تغذیه و پیشرفت تحصیلی نوجوانان

تغذیه مناسب در حفظ سلامتی و موفقیت تحصیلی دانش آموزان نقش چشمگیری دارد . پدران ، مادران و اولیا ی مدرسه و نوجوانان عزیز باید بدانند که تغذیه مناسب ، به ویژه در دوران امتحانات ، تاثیر مهمی در موفقیت تحصیلی آنها خواهد داشت .
امروزه تحقیقات نشان داده اند که تغذیه دوران نوزادی و کودکی بر میزان هوش و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در سالهای بعدی زندگی تاثیر گذار است . شیر مادر به علت آنکه اسیدهای چرب غیر اشباع ضروری دارد ، بر میزان هوش فرد در سالهای بعدی زندگی اثر می گذارد . مطالعه ای در فیلیپین نشان داد نوزادانی که مدت طولانی تری با شیر مادر تغذیه شده بودند ، امتیاز هوش

بالاتری نسبت به دیگران در سنین ۵/۸ تا ۵/۱۱ سال داشتند . در مطالعه دیگر ، کودکان ۶ تا ۱۱ سال که تغذیه نا کافی داشتند ، میزان نمرات ریاضی آنها به طور معنی داری کمتر از دیگران بود . در مطالعه ای دیگر ، دخترانی که کفایت غذایی ناکافی داشتند در پاسخ

به سوالات امتحانی سرعت عمل کمتری داشتند و از هوش کمتری برخوردار بودند .
مطالعات متعددی نشان داده اند که حذف هر وعده غذایی به ویژه صبحانه ،موجب نرسیدن مقدار کافی مواد غذایی به مغز می شود و عملکرد ذهنی را کاهش می دهد . مدارسی که برنامه غذایی در صبح ( وعده صبحانه ) را اجرا کرده بودند ، دانش آموزان با بهره هوشی و عملکرد

تحصیلی بالاتر نسبت به دیگر مدارس داشتند . نوجوانانی که صبحانه نمی خورند ، در ساعات صبح که حداکثر فعالیت یادگیری در این ساعات است ، احساس خستگی می کنند و توجه و تمرکز آنها کم می شود . کودکان و نوجوانان باید هر چهار تا شش ساعت یک بار یک وعده غذایی متناسب و مغذی داشته باشند تا قند خون آنها در حد طبیعی بماند و مغز بتواند با مقدار قند خون طبیعی به فعالیت خود ادامه دهد . کودکان و نوجوانانی که بدون خوردن صبحانه در جلسه امتحان شرکت می کنند ، شانس کمتری برای موفقیت در امتحانات دارند. مواد مناسب و مغذی برای وعده صبحانه

 

کودکان و نوجوانان شامل شیر ، ساندویچ نان و پنیر و عسل ، میوه ها یا آبمیوه های طبیعی است . در بعضی از روزهای هفته ، از خوراک عدسی ، تخم مرغ و سویا نیز باید استفاده شود . بهتر است از نانهای سنگک ، تافتون و بربری ، که سبوس دار هستند ، برای وعده صبحانه یا دیگر وعده ها استفاده شود . میان وعده های مناسب برای نوجوانان عبارتند از : ساندویچ نان و پنیر ، خرما ، بیسکویت های تهیه شده از آرد کامل گندم ، انواع میوه ها و خشکبار ( میوه های خشک و آجیل

) که مواد مغذی لازم مانند آهن ، روی و انواع ویتامینهای b و cدر آنها وجود دارد ، برای عملکرد مغز لازم هستند . مواد غذایی مانند چیپس ، پفک ، بیسکویت های کرمدار ، شکلاتها و شیرینی ها و کلوچه ها ، که بخش عمده آن را چربی و مواد قندی ساده تشکیل می دهند ، حاوی انرژی بالا و مواد مغذی کمی هستند . انتخاب این میان وعده ها باعث حس سیری کاذب می شود ، بدون آنکه نیازهای تغذیه ای را تامین کند . در ضمن ، چنانچه این میان وعده ها در زمانهای نامناسب د

ر طی روز مصرف شوند ، علاقه بر آنکه اشتهای کودکان و نوجوانان را برای خوردن وعده های اصلی از بین می برند ، به مرور زمان باعث ایجاد کمبودهای تغذیه ای در آنها می شوند . همچنین ، به دلیل داشتن انرژی زیاد سبب تجمع انرژی در بدن و به دنبال آن بروز مشکل اضافه وزن و چاقی در کودکان و نوجوانان می شوند

اثرات سو تغذیه بر آموزش و پرورش کودکان
دانش آموزانی که از گرسنگی رنج می برند معمولا در درس حساب و ریاضیات نمرات کمتری کسب می کنند. گرسنگی موقت موجب اختلا ل در درک مطلب می گردد. هنگامی که سابقه سو»تغذیه با نخوردن صبحانه توام باشد اثر آن بر فعالیت های ذهنی بسیار عمیق تر و به صورت حواس پرتی و بی توجهی به محرک های طبیعی و رفتارهای کنش پذیری در کودک منتهی می شود.
غذا و تغذیه همواره به عنوان دو موضوع مهم زندگی بشر از ابتدا تاکنون بوده است زیرا ادامه حیات و انجام فعالیت بدون غذا وتغذیه ممکن نیست. علی رغم پیشرفت تکنولوژی و تمدن بشری

گرسنگی و سو» تغذیه دو نقطه تاریک و لکه ننگ بر تارک حیات بشر است. هنوز هر روز هزاران کودک به دلیل سو» تغذیه فقر و بیماری جان خود را از دست می دهند در حالی که ابزار و دانش کافی برای حفاظت از حیات و کاستن چشمگیر رنج فقر و مرگ کودکان وجود دارد. سو» تغذیه موجب توقف رشد فکری و ذهنی کودکان می گردد. کودکانی که دارای فقر پروتئین- انرژی هستند از نظر میکروبیولوژیک دارای استرس و اضطراب زیستی و اجتماعی بوده و در عملکردشان ضعیف و بی دقت و کمتر خودکار و خودجوش هستند. کودکان ضعیف در مشارکت و فعالیت های مدرسه

کمتر نقش دارند. عفونت های انگلی تغییرات وخیم بیوشیمیایی و ایمنولوژیکی و تغییرات ساختمانی در اعضایی مثل روده، کبد و کلیه ایجاد می کند.
این عفونت ها سبب سو» تغذیه گردیده و در نتیجه از قابلیت های جسمی و روانی دانشآموزان می کاهد و در نتیجه این عفونت ها درصد قابل توجهی از روزهای مدرسه را غایب هستند که این امر موجب افت تحصیلی می گردد. بعضی از کمبودهای غذایی مثل کمبود ید و فسفر مستقیما سبب عقب ماندگی ذهنی کودکان می شود. اصولا رشد مغزی در سنین ۷ الی ۱۰ سالگی صورت می گیرد و با ویتامین A ارتباط دارد. کمبود این ویتامین سبب بی توجهی و بی دقتی دانشآموزان در کلا س درس گردیده و پیشرفت درسی و انجام مشق شب را با مشکل رو به رو می کند.
دانش آموزانی که از گرسنگی رنج می برند معمولا در درس حساب و ریاضیات نمرات کمتری کسب می کنند. گرسنگی موقت موجب اختلا ل در درک مطلب می گردد. هنگامی که سابقه سو»تغذیه با نخوردن صبحانه توام باشد اثر آن بر فعالیت های ذهنی بسیار عمیق تر و به صورت حواس پرتی و بی توجهی به محرک های طبیعی و رفتارهای کنش پذیری در کودک منتهی می شود.

کمبود آهن بر کارایی آموزشی تاثیر مستقیم و منفی دارد. کودکانی که دچار کمبود آهن هستند از لحاظ چابکی، توجه و تمرکز رغبت به درس و فعالیت های فکری و ذهنی عقب هستند. آنان حساس، زودرنج، کج خلق و آسیب پذیرند و تمایل کمتری بر فعالیت و تحرک دارند.
فشار کمبود غذا جسم آدمی را به مصالحه هایی وادار می کند که بتواند خود را سرپا نگه دارد. اکثر این مصالحه ها غیرقابل رویتند. کم کاری، خستگی، تنبلی و کاهش قدرت تفکر نشانه های

ظاهری کمبود غذا و سو»تغذیه است. افرادی که به کم غذایی دچارند به جای آن که راه بروند و بازی کنند بیشتر ترجیح می دهند که بایستند و نشستن را بر ایستادن ترجیح می دهند و به جای آن که بنشینند دراز می کشند زیرا برای جبران کمبود مواد غذایی میزان سوخت و ساز بدن کاهش می پذیرد، فشار خون کاهش می یابد، بدن از اندوخته های چربی وام می گیرید و چربی ما

هیچه ها نقصان می یابد و استخوان دفرمه می شود و رشد و حرکت متوقف می شود.
بیماری ها و عفونت ها بروز می کند و مرگ و میر افزایش می یابد.
دانش آموزی که صبحانه نخورده باشد قند خونش پایین می آید و انرژی فرد برای یادگیری کم می شود و قدرت حل مسائل فکری مثل ریاضی و حساب در او به شدت کاهش می یابد، در اواخر ساعات مدرسه کسل است، حوصله نشستن در کلا س و گوش دادن به درس را ندارد لذا باید گفت آموزش و پرورش کودک از صبحانه شروع می شود نه از زنگ مدرسه.
باید تغییری در درک ما از سو»تغذیه و گرسنگی به وجود آید. کمبود وزن قابل رویت است در حالی که سو»تغذیه از نوع کمبود در ریزمغذی ها و گرسنگی پنهان اصولا به حساب نمیآید چون به آسانی قابل رویت نیست. لذا باید این تصور که سو» تغذیه مساله ای صرفا مربوط به کمبود غذاست از اذهان بیرون رود. امروزه بسیاری از خوراکی ها به گونه ای تهیه می شود که به خاطر آماده بودن شکل ظاهری یا طعم آن مورد علا قه خانواده یا کودکان است اما نه تنها خاصیت غذایی فراوان ندارد بلکه کم ارزش بوده و در بسیاری از موارد می تواند منشا بیماری هایی برای آنان باشد.

مادر آگاه با تنظیم برنامه غذایی صحیح و با تهیه مواد خوراکی اصلی مورد نیاز رشد کودک خود و ایجاد عادات مناسب در آنان خاطره خوبی از تغذیه و غذا را در ذهن کودکان به جای می گذارد. مصرف بعضی از تنقلا ت تبلیغ شده که دارای مواد معطر، رنگ های مصنوعی و افزودنی ها

(نگهدارنده ها) و قند وشکر زیادی است در بروز فعالیت بیش از حد، شلوغی بچه ها و ایجاد اختلا لا ت رفتاری نزد آن ها نقش داشته است. این در حالی است که به دلیل رشد سریع و بلوغ کار فکری، انجام ورزش و نرمش و تحرک زیاد در مدرسه باید درتهیه و تامین غذا و آموزش اصول تغذیه بیشتر دقت شود.

“سوء تغذیه و تأثیر آن بر یادگیری در دانش آموزان”

دانش آموزانی که ما در مدرسه با آنان روبه رو می شویم از دوران نوزادی و کودکی گذر کرده اند و از نظر وضعیت تغذیه ای یکی از مهم ترین دوران زندگی خود را پشت سرگذاشته اند .
دوران جنینی و سال اول تولد یکی از مهم ترین دوران رشد کودک است و رسیدن مواد تغذیه ای اعم از پروتئین ، انرژی و ریز مغذی ها نقشی بسیار مهم و اساسی در رشد و تکامل او تا قبل از مدرسه دارند . عوارض بعضی از این کمبودها چنانچه طفل در این دوران با آن روبه رو شده باشد در سنین مدرسه غیر قابل جبران است .
عمده ترین مشکلات تغذیه ای کشور، سوء تغذیه ناشی از کمی دریافت پروتئین و انرژی، (PEM) کمبود ید، کمبود آهن و کم خونی ناشی از آن می باشد . کمبود ویتامینA و سایر کمبودها شامل کمبود ویتامینهای گروهB مثل ویتامینB2 و کمبود ویتامینD نیز در کودکان گزارش شده است .

بعضی از این کمبودها به دلیل فقر مواد مغذی در غذاهای منطقه، همه گروههای سنی را درگیر می کند، ولی کودکان به دلیل افزایش نیاز در دوران رشد بیشتردر معرض خطر قرار می گیرند .

افزایش نیاز در این دوران قابل توجه است، به ویژه کودکان که در جهش های رشد نیاز بیشتری به مواد مغذی و ریز مغذی ها مانند ید و آهن دارند . تفاوت نیاز در دختران و پسران، به ویژه در دوران بلوغ، به دلیل تفاوت سن بلوغ است و بعد از آن ، نیاز به ید وآهن در دختران بیشتر است . ولی بعد ازبلوغ تعادل هورمون ها در پسران به گونه ای است که رشد غده تیروئید در اثر کمبود ید در آنان متوقف می شود ولی در دختران ، نیاز هم چنان تا دوران بارداری وجود دارد . به همین

دلیل بعد از دوران بلوغ، گواتر در زنان ۵ تا ۶ برابر بیش تر ازمردان است .
شیوع کمبود آهن و کم خونی ناشی از فقر آهن نیزدر دختران پس از بلوغ به دلیل خون ریزی ماهانه افزایش می یابد . سایر کمبودها مانند کلسیم و ویتامینD نیز در دوران کودکی و نوجوانی به طور یکسان بر هر دو جنس اثر می گذارد ولی در نهایت زنان بیشتر در معرض خطر کمبود کلسیم و ویتامینD قرار می گیرند . بنابراین در کودکی و دوران تحصیلی اگر چه تغذیه صحیح در هر دو جنس اهمیت دارد، ولی زنان به خاطر دلیل اینکه از ذخایر بدن خود در دوران بارداری و شیر دهی استفاده می کنند، آسیب پذیرتر بوده و نیاز به توجه ویژه تری دارند . سوء تغذیه در دختر بچه ها در حقیقت نسل را در معرض خطر قرار می دهد . زنان کوتاه قد به طور معمول دارای لگنی کوچک هستند و در زمان بارداری جنین آنها نمی تواند رشد بالقوه خود را داشته باشد . بنابراین در آنها احتمال به دنیا آمدن پسر یا دختری با وزن کم( کم تر از ۲۵۰۰ گرم) وجود دارد .
تحقیقات نشان داده است که مادران کم وزن با جثه کوچک، کودکان کوتاه تر و با سر کوچک تر به دنیا می آورند . این تحقیقات رابطه معنی داری را بین سن مادر و وزن هنگام تولد نشان داده است ، از جمله آن که مادران جوان تر کودکانی با جثه ریزتر به دنیا آورده اند . غلظت هموگلوبین نیز در سه ماهه اول ، ارتباط مثبتی با وزن ، قد و دور سر نوزاد داشته است . کودکان کم وزن ، به طور معمول مشکلات زیادی در زمینه رشد، تغذیه و ایمنی دارند و معمولاً بیشتر ازکودکان سالم و با تأخیر رشد در دوران کودکی مواجه می شوند و به همین ترتیب این حلقه معیوب باعث پدید آمدن نسلی کوتاه تر می ش

ود.
تحقیقاتی که در بنگلادش در این زمینه صورت گرفته است نشان می دهد ، دختران کم وزن و کوتاه قد( مادران مبتلا به سوء تغذیه) فرزندانی کوتاه تر به دنیا آورده اند . این امر در بین سال های ۱۹۳۷ تا ۱۹۸۲ باعث شده که قد پسران روستایی بنگلادش در یک دوران ۴۵ ساله، ۱۲ سانتی متر کوتاه تر شود . یکی از دلایل ، عادات جاری و مرسوم سنتی است که طبق معمول زنان دیرتر از مردان سر سفره می نشینند و غذای کم تری دریافت می کنند. این تبعیض تغذیه ای باعث کوتاه قدی و سوء تغذیه دختر بچه ها می شود. دختران جوان مبتلا به سوء تغذیه که زودتر ازدواج می کنند و بچه دار می شوند ، نمی توانند کودکانی با وزن متعادل به دنیا آورند . سالانه حدود یک میلیون کودک زیر ۵/۲ کیلو در بنگلادش به دنیا می آیند که بالاترین رقمLBW در دنیاست.

اگر چه موضوع بحث، سوء تغذیه در دانش آموزان است و در نظر داریم ابعاد مختلف سوء تغذیه را در این سن بشناسیم، ولی به دلیل تسلسلی که رشته های مسائل را از بدو تولد تا آخرین روزهای حیات به هم پیوند می دهد ، ناچاریم بدانیم که چگونه ، نوزادی که ثمره یک مادر مبتلا به سوء تغذیه است در دوران تحصیل نمی تواند کفایت لازم را برای یادگیری داشته باشد . وقتی در مدرسه به این گونه کودکان برخورد می کنیم با شناسایی عمق مشکل می توانیم به آنها و نسل آینده شان کمک کنیم .اگر ریشه مشکل را بدانیم، بی جهت کودکان را به باد انتقاد نمی گیریم ، آنها را سرزنش نمی کنیم و گناه آنچه را که آنها مسئول آن نیستند به پایشان نمی نویسم .

فرض کنید کودکی را که به دلیل ناتوانی های تحصیلی ، شدیداً مورد موأخذه قرار می دهند، بشناسید . اگر این کودک نوزادی بوده است که به دلیل گفته شده، کم وزن به دنیا آمده، برای این که بدانید او با گذر از چه مشکلاتی کوله بار زندگی را به دوش کشیده است ، به چند مورد اشاره می کنیم:

– امکان مرگ او تا ۲۸ روز پس از تولد، ۴۰ مرتبه بیش تر از نوزادانی است که با وزن طبیعی به دنیا آمده باشند .
– وقتی به سن یک سالگی رسیده ، ۵ برابر بیشتر از نوزادان سالم خطر مرگ را پشت سر گذاشته است .
– او زنده است ولی با اخلالاتی در تکلم ، تکامل و نمو سیستم عصبی، ضعف قوه بینایی ، کاهش فراگیری های اکتسابی و کری روبه رو می باشد .
– او بیش تر از دیگران به عفونت های تنفسی، گوارشی و سایر بیماریها مبتلا می شود؛ همیشه رنجور است و از بیماری رنج می کشد .

– امکان ابتلای او در بزرگسالی نیز به بیماری هایی نظیر دیابت، فشار خون و بیماری های قلبی بیش از نوزادان سالمی است که به دوران بزرگسالی رسیده اند .
اگر اولیای مدرسه و والدین او بدانند زندگی چه دشواری هایی را به دلیل گناه ناکرده او، به او تحمیل کرده است هرگز به خود اجازه نمی دهند با شیوه های متفاوت از او بخواهند چیزی بشود که نمی تواند . دانشمندانی که درباره مسئله سوء تغذیه و عوارض اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن کار می کنند، توانسته اند با محاسبات دقیق، ارزشی را که یک انسان توانمند می تواند برای جامعه خود داشته باشد از نظر توانمندی های فیزیکی و ذهنی به معیاری قابل سنجش (پول) تبدیل کنند . آن گاه بر اساس آمار سوء تغذیه، ضرر وزیان کشورها را مقایسه کرده اند تا به سیاست گذاران نشان دهند که به عواقب ناشی از سوء تغذیه بنگرند و با طراحی برنامه های پیش گیری ، نسل های آتی را از رکود و عقب ماندگی برهانند . این محاسبات می گوید؛ سرمایه گذاری در این زمینه چه قدر می تواند به نفع جامعه باشد .

” کم خونی ناشی از فقر آهن و اثر آن بر قدرت فراگیری “
کودکان سنین مدرسه به ویژه اگر متعلق به خانواده هایی هستند که از نظر اقتصادی و اجتماعی در سطح پایینی هستند، ممکن است به درجاتی از فقر آهن و کم خونی ناشی از آن مبتلا شوند .
در مناطقی که آب آلوده برای شرب وجود دارد و وضعیت بهداشت محیط در سطح مطلوبی نیست، ممکن است دریافت آهن از طریق مواد غذایی کافی باشد، ولی ابتلا به بیماری های عفونی و انگلی موجب سوء تغذیه ناشی از پروتئین و انرژی می شود که خود روی جذب آهن اثر دارد . عوارض مهمی که مربیان می توانند به وسیله آن به فقر آهن مشکوک شوند ، بی تفاوتی ،

خستگی، بی حسی ، کاهش قدرت یادگیری و عدم تمایل به فعالیت های فیزیکی مثل ورزش است . کودک پس از این مرحله از ذخایر آهن بدن خود استفاده می کند و در صورتی که ذخایر ، کاهش یابد ، کم کم وارد مرحله کم خونی ناشی از فقر آهن می شود .
در تحقیقی نشان داده شد که اضافه کردن آهن به رژیم غذایی، اگر با هدف کاهش کم خونی تا میزان دو سوم صورت گیرد،
می تواند در مدت ۷ سال ۲، /۳ میلیارد دلار بهره وری داشته باشد . بر اساس یافته های یک تحقیق که بر روی کودکان دبستانی کلاس اول ناحیه یک کرمان انجام شد، تأثیر دریافت قرص آهن بر تمرکز ذهنی کودکان و بهبود قدرت یادگیری در مقایسه با گروه شاهد ثابت گردید. این تحقیق نشان داد، آهن یاری ، باعث بهبود قدرت تمرکز ذهنی کودکان کم خون خواهد شد .

به طوری که تفاوت معنی دار آماری بین میانگین نمرات آزمون تمرکز ذهنی گروه درمان شده پیش از مداخله با پس از مداخله مشاهده گردید . (p < ./…۴)
سوء تغذيه و تاثير آن بر يادگيري در دانش آموزان :
دانش آموزان كه ما در مدرسه با آنان روبرو مي شويم از دوران نوزادي و كودكي گذر كرده اند و از نظر وضعيت تغذيه اي يكي از مهمترين دوران زندگي خود را پشت سر مي‌گذارند.
دوران جنيني و سال اول تولد مهمترني دوران رشد يك كودك است و رسيدن مواد مغذي اعم از پروتئين ، انرژي و ريزمغذيها نقش بسيار مهم و اساسي در رشد او تا قبل از مدرسه داشته است.
عوارض بعضي از اين كمبود ها اگر كودك با آن روبرو شده باشد در سنين مدرسه غير قابل جبران است.
عمده ترين مشكلات تغذيه اي كشور سوء تغذيه ناشي از كمي دريافت پروتئين و انرژي PEM ، كمبود يد، كمبود آهن و كم خوني ناشي از آن مي باشد. كمبود ويتامين A و ساير كمبودها شامل كمبود و يتامين هاي گروه B مثل ويتامينB2 و كمبود ويتامين D نيز در كودكان گزارش شده است.
تفاوت نياز در دختران و پسران خصوصا در دوران بلوغ به دليل تفاوت سن بلوغ وجود دارد و بعد از آن نياز به يد و آهن در دختران زيادتر است. شيوع گواتر ناشي از كمبود يد در سنين كودكي در هر دو جنس شبيه است ولي بعد از بلوغ تعادل هورمونها در پسران به گونه ای است كه رشد غده تيروئيد در اثر كمبود يد در آنان متوقف مي شود. ولي در دختران نياز همچنان تا دوران بارداري وجود دارد. به همين دليل بعد از دوران بلوغ گواتر در زنان ۵ تا ۶ برابر بيشتر از مردان است.

شيوع كمبود آهن و كم خوني فقر آهن نيز در دختران پس از بلوغ به دليل خونريزي ماهانه افزايش مي يابد، ساير كمبود ها مانند كلسيم و ويتامين D نيز در دوران كودكي و نوجواني بطور يكسان بر هر دو جنس اثر مي گذارد، ولي نهايتا زنان بيشتر در معرض خطر كمبود كلسيم و ويتامين D قرار مي گيرند. بنابراين در دوره كودكي و در دوران تحصيل اگر چه تغذيه صحيح در هر دو جنس اهميت دارد، ولي زنان بخاطر اينكه بايستي از ذخاير بدن خود در دوران بارداري و شير دهي استفاده كنند آسيب پذير بوده و نياز به توجه ويژه دارند. سوء تغذيه در دختر بچه ها در حقيقت نسل را در معرض خطر قرار مي دهد. زنان كوتاه قد معمولا داراي لگني كوچك هستند و در زمان بارداري جنين آنها نمي توانند رشد بالقوه خود را داشته باشند ، بنا بر اين احتمال به دنيا آمدن پسر يا دختري با وزن كم ( كمتر از ۲۵۰۰ گرم ) وجوددارد. تحقيقات نشان داده است كه مادران كم وزن با جثه كوچك كودكان كوتاهتر با سر كوچكتر بدنيا مي آورند.

نوزادي كه ثمره‌ي يك مادر مبتلا به سوء تغذيه است در دوران تحصيل نمي تواند كفايت لازم را براي يادگيري داشته باشد . وقتي در مدرسه به اينگونه كودكان برخورد مي كنيم با شناسايي عمق مشكل است كه مي توانيم به آنها و نسل آينده كمك كنيم . اگر ريشه مشكل را بدانيم بي‌جهت كودكان را به دليل آنكه ياد نمي گيرند و توانائي انجام بعضي از تكاليف را ندارند، به باد انتقاد نمي گيريم، آنها را سرزنش نمي كنيم و گناه آنچه را كه مسئول آن نيستند به پاي آنها نمي نويسيم.
فرض كنيد كودكي را كه به دليل ناتواني هاي تحصيلي شديدا مورد مؤاخذه قرار مي دهند

بشناسيد و به گذشته او برگرديد. اگر اين كودك نوزادي بوده است كه به دليل گفته شده كم وزن بدنيا آمده، به ياد داشته باشيد كه او با گذر از چه مشكلاتي كوله بار زندگي را بدوش كشيده است.
– شانس مرگ او تا ۲۸ روز پس از تولد ۴۰ مرتبه بيشتر از نوزاداني بوده كه با وزن طبيعي بدنيا آمده اند.
– وقتي به سن يكسالگي رسيده است ۵ برابر بيشتر از نوزادان سالم خطر مرگ را پشت سر گذاشته است.
– او زنده مانده است ولي ممكن است با اختلالاتي در تكلم، تكامل و نمو سيستم عصبي، ضعف قوه‌ي بينايي، كاهش فراگيريهاي اكتسابي و كري سر كلاس نشسته باشد.
– او بيشتر از ديگران به عفونت هاي تنفسي، گوارشي و ساير بيماريها مبتلا مي شود و هميشه رنجور است و از بيماري رنج مي كشد.
– شانس ابتلا او در بزرگسالي نيز به بيماريهايي نظير ديابت، فشار خون، بيماريها قلبي بيشتر از نوزادان سالمي است كه به دوران بزرگسالي رسيده اند.
اگر اولياي مدرسه و والدين او بدانند زندگي چه دشواريهايي را به دليل گناه ناكرده به وي تحميل كرده است هرگز بخود اجازه نمي دهند با شيوه هاي متفاوت از او بخواهند چيزي بشود كه نمي تواند.

تحقيقاتي كه در بنگلادش در اين زمينه صورت گرفته است نشان داده كه دختران كم وزن و كوتاه قد ( مادران مبتلا به سوء تغذيه ) فرزنداني كوتاهتر بدنيا آورده اند. اين امر در بين سالهاي ۱۹۳۷ تا ۱۹۸۲ باعث شده است كه قد پسران روستايي بنگلادش در يك دوران ۴۵ ساله ۱۲ سانتي متر كوتاهتر شود . يكي از دلايل، عادات جاري و سنتي است كه معمولا زنان ديرتر از مردان سر سفره مي نشيند و غذاي كمتري دريافت مي كنند اين تبعيض تغذيه اي باعث كوتاه قدي و سوء تغذيه دختر بچه ها مي گردد. دختران جوان مبتلا به سوء تغذيه كه زود ازدواج مي كنند و بچه دار مي شوند نمي توانند كودكان با وزن طبيعي بدنيا آورند.