تقسیم خراسان و نظام سلسله مراتب جدید شهری در منطقه

در چند دهه اخیر شهرها با سرعت بیشتری گسترش یافته و به شهرهای بزرگ تبدیل شده اند ، این گسترش در کشورهای در حال توسعه حادتر است . در این میان رشد سریع شهرنشینی در دنیا در هه جا بطور متعادل صورت نگرفته است و بلکه عمدتاً شامل شهرهای بزرگ و پایتختها بوده است . تمرکز جمعیت در شهرهای بزرگ گویای این واقعیت است و حتی در بعضی از کشورها ، جمعیت پایتخت ۳۰% جمعیت کشور را شامل می شود . همواره در سطح جهان تحولات اقتصادی و دخالتهای سیاسی موجب پیدایش قطبهای بزرگ صنعتی و شبکه ای از شهرهای بززرگ و

مگالاپلیس ها شده و به این ترتیب نظم فضایی خاصی را در سطوح ناحیه ای ، منطقه ای و ملی بوجود آورده است که نهایتاً منجر به عدم تعادلهای ملی ، منطقه ای و ناحیه ای شده است ، کشور ما نیز در نیم قرن اخیر بخصوص در چند دهه اخیر از این قاعده مستثنی نبوده است و رشد شهرنشینی و افزایش شهرها و جمعیت شهری آن سرعت بیشتری یافته است . افزایش جمعیت شهری و توسعه شهرنشینی تنها ناشی از افزایش طبیعی جمعیت ایران نیست بلکه علی رغم انجام اصطلاحات ارضی که

می بایست به پیوند جغرافیایی روستاییان با روستاها منتهی می شد به دلایل متعدد موجب کاهش اهمیت بخش کشاورزی از یک سو و رشد سریع شهرها از سوی دیگر و نتیجه آن ایجاد روند مهاجرتی از روستا به طرف شهرها شد . این امر علاوه بر افزایش جمعیت شهری موجبات ناموزونی در شبکه شهری ایران ، گسیختگی پیوند فضایی شهر و روستا و عدم تعادل در توزیع فضایی جمعیت را فراهم آورد (۱)

به طور کلی پیدایش یک شبکه شهری و چگونگی شکل گیری الگوی فضایی آن در یک منطقه یا یک کشور که در طول تاریخ صورت می گیرد با شرایط متعدد اقتصادی ، اجتماعی ، اقلیمی و جغرافیایی مرتبط است در ایران نیز پیدایی شبکه شهری تابع این قاعده بکلی بوده است . شبکه شهری ایران تا چند دهه قبل از همگونی نسبی برخوردار بوده است ، یعنی بدون وجود یک کلانشهر یا متروپل اصلی که همه فعالیت ها را به خود جذب کند و بر شبکه تاثیر خاصی بگذارد ، ارتباط ارگانیکی بین شهرهای کوچک و بزرگ هذ منطقه از یک سو و شهرها و مراکز روستایی آنها از سوی دیگر برقرار بوده است . (۲)

بررسی شبکه شهری ایران نشان می دهد که از یک عملکرد سلسله مراتبی برخوردار نبوده و شمار کانونهای زیستی توزیع فضایی و حجم جمعیتی آنها از یک نظام کارکردی سلسله مراتبی تبعیت نمی کند و شبکه شهری همچنان در جهت تمرکزگرایی در حال تحول است . چنین حالتی با شدت و ضعف ولی بطور غالب در ببیشتر مناطق ایران دیده می شود . در مجموع ده شهر بزرگ و متروپل منطقه ای با گرفتن فاصله از شهرهای پایین دست خود و بریدن از پایتخت در نظام شهری ایران گسستگی حاصل کرده اند . (۳)

طرح مسأله :
امروزه شهرنشینی به عنوان یکی از نقاط عطف تکامل جوامع بشری و علی رغم دستاوردهای متعدد آن ، متأسفانه مشکلات گوناگون زیست محیطی ، اجتماعی ، فرهنگی و کالبدی را نیز به ارمغان آورده است و از بارزترین ویژگیهای شهرنشینی در کشورهای در حال توسعه باید به توزیع نامناسب نظام سکونتگاههای شهری استفاده نمود که در اکثر مناطق منجر به شکل گیری مجموعه های نامتعادل در فضای جغرافیایی شده است که خود تبعات خدمات رسانی نامطلوبی

را به دنبال دارد و همین عدم تعادلها با تمرکز فعالیتهای اقتصادی و خدماتی در برخی شهرها به عنوان عامل بازدارنده ای در فرا راه توسعه مناطق عمل می نماید . افزایش تعداد شهرهای بزرگ به ضرر شهرهای متوسط بخصوص کوچک و روستا شهرها عمل می کند . اختلاف ناحیه ای و سیاست اداری به این مسائل دامن زده و سیاست اقتصادی نیز عامل مهمی در توزیع نامتعادل سلسله مراتب شهری می باشد ، به همین علت نظام توسعه شهری کشور با مشکلات و تنگناهای اساسی روبرو است . (۴)

اهمیت شبکه شهری در جغرافیای سیاسی و اقتصادی و بطور کلی پوشش شهرنشینی یک منطقه به حدی است که نیاز به تأکیدی خاص در این زمینه نیست . از آنجا که شبکه شهری هم به مفهوم فضایی آن یعنی نحوه استقرار و توزیع شهرها ، بر اساس عملکردهای پایه ای آنها هم حاصل و هم علت بسیاری از مسائل و پدیده های شهرنشینی معاصر است لذا شناخت چگونگی این شبکه و تغییرات آن در یک منطقه می تواند روشنگر لااقل بخشی از این مسائل گردد . (۵)

شبکه شهری در کشورهای پیشرفته صنعتی به علت وجود عملکردها و فعالیت های سلسله مراتبی در شهرهای مختلف و یکنواختی و همگونی نسبی امکانات اقتصادی ـ اجتماعی و فضایی به صورت کهکشانی است . یعنی روستاهای اطراف یک شهر کوچک خدمات اولیه خود را از این شهر تأمین می کنند . این گونه شهرها با یک شهر متوسط در ارتباطند و در نهایت شهرهای متوسط با شهر بزرگ منطقه در ارتباط متقابل و مستقیم قرار می گیرند . از اینرو پایتخت ها و یا بعضی از

متروپل های این کشورها نیز به علت وجود مراکز تصمیم گیری از موقعیت ویژه ای برخوردارند . (۶)
کشورهای جهان سوم از جمله کشور ما نیز در دوره پیش سرمایه داری از شبکه شهری همگونتری برخوردار بوده است . یعنی هر منطقه شهر اصلی و میانی خود را داشته است . اما در قرن اخیر با ظهور تحولات ناشی از سرمایه داری پیرامونی که نیاز به فوق تمرکز جزء ذاتی آن بود ( یعنی نیاز به زیر ساخت های گران قیمت و وسیع مانند شبکه های وسیع ارتباطات و تأسیسات و غیره و مراکز تصمیم گیری و مدیریت و وجود متخصصان ) وضعیت این شبکه به هم ریخت و با ایجاد یک یا دو

کلانشهر نظام کهکشانی در شبکه شهری مبدل به یک رابطه زنجیره ای شد ، یعنی هر سکونتگاه (خواه روستا یا شهر کوچک و متوسط ) اغلب مستقیم با متروپل منطقه یا کشور در ارتباط قرار می گرفت ، این امر نیز موجب تمرکز بیشتر کلانشهر و از بین رفتن ارتباطات میانی (بین شهرهای کوچک و میانی ) شد . (۷)

در ایران نیز به دلیل شرایط و سیاستهای حاکم بر توسعه ملی در طی قرن اخیر ، شاهد رشد سریع و نامتوازن جمعیت شهرنشین کشور بوده ایم و نظام سلسله مراتب نامتعادل با الگوی نخست شهری پایتخت ، مشخصه بارز آن است و عمده این جمعیت شهرنشین در چند ما در شهر منطقه ای و بزرگ متمرکز شده اند . (۸)
این شرایط نامطلوب شبکه شهری در مناطق مختلف ک

شور به وضوح نمایان است . بطوریکه مثلاً در استان خراسان شهر مشهد به یک متروپل تبدیل شده و سیطره کامل سیاسی و اقتصادی بر دیگر شهرهای استان دارد و عملاَ حتی کوچکترین شهرهای استان در بسیاری موارد به طور مستقیم با این متروپل منطقه ای در ارتباط قرار می گیرند . نکته حائز اهمیت در مورد این استان که لزوم پرداختن به شبکه شهری آن را مهمتر جلوه می دهد . تقسیم استان خراسان به سه استان کوچکتر است چه بسا که برنامه ریزی صحیح در شبک

ه شهری این استانهای جدیدالتأسیس در ابتدای کار می تواند در زمینه ایجاد نظام سلسله مراتبی متعادل در این استانها بسیار مؤثر باشد و یقیناً در گام اول نیاز مبرم به بررسی شرایط فعلی استانها و شرایط پیش از استان خراسان احساس می شود تا شاید بتوان از تجربه ناموفق دیگر استانهای کشور در این زمینه پیشگیری کرد .

محدوده و ویژگیهای طبیعی منطقه مورد مطالعه :
خراسان متشکل از سه استان جدید خراسان رضوی ، شمالی و جنوبی با وسعت ۳/۲۴۷۶۱۸ کیلومتر مربع و ۴۵۳۱۰۵۳ نفر جمعیت در سال ۱۳۸۵ در شرق و شمال شرقی ایران قرارا دارد . گستردگی آن بین ۳۰ درجه و ۳۱ دقیقه تا ۳۸ درجه و ۱۷ دقیقه عرض جغرافیایی و ۵۵ درجه و ۲۲ دقیقه تا ۶۱ درجه و ۱۷ دقیقه طول جغرافیایی است . طول متوسط استان به خط مستقیم در جهت شمالی ـ جنوبی Km750 و عرض متوسط آن به خط مستقیم از شرق به غرب km420 است . این استان از شمال و شمال شرقی با جمهوری ترکمنستان و از شرق با افغانستان مرز مشترک دارد از جنوب با استانهای سیستان و بلوچستان ، یزد ، کرمان ، از مغرب با استانهای یزد ، اصفهان ، سمنان و گلستان همجوار می باشد . (۹)
وسعت زیاد استان و عواملی مانند رشته کوههای مرتفع و منا

طق پست کویری و جلگه ای ، دوری از دریا و همچنین وزش بادهای ۱۲۰ روزه در شرق استان ، تنوع آب و هوائی و سرزمینی را به وجود آورده است ، به نحوی که معمولاً دامنه تغییرات درجه حرارت از شمال به جنوب استان افزایش یافته و میزان ریزشهای جوی سالانه در طول دوره بارندگی از شمال به جنوب کاسته می شود . ارتفاع متوسط در این استان حدود ۱۰۰۰ متر از سطح دریا می باشد . دامنه تغییرات ارتفاع استان ۲۹۳۱متر محاسبه شده است . رودهای مهم استان خراسان در نیمه شمالی جاری هستند و نیمه جنوبی توسط چندین رود که جریان فصلی دارند مشروب
می شود و در نهایت به کویر می ریزند.(۱۰)

یکی دیگر از ویژگی های خراسان , مرزهای طولانی و تقریباً خالی از سکنه بخصوص در نواحی شرق و شمال شرقی است شرایط طبیعی نا مساعد باعث شده است که در قسمت آبادیهای معدودی در حاشیه مرزها وجود داشته باشد.(۱۱)
ویژگیهای طبیعی و فرهنگی استان خراسان باعث شده است که از حدود سال ۱۸۸۰ میلادی یعنی زمان تثبیت مرز با روسیه یک نوع تقسیم بندی سه گانه خراسان شمالی , مرکزی و جنوبی بوجود آید.(۱۲)

شمال خراسان:
محدوده شمال خراسان ,از شمال مرز ایران با ترکمنستان و از جنوب خط الراس کوههای بینالود و آلاداغ است. در حقیقت این قسمت از دو حوضه اترک که به دریای مازندران می ریزد و حوضه ریگزارهای قره قوم تشکیل شده است . غرب آن به استان گلستان و شرق آن به ترکمنستان و افغانستان محدود می شود. طولانی ترین و بلند ترین سلسله جبال خراسان در این قسمت قرار دارد.(۱۳)
شمال خراسان واحه ای است با اقلیمی متفاوت از میلیون ها کیلومتر مربع از مناطق همجوار خود . شرایط اقلیمی و توپوگرافی این منطقه به نحوی است که دشتها و دره های حاصلخیز با رودها و جویبارهای کوچک ولی فراوان را بوجود آورده است . سلسله کوههای ممتد شمال خراسان با جهت شمال غربی – جنوب شرقی در این مسیر طولانی باعث می شود که توده های مدیترانه ای بهتر به طرف شرق نفوذ کنند.(۱۴)

نتیجه آن که شمال خراسان نسبت به دو بخش دیگر خراسان دارای رطوبت و آب بیشتر, خاک حاصلخیز تر و پوشش گیاهی غنی تر است و این عوامل باعث تراکم بیشتر جمعیت و سکونت گاههای دایمی پر شمارتر و بزرگتر از بخش های دیگر شده است. از ویژگی های این قسمت بخصوص منطقه ای که از شرق مشهد تا بجنورد ادامه دارد , ممتد بودن زمینهای کشاورزی و پیوستگی زمینهای هر آبادی به آبادی دیگر و عدم وجود کویر و بیابانهای بی آب و علف است. این منطقه از نظر وسعت در کل شرق ایران کاملاً استثنایی است.(۱۵)
خراسان مرکزی:
حد شمالی خراسان مرکزی خط الراس کوههای بینالود – آلاداغ در شمال است اما حد جنوبی آن را
نمی توان نه از نظر علمی و نه از نظر مردمی مشخص کرد. خراسان مرکزی از نظر طبیعی تفاوت های زیر را با شمال خراسان دارد.
ارتفاعات کوتاهتر است و امتداد آنها هر چند که اکثراً غربی – شرقی است اما برخی کوههای پراکنده با جهات مختلف در آن وجود دارد. وجود ارتفاعات کوتاهتر و پراکنده تر از بخش قبلی و دوری از دریا موجب دریافت رطوبت کمتری در مقایسه با شمال خراسان می گردد. ریزش کمتر ,خاکهای نامرغوبتر , شوره زارها و وجوددشت های بی آب و علف باعث می گردد که در این بخش خراسان مانند قسمت شمال کشتزارها و باغها ممتد نباشد و سکونت گاهها بیشتر بصورت واحدهای آباد باشد.(۱۶)

جنوب خراسان:
در جنوب خراسان عوامل موثردر پراکندگی جمعیت و کشتزارها شدید تر از خراسان مرکزی عمل می کنند . در این منطقه کوهها پراکنده اند و به صورت توده های مجزا از هم قرار دارند البته همین توده های پراکنده دلیل عمده ایجاد آبادیها و شهر ها هستند .منتهی در این قسمت بیابانها ,کویرها , شوره زارها وریگستانها وسیعتر و منابع آب سطحی و سفره های آب زیر زمینی کمتر از خراسان مرکزی و شمال خراسان است.(۱۷)

تحولات جمعیت شهری:
کل جمعیت استان خراسان از ۲۰۲۳۶۱۲ نفر در سال ۱۳۳۵ به تعداد ۶۰۴۷۶۶۱ نفر در سال ۱۳۷۵ افزایش یافته است که از این تعداد ۳۴۲۱۹۳۷ نفر در سال ۱۳۷۵ در مناطق شهری استان ساکن بوده اند.
جمعیت استان طی ۴۰ سال از ۲ میلیون نفر به حدود۶ میلیون نفر افزایش یافته است که رشدی برابر ۳۳ در هزار را نشان می دهد. رشد جمعیت خراسان پنچ سر شماری انجام شده به شرح زیر بوده است .

در دهه ۴۵-۳۵ جمعیت استان از ۲۰۲۳۶۱۲ نفر به ۲۵۱۸۵۲۶ نفر رسیده است که رشد سالانه جمعیت در این دهه ۲۲ در هزار محاسبه شده است. در دهه۵۵-۴۵ جمعیت از ۲۵۱۸۵۲۶ نفر به ۳۲۶۴۳۹۸ نفر رسیده است که بیانگر رشدی برابر ۲۶ در هزار است. در دهه ۶۵-۵۵ جمعیت از ۳۶۶۴۳۹۸ نفر به ۵۲۸۰۶۰۵ نفر رسیده است که رشدی برابر ۴۹ در هزار است . در دهه ۷۵-۶۵ جمعیت از ۵۲۸۰۶۰۵ به ۶۰۴۷۶۶۱ نفر رسیده است با رشد ۲۵ در هزار(۱۸) .
جمعیت استان خراسان به تفکیک شهری و روستایی سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۷۵
(در نمودار ذیل بیان شده است )

 

جمعیت استان ۱۳۳۵ ۱۳۴۵ ۱۳۵۵ ۱۳۶۵ ۱۳۷۵
شهری ۴۲۴۹۵۸ ۹۵۷۰۳۹ ۱۲۴۵۲۵۸ ۲۵۴۸۹۹۹ ۳۴۲۱۹۳۷
روستائی ۱۵۹۸۶۵۴ ۱۵۶۱۴۸۷ ۲۰۱۹۱۴۰ ۲۷۲۴۸۵۸ ۲۶۲۲۱۳۴
کل ۲۰۲۳۶۱۲ ۲۵۱۸۵۲۶ ۳۲۶۴۳۹۸ ۵۲۸۰۶۰۵ ۶۰۴۷۶۶۱

((منبع : خراسان ، ژئوپلتیک و توسعه ، ص ۹۱))
رشد شهرنشینی در سه دهه در سطح استان خراسان تا سال ۱۳۶۵ سریعتر از کل کشور بوده است در این بین رشد جمعیت شهر مشهد در افزایش جمعیت شهری استان خراسان دارای اهمیت بسزایی است . در سال ۱۳۳۵ استان دارای ۲۱ نقطه شهری بوده است که مشهد با جمعیت کمتر از ۲۵۰ هزار نفر بزرگترین شهر استان بوده است که این تعداد در سال۱۳۵۶ به ۴۷ نقطه افزایش یافته است ، در طول این مدت از نظر جمعیتی تغییرات شدیدی در شهرهای استان به وجود آمده است . در سال ۱۳۷۰ مشهد با ۱۸۷۲۷۶۵ نفر بزرگترین شهر استان است که ت

بدیل به یک منطقه شهری شده و به تنهایی ۳/۲۹%جمعیت استان را شامل شده است . (۱۹)
در سال ۱۳۸۳ استان خراسان به سه استان خراسان شمالی ، جنوبی و رضوی تقسیم گردید که بر اساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ استان خراسان شمالی با ۱۵ نقطه شهری دارای جمعیت شهری معادل ۳۹۲۴۵۸ نفر ، خراسان رضوی با ۶۶ شهر دارای جمعیت شهری ۳۸۱۱۹۰۰ نفر و خراسان جنوبی با ۲۰ نقطه شهری دارای جمعیت شهری ۳۲۶۶۹۵ نفر بوده است .

مکان گزینی و توزیع فضایی ـ جغرافیایی شهرها :
توزیع جمعیت در مناطق و نواحی مختلف کشور نشان از عدم تعادلی دارد که بخش عمده ای از این شکل توزیع جمعیت در ارتباط با وضعیت طبیعی و اقلیمی مناطق کشور است اما همچنیت بخش قابل توجهی از آن در ارتباط با عدم بهره برداری مناسب از امکانات طبیعی موجود است . از سوی دیگر ساختار وابسته سیاسی ، اقتصادی کشور که توسط پهلوی پی ریزی شده با تفکر ایجاد قطب های جمعیتی و با اعمال سیاست های ناموفق به ویژه در زمینه کشاورزی روند مهاجرت گسترده روستائیان و تخلیه روستاهاو تراکم جمعیت در شهرها را به دنبال داشته است . (۲۰)

در استان خراسان نیز توزیع شهرها مانند کل کشور از طرفی تابع شرایط اقلیمی و طبیعی و از طرفی در ارتباط با سیاست های دولتی قرار دارد و تأثیر عوامل مساعد طبیعی به ویژه وجود آب شیرین ، زمینهای حاصل خیز ، اعتدال شرایط اقلیمی و عوامل سیاسی ـ اقتصادی از یک سو و وجود کویرها ، کمی ارندگی ، گرمای زیاد
و شوری خاک از سوی دیگر به گونه ای است که مناطق شمالی استان بیشترین جمعیت را در خود جای

داده اند .(۲۱)
در شمال خراسان فاصله هر شهر تا شهر بعدی حدود km60 است ولی در خراسان مرکزی فاصله ها حدود دو برابر است . البته این فاصله ها قائده کلی نیست اما تفاوت کلی ممتد بودن و پیوسته بود زمینهای کشاورزی در شمال خراسان به خصوص از شرق مشهد تا بجنورد و پیوسته بودن حریم و روستاها و آبادیها در همین محدوده و برعکس عدم پیوستگی مزارع و حریم روستاها و وجود فضاهای خالی در خراسان میانی است . زیرساختهای ضعیف تر طبیعی در خراسان مرکزی موجب پراکندگی بیشتر سکونت گاهها و جمعیت نسبت به شمال است در جنوب خراسان پراکندگی آبادیها بیشتر به اندازه جمعیتی آنها کمتر از خراسان مرکزی و خیلی کمتر از شمال خراسان است . (۲۲)

تعاریف و مفاهیم :
در این مقاله برای بررسی موضوع مورد مطالعه از اصطلاحات ، قوانین و شاخصهایی استفاده شده است که در اینجا به اختصار به تعریف و توضیح آنها پرداخته می شود :
۱- شبکه شهری : اصطلاح شبکه شهری در مفهوم فضایی آن به نحوه استقرار و توزیع شهرهای مختلف از نظر اندازه ، جمعیت و . . . اطلاق می گردد و در مفهوم اقتصادی آن یعنی نظام مبادله و دادوستد بین شهرها بر اسا عملکردهای پایه ای آنها . (۲۳)

پیدایش یک شبکه شهری و چگونگی شکل گیری الگو فضایی آن در یک منطقه که در طول تاریخ صورت می گیرد با شرایط متعدد اقتصادی ، اجتماعی و اقلیمی و جغرافیایی مرتبط است . (۲۴)
۲- نظام سلسله مراتب شهری:
نظام سلسله مراتب شهری را که منتحج از نظریه های مکانهای مرکزی است می توان در ساده ترین حالت خود با استفاده از ابزارهای ریاضی نشان داد و از آنجایی که طبقه هر شهر با تعداد و تنوع فعالیتهایی که عرضه می کند تعیین می شود و معمولاً رابطه مستقیم بین تعداد و تنوع فعالیت ها و جمعیت شهر وجود دارند. بنا براین می توان گفت شهر هایی که در طبقات بالاتر قرار دارند جمعیت بیشتری هم دارند , در این صورت شهری که در طبقات پایین قرار گرفته , کوچکترین اندازه شهر در نظام سلسله مراتب شهری است و شهری که در طبقات بالا قرار گرفته , دارای بزرگترین اندازه شهر در نظام سلسله مراتب شهری است. (۲۵)

۳- در این بررسی جهت شناخت نظام سلسله مراتب شهرهای استان و عدم تعادلها و خلاء ها در آن از روش قانون مرتبه – اندازه استفاده شده است. توزیع مرتبه – اندازه که توسط جورج زینپ ارائه شده است , نشان می دهد که به دلیل تمرکز جمعیت در شهر اول در صورت توزیع متناسب

جمعیت طبق این قانون و بر اساس فرمول —؟ دومین شهر باید دارای ۲/۱ جمعیت شهر نخست , شهر ردیف سوم دارای ۳/۱ جمعیت شهر نخست و شهر nام باید دارای جمعیتی معادل n/1 جمعیت شهر نخست باشد. در فرمول مذکور prجمعیت شهر ( در هر ردیف ) , p1 جمعیت بزرگترین شهر و R مرتبه شهر در مجموعه شهرهاست.
۴- یکی از مهمترین شاخصه هایی که برای سنجش چگونگی توزیع فضایی جمعیت در یک شبکه شهری مورد استفاده قرار می گیرد نسبت یا شاخص (( نخست شهری )) می باشد. نحوه محاسبه شاخص نخست شهری در میان سلسله مراتب شهرهای یک منطقه با تقسیم نمودن

جمعیت نخست شهر به جمعیت دومین شهر آن منطقه بدست می آید. با رعایت الگوی مرتبه – اندازه در سلسله مراتب شهری , قاعدتاً باید شاخص نخست شهری معادل ۲ باشد بنا براین وجود شاخص های نسبت بالاتر از ۲ نماینده عدم وجود الگوی شهری مرتبه – اندازه بوده وروند الگوی نخست شهری را در آن منطقه نشان می دهد. ( ۲۶ )

۵- از دیگر شاخصهایی که در این تحقیق برای بیان روشنتر شدن وضعیت شبکه شهری استانها از آن بهره گرفته می شود (( شاخص مرکزیت )) است. شاخص مرکزیت بیان کننده میانگین فاصله مراکز شهرستان های یک استان از مرکز استان می باشد. در واقع این شاخص نشان دهنده نحوه پراکنش شهرها در سطح استان است.
بررسی نظام سلسله مراتب شهری خراسان قبل از تقسیم :
جهت بررسی و شناخت نظام سلسله مراتب شهری در استان خراسان ( قبل از تقسیم ) , جمعیت ۸۳ نقطه شهری استان خراسان منطبق بر نتایج سر شماری سال ۱۳۷۵ بر اساس قانون رتبه – اندازه مورد بررسی قرار می گیرد . ( جدول شماره ۱ )

بر اساس جدول شماره ۱ , تعداد ۸۲۴/۴۹۳/۳ نفر جمعیت شهری استان خراسان در ۸۳ نقطه شهری در ستون اول و بر حسب میزان جمعیت مرکب شده است.
شهر مشهد با جمعیت حدود ۴۰۵/۸۸۷/۱ بعنوان بزرگترین شهر در صدر قرار گرفته است و بر اساس قانون رتبه – اندازه جمعیت شهر مشهد مبنای اندازه گیری جمعیت سایر شهرها قرار می گیرد. در ستون دوم عمودی برای داشتن یک توزیع مناسب جمعیتی , جمعیت هر شهر , بر اساس قانون رتبه- اندازه محاسبه شده است. برای مثال دومین شهر ( ( سبزوار )) باید دارای جمعیتی معادل ۷۰۳/۹۴۳ نفر باشد

بنا براین سبزوار دارای کسری جمعیت به میزان ۹۶۵/۷۷۲ نفر می باشد.
بر اساس نتایج مندرج در ستون دوم , استان خراسان باید دارای جمعیتی به میزان ۹۲۹/۴۴۰/۹ نفر باشد.
از تفاضل ستون اول و دوم , ارقام ستون سوم حاصل آمده است که میزان اضافه یا کمی جمعیت واقعی هر شهر را نسبت به جمعیتی که شهر بر اساس قانون رتبه – اندازه باید دارا باشد نشان می دهد. بر این اساس استان خراسان با کمبود جمعیت معادل ۱۰۵/۹۴۷/۵ نفر در سال۱۳۷۵ مواجه بوده است.
طبق ارقام این ستون تمامی شهرها دارای کمبود جمعیت بوده اند و این کمبود جمعیت و عدم تعادل کاملاً مشهود است. بطوریکه حداقل تفاوت جمعیت با جمعیت پیشنهادی فرمول معادل ۱۳۰/۲۲ نفر در مورد شهر حصار گرمخان است که خود رقمی قابل توجه می باشد.
شاخص نخست شهری در مورد این استان رقمی حدود ۰۵/۱۱ می باشد که نشان دهنده عدم تعادل شدید در شبکه شهری استان است. نمودار شماره ۱ به خوبی گویای این عدم تعادل و تفاضل جمعیتی ستون اول ودوم می باشد. علت این عدم تعادل شدید را میتوان ناشی از رشد شدید شهر مشهد دانست به نحوی که به تنهایی ۱/۵۴ درصد از جمعیت شهری استان را در خود جای داده است و بقیه جمعیت استان در ۸۲ شهر دیگر توزیع شده اند.

شاخص مرکزیت در این استان km230 است . با توجه به این شاخص میانگین فواصل شهرهای مختلف تا شهر مشهد در خراسان پیش از تقسیم km230 می باشد که این رقم نشان دهنده فاصله بسیار زیاد بسیاری از شهرهای استان در دسترسی به مرکز استان بعنوان مرکز ارائه دهنده خدمات برتر و فوق تخصصی می باشد و این فاصله عملاً می تواند مشکلات و تنگناهای عدیده ای را از طرفی برای دریافت خدمات و از طرف دیگر برای سیستم مدیریتی استان ایجاد نماید.
برای درک بهتر عدم تعادل در نظام سلسله مراتب شهری شهرهای استان در طبقات جمعیتی دسته بندی شده اند.( جدول شماره ۲ )

طبق این جدول در ردیف اول شهر مشهد با جمعیت ۴۰۵/۸۸۷/۱ نفر در سال ۱۳۷۵ قرار داشته که به یک متروپل منطقه ای تبدیل شده است و به تنهایی ۰۲/۵۴ در صد از جمعیت استان را در خود جای داده است. و بقیه جمعیت در ۸۲ شهر دیگر پخش شده اند. در طبقه بعد ۴ شهر قرار دارند با ۹/۱۶% جمعیت استان و به همین ترتیب با بالا رفتن طبقات , سهم جمعیتی شهرها بسیار کمتر شده بطوریکه ردیف شهرهای کمتر از ۵ هزار نفر علی رغم وجود ۴۱ شهر فقط (۵/۳%) از جمعیت استان را دارا می باشند. در نمودار شماره ۲ به خوبی وجود پدیده نخست شهری در استان

خراسان قبل از تقسبم مشهود می باشد و لزوم توجه به شهرهای میانی وکوچک برای ایجاد شرایط توسعه و گسترش این شهر ها جهت برقراری تعادل در شبکه شهری محسوس بوده است.
بررسی نظام سلسله مراتب شهری پس از تقسیم خراسان:
در سال ۱۳۸۳ استان خراسان به سه استان خراسان شمالی با ۱۵ شهر – خراسان رضوی با ۶۶ شهر و خراسان جنوبی با ۲۰ شهر تقسیم گردید.

در این بررسی وضعیت نظام سلسله مراتب شهری استان پیش از تقسیم خراسان و پس از تقسیم آن در قالب سه استان جدیدالتاسیس خراسان شمالی, رضوی وجنوبی با استفاده از قانون رتبه-اندازه –؟ موردتحلیل قرار گرفته است.
سپس به مقایسه وضعیت این سه استان جدید پرداخته شده است و در نهایت شرایط فعلی این استانها از لحاظ تعادل شبکه شهری آنها با استان خراسان پیش از تقسیم مقایسه شده است.
خراسان شمالی:
بر اساس نتایج سر شماری سال۱۳۸۵ استان خراسان شمالی دارای ۱۵ شهر می باشد و جمعیت شهری استان معادل ۴۵۸/۳۹۲ نفر است.
در جدول شماره ۳ جمعیت شهری این استان بر اساس قانون رتبه-اندازه مورد بررسی قرار گرفته است.
در ستون اول عمودی جمعیت شهرها به ترتیب –؟ آنها مرتب شده اند. بزرگترین شهر استان ,شهر بجنورد با جمعیت ۷۲۶/۱۷۶ نفر می باشد که جمعیت سایر شهرها بر اساس قانون رتبه-اندازه تابعی از جمعیت این شهر می باشند. در ستون دوم جمعیت هر شهر بر اساس قانون رتبه-اندازه محاسبه شده است. و در ستون سوم تفاضل جمعیت واقعی و پیشنهادی هر شهر تعیین شده است.

بر اساس ارقام ونتایج این جدول تمامی شهرهای استان دارای کمبود جمعیت می باشند و استان در کل کمبود جمعیتی به میزان ۹۵۹/۱۹۳ نفر دارد. در نمودار شماره ۳ وضعیت شبکه شهری استان نمایش داده شده است. شاخص نخست شهری این استان حدود۰۹/۲ می باشد که بسیار نزدیک به عدد ۲ بوده وبیانگر این نکته میباشد که شبکه شهر در سطوح بالا تا حد زیادی منطبق بر الگوی رتبه –اندازه بوده و فاصله جمعیتی شهر اول و دوم استان در وضعیت متعادلی قرار گرفته است.
جدول شماره ۴ شهر های استان در طبقات جمعیتی دسته بندی شده اند