توسعه کشاورزی پایدار

هم اکنون بیش از سه دهه از توجه جهانی به موضوع حفاظت محیط زیست وحدود دو دهه از مباحث پیرامون توسعه پایدار می گذرد. قبل از این ایام، در تمامی پروژه های توسعه، صرفاً دیدگاه اقتصادی و ایجاد در آمد و بازده اقتصادی بیشتر، مد نظر بود. لیکن در دهه ۱۹۷۰ میلادی این ذهنیت در افکار سیاستگذاران و برنامه ریزان توسعه مطرح گردید که این گونه روند رشد اقتصادی نهایتاً منجر به تخریب محیط زیست، نا برابری اجتماعی،کاهش منابع و… میشود وجبران این معضلات در دراز مدت موجب ضررهای فراوان اقتصادی خواهد شد

کمسیون جهانی محیط زیست و توسعه در سال ۱۹۸۷ ، توسعه پایدار را چنین تعریف کرد: «توسعه ای که بدون مخاطره انداختن توان نسلهای آینده برای رفع نیازهای خود، پاسخگوی نیازهای حال حاضر باشد». این مفهوم طی تعریف زیر برای بخشهای مواد غذایی وکشاورزی دقیقتر بیان شد ودر سال ۱۹۸۸ توسط شورای فائو مورد پذیرش قرار گرفت:
«توسعه پایدار، مدیریت و نگهداری منابع طبیعی و جهت بخشی تحولات وساختار اداری است، به طوری که تأمین مداوم نیازهای بشری و رضایتمندی نسل حاضر و نسلهای آینده را تضمین کند. چنین توسعه پایداری(در بخشهای کشاورزی، جنگلداری وشیلات) با حفاظت زمین، آب وذخائر ژنتیکی گیاهی وجانوری همراه است، تخریب زیست محیطی به همراه ندارد، از فناوری مناسب استفاده می کند، از نظر اقتصادی بالنده وپایدار واز نظر اجتماعی مورد قبول است.»

اهداف اساسی توسعه پایدار کشاورزی
* امنیت غذایی از طریق ایجاد توازن مناسب وپایدار بین خودکفایی واتکای به نفس؛
* ایجاد درآمد واشتغال در نواحی روستایی، خصوصاً به منظور ریشه کنی فقر؛
* حفظ منابع طبیعی و حفاظت از محیط زیست.

 

راهبردهایی برای توسعه پایدار کشاورزی و روستایی:
سه معیار کلیدی برای گزینش روشهای راهبردی در مورد کشورهای صنعتی وکشورهای در حال توسعه به طور یکسان قابل اعمال هستند:
۱-افزایش کارایی وبهره وری:کارآیی وبهره وری از طریق کاربرد پایدارتر منابع از جمله نیروی کار، دسترسی بهتر به تکنولوژیهای جدید، استفاده صحیح از نهاده ها وچرخه های زیست شناختی و فرآوری در مزرعه قابل افزایش است.
۲- ایجاد تنوع:در این راستا دو نوع تنوع مختلف قابل حصول است: تنوع در نظامهای تولیدی وتنوع در فعالیتهای اقتصادی. نوع اول از طریق سازگارکردن الگوهای کشت محصولات، فعالیت های دامداری، نظامهای پرورش آبزیان، روشهای ماهیگیری و شیوه های جنگلداری با استعدادها و محدودیت های منابع طبیعی حاصل می شود. نوع دوم در نتیجه تلفیق تولید زراعی، جنگلداری وشیلات با فرآوری محصولات تولید شده و تلفیق مشاغل در مزرعه با مشاغل بیرون مزرعه به دست می آید.
۳- افزایش برگشت پذیری و به حداقل رساندن مخاطرات: بیشتر روشهایی که برای تولید، فرآوری، خرید وفروش و مصرف محصولات زراعی، دامی و ماهی استفاده می شوند موجب اتلاف منابع و نهاده ها می گردند و خسارات قابل توجهی را قبل و بعد از برداشت دارند. این امر نه تنها موجب کاهش ستانده ها و درآمد می شود بلکه به زوال محیط زیست یعنی نابودی نباتات، فرسایش خاک، آلودگی آبهای زیر زمینی وآلودگی غذا منجر می گردد. اما در خود مزرعه، ضایعات را می توان به عنوان نهاده بازیافت کرد ویا اینکه آنهارا به عنوان محصولات جنبی (از قبیل سوختهای به دست آمده از موجودات زنده) مورد استفاده قرار داد. افزایش اتکا به فرآیندهای زیست شناختی که طبیعت ارائه میدهد،می تواند از هزینه نهاده ها بکاهد

کاربرد متعادل نهاده های کشاورزی
استفاده از نهاده های بیرونی در کشاورزی (عمدتاً کودهای معدنی، سموم دفع نباتات وگونه های دانه ای اصلاح شده)به علت خطرات زیست محیطی استفادۀ بیش از حد آنها، مورد اختلاف نظر بسیار بوده اند. استفاده بیش از حد نه تنها تهدیدی برای محیط زیست است، بلکه هزینه تولید کشاورزان مناطق حاشیه ای را نیز افزایش می دهد. در کشورهای صنعتی، «نهاده های کم» به معنی کاهش سطوح بالای کاربرد کنونی آنهاست.
سطح مناسب نهاده ها برای کشاورزی پایدار چیست؟ در نظامهای تغذیۀ منسجم گیاهان،مواد آلی وکودهای معدنی، به منظورجایگزینی مواد غذایی گیاهی که توسط محصولات زراعی مصرف شده اند، با هم ترکیب می شوند وموجب افزایش باروری خاک می گردند. نظامهای تغذیه منسجم گیاهان را می توان با منابع موجود در شرایط کشاورزی- بوم شناختی و نظامهای کشاورزی مختلف سازگار کرد.

مهار منسجم آفات، جزءکلیدی دیگری از نظامهای کشاورزی پایدار است. شیوه های کاشت وتولید، از طریق به حد اقل رساندن کاربرد سموم شیمیایی، دفع آفات وبه کار گرفتن اصول مبتنی بر بوم شناسی آفات (از قبیل چرخه های زندگی آفات وروابط صیاد/ صید)، قابل اصلاح هستند، به طوری که کشاورزان بتوانند از هزینه های خود بکاهند واز خطرات ناشی از کاربرد بیش از حد سموم دفع آفات احتراز کنند.
در عین حال، محروم کردن کشاورزان از کاربرد نهاده ها، که باعث کاهش تولید محصولات کشاورزی می گردد، راه حل مناسب مشکل نخواهد بود. تعیین توازن مناسب بین تکنولوژیها، به منظور تضمین کاربرد بی خطر نهاده ها، با توجه به شرایط محلی در کشور، وظیفۀ پژوهشگران است؛ و ایجاد انگیزش و زیر ساخت اقتصادی، به منظور تأمین دسترسی به نهاده های مورد نیازشان، وظیفه سیاستگذاران است.
کشت زیتون با حفظ منابع آب و خاک و حاصلخیزی عرصه‌های مستعد به توسعه کشاورزی پایدار کمک می‌کند

مشاور معاون تولیدات گیاهی وزارت جهاد کشاورزی با اعلام این مطلب در گفت‌وگو با خبرنگار ایانا گفت: با توجه به اهمیت تولید روغن و نقش این محصول و کالای اساسی در تامین امنیت غذایی و سلامت جامعه، هدف اصلی توسعه طرح زیتون، تولید و تامین بخش عمده‌ای از روغن خوراکی مورد نیاز کشور است.
جهانگیر عرب فراهم کردن زمینه اشتغال مولد را از دیگر اهداف این طرح عنوان کرد و افزود: زیتون به دلیل مقاوم بودن به عوامل نامساعد محیطی و نیاز آبی کمتر نسبت به سایر گونه‌های باغی، قابلیت کشت در اراضی کم‌بازده و شیبدار را نیز داراست.
وی به حفظ منابع آب و خاک و حاصلخیزی عرصه‌های مستعد اشاره و خاطرنشان کرد: مصرف بهینه آب، افزایش نفوذ آب زیرزمینی، جلوگیری از روان آبها و کاهش هدررفت آب از دیگر مزایای این طرح است.
عرب تعداد کشورهای زیتون‌خیز جهان را ۲۵ کشور عنوان کرد و گفت: طرح زیتون از سال ۱۳۷۲ در کشور آغاز شد و تا پایان سال ۱۳۸۶ تحولات بسیار خوب و مبارکی در این بخش اتفاق افتاد، به گونه‌ایکه تعداد استانهای زیتون‌خیز از سه به ۲۶ استان رسید، مصرف سرانه از ۳۰ گرم به ۱۳۰ گرم رسید و میزان تولید دانه زیتون از هفت هزار و ۸۰۰ تن در سال به ۱۶ هزار تن رسید.

وی سطح زیرکشت زیتون در کشور را نیز ۱۲۱ هزار هکتار عنوان کرد و افزود: این سطح در سال ۱۳۷۲ تنها سه هزار و ۸۰۰ هکتار بود که طی سالهای اجرای طرح شاهد رشد چشمگیر سطح زیرکشت بوده‌ایم.

كشاورزي پايدار توليد با كيفيت , نگاه به آينده
كشاورزي پايدار به معناي استفاده از علوم بيولوژي، بالاترين ميزان و مناسب ترين روش توليد در كشاورزي است. در حالي كه در كشاورزي تجاري براي نيل به اهداف توليد كوتاه مدت از نهاده هاي كشاورزي به طور بي رويه استفاده مي شود. اين نهاده ها شامل كود، سم، زمين، آب و… است كه استفاده هاي بي رويه از هر كدام ناهنجاري هايي را به دنبال دارد. در حالي كه وزارت جهاد كشاورزي عزم جدي براي توليد ارگانيك و كاربرد حداقل سم و كود شيميايي را در محصولات كشاورزي دارد، اما آيا روند موجود در استفاده بيش از حد ظرفيت اراضي در كشت هاي دوم و ۴/۷ ميليارد متر مكعب بيلان منفي از ۴۴ ميليارد متر مكعب آب در بخش زراعت و به عبارتي ۱۹ درصد بيلان منفي حاكي از رويكرد بخش كشاورزي به توسعه پايدار است؟ به راستي وزارت جهاد كشاورزي مي تواند در يك نقد درون سازماني برآورد كند كه مسير گذر از كشاورزي تجاري به كشاورزي پايدار تاكنون به چه ميزان طي شده است؟

با افزايش روزافزون جمعيت و نيازهاي فراوان آن از جمله غذا، كشاورزي به روش هاي ابتدايي و سنتي با بازدهي كم، ديگر جوابگوي اين نيازها نيست. در طي سال هاي گذشته با قطع درختان جنگلي و از بين بردن مراتع، سطح زيركشت افزايش يافت و با استفاده از تكنولوژي هاي صنعتي و روش هاي نوين كشاورزي تا حدودي توانسته بر اين نيازها غلبه كند. به كارگيري روش هاي شيميايي و مكانيكي هر چند توانست كشاورزي را رونق دهد، ولي جاذبه هاي منافع كوتاه مدت كشاورزي تجاري به سيستم حساس و آسيب پذير خاك، اين اجازه را نداد كه بگويد: چه مدت مي توان از اين روش كشاورزي استفاده كرد.

در كشاورزي تجاري با استفاده بي رويه و نامتعادل از كودها و سموم كه تخريب خاك و از بين رفتن موجودات خاكزي را در پي داشت، توان توليد و حاصلخيزي خاك كاهش يافت و نتيجه اين روش كشاورزي، پايين آمدن كيفيت محصولات بود.