تصمیم گیری

اهداف عمده این فصل
۱٫ تحلیل تصمیم گیری به عنوان یک فراگرد منطقی با عطف توجه خاص به ارزیابی گزینه ها در پرتو اهداف مورد نظر .
۲٫ بحث درمورد رویکردهای تصمیم گیری ، با تاکید خاص بر روی رویکرد تحقیق وتحلیل و استفاده از تحقیق درعملیات به عنوان بهترین مثال این رویکرد .
۳٫ ارائه رویکردهای جدیدتر تصمیم گیری ، با توجه خاص به تحلیل ریسک ، درخت تصمیم گیری ، وتئوری ترجیح .

۴٫ پیشنهاد رهنمودهایی که باتوجه به آنها می توان اهمیت نسبی تصمیمات راتعیین کرد .
تصمیم گیری ، یا انتخاب ازمیان گزینه های مختلف انجام یک کار، هسته اصلی برنامه ریزی را تشکیل می دهد. می توان گفت اگر تصمیمی اتخاذ نشود، برنامه ای وجود نخواهد داشت مدیران گاهی اوقات ملاحظه می کنند که تصمیم گیری شغل اصلی انها را تشکیل می دهد زیرا مداوما باید انتخاب کنند چه کاری باید انجام شود، چه کسی آن را انجام دهد چه زمانی، درکجا و حتی چطور باید انجام گیرد. به هر حال تصمیم گیری فقط گاهی در برنامه ریزی است همچنین قسمتی از زندگی روزانه هر فردی است.

برخی از شرکتها ملاحظه کرده اند که تهیه و انتشار مفروضات برنامه ریزی، فرضیاتی که کاربرد زیادی در برنامه ریزی دارند و ارائه آن به افراد مربوطه بسیار عاقلانه است، البته این مفروضات باید تازه و بهنگام نگه داشته شود این شرکتها همچنین از مدیران خود می خواهند که مفوضات تکمیلی را در هنگام ارائه بودجه یا سایر برنامه های مربوط تهیه و پیشنهاد نمایند. برای یک مدیر بسیار

خطرناک است که تصور نماید بعد از تصویب برنامه و اتخاد تصمیم دیگر تعیین مفروضات ضرورتی ندارد . حقیقت این است که تا وقتی که یک شخص تمام عملیات راانجام نداده است ، تصمیم گیری وجود دارد وتصمیم گیری خوب موقعی انجام می شود که شخص مسئول تصویرروشنی ازمحیطی که تصمیمات درآن اجرا می گردد، داشته باشد.
سوالاتی برای بحث و بررسی
۱٫ یک مسئله تصمیم گیری را در مقابل خود قرار داده و مفروضات حیاتی برنامه ریزی احاط

ه کننده آن را مختصراً شرح دهید. چه تعدادی از آنها مربوط به دانش و چه تعدادی مربوط به پیش بینی است؟ چه تعدادی کیفی و چه تعدادی کمی هستند؟ چه تعدادی در کنترل شما هستند؟
۲٫ یک پیش بینی فروش اغلب هم به عنوان یک برنامه و هم به عنوان یک مفروض در نظر گرفته می شود. اظهار نظر نمایید.
۳٫ مفروضات عمده ای را که به نظر شما شرکت «فوردموتور» برای پیش بینی فروش اتومبیلهای ود در ۲ سال آینده لازم دارد، مشخص نمایید.
۴٫ آیا اهداف، خط مشیها، و روشها می توانند برای برنامه ریزی به عنوان مروضات در نظر گرفته شوند؟
۵٫ توضیح دهید چگونه مفروضات یکسان به هماهنگی برنامه ها کمک می کنند.
۶٫ مفروضات چطور باید ایجاد و انتقال یابند؟
۷٫ دقیقا شما چطور می توانید تکنیک «دلفی» را برای تعیین مفروضات مسائل عمده اجتماعی شرکتی که در ۱۰ سال آینده با آنها مواجه خواهد شد، مورد استفاده قرار دهید
تصمیم گیری به عنوان گام مهمی در برنامه ریزی
قبلا توضیح داده شد که تصمیم گیری بخش عمده ای از برنامه ریزی است. در حقیقت هسته اصلی برنامه ریزی شرح فراگرد تصمیم گیری است. به این ترتیب تصمیم گیری ممکن است به این ترتیب تصور شود: ۱٫ تعیین مفروضات، ۲٫ تعیین گزینه ها، ۳٫ ارزیابی گزینه ها، ۴٫ انتخاب یک گزینه یعنی اتخاذ یک تصمیم. اگر چه در این فصل راجع به منطق و تکنیکهای انتخاب بحث می شود ولی در واقع تصمیم گیری به عنوان گامی در برنامه ریزی در نظر گرفته شده است.
معقولیت و تصمیم گیری

تصمیم گیری موثر مستلزم یک انتخاب منطقی است. ولی معقولیت چیست؟ چه موقع یک شخص منطقی فکر می کند یا تصمیم می گیرد؟ غالبا تصوی می شود که حل کردن مسئله، تفکر یا تصمیمی منطقی است، و گاهی اوقات یک مسئله به عنوان حالتی از ابهام، عدم اطمینان، یا هرج و مرج تعریف شده است. ولی اگر هدف یک شخص در وضعی مبهم، نامطمئن یا نامنظم قرار داشته باشد، مسلما هیچ مسئله ای وجود نخواهد داشت و نیازی به تصمیم گیری نیز نخواهد بود.
بنابراین ملاحظه می شود که قبل از تصمیم گیری منطقی شرایط معینی باید وجود داش

ته باشد. در وهله اول باید برای تحقق هدفی کوشش شود. ثانیا باید درک روشینی از گزینه ای که در جهت تحقق هدف است، داشت. ثالثا باید بتوان گزینه ها را در پرتو هدف مورد نظر ارزیابی کرد، و بالاخره باید گرایش داشت بهترین گزینه را برای تحقق هدف انتخاب کرد.
در زمینه مدیریت به ندرت می توان کاملا منطقی بود. چون اولا هیچ کس نمی تواند درباره گذشته تصمیم بگیرد، تصمیات باید در آینده اجرا شوند و آینده تقریبا شامل عدم اطمینان است. ثانیا به سختی می توان تمام گزینه های تحقق یک هدف را تشخیص داد، زیرا در بیشتر موارد راههای زیادی برای رسیدن به یک هدف وجود دارد.
آنچه یک مدیر می تواند در نظر بگیرد یک معقولیت محدود اس. برخی از مدیران برای اینکه می خواهند کاملا منطقی باشند اجازه می دهد عدم علاقه آنان به ریسک با گرایش پیدا کردن بهترین راه حل تداخل نماید. اگر چه این امر حقیقت دارد که بسیاری از تصمیمات مدیریتی با این گرایش اتخاذ م یشود که از کنار مسائل تا آنجا که ممکن است با ایمنی رد شوند، ولی این نیز پذیرفته شده که اکثر مدیران کوشش دارند بهترین تصمیمات را در داخل محدودیتهای منطقی و در پرتو اندازه و ماهیت ریسکهایی که در عدم اطمینان وجود دارد اتخاذ نمایند.
توسعه گزینه ها
با فرض اینکه هاهداف مشخص بوده و مفروضات برنامه ریزی روشن هتسند، اولین گام درتصمیم گیری توسعه گزینه ها می باشد. به ندرت می توان جریان کاری را پیدا کرد که در آن گزینه های مختلف وجود نداشته باشد. در حقیقت اگر به نظر برسد که فقط یک راه برای انجام کاری وجود دارد مدیران آگاه با تردید به آن می نگرند. به عنوان مثال یکی از شرکتهای امریکایی برای افزایش تولید خو به سطحی که هزینه ها کاهش یافته و زیان به سود تبدیل شود، به تجهیزات سرمایه ای نیاز داشت. زیادی به قدری بود که شرکت برای دریافت وام اعتباری نداشت. به نظر می رسد در این موقعیت تنها راه حل ممکن عدم سرمایه گذاری بد. ولی این امر شکستگی را مسلم می ساخت. بنابراین مدیران شرکت به جستجوی گزینه های دیگر پرداختند. در این جستجو ولید کننده ای را یافتند که تجهیزات لازم را داشت و خود قادر به فروش آن بنود. بانکه به این تولید کننده گفته بودند می توانند تجهیزات مربوطه را بدون پیش قسط ماهیانه به فروش برساند. علاوه بر این شرکت دیگری چون می خواست تجهیزات جدید را جایگزین قدیمی نماید. پیشنهاد فروش تجهیزات مورد نظر را بدون پیش قسط ارائه داد. بنابراین در موقعیتی ظاهرا نومید کننده، دو گزینه ماسب پیدا شد.
توانایی توسعه گزینه ها درست به اندازه انتخاب صحیح از بین آنها اهمیت دارد. از سوی دیگر مهارت تحقیق و زیرکی اغلب موجب پیدایش تعداد زیادی انتخاب می گردد که نمی توانند به

سادگی مورد ارزیابی قرار گیرند در این موقعیت تصمیم گیرنده نیاز به کمک دارد و این کمک ممکن است در مفهوم عامل محدود کننده یافت شود.
اصل عامل محدود کننده
عامل محدود کننده عاملی است که در سر راه تحقق هدف مطلوب قرار می گیرد اگر این عوامل به روشنی شناخته شوند، مدیران به جستجوی گزینه هایی خواهند پرداخت که بر این عوامل محدود کننده فائق آیند. به عنوان مثال هدف تولید کنده ای که قبلا مورد اشاره قرار گرفت تبدیل زیان به وسد بود. وسیله انجام این کار به دست آوردن تجهیزات سرمایه ای بود. عامل محدود کننده فقدان پول نقد و اعتبار بود. در نتیجه گزینه های شرکت منحصر به آنهایی بود که عامل محد

ود کننده را از سر راه بردارد.م تحقیق شرکت درست، مستقیم و موفقیت آمیز بود.
از ملاحظه این و سایر مثالهای دیگر، اصل عامل محدود کننده بیرون می آید: در انتخاب از میان گزینه های، هر قدر یک فرد بتواند عواملی را که برای تحقق هدف مورد نظر محدود کنده یا بحرانی باشد بیشتر شناخته و رفع نماید او می تاند گزینه مطلوب را بهتر و دقیق تر انتخاب نماید.
کشف عامل محدود کننده ممکن است چندان آسان نباشد، چون این عومل معمولا نامعلوم هستند، به عنوان مثال اگر شرکتی طرح شراکت در سود را مورد ملاحظه قرار دهد، عامل محدود کننده ممکن است کسر مالیات از سود و طرز تلقی کارکنان نیتس به طرح باشد. یک شرکت در تصمیم گیری خود مبنی بر توسعه عملیات، ممکن است عامل محدود کننده را دسترسی به سرمایه، اقتصادی نبودن مقیاس تولید و برخورد مقامات دولتی بداند.
جستجو و شناخت عوامل محدود کننده در برنامه ریزی هرگز پایان نمی یابد. برای کی برنامه در یک زمان، یک عامل معین ممکن است برای تصمیم گیری، حیاتی باشد. ولی بعدا برای همان نوع تصمیم گیری ممکن است عاملی که برای برنامه قبلی نسبتا مهم نبوده، عامل محدود کننده شود.
فراگرد اساسی ارزیابی
همین که گزینه های مناسب مشخص شدند گام بعدی در برنامه ریز ارزیابی و انتخاب گزینه ای است که به بهترین وجهی به تحقق هدف کمک نماید اگر چه تصمیات باید در سایر مراحل برنامه ریزی نیز اتخاذ گردد، ولی انتخاب گزینه آخرین نقطه تصمیم گیری است.
عوامل کیفی و کمی
همان طور که در مورد مسئله مقایسه گزینه های برنامه ریزی جهت تحقق یک هدف ذکر شد، ما باید درباره عوامل کمی نیز فکر کنیم. این عوامل شامل چیزهایی مثل انواع مختلف هزینه های ثابت و متغیر می باشد که می تواند اندازه گیری شود. هیچ کس اهمیت این تجزیه و تحلیل را مورد سوال قرار نمی دهد ولی اگز شرکتی عوامل غیرملموس را فراموش نماید برای موفقیت شرکت

خطرناک خواهد بود. اینها عناصر غیرقابل اندازه گیری هستند مثل کیفیت روابط کار، اتمال خطر تغییر تکنولوژی یا فضای سیاسی بین المللی. موارد زیادی وجود دارد که برنامه های کمی به وسیله

یک جنگ پیش بینی نشده از بین رفته است یک برنامه خوب بازاریابی بعد از یک اعتصاب حمل و نقل طولانی غیرقابل اجرا شده است، یک برنامه خوب بازاریابی بعداز یک اعتصاب حمل و نقل طولانی غیرقابل اجرا شده است، یا یک برنامه منطقی به وسیله یک رکود اقتصادی مختل شده است نکات فوق اهمیت توجه به وامل کمی و کیفی را در مقایسه گزینه های نشان می دهد.
برای ارزیابی عومل کیفی، تحلیل گر باید اول آنها را شناختهو سپس مشخص نماید که آیا می توان آنا را با معیار کمی معقولی مورد سنجش قرار داد. اگر چنین نیست، تحلیل گر باید آنها را با نتایج حاصل از ارزیابی عامل کیفی مقایسه کند و سپس تصمیم گیری نماید. این تصمیم گیری ممکن است وزن بیشتری به یک عامل کیفی بدهد.
یک چنین رویه ای در وقاع تصمیم گیری بر اساس وزن کل شواهد و مدارک است. اگر چه شامل قضاوتهای شخصی خطاآمیزی است، ولی تعداد کمی از تصمیمات تجاری می تواند دقیقا ب

 

ه کمیت تبدیل گردد که در آن قضاوت ضروری نباشد. تصمیم گیری معمولا امری مشکل است. بدون علت نیست که مدیران موفق به غلط به عنوان کسانی کهدرست حدس می زنند تعریف شده اند.
ارزیابی گزینه ها: تحلیل نهایی
ارزیابی گزینه ها ممکن است تکنیک تحلیل نهایی را مورد استفاده قرار هد تحلیل نهایی عبارت از درآمد اضافی حاصله در مقابل هزینه اضافی خرج شده می باشد. بنابراین وقتی هدف به حداکثر رساندن سود است، زمانی این هدف تحقق پیدا می کند که درآمد اضافی (درآمد نهایی) و هزینه اضافی (هزینه نهایی) باهم برابر باشند.
تحلیل نهایی می تواند عوامل دیگری بجز هزینه و در آمد را نیز مورد استفاده قرار دهد. به عنان مثال برای بهینه ساختن ستاده یک ماشین، می تواند آن قدر داده ار در مقابل ستاده ها تغییر داد که داده نهایی برابر با ستاده نهایی گردد. این مرحله در این صورت نقطه حداکثر کارایی ماشین خواهد بود.
ارزیابی گزینه ها: تحلیل سودمندی هزینه
تحلیل سودمندی هزینه یا فایده نوع دیگری یا پیشرفتی در تحلیل نهایی سنتی است. این ارزیابی با استفاده از تکنیکی انجام می شود که در آن گزینه ها در حالتی که راه حل بهینه نمی تواند به پول یا معیار خاص دیگری تبدیل گردد، وزن داده می شود. به عبارت دیگر تکنیک سودمندی هزینه، روشی برای انتخاب گزینه ها در حالتی که اهداف دفاعی، مثل دفع حملات دشمن ممکن است مشخص نباشد، یا اهداف اجتماعی مثل کاهش آلودگی هوا و کاهش عدم اشتغال، و یا اهداف تجاری مثل شرکت در هدف اجتماعی از طریق برنامه آموزش بیکاران، ممکن است غیرمشخص

باشد.
این امر به این معنی نیست که اهداف نمی توانند دارای معیار نسبتا خاصی برای سودمندی خود باشند. به عنوان مثال در برنامه ریزی روحیه افراد تنظیم شده است، سودمندی ممکن است با توجه به عامل قابل ممکن است با توجه به عوامل قاب لکنترلی مثل نرخ جابه جایی و استعفای افراد، غیبت، یا حجم شکایات اندازه گیری شود. البته در همه این موارد قضاوت ذهنی مسئولان

ذی صلاح دخالت دارد.
عمده ترین جنبه سودمندی هزینه، تمرکز ان بر روی برنامه یا سیستمی است که، کمک هر گزینه را در جهت خدمت به اهداف مورد نظر وزن داده و هزینه هر یک را بر حسب سودمندی ان مورد مقایسه قرار می دهد. اگر چه تحلی فوق شامل، مراحل مشابهی مثل هر تصمیم گیری دیگری است، جنبه های مهمی که سودمندی هزینه را متمایز می سازد عبارت است از:
۱٫ اهداف به طور عادی بر حسب ستاده بوده و معمولا غیر دقیق است.
۲٫ گزینه ها نمایانگر کل سیستمها، برنامه ها، ای استراتژیها برای تحقیق اهداف می باشد.
۳٫ معیارهای سودمندی باید با اهداف متناسب بوده و تا آنجا که ممکن است دقیق تعیین گردد، هر چند ممکن است قابل تبدیل به کمیت نباشند.
۴٫ تخمین هزینه ها معمولا امری عادی و سنتی است، ولی ممکن است شامل هزینه های پولی و غیرپولی باشد هر چند ممکن است هزینه های غیرپولی را به عنوان عوامل منفی سودمندی حذف نمود.
۵٫ معیار تصمیم گیری در حالی که مشخص ولی ممکن است خیلی دقیق مثل بالاترین سود نباشد، ممکن است برای تحقق هدف مشخصی در حداقل هزینه باشد.
سودمندی هزینه می تواند با استفاده از مدلهایی به طور منظم مورد بررسی قرار گیرد. همان طور که در شکل ملاحظه می شود مدل مورد نظر چهار گزینه را انتخاب کرده است: این گزینه ممکن است ۴ نوع هواپیمای نظامی باشد. در سطوح مختلف هزینه سطوح مختلف سودمندی وجود دارد. این سطوح سودمندی می توان با تعدادی از عوامل مثل سرعت، فشار بار، حداکثر ارتفاع و قابلیت مانور سنجیده شود. هدف تحلیل سودمندی هزینه برقراری ارتباط میان معیار سودمندی و هزینه های مختلف می باشد. مدل نشان می دهد که در نقطه E1 و C1 گزینه A1 از همه سودمند تر است در نقطه E2 و C2 گزینه A4 از همه سودمند تر است و در نقطه هزینه C3 دارای سودمندی هزینه بیشتری است.
باید به خاطر داشت که پرهزینه ترین گزینه ها همیشه سودمندترین آنها نیست به ویژه وقتی که سودمندی با عوامل مختلفی سنجیده می شود. به عنوان مثال یک هواپیما مافوق سرعت ؟؟؟ فقط وقتی که سرعت مورد نظر باشد ممکن است از همه سودمند تر باشد. ولی وقتی که سرعت و قدرت مانور مورد ملاحظه قرار می گیرد، یک هواپیمای کم سرعت تر و کم هزینه تر ممکن است سودمند تر باشد.

تمام تحلیلهای سودمندی تصمیم گیرنده را مجبور می سازد گزینه های مختلف را در پرتو سودمندی آنها در مقابل هزینه آنها مورد توجه قرار می دهد.
برنامه ریزی در شرایط پویا
تجزیه و تکحلیل نیروهای اقتصادی در شرایط ایستا فقط برای جدا کردن اثرات عدم اطمینان مفید است و به همین جهت ابزارهای دیرگی برای تجزیه و تحلیل توسعه پیدا کرده استو در عمل شرایط ایستا وجود نداشته و بنابراین در شرایط تغییر و عدم اطمینان انجام می گیرد. این خصوصیت پویای محیط است که برنامه ریزی را مشکل می سازد.
مسئله اصلی در شرایط پویا صحت تخمین برنامه ریز درباره آینده است چون آینده نامعلوم است وقتی که مدیران یک موقعیت آینده را تخمین می زنند، لزوما فرضیات معینی را درباره انچه اتفاق خواهد افتاد در نظر می گیرند. اگر انها اتفاقات احتمالی را به طرق مختلفی وزن دهند، نتایج متفاوتی به دست خواهند آورد. مثلا فرض کنید مدیری بخواهند برای کارخانه جدیدی برنامه ریزی نمایند و احساس نماید که برای جبران هزینه ها ۱۰ سال مورد نیاز باشد. او ممکن است آینده را با توجه به بازار قیمتهای، هزینه های کارگری، هزینه مواد، بهره برداری از کارخانه، کارایی کارگر، مالیاتها و سایر عوامل تخمین بزند فرض کنید ۶ حالت احتمالی تخمین زده شده باشد که اتفاق خواهد افتاد این حالات همان طور که در کشل نشان داده شده تخمینها کاملا متفاوتی از سود خالص را ارائه می دهد.
همان طور که انتظار می رود تمام تخمینها برای اولین و دومین سال تقریبا نزدیک هم هستند، چون مدیر می تواند درباره نتایج کوتاه مدت مطمئن تر از نتایج دراز مدت باشد. ولی با طولانتیر شدن دوره برنامه ریزی، تخمین سود از پیش بین A که بسیار بالاست، پیش بینی E که نقطه سر به سر است و پیش بینی F که زیان است، متفاوت می باشد.
از این مدل ساده چندین مشاهده نتیجه گرفته می شود. اول ابزار تحلیل نهایی برای رسیدن به این تخمینهای متفاوت مفید است، دوم، شکل ۷-۲ این حقیقت را تاکید می نماید که عدم اطمینانها در طی زمان تعداد گزینه های احتمالی را زیادتر می سازد. مدیران باید وسایلی برای محدود کردن تحلیلهای خود به موقعیتهای متحمل تر داشته باشد. در بیشتر

موارد این عمل با قضاوت و آزمون صورت می گیرد. اگر آنها بتوانند سود خود را بر اساس تخمنی متحمل ترین رخدادها محاسبه کنند، پیش بینی گزینه ها به متحمل ترین آنها محدود خواهند کرد. در این حالت یک تصمیم بیشتر بر اساس وزن دادن به ریسکها و منافعی که از این چند احتمال انتظار می رود، قرار می گیرد.
اساس انتخاب از میان گزینه ها
مدیران برای انتخاب از میان گزینه ها، سه اصل را جهت تصمیم گیری در نظر می گیرند: تجزیه، آزمایش، و تحقیق و تحلیل
تجربه
در تصمیم گیری، تکیه بر تجربیات گذشته احتمالا گذشته مهمتری از آنچه سزاوار آن است بازی می کند. مدیران با تجربه معمولا عقیده دارند کارهایی که در گذشته انجام داده اند و خطاهایی که مرتکب شده اند راهنمای مناسبی برای آینده است. این طر

ز تلقی، یعین هر مدیری بیشتر تجربه داشته باشد سزاوار ترقی بیشتر در سازمان است.
تا حدی این طرز تلقی که تجربه بهترین آموزگار است قابل توجیه می باشد. این حقیقت که مدیران بدون علت به پست کنونی خود نرسیده اند ظاهرا توجیه گر تصمیمات آنان است. ولی بسیاری از مدیران از اشتباهات خود عبرت نگرفته وبرخی دیگر به نظر می رسد هرگز بویی از قضاوتهایی که برای عملیات مدرن لازم است نبرده اند.
به هر حال تکیه بر تجربیات گذشته دارای خطراتی است اولا اکثر افراد دلایل واقعی اشتباهات خود را نمی دانند. ثانیا درسهای تجربه ممکن است برای مسائل جدید کاملا نامناسب باشد. تجربه به گذشته مربوط است، تصمیمات خوب باید در برابر حوادث آینده ارزیابی شود با وجود این اگر تجربه دقیقا تجزیه و تحلیل گردد می تواند پایه خوبی برای تصمیم گیری باشد. همان طور که هیچ دانشمندی استفاده از تحقیقات دیگران را بی فایده نمی دانند، مدیران نیز می توانند از دیگران چیزهای زیادی بیاموزند.
آزمایش
یکی از راههای انتخاب گزینه ها این است که آنها را مورد استفاده قرار داد و ملاحظه کرد که اتفاقی خواهد افتاد. چنین آزمایشهایی در کارهای علمی مورد استفاده قرار می گیرد. معمولا استدلال می شود که این روش باید بیشتر مورد استفاده قرار گیرد و تنها راهی که یک مدیر می تواند مطمئن شود که برنامه ای صحیح است آزمایش گزینه های مختلف و ملاحظه نتایج آن است.
ولی این روش بسیار گران تمام می شود و مستلزم هزینه های زیادی برای انجم گزینه های مختلف می باشد. به علاوه ممکن است آزمایشی که انجام شده در آینده صادق نباشد، چون آینده نسخه بدل حال حاضر نیست.

از سوی دیگربسیاری از تصمیمات نمی توانند بدون اینکه بهترین روش انجام کار به وسیله آزمایش مشخص گردد اتخاذ گردند. مثلا در برنامه ریزی یک هواپیمای جدید اگر تمام مطالعات هم انجام شده باشد، هنوز این سوال باقی می ماند که آیا یک هواپیما موفق و اقتصادی است. بنابراین ازمایش در فراگرد انتخاب گزینه ها لازم است. در این مورد یک نمونه هواپیمای اصلی ساخته می شود و آزمایش می گردد و بر اساس این آزمونها تولید هواپیماها با طرحی تجدید نظر شده انجام می گیرد.

آزمایش در موارد دیگری نیز انجام می شود شرکتی ممکن است محصول جدید خود را قبل از عرضه در کل کشور در بازارهای معینی آزمون نماید. تکنیکهای سازمانی معمولا قبل از اینکه در کل کارخانه پیاده شوند در یک شعبه با قسمت آزمون می شوند. نامزد یک شغل مدیریتی ممکن است در طی مرخصی مدیر مربوطه، در این شغل آزمون قرار گیرد.
تحقق و تحلیل
رایج ترین و موثرترین تکنیک برای انتخاب گزینه ها تحقیق و تحلیل است. این رویکرد برای حل یک مسئله اول درک آن را ضروری می شناسد. بنابراین تحقیق در مورد رابطه بین متغیرها، محدودیتها، و فرضیات مهمی است که بر هدف مربوطه تاثیر دارند. ثانیا حل یک مسئله برنامه ریز مستلزم خرد کردن اجزای عوامل ملموس و غیرملموس مورد مطالعه است. احتمالا مطالعه و تحلیل بسیار ارزانتر از آزمایش تمام می شود. معمولا بسیار کم هزینه تر از آزمایش عملی گزینه های مختلف اس. در مثال ساخت هواپیماها که در فوق ذکر شد اگر قبل از ساخت نمونه ازمایشی و ساخت نهایی هواپیماها تحقیق کافی صورت نگرفته باشد، بدون تردید هزینه های حاصله سرسام آورد خواهد شد.

خصوصیت اصلی تحقیق و تحلیل این است که مدلی شبیه به مسئله مورد نظر توسعه داده می شود به این ترتیب غالبا مدلهایی از ساختمانها به صورت نقشه های دقیق یا ماکت تهیه می گردد. ولی مفیدترین روش احتمالا شبیه سازی متغیرهای یک مسئله با استفاده از اصطلاحات و روابط ریاضی می باشد. مدتهای مدیدی است که علوم فیزیک برای انجام این کار بر مدلهای ریاضی تکیه دارند و ملاحظه این امر که این روش در زمینه تصمیم گیری مدیریتی نیز راه یافته است باعث خشنودی است.
تحقیق در عملیات و برنامه ریزی
یکی از جامع ترین رویکردهای تحقیق و تحلیل برای تصمیم گیری «تحقیق در عملیات» است که گاهی «تحلیل عملیات» یا «علم مدیریت» نیز خوانده می شود. این اصطلاحات اگر چه گاهی اوقات از جانب طرفداران ریاضی گرای آن اسرارآمیز جلوه گر می شود ولی به هر حال با استفاده از «روش شناسی» سیستمها در علوم فیزیک، در تصمیم گیری مدیریتی نیز مورد استفاده قرار گرفته است.

تا حد زیادی، تحقیق در عملیات محصول جنگ جهانی دوم است. رشد فزاینده تحقیق در عملات در سالهای اخیر موجب استفاده آن در علوم فیزیک، مهندسی، اقتصاد و مسائل سیاسی شده است. همچنین رشد سریع ماشینهای محاسب به استفاده بیشتر از تحقیق در عملیات کمک موثری نموده است.
مفهوم تحیق در عملیات
تقریبا به اندازه نویسندگانی که درباره تحقیق در عملیات مطلب نوشته اند، تعاریف مختلف از تحقیق در عملایت وجود دارد. یکی از تعاریف که در تصمیم گیری مورد استفاده است عبارت از «کاربرد روش علمی برای مطالعه گزینه ها در حل یک مسئله بر اساس ماقدی رکمی جهت رسیدن به بهترین راه حل بر حسب هدفهای مورد نظر» می باشد. به عبارت دیگر تحقیق د رعملیات ممکن است «شعور کمی» خوانده شود.
تحقیق در عملیات ، مثل تحلیلهای حسابداری یا تحلیلهای همبستگی، خود تصمیمات را ارائه نمی دهد. بلکه ارقام و اطلاعات کمی را جهت کمک به تصمیم گیری مدیران فراهم می سازد. در بیشتر مواقع تحلیلها نمی توانند آن قدر کامل یا جامع باشند که تصمیم را ایجاد نمانید. ولی در برنامه ریزی تولید یا مسائل حمل و نقل، اهداف ممکن است آن قدر روشن باشند، اطلاعا ورودی آن قدر مشخص باشند و نتایج آن قدر قابل اجرا باشند که بتوانند مستقیما به تقطه بهترین راه حل منتهی شوند.

برخی از کارشناسان تحقیق در عملیات اصرار می ورزند که با این ابزار کل فعالیتهای هر موسسه ای باید به عنوان یک سیستم کلی مورد ملاحظه قرار گیرند. به علاوه غالبا ادعا م یشود که تحقیق د رعملیات مستلزم رویکرد گروهی در حل مسائل است، یعنی استفاده از استعدادهای مختلفی مثل ریاضی دانان، متخصصین تجارت، روانشناسان، مهندسین و حسابداران ضروری است. اگر چه این شرایط ممکن است مطلوب باشد، ولی به نظر نمی رسد برای استفاده از تحقیق در عملیات

ضروری باشد. تمام مدیران از تحلیل همه جانبه زمینه های یک مسئله استقبال می کنند، ولی اشکالات اجرایی آن را نیز در نظر می گیرند. بنابراین کارشناسان تحقیق در عملیات نباید مفید بودن تکنیکهای خود را در حل مسائل مختلف نادیده بگیرند.
اصول تحقیق در عملیات

 

کوششهای زیادی برای حل و فصل مسائل مدیریتی انجام دشه است ولی کارشناسان تحقیق د رعملیات در رویکرد خود عنصر نظم و کمال را ارائه داده اند. آنها بر مشخص کردن مسئله و هدف، جمع آوری و ارزیابی دقیق اطلاعات، ایجاد و آزمون فرضیات، تعیین روابط مابین اطلاعات، ارائه و کنترل پیش بینیها بر اساس فرضیات، و در نظر گرفتن معیارهایی برای ارزیابی موثر بودن یک عمل تاکید دارند.
به این ترتیب خصوصیات اصلی تحقیق در عملیات آن طور که در تصمیم گیری مورد استفاده قرار می گیرد ممکن است به ترتیب زیر خلاصه شود:
۱٫ تاکید بر روی مدلها که نمایانگر منطقی یک واقعیت یا مسئله هستند. این مدلا ممکن است ساده یا پیچیده باشند. مثلا در حسابداری فرمول داراییها منهای بدهیا برابر با اموال یک مدل است.
۲٫ تاکید بر اهداف در مورد کی مسئله و توسع معیارهایی که در جهت تحقق هدف، تعیین شده است. مثلا اگر هدف سود باشد، معیار موثر بودن ممکن است نرخ بازگشت سرمایه باشد.
۳٫ کوشش برای قرار دادن متغیرهای یک مسئله یا حداقل متغیرهای که به نظر می رسد در حل ان مهم باشد در یک مدل.
۴٫ قرار دادن مدل یا متغیرهایش، محدودیتهایش و اهدافش در قالب اصطلاحات ریاضی به طوری که به روشنی قابل درک بوده از نظر ریاضی ساده باشد و به سهولت بشود در محاسبه ارقام را جانشین علائم نمود.
۵٫ کوشش برای کم کردن متغیرهای یک مسئله تا آنجا که امکان دارد، چون فقط اطلاعات کمی می توانند برای به دست آوردن نتایج مشخص در مدل جای داده شوند.
کوشش برای اضافه کردن اطلاعات کمی شدنی با استفاده از وسایلی مثل احتمالات که به این ترتیب بتوان مسئله را با اشتباهات بسیار جزئی در شرایط عدم اطمینان نیز قابل حل نمود.
در میان تمام این اصول شاید مهمترین انها ساخت و استفاده از یک مدل واقعی برای تصمیم گیری می باشد. انواع زیادی از این مدلها وجود دارد برخی از آنها روابط منطقی را مابین متغیرهای برقرار می سازد مدلهایی ممکن است به عنوان «تشبیهی» یا «تشریحی» مورد اشاره قرار گیر

 

ند، چون فقط برای شرح روابط بین عناصر یک موقعیت طراحی شده اند. مدلهایی که برای برنامه ریزی مفید هستند مدلهای «تصمیم گیری» یا «بهینه سازی» نامیده شده اند. چون برای انتخاب بهترین گزینه های در دسترس طراحی شده اند. در حالی که هدف مدلها رسیدن به یک راه حل مطلوب است، البته آنها حدود مسئله را نیز شبیه سازی می کنند.
برای ایجاد یک مدل تصمیم گیری لازم است اهداف مورد نظر به ترتیبی بیان شود، رابط متغیرهایی که این اهداف را تحت تاثیر قرار می دهند تعیین گردد، و سپس آنها را به طور ریاضی بیان کرد تا جواب مطلوب بر حسب اهداف مربوط حاصل گردد.
در مسائل معمولی مدیریت معمولا تعداد زیادی متغیر وود دارد در حقیقت در رخی از مسائل تعداد متغیرها آن قدر زیاد است و روابط آنها آن چنان پیچیده است که در قالب بیان ریاضی مسائل تعداد متغیرها ان قدر زیاد است و روابط انها آن چنین پیچیده است که در قالب بیان ریاضی نمی گنجید. برای تعیین مقدار سفارش اقتصادی یک محصول برای یک شرکت مدلی مورد استفاده قرار گرفته است. متغیرهای عمده در این مسئله مقدار مورد نیاز محصول در یک سال هزینه هر واحد، هزینه حمل موجودی هزینه تدارک هر سفارش و مقدار سفارش می باشند. مدلی که به این ترتیب به دست آمده و بر حسب معیار موثر بودن- مقدار سفارش اقتصادی- بیان شده به ترتیب زیر می باشد.

که در آن
Qe = مقدار سفارش اقتصادی
R= مقدار مورد نیاز سالیانه
S= هزینه های تدارکات
I= هزینه حمل هر قلم موجودی
در حقیقت خیلی قبل از اینکه اصطلاح تحقیق در عملایت مورد استفاده قرار گیرد، برنامه ریزان مدلی ساخته بودند که در ان هزینه ها، درامدها، و سود پیش بینی می شد. اگرچه آنها از فرمولهای ریاضی استفاده قرار گیرند برنامه ریزان مدلی ساخته بودند که در ان هزینه ها، درآمدها و سود پیش بین می شد. اگر چه انها از فرمولهای ریاضی استفاده نمی کردند و به همین جهت به تحلیل

عداد کمی از مهمترین گزینه ها محدود می شدند، می توانستندسودآوری را مورد آزمون قرار دهند. در واقع این مسکل برای بسیاری از کارشناسان تحقیق در عملیات نیز وجود دارد. برای اینکه آنها مدل خود را مفید سازند ممکن است برخی از متغیرهای حیاتی را که نمی توانند کمی شوند از مدل خود خارج کند این عمل به ویژه اگر بدون اطلاعات مدیران مربوطه باشد، غالبا موجب بی اعتبار شدن تکنیک تحقیق در عملیات می گردد.

روش تحقیق در عملیات
تحقیق درعملیات کاربردی شامل شش مرحله است:
۱٫ فرموله کردن مسئله مانند هر مسئله برنامه ریزی تحقیق در عملیات باید هدفها و سیستمی را که راه حل باید در آن عمل کند تحلیل می نماید. چون منظور از فرموله کردن مسئله تعیین بهترین راه از میان گزینه های مختلف است باید معیارهای مئثر بودن و هدفها به وضوح تعریف شود. به علاوه در یک مسئله معمولی تحقیق در عملیات می توان هدفهای زیادی را چنانچه لازم و قابل توجیه باشد در نظر گرفت. مثلا در مسئله برنامه ریزی تولید و توزیع تصمیم گیرنده ممکن است بخواهد هزینه های ملیاتی را به حداقل برساند. سرمایه گذاری در موجودی را به حداقل برساند. خدمات خوبی به مشتریان ارائه دهد و استفاده از سرمایه گذاریهای سرمایه ای را بهینه سازد.
۲٫ ایجاد یک مدل ریاضی، کام بعد فرموله کردن مسئله به عنوان سیستمی از روابط در قالب یک مدل ریاضی می باشد. برای یک هدف واحد، که حداقل برخی از متغیرها قابل کنترل هستن، شکل مدل عمومی تحقیق در عملیات ممکن است به ترتیب زیر باشد:

که در آن
E= معیار موثر بودن سیستم
Xi= متغیرهای قابل کنترل
Yi= متغیرهای غیرقابل کنترل
مدل فوق ممکن است به عنوان یک مدل بهینه سازی یا یک مدل شبیه سازی طبقه بندی گردد. وقتی که به عنوان یک مدل بهینه سازی مورد استفاده قرار می گیرد، ارزشهایی که به جای متغیرهای غیرقابل کنترل Yi و متغیرهای قابل کنترل Xi وارد مدل می شوند به ترتیبی مورد استفاده قرار می گیرند که معیار موثر بودن E را بهینه سازند. مثال فرض کنید که مدیر بازاریابی بخواهد مبلغ کل فروش به واحد پولی را بهینه سازد. مدلی که برای انجام این کار به کار می رود ممکن است شامل متغیرهای غیرقابل کنترلی مثل قیمت رقبا، تولید ناالص ملی، یا تغییرات سطح قیمتها باشد و متغیرهای قابل کنترل ممکن است شامل متغیرهایی مثل تعداد اف

راد قسمت فروش، حق العملهای مجاز، قمیت محصولات، و هزینه های تبلیغات باشد.
اگر چه تمام مدلها در نظر دراند واقعیت را شبیه سازی کنند، ولی آنچه که معمولا مدلهای شبیه سازی نامیده می شود آنهایی هستند که افراد به مدل مجموعه ای از ارزشها را برای متغیرهای قابل کنترل وارد کرده و مجموعه ای از ارزشها را برای متغیرهای غ

یر قابل کنترل فرض می نمایند. با استفاده از یک یا چند مجموعه از ارزشها برای متغیرهای غیرقابل کنترل (چون اغلب نمی توانند شناخته شوند) افراد می تواد معیارهای موثر بودن E متفاوتی را محاسبه نمایند تا زمانی که یکی از آنها را رضایتبخش قلمداد نمایند. البته در این مورد هیچ راهی وجود ندارد که بتوان در یافت یک راه حل بهینه پیدا شده است یا خیر. ولی نتایج حاصله می تواند بسیار مهم باشد. غالبا مشکل می توان مدلهای بهینه را به کار برد چون معمولا اطلاعات کافی وجود نداشته و به دشواری می توان واقعیت را شبیه سازی کرده و ساخت آن نیز بسیار پیچیده و مشکل است.
۳٫ استخراج راه حل از مدل. برای رسیدن به یک راه حل دو روش اساسی وجود دارد در روش تحلیلی محقق با استفاده از استنتاج ریاضی سعی می کند قبل از وارد کردن ارقام جهت به دست اوردن یک راه حل عددی به یک راه حل ریاضی دست یابد این امر می تواند کمک بسیار مهمی به تصمی گیریهای پیچیده بنماید. متغیرها ممکن است کاهش یافته یا بر حسب متغیرهای معمولی بیان شوند. متغیرهای معینی (مثل فروش) ممکن است در چند محل دریک مدل ظاهر شود و ممکن است فاکتور گرفته شده یا کاهش یابد. در موارد دیگر تعدادی از معادلات ریاضی ممکن است ادغام و ساده شود. نتیجه این روش تحلیلی این است که یک سلسله از روابط پیچیده در یک شکل ریاضی ساده باین می شود. به علاوه این تحلیل ممکن است حذف گردد.
روش دوم روش «عددی» خوانده می شود. در این روش تحلیل گرد ارزشهای مختلف را برای متغیرهای مربوطه آزمایش می کند و از نتایج حاصله مجموعه ای از ارزشها را ایجاد می نماید که به نظر می رسد بهترین راه حل را ارائه خواهد داد. روش عددی از سعی و خطای خالص تا تکرارهای پیچیده متفاوت است. در تکرار تحلیل گر آزمونهای زیادی برای رسیدن به یک راه حل بهینه انجام می دهد. در برخی از موارد پیچیده مثل ورشهای آبیاری که با استفاده از برنامه ریزی خطی صورت می گیر. قوانینی توسعه پیدا کرده که تحلیل گران می توانند سریعتر ازمونها را انجام داده و راه حل بهینه را تشخیص دهند.
۴٫ آزمون مدل. چون یک مدل فقط نماینده ای از واقعیت است و چون به ندرت اماکن دراد شامل تمام متغیرها باشد، مدلها معولا باید ازمون شوند. این عمل به وسیله ح

ل مسئله ای در این مدل و مقایسه نتایج حاصله با آنچه واقعا اتفاق افتاده انجام می شود.
۵٫ کنترل مدل و راه حل. چون ممکن است مدلی که یک بار در دست از آب درامده با واقعیت تطبیق نداشته باشد، چون متغیرها ممکن است ارزش دیگری پیدا کنند، یا چون ممکن است روابط بین متغیرها تغییر نماید، باید برای کنترل مدل و راه حل آن پیش بینی لازم را ب

 

ه عمل آورد. انجام می شود. اثرات انحرافات باید در مقابل هزینه های انجام اصلاح یا تجدید نظر برنامه ها وزن شود. در نتیجه ممکن است محقق به این نتیجه برسد که مدل یا داده ها را تصحیح ننماید.
۶٫ استفاده از راه حل. گام نهایی ساختن مدل و به اجرا درآوردن آن است. این کار شامل تجدید نظر و توضیح روشها به ترتیبی است که داده ها به طور منظمی در دسترس قرار گیرد. انچه که بسیاری از افراد در زمینه به عنوان یک مانع عمده تلقی می نمایند این است که هیچ کس تمایل ندارد کار دشوار تجدید نظر در اطلاعات اساسی با به عهده بگیرد. ارقام حسابداری و سایر اطلاعات موجود در یک شرکت معمولا یا نیازمندیهای تحقیق در عملیات تطابق ندارد.
سایر مسائل راه حل شامل وادار ساختن افراد به درک، قدردانی، و استفاده از تکنیکهای تحقیق در عملیات است. پاسخ به این سوالات که چه وسایل محاسباتی باید مورد استفاده قرار گیرد و چگونه و چطور اطلاعات خروجی باید تنظیم گردد که برای تصمیم گیرندگان مفید و عامل درک باشد، خود مشکلات دیگری در بر دارد.
مطالب فوق این است که کارشناسان تحقیق در عملیات لازم است مدلهایی ارائه دهند که مفید و قابل استفاده باشد ژیمناستیکهای ریاضی ممکن است برای فیلسوفهای ناب جالب باشد ولی مدیر باید تصمیمی مسئولانه اتخاذ نماید. و کارشناسی که برای مدیر مفید است باید چیزی بیشتر از یک ژیمناست ریاضی باشد.
تحقیق د رعملیات و شبیه سازی
شبیه سازی با استفاده از مدلهای مختلف گاهی به عنوان یکی از نیرومندترین ابزارهای موجود برای برنامه ریزی و کنترل مدیریت تلقی می گردد خود شبیه سازی جدید نیست مدیران مدتهای مدیدی است که ان را از طریق ایفای نقشهای آموزشی آموزش سیاس

ت تجاری از طریق موارد، و آزمون مدلهای هواپیما در یک تونل باد مورد استفاده قرار داده اند بازیهای جنگی مدتهاست که در ارتش مورد استفاده بوده و اخیرا بازیهای تجاری مثالهایی از موقعیتهایی است که در آن افراد از طریق شبیه سازی واقعیت تجربیاتی به دست آورده اند.