جنگ ايران و عراق و علل تداوم آن

جنگ ها و انقلاب ها برجسته ترين پديده هاي اجتماعي هستند كه سرنوشت اجتماعي جوامع انساني را دستخوش تغيير مي كنند. جنگ ايران و عراق، حادثه تاريخي بزرگ و سرنوشت سازي بود كه در بستر مجموعه اي از عوامل و زمينه هاي متفاوت شكل گرفت و از تاريخ ۳۱ شهريور سال ۱۳۵۹ با تجاوز عراق آغاز شد ودر تاريخ ۲۹ مرداد سال ۱۳۶۷، پس از پذيرش قطع نامه ۵۹۸ از سوي جمهوري اسلامي ايران به پايان رسيد.

تحليل علل و زمينه هاي وقوع جنگ عبارتند از :
۱٫ اختلافات تاريخي و رقابت دو كشور ايران و عراق ۲٫ معضلات ژئوپلتيكي عراق كه تاكنون منشأ آغاز دو جنگ شده است. ۳٫ ماهيت رژيم عراق و تضاد آن نظام جمهوري اسلامي ايران ۴٫ وقوع انقلاب اسلامي در ايران و تغيير مناسبات منطقه اي با نگراني از صدور انقلاب ۵٫ تغيير توازن قوا و پيدايش خلأ قدرت در منطقه ۶٫ تنش در مناسبات ايران و آمريكا بر اثر سياست هاي مداخله جويانه آمريكا در ايران و واكنش ايران در تصرف سفارت امريكا ۷٫ فروپاشي قدرت سياسي – نظامي و اقتصادي گذشته در ايران و عدم انسجام دروني براي تصميم گيري و مقابله با بحران ها و تهديدات خارجي.

شكست كودتاي نظامي نوژه، نشان داد كه با وجود باقيمانده عناصر وابسته به رژيم شاه در ساختار جامعه و حمايت آمريكا و غرب و عراق از آنها، امكان براندازي نظام جمهوري اسلامي با تكيه بر نيروهاي مخالف انقلاب وجود ندارد. بر همين اساس، كردزمن معتقد است كه شكست كودتاي نوژه يكي از دلايل تصميم گيري عراق مبني بر آغاز تهاجم آشكار به ايران است.
عراق در فاصله زماني كودتاي نوژه، تا شروع جنگ، بيش از ۲ ماه، مواضع و اقدامات مهمي را به منظور آمادگي براي جنگ در زمينه هاي نظامي و ديپلماتيك انجام داد.

تفاوت در تلاش هاي جديد عراق عليه ايران، با گذشته در اين موضو عاست كه بنابر نظر برخي از تحليلگران، اگر در گذشته منشأ اقدامات عراق نگراني از صدور انقلاب ايران به عراق بود، در دوره جديد، به ويژه در نيمه سال ۱۳۵۹ وضعيت سياسي اجتماعي ايران در بدترين حالت قرار داشت؛ زيرا با وجود آنكه بني صدر، رئيس جمهور قانوني كشور بود و اين موضوع به معناي قانونمندي و استقرار نهادهاي توام جمهوري اسلامي در چارچوب اصول قانون اساسي بود. ولي دامنه مناقصات در رأس ساختار سياسي شكور تشديد شد و همين اختلاف نظرها، امكان تصميم گيري در سطر استراتژيك را براي حل و فصل مسائل اساسي كشور با چالش روبه رو ساخته بود . با كشف

كودتاي نوژه و عناصر آن در بخش هاي مختلف نيروي هوايي، نيروي زميني و هوانيرو، روشن شد كه براي تحولي در ارتش و ايجاد قدرت دفاعي و بازدارنده به تلاش و سرمايه گذاري و زمان نياز است. بسيج نيز با وجود حمايت هاي امام به دليل اختلافات و ساير مشكلات هويت نظامي پيدا نكرد. همچنين، ركود حاصل از اعتصاب قبل از انقلاب و تدوام آن به شكل ديگري پس از انقلاب بنيه اقتصاد كشور را كاملاً‌ تضعيف كرد. از نظر شرايط بين المللي نيز، اوضاع به سوي يران نبود. هرچند افكار

عمومي در جهان اسلام سود ايران بود، ولي انقلاب با مشخصه ديني و مردمي و سپس مقابله با قدرت و اقتدار آمريكا و تصرف سفارت اين كشور، موقعيت بين المللي ايران را در سطح بازيگران وساختار بين المللي ضعيف كرده بود. در اين اوضاع، مخالفان ايراني در داخل و خارج كشور، تحت حمايت و پشتيباني آمريكا، غرب، كشورهاي منطقه و عراق براي تضعيف و براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران به عراق فعاليت هايش را عليه ايران كسترش داد. يا صرفاً بر پايه فرصت حاصل از تضعيف موقعيت سياسي، نظامي و بين المللي ايران و هموبا آمريكا عليه ايران عمل كرد؟ پاسخ به اسن سوال مي تواند ميزان صحت و استحكام اين نظريه را روشن سازد كه آياي رفتار ايران موجب تحريك عراق و تجاوز به ايزان شد يا اينكه عراق با اهداف خاص و استفاده از فرصت، به ايران تجاوز كرد و همچننين، با توجه به انگيزه عراق و وضعيت حاكم بر ۲ كشور و اوضاع، منطقه آيا امكان جلوگيري از وقوع جنگ وجود داشت.

تلاش عراق به جهت آمادگي براي جنگ در چند زمينه آشكار بود. دولت عراق، بلافاصله پس از پيروزي انقلاب، با تشكيل كمينه اي، مطالعات لازم را انجام داد. و ضمن جمع آوري اطلاعات و برگزاري مانور و مرور آن آمادگي خود را ارزيابي كرد. بازديد فرماندهان و مسئولان عراقي از يگانهاي نظامي افزايش يافت. حتي صدام نيز به گفته يكي از فرماندهان، از محل تيپ عراقي مستقر در پاسگاه قتيبه از منطقه بازديد كرد. در همان زمان يكي از همراهانش در پاسخ به سوال وي درباره نام منطقه، گفت: قصر شيرين است. صدام گفت: در آينده اي نزديك آنجا را با خاك يكسان خواهم كرد. پس از اين بازديد، لشكر ۶ عراق به طرف قصر شيرين حمله كرد. به نوشته نيويورك تايمز به نقل از منابع ديپلماتيك عرب ۵۰ هزار سرباز عراقي در طول مرز ايران گرد آمدند، كه عمده اين جمع تجمع نيرو در نواحي خوزستان بود.

درباره توانايي عمده عراق، كردزمن به چند موضوع اشاره مي كند كه نشان مي دهد عراق در اين زمينه ها بر ايران برتري داشا:
۱٫ ثبات سياسي، نظامي بيشتر در خلال دوره پيش از جنگ
۲٫ روابط دوستانه با كشورهاي همسايه كه از اواسط دهه ۱۹۷۰ آغاز شد.
۳٫ دسترسي ماوم به منابع متعدد جنگ اقرارهاي مدرن و پيشرفته ترين سيستم هاي ساخت فرانسه يا شوروي

۴٫ ذخاير مالي و اعتباربالا براي آغاز جنگ
۵٫ تحولي نسبتاً بالنده همراه با رشد تدريجي استانداردهاي زندگي و بهبود اقتصاد
بر پايه همين ملاحظات، تمامي ناظران و كارشناسان از رتري عراق بر ايرن سخن مي گفتند و پيش بيني مي كردند كه اگر اصطكاك فرايند ميان ايران و عراق به جنگ بينجامد عراقي ها نسبت به ايران از آمادگي بسيار بهتري بهرهمند خواهد بود. عراقي ها با چنين اعتمادي به برتري خود بر ايران بر دامنه تجاوزات مرزي خود افزود چنان كه تنها در ۳ ماهه دوم سال ۱۳۵۹، اين تجاوزات به ۴۱۰ مورد بالغ شده بود.
لطيف جاسم، وزير فرهنگ و اطلاعات عراق، بر پايه همين اساس برتري و اراده جنگ، در ميان روزنامه نگاران لبناني در پاسخ به اختلافات ديرينه كشور ايران و عراق گفت: اين اختلافات شديد تر هم خواهد شد، تلاش هاي فعلي تا زماني كه در ايران دولتي روي كارآيد، ادامه خواهد ياقت.
صدام نيز، بر پايه اين تمايلات به تغيير دولت ايراتن، در جمع خبرنگارن رسماً حمايت خود را از گروه هاي ضد انقلاب و تجزيه طلب اعلام كرد. به نوشته كيانوري، پيرو همين سيست، صدام، براي ايجاد دولتي در جنوب ايران، رئيس سازمان امنيت خود را به پاريس فرستاد و از بتيار دعوت كرد كه به بغداد بيايد و او با شاپور بختيار به بغدادآمد. بختيار و صدام طي ملاقاتي طولاني،‌قرار گذاشتند كه پس از اشغال اهواز و آبادان و منافع نفت خيز كه به خيال صدام كار آساني بود، در اين منطقه

دولتي مستقل تشكيل دهدن. صدام نيز قول داده بود كه رژيم هاي غربي پس از يكي دو ماه اين دولت را به رسميت خواهند شناخت. مواضعي كه عراق، به نمايندگي از كشورهاي عبي، طي ماههاي قبل درباره جزاير۳ گانه اتخاذ كرده بود در دوره جديد با تهديد نظامي عراق براي تصرف آنها تكيه بر زور همراه شد. صدام در مصاحبه اي با يك روزنامه كويتي گفت: اكنون ما نيروي نظامي مناسبي را براي ايران باز پس گيري ۳ جزيره اشغاي فراهم كرده ايم. ما پس از ۱۹۷۵، نه سكوت كرده ايم و نه دچار سستي شده ايم؛ بلكه از آن زمان تاكنون ظي ۷ سال توان و قدرت نظامي و اقتصادي خود را افزايش داده ايم.

اواين تهاجم نظامي ارتش عراق به ايران در مناطق القوس، سيف سعد و ميمك به تصرف اين مناطق انجاميد. عدنان خير الله، وزير دفاع عراق، در تاريخ ۱۹ شهريور ماه سال ۱۳۵۹ اعلام كرد كه نيروهاي مسلح عراق به مرزهاي بين المللي رسيده اند. وي اضافه كرد، ما تمام سرزمين هاي را كه ايران با زور تصرف كرده بود دوباره پس گرفتيم و اختلافات خود با ايران درباره سرزمين هاي مذكور حل كرديم.

صدام، بعد ها در كنفرانس طائف درباره اين اقدام گفت: درباره سرزمين ها پيش از سقوط شاه در اختيار عراق قرار نگرفته بود و ما در صدد گرفتن آنها بوديم كه انقلاب ايران شروع شد و اين مسئله، موضوع نقل و انتقال آنها را به تأخير انداخت و زمامدارن جديد نيز، پس از سقوط شاه سرزمين هاي ما را بازنگرداندند و بدين گونه ايران سرزمين عراقي غريزي را در اشغال خود نگاه داشت.
با فرض پذيرش صحت ادعاي عراق مبمي بر اينكه از مناطق آن كشور، كه برابر قرار داد ۱۹۷۵ الجزاير باز پس

يري آن آماده شده بود اين پرسش به ميان مي آيد كه چرا عراق پس از تصرف اين مناطق اقدام جنگ كرد؟
پس از تصرف اين مناطق، صدام طي سخناني در اجلاس فوق العاده مجلس ملس عراق در تاريخ ۱۷ سپتامبر سال ۱۹۸۰ (۲۶ شهريور سال ۱۳۵۹، لغو قرارداد ۱۹۷۵ الجزاير را بصورت يك جانبه اعلام كرد. وي طي سخناني گفت: در برابر شما اعلام مي كنم كه ما قرارداد مارس ۱۹۷۵ را كاملاً لغو مي دانيم و شوراي فرماندهي انقلاب تصميم خود را در اين زمينه اتخاذ كرده است. بناربراين بايد روابط قانوني در شط العرب به وضع قبل از مارس ۱۹۷۵ بازگردد و تمام حقوق تصرف شده تحت حاكميت كامل ما قرار گيرد.
دولت عراق در اين دوره، روابط خود را با كشور عربستان بهبود بخشيد و راديو عراق از ابراز هرگونه شعاري در رسانه هاي تبليغاتي خود درباره كشورهاي ارتجاعي خودداري كرد. آنها اكنيت خليج فارس را جزئي جدايي نا پذير از امنيت ملي عراق اعلام كردند.
سرانجام در تاريخ ۳۱ شهريور سال ۱۳۵۹، ۱۹۲ فروند هواپيماي جنگده نيروي هوايي ارتش عراق به طرف اهدافشان در داخل خاك ايران به پرواز درآمدند. به نوشته وفيق سامرايي پس از اين حمله، صدام و عدنان خير اللله و افسران اطلاعات و عمايات وارد اتاق عمليات شدند. خير الله، وزير رفاع، به صدام گفت: سرور من، جوانها ۲۰ دقيقه قبل پرواز كردند. و صدام به او پاسخ داد: نيم ساعت

عراق علت حمله هوايي عراق به خاك ايران را اعلام كرد و گفت: اگر ايراني ها حاكميت عراق را بر مانطق اشغال شذه بپذيرند، عراق جنگ را خاتمه حواهد داد. بدين ترتيب جنگ ايران و عراق با تجاوز عراق بر ايران آغاز شد و به نوشته روزنامه البيان، چاپ امارات، صدام حسين جنگ را با اتكا به يك وعده پنهاني آمريكا از طريق كشور ثالث آغاز كرد. وعده اين بود كه چنانچه نيوهاي عراقي نتواند ظرف مدت يك هفته سرنوشت جنگ را به نفع خودش رقم بزند، آمريكا از عراق حمايت نظامي به عمل آورد.

بي اعتمادي نسبت به خط مشي و روش و رفتار عراق به ويژه در واكنش آن كشور پس از وافقت ايران يا قطع نامه ۵۹۸ و نيز تلاش براي پايان دادن به وضعيتي كه اساساً بر پذيرش قطع نامه ۵۹۸ موثر بود، موجب شد جمهوري اسلامي ايران بر اتمام سريع جنگ و اقدام سازمان ملل در اعلان زمان برقراري آتش بس اصرار ورزد.

واحد پخش خبر راديو در ساعت ۲ بعدازظهر ۲۷ تيرماه ۱۳۶۷ بدون هيچ مقدمه اي اعلام كرد جمهوري اسلامي ايران قطع نامه ۵۹۸ شوراي امنيت را قبول كرده است.
سرانجام دبير كل سازمان ملل اعلام كرد، تاريخ ۲۰ اوت ۱۹۸۷ ميلادي زمان برقراري آتش بس خواهد بود و پس از ان اقدامات لازم قطع نامه انجام خواهد شد.
سرانجام در فاصله كمتر از دو هفته از تعيين زمان برقراري آتش بس در ۲۰ اوت سال ۱۹۸۷ تا اجراي آنف كليه تلاش هاي دبير كل سارمان ملل براي استقرار نيروهاي يونيماگ، در تهران و عراق انجام گرفت و بدين ترتيب، جنگ ايران و عراق پس از گذشت هشت سال از زمان تجاوز عراق به ايران پايان رسيد در حالي كه هيچ دستاورد سياسي يا نظامي براي عراق در بر نداشت و مين امر، زمينه جنگ ديگري (تجاوز عراق به كويت) را د منطقه فراهم ساخت.

خرمشهر براي جامعه ايران و حتي دشمن و حتي تحليلگران تنها يك شهر نبود بلكه همه جنگ بود. مقاومت خرمشهر از نقش مردم اسطوره جديدي ترسيم كرد و تمام محاسبات نظامي سياسي رواني و تبليغاتي دشمن را برهم زد. ناكامي هاي دشمن با آغاز مقاومت در خرمشهر اغاز شد و آنچه را تصور مي كردند در عرض ۲۴ ساعت يه دست مي آيد ۴۴ روز طول كشيد و قواي فيزيكي و روحي دشمن را منهدم و فرسوده كرد در عين حال اشغال خرمشهر جراحتي بود بر روح و جسم ملت ايران كه با فتح آن برطرف شد و خرمشهر سمبلي شد از شكست و حقارت دشمن و پيروزي ملت ايران.

پيروزي د خرمشهر سرآغاز (تحولي استراتژيك) در سطح منطقه بود فتح خرمشه حادثه اي سرنوشت ساز بود از يك سو بر تحولات سياسي داخل كشور تأثير گذاشت و بي ثباتي سياسي را به ثبات به ثبات تبديل كرد و از سوي ديگر در عرضه نظامي تحولا جديد براساس استراتژي جديد زمينه هاي كسب پيروزي و شكت دشمن را بوجود آورد و ايران بر قدرتي منطقه اي با نشخصه هاي ديني و انقلابي تبديل گشت.

فتح خرمشهر در ادامه تحولات داهلي به مفهوم (پايان آغاز جنگ) بود و روند پيشين را تغيير داد و استقراي جنگ تغيير كرد. فتح خرمشهر پابان مرحله اي بود كه عراق با هدف تجزيه كشور و براندازي نظام جمهوري اسلامي اجرا كرد و در نتيجخ مرحله جديد آغاز شد كه موضوع (نحوه خاتمه بخشيدن به جنگ) بود.
اينك به بيان علل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر مي پردازيم:
۱٫ پايان دادن بخ چنگ از موضوع برتر با در اختيار داشتن منطقه اي استراتژيك از دشمن آقاي رفسنجاني را بايد صاحب اين نظريه دانست ايشان با تغيير روند تحولات جنگ در آستانه عمليات فتح المبين بخشي از اين نظريه را طرح كرد و پس از فتح خرمشهر در جلسات تصميم گيري ابعاد آن را با استدلال نظاميان تشريح كرد اما با اين نريه كه مستلزم ورود به خاكعراق بود مخالفت كرد. اين نظريه حداقل تا سال ۱۳۶۶ و قبل از صدور قطع نامه ۵۹۸ حاكم بود ولي تجربيات حاصل از عنليات والفجر ۸، (فتح خاو) و كربلاي ۵ نشان داد امگان تحقق اين نظريه وجود ندارد زيرا دامنه فشار و

افزايش هزينه ها در مقايسه با پيروزي بيشتر بود و حتي اين تصو بود كه با صرف بغداد هم امكان اتمام جنگ با برتري ايران وجود ندارد زيرا خطر تشديد حملات با سلاح هاي غير متعارف به تهران وجود دارد.
۲٫ تغييرماهيت ارائه نشدن پيشنهاد مناسب به ايران براي اتمام جنگ
آقاي رضايي فرمانده پيشين سپاه درباره مسائل جنگ بويژه در پاسخ يه علل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر اين نظريه را بيان داشتند كه خرمشهر در روند جنگ سمبل پيروزي و شكست بود(۱) و با فتح خرمشه فلسفه چرايي جنگ از سوي كساني كه اين جنگ را تحميا كرده بودند پايان يافت و ايران كه تهديد مي شد به همين دليل فح خرمشهر يك معجزه در جنگ بود و باعث شد وضع سياسي ايران بكلي دگرگون شود آقاي رضايي مي گويد: (دليل اصلي جنگ پس از فتح خرمشهر، ندادن پيشنهاد صلح از سوي قدرت هاي بين المللي بود. در آن سال هيچ فردي از مجموعه

سياستمداران و نظاميان نبودند كه با ادامه جنگ و عبور ا ورزهاي بين المللي در جنوب مخالف باشند. اگر پيشنهاد صلح به ايران مي شد و مسائل كليدي و اختلافات اصلي از جمله مرزهاي بين المللي حل مي شد،‌ايران به جنگ ادامه نمي داد(۲) ايشان معتقد است فتح خرمشهر استراتژي ها را عوض كرد و نقطه عطف بين دو مرحله جنگ، يعني آغاز و پايان بود.
۳٫ تصميم گيري جديد برپايه تصرف كانون آتش و قصاص متجاوز

آقاي لطف الله ميثمي(۳) در گفت و گوي مطبوعاتي به پرسش علت ورود به خاك عراق پس از دفع متجاو با نظريه اي جديد پاسخ مي دهد وي معتقد است مسئولان كشور از جنگ و

۱٫ مهدى بهداروند. ورود به خاك عراق، ضرورت ها و دستاوردها، وعاونت فرهنگي نيروي هوايي سپاه
۲٫ روزنامه انتخاب، ۵/۳/۱۳۸۱، ص ۲/
۳٫ عضو پيشبن كادر مركزي سازمان مجاهئين خلق اكنون مجلسه چشمانداز را منتشر مي كند.
و قانون آن اطلاعي نداشتند در نتيجه طبقه بندي جديد جنگ پيگير شدند و بعد از فتح خرمشهر آنها بودند كه تصميم گرفتند كه ما وارد خاك عراق شويم(۱) امام مخالف ادامه جنگ بودند ولي فرماندهان و نيروهاي ارتش امام را قانع كردند كه ما بايد به خاك عراق وارد شويم (اينگونه كه ما با نظريه (تصرف كانون آتش) وارد خاك عراق شديم و تا آنجا كه من مي دانم،‌نظريه كارشناسي فرماندهان ارتش و مسئولان نظامي اين بود كه بايد برويم و علتش هم قصاص بود.)
۴٫ بي توجهب به پيامدهاي ادامه جنگ در خاك عراق و مشكلات ناشي از جنگ طولاني.
اما در جلسات تصميم گيري به ايم موضوع توجه داشتند كه ا ادمه جنگ، اوضاع تغيير خواهد كرد و چشم انداز روشني براي پايان دادن به آن وجود ندارد و لذا زمان مناسب براي تصميم گيري پس از فتح خرمشهر است. در عين حال، امام بهنظرياتي كمه شخصيت هاي سياسي و نظامي، مبني بر ضرورت ادامه جنگ مي دادند توجه و در پايان موافقت خود را اعلام كردند.
۵٫ پايان دادن ه جنگ با استفاده از فرصت و متكي بر موقعيت ممتاز نظامي و سياسي ايران
نهضت آزادي با اولين موضع گيري مكتوب با صدور قطعنامه پنچمين كنگره نهضت، در فروردين ۱۳۶۲، اين نظريه را طرح كرد(۲) نظريه به اينكه نهضت هنگام تصميم گيري در خرداد و تير ۱۳۶۱ هيچ گونه موضع رسمي و مكتوبي را منتشر نكرد لذا اعلام اين نظريه در سال ۱۳۶۲ تنها در چارچوب مواضع حزبي كاركرد سياسي، تبليغاتي داشت.

جنگ ايران و عراق با عناوين متفاوتي مانند (دفاع مقدس، جنگ تحميلي، جهان سومي، جنگ اول خليج فارس) ياد شده. امام خميني رهبر انقلاب به تحولا سياسي اجتماعي توجه مي كردند در چارچوب تفكر ديني با تعريف جديد از عالم و ادم جنگ و جهاد و دفاع دراسلام، ماهيت تجاوز عراق به ايران و هدف اصلي از اين اقدامات را در چارچوب )اسلام و كفر) و (حق و باطل) توضيح مي دادند. مبنايي كه تفكر امام درباره جنگ در درجه نخست برپايه ماهيت حكومت ايرن و عراق بود. اما اقدامات عراق عليه ايران را عملي الحادي و كفر آميز دانستند چنان كه طي سخناني فرموند: (قيام بر ضد كشور اسلامي كه الان در ايران مستقر است همين قيام بر ضد او، در حكم الحاد و كفر است.)

۱٫ روزنامه نوروز ۱۶/۳/۱۳۸۱، ص ۲
۲٫ پرسش اساسي جنگ، محمد دروديان،‌ مركز مطالعات و تحقيقات جنگ، چاپ دوم، ۱۳۸۲

به مناسبتهاي مختلف بويژه در ابتداي جنگ، هيئت صلح كنفرانس اسلامي و برخي سران كشورهاي اسلمي برپايه مسلما بودن مردم ايران و عراق خواهان اتمام جنگ بودند. و ادامه آن را نوعي برادر كشي مي دانستند آقاي مهاجراني در مصاحبه با يكي از روزنامه ها تأكيد كرد: (جنگ با عراق ايدئولوژيك نبود و كشور اسلامي سر مسائل مختلفي با هم درگير شدند جنگ ين اسلام و كفر نبود.درگيري ميان دو كشور اسلمي بود كه نمي بايست اتفاق بيفتد و در نخستين مراحل بايد خاموش كرد(… به هر دليل در بين مسلمان، جنگي اتفاق افتاده كه اصل بر اتمام آن است نه بر دامنه گسترش جنگ امام عقيد مقابل آقاي مهجراي داشتند. اما حكومت بعثي ها را مشروع و اسلامس نمي دانستند.

فيليپ رابينز سه هدف اصلي را عناصر تشكيل دهنده استراتژي عراق ميداند:
۱٫ مهر انقلاي اسلامي در ايران بود. ديويد اوئن وزير خارجه انگليس در روزنامه گاردين نوشت: ما اميداواريم كه شور التهاب انقلاب اسلامي در طول جنگ منطقه اي به مصرف رسيده و سرانجام فروكش كند.
۲٫ تصرف استان خوزستان و تجزيه ايزان مي توانست در خدمت اهداف توسعه طلبانه عراق باشد تنگناهاي ژئوپلتيك عراق برطرف مي كرد و در عمل به معناي لغو قرارداد ۱۹۷۵ و تضعيف نظام تازه تأسيس در ايران ارزيابي مي شد.
انتخاب هدف اول متأثر از بازتاب هاي انقلابي اسلامي در ميان كشورهاي منطقه و نگراني رهبران آنها از تغيير معادلات منطقه و خلأ ناشي از سقوط شاه و شكست استراتژي آمريكا و پيروزي قاطع عراق ممكن بود مقدمه ظهور قدرت منطقه اي عراق ارزيابي شود.

۱٫ پيروزي هاي ايران بويژه فتح خرمشهر و احتمال سقوط صدام فضايي ايجاد كرد كه در نتيجه آن ايران در سطح منطقه استاتژبك يافت و همين باعث شد كه در نزد بازيگران منطقه و بين المللي نوعي نگراني بوجود آورد.
۲٫ رفتار سياستمداران منطقه اي بين المللي و عراق براساس درك تحولات جديد جنگ و فرآيندهاي احتمالي، كنش و واكنش هاي جديدي را بوجود آورد كه در ذهنيت و باور مردم ايران و تصميم گيرندگان تأثير كرد.
۳٫ وقوع وادث و رخدادهاي جديد در سطح منطقه ودر عرصه هاي سياسي نظامي جنگ، كه پارهاي از آن ها حاصل كنش بازيگرن بود، در شكل