جريان هاي سياسي از ۱۳۵۷ هـ . ش تا ۱۳۶۸ هـ . ش

براي هر انقلاب سه مرحله را مي توان در نظر گرفت . مرحله شكل گيري يا تكوين ، مرحله پيروزي يا تخريب و مرحله پس از پيروزي انقلاب كه به آن دوران سازندگي يا ثبات هم گفته مي شود . انقلاب اسلامي ايران نيز داراي سه مرحله مي باشد . مرحله شكل گيري انقلاب اسلامي از ۱۳۴۱ تا اول آبان ۱۳۵۶ زمان رحلت حضرت آيت الله حاج سيد مصطفي خميني ، فرزند بزرگ امام (ره) بود . از آن زمان تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ مرحله پيروزي انقلاب اسلامي است . مرحله ثبات و سازندگي انقلاب اسلامي ايران نيز از سال ۱۳۵۷ شروع شده و تا كنون ادامه دارد .

گفتني است پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، به علت فضاي باز سياسي ايجاد شده، علاوه بر احزاب و گروههاي سياسي كه از قبل وجود داشتند ، احزاب و گروههاي جديدي نيز پا به عرصه وجود گذاشتند . گرچه از سال هاي بعد ، بيشتر آنها به دلايلي از بين رفتند، ولي گروههاي جديدي جايگزين آنها شدند كه به مهمترين آنها اشاره مي كنيم .

نهضت آزادي ايران
الف) چگونگي شكل گيري و بنيانگذاران
جبهه ملي اول در ۲۵ اسفند ۱۳۲۸ تشكيل شد و در دوران نحست وزيري دكتر مصدق ، قدرت را در دست داشت ، ولي با كودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ از هم فرو پاشيد . در ائاخر دهه ۱۳۳۳۰ برخي از افراد اين گروه ، « نهضت مقاومت ملي » را تشكيل دادند . اما چون تحرك لازم در آنها وجود نداشت ، جناح مذهبي از آن جدا شده و در سال ۱۳۴۰ نهضت آزادي در ايران را تشكل دادند .بنيانگذاران نهضت ازادي آيت الله طالقاني، مهندس مهدي بازرگان، دكتر يدالله سحابي بودند . در اساسنامه نهضت آزادي آمده بود : اولاْ مسلمانيم و دين را از سياست جدا نمي دانيم ؛ ثانياْ ايراني و ثالثاْ تابع قانون اساسي؛ و رابعاْ مصدقي هستيم .

حضور آيت الله طالقاني به عنوان روحاني برجسته و دكتر سحابي و مهندس بازرگان به عنوان دو غرد مذهبي شناخته شده در دانشگاه تهران سبب شده بود كه بسياري از جوانان مذهبي دانشگاهي و غير دانشگاهي به سوي اين گروه روي بياورند . اما فعاليت اين گروه با دستگيري بنيانگذاران آن در سالهاي ۱۳۴۲ و ۱۳۴۳ و سرانجام محاكمه و زنداني شدن انها در سال ۱۳۴۴ متوقف شد .

ب ) نهضت آزادي ، انقلاب اسلامي و دولت موقت
در سال ۱۳۵۶ با روي كار آمدن « جيمي كارتر » در آمريكا و اعلام « فضاي باز سياسي » در ايران و همزمان با آغاز شتاب انقلاب اسلامي ، نهضت آزادي تجديد حيات كرده ، طرفداري خود را از قانون اساسي مشروطه و اعلاميه جهاني حقوق بشر اعلام كرد . همچنين مدتي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ، بازرگان راهي پاريس شد تا امام خميني (ره) را متقاعد كند كه دست از شعار سرنگوني رژيم سلطنتي در ايران بردارد و اجراي قانون اساسي مشروطه را هدف مبارزه خود قرار دهد ، اما او با مخالفت امام (ره) با اين پيشنهاد مواجه شد و به ظاهر پذيرفت كه با نهضت امام همراهي كند .

پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، به پيشنهاد شوراي انقلاب ، امام خميني (ره) بر خلاف ميل باطني خود و تحت شرايطي، مهندس بازرگان را به عنوان نخست وزير دولت موقت منصوب كرد . اما متأسفانه بازرگان پس از مدتي از پذيرش شرط ها و رهنمودهاي امام (ره) سر باز زده و راه خود را در پيش گرفت . به تدريج ، فاصله دولت موقت با آرمان هاي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي و خط امام (ره) بيشتر شد و سرانجام پس از ملاقات بدون اجازه و خودسرانه بازرگان و وزير خارجه اش

(ابراهيم يزدي) در الجزاير با « بريژكسي » ، مشاور امنيت ملي رئيس جمهور امريكا ، اعتراضات و تظاهرات گسترده اي عليه دولت موقت شكل گرفت و در نهايت منجر به تصرف لانه جاسوسي آميكا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ توسط دانشجويان پيرو خط امام (ره) شد . امام خميني (ره) اين اقدام انقلابي دانشجويان را مورد تأييد قرار داد و فرداي آن روز، بازرگان استعفاي خود را تقديم امام (ره) كرد كه بلافاصله مورد موافقت ايشان قرا گرفت .

بعد ها ، اسناد همكاري تعدادي از اعضاي نهضت آزادي و تعدادي از اعضاي دولت موقت با لانه جاسوسي آمريكا به دست امد و مشخص گرديد كه يكي از دلايل مهم استعفاي بازرگان نيز همين مسأله بوده است . از جمله اين افراد عباس امير انتظام ، معاون نخست وزيري و سخنگوي دولت ، بود كه دستگير، محاكمه و زنداني شد. (البته در زمان دستگيري، وي سفير ايران در كشورهاي اسكانديناوي بود.)

نهضت آزادي پس از شكست دولت موقت مبارزه خود عليه نظام را از طريق مجلس شوراي اسلامي پيگيري كردذ و موفق شد در مجلس اول جند كرسي را به خود اختصاص دهد . اما پس از آغاز جنگ تحميلي و حوادث سال ۱۳۶۰ عمر ان نيز در مجلس به پايان رسيد .

اين گروه تا سال ۱۳۶۱ حمايت عمومي خود را از دفاع مقدس ابراز مي داشت، اما پس از فتح خرمشهر، به تدريج زمزمه هاي مخالفت با استمرار جنگ را آغاز كرد و در سال هاي اوج جنگ ، نغمه هاي شوم و نوشته هاي زهرآلود نهضت آزادي ، سبب خشم بيشتر مردم شد .
سرانجام امام خميني (ره) در بهمن ۱۳۶۱ در پاسخ تاريخي كه به نامه علي اكبر محتشمي پور ، وزير وقت كشور ، اين گروه را غير قانوني اعلام كرد .

ج ) از انحلال تا شركت در براندازي
پس از پايان جنگ تحميلي و آغاز دوران سازندگي، نهضت آزادي به طور غير رسمي و غير قانوني شروع به فعاليت كرد و اعضا و هواداران اين گروه در ماهنامه هاي ايران فردا و كيان ، نظرات سياسي ، اقتصادي و فرهنگي خود را بيان مي كردند . آنان در انتخابات رياست جمهوري سال ۱۳۷۶ به طور همه جانبه از اقاي خاتمي حمايت كردند . پس از انتخاب اقاي خاتمي ، اين گروه به طور غير قانوني و با عنوان هايي مانند اصلاح طلبان يا روشنغكران ملي ـ مذهبي ، فعاليت گسترده سياسي ، اجنماعي و فرهنگي خود را عليه نظام جمهوري اسلامي آغاز كردند .

با توجه به اين كه نظريه پردازان استكبار جهاني ، براي سرنگوني نظام جمهوري اسلامي ايران و ضربه زدن به ان در داخل كشور در دهه دوم انفلاب ، نياز به يك ائتلاف جديد داشتند ؛ از اين رو به فكر سازماندهي و ائتلاف گروههاي مخالف و معاند نظام جمهوري اسلامي ايران افتادند . در نتيجه جرياني موسوم به نيروهاي ملي – مذهبي را مركب از احزاب و گروههايي چون نهضت آزادي ، جنبش مسلمان مبارز ، جنش انقلابي مردم ايران ، حزب مردم ايران ، روند جدايي ، گروه پيام هاجر و گروه ايران فردا ، در سال ۱۳۷۳ سازماندهي كردند .

اين گروه ، تهاجم به اعتقادات مذهبي و باورهاي ذيني مردم را د سه محور ايجاد شبه اصول و فروع دين، حمله به نهاد روحانيت ، حوزه و مراجع تقليد و حمله و نفي ولايت فقيه از طريق نافرماني مدني ، روزنامه هاي زنجيره اي و حركت هاي دانشجويي ، جهت سرنگوني نظام جمهوري اسلامي در پيش گرفت . اعترافات سيامك پورزند درباره روزنامه هاي زنجيره اي و تغيير فضاي موجود ، ترويج فرهنگ غرب و تشويق دگرانديشان و به طور اخص ، براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران ، سند و مدرك واضح و روشني در اين باره است . به ياري خداوند و تدبير مقام معظم رهبري و تلاش

پاسداران انقلاب ، اين توطئه هم كشف و خنثي شد و در اواخر سال ۱۳۷۹ و اوايا ۱۳۸۰ اعضاي اين گروه دستگيرو زنداني و در دادگاه انقلاب محاكمه شدند. اين دادگاه در رأي نهايي خود ضمن انحلال نهضت آزادي ، ۲۱ تن از اعضاي ملي ـ مذهبي ها را به جرم توطئه براندازي نظام ، ارتباط با بيگانگان ، تبليغ عليه نظام ، نگهداري ادوات جنگي و … به زندان و جزاي نقدي محكوم كرد .
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي

سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در حال حاضر از جمله گروههاي است كه در جبه دوم خرداد ، نقش اساسي ايفا مي كند . اين سازمان ، از طريق اعضاي كم شمار ، ولي پر نفوذ خود كه هر يك بر جايگاه حساس در مراكز كليدي كشور تكيه زدهد اند ، تأثير فراواني بر روند حركت و استراتژي جبهه دوم خرداد و نيز تحولات جامعه دارد .

انقلاب ، از بدو شكل گيري رسمي در سال هاي اوليه انقلاب اسلامي تا به امروز مسير پر فراز و نشيبي را طي كرده اند و بارها دچار تحولات اساسي شده اند . هويت اين سازمان در حال حاضر با سازماني كه در ۱۳۵۸ تشكيل شد ، تفاوت اساسي داد . اين گروه ابتدا با شعار حمايت از اصول و اررزش هاي انقلاب اسلامي، وارد صحنه سياسي شدند، اما در حال حاضر نه تنها به طور آشكار، بسياري از اصول وارزش هاي انقلاب را نفي مي كنند، بلكه بسياري از آنها را پايان يافته تلقي مي نمايند.

هر چند نقش محوري اعضاي اين سازمان در جبهه دوم خرداد هويدا است ، اما به دليل ماهيت نيمه مخفي اين سازمان ، آنها هيچ گاه در رأس مسايل قرار نمي گيرند ، بلكه همواره به صورت كارگردانان پشت صحنه به عنوان دستيار ، معاون و نايب رئيس به شكل « دولت سايه » عمل مي كنند . اينك به چگونگي تشكيل ، مواضع و عملكرد اين سازمان مي پردازيم :
الف ) سابقه تاريخي و چگونگي تشكيل
در بين سال هاي ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ هفت گروه مبارز با نظرات و ديدگاه هاي نزديك به هم در نقاط مختلف كشور و به طو همزمان در حال مبارزه عليه رژيم شاه بودند . اين هفت گروه عبارت بودند از : امت واحده ، توحيدي بدر ، توحيدي صف ، فلاح ، فلق ، منصورون و موحدين .
از بين اين گروهها ، منصورون ، موحدين و توحيدي صف به طور بارز . خط مشي مبارزه مساحانه را دنبال مي كردند .

بيشتر اعضاي اين گروهها ، جوانان مسلمان و پرشوري بودند كه برخاسته از طبقات مختلف مردم از جمله دانشجويان ، دانش اموزان و كارگران بودند . گستره فعاليت اين گروه ها از زندان رژيم شاه (امت واحده)‌، تا خارج از كشور (توحيدي خلق) و از تهران و اطراف آن (فلاح و بدر) ، تا استان هاي جنوبي خوزستان و كرمان (موحدين) و يا اصفهان و تهران (صف) را در بر مي گرفت . بيشتر اين گروهها داراي ايدئولوژي اسلامي و از نزديك در ارتباط يا رهبري نهضت اسلامي، يعني امام خميني (ره) بودند.

تي مانند اعتفاد به تشكيل حكومت اسلامي ، رهبري امام خميني (ره) ، مبارزه مسلحانه عليه رژيم شاه و مخالفت با سازمان مجاهيدن خلق به دليل گرايش به ماركسيسم از يك سو و تأكيد امام خميني (ره) پس از پيروزي انقلاب مبني بر وحدت گروههاي مبارز از سوي ديگر ، سبب گرديد كه اين هفت گروه به علاوه اعضاي فعال مسلمان جدا شده از سازمان مجاهدين خلق ، در هفتم فروردين ۱۳۵۸ سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ا تشكيل دهند .

سازمان مجاهدين انقلاب سلامي ، اولين گروه منسجم سازمان يافته پس از پيروزي انقلاب اسلامي بود . برخي از اعضاي اين سازمان در تشكيل سپاه ، كميته انقلاب اسلامي ، مبارزه با گروه فرقان ، مبارزه با ضد انفلاب و همكاري در جهت افشا و خنثي سازي توطئه كودتاي نوژه نقش مؤثر داشتند .

ب ) اختافات دروني و انحلال
اختلافات دروني اين سازمان از همان ابتداي تشكيل در سال ۱۳۵۸ در مورد دو مسأله بروز كرد . مسأله اول ، انتشار اطلاعيه به مناسبت روز كارگر بود . عده اي در سازمان بر اين اعتقاد بودند كه هر نوع توجه به كارگر در روز جهاني كارگر كه ملهم از انديشه هاي ماركسيستي است ، نوعي التقاط است و در نتيجه با پخش هرگونه اطلاعيه در اين زمينه مخالف بودند ، اما عده ديگري موافق اين كار بودند . يك ماه پس از آن ، دومبن اختلاف در سازمان به مناسبت سالگرد درگذشت دكتر علي شريعتي آغاز شد . بعضي از اعضاي سازمان ، شريعتي را التقاطي ، منحرف و بدعت گذار مي دانستند و عده اي نيز وي را متغكر و مصلحي روشن بين معرفي مي كردند .

اعضاي اين سازمان ، ابتدا به صورت مستقيم با امام (ره) ملاقات كرده و گزارش فعاليت اين سازمان را به ايشان انتقال مي دادند ؛ اما چون ارتباط مستقيم با امام (ره) در دراز مدت امكان پذير نبود ، از ايشان درخواست كردند كه نماينده اي در سازمان تعيين كند تا ضمن نظارت ب سازمان ، مسائل آن را نيز به امام (ره) متقل كند. رهبر انقلاب ، آيت الله حسين راستي كاشاني را به عنوان نماينده خود در سازمان منصوب كرد .

با ورود نماينده امام (ره) به سازمان ، اختلافات در سازمان دوباره به شكل ديگري آغاز شد . اين بار اختلافات در باره حدود وظايف و اختيارات نماينده امام (ره) بود . بدين معنا كه عده اي معتقد بودند كه حكم فقهي و نظرات آيت الله كاشاني بالاتر از دستورات حزبي و سازماني است . اما در برابر عده ديگري چنين اعتقادي نداشتند . در نتيجه سه ديدگاه در سازمان بوجود آمد :

۱- ديدگاه يه اصطلاح چپ سازماتن كه معتقد به ارجحيت حكم حزبي و سازماني بر نظرات فقهي نماينده امام (ره) بودند . اين گروه شامل بهزاد نبوي ، محسن آرمين ، مصطفي تاج زاده ، هاشم آغاجري و محمد سلامتي مي شد كه در واقع مخالفان نماينده رهبري نيز بودند .

۲- ديدگاه راست يا موافقان آيت الله كاشاني كه معتقد به ولايت تام در سازمان بودند . اين گروه شامل آقايان محمد باقر ذوالقدر ، حسين فدايي و علي عسگري بود .
۳- ديدگاه ميانه وبي طرف كه معتقذ بودند برخورد دو جناح بيش از اندازه خصمانه است و هيچ راه حلي برا يتفاهم و پذيرش اختلاف سليقه ها و تداوم فعاليت دو جناح وجود ندارد . از اين رو ، خواستار انحلال سازمان شدند . آقايان محسن رضايي و مرتضي الويري در اين گروه قرار داشتند .
كم كم اختلافات در سازمان به اوج خود رسيد و آيت الله راستي كاشاني مخالفان خد را به عدم التزام شرعي و داشتن افكار التقاطي متهم كرد . از اين رو ، در سال ۱۳۶۱ شوراي سازمان را

منحل و شورايي موقت به رياست خود تشكيل داد . امام خميني (ره) نيز طي نامه اي از اعضاي سازمان خواست كه با آيت الله راستي كاشاني همكاري كرده و با استعفا دهند . در نتيجه ۳۷ نفر از جناح چپ سازمان در دي ماه ۱۳۶۱ استعفا دادند و ستزمان روز به روز ضعيف تر شد تا اين كه سرانجام در سال ۱۳۶۵ آيت الله راستي كاشاني از نمايندگي امام (ره) استعفا داد و سازمان را نيز منحل نمود .

شايان ذكر است به رغم اداعاهاي شعارگونه شوراي مركزي ، مبني بر ولايت پذيري و اطاغت از ولي فقيه و پيروي محض از نظرات امام خميني (ره) ، آنان هيچ گاه در عمل از نظرات نماينده منتخب وي پيروي نكردند و حتي پس از آنكه امام نظر صريح خود را در مورد نظارت و دخالت نماينده خود بيان كرد و آنها نيز به صحت آن پي بردند ، هيچ اطاعتي از امر ولي فقيه نكردند‌ ، بلكه در اقدامي اعتراض كونه ، دسته جمعي استعفا نمودند .
ا- مقدمه
يكي نيازهاي نسل كنوني، به خصوص جوانان و بسيجيان كه اميد آينده انقلاب و نظام جمهوري اسلامي ايران هستند اين است كه درك و دريافت درستي از تحولات سياسي- اجتماعي صد ساله اخير ايران و جهان داشته باشند. اين مقصود براورده نمي شود مگر اينكه منابع اطلاعات و تحليل درست، صادقانه و علمي در مورد ايران و جهان در اختيار آنها قرار گيرد.

جريان هاي سياسي از پديده هاي مهم تحولات سياسي- اجتماعي ايران بعد از نهضت مشروطه تاكنون مي باشند. از اين رو شناخت اين جريان هاو مواضع فكري سياسي و فرهنگي آنها باعث برخورد آگاهانه، هوشيارانه و سنجيده تر بسيجيان، در حال و آينده خواهد شد و به آنها كمك خواهد كرد كه در دفاع از انقلاب نظام جمهوري اسلامي ايران و دستاوردهاي آن راه درست را انتخاب كنند.

علاوه بر اين شناخت ماهيت واقعي استعمار غرب و به ويژه آمريكا و جامعه آن كشور كه در حال حاضر دچار بحرانهاي سياسي، اجتماعي و اخلاقي و اقتصادي است، براي بسيجيان لازم و ضروري است. كتاب حاضر به اين منظور براي بسيجيان شركت كننده در طرح معرفت در نظر گرفته شده است.
در پايان از تمام بسيجيان، مربيان و مسؤولان محترم آموزشي و برگزار كنندگان اين طرح درخواست مي شود كه كاستي هاي كتاب را به صورت كتبي در اختيار پژوهشكده تحقيقات اسلامي قرار دهند تا در چاپ‌هاي بعد مورد استفاده قرار گيرد.

تشكيل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران و مواضع آن
پس از پايان جنگ و در سال ۱۳۷۰ هـ.ش اعضاي مستعفي سازمان قبلي، شامل بهزاد نبوي، محمدتقي سلامتي، محسن آرمين، سيد مصطفي تاج زاده، هاشم آغاجري اقدام به تجديد حيات سازمان نبوده و اين بار به عنوان سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران» (با اضافه كردن نام ايران به آخر نام قبلي سازمان)، به طور رسمي از وزارت كشور اجازه فعاليت گرفتند. دبيركل اين سازمان، محمد سلامتي است و از آن تاريخ تاكنون اين سازمان با حكاميت كامل چپ و استراتژي جديد به كار خود ادامه مي دهد.

اين سازمان تاكنون با وجود اخذ مجوز رسمي فعاليت از وزارت كشور عضوگيري عام در تهران و سطح كشور انجام نداده است. البته از ۱۳۷۳ تا اوايل ۱۳۸۱ هـ.ش هفته نامه سياسي اجتماعي «عصر ما» كه ارگان رسمي اين سازمان است به طور مرتب منتشر مي شد تا اين كه در اواي سال ۱۳۸۱ به علت تحريف سخنان جانشين فرمانده كل سپاه به شش ماه محروميت از چاپ محكوم شد. گفتني است تا پيش از اين سال ۱۳۷۶۵ استقبالي از سوي مردم از اين سازمان نمي شد تا اين كه در پي حمايت اين سازمان از نامزدي آقاي خاتمي، پايگاه اجتماعي اين گروه افزايش يافت. به طور يكه در انتخابات مجلس ششم دو نفر از كانديداهاي اين سازمان از تهران به مجلس راه يافتند.

مواضع اين گروه پس از تجديد حيات در سال ۱۳۷۰ بيشتر انتقاد از برخي از عملكردهاي دولت آيت الله هاشمي رفسنجاني و جناح رسات بود. در آستانه انتخابات هفتمين دوه رياست جمهوري اين سازمان به طور صريح از آقاي خاتمي حمايت كرد. به طوري كه يكي از گروه هاي تشكيل دهنده ائتلاف گروه هاي خط امام (ره) بود.
پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ اين سازمان به عنوان بخشي از جبهه دوم خرداد از شعارهاي جامعه مدني، مردم سالاري ديني (البته مردم سالاري ديني از طرف رهبر معظم انقلاب بيان شده است و جناح هاي تندرو جبهه دوم خرداد از جمله سازمان مجاهدين آن را قبول ندارند و روي مردم سالاري منهاي دين تاكيد دارند) توسعه سياسي و فرهنگي، رقايت سياسي احزاب و گروه ها حمايت ك

علاوه بر اين با تعطيلي نشريات زنجيره اي و وابسته به گروه هاي روشنفكر لائيك و ملي- مذهبي هاي برانداز به شدت مخالفت كرد و آن را غيرغانوني دانست.
اين سازمان همچنين پس از انحلال نهضت آزادي و محكوميت ۲۱ نفر از اعضاي آن راي دادگاه را محكوم كرد. از آخرين مواضع اين گروه سخنان اهانت آميز هاشم آغاجري، نظريه پرداز و عضو فعال اين گروه و حمايت همه جانبه اين سازمان از او است. وي در تاريخ ۲۹/۳/۸۱ در خانه معلمان

همدان، طي سخناني تصريح دارد كه در اسلام چيزي به عنوان روحاني وجود ندارد. سلسله مراتب و تشكيلات روحانيت تحت تاثير كليساي كاتوليك شكل گرفته است و از مقلدين، تعبير به ميمون كرده است. علاوه بر اين وي معتقد است تا دين اصلاح نشود و تغيير نكند، هيچ تغيير و اصلاحي در جامعه صورت نخواهد گرفت.