سمینار توسعه‌‌ کارآفرینی زنان در ایران برگزار شد
سمینار توسعه کار‌آفرینی زنان ایران تحت عنوان ” کارآفرینی زنان و چالش های پیش رو” در دانشگاه شیراز و با حضور مدیران کار‌آفرین و مسئولان مرکز کار‌آفرینی دانشگاه برگزار شد.

به گزارش ایونا ، دبیر مرکز کارآفرینی دانشگاه شیراز امروز در حاشیه برگزاری این همایش در گفتگو با خبرنگاران گفت: هدف از برگزاری این نشست، انتقال تجربیات زنان کارآفرین به دانشجویان است .

علی‌نقی مصلح شیرازی افزود: کارآفرینی زنان و مسائل مربوط به آن در ایران و جهان همچنین تجارت عملی بانوان کارآفرین که با موفقیت‌های قابل توجهی روبرو بوده، دو محور اصلی این سمینار است .

این مقام مسئول گفت: اولین همایش کارآفرینی زنان درسطح کشور در سال ۸۴ که با کمک امور بانوان استانداری فارس در شیراز برگزار شد، آغاز خوبی برای جلب توجه محافل علمی و اقتصادی کشور در خصوص اهمیت کارآفرینی زنان بود .
مصلح‌شیرازی خاطرنشان کرد: بعد از ایجاد مرکز کارآفرینی زنان، این مرکز با پرداختن به موضوع زنان و کارآفرینی، مسئولیت پی‌گیری درخواست‌ها و اجرایی کردن یافته‌های این گونه سمینار‌ها را برعهده گرفت .

دبیر مرکز کارآفرینی دانشگاه شیراز، ترویج کار‌آفرینی خصوصا در میان زنان را مطلوب توصیف و تصریح کرد: ترویج کارآفرینی به گونه‌ای بوده که تاکنون تعداد زیادی از دانشجویان و دانش‌آموختگان دانشگاه‌های کشور و شیراز با نوآوری در عرصه‌های مختلف کارآفرینی کرده‌اند

مصلح‌شیرازی با اشاره به کسب مقام برتر بانوی شیرازی در جشنواره کره‌جنوبی گفت: رشد روزافزون تعداد زنان نوآور و نوآوری‌ها و خلاقیت‌هایی که در عرصه‌های مختلف از سوی این بخش فعال از جامعه بروز می‌کند جای تأمل و تعمق دارد .
این استاد اقتصاد دانشگاه شیراز گفت: توجه بیشتر و جدی‌تر به زنان و اهمیت قائل شدن برای زنان کار‌آفرین زمینه رشد خلاقیت‌ها و بروز آن‌ها را فراهم کرده و شتاب جامعه را در مسیر تحول و شکوفائی بیشتر خواهد کرد .

نگرشی نو به کارآفرینی زنان در ایران
اگر کارآفريني را يک الزام حياتي براي جوامع عصرحاضر بدانيم بايد به اساسي ترين عامل آن يعني توانا سازي اعتقاد را سخي داشته باشيم .
تحولات جديد جهاني و تغيير رويکردها و نگرش هاي حاصل از آن باعث شد تا دنيا از حالت در انحصار محض مردان به دنيايي تبديل شود که در آن زنان جايگاه مطلوب و واقعي خود را پيداکنند و رفته رفته به اين حقيقت نايل آيد که از يکي ديگر از عناصر تاثير گذار و با ارزش خود در صحنه معادلات جهاني يعني نيروي خلاق ، مستعد ، پر ارزش و انگيزشي بانوان بهره جويد.

زنان به جهت اينکه از کرامت و لياقت و ويژگي هاي عالي انساني برخوردارند و حتي در پاره اي از جنبه ها و زمينه ها ايفا کننده نقشهاي اساسي تر و به مراتب حساس تر از جنس مخالف خود ميباشنداز حقوق عاليه انساني بايد برخوردار باشند لذا يکي از مولفه هاي مهم حقوقي براي زنان به نحوه گزينش و انتخاب شيوه زيستن آنان توسط خودشان بر مي گردد که بايد مورد احترام و حمايت همه اقشار جامعه قرار گيرد بنابراين اگر کارآفريني را انتخاب فلسفه نوين زندگي در عرصه هاي اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي بدانيم بايد اين حق را براي آنان قايل گشت تا با تمام قوا و به دور از هر گونه تبعيض ، ناعدالتي ، قالب هاي سنتي و باورهاي مذموم و تنها در سايه شايستگي ها و در چارچوب ارزش هاي متعالي جامعه در اين عرصه اجتماعي حضور يابند.

مع الاسف چيز اعجاب برانگيز است آن است که از کمک ها و مساعدتهاي اين قشر سرشار از ارزش و متعهد در راه هموار ساختن مسير دشوار توسعه و تحقق اهداف آن استفاده بهينه نمي گردد و از نقش متعالي اين سرمايه هاي انساني غفلت مي شود و شگفت تر اينکه حتي برخي از ذهنيت هاي متحجر در اين بين از او بعنوان مانع و سدراه توسعه نام مي برند به گونه اي که اين عده برخود اجازه مي دهند پديده « سقف شيشه اي را براي محروم نگهداشتن زنان از تصدي و احراز پست هاي مهم و کليدي مديريتي القا نمايند.

بي گمان کارآفرينان بعنوان عاملان تغيير و به مدد برخورداري از قابليت ها ، توانمنديها و ويژگي هاي متعالي شخصيتي خود و با کمک و همت والا و تلاش مستمر خود و نيز بهره مندي از خلاقيت و نوآوري افرادي هستند که داراي نقش محوري بوده و خالق استراتژي کارآفريني هستند.

در اين ميان نقش بسيار موثر و حياتي کارآفرينان زن بعنوان بخش عظيمي از جمعيت انساني جامعه بسيار چشمگير و حائز اهميت است به گونه اي که مي توان ادعا نمود که در آغاز هزاره سوم) آنان با شناسايي توانمنديهاي خود و يافتن جايگاه واقعي خود در عرصه هاي متنوع و مختلف اجتماعي پيش قراولان حرکت و خيزش عظيم کارآفريني جهاني قلمداد گرديده و مي روند تا آفريدگار شگفتي هاي نوين در عرصه جهاني گردند امروزه جامعه جهاني با بازشناسي قدر و منزلت و عظمت يکي از موثرترين عناصر خود و از طريق قايل شدن حق حضور آنان در عرصه هاي مختلف مي رود تا در مناسبات و معادلات خود تجديد نظر نمايد چرا که روند گسترده پر وسه توسعه به پيش نخواهد رفت مادام که جامعه جهاني در اين راه و مسير طولاني بخشي از همراهان و نيروهاي کارآمد و پويا خود را با خود همراه نسازد .

در اين بين در کشورهاي در حال توسعه موضوع کارآفريني زنان از حساسيت و الويت بخصوصي برخوردار مي باشد چرا که روند توسعه و ترقي در اين کشور ها مسيري بس دشوار و طاقت فرسايي را در پيش روي دارد و اين کشورها بابرخورداري از همه ي ظرفيت هاي موجود انساني خود و به جاي اينکه به قول خانم ملو ( وزير زنان کامبوج ) : “تنها نبايد از زنان به عنوان استفاده کنندگان از برنامه هاي توسعه ياد کرد بلکه بايد آنان را در اجراي برنامه هاي توسعه مشارکت داد.

•    زنان، به عنوان يکي از عاملان توسعه پايدار:
توسعه بعنوان پروسه اي است که دستيابي به شاخص هاي ارزنده آن هدف غايي اکثر جوامع و کشورها مي باشد و از آن به عنوان يک روند خلاق و نوآوري ياد مي گردد که در جهت تغييرات زيربنايي در سيستم اجتماعي مي باشد امروزه قرار گرفتن در روند توسعه و تسريع آن مسئله ملت هاست پس در شرايط دشوار پيچيده آن و به منظور تحقق همه اهداف آن ضرورت دارد تا جوامع از همه ي ظرفيت هاي انساني خود بهره جسته و با بکارگيري همه منابع و توانمنديهاي انساني خود به حرکت خود در اين مسير شتاب بيشتري ببخشد بنابراين بايد استراتژي اصلي جوامع اين باشد که در تعيين و تدوين اولويت ها و اهداف توسعه مشارکت دادن زنان را بعنوان يکي از عوامل موثر و کارآمد توسعه لحاظ نمايند چرا که در عصري که به عصر کارآفريني لقب يافته است و استراتژي و اقتصاد کارآفريني جايگزيني شايسته استراتژيهاي موجود مي باشد ، زنان کارآفرين عامل بسيار حياتي و توان بخشي در اين راه قلمداد مي گردند.

•    عدالت جنسيتي گامي در جهت تسريع روند کلي توسعه :
هدف اصلي عدالت جنسيتي رسيدن به عدالت ميان زنان و مردان به منظور تضمين دستيابي به توسعه پايدار است با ورود به هزاره سوم و در مواجهه با امواج تغييرات شتابناک ، جامعه جهاني خود را ملزم به خلق فضايي مي داند که در آن زندگي بهتر با حذف بي عدالتي بر پايه جنسيت شکل گيرد .

دستيابي به اين مهم تنها از طريق ارتقاي مشارکت زنان در فرايندهاي تصميم گيري مربوط به توسعه ميسر نمي گردد ، بلکه آن از طريق کمک به زنان و دختران در تشخيص حقوق اساسي و انساني خود ، کاهش تبعيض هاي جنسيتي در دسترسي به منابع و کنترل برآن و بهره گيري از مزاياي توسعه است

از ميان تعاريف متعدد ساده ترين تعريف موجود آن است که عدالت جنسيتي را به معناي بيشتر شدن فرصت هاي در دسترس بر اي زنان و مردان جامعه دانست و زنان و مردان جامعه در کنار هم و با هم براي تغيير در نگرش ها ، باورها ، رفتارها ، نقش ها و مسئوليت ها در محيط کار ، خانواده ، جامعه و بازار جهاني تلاش کنند تا شأن والاي انساني آنان حفظ و اعتلا يابد

•    ريشه محدوديت ها و تبعيض هاي پيش روي کار آفريني زنان :
ريشه اين تبعيض به رفتارهاي فرهنگي حاکم بر جوامع بر مي گردد مانند:
•    الف ) مخالفت مردان با فعاليت همسرانشان در بنگاههاي اقتصادي و ايجاد يک حرفه يا شغل
•    ب ) به دليل محدوديت هاي فرهنگي از زنان انتظار مي رود تااوقات زندگي شان را در يک محيط حفاظت شده سپري کنند تا آنها را از رويا رويي با افرادي قويتر حفظ کرده و دور نگه دارد
•    ج ) همچنين از زنان انتظار مي رود تا فعاليت هاي شان را به خانه داري و مراقبت از فرزندان محدود کنند .

محدوديت عمده براي زنان کا رآفرين به شرح زير مي باشد :
•    الف ) پر رنگ بودن نقش آنان درخانواده و همچنين نياز رو به تزايد مردان به حضور دائمي آنان در خانواده
•    ب ) وجود افکار و باورهاي منفي در مورد نقش زنان در کسب و کار
•    ج ) سطوح آموزشي نسبتا پايين تر براي زنان به دليل دسترسي محدود به فرصت هاي آموزشي شغلي در اکثر کشورها
•    د ) فرصت هاي محدودتر در بخش دولتي براي توسعه مهارتهاي زنان
•    ه ) دسترسي ناکافي زنان کارآفرين به تکنولوژي ، خدمات حمايتي و اطلاع رساني
•    و ) دسترسي کمتر زنان به اعتبارات مالي بدليل ضعف مسائل مربوط به ضمانت و مقادير کم اعتبارات و همچنين وجود نگرش منفي در خصوص توان بازپس دهي پائين زنان کارآفرين

 وضعيت اشتغال و کارآفريني زنان در ايران :
عليرغم اينکه از اوايل هزاره جديد جهان با يک پديده اجتماعي و اقتصادي روبه رشد يعني مشارکت فراگير اقتصادي زنان در مشاغل خارج از منزل رو برو شدولي به لحاظ وجود برخي از مشکلات ساختاري وضعيت اشتغال زنان در ايران چندان مطلوب به نظر نمي آيد مع الاسف همواره فرصت هاي شغلي کمتري به اين قشر اختصاص داده شده است و آنان غالبا در بخش هاي غير رسمي با اندک دستمزد مشغول بکار مي گردند .

امروزه در جامعه ايراني بيشترين شاغلين زن در گروه حقوق بگيران قرار دارند ( ۶۰% ) . و حدود ۱/۲۶% از جمعيت زنان فعال مناطق شهري بيکارند و نرخ بيکاري زنان تحصيل کرده خصوصا در سال هاي اخير مرتبا روبه تزديد است. همچنين نرخ کار آفريني در زنان کمتر از مردان است .

•    حقايقي در مورد کار آفريني زنان :
درنگاه اجمالي به علل و انگيزه هاي زنان بعنوان نقاط شروع کسب و کار مي توان به اين حقيقت واقف گرديد که اين انگيزه ها در پاره اي از موارد در آنان متعالي ترو مترقي تر ازانگيزه هاي شروع کسب و کار در مردان مي باشد و با توجه به توانايي و ظرافت هاي هنري و دقت نظري که در زنان وجود دارد آنان همچنين در انجام فعاليت هاي اقتصادي خود از دقت و ژرف انديشي و هنرمندي خاصي بهره جسته.

و از ديگر موارد اينکه آنان به دليل برخورداري از ويژگي هاي خاص عاطفي و انساني لايق خدمات در عرصه هاي حساس تر اجتماعي نظير آموزش و پرورش ، بهداشت و مشاوره هستند . بنابراين کار آفريني زنان را نه تنها نمي توان درتقابل و تضاد با کار آفريني مردان پنداشت بلکه بايد آن را مکمل و متمم کارآفريني مردان قلمداد نمود

از حقايق ديگر کار آفريني زنان اين است که به پشتوانه پژوهش هاي بعمل آمده آنان تمايل بيشتري به استفاده بهينه از فرصت ها داشته و همچنين براي سلامت اجتماعي جامعه مفيد هستند .

بنابراين بايد به اين حقيقت صحه نهاد که زنان بعنوان سنگ بناي حيات اجتماعي بشر و بعنوان پيش قراولان عرصه پرورش ابناي آدمي از جايگاهي بس والا و از توان کارآفريني بسيار بالايي بالاخص در نهادينه شدن فرهنگ کارآفريني برخوردارند. پس چگونه است که انساني که از همه ارزش ها ، توانايي ها و انگيزه هاي متعالي برخوردار است . به زعم برخي لياقت و شايستگي ندارد و بايد خانه نشين باشد .

•    عوامل موفقيت کارآفريني زنان :
هلن فيشر ، انسان شناس دانشگاه را تجز آنان را به شرح زير بر مي شمارد :
الف ) وجود مهارتهاي ارتباطي :
•    بسياري از زنان در بيان خود بهتر از همتاي مرد خود عمل مي کنند .
ب ) وجود مهارتهاي مردمي :
•    بسياري از بانوان درخواندن احساسات از چهره ديگران و کشف رمز از اداها و ژست هاي آنها و در نتيجه در تعامل با ديگران بسيار ماهر هستند
ج ) استفاده از تفکر شبکه اي :
•    يعني توانايي جمع آوري داده ها از محيط و ايجاد ارتباط ميان قطعات داده هاي مختلف
د ) برقراري توافق :
•    زنان کار آفرين موفق غالبا خوب مي توانند بحث کنند . آنها مي توانند شرايطي ايجاد کنند که با طرفهاي وارد در بحث روابط هماهنگ برقرار کنند .