جهانگردي و جايگاه آن در ايران

شرايط اقليمي و آب و هواي متنوع در ايران و وجود مواهب فراوان طبيعي در پهنة گستردة كشور و نيز ميراثهاي عظيم تاريخي و تمدن چندين هزار ساله و آثار گرانبهاي فرهنگي، هنري، معماري، صنايع دستي، اماكن زيارتي و متبركه و آداب و سنن و گروه هاي مختلف قومي و جاذبه هاي مختلف زيباي طبيعي و وجود چشمه هاي معدني شفابخش و نيز روحيه ميهمان دوستي و ميهم

ان نوازي ايرانيان همگي از عواملي هستند كه اگر به درستي به جهانيان معرفي شوند، مي توانند ايران را به يكي از قطبهاي بزرگ جهانگردي تبديل نمايند. اما عليرغم وجود اين همه مواهب و با وجود آنكه از لحاظ جاذبه هاي توريستي كشورمان جزء ده كشور اول توريستي جهان قلمداد مي

گردد اما با كمال تأسف ملاحظه مي گردد از مجموع ۵۶۰ ميليون نفر جهانگردي كه در سال ۱۹۹۵ از كشورهاي جهان بازديد كرده اند بنابر قول مسئولين وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در سال ۷۴ تنها بين ۴۲۰ تا ۴۵۰ هزار جهانگرد از ايران بازديد كرده اند. اگر اين رقم عليرغم افزايش نسبيش با سال ۱۳۷۳ با ارقام جهاني توريست مقايسه گردد ملاحظه مي گردد كه سهم بسيار ناچيزي از توريستهاي جهاني به كشور ايران مسافرت نموده اند. تعداد توريستهايي كه در سال ۱۳۷۳ از ايران بازديد كردند ۳۶۰۶۵۸ نفر بوده اند درآمد حاصل از توريسم در ايران در سال ۱۳۷۴ مبلغي در حدود ۲۵۰ ميليون دلار بوده است كه اين رقم نسبت به درآمد متجاوز از چهارصد ميلياردي آن سال رقم بسيار ناچيزي را تشكيل مي داده است. يعني ۱۶۰۰ بار كمتر از سهم جهاني حاصل از توريسم صنعت جهانگردي كه در حال حاضر مقام سوم جهاني را به خود اختصاص داده است، و بعد از سال ۲۰۰۰ مقام اول صنايع جهاني را به خود اختصاص خواهد داد، متاسفانه در ايران جايگاه واقعي خود را پيدا ننموده است. درآمد توريستي، ارزي است كه با پاي خود وارد كشور مي گردد و متأسفانه كشورمان از اين منبع عظيم ارزي تا حدود زيادي بي بهره مانده است. صنعت توريسم علاوه بر جنبه هاي درآمد و اشتغال زايي فوايد فراوان ديگري را در بر دارد كه از آن جمله مي تواند تبليغات غير واقعي را خنثي نمايد. توريست ها علاوه بر اينكه مي توانند به رونق اقتصادي كشورمان كمك نمايند

مي توانند واقعيتهاي موجود در كشور را به رأي العين ملاحظه نموده و تبليغات نادرست را كم رنگ تر نموده و در خارج از ايران به عنوان مدافعين اين مرز و بوم به تبليغ بپردازند. توريست به كشور مي آيد تا ارزهاي به همراه آورده را خرج نمايد و از طرف ديگر چيزهايي را فراگيرد كه براي آموختن آن به مردم ديگر ممالك مبالغ هنگفتي بايستي هزينه گردد و اين در حاليست كه تاثير نقل مستقيم

شخصي كه نكات مثبتي را در يك كشور ديده به مراتب بيشتر از تبليغات خارجي يك كشور مي باشد.
كشورمان از اولين زادگاههاي تمدن بشري محسوب مي گردد. ميراثهاي تاريخي اين سرزمين زبانمحسوب مي گردند. آثار باستاني ايران در كشورهاي خارج طرفداران بي شماري را به خود اختصاص مي دهد. تبليغات سوء و نادرست بيگانگان در مورد كشورمان سبب مي گردد تا جهانگردان خارجي تغيير مسير داده و روزانه كشورهاي ديگر كردند. بر اساس مطالعات انجام شده درآمد حاصل از جذب يك جهانگرد خارجي با فروش ۱۵۰ بشكه نفت برابري مي كند و ا گر اين صنعت در كشور توسعه پيدا كند و تعداد فراواني جهانگرد خارجي به ايران بيايند درآمد حاصل از توريسم مي تواند جايگزين بخش قابل توجهي از درآمد فروش نفت شود. در خصوص اشتغال زايي اين صنعت در داخل كشور تنها مي توان به اين نكته اشاره نمود كه در مقابل ورود ۶ نفر جهانگرد براي يك نفر در كشور ايجاد اشتغال مي شود. معاونت سياحتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در اين خصوص گويد: « در مقابل ورود ۶ نفر جهانگرد براي يك نفر در كشور ايجاد اشتغال مي شود.
. . . به گفتة وي علاوه بر ايجاد اشتغال، درآمد ارزي كشور از ناحيه جهانگردي به ازاي هر گردشگر خارجي حداقل ۸۰۰ دلار است و به طور خلاصه مي توان گفت صنعت جهانگردي در ايران علاوه بر جنبه هاي فراوان مثبتي كه مي تواند به همراه داشته باشد داراي تأثيرات ديگري بوده كه برخي از آنها بطور اختصار عبارتند از: ۱- كسب درآمد ارزي ۲- متعادل كردن توزيع درآمد ۳- تسريع گردش پول ۴- جذب سرمايه هاي سرگردان و به جريان انداختن آن در سرمايه گذاريهاي سالم، ۵- كاهش مسافرتهاي جهانگردي به خارج از كشور و جلوگيري از خروج ارز.
سابقة جهانگردي در ايران
سرزمين ايران به علت برخورداري از ميراثهاي عظيم تاريخي و فرهنگي و مواهب طبيعي از ديرباز همواره مورد توجه سياحان و جهانگردان خارجي بوده است. بر اساس اقوال مورخان همچون گزنفون و هردوت، يونانيان و روميان جهت تجارت و سياحت به ايران مسافرت نموده و داراي مراودات و ارتباطاتي با ايرانيان بوده اند. بعد از ظهور اسلام سياحان مشهوري از قبيل ابن حوقل، مقدسي، ياقوت حموي، ابن بطوطه، ابودلف از ايران بازديدهايي داشته و مشهودات مختلف خودشان را از ايران و ديگر ممالك در كتابهاي مشهوري همچون صوره الارض و احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم، معجم البلدان و . . . به رشتة تحرير در آوردند.
از جهانگردان اروپايي و غير مسلمان كه مسافرتهايي به ايران داشته اند مي توان از: بنيامين تودلاي، ماركوپولو، ادريكس، جوزفاباربارو، پيترودلاواله، ژان شاردن، انگلبرت كمپفر، تاورانيه، آنتوني شرلي، مادام ديولافوا، هنري رنر دالماني، پيرلوتي، اوژن فلاندن، لارنس كلهارت، جرج كلارك نام برد. انگلبرت كمپفر سياح آلماني در سال ۱۶۸۴ به ايران آمد. و سفرنامه وي حاوي مطالب ارزنده

جغرافيايي در مورد ايران است. آنتوني شرلي به اتفاق برادرش روبرت شرلي در زمان شاه عباس از انگلستان به ايران آمد و در مورد مساجد بسيار عالي و اعتقادات مذهبي ايران سخن گفته است. جرج كلارك شهرساز معروف جهاني به ايران سفر كرده و درباره اصفهان مي گويد كه به عقيده وي اصفهان را بعد از پكن بايد بزرگترين و معروفترين شهر قديمي جهان دانست.
بنيامين تودلاي ضمن سفر به كشورهاي مختلف از ايران نيز بازديد نموده و سفرنامه اي در خصوص مسافرتهايش به رشتة تحرير درآورده است. وي كه از اتباع اسپانيا بود اولين فردي است كه پس ا

ز اسلام از ايران بازديد نموده است.

پيدايش و روند توسعة توريسم در ايران
به منظور فعاليتهاي جهانگردي و ايجاد تسهيلات در سال ۱۳۱۴ در وزارت كشور اداره اي به نام اداره امور جهانگردي تاسيس گرديد. اداره امور جهانگردي در سال ۱۳۲۰ جاي خود را به شوراي عالي جهانگردي داد. سرانجام در سال ۱۳۴۲ تصويب نامه سازمان جلب سياحان اه امضاي هيات وزيران رسيد. و از همان تاريخ رسماً شروع به كار كرد. در سال ۱۳۵۳ سازمان جلب سياحان با وزارت اطلاعات وقت ادغام شد و اين وزارت تحت نام وزارت اطلاعات و جلب سياحان شروع به كار نمود. اداره امور ايرانگردي و جهانگردي توسط چهار شركت سهامي تأسيسات جهانگردي ايران، شركت سهامي گشت هاي ايران، شركت سهامي مركز خانه هاي ايران و شركت سهامي سازمان مراكز جهانگردي براي ورزشهاي زمستاني تحت نظارت وزارت اطلاعات و جهانگردي اداره مي شد. متاسفانه اين چهار شركت با وظايفي مشابه و با اركاني متفاوت و حوزه فعاليتي متداخل اداره مي گرديدند. در سال ۱۳۵۸ به منظور جلوگيري از تداخل وظيفه و هماهنگ نمودن تمام فعاليتها و مسائل مربوط به امر جهانگردي در جهت اعمال سياست صرفه جويي، طبق مصوبه مورخ ۱۳۵۸ شوراي انقلاب، چهار شركت مذكور در يكديگر ادغام گرديد، و تحت عنوان سازمان مراكز ايرانگردي و جهانگردي با بافت و خط مشي هاي جديد و هدفهاي متمايز از گذشته به منظور اداره بهره برداري از تعداد ۱۴۴ واحد پذيرايي موجود شروع به فعاليت نمود. در سال ۱۳۵۸ طبق مصوبه ۲۹/۱۱/۵۸ شوراي انقلاب اجازه خريد و اداره هتلهاي بنياد علوي به سازمان مراكز ايرانگردي و جهانگردي داده شد. اين هتلها عبارت بود از: ۱۲ هتل بزرگ و مجلل در سطح كشور. اين ادغام حجم عمليات سازمان مراكز ايرانگردي و جهانگردي را در سطح بسيار عظيم بالا برد و به ميزان چند برابر به سرمايه سازمان و همچنينديون و تعهدات آن افزود و از طرف ديگر حدود ۲۵۰۰ نفر كارگر و كارمند به جمع كارمندان سازمان اضافه گرديد، ولي به دليل مشكلات و مسايل مختلف و نظر مخالف سازمان برنامه و بودجه با اين ادغام در سال ۱۳۶۱ اداره هتلهاي مزبور دوباره به بنياد مستضعفان برگشت داده شد. در حال حاضر دو نهاد مختلف در زمينه هاي گسترش توريسم در ايران فعال مي باشند. يكي از اين مراكز، معاونت سياحتي و زيارتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مي باشد كه ادامه دهند‌ة وظايف و فعاليتهاي سازمان جلب سياحان مي باشد. شرح وظايف اين سازمان پس از انقلاب تغيير يافت و با عنوان معاونت سياحتي و زيارتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي از فعاليت گسترده تري برخوردار مي باشد. سازمان ديگري كه در اين راستا به فعاليت ادامه مي دهد، مجتمع بين المللي و جهانگردي آزادي (آيتو) است كه تحت پوشش سازمان سياحتي و مراكز تفريحي بنياد مستضعفان و جانبازان به فعاليت ادامه مي دهد. اين مجتمع كه در نهم اسفندماه ۱۳۵۷ تشكيل گرديده است داراي ۲۳ هتل ممتاز و بيش از ۲۰ مركز تفريحي و آژانس و موسسه خدماتي مهمانسرا مي باشد.
ملاحظه مي گردد صنعت توريسم در كشور با بسياري از سازمانها و دواير مرتبط مي باشد. سازمانها و دوايري كه با اين صنعت در كشورهاي در ارتباط مي باشد عبارتنداز:

۱- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي- موسسات جهانگردي مهمانسراها و هتلها، ۲- وزارت فرهنگ و آموزش عالي- دانشگاهها و موسسات آموزشي خصوصي جهانگردي، ۳- وزارت امور اقتصادي و دارايي- بانكها- موسسات بيمه، ۴- سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران- مطبوعات دولتي و خصوصي، ۵- وزارت امور خارجه، ۶- سازمان تربيت بدني- موسسات ورزشي و تفريحي خصوصي و دولتي، ۷- وزارت كشور- اداره گذرنامه- شهرداريها، ۸- وزارت كشاورزي- وزارت جهاد سازندگي- سازمان جنگلها و مراتع كشور- سازمان حفاظت محيط زيست، ۹- وزارت دادگستري

، ۱۰- وزارت راه- راه آهن- هواپيمايي- كشتيراني جمهوري اسلامي ايران، ۱۱- سازمان برنامه و بودجه، ۱۲- سازمان صنايع دستي- سازمانهاي خصوصي و دولتي توليدات مورد مصرف جهانگردي

اقتصاد گردشگري حلقه مفقوده
شوراي جهاني مسافرت و گردشگري با اعلام اين كه صنعت مسافرت و گردشگري ايران از نظر حجم در جايگاه ۳۵ جهاني قرار دارد، پيش بيني كرد رشد اين صنعت در سال ۲۰۰۶ به ۴/۲ درصد برسد. ايران با برخورداري از طبيعتي متنوع و آثار تاريخي متعدد داراي پتانسيل بالايي براي تبديل شدن به يكي از مراكز مهم گردشگري در جهان است. اين ويژگي به همراه جمعيت بالا باعث شده است تا صنعت مسافرت و گردشگري در ايران به ويژه در بعد داخلي به خوبي توسعه پيدا كند، به طوري كه در حال حاضر اين صنعت از نظر حجم در رتبه ۳۵ جهاني قرار گرفته است.
كشورهاي در حال توسعه اي كه به مقاصد مهم گردشگران تبديل شده اند، لزوماً فرهنگي بالاتر از فرهنگ مردم ايران ندارند. حتي گاهي مردم اين كشورها عادات رفتاري بسيار ناپسندي دارند كه گردشگران با اكراه به آنان مي نگرند ولي اين رفتارها چيزي از جاذبه هاي گردشگري كم نمي كند. البته يك نكته را بايد در نظر داشت كه مردم كشورهاي پذيراي گردشگر بنابر تجربه يا بر اساس آموزش، گردشگران را مورد آزار و اذيت و نقد قرار نمي دهند و سياست اين كشورها بر احترام به آزادي عقيده گردشگران بنا نهاده شده است. ارائه كالاها و خدمات با قيمت بالاتر به گردشگران نيز مسئله اي است كه كما بيش در ساير كشورها هم مشاهده مي شود.
صنعت گردشگري با درآمد سالانه نزديك شده به ۱۰۰۰ هزار ميليارد دلار در جهان، از صنايع پاكي است كه به خوبي با صنايعي نظير نفت و خودروسازي رقابت مي كند. در اين ميان كشورهاي داراي جاذبه هاي گردشگري به لحاظ جلوه هاي طبيعي، فرهنگ و تمدن كهن و آثار باستاني و مذهبي، استعداد و توانمنديهاي به سزايي در جذب جهانگردان دارند كه با سرمايه گذاري مناسب در بخش هاي نرم افزاري و سخت افزاري اين صنعت و حفظ جايگاه خود در جهان مي توانند سالانه ميلياردها دلار از اين صنعت بهره برداري كنند.
بر پايه آمارهاي اعلام شده از سوي سازمان جهاني جهانگردي ايران نيز يكي از ۱۰ كشور عمده جهان به لحاظ تنوع جاذبه هاي گردشگري بوده كه با تاسف در حوزه بهره برداري در رده هاي آخر جدول WTO قرار گرفته است. آمارهاي WTO همچنين نشان مي دهد كه سفر و جهانگردي ۱۲/۶ درصد از كل صادرات كشورهاي جهان برابر با ۹۸۴/۱ ميليارد دلار را در سال ۲۰۰۰ را به خود

 

اختصاص داده و پيش بيني مي شود كه اين رقم در سال ۲۰۱۰ به ۲۰۹۸/۲ ميليارد دلار يا ۱۲/۸ درصد از كل صادرات افزايش يابد.
هم چنين ميزان سرمايه گذاري در صنعت جهانگردي در سال ۲۰۰۰ معادل ۷۰۱ ميليارد دلار يا ۹/۴ درصد از كل سرمايه گذاري بوده و پيش بيني مي شود كه تا سال ۲۰۱۰ اين رقم ۱۴۰۴ ميليارد دلار يا ۱۰/۶ درصد از كل سرمايه گذاري برسد. به باور آگاهان امر هر چند كه امروزه گردشگري در

رتبه سوم صنايع جهان قرار دارد، اما شواهد امر حاكي از آن است كه تا ۱۰ سال بعد، اين صنعت رتبه نخست را به خود اختصاص داده و از اين رهگذر سالانه ميلياردها دلار عايد كشورهاي پيشرو در زمينه توريسم خواهد شد.
ايران نيز هر چند با تدوين چشم انداز ۲۰ ساله گردشگري جذب ۲ درصد از جهانگردان بين المللي را هدف قرار داده است اما كارشناسان مي گويند تا زماني كه گردشگري ضامن توسعه اقتصاد پايدار در ايران شناخته نشده و اقتصاد گردشگري حلقه اي مفقوده در اقتصاد ايران باشد، اميد زيادي به تحقق اهداف و چشم انداز ۲۰ ساله نمي توان داشت.
به اين ترتيب، آنچه كه در وحله نخست پيرامون مواجهه مديران ارشد گردشگري كشور و ديگر سازمان هاي ۱۶ گانه مرتبط با توريسم مطرح مي شود، چشم انداز توريسم ايران و ميزان درخواست كشور ما از بازار ۷۰۰ ميلياردي بازار جهاني توريسم است كه اين چشم انداز از سوي مسولان كشور، ۲ درصد از بازار جهاني اعلام شده است.
اين در حاليست كه پيشتر رقم مزبور ۵ صدم درصد و جايگاه ايران در ميان كشورها رتبه ۷۰ اعلام شده بود. حال آنكه تحولات پرشتاب توريسم و زيرشاخه هاي تخصصي آن، امروزه اين صنعت را در صدر صنايع جهان قرار داده است.
آمارها حاكي از آن است كه فعاليتهاي اقتصادي سفر و جهانگردي در بين سالهاي ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰ داراي رشدي معادل ۲/۴ درصد در هر سال خواهد بود.
در اين راه و براي دستيابي به اين منابع مالي عظيم جهاني پس از كشورهاي اروپايي، كشورهاي عربي نسبت به ديگر كشورهاي خاورميانه پيشروتر شده اند، چنانچه اوارات موفق شد تا عنوان قطب چهارم گردشگري را به خود اختصاص دهد.
پيش بيني مي شود ميزان توليد ناخالص داخلي صنعت توريسم در خاورميانه به ۲۰/۳ ميليارد دلار برسد و انتظار مي رود تا سال ۲۰۱۴ اين ميزان سالانه از رشدي ۳/۹ درصدي برخوردار باشد.
بر اساس گزارش شوراي جهاني گردشگري و مسافرت، صنعت توريسم خاورميانه ۲۰/۳ ميليارد

دلار يا به عبارتي ۲/۵ درصد از توليد ناخالص داخلي منطقه در سال جاري را تشكيل مي دهد كه با در نظر داشتن روند متعادل آن، در سال ۲۰۱۴ به ۳۶/۱ ميليارد دلار خواهد رسيد.
همچنين پيش بيني مي شود سرمايه گذاري انجام شده در بخش صنعت مسافرت و منطقه ۱۱/۸ درصد، ۱۷/۴ ميليارد دلار از كل سرمايه گذاري انجام شده در منطقه طي سال جاري را در برگيرد

.
تعداد مشاغل موجود در صنعت گردشگري و مسافرت منطقه خاورميانه نيز ۴۲۲ هزار و ۶۰۰ شغل خواهد بود كه در ارزيابي كلي از هر ۱۲/۱ شغل موجود در منطقه، يك شغل مربوط به امور گردشگري است و انتظار مي رود گردشگري خاورميانه ۱۳/۸ درصد معادل ۴۳/۷ ميليارد دلار از كل صادرات منطقه در سال جاري را تشكيل دهد كه تا پايان سال ۲۰۱۴ اين ميزان به ۷۹/۸ ميليارد دلار خواهد رسيد.

بازتابهاي مثبت و منفي صنعت توريسم
صنعت توريسم و اثرات نامطلوب فرهنگي و اجتماعي
صنعت توريسم روز به روز در حال توسعه و تكامل مي باشد. هر ساله صدها ميليون نفر مسافر و جهانگرد با آداب و سنن و سليقه هاي متفاوت و گوناگون از نقطه اي به نقطه ديگر جهان مسافرت مي نمايند. و در فرآيند كلي هم موثر مي باشند و هم تاثيرپذير.
تعدادي از توريستها الگوها و معيارهاي زشت و زيبا را انتقال مي دهند و تعدادي از آنان الگوها و معيارهاي ديگران را مي پذيرند در اين رابطه ملاحظه مي گردد كه مردم كشورهاي سنتي و جهان سوم از بيشترين آسيبهاي اجتماعي و فرهنگي برخوردار مي گردند. بطور مثال هنگامي كه انبوه عظيمي از توريست ها از كشورهاي صنعتي به كشورهاي سنتي مسافرت مي كنند به همراه خود شيوه هاي رفتاري و لباس پوشيدن و غذا خوردن و نوشيدنيهاي خاص خود را به جوامع ميزبان عرضه مي كنند و طبيعي است كه جوامع ميزبان در صورت توجيه نشدن مي توانند آسيبهاي

فراواني را از اين بابت متحمل گردند.
نظر بر آنكه در هر حركت توريستي افراد از هر طبقه و هر گروه و هر دسته اي با خصوصيات ويژگيهاي خاص خود مي توانند شركت ورزند، طبيعتاً افرادي نيز در اين مسافرها شركت مي جويند كه از جهت مسايل فرهنگي و اخلاقي از صلاحيت هاي لازمه برخوردار نبوده و ورود افراد مختلف مي تواند نظم جوامع آرام سنتي را به هم زده و در چنين اجتماعاتي اخلال ايجاد نمايد. الگوها و معيارهاي نامطلوب فرهنگي با ورود توريست هاي خوش گذران و بي بند و بار به كشورهاي توريستي سنتي خلاصه نمي شود، بلكه افرادي كه از اين قبيل ممالك به كشورهائيكه از اين

جهات هيچگونه محدوديتي ندارند عزيمت مي نمايند نيز در معرض خطرات و عواقب ناگوار آن قرار گرفته و پس از ورود به كشور خود به پخش معيارها و الگوهاي نمونه برداري شده پرداخته و تلاش مي نمايند كه آموخته ها را به ديگران انتقال دهند. در جامعه شهري آمريكا و كشورهاي اروپايي به ويژه در شهرهاي بزرگ آن، سرمايه گذاري در امر تفريحات، سرگرميها، گذران اوقات فراغت و توريسم، لذت جويي، انواع ورزشها، تاترهاي ويژه، داروهاي مخدر، خانه هاي . . . مشروب فروشيها، مغازه هاي كادويي رستورانهاي هوس آلود، عشرتكده ها و نظاير آن روز به روز بيشتر مي شود. به شاغلين در صنعت تفريحات و وقت گذرانيها حداكثر حقوق پرداخت مي شود، آپارتمانها و بلوكهاي ساختمان كه به ارضاي نفس و خوش گذراني، اختصاص مي يابد، با گاردهاي ويژه محافظت مي شوند. با كار شبانه كه تا صبح ادامه مي يابد، شهرها اغلب دو نوبتي كار مي كنند. شهر بزرگ

نيويورك كه به عنوان مركز عمده فعاليتهاي اقتصادي در دنياي امروز شهرت دارد و هسته اصلي

مگالاپليس شمال شرق آمريكا محسوب مي شود، خواستگاه توريستهاي خوش گذران است. نيويورك هم اكنون نيز، بزرگترين مركز توريستي و تفريحي و گذران اوقات فراغت مي باشد و در نقش مراكز مهم ارضاي نفس، نه تنها در آمريكا بلكه در سراسر جهان شهرت دارد.
شهرهاي بزرگ ديگر آمريكا مانند لاس وگاس، بستون، فيلادلفيا، سانفرانسيسكو، اشنگتن دي سي و شهرهاي بزرگ كشورهاي اروپايي و آن دسته از شهرهاي اروپايي و آن دسته از شهرهاي بزرگ كشورهاي آفريقايي و آسيايي نيز كه تحت تاثير فرهنگ نامطلوب غربي قرار گرفته اند نيز داراي چنين شرايطي هستند.
اهداف سودجويانه مراكز تفريحي و عشرتكده ها در اين گونه شهرها، منشع ناگواريهاي تلخي براي آن دسته از توريستهايي است كه ناآگاهانه اوقات فراغت خود را در آنجا مي گذرانند و بعضاً با بي توجهي به مسائل بهداشتي به بيماريهاي خطرناكي مانند بيماريهاي جنسي و ايدز و امثال آنها مبتلا مي شوند، به طوريكه هر ساله هزاران توريست در جهان قرباني سياستهاي شوم صاحبان كاباره ها و كلوپهاي شبانه مي گردند، پديده تلخي كه به هيچ عنوان جايگاهي در توريسم كشورهاي سنتي نداشته و نخواهد داشت.

همانطوري كه در بحثهاي پيشين مطرح گرديد، ذكر عوارض منفي توريسم دليلي بر نفي اين صنعت مهم كه از هر حيث اعتبار جهاني دارد نيست. بلكه مراد آن است كه چگونه مي توان از ابعاد منفي اين صنعت پويا و رو به گسترش كاست و بر جنبه هاي مثبت آن افزود. بررسي خط مشي توريستي كشورهايي مانند مالزي كه از كشورهاي مهم توريستي و سنتي دنيا قلمداد مي گردد، مي تواند ما را در تعيين خطوط و خط مشي هاي توريستي ياري رساند.