فشار پمپ زير پا و از طريق لوله هاي روغن به سيلندر روغن درون چرخ مي رسد . سيلندر چرخ فشار هيدروليکي پمپ زير پا را به حرکت مکانيکي تبديل مي کند. وقتي فشار افزايش مي يابد، پيستون درون سيلندر بر نيروي فنرهاي برگشت کفشک ترمز غلبه مي کند و کفشکها را به طرف بيرون مي راند تا به کاسه بچسبند.
کفشکهاي ترمز معمولاً از فلز ساخته مي شوند و روي اين کفشکها لنت ترمز چسبانده يا پرچکاري مي کنند. لنت ترمز را غالباً از مواد بدون آزبست مانند فايبرگلاس يا ماده نيمه فلزي مي سازند که مي تواند در برابر گرماي ناشي از عمل کردن ترمز پايداري کند. قبلاً از آزبست هم در ساخت لنت ترمز استفاده مي شد، اما امروزه به سبب زيانهايي که آزبست براي سلامتي انسان دارد کمتر مورد استفاده قرار مي گيرد.

بر اساس نحوه قرار گرفتن اين کفشکها درون کاسه چرخ، اين ترمز به انواع گوناگون تقسيم مي شوند:
Leading and trailing shoe brakes : در اين ترمزها فنرهاي برگشت دهنده دو کفشک را در بالا به سيلندر چرخ و در پايين به پينهاي ثابت نگهدارنده کفشک فشار مي دهند. فشار دادن پدال ترمز سبب مي شود که پيستونهاي سيلندر چرخها، سر کفشکها را به طرف بيرون جابجا کنند و آنها را به کاسه ترمز بچسبانند. اصطکاک بين کفشک جلو و کاسه ترمز سبب مي شود که کفشک جلو

سعي کند همراه با کاسه بچرخد. اين عمل کفشک جلو، ته کفشک را به پين نگهدارنده کفشک مي فشارد، در نتيجه بيشتر عمل ترمزگيري را کفشک جلو انجام مي دهد. وقتي کفشک عقب با کاسه تماس پيدا مي کند، کاسه در حال چرخش مي کوشد تا کفشک را از خود دور کند. بنابراين کفشک عقب کمتر از کفشک جلو ساييده مي شود. وقتي خودرو دنده عقب مي رود نقش کفشکهاي جلو و عقب با هم عوض مي شوند. (شکل۴-۵)

شکل۴-۵ Leading and trailing shoe brakes
Duo-servo shoe brakes : در اين نوع از ترمزها سر کفشکها به يک پين نگهدارنده تکيه دارد. ته کفشکها با يک پيچ تنظيم متحرک به هم متصل است. کفشک به طرف جلو خودرو، کفشک اوليه و کفشک به طرف عقب خودرو کفشک ثانويه نام دارد. وقتي کفشکها با کاسه در حال چرخش تماس پيدا مي کنند، اصطکاک سبب مي شود که هر دو کفشک سعي کنند همراه کاسه بچرخند. سر کفشک اوليه تمايل به کشيده شدن به داخل کاسه را دارد و پايين مي آيد. سپس ته کفشک پيچ تنظيم را به طرف عقب مي راند. در نتيجه اين عمل، ته کفشک ثانويه به کاسه فشرده مي شود و کاسه، کفشک ثانويه را به طرف بالا جابجا مي کند و به پين نگهدارنده کفشک مي فشارد. کاسه با ادامه چرخش تمايل پيدا مي کند که هر دو کفشک را تنگتر به طرف خود بکشد، در نتيجه عمل تقويتي کفشک ثانويه شدت بيشتري مي يابد. در اين ترمزها عمل تقويتي دو کفشک سبب مي شود که نيروي کل ترمز گيري از نيرويي که سيلندر چرخ تامين مي کند بيشتر شود. (شکل۴-۶)

شکل۴-۶ Duo-servo shoe brakes
دو نوع ترمز کفشکي Two leading shoe brakes و Two trailing shoe brakes نيز وجود دارند که در اين نوع ترمزها هر دو کفشک يک نقش را بازي مي کنند يعني با توجه به نحوه قرار گرفتن کفشکها يا هر دو leading و يا هر دو trailing هستند.

تنظيم کننده هاي خودکار ترمز کاسه اي
بيشتر ترمز هاي کاسه اي خود تنظيمند تا بتوانند سايش لنت را جبران کنند. دو نوع تنظيم کننده خودکار مورد استفاده در ترمزهاي با کفشک عقب و جلو عبارتند از :
تنظيم کننده خودکار يکباري : در اين نوع وقتي که خلاصي بين لنت و کاسه به اندازه معيني رسيد، فقط يک بار کفشکها را تنظيم مي کند. پس از آن تنظيم مجدد امکان پذير نيست و کفشکها را بايد عوض کرد و تنظيم کننده خودکار را دوباره آماده کار ساخت.
تنظيم کننده خودکار تدريجي : در اينجا وقتي که فاصله لنت با کاسه به اندازه اي برسد که براي پيچيدن پيچ تنظيم کافي باشد، اين تنظيم کننده کفشک را به طرف کاسه مي راند. تنظيم در هنگام ترمز گرفتن، در حين حرکت رو به جلو يا عقب، انجام مي شود. وقتي کفشک ترمز باز مي شود، فنر برگشت پيچ تنظيم اهرم تنظيم را به طرف بالا مي راند. اگر لنت به اندازه کافي ساييده شود، اهرم از دندانه بعدي چرخ تنظيم بالاتر مي رود. وقتي پدال ترمز رها مي شود، اهرم تنظيم به طرف پايين مي آيد، در نتيجه دندانه مي پيچد. آن گاه پيچ تنظيم اندکي طويل تر مي شود تا کفشک را به کاسه نزديکتر کند.
ترمز ديسکي

در ترمز ديسکي بجاي کاسه ترمز از يک ديسک چرخان و بجاي کفشکهاي خميده از يک جفت کفشک مسطح بنام لنت ترمز استفاده مي شود. در هنگام ترمز گرفتن اين لنتها به ديسک در حال چرخش فشرده مي شوند. همچنين لنتها از پشت به يک سيلندر و پيستون متصل هستند.(شکل۴-۷) در هنگام ترمز گرفتن، فشار روغن پشت هر پيستون، آن را به طرف بيرون مي راند، در نتيجه لنتها به ديسک فشرده مي شوند. در اثر تماس لنتها با ديسک، سرعت چرخش ديسک و چرخ کاهش مي يابد و چرخ متوقف مي شود.

شکل۴-۷ ترمز ديسکي و اجزاي آن

نظيم خودکار ترمز ديسکي
ترمز ديسکي نيز با ساييده شدن لنت، خود به خود تنظيم مي شود. سوراخ سيلندر ترمز شياري دارد که يک لاستيک در آن قرار گرفته است. اين لاستيک پيستون را محکم دربرگرفته است. وقتي ترمز گرفته مي شود، پيستون به طرف ديسک حرکت مي کند؛ در نتيجه لاستيک تغيير شکل مي

دهد، اما باز هم به پيستون چسبيده است. وقتي ترمز رها مي شود، لاستيک هم آزاد مي شود و به وضعيت اوليه خود بر مي گردد. با بازگشت لاستيک به وضعيت قبلي پيستون هم به آهستگي از ديسک دور مي شود، اما لنت ترمز ممکن است اندکي با ديسک در تماس باقي بماند. با سايش لنت ترمز، مسافتي که پيستون در هنگام گرفتن ترمز بايد بپيمايد طولانيتر از آن مي شود که

بيرون لغزيده و در وضعيت جديدي قرار خواهد گرفت. اين تنظيم خودکار سبب مي شود که لنت ترمز به ديسک نزديکتر شود و سايش لنت را جبران کند. (شکل۴-۸)

شکل۴-۸ تنظيم کننده خودکار ترمز ديسکي
بسياري از لنتهاي ترمز ديسکي سايش نماي صوتي دارند. وقتي لنت ترمز به اندازه اي نازک مي شود که زمان تعويض آن فرا مي رسد، سايش نما به ديسک ترمز ساييده مي شود. در نتيجه اين عمل صداي خراشيدن بلندي به گوش راننده مي رسد و راننده را از ساييده شدن لنت ترمز آگاه مي گرداند.
ترمز ABS
وقتي سرعت لاستيکها، با آهنگي تندتر از سرعت خودرو کاهش يابد، لاستيکها روي سطح جاده سر مي خورند. يکي از راههاي جلوگيري از سر خوردن لاستيک، جلوگيري از قفل شدن ترمزهاست. اين همان کاري است که سيستم ترمز ABS انجام مي دهد. در حين ترمزگيري عادي، سيستم ترمزABS هيچ اثري بر ترمز پايي ندارد. اما وقتي راننده به شدت ترمز مي گيرد، اين سيستم مانع قفل شدن چرخها مي شود. اين سيستم به ترمزها اجازه مي دهد تا آستانه سر خوردن لاستيکها عمل کنند. در اين هنگام سيستم ABS فشار روغن ترمز هر چرخ را تغيير مي دهد. بدين ترتيب پمپ کردن سريع سبب مي شود که آهنگ کاهش سرعت چرخ، از آهنگي که سبب قفل شدن چرخها مي شود کمتر بماند.
نحوه عمل ترمز ABS
لوله هاي هيدروليکي که از پمپ زير پا مي آيند، به يک کارانداز هيدروليکي متصل مي شوند. لوله هاي ديگري از اين کارانداز به ترمز هرچرخ کشيده مي شوند. کارانداز را مدول کنترل سيستم ترمز ABS کنترل مي کند. حسگرهاي سرعت چرخ در هر چرخ بطور پيوسته سرعت چرخ را به مدول کنترل سيستم ترمز ABS اطلاع مي دهند. اين سيستم ترمز عمل نمي کند مگر اينکه کليد چراغ ترمز به مدول کنترل سيگنال بدهد که پدال ترمز فشرده شده است. وقتي مدول کنترل افت سريع سرعت چرخ را حس مي کند، به کارانداز سيگنال مي دهد که فشار روغن ترمز آن چرخ را تغيير دهد، در نتيجه چرخ قفل نمي شود. اين عمل به صورت زير اتفاق مي افتد :

مدول کنترل سرعت چهار چرخ را بطور پيوسته مقايسه مي کند. تا وقتي که هر چهار چرخ با سرعت تقريباً برابر مي چرخند، مدول کنترل اقدامي نمي کند. وقتي که سرعت چرخش چرخي سريعتر از چرخهاي ديگر کاهش مي يابد، مدول کنترل به رله سيستم ترمز ABS سيگنال مي دهد که واحد هيدروليکي را فعال کند. يک يا دو سلنوئيد در واحد هيدروليکي شيرهاي تنظيم جريان يا شيرهاي سلنوئيدي لوله هاي ترمز را باز و بسته مي کنند. با عمل کردن اين شيرهاي سلنوئيدي فشار هيدروليکي پشت هر ترمز قطع يا وصل مي شود. (شکل۴-۹)

شکل۴-۹ سيستم ترمز ضد قفل نسه راهه . ترمزهاي جلو جداگانه و ترمزهاي عقب با هم کنترل مي شوند.
Full-contact Disc brake
با ساخت اين نمونه از ترمزها تقريباً تحول بزرگي در زمينه ترمزها بوجود آمد، اما چون اساس کار آنها با نمونه هاي قبلي تفاوتي نداشت، اين تحول چندان به چشم نمي آيد. در واقع ساخت اين نمونه فراتر از يک بهبود تدريجي نمونه هاي قبلي است و مي توان آن را تحولي جديد در ساختمان آنها محسوب کرد. اين طرح شبيه ترمزهاي ديسکي است، با اين تفاوت که در ترمزهاي ديسکي هنگام ترمزگيري تنها حدود ۱۵ درصد سطح ديسک گردان با لنتها در تماس مي باشند، اما با تغيير در طراحي آنها و ساخت اين نمونه که به عنوان ترمز ديسکي تمام درگير ناميده مي شود، تقريباً ۷۵ درصد سطح ديسک گردان در يک لحظه با لنتها مي توانند در تماس باشند.
در استفاده از ديسکها و لنتهاي معمول، ديسک گردان بين لنتها درگير مي شود. اما در اين نمونه (Full-contac) همانطور که در شکل ۴-۱۰ مشاهده مي شود، يک سطح عنکبوت مانند، ديسک ترمز را در برمي گيرد که شش لنت ترمز نيز درون اين سطح و روي ديسک قرار مي گيرد. سيستم عملگر نيز بصورت هيدروليکي برروي لنت مدوري که پشت ديسک قرار دارد عمل مي کند.
براي اطمينان از انتقال حرارت ترمز و خنک نگه داشتن آن، سيستم بوسيله پره هاي خنک کننده اي که به لنتهاي بيروني متصل است، پوشيده شده است. لنتهاي دروني درون يک قالبي از جنس مواد کامپوزيت قرار گرفته اند. براي اطمينان از عملکرد بهينه ترمز تحت شرايط گوناگون از انواع مختلفي از مواد بعنوان لنت استفاده مي شود.

مزاياي اينگونه ترمزها که نسبت به گونه هاي قبلي آن قابل ملاحظه است، عبارتند از : خنک کاري بهتر، توان ترمز گيري بيشتر و کاهش سروصدا و ارتعاشات.

شکل۴-۱۰ نمونه باز شده و بسته Full-contact Disc brakes
لنتهاي ترمز
بسته به شرايط مختلف از مواد مختلفي در ساختمان لنتها استفاده مي شود، در گذشته بيشتر از آزبست در لنتها استفاده مي شد که امروزه بعلت مشکلات زيست محيطي استفاده از آنها تقريباً منسوخ شده و بجاي آنها از مواد ترکيبي و کامپوزيتي استفاده مي شود. مواد اصطکاکي که امروزه در لنتها استفاده مي شوند عبارتند از :
مواد آلي (Organic) : اين لنتها براي استفاده در خودروهاي شهري بسيار مناسبند، چرا که دوام خوبي دارند، سروصداي کمي ايجاد مي کنند، سبب ساييده شدن ديسک نمي شوند و هنگاميکه خنک هستند عملکرد خوبي دارند، اما مشکل عمده آنها اين است که وقتي گرم مي شوند بخوبي قبل عمل نمي کنند.
نيمه فلزي (Semi-metallic/sintered) : اين گونه از لنتها نمونه خوبي براي استفاده در خودروهاي درون شهري و جاده اي هستند. همچنين گزينه خوبي براي استفاده در اتومبيلهاي مسابقه اي هستند. اين لنتها هنگاميکه سرد هستند به خوبي مواد آلي کار نمي کنند و برعکس هنگاميکه گرم مي شوند، به عملکرد خوب خود مي رسند.

در اين لنتها صفحات نيمه فلزي توسط قيدهاي فلزي بهم متصل شده اند و گهگاه ممکن است اين اتصال ضعيف از بين برود و سطوح مختلف صفحات نيمه فلزي از هم جدا شوند، که البته اين اتفاق به ندرت اتفاق مي افتد.
فلزي (Metallic) : بطور عمده اينگونه از لنتها در خودروهاي مسابقه اي يا خودروهاي بسيار گرانبها استفاده مي شود. سروصداي زيادي ايجاد مي کنند و بعلت سختي فلز اثراتي روي ديسک دارند. هنگاميکه سرد باشند نيز به خوبي کار نمي کند.

سراميکي (Ceramic) : لنتهاي سراميکي هنوز در حدود ۱۵ – ۴۰ درصد الياف فلزي دارند که معمولاً از الياف مس بجاي فولاد استفاده مي شود که علاوه بر فرسايش کمتر، حرارت را نيز بهتر منتقل مي کند. اين لنتها به سادگي لنتهاي ديگر از بين نمي روند و دوام بيشتري دارند، زودتر خنک مي شوند و تقريباً بي سروصدا عمل مي کنند.
عملگرهاي ترمز
روشهاي گوناگوني براي انتقال نيروي راننده به ترمزها وجود دارد که در زير به آنها اشاره مي کنيم :
ميله بندي مکانيکي يا سيمي (Solid bar connection or Cable-operated )
در اين نوع عملگرها بين پدال ترمز و کفشک ترمز يک اهرم بندي مکانيکي قرار مي گيرد که عامل انتقال نيرو از پا يا دست راننده به ترمز مي باشد. اين نوع ميله بنديها، معمولاً با بکار بردن اهرمهايي نيروي وارده توسط راننده را چند برابر مي کنند. (شکل۴-۱۱)

شکل۴-۱۱ ميله بندي مکانيکي عملگر ترمز
در برخي از موارد که از سيستمهاي مکانيکي بعنوان عملگر استفاده مي کنند، بجاي سيستم ميله بندي اهرمي از سيم استفاده مي کنند. از اين سيستمهاي انتقال نيرو در خودروها کمتر استفاده مي شود و بيشتر در ترمز چرخهاي عقب موتور سيکلتها استفاده مي شود. (شکل۴-۱۲)

شکل۴-۱۲ مکانيزم سيمي بعنوان عملگر ترمز
عملگر هيدروليکي تک مرحله اي (Single-circuit hydraulic )
در اين عملگر که امروزه در بيشتر خودروها و موتورسيکلتها استفاده مي شود، ميله و سيم بوسيله سيستم سيلندر، پيستون، منبع و سيال هيدروليکي جايگزين مي شود. سيستمهاي هيدروليکي منفرد سه جز اساسي دارند: سيلندر اصلي، سيلندر ثانويه و منبع که اين اجزا توسط لوله هايي به هم مرتبطند. اين لوله ها و منبع توسط سيال غير قابل تراکمي پر مي شوند. هنگاميکه پدال ترمز

فشرده مي شود، در واقع پيستون کوچکي که درون سيلندر اصلي قرار دارد فشرده مي شود. از آنجاييکه سيال درون سيلندر غير قابل تراکم است، فشار بطور همزمان و از طريق لوله هاي انتقال سيال به سيلندر ثانويه مي رسد. همين فشارتوسط پيستون سيلندر دوم و از طريق يک اهرم به

پشت لنت مي رسد و جهت بکار انداختن ترمز از آن استفاده مي شود. البته گاهي نيز بدون نياز به اهرمي خاص، پيستون به صورت مستقيم با لنت درگير است. (شکل۴-۱۳) در اين حالت اين مزيت نيز بوجود مي آيد که حرارت ايجاد شده در لنت به سيال هيدروليکي منتقل شود.

شکل۴-۱۳ عملگر هيدروليکي تک مرحله اي

عملگر هيدروليکي دو مرحله اي (Dual-circuit hydraulic)
اين گونه از عملگرهاي هيدروليکي امروزه بيشتر در خودروهاي گرانبها و همچنين برروي برخي از موتورسيکلتهاي جديد استفاده مي شود. اين سيستم دو مدار جداگانه دارد. مدار فرمان که از راننده و توسط فشار پدال فرمان مي گيرد و يک مدار جداگانه که توسط يک مدول کنترل هدايت مي شود و در واقع همان مداري است که سرانجام بر روي لنتها اعمال فشار مي کند. چنانچه پدال

ترمز فشار داده شود، يک سيگنال فشار از طريق مدار اول به مدول کنترل مي رسد، توسط اين سيستم کنترلي، مقدار نيروي اعمالي وارده به پدال اندازه گيري مي شود، سپس با استفاده از يک پمپ و از طريق مدار دوم همان مقدار نيرو را به پشت لنتها مي رساند. اگر راننده سعي کند هنگاميکه سرعت خودرو بسيار زياد است، ناگهان ترمز کند، مدول کنترل سيستم، تمام نيروي اعمالي از طريق راننده را به مدار دوم انتقال نمي دهد، بلکه با توجه به شرايط موجود و سرعت خودرو، نيروي بهينه را به مدار دوم منتقل مي کند. (شکل۴-۱۴)

شکل۴-۱۴ عملگر هيدروليکي دو مرحله اي
عملگر هيدروليکي-الکترونيکي (Brake-by-wire )
اين نمونه از پيشرفته ترين نمونه ها در نوع خود است که معمولاً در خودروهاي مسابقه اي فرمول يک استفاده مي شود. از لحاظ ساختماني شبيه عملگر هيدروليکي دو مرحله اي است با اين تفاوت که بجاي مدار فرمان هيدروليکي، يک مدار فرمان الکترونيکي جايگزين شده است.

بدين صورت که پدال ترمز به يک رئوستاي فوق العاده حساس متصل شده است و هرچه پدال بيشتر فشرده شود، سيگنال بزرگتري به مدول کنترل فرستاده مي شود. (شکل۴-۱۵) اما مدار هيدروليکي دوم شبيه حالت قبل است. از مزاياي اين سيستم اين است که مي توان محل پدال را بدون محدوديت هرجاي دلخواهي در نظر گرفت.

شکل۴-۱۵ عملگر هيدروليکي-الکترونيکي