دنياي‌ مدرن‌، دنيايي‌ شهري‌ است‌ و اساساً درشهر امکان‌ وجود يافته‌. نوع‌ ارتباطات‌ و تعاملات‌ پيچيده‌ انسانهاي‌ مدرن‌، شهري‌ است‌ و در بطن‌ و متن‌ همين‌ ارتباطات‌ و تعاملات‌ است‌ که‌شهروند انتزاعي‌ يک‌ واحد ملي‌ و سياسي‌ متولد مي‌گردد، هرچند که‌ در تعين‌ تاريخي‌ اين‌ شهروند مدرن‌ سنت‌ و خاستگاه‌ قومي‌ او نقشي‌ اساسي‌ دارد اما اين‌ سنت‌ و گذشته‌ نيز تنها دريک‌ فرآيند تاريخي‌ و انتقادي‌ آنگاه‌ مي‌تواند هستي‌ و موجوديت‌ خود را حفظ کند که‌ قادر به‌ بازتوليد خود در قالب‌ها و چارچوب‌هاي‌ انتزاعي‌ شده‌ همچون‌ دولت‌ ـ ملت‌ باشد.

دولت‌ها و ملت‌ها نيز در فضاهاي‌ مکاني‌ و زماني‌اي‌ به‌ خودآگاهي‌ و تشخيص‌ هويت‌ وجودي‌ و تاريخي‌ خود مي‌رسند که‌ نامشان‌ شهر است‌. سياست‌، مديريت‌، اقتصاد و اجتماع‌ مدرن‌ تنهادر شهر ممکن‌ است‌. روستايي‌ نيز اگر بخواهد به‌ اين‌ امور بپردازد بايد به‌ شهر بيايد و شهري‌ شود. صنعت‌ و توسعه‌ در درون روستا وجود ندارد. حتا دامپروري‌ و کشاورزي‌ صنعتي‌ شده‌ درجوامع‌ توسعه‌ يافته‌ نيز در متن‌ روابطي‌ پيش‌ مي‌رود که‌ شهر آنها را ممکن‌ کرده‌ است‌ حتي‌ اگر در فضاها و

مکان‌هايي‌ خارج‌ از شهر (نه‌ روستا) آخرين‌ محصولات‌ آنها را برداشت‌ کنند وآنگاه‌ براي‌ فروش‌ و توزيع‌ به‌ شهر آورند. اساساً فرآيند و نظام‌ توليد مدرن‌، اتفاقي‌ شهري‌ است‌ و وابستگي‌اش‌ به‌ شهر تنها در امر توزيع‌ و مصرف‌ نيست‌، هرچند در سرمايه‌ داري‌ نوين‌جهاني‌ خود توليد تابعي‌ از مصرف‌، توزيع‌ و تجارت‌ است‌.

انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ نيز انقلابي‌ شهري‌ بود و به‌ همين‌ جهت‌ مي‌توان‌ آنرا حرکتي‌ در جهت‌ مدرنيزه‌ و شهري‌ کردن‌ جامعه‌ ايران‌ انگاشت‌. بعد از انقلاب‌ سيل‌ مهاجرت‌ها از روستاها به‌ سوي‌شهرها شدت‌ گرفت‌ با اين‌ تفاوت‌ که‌ ويژگي‌ انقلابي‌ حکومت‌ اسلامي‌ در توجه‌ به‌ طبقات‌ فرودست‌ اجتماعي‌ باعث‌ مي‌شد که‌ روستائيان‌ اين‌ امکان‌ را داشته‌ باشند که‌ در نظام‌ اجتماعي‌ جديدسهم‌ بالاتري‌ در توزيع‌ قدرت‌، ثروت‌ و منزلت‌ نصيب‌ خود کنند و به‌ نوعي‌ ارتقاء اجتماعي‌ دست‌ پيدا نمايند. انقلاب‌، فرودستان‌ و روستائيان‌ را به‌ فرادستي‌ در شهرها رساند. اسلامي‌ بودن‌انقلاب‌ ايران‌ و

رهبري‌ روحانيون‌ در کنار توان‌ سازماندهي‌ آنان‌ براي‌ بسيج‌ طبقات‌ شهري‌ و خصوصاً روستايي‌ در جهت‌ بوجود آوردن‌ حرکات‌ اجتماعي‌، باعث‌ شد که‌ نظام‌ اسلامي‌ بتواندنقش‌ بزرگي‌ در متحول‌ کردن‌ گروههاي‌ اجتماعي‌ روستايي‌ و سنتي‌ به‌ سمت‌ شهري‌ شدن‌، بازي‌ کنند. اين‌ يک‌ حرکت‌ تاريخي‌ بود که‌ مدرن‌هاي‌ ايراني‌ چه‌ چپ‌ و چه‌ راست‌ سکولار و لائيک‌موفق‌ به‌ انجام‌ آن‌ نگرديده‌اند به‌ اين‌ علت‌ ساده‌ که‌ نمي‌توانستند به‌ زبان‌ و بيان‌ مشترکي‌ با طبقات‌ پايين‌ اجتماعي‌ جامعه‌ ايران‌ دست‌ پيدا کنند.

به‌ هر صورت‌ در ربع‌ قرن‌ گذشته‌، اتفاقات‌ بزرگي‌ افتاد. روستائيان‌ به‌ شهرها آمدند، فرزندان‌ آنان‌ در شهرها متولد شدند و خود را شهري‌ دانستند. شهر اقتضائات‌ و الزامات‌ خود را بر کساني‌که‌ وارد شهرها شده‌ بودند، تحميل‌ کرد هرچند اين‌ اتفاق‌ در شهرهاي‌ بزرگ‌ سريع‌تر افتاد. روستائيان‌ هرچند به‌ مناصب‌ بالا رسيده‌ بودند اما به‌ تدريج‌ دانستند که‌ مديريت‌ يک‌ جامعه‌ شهري‌با ريش‌

سفيدي‌ کردن‌ در يک‌ فضاي‌ قومي‌ و قبيله‌اي‌ روستايي‌ بسيار متفاوت‌ است‌. بسياري‌ از رفتارها و خرده‌ فرهنگ‌هاي‌ روستايي‌ که‌ زماني‌ خصوصاً در سالهاي‌ اوليه‌ پيروزي‌ انقلاب‌شاخصي‌ براي‌ اثبات‌ صداقت‌، درستي‌ و سادگي‌ دوست‌ داشتني‌ و انقلابي‌ محسوب‌ مي‌شد، اکنون‌ مايه‌ تفريح‌ و

سرگرمي‌ روستائيان‌ ديروز و شهروندان‌ امروز است‌. اين‌ شهروندان‌ امروز به‌خوبي‌ مي‌دانند که‌ در جهان‌ پيچيده‌شهر امکان‌ برقراري‌ تعاملات‌ روستايي‌ نيست‌ و اينگونه‌ ارتباطات‌ مختل‌ کننده‌ زندگي‌ است‌ هرچند که‌ حسن‌ نوستالوژيکي‌ از آن‌ در وجودشان‌ مانده‌باشد و گاهي‌ با رفتن‌ به‌ فضاهاي‌ طبيعي‌ روستا آنرا ارضاء مي‌کنند.
انديشه‌ و فرهنگ‌ زندگي‌ در شهر متفاوت‌ از روستا است‌، هرچند نمي‌توان‌ قضاوت‌ ارزشي‌ ميان‌ اين‌ دو انجام‌ داد اما ناچار بايد براي‌ داشتن‌ زندگي‌ مناسب‌ در شهر، شهري‌ شد و نظام‌ ارزشي‌ واخلاقي‌ برآمده‌ از فرهنگ‌ شهرنشيني‌ را پذيرفت‌.
اين‌ تحولات‌ به‌ علت‌ خاصيت‌ اجتماعي‌ و انساني‌شان‌ در يک‌ بستر تاريخي‌ پيش‌ مي‌روند و البته‌ هزينه‌ هايي‌ نيز دارند. به‌ هر صورت‌ شکاف‌ و گسستي‌ ميان‌ فرهنگ‌ شهري‌ و روستايي‌ درشهرها خصوصاً بعد از انقلاب‌ شکل‌ گرفت‌ و بسياري‌ از شهرها، روستائي‌تر شدند. اين‌ حادثه‌ در شهرهاي‌ کوچک‌ و فضاهايي‌ که‌ غلبه‌ جمعيتي‌ با روستائيان‌ بود بسيار عميق‌تر ديده‌ شد، امابا گذشت‌ زمان‌ فرهنگ‌ روستايي‌ در شهرها در موضع‌ ضعف‌ قرار گرفته‌ و در برابر شرايط زيستي‌ و فرهنگي‌ زندگي‌ در شهر تسليم‌ شده‌ و مي‌شوند.

تبديل‌ شدن‌ توسعه‌ به‌ يک‌ دغدغه‌، ضرورت‌ و مسئله‌ حياتي‌ براي‌ جامعه‌ ايران‌ و اجتماعات‌ شهري‌ آن‌ و حرکت‌ ايرانيان‌ در جهت‌ درک‌ و فهم‌ نظري‌ و عيني‌ توسعه‌ و تجربه‌ آن‌ در زندگي‌روزمره‌شان‌ مي‌تواند فرآيند شهري‌ شدن‌ و شهروند شدن‌ آن‌ دسته‌ از شهرنشينان‌ امروزي‌ که‌ هنوز در فضاهاي‌ فکري‌ و فرهنگي‌ روستايي‌ زندگي‌ مي‌کنند، تسريع‌ کند. اين‌ اتفاقي‌ مبارک‌ درروند تکميل‌ پروژه‌ يا پروسه‌ (فرآيند) مدرنيته‌ در ايران‌ است‌ که‌ البته‌ موجب‌ تضعيف‌ احساسات‌ قومي‌ و قبيله‌اي‌ خواهد

شد و ما کمتر شاهد رفتارهاي‌ برآمده‌ از توسعه‌ نيافتگي‌ همچون‌بومي‌گرايي‌ سنتي‌ و افراطي‌ خواهيم‌ بود. رفتارهايي‌ که‌ هنوز گاهي‌ در ميان‌ مديران‌، سياستمداران‌ و مسئولين‌ خود مي‌بينيم‌ و تنها مي‌توانيم‌ ابراز تأسف‌ کنيم‌ و اميد داشته‌ باشيم‌ روزي‌کساني‌ که‌ در اجتماع‌ ما به‌ حق‌ و يا به‌ ناحق‌ مدير و مسئول‌ هستند ديگرگونه‌ بيانديشند و عمل‌ کنند.

توسعه شهري و روستايي چين
چين در سالهاي اخير به دليل انجام برخي اصلاحات اقتصادي و اجتماعي از رشد چشمگيري در اين عرصه ها برخوردار بوده است. فناوري اطلاعات و ارتباطات در اشكال متنوع خود همواره به عنوان يكي از مهمترين ابزار پياده كردن برنامه هاي اجرايي اين كشور موردتوجه بوده است.

انجمنهاي ايالتي اداره اطلاع رساني، وزارت علوم و فناوري، وزارت صنايع اطلاعات، وزارت بازرگاني و بسياري از آكادمي هاي علمي و اجرايي، توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات و بهره گيري موثر از آن را محور فعاليتهاي خود قرار داده اند.

 

به دليل وجود دو فرهنگ شهري و روستايي كاملاً متفاوت از هم در اين كشور، دو رويكرد كلي را مي توان در توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات در جامعه تشخيص داد. از يك طرف، اين كشور در شهرها و بويژه مناطق صنعتي از پيشرفته ترين امكانات مبتني بر فناوري اطلاعات و ارتباطات براي امور مختلف اقتصادي و اجتماعي و همپاي دنياي پيشرفته صنعتي بهره مي برد و ازطرف ديگر، باتوجه به مسايل و مشكلات ويژه مناطق دورافتاده و روستــايي از رويكردهاي ديگر بهره مند مي شود.

 

در همايش سالانه چهارم اطلاعات شهري منطقه آسيا – اقيانوسيه كه در ماه مه سال ۲۰۰۴ در شهر شانگهاي چين برگزار شد، چين به طور فعالانه تري به همكاريهاي مربوط به توسعه فنـــاوري اطلاعات و ارتباطات در عرصه كسب و كار منطقه اي ظاهر شد و در چارچوب تفاهم نامه نهايي اين همايش، مقرر شد بسياري از شهرها و مناطق اين كشور در فعاليتهاي مبتني بر فناوري اطلاعات و ارتباطات نقش موثرتري ايفــا كنند.

هدف اصلي اين همايش، ايجاد زمينه اي اعمال تغييرات در نوع نگرش سياستگزاران و تصميم گيران كليدي، تبيين و پيگيري طرحهاي راهبردي شهري جديد، تبادل تجربيات جديد و دستيابي به برنامه اي مشترك در بهره گيري از فناوري اطلاعات و ارتباطات در توسعه اجتماعي شهرها بود.
شبكه تلفن و ميزان دسترسي مردم به آن در اين كشور از سالهاي ۹۰ تاكنون بيش از ۲۸ برابر شده است و به طور متوسط سالانه ۳۴ ميليون خط تلفن جديد راه اندازي مي شود. با اين حال،

رايانه، نرم افزار و اينترنت براي بسياري از خانواده هاي چيني و بويژه كشاورزان پديده كاملاً جديدي است و اغلب آنها بدانها دسترسي ندارند. فناوري اطلاعات و ارتباطات پيشرفته در اين كشور بيشتر در مناطق شهري متمركز شده است و دولت برنامه هايي را براي توسعه آن در مناطق دورافتاده و محروم، ازجملــه در منطقه خودمختار اويغورنشين سين جيانگ در شمــــــال غربي اين كشور پي ريزي كرده است.

چيني ها به دنبال ارائه خدمات مطلوب به كشاورزان و توسعه بخش كشاورزي ازطريق فناوري اطلاعات و ارتباطات هستند و در اين راستا بيش از ۱۰۰ شركت تخصصي در زمينه اطلاعات

كشاورزي و موضوعهاي مختلف كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در اين زمينه و تيم هاي مربوط به آنها فقط در استان سين كيانگ مشغول فعاليت هستند. شركتهاي مزبور از فناوري اطلاعات و ارتباطات براي اصلاح نباتات، آبياري، آفت زدايي و تحليل خواص خاك استفاده مي كنند. براين اساس، بسياري چين را به عنوان ابداع كننده «كشاورزي مبتني بر اطلاعات در ده سال اخير قلمداد مي كنند.
كشاورزي مبتني بر رايانه عنوان پروژه اي است كه در سال ۱۹۹۶ توسط وزارت علوم و فناوري راه اندازي شده، بيش از ۳ ميليون هكتار از زمينهاي كشاورزي در ۱۴ استان بويژه در مناطق توسعه نيافته غربي را دربرمي گيرد. در كنفرانسي با عنوان كشاورزي مبتني بر فناوري اطلاعات در ماه مي سال ۲۰۰۴، پنج نظام كاري براي نظارت بر امر كشاورزي و ارائه هشدارهاي لازم موردتوجه قرار گرفت.

در سال ۲۰۰۴ دولت چين توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات در مناطق روستايي را در رأس برنامه هاي خود قرار داد و در زمينه توسعه اشتغال بويژه ازطريق كشاورزي و صنايع مربوط به آن، شبكه اي ملي براي ارائه خدمات اطلاعاتي تاسيس شد. اين شبكه ملي داراي بخشهاي جزيي تري در مناطق مختلف كشور است و از اين طريق به جمع آوري اطلاعات در زمينه توليد محصولات كشاورزي، قيمت محصولات، بلاياي طبيعي، آفات نباتي و درآمد كشاورزان مي پردازد. همچنين، امكانات لازم اينترنتي براي فروش محصولات كشاورزي توسط كشاورزان درنظر گرفته شده است كه در اين زمينه بيش از ۱۴۰۰ شركت و ۲۰ سايت اطلاع رساني به فعاليت مشغولند.

درهر صورت، ترويج و به كارگيري فناوري اطلاعات به عنوان مهمترين گام در توسعه روستايي و نوسازي كشاورزي اين كشور موردتوجه قرار گرفته است و متخصصان اين كشور اميد فراواني به دستيابي به سطح مطلوب توليد با پيگيري اين رويكرد دارند. در اين راه، علاوه بر دغدغه هاي فني، ايجاد توازن در مناطق مختلف و رعايت اصول و آرمانهاي سوسياليستي از ديگر موضوعهاي موردتوجه دولت است

جامعه¬شناسی روستایی

جامعه شناسی روستایی شاخه‌ای از جامعه شناسی است كه در آن نظام¬های اجتماعی و مناسبات در جامعه روستایی مورد مطالعه قرار می¬گیرد. در اوایل قرن بیستم جامعه شناسان توجه بیشتری به این موضوع پیدا كردند.
ایجاد انجمن جامعه شناسان روستایی در سال ۱۹۳۷ و هم¬چنین انتشار مجله جامعه‌شناسی روستایی در آمریكا، گامی در گسترش این رشته از جامعه¬شناسی شد.
در سال ۱۹۵۷ در اروپا مجله‌ای توسط انجمن اروپایی جامعه شناسان روستایی انتشار یافت. هر یك از این اقدامات تنها باعث گسترش جغرافیایی این دانش نشد؛ بلكه مسائل تازه‌ای را در این رشته مطرح ساختند.

موضوع این علم به پدیده‌های اجتماعی و فرهنگی روستایی محدود می‌شود. در جامعه‌شناسی روستایی به بررسی انواع نظام‌های اجتماعی؛ مانند خانواده، جمعیت، گروه‌بندی، ارزش‌های اجتماعی هنجارهای اجتماعی، گرایش‌ها، كاركردها، تحولات و بالاخره كلیه امور و مسائل جامعه روستایی پرداخته می¬شود كه شناخت آنها می‌تواند، از یك سو برای توسعه، رفاه اجتماعی و بهبود زندگی روستانشینان سودمند باشد و از سوی دیگر زمینه گسترش جامعه شناسی روستایی به عنوان یك رشته علمی فراهم گردد.

جامعه شناسی روستایی مسائل اقتصادی، فنی، زیستی، طبیعی و عوامل دیگری را كه در پذیرش تغییرات و نوآوری‌ها نقش دارند، از طریق تحقیق تبین می‌كند.
بر پایه آن چه گفته شد جامعه¬شناسی روستایی در تحقیقات خود از رشته‌های متعدد علوم اجتماعی؛ از جمله، جغرافیای انسانی، جمعیت شناسی،‌ اقتصاد،‌ تاریخ و آمار یاری می‌گیرد.
برای مثال، مطالعات ریخت‌شناسی جوامع روستایی ضرورت علم جغرافیای انسانی در جامعه‌شناسی روستایی را مشخص می‌كند.

لزوم استفاده از جغرافیا در مطالعات اجتماعی به حدی است كه غالباً جغرافی¬دانان، مطالب مهمی را برای سایر علوم اجتماعی به خصوص جامعه شناسی روستایی پدید می‌آورند. اكولوژی انسانی یكی از این موارد است.
اهمیت تاریخ، در جامعه‌شناسی روستایی نیز از آن¬جا سرچشمه می‌گیرد كه سنت در جامعه‌شناسی روستایی بسیار قابل اهمیت است. به دلیل غلبه روحیه محافظه كارانه در روستاها، سنت‌ها به كندی تغییر می‌كند. نظر به این¬كه اصل و منشأ سنت‌ها اغلب به گذشته‌های دور برمی‌گردد، برگشت به گذشته و یاری گرفتن از تاریخ در این مورد ضرورت دارد.

مسائل مورد بررسی جامعه شناسی روستایی:
۱- بررسی ساختار جمعیت روستا
۲- بررسی طبقات و قشرهای اجتماعی،‌ نحوه معیشت و سطح زندگی آنها
۳- بررسی نقش¬ها و پایگاه¬های اجتماعی
۴- بررسی ارزش‌های اجتماعی جامعه روستایی
۵- بررسی هنجارهای اجتماعی
۶- بررسی فرهنگ روستایی كه به طور عمده متأثر از سنت¬های روستایی است.

تاريخ شهر سازي
در مطالعه فرايند تاريخي شكل گيري ، چهار دوره اصلي در آغاز تاريخ تمدن بشر قابل تشخيص است .
( براي مطالعه )
۱ . عصر پالئولينك يا ديرينه سنگي ، از ۰۰۰ / ۰۰۰ / ۱ سال قبل ، با ظهور شبه انسان روي كره زمين .
۲ . عصر پرونئولينك يا عصر ميان سنگي ، از ۰۰۰ / ۱۰ سال قبل تا ۸۰۰۰ سال قبل ، فرار از توحش ، كشت گياهان وحشي ، اهلي كردن حيوانات و انقلاب كشاورزي .
۳ . عصر نئولتيك يا عصر نو سنگي ، از ۸۰۰۰ سال قبل تا ۳۵۰۰ قبل از ميلاد ، اختراع خط در ۳۵۰۰ ق . م و تقسيم تاريخ بشر به دو دوره ما قبل تاريخ و پس از تاريخ .
۴ . عصر بزنر ، از ۳۵۰۰ تا ۲۵۰۰ سال قبل ميلاد ، پيدايش اولين تمدن هاي بشري در حدود ۵۰۰۰ سال قبل از ميلاد ، انقلاب شهري در آسياي جنوب غربي و كشف و استفاده از فلزات .
نخستين سه تمدن جهان براساس زمان آغاز آنها ، تمدن هاي بين النهرين ، مصر و هند هستند كه به تمدن هاي مرده مشهورند + تمدن چين .

موقعيت مساعد براي انقلاب كشاورزي به عنوان اولين پيش شرط پيدايش شهرها در آغاز در شرق مديترانه ، در حوالي محلي كه به نام ‹‹ هلال حاصل خيز ؛هلال طلايي ›› معروف است، اتفاق افتاد به شكلي كه اين منطقه ‹‹ گهواره تمدن ›› اقلب گرفته است . اين منطقه
حاصل خيز از بالاي خليج فارس آغاز گرديد و قبل از آنكه در جهت غرب بر فراز فرات گسترش يابد ، در جهت شمالي تا كوه هاي سرچشمه دجله ادامه مي يابد . در امتداد ، اين منطقه حاصل خيز در جهت سوريه و دره ها و دشت هاي فلسطين انحنا يافته و در صحراي سينا ، اين تداوم گسسته شده اما در دلتاي پهناور و دره باريك نيل مجددا تداومي استوار در جهت جنوب و در داخل سرزمين مصر پديد مي آورد .

در اين ميان منطقه اي ميان دو رود دجله و فرات با نام بين النهرين به دليل برخورداري از آب كافي و زمين حاصلخيز و استعداد بالقوه آن براي كشاورزي توانست امكان ابتدايي ترين تظاهر مدنيت را فراهم آورد .
اغلب باستان شناسان تمدن سومري نخستين تظاهر مدنيت در جهان است آنها نخستين شهر حقيقي را بنا نهادند ، زمين را شخم زدند ، معابد را ساختند ، قوانين مدني را گرد آوردند و نخستين امپراطوري و شهرها را پديد آوردند .
در جهان بيني تمدن بين النهرين مبناي واقعي ‹‹ خدا محوري ›› ، ‹‹ خدا- پادشاهي ›› است و معابد وحدت مادي و معنوي در جامعه پديد مي آورند .
براين اساس : شهر سومري داراي بارويي بسته متشكل از خشت خام است كه پس از عبور از دروازة شهر ، انبوه ساختمان ها به صورت تنگاتنگ كه بر مبناي شبكه منظمي از كوچه هاي باريك نظم مي يابند در كنار هم قرار مي گيرند ، مجموعه پرستشگاهها در محله مركزي شهر ، از جمله ساختمان هاي همگاني اند كه بناهاي عظيم داشته و ديوارهاي بلند
آنها را از بقيه شهر جدا مي كرده است .
– تمدن هاي اوليه ديگر در اقصي نقاط كره زمين پس از اين در حال گسترش و شكل گيري هستند كه به تمدن هاي واقع در ايران ، هند ، مصر ، آمريكا ، چين و ژاپن نام برد.
– در تمدن مصر : به دليل امنيت موجود در سرزمين كه نشأت گرفته از ويژگي هاي خاص جغرافيايي است شهرها فاقد ديوار و حصار هستند .
– در تمدن هند ، نماد گرايي مذهبي بر نحوة شكل گيري شهر تأثير بسزايي داشته است در عرصه رود سند هيچ اثر آشكاري از اقتدار سلطنتي چه به شكل كاخها ، مقبره ها و يا شانه اي سلطنتي وجود ندارد چنين به نظر مي رسد كه علت وجودي اين شيوه زندگي منظم ، اعتقادات مذهبي بوده است .
-تنها تمدن زنده بزرگ جهان ، تمدن چين است كه پهناورترين اقيانوس ها ، بلندترين كوهها و يكي از وسيع ترين بيابان ها ، آن را در ميان گرفته است در واقع اهميت بررسي تمدن چين در تداوم تاريخي آن است و نه در قدمت آن .

. . . تمدن ايران
هخامنشيان : اولين دولت مستقر در ايران ( ۷ تا ۴ قبل از ميلاد )

.
شهرهاي هخامنشي با سيمايي كه نشان دهنده مظهر عظمت و قدرت امپراطوري هستند شكل مي گيرد .
ساختار شهر : ۱- دژ حكومتي ( كاخها ، معابد ، ساختمان هاي اداري نظامي ) شاژ مياني ، ۲- محلات خاص براي طبقات ممتاز ۳- شار بيروني ( محلات و خانه ها ، بازارها ، باغات و مزارع پراكند )

. . . ساسانيان ( قرن سوم تا هفتم ميلادي )
در زمان ساسانيان ، شهر سازي از پيشرفت قابل توجهي برخوردار شد . مسأله مهم در سيستم شهرسازي ساسانيان ، وجود كاربري ها يا عناصر سه گانه ( ۱-كهندژ ۲- شهرستان يا شارستان و ۳- ربض يا حومه ) و همچنين وجود جهات چهار گانه در هنگام ايجاد معابر در و دروازه هاست . شهر معمولا به حصاري ختم مي شده كه چهار دروازه چهار سوي عالم داشته است .

. كهندژ ، قهندز يا نارين قلعه :
يكي از مهمترين اجزاي شهرهاي اداري- سياسي ايران پيش از ورود اسلام ، داراي برج و بارو بوده كه به وسيلة خندقي احاطه مي شد كه توسط دروازه اي به خارج راه داشت .
. شهرستان يا شارستان :
محلات را در خود جاي مي داد و روابط اجتماعي و اقتصادي ميان مردم ساكن در آن جريان دارد .
. ربض يا حومه : كشتزارها و مزارع / بازارها و ميادين

. . . عوامل مشخص شهر در دوره اسلامي
( قرن هفتم ميلادي به بعد ) بر پايه عدم وجود تفاوت بين انسانها .
عناصر اصلي شهر در دوران اسلامي
– مسجد ( نقش مذهبي ، سياسي ، اجتماعي )
سكونت گاهي شهر محسوب مي شود كه مسجد جامع داشته باشد .
– بازار ستون نقرات شهر در دوره اسلامي كه اغلب در كنار يا دور مسجد است .
– محله در محلات بخش سكونتي و كارگاهي و تجاري كوچك .

• فرم شهر ايراني در دوره صفوي
پس از ساسانيان ، دولت صفوي ( قرن دهم يا يازدهم هجري ) متمركزترين دولت ايراني دورة اسلامي است .
جمع بندي ماهرانه از هنر ، معماري و شهرسازي در اين دوران مكتب جديد اصفهان را سبب مي گردد . سياست شهري شاه عباس مبتني برگسترش و رونق شهرهاي نواحي مركزي كشور مي گردد . حضور شاه اسماعيل صفوي ( اولين شاه سلسله ) در دربار اوزون حسن اولين مفاهيم ‹‹ شهر آرماني ›‌› را در ذهن آنها به وجود مي آورد .
آنچه به تعبيري روشن ابداع مي گردد ، پيدايش مفهوم خيابان در مقابل بيابان است . درختان بيشمار در كنار خيابانها قرار گرفته در محيط بيروني ( چهار باغ قزوين و سپس اصفهان ) .
 برنامه ريزي ، طراحي و اجراي شار جديد اصفهان به مدت ۲۵ سال از اولين
سالهاي قرن ۱۱ هجري قمري ( ۱۷ ميلادي ) در زمينه هنر شهر سازي و برپايي شهر، الگوي
تازه را پايه مي نهد كه به علت خاستگاه سرزميني اش ، مكتب اصفهان نام مي گيرد .
مكتب اصفهان تحقق آرمان شهر دولت صفوي است .

ميدان نقش جهان كه الگوي خود را از ميدان كهنه اصفهان ، ميدان حسن شاه تبريز و ميدان عالي قاپو قزوين مي گيرد ، اين الگو را نظمي كاملا منطقي مي بخشد و با دقتي بي نظير به تركيب و تنظيم هندسي و فضايي عناصر پيراموني و دروني آن مي پردازد تا براي اولين بار در سازماندهي شار ايراني ، مفهوم منطقه بندي شهري به كار گرفته شود .
محلات مسلمان نشين- يهودي نشين- ارامنه و زرتشتيان .
 الگو شدن مكتب اصفهان در ساير شهرها
 از اين پس معماري نه حد بناهاي منفرد ، بلكه در حد مجموعه هاي شهري مطرح
مي گردد . معماري شهري و ايجاد و خلق فضاهاي شهري هدف اصلي مكتب اصفهان است .
– در مكتب اصفهان نه مقياس انساني ، بلكه فضاي انساني مطرح مي گردد و در پي تحقق اصل تعادل و توازن مي باشد ( عدم مداخله در بافت قديم ) .
توسعه راه ها و ايجاد تأسيسات زير ساختي كاروانسراها و قنوا

ت و پلها و رباط ها از ديگر اهداف دولت صفوي براي بسط سلطة حكومت خود است .
◄◄◄ در ميان راه جاده هاي اصلي شهرهاي جديدي نيز ايجاد مي شد كه خود سبب رونق كسب و تجارت است . در همين راستا شهر تهران در زمان شاه طهماسب مورد توجه
قرار مي گيرد به گونه اي كه در سال ۹۶ فرمان ساخت ۱۱۴ برج براي باروهاي شهر تهران را به عدد سوره هاي قرآن صادر مي كنند ← تبلور تفكر عارفانه با بيان صفوي .
كثرت به وحدت ، ظلمت به نور و زمين به آسمان و . . . ( مفاهيم عرفاني ديگر موجود در معماري صفوي ) .
اروپا
تمدن هاي نخستين اروپايي :
۱ . تمدن يونان ( ۹۰۰ تا ۶۰۰ ق . م )
۲ . تمدن روم باستان كه از مطالبه كامل آنها صرفنظر مي كنيم .

قرون وسطا در اروپا :
دوره اي از تاريخ اروپا كه در فاصله انقراض امپراطوري روم غربي توسط بربرها تا دورة رنسانس قرار دارد را علماي انسان گراي قرن ۱۵ ‹‹ قرون وسطا ›› مي نامند .
قرون وسطا به سه دوره تقسيم مي شود . ( سير تكاملي )
الف . دوره ابتدايي ( قرن ۱۱- ۵ م ) :
در اين دوره نطفة فئوداليسم بسته مي شود و كليساي كاتوليك نفوذ خود را گسترش داد و جهان بيني اين دوره را كه كاتوليسم بود بيان نهاد . اسقف ها در زمرة فئودال هاي بزرگ بودند به گونه اي كه خود پاپ يكي از حكمرانان فئودال ايتاليا بود .

ب . دوره مياني قرون وسطا ( ۱۵- ۱۱ م ) :
در اين دوره فئوداليسم به اوج خود مي رسد . در اين دوره كشاورزي از صنايع شهرك ها جدا گرديد و گاو آهن جايگزين خيش شد . متخصصين صنايع به وجود آمدند و نوعي تقسيم كار بين كشاورزي- صنايع به وجود آمد و در نتيجه شرايط لازم براي تضاد شهر و روستا پديد آمد .
ج . دورة متأخر قرون وسطا ( ۱۷- ۱۵ م ) ( آغاز رنسانس )

در اين دوران فئوداليسم تجزيه گرديد و سرمايه گذاري بورژوايي شكل گرفت تقسيم كار اجتماعي ، بين شهر و روستا به وجود آمد ( روستا : كشاورزي / شهر : اقتصاد مبتني بر تجارت ) .
( پاية اغلب شهرهاي بزرگ امروزي اروپا از همين زمان گذارده مي شود ) .
با ايجاد برج و باروري مستحكم در اطراف شهر و ازدياد فعاليت هاي تجاري توسط صنعتگران و بازرگانان ساكن در اين شهرها كه از ابتدا در اكثريت بودند ، شهرها به يك خود مختاري در درون خود رسيدند .
طرح شهر در قرون وسطا مستقيما از شرايط زندگي در آن دوران نشأت گرفته و به محدود و محصور كردن فضا تمايل دارد . شهر قرون وسطايي به صورت مجموعه اي ارگانيك از معابر پر پيچ و خم و خيابان هاي فراخ و ميادين عمومي شكل مي گيرد و انبوه ساختمان هايي كه ميادين و خيابان ها را دوره مي كردند ، خط افق انعطاف پذيري به وجود مي آورند كه تمايل اين خطوط به جهت گيري قائم در شكل غالب و چشم انداز بناي كليساي جامع به اوج مي رسيد .
در مطالعه هنر و معماري قرون وسطا ، سه دوره سده هاي تاريك ، رومانسك و گوتيك قابل مشاهده است .
دورة رنسانس ( ۱۴۲۰ تا ۲۱۹۰۰ )
رنسانس در لغت به معناي تجديد حيات مي باشد . احياي مجدد علاقه به صورت مختلف هنر كلاسيك يونان باستان و روم باستان و استفاده از آنها به عنوان الهام بخش هنرها.
 در دورة رنسانس جشن اومانيسم رواج مي يابد و اروپا از كليسا محوري قرون وسطا به انسان محوري گرايش مي يابد .
 هنر رنسانس هنر آرامش و زيبايي است اثري از منع و اجبار يا آشفتگي و نا آرامي در اين كارها به چشم نمي خورد .
در معماري اين دوره به چهار بخش تقسيم مي شود :
رنسانس نخستين ( ۱۵۰۰- ۱۴۲۰ )
رنسانس پسين ( ۱۶۰۰- ۱۵۰۰ )
باروك ( ۱۷۵۰- ۱۶۰۰ )
رو كوكو يا نئوكلاسيك ( ۱۹۰۰- ۱۷۵۰ )

در طي دوران رنسانس اصول طراحي حاكم بر شهرسازي چنين است :
۱ . توجه به تقارن
۲ . طراحي انسداد مناظر با قرار دادن دقيق ستون هاي ياد بود يا مجسمه هاي شاخص در انتهاي خيابان هاي بلند و مستقيم .
۳ . تئوري پرسپكيتو كه بيان هنري مي بايست با آن تطابق يابد .
اما در دورة باروك شهرسازي دورة رنسانس از ميان رفت و به جاي شهرهاي ستاره اي شكل محدود و محصور به ديوار ، نقشه خيابان هايي كه براي عبور و مرور در وسايل نقليه آن روز مورد استفاده قرار گيرد طرح و اجرا گرديد .

شهرسازي اواخر دورة باروك مظهر قدرت مطلقه بود :
۱ . قدرت مطلقه مذهبي كاتوليك ها كه عليه تحول پروتستان ها دوباره به وجود آمده و قدرت گرفته بودند .
۲ . قدرت مطلقه سلطنتي .
٭٭٭ با گذشت زمان و ورود به قرن ۱۸ ، قرني آغاز مي گردد كه انقلاب فرانسه و انقلاب صنعتي را در خود مي پرورد و موجي نوين به حركت در مي آيد كه قرون بعدي در تمامي دنيا متحول مي كند .
با شروع قرن نوزدهم و وقوع انقلاب صنعتي ، ديدگاه هاي نوين ( مدرنيستي ) شكل مي گيرد . ديدگاههايي كه در شهر دوران قبل جابجايي هاي عمده به وجود مي آورند و انسان را محور كائنات قرار مي دهند و همه چيز را به او معطوف مي كنند ، اين شهر كه
شهر صنعت است هيچ گاه انديشه ماورائي ندارد و همه چيز در آن تجربه مي شود اين شهر كاملا محل فعاليت است ، محل راندمان ، كارآيي ، سود آوري و . . .

برخلاف شهر دوره هاي قبل كه تابعي بود از سنت ، شهر دوره صنعت داراي فرمي است كه از عملكردهايش تبعيت مي كند . تولد اين شهر با انجام توليد است يعني گذار از اقتصاد كارگاهي به اقتصاد كارخانه اي . جامعه اي كه در اين شهر در حال زندگي است يك جامعه صنعتي مي باشد ، جامعه اي كه هرگز نمي تواند در روستا به وجود آيد و فقط شهر را به عنوان محل توليد مي طلبد و در حقيقت مقوله اي به نام شهر نشيني به معناي واقعي كلمه در حال تكميل است .
در اين زمان ، انجام كاري آغاز مي شود كه قبلا وجود نداشت و آن توليد متخصصين شهرسازي و شهرساز است .

در نيمه اول قرن نوزدهم براي نظم بخشيدن به نيروهاي اجتماعي موجود در شهر ، دو گونه مكتب در غرب به وجود مي آيد كه افراد پيرو اين مكاتب ، متخصصين شهر سازي نيستند و فقط به طرح مسأله پرداخته و نهايتا الگوي شهري ارائه مي دهد و به همين جهت آنها را ‹‹ پيش شهرسازان ›› مي ناميم . ۱

◄ پيش شهرسازان ترقي گرا ( نوگرا ) :
متفكراني كه دوران پارنيه فني را از دوران نو فني جدا كرده و با مطرح ساختن اينكه انقلاب فني و تكنولوژيكي صورت گرفته و بشر متفاوتي به وجود آمده ، به آينده نگاه دارند معتقد به انقطاع تاريخي و با هدف بازدهي و كارايي حداكثر در شهر مي باشند .
◄ پيش شهرسازان فرهنگ گرا :
كه به دنبال نظم مطلوب هستند اينان با اعتقاد به تداوم تاريخي ( برخلاف ترقي گرايان )، معتقدند كه شهر قرن نوزدهم ، شايستة انسان اين قرن نمي باشد اينان تقدم نيازهاي معنوي را بر نيازهاي مادي مطرح مي كنند و معتقدند توليد هيچگاه از نظر بازدهي و مزيت مدنظر نيست ، بلكه در جهت رفاه ساكنين شهر معنا مي يابد .

٭٭٭ قرن بيستم ، قرني است كه قرار است در آن جهاني شكل گيرد كه شعار نفي تسليم انسانها بر يكديگر را صادره كرده و سر دهد . قرار است جامعه صحبت كننده ، جامعه متخصصين باشد و هركس در جاي خود قرار گرفته و اظهار نظر كند .

در نتيجه ‹‹ شهر سازي متولد مي شود ›› و براي آن واژه Urbanism در نظر گرفته مي شود .
شهرسازي جديد كه با نگاه غالب پيش شهرسازان ترقي گرا ظاهر مي شود ، خواهان فاصله گرفتن از پيش شهرسازي است تا شهرسازي را از سيطرة غير متخصصين ( غير معماران ) خارج سازند .
از طرفي شهر از مفهوم برخورد كلي به يك مفهوم برخورد جزئي مي رسد ، به گونه اي
كه از اين پس معمار و شهرساز به مسائل اقتصادي و سياسي و . . . توجه ندارد و فقط به نظم و نسق دادن فضاي شهري و كالبد و جسم آن توجه دارد و در نتيجه قرن بيستم ، شهرسازي به عنوان يك عمل غير سياسي و غير اقتصادي تبديل به يك حرفه و عمل كاملا تخصصي مي شود .
لازم به ذكر است كه در قرن نوزدهم ( پيش از تولد شهرسازي و متخصصين آن ) به دليل عدم واقع عمل ساختن شهرها از زماني قوت مي گيرد كه جامعه صنعتي هجوم آورده و كساني مثل ‹‹ جان نش ›› در انگلستان يا امپراطور سرخ ( ناپلئون سوم ) در فرانسه آن را به پيش مي برد .
ناپلئون سوم در مدت اقامتش در انگلستان تحت تأثير سوسياليست هاي ترقي گرا قرار مي گيرد و به هنگام بازگشت به كشورش تصميم مي گيرد با كمك ‹‹ هوسمان ››، فرماندار ناحيه اي در فرانسه آرمان شهر خود را بنا دارد و حقيقتا در اين دوران يك عمل شهرسازي در پاريس صورت مي پذيرد همين عمل در انگلستان توسط ‹‹ جان نش ›› براي طبقه سرمايه دار صورت مي گيرد . . .

اما با ظهور متخصصين و اكتشافات جديد روزگاري نو آغاز مي گردد .
اكتشافات و اختراعات جديد مؤثر بر معماري و شهرسازي نوين :
 استفاده از فولاد و توانايي بلند مرتبه سازي
 كشف بتن مسلح و امكان ساخت معماري بدون ديوارهاي ضخيم و حضور نور در ساختمان .
 اختراع برق و داشتن شهر شب در كنار شهر روز

 اختراع آسانسور و ايجاد شهرهاي عمودي
◄ براي تلفيق هنر و صنعت ، مدرسه باهاوسن توسط والتر گروپيوس ، تأسيس مي شود كه كار آن توليد متخصصين معماري ، شهرسازي و . . . است .
◄ منشور آتن در سال ۱۹۳۲ م . در چهارمين كنگره معماران مدرن ( سيام C . I.A.M ) به عنوان نقطه مشترك تمامي معماران مدرن ترقي گراي قرن ۲۰ رواج مي يابد كه از معروف ترين پيروان اين الگو ، لوكور بوزيه ›› است .
موضوع اصلي اين كنگره ، شهر كاركردي بود اين كنگره تحقيقاتي را در زمينه وضع موجود شهرها و گسترش بي رويه و مغشوش آنها ارائه داد و يك بررسي از علل مشكلات موجود به عمل مي آورد . اين كنگره برنامه اي براي طرح منطقي فعاليت هاي شهرها صورت بندي كرد كه براساس آن شهرها قادر خواهند بود تا چهار عملكرد حياتي خود را كه عبارتند از : مسكن ، كار ، تفريح و ارتباطات ، به نحو احسن در بطن خود داشته باشند
انگاره اصلي منشور آتن ، مدرنيته ، تجدد گرايي و نوگرايي است .

٭٭٭ بايد بدانيم چهار عامل مهم زير عواملي بودند كه اساس فكري و عملي مدرنيسم و
شهر مدرن را بنا نهادند .
 ۱ . عامل صنعتي و تكنولوژيكي ( انقلاب صنعتي و آثار و نتايج آن )

 ۲ . عامل مذهبي و اعتقادي ( دكترين پروتستانيزم )
 ۳ . عامل اقتصادي ( پايين آوردن هزينه به منظور سود بيشتر يا بالا بردن كارايي با حذف هزينه هاي غير ضروري ) .
 ۴ . نياز به بازسازي بعد از دو جنگ جهاني

الگوي شهر قرن بيستم هيچگاه به دنبال تيپولوژي ( گونه شناسي ) نيست ، بلكه الگو سازي مي كند و فرمي خلق مي كند كه تابع عملكردهاي شهر است . لذا با كنار گذاشتن تيپولوژي ، مكانيزاسيون و استاندارد گرايي رواج يافته و عقلايي مي گردد . اساس اينگونه استانداردها بر يكساني و يكنواختي اجتماعي و توليد انبوه تكنولوژيكي استوار بود و هرگونه تفاوت هاي انساني و فرهنگي را مضر و غير معقول مي دانست تا آنجا كه لوكوربوزيه معتقد به وجود آوردن ‹‹ روح توليد انبوه ›› در همة جوانب و ابعاد زندگي بود .
انسانها در جهان سواي رنگ و زبان يكسان در نظر گرفته مي شوند و در نتيجه براي اين انسان ، ‹‹ سبك بين المللي ›› به وجود مي آيد . همة انسانها مانند يكديگرند و طبق نتايج منشور آتن چهار عملكرد بيشتر ندارد : استراحت و خوابيدن / آمد و شد / سكونت و كار كردن . در نتيجه الگوي

مطلوب استقرار توسط شهرسازان براي انساني طراحي مي شود كه از اين پس قرار است در پهنة سياره مستقر باشد نه در جاي خاص .
– لوكوربوزيه مي گويد بولدوزر مي تواند كوه ها را صاف كند و درون دره ها بريزد ، سپس احتياجي به پيروي از فراز و نشيب طبيعت سياست و همه جا مي توان شهرهاي همگن ساخت ( معماري بولدوزر ) .

-طبقه بندي شهر يا Zoning نيز بعد از كنگره معماران مدرن مطرح گرديد منطقه بندي ابزاري است

كه الگوي مناسب كاربري زمين را در شهر تعيين مي كند به نحوي كه كليه كاربري ها در ارتباط مناسبي با هم قرار گيرند و فضاي مناسب كاربري زمين را در شهر تعيين مي كند به نحوي كه كليه كاربري ها در ارتباط مناسبي با هم قرار گيرند و فضاي مناسب براي هر نوع توسعه شهري فراهم شده و از تداخل و تراكم كاربري ها جلوگيري شود . تفكر Zon مربوط به دوره خاص حاكميت مدرنيسم بود كه زمين به چهار عملكرد ذكر شده تقسيم مي گرديد . امروزه اين ديدگاه به صورت جديد Mixed Zoning تغيير يافته يعني منطقه بندي تركيبي كه انعطاف بيشتري نسبت به Zoning دارد .
در الگوي شهرسازي ترقي گرا ، مسكن با دو مفهوم فردي و جمعي نقش عمده اي مي يابد . مسكن جمعي به صورت آسمان خراش نمايان مي شود ، مفهوم مسكن در اين الگو عوض شده و از سلول براي آن صحبت مي شود ، چون اين مسكن قرار است كه فقط براي ساعات خواب و استراحت باشد و در نتيجه ابعاد آن به حداقل مي رسد .
◄◄►► مدرنيسم بيش از هر چيز مي خواهد خود را از بند برهاند اين بند ممكن است
جامعه ، حكومت و يا هر چيز ديگر باشد ولي بيش از هر چيز از تاريخ و گذشته فرار مي كند . يعني بايد آنقدر از جريان اصلي دور شد كه فرايند تاريخي ديگر به كار نيايد .
بحث اصلي ترقي گرايان ، گسستن از گذشته و تاريخ است و چيزي كه مهم است ، همين لحظه مي باشد . از طرفي سادگي ، حذف تزئينات اضافي و استفاده از خود سازه براي تزيين ، تكيه بر خرد گرايي و روش هاي علمي ، در خدمت قرار دادن شكل براي عملكرد و توليد زياد و ارزان و . . . از خواسته هاي آنان است .

پست مدرنيسم ( فرا نوگرا Post modenism ) پست- پست مدرنيسم
( فراتر از فرا نو گرا ) .
بسياري از مردم هيچگاه معماري و شهرسازي نوگرا را نپسنديدند و آن را به منزله اهانتي شخصي تلقي كردند ، چرا كه اين جنبش با اقدامات خود سبب از هم پاشيدگي روابط اجتماعي چه در ميان افراد و چه در ميان توده هاي فضايي گرديد . در نتيجه ، با عبور از قرن بيستم و ورود به دهه ۶۰ ميلادي نسبت به آن چيزي كه مدرنيسم مطرح كرده بود مقاومت هايي صورت مي گيرد و شك و شيهه پيرامون سودمندي خرد افزايش مي يابد . اينان جنگ دوم جهاني ، كشتارهاي جمعي ، بمب اتمي و جنگ ويتنام و ساير جنگ هاي بين سال هاي ۱۹۴۵ تا ۱۹۹۰ ميلادي ، همه مصي

بت هاي قرن بيستم مي دانند كه همگي محصول علم و خرد بوده اند . در نتيجه ارزيابي مجدد قدرت ‹‹ خرد ›› صورت مي گيرد جهاني ديگر نمايان مي شود كه مي خواهد به آن چيزهايي كه مدرنيته از پاسخ گويي به
آنها عاجز بوده ، پاسخ دهد و در نتيجه ‹‹ پست مدرنيسم/ Post Modernism ›› خلق مي شود .
با ظهور جنبش پست مدرنيسم در اواسط قرن بيستم ، در مقابل اين فضاي تجريدي تك جنبه اي ، روش چند جنبه اي از سوي افرادي چون ‹‹ چارلز جنكز ›› به عنوان راه حل پيشنهاد مي گردد .
فرا نوگرايان معتقد بودند به جاي اينكه به طور كلي براي انسان بسازيم بايد براي مردم ساخت . پست مدرنيسم به عنوان نامي براي گروهي از سبك هاي معماري و شهرسازي بكار مي رود كه مقداري از مدرنيسم و قدري از تاريخ را ترسيم مي كنند .
شهرسازي اين سبك كثرت گراست و سعي مي كند به جاي آنكه يك آرمان شهر براساس خرد گرايي خلق كند ، فضايي را خلق كند كه متنوع باشد .
با رواج ايده هاي پست مدرنيست ها ، همگان به يك خطر ذاتي در درون جنبش كثرت گرا پي مي برند . خطري كه محيط زيست را تبديل به مشتي كاربري هاي اراضي و سبك هاي ساختماني نامتناسب و نامقدس مي كند و آن را از وحدتي كه در مكان هاي منظم پشتيبان بود مورد تحسين قرار مي گرفت ، تهي مي ماند .
◄◄◄ در سالهاي پاياني قرن بيستم اعتراضات و انتقادها بر اين جنبش شدت مي گيرد و در نتيجه اين حركت كامل شده و تحولي عظيم صورت مي گيرد و نهايتا جهان صنعتي وارد جهان اطلاعاتي مي گردد و انديشه هاي در اين دوران از ‹‹ شهر فراتر از فرا نوگرا (پست- پست مدرنيسم / Post- Post Modernism ) صحبت مي كنند در آن زمان اين
صحبت جنبة علمي- تخيلي دارد ( موج سوم- الدين تافلر ) .
در شهر مدرن و پست مدرن ، بشر چيزهايي را از دست داد كه در شهر افلاطوني وجود داشت . شهر اين سبك ها ، مكان فعاليت ، سود آوري و راندمان بود اما شهر پست- پست مدرنيسم ، قرار است از حالت شهر فعاليت ها خارج شود و شهر اوقات فراغت گردد ، چرا كه مي تواند با جهان اطلاعاتي اش ، نزديكي بين كار و زندگي را فراهم كند و آنها را با هم و در يك مكان شكل دهد .
هدف اين جنبش ، كندن و جدا شدن از شهر قرن بيستمي ، شهر خرد گرايي ،

شهر منطق و شهر ابزاري و رسيدن به شهري وراي صورت است .
تكنولوژي جديد با انقلاب در نظام ارتباطات و اطلاعات ، روابط اجتماعي را مبدل به جريان ها و كانال هاي الكترونيك مي كند و توليد و مصرف هر دو بي مكان مي شوند جريان شهري شدن سرعت يافته و جهان گيري شود اما معني مكان در آگاهي افراد از بين مي رود . . .
‹‹ خرد مي تواند بشر را به دور دست ها برساند ، اما محدوديت هايي نيز دارد در نتيجه بايد فراتر از فرا نو گرا ( پست- پست مدرنيسم ) را پذيرفت .
مدرنيته
معماري به عنوان يك هنر ، تحت تأثير مباحث نظري و به عنوان يك فن تحت تأثير پيشرفت تكنولوژي است . لذا در اين بخش مباحث مربوط به مدرنيته كه تأثير عميقي بر انديشه هاي فلسفي غرب گذاشته و از سوي ديگر بر صنعت و تكنولوژي و نهايتا علم معماري به شدت تأثير گذار بوده است و مورد توجه و بررسي قرار مي گيرد .
مدرنيته :
جهان مدرن در مقابل دنياي كهن ، منظر متفاوتي از هستي عرضه مي دارد كه برخاسته از باورهاي عقلي و انسان مداري است . در جهان مدرن ، داوري هاي ارزشي براساس اين باورهاي جديد تعريف مي شود . باور به عقل كه در اين دوره جانشين تفكرات ذهني و روحاني دوران قرون وسطا گرديد . انسان به عنوان نماينده عقل و انديشه را محور همچنين قرار داد . انسان مداري كه بعدها مبناي شكل گيري جامعه و مدرن شد ، ريشه در همين جايگزيني دارد .
از آنجا كه اكثر فلاسفه مدرن بر اين نظر هستند كه آغاز عصر مدرن با پيدايش انسان گرايي و خرد گرايي دوره رنسانس در قرن ۱۵ م در شمال ايتاليا همراه بوده است . ابتدا دورة رنسانس را مورد مطالعه قرار مي دهيم از اين دوره است كه جهان بيني انسان غربي
تغيير جهت داده و از آسمان به زمين متوجه شده است . ۱
رنسانس :

رنسانس نهضتي هنري ، ادبي و فلسفي بود كه نقطه عطفي در تمدن غرب محسوب مي شود زيرا با وقوع آن باورهاي ذهني قرون وسطا و جهان سنت مورد شك و ترديد قرار گرفت .
رنسانس به معناي زندگي دوباره و تجديد حيات اصول و نمادهاي روم باستان است . از نظر انديشمندان رنسانس ، عصر طلايي روم تمام شده و جاي آن را دوران تاريك قرون وسطا گرفته و حال زمان روشنايي مجدد و تجديد حيات مجدد پديد آمده است .
خصوصيات اصلي عصر رنسانس را مي توان در انسان گرايي ، واقع گرايي و خرد گرايي خلاصه كرد :
۱ . رنسانس آغاز انسان گرايي و اعتقاد به انسان و توانايي هاي است . فرد و فرد گرايي در عصر رنسانس اهميت پيدا مي كند و هنرمند و اثر هنري بنام هنرمند داراي ارزش مي شود و نام هنرمندان و انديشمندان غير وابسته به كليسا در جامعه مطرح مي شود . اين نگرش به انسان ب

د كفاره گناهان خود را پس دهد به كلي متفاوت است .
۲ . از نظر انديشمندان عصر رنسانس ، جهان به گونه اي كه هست بايد نظاره و مشاهده شود . واقع گرايي در نقاشي ، مجسمه سازي در اين زمان آغاز شد ، ابداع اصول پرسپكتور ( مازاچپو- ۱۴۰۱ ) و كالبد شناسي و تشريح بدن انسان توسط داوينچي جهت واقعي تر شدن نقاشي ها از اين جمله اند .
۳ . خرد گرايي با گسترش مدارس غير مذهبي ( وابسته به كليساي كاتوليك ) فلسفه ، ادبيات هنرهاي آزاد ، فنون جنگي ، ورزش و . . . تدريس مي شود . در هنر و معماري احجام اوليه ( مكعب ، استوانه ، كره و هرم ) كه قابل درك و بدون ابهام براي ذهن انسان هستند اهميت پيدا مي كنند . تناسب رياضي ، همگوني و تقارن در هر دوره رنسانس ، دوباره داراي ارزش مي شوند علاوه بر سه عامل عنوان شده كه خصوصيات اصلي عصر رنسانس را بيان مي كند رنسانس مشخصات ديگري دارد كه به بررسي آنها مي پردازيم :
از ديگر مشخصات دورة رنسانس غلبه بر مسيحيت قرون وسطايي است . در طي قرون وسطا ( مخصوصا قرن ۱۴ و ۱۵ م ) هر تفكر و انديشه اي كه خلاف اعتقادات و رسوم كليسا بود ، با شدت هر چه تمام تر توسط كليسا و دادگاه هاي تفتيش عقايد پاسخ داده مي شد .
رفتار و انگيزه هاي پاپ هاي قرون وسطا تماما جنبة روحاني و رباني نداشت ، بلكه در مواردي ، امور دنيوي همچون كسب قدرت بيشتر ، سرزمين هاي وسيع تر و اموال افزون تر را نيز شامل مي شود .
‹‹ مارتين لوتر ›› كشيش كاتوليك آلماني بر عليه اقدامات غير معنوي كليسا اعلاميه اي اعتراض آميز صادر نمود و مبارزه اي طولاني را با كليساي كاتوليك آغاز كرد . لوتر ضمن ترجمه تورات و انجيل به زبان آلماني ( كه به زبان عبري و صرفا قابل استنباط توسط افراد روحاني بود سلسله مراتب و رسوم موعود در كليسا را زائد و خرافي اعلام نمود و اساس مسيحيت را بر دو موضوع پيام خدا- انجيل- و وجدان انسان قرار داد . وي كه قرائت جديدي از مسيحيت ، ‹‹ پروتستان ›› را مطرح نمود با مجموعه اقدامات خويش باعث گسترش خرد مداري و فرد باوري شد كه با بينش و جهان بيني مدرن همخواني دارد يكي ديگر از مشخصات دوره رنسانس علم مداري است .

زير سئوال رفتن عقايد ارسطو ، بطلميوس و كليساي قرون وسطا توسط نيكولاس كرپنيك ، منجم ( مستاني ) كه اعلام نمود خورشيد مركز عالم است و نه زمين .
۲ . يوهانس كپلر كه پي برد شكل مدار سيارات به دور خورشيد به صورت بيضي است و سرعت گردش سيارات- نور خورشيد با معادله رياضي قابل سنجش است .
۳ . گاليله كه دوربيني ساخت و مشاهده نمود كه كرات آسماني برخلاف اعتقادات قرون وسطا ، اجرامي كامل و بي نقص نيستند و باعث اثبات نظرات كپرنيك و كپلر گرديد .

۴ . نيوتن كه اعلام كرد كه نيرويي كه يك سيب را به زمين مي اندازد همان نيرويي است
كه در آسمانها ، اجرام را به حالت گردش به دور يكديگر نگاه مي دارد و با كشف نيروي جاذبه عالم لاهوت و ناسوت كليسا را زير سئوال برد .كاري كه اين بزرگان دنياي علم در طليعه عصر مدرن انجام دادند اين بود كه نشان دادند پندارهاي جهان سخت در قرون وسطا الزاما صحيح و مقدس نيست . جهان پيرامون ما يك جهان اسرار آميز و نامشكوك نيست و بالاخره اينكه انسان مي تواند به كمك علم و قوانين رياضي و اصول تجربي و با اتكاديه ذهن خود به مكاشفه و مطالعه اين جهان پرواز در اصول و ضوابط آن را بشناسد .

عصر روشنگري :
از ديگر مشخصات اين دوران تغييرات بنيادين در عرصه تفكر و انديشه است . از انديشمندان اين دوران مي توان به فرانسيس بيكن كه استدلال استقرايي ( قريه به قريه) را صحيح مي دانست و استنتاج علمي به روش قياسي را كه مبتني بر اصل قرار دادن نظر ارسطو و ساير فلاسفه قرون وسطا و تعميم دادن آن به كل بود را زير سئوال برد .

دكارت كه پايه گذار فلسفه مدرن بود با جمله معروف خود ‹‹ من مي انديشم ، سپس هستم ›› كل فلسفه و جهان بيني دنياي سنت را زير سئوال برد . در دنياي سنت ، همه چيز يقين و ايمان است . ولي دكارت اعتقاد داشت براي رسيدن به يقين و حقيقت بايد از شك شروع كرد . ( پايه گذاري خرد باوري و خرد گرايي توسط دكارت ) .
از ديگر چهره هاي معروف عصر روشنگري مي توان به ولتر ( مبارزه بر ضد تنگ نظري با جمله معروف ‹‹ ممكن است با نظر تو مخالف باشم ولي از جان مي گذرم تا تو نظرت را بيان كني ›› ، منتسكيو ( پيشنهاد جدا كردن قوه قضائيه ، مقننه و مجريه جهت جلوگيري از تمركز قدرت از يك جا ) ديدرو ( مؤلف دايره المعارف ۳۵ جلدي اشاره نمود فلاسفه اين دوران خواهان مسرت و خوشبختي براي مردم و جامعه در اين دنيا بودند .

اعتقاد به علم و پيشرفت و برقرار نمودن رابطه مستقيم بين اين دو از ديگر موارد مورد تأكيد در عصر روشنگري بود . آزادي بيان ، عقيده ، مذهب ، كسب و حرفه از ديگر
موارد زير بنايي تفكر عصر روشنگري بود .

تفاوت عصر رنسانس و عصر روشنگري در اين است كه رنسانس كماكان در چهارچوب هاي فكري عصر سنت قرار داشت و متفكران آن آرمان هاي خود را در دوره كلاسيك روم و يونان جستجو مي كردند اما عصر روشنگري توجه به آينده داشت و آرمان هاي خود را در علم و منطق و تحقيق در قوانين طبيعت بيدار كرده بود .
انقلاب صنعتي
در طي ۴ قرن- شانزده ، هفده ، هيجده و نوزده كه تغييرات زير بنايي در جهان بيني دنياي غرب پديد آمد به تدريج علم لاهوتي تبديل به علم ناسوتي گرديد .
تأكيد بر قوه تفكر انسان ، واقعيات عيني ، كشف قوانين طبيعت و تجربه و آزمايش باعث پديد آوردن شرايطي شد كه علم و به تبع آن تكنولوژي به سرعت رشد و توسعه يافت .

اختراع ماشين بخار كه منجر به توليد انبوه در كارخانجات با استفاده از قدرت ماشين و انرژي گرديد . اولين خط آهن ، اولين كشتي بخار ، اختراع تلگراف ، تلفن و چراغ برق و . . . تأثيرات شگرفي بر نحوة زندگي مردم گذاشت .

صنايع مربوط به ساختمان نيز به سرعت پيشرفت كرد صنعت شيشه سازي در نيمه دوم قرن ۱۸ گسترش بسيار يافت . آسانسور در اواسط قرن نوزده در نيويورك اختراع شد . توليد تير آهن ، فولاد و سيمان در طي قرن ۱۹ در كليه كشورهاي غربي رشد بسيار سريع داشت.
از تبعات انقلاب صنعتي ، رشد سريع شهر نشيني بود . با احداث كارخانجات در اطراف
شهرها و ارائه خدمات جديد در شهرها ساكنان روستاها به عنوان نيروي كار راهي شهرها شدند . تغييرات شهرها فقط تغييرات اجتماعي و جمعيتي نبود ، بلكه شهرها از نظر كالبدي نيز كلي دگرگون شديد و پيشرفت تسليحات جنگي باعث از بين رفتن برج ها ، دروازه ها و خندق ها شدند . اتومبيل مقياس شهرها را عوض كرد و جايگزين مقياس انساني شد. مدرنيته نهادهاي مدرن ساختمان هاي جديدي را همراه با خود به شهر آورد از جمله دانشگاه ، وزارتخانه ، ايستگاه راه آهن ، موزه ، نمايشگاه ، بيمارستان ، شهرداري و . . .

اولين ساختمان هاي مدرن
از اواخر قرن هيجده ميلادي به تدريج توليدات جديد صنعتي وارد امور ساختماني گرديد در ابتدا اين توليدات براي احداث پلها ، كارخانجات ، تأسيسات بندرگاهي ، سيلوهاي گندم ، بناهاي عمومي و نهايتا ساختمان هاي مسكوني مورد استفاده قرار گرفت .
– پل چدني با دهانه m 30 و ارتفاع ۱۵ m ( پل سورن- انگليس ، ۱۷۷۹- ۱۷۷۵ ) .
– پل چدني با دهانه ۷۲ m ( پل ساندرلند- انگليس ، ۱۷۹۶- ۱۷۹۳ ) .

– پل معلق با دهانه ۲۱۴ m‌ ( پل كليمتون- برستول انگليس ، ۱۸۳۶ ) .
– اولين نمايشگاه بين المللي در هايد پارك لندن ( ۱۸۵۱ ) و ساختمان عظيم قصر بلورين (Crystal Palacc ) كه مي توان گفت اين اولين ساختمان معماري با مصالح كاملا مدرن كه اجراء آن به صورت پيش ساخته در كارخانه توليد و در محل نصب شدند .

– برج ايفل و تالار بزرگ ماشين ( نمايشگاه بين المللي پاريس ، ۱۸۸۹ )
برج ايفل توسط گوستاد ايفل ، مهندس راه و ساختمان ، طراحي و اجرا شد . اين برج تماما فولادي با ارتفاع ۳۳۰ m بلندترين ساختمان ساخته شده تا آن دوره محسوب مي شد.
برنامه ريزی شهری

شهر چيست ؟
به عبارت ساده ، شهر را می توان يک واحد اجتماعی و سياسی ، يک واحد فعاليتی ، فيزيکی و جمعيتی دانست . به عبارت کلی تر ، شهر عبارت از الحاق يک مکان فيزيکی با مردم ساکن آن است .ولی می توان اين تعريف را کاملتر نمود و گفت ( شهر مجموعه ای از ترکيب عوامل طبيعی ، اجتماعی و محيط های ساخته شده توسط انسان است که در آن جمعيت ساکن متمرکز شده است . جمعيت در اين مجموعه به صورت منظمی در آمده و آداب و رسومی را برای خود ابداع کرده است . علاوه بر آن ، اين جمعيت به صورت مختلف تخصص يافته ، ولی از نظر توليد انرژی و غذا

معمولا وابستگی شديدی به مجموعه های مشابه با طبيعت يا مجموعه های روستايي دارد ) .
شهر به معنای کامل يک سيستم باز است ، يعنی نمی تواند از هر نظر کامل و مجموعه ای از تمام عناصر لازم جهت ادامة حيات خود باشد . بنابراين بطور مجزا و جدا از ساير نقاط نمی تواند به فعاليت خود ادامه دهد . بنابراين مبادلة احتياجات فيزيکی ، طبيعی و اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و خلاصه تمام ضروريات بين شهر و ديگر واحدهای زيستی ، از مهمترين شرايط ادامة حيات شهرهاست .

برای شهر يعنی پديده ای که همة آن را می شناسيم و به روشنی به وجود آن آگاهی داريم
تعاريف زيادی شده است اگر تمام شهرهای دنيا را نيز مطالعه کنيم به يک مفهوم کلی نخواهيم رسيد . ولی قدر مسلم آن است که وقتی صحبت از شهر می شود ، معمولا پديده ها و تصاويری در ذهن انسان شکل می گيرد که غير از آن چيزهائی است که در روستاها وجود دارد .
بطور کلی ، جمعيت نسبتا متراکم ، وجود خيابان ها و مراکز کار و تجارت ، ساختمان های مرتفع که نسبت به دهات و روستاها متفاوت است ، امکانات رفاهی و آموزشی و وجود گسترده وسائل نقليه ، همة علائمی است که در شهر وجود دارد . در دوره های گذشته بسياری از اين علائم به چشم نمی خورده است ولی به بسياری از نقاط شهر گفته می شده است . در تمدن های خيلی قديمی مراکز جمعيتی وجود داشته که به آن نقاط شهر اطلاق می شده و قطعا به مناسبت نوع شغل و وظايفی که به عهده داشته اند با مناطق روستائی متفاوت بوده اند . به عنوان مثال ،

روميان لعنتی را بنام URBS استعمال کرده اند که درست در مقابل روستا استعمال داشته است و زمانی اين لعنت را بکار می برده اند که مثلا به محلی می رفتند که فرم زندگی و مشاغل آن ، با زندگی روستائی متفاوت بوده است .