جهت‌يابي

يافتن جهت‌هاي جغرافيايي را جهت‌يابي گويند. جهت‌يابي در بسياري از موارد کاربرد دارد. براي نمونه وقتي در کوهستان، جنگل، دشت يا بيابان گم شده باشيد، با دانستن جهت‌هاي جغرافيايي، مي‌توانيد به مکان مورد نظرتان برسيد. يکي از استفاده‌هاي مسلمانان از جهت‌يابي، يافتن قبله براي نماز خواندن و ذبح حيوانات است. ک

هرچند امروزه با وسايلي مانند قطب‌نما يا GPS مي‌توان به راحتي و با دقت بسيار زياد جهت جغرافيايي را مشخص کرد، در نبود ابزار، دانستن روش‌هاي ديگر جهت‌يابي مفيد و کاراست.
جهت‌هاي اصلي و فرعي

جهت‌هاي جغرافيايي، که شمال با رنگ قرمز مشخص شده
اگر رو به شمال بايستيم، سمت راست‌مان مشرق (شرق، باختر)، سمت چپ‌مان مغرب (غرب، خاور) و پشت سرمان جنوب است. اين چهار جهت را جهت‌هاي اصلي مي‌نامند. بين هر دو جهت اصلي يک جهت فرعي وجود دارد. مثلاً نيمساز جهت‌هاي شمال و شرق، جهت شمالِ شرقي (شمالِ شرق) را مشخص مي‌کند.
با دانستن يکي از جهت‌ها، بقيه‌ي جهت‌ها را مي‌توان به سادگي مشخص نمود. مثلاً اگر به سوي شمال ايستاده باشيد، دست راست شما شرق، دست چپ شما غرب، و پشت سر شما جنوب است.
روش‌هاي جهت‌يابي
برخي روش‌هاي جهت‌يابي مخصوص روز، و برخي ويژه‌ي شب اند. برخي روش‌ها هم در همه‌ي مواقع کارا هستند. توجه شود که:
• بسياري از اين روش‌ها کاملاً دقيق نيستند و صرفاً جهت‌هاي اصلي را به صورت تقريبي‌ مشخص مي‌کنند. براي جهت‌هاي دقيق بايد از قطب‌نما ا

ستفاده کرد، و ميل مغناطيسي و انحراف مغناطيسي آن را هم در نظر داشت.
• آن‌چه گفته مي‌شود اکثراً مربوط به نيمکره‌ي شمالي است؛ به طور دقيق‌تر، بالاي ۲۳٫۵ درجه(بالاي مدار رأس السرطان). در نيم‌کره‌ي جنوبي در برخي روش‌ها ممکن است جهت شمال و جنوب برعکس آن‌چه گفته مي‌شود باشد.
روش‌هاي جهت‌يابي در روز
جهت‌يابي با سمت خورشيد
۱- خورشيد صبح تقريباً از سمت شرق طلوع مي‌کند، و شب تقريباً در سمت غرب غروب مي‌کند.
• اين مطلب فقط در اول بهار و پاييز صحيح است؛ يعني‌ در اولين روز بهار و پاييز خورشيد دقيقاً از شرق طلوع و در غرب غروب مي‌کند، ولي در زمان‌هاي ديگر، محل طلوع و غروب خورشيد نسبت به مشرق و مغرب مقداري انحراف دارد. در تابستان طلوع و غروب خورشيد شمالي‌تر از شرق و غرب

است، و در زمستان جنوبي‌تر از شرق و غرب مي‌باشد. در اول تابستان و زمستان، محل طلوع و غروب خورشيد حداقل حدود ۲۳٫۵ درجه با محل دقيق شرق و غرب فاصله دارد، که اين خطا به هيچ وجه قابل چشم پوشي‌ نيست. در واقع از آن‌جا که موقعيت دقيق خورشيد با توجه به فصل و عرض جغرافيايي متغير است، اين روش نسبتاً غيردقيق است.
• تنها جايي که خورشيد هميشه دقيقاً از شرق طلوع و در غرب غروب مي‌کند، استواست.
۲- در نيمکره‌ي شمالي زمين، در زمان ظهر شرعي خورشيد هميشه دقيقاً در جهت جنوب است و سايه‌ي اجسام رو به شمال مي‌افتد.

• ظهر شرعي يا ظهر نجومي در موقعيت جغرافيايي شما، دقيقاً هنگامي است که خورشيد به بالاترين نقطه‌ي خود در آسمان مي‌رسد. در اين زمان، سايه‌ي شاخص به حداقل خود در روز مي‌رسد، و پس از آن دوباره افزايش مي‌يابد؛ همان زمان اذان ظهر.
براي دانستن زمان ظهر شرعي مي‌توانيد به روزنامه‌ها مراجعه کنيد يا منتظر صداي اذان ظهر باشيد. ظهر شرعي حدوداً نيمه‌ي بين طلوع آفتاب و غروب آفتاب است.

۳- حرکت خورشيد از شرق به غرب است؛ و اين هم مي‌تواند روشي براي يافتن جهت‌هاي جغرافيايي باشد.

جهت‌يابي با سايه‌ي چوب(شاخص)
• شاخص، چوب يا ميله‌اي نسبتاً صاف و راست است (مثلاً شاخه‌ي نسبتاً صافي از يک درخت به طول مثلاً يک متر) که به طور عمودي در زميني مسطح و هموار و افقي(تراز و ميزان) فرو شده است.
روش اول: نوک(انتهاي) سايه‌ي شاخص روي زمين را [مثلاً با يک سنگ] علامت‌گذاري مي‌کنيم. مدتي (مثلاً ده-بيست دقيقه بعد، يا بيشتر) صبر مي‌کنيم تا نوک سايه چند سانتيمتر جابه‌جا شود. حال محل جديد سايه‌ي شاخص (که تغيير مکان داده است) را علامت‌گذاري مي‌نماييم. حال اگر اين دو نقطه را با خطي به هم وصل کنيم، جهت شرق-غرب را مشخص مي‌کند. نقطه‌ي علامت‌گذاري اول سمت غرب، و نقطه‌ي دوم سمت شرق را نشان مي‌دهد. يعني اگر طوري بايستيم که پاي چپ‌مان را روي نقطه‌ي اول و پاي راستمان را روي نقطه‌ي دوم بگذاريم، روبروي‌مان شمال را نشان مي‌دهد، و رو به خورشيد (پشت سرمان) جنوب است.

• از آن‌جا که جهت ظاهري حرکت خورشيد در آسمان از شرق به غرب است، جهت حرکت سايه‌ي خورشيد بر روي زمين از غرب به شرق خواهد بود. يعني در نيم‌کره‌ي شمالي سايه‌ها ساعتگرد مي‌چرخند.
• هر چه از استوا دورتر بشويم، از دقت پاسخ در اين روش کاسته مي‌شود. يعني در مناطق قطبي (عرض جغرافيايي بالاتر از ۶۰ درجه) استفاده از آن توصيه نمي‌شود.
• در شب‌هاي مهتابي هم از اين روش مي‌توان استفاده کرد: به جاي خورشيد از ماه استفاده کنيد.
روش دوم(دقيق‌تر): محل سايه‌ي شاخص را زماني پيش از ظهر علامت گذاري مي‌کنيم. دايره‌ يا کماني به مرکز محل شاخص و به شعاع محل علامت‌گذاري شده مي‌کشيم. سايه به تدريج که به سمت شرق مي‌رود کوتاه‌تر مي‌شود، در ظهر به کوتاه‌ترين اندازه‌اش مي‌رسد، و بعداز ظهر به تدريج بلندتر مي‌گردد. هر گاه بعد از ظهر سايه‌ي شاخص از روي کمان گذشت (يعني سايه‌ي شاخص هم‌اندازه‌ي پيش از ظهرش شد) آن‌جا را به عنوان نقطه‌ي دوم علامت‌گذاري مي‌کنيم. مانند روش پيشين، اين نقطه سمت شرق و نقطه‌ي پيشين سمت غرب را نشان مي‌دهد.

• در واقع هر دو نقطه سايه‌ي هم‌فاصله از شاخص، امتداد شرق-غرب را مشخص مي‌کنند.
• با اين‌که روش پيشين نسبتاً دقيق است، اين روش دقيق‌تر است؛ البته وقت بيشتري براي آن لازم است.
• براي کشيدن کمان مثلاً طنابي(مانند بند کفش، نخ دندان) را انتخاب کنيد. يک طرف طناب را به شاخص ببنديد، و طرف ديگرش را به يک جسم تيز؛ به شکلي که وقتي طناب را مي‌کشيد دقيقاً به محل علامت‌گذاري شده برسد. نيم‌دايره‌اي روي زمين با جسم تيز رسم کنيد.
• وقتي سايه‌ي شاخص به حداقل اندازه‌ي خود مي‌رسد(در ظهر شرعي)، اين سايه سمت جنوب را نشان مي‌دهد (بالاي ۲۳٫۵ درجه).

جهت‌يابي با ساعت عقربه‌دار
ساعت مچي معمولي(آنالوگ، عقربه‌اي) را به حالت افقي طوري در کف دست نگه مي‌داريم که عقربه‌ي ساعت‌شمار به سمت خورشيد اشاره کند. در اين حالت، نيمسازِ زاويه‌اي که عقربه‌ي ساعت‌شمار با عدد ۱۲ ساعت مي‌سازد(زاويه‌ي کوچک‌تر، نه بزرگ‌تر)، جهت جنوب را نشان مي‌دهد. يعني مثلاً اگر چوب‌کبريتي را [به طور افقي] در نيمه‌ي راه ميان عقربه‌ي ساعت‌شمار و عدد ۱۲ ساعت قرار دهيد، به طور شمالي-جنوبي قرار گرفته‌است.
نکات
• اين که گفته شد عقربه‌ي کوچک ساعت به سمت خورشيد اشاره کند، يعني اين‌که اگر شاخصي [مثلاً چوب‌کبريت] اي که در مرکز ساعت قرار دهيم، سايه‌اش موازي با عقربه‌ي ساعت‌شمار و در جهت مقابل آن باشد. يا اين‌که سايه‌ي عقربه‌ي ساعت‌شمار درست در زير خود عقربه قرار گيرد. يا مثلاً اگر چوبي ده-پانزده سانتيمتري را در زمين به‌طور عمودي قرار دهيم، ساعت روي زمين به شکلي قرار گرفته باشد که عقربه‌ي ساعت‌شمارش موازي با سايه‌ي چوب باشد.
• نيمساز، خطي است که يک زاويه را به دو قسمت مساوي تقسيم مي‌کند. در واقع بايد ميان عقربه‌ي ساعت‌شمار و ۱۲ را بيابيد و با خطي فرضي به مرکز ساعت وصل نماييد.

• دليل اين‌که زاويه(ي بين عقربه‌ي ساعت‌شمار و ۱۲) را نصف مي‌کنيم اين است که: وقتي خوشيد يک بار دور زمين مي‌چرخد، ساعت ما دو دور مي‌چرخد(دو تا ۱۲ ساعت). يعني گرچه روز ۲۴ ساعت است(و يک دور کامل را در ۲۴ ساعت طي مي‌کند)، ساعت‌هاي ما يک دور کامل را در ۱۲ ساعت طي مي‌نمايد. اگر ساعت ۲۴ ساعته‌اي مي‌داشتيد، که دور آن به ۲۴ قسمت مساوي تقسيم شده بود، هر گاه عقربه‌ي ساعت‌شمار را رو به خورشيد مي‌گرفتيد عدد ۱۲ ساعت

هميشه جهت جنوب را نشان مي‌داد.
• اين روش وقتي سمت صحيح را نشان مي‌دهد، که ساعت مورد نظر درست تنظيم شده باشد. يعني اگر در بهار و تابستان ساعت‌ها را نسبت به ساعت استاندارد يک‌ساعت جلو مي‌برند، ما بايد آن را تصحيح کنيم(ابتدا ساعت‌مان را يک ساعت عقب ببريم سپس روش را اِعمال کنيم؛ يا نيمساز عقربه‌ي ساعت‌شمار را [به جاي ۱۲] با ۱ حساب کنيد). همچنين در همه‌ي سطح يک کشور معمولاً ساعت يکساني وجود دارد، که مثلاً در ايران حدود يک ساعت متغير است(ايران تقريباً بين دو نصف‌النهار قرار دارد؛ لذا ظهر شرعي در شرق و غرب ايران حدوداً يک ساعت فاصله دارد.) ساعت صحيح هر مکان همان ساعتي است که هنگام ظهر شرعي در آن در طول سال، اطراف ساعت ۱۲ ظهر است. در واقع براي تعيين دقيق جهت‌هاي جغرافيايي ساعت بايد طوري تنظيم باشد که هنگام ظهر شرعي ساعت ۱۲ را نشان دهد.
• روش ساعت مچي تا ۲۴ درجه امکان خطا دارد. براي دقت بيشتر بايد از آن در عرض جغرافيايي بين ۴۰ و ۶۰ درجه [شمالي يا جنوبي] استفاده شود؛ هر چند در عرض جغرافيايي ۵/۲۳ تا ۵/۶۶ درجه [شمالي يا جنوبي]نتيجه‌اش قابل قبول است.(البته در نيم‌کرده‌ي جنوبي جهت شمال و جنوب برعکس است.) در واقع هر چه به استوا نزديک‌تر شويم، از دقت اين روش کاسته مي‌شود. ضمناً هر چه زمان به کار بردن اين روش به ظهر شرعي نزديک‌تر باشد، نتيجه‌ي آن دقيق‌تر خواهد بود. (کشور ايران داراي عرض جغرافيايي بين ۳۶ و ۳۹ درجه‌ي شمالي است.)

• اگر مطمئن نيستيد کدام طرف شمال است و کدام طرف جنوب، به ياد بياوريد که خورشيد از شرق بر مي‌خيزد، در غرب مي‌نشيند، و در ظهر سمت جنوب است.
• توجه کنيد که اگر اين روش را در هنگام ظهر شرعي (يعني ساعت ۱۲) اجرا کنيم، جهت عقربه‌ي ساعت‌شمار خود به سوي جنوب است. يعني مانند همان روش «جهت‌يابي با سمت خورشيد»، که گفتيم خورشيد در ظهر شرعي به سمت جنوب است.
• اگر از ساعت ديجيتال استفاده مي‌کنيد، مي‌توانيد ساعت عقربه‌داري را روي يک کاغذ يا روي زمين بکشيد (دور دايره‌اي از ۱ تا ۱۲ بنويسيد، و عقربه‌ي ساعت‌شمار را هم بکشيد)، و سپس از روش بالا استفاده کنيد.
• حتي وقتي هوا آفتابي نيست و خورشيد به راحتي ديده نمي‌شود هم گاه سايه‌ي خوشيد را مي‌توان ديد. اگر يک چوب‌کبريت را عمود نگه داريد، سايه‌ي آن برعکس جهت خورشيد مي‌افتد.

• به شکل عکس، اگر جهت‌هاي جغرافيايي را بدانيم، مي‌توانيم زمان را در روز بدانيم. با همين روش ساعت‌هاي خورشيدي در گذشته ساخته مي‌شدند. براي ساخت آن بايد نيم‌دايره‌اي را روي زمين به طرف شمال رسم کنيم و از ۶ تا ۱۸ به شکلي شماره‌گذاري نماييم که عدد ۱۲ آن رو به شمال، عدد ۶ در سمت غرب و عدد ۱۸ در سمت شرق باشد. حال اگر شاخصي در مرکز دايره قرار دهيم، سايه‌ي شاخص به منزله‌ي عقربه‌ي ساعت‌شمار ساعت است. چنين ساعتي کاملاً دقيق نيست. ساعت‌هاي آفتابي‌اي ساخته شده است که دقت بسياري دارند.
روش‌هاي جهت‌يابي در شب
جهت‌يابي با ستاره‌ي قطبي

از آن‌جا که ستاره‌ها به محور ستاره‌ي قطبي در آسمان مي‌چرخند، ممکن است پياله‌ي دب اکبر را صحيح يا وارون يا به پهلو ببينيد؛ و همچنين ديگر صورت‌هاي فلکي را
در نيم‌کره‌ي شمالي زمين ستاره‌ي قطبي با تقريب بسياري خوبي(حدود ۰٫۷ درجه خطا) جهت شمال جغرافيايي (و نه شمال مغناطيسي) را نشان مي‌دهد؛ يعني اگر رو به آن بايستيم، رو به شمال خواهيم بود. براي يافتن ستاره‌ي قطبي روش‌هاي مختلفي وجود دارد:

۱٫ به وسيله‌ي مجموعه ستارگان «دبّ اکبر»: صورت فلکي دبّ اکبر شامل هفت ستاره‌است که به شکل ملاقه قرار گرفته‌اند: چهار ستاره‌ي آن تشکيل يک ذوزنقه را مي‌دهند، و سه ستاره‌ي ديگر مانند يک دنباله در ادامه‌ي ذوزنقه قرار گرفته‌اند. هر گاه دو ستاره‌اي که لبه‌ي بيروني ملاقه را تشکيل مي‌دهند(دو ستاره‌ي قاعده‌ي کوچک ذوزنقه؛ لبه‌ي پياله‌ي ملاقه؛ محلي که آب از آن‌جا مي‌ريزد) را [با خطي فرضي] به هم وصل کنيم، و ۵ برابر فاصله‌ي ميان دو ستاره، به سمت جلو ادامه دهيم، به ستاره‌ي قطبي مي‌رسيم.
۲٫ به وسيله‌ي مجموعه ستاره‌هاي «ذات‌الکرسي»: صورت فلکي ذات‌الکرسي

شامل ۵ ستاره است که به شکل W يا M قرار گرفته‌اند. هرگاه (مطابق شکل) ستاره‌ي وسط W (رأس زاويه‌ي وسطي) را حدود ۵ برابرِِ «فاصله‌ي آن نسبت به ستاره‌هاي اطراف» به سوي جلو ادامه دهيم، به ستاره‌ي قطبي مي‌رسيم.
نکات
• صورت‌هاي فلکي ذات‌الکرسي و دبّ اکبر نسبت به ستاره‌ي قطبي تقريباً روبه‌روي يکديگر، و دور ستاره‌ي قطبي خلاف جهت عقربه‌هاي ساعت مي‌چرخند. اين دو صورت فلکي هيچ‌گاه غروب نمي‌کنند. اين دو هميشه در يک شب صاف قابل رؤيت اند. ولي اگر يکي از آن‌ها پشت کوه پنهان بود، با ديگري مي‌توان ستاره‌ي قطبي را يافت. فاصله‌ي هر کدام از اين دو صورت فلکي تا ستاره‌ي قطبي تقريباً برابر است.
• ستاره‌ي قطبي، خود آخرين ستاره‌ي دسته‌ي ملاقه‌ي صورت فلکي ملاقه‌اي شکل «دبّ اصغر» است. برخي ستاره‌هاي دبّ اصغر چندان پرنور نيستند، و گاه ممکن است به راحتي ديده نشوند.
• اگر براي يافتن ستاره‌ها در آسمان از ستاره‌ياب(افلاک‌نما) استفاده مي‌کنيد، به‌خاطر داشته باشيد که ستاره‌ياب‌ها موقعيت ستاره‌ها را در زمان، تاريخ و موقعيت جغرافيايي(طول و عرض جغرافيايي) خاصي نشان مي‌دهند.

• زمين دور محوري فرضي که از شمال و جنوب کره‌ي زمين مي‌گذرد مي‌چرخد. اين چرخش زمين موجب مي‌شود که ما تصور کنيم همه‌ي ستاره‌هاي آسمان حول محوري مي‌چرخند(حرکت ظاهري دارند)، که در محل محور گردش آن‌ها ستاره‌ي قطبي مي‌درخشد؛ ستاره‌ي پرنوري که در راستاي محور گردش زمين قرار داد، و بدين دليل در آسمان ثابت به نظر مي‌رسد.
• هر چه از استوا به سوي قطب شمال برويم، ستاره‌ي قطبي در آسمان بالاتر (

در ارتفاع بيشتر) ديده مي‌شود. يعني ستاره‌ي قطبي در استوا (عرض جغرافيايي ۰ درجه) تقريباً در افق ديده مي‌شود، و در قطب شمال(عرض جغرافيايي ۹۰ درجه) تقريباً بالاي سر(سرسو، سمت‌الرّأس، رأس‌القدم) ديده مي‌شود. بالاتر از عرض جغرافيايي ۷۰ درجه‌ي شمالي عملا نمي‌توان با ستاره‌ي قطبي شمال را پيدا کرد.
• در شب هم مي‌توان به وسيله‌ي ستاره‌ي قطبي و دب اکبر زمان را تشخيص داد؛ همان‌طور که در مدخل ساعت ستاره‌اي آمده است.
جهت‌يابي با هلال ماه

در زمان قرص کامل نمي‌توان از اين روش استفاده کرد
اگر به دليل وجود ابر يا درختان نمي‌توانيد ستاره‌ها را ببينيد، مي‌توانيد از ماه براي جهت‌يابي استفاده کنيد.
ماه به شکل هلال باريکي تولد مي‌يابد، و در نيمه‌هاي ماه قمري به قرص کامل تبديل مي‌شود، و سپس در جهت مقابل هلالي مي‌شود. در نيمه‌ي اول ماه‌هاي قمري قسمت خارجي ماه (تحدب و کوژي ماه، برآمدگي و برجستگي ماه) مانند پيکاني جهت غرب را نشان مي‌دهد. در نيمه‌ي دوم ماه‌هاي قمري، تحدب ماه به سمت مشرق است.

• اين روش جهت‌يابي چندان دقيق نيست، ولي حداقل راه‌نمايي تقريبي را فراهم مي‌سازد.
• اگر خطي از بالاي هلال به پايين آن وصل کنيم و ادامه دهيم، در نيمه‌ي اول ماه قمري شکل p و در نيمه‌ي دوم شکل q خواهد داشت.
• کره‌ي ماه در نيمه‌ي اول ماه‌هاي قمري پيش از غروب آفتاب طلوع مي‌کند، و در نيمه‌ي دوم پس از غروب، تا پايان ماه که پس از نيمه‌شب طلوع مي‌نمايد.

• پيدا کردن جنوب توسط ماه: اگر خطي فرضي ميان دو نوک(تيزي) هلال ماه رسم کرده و آن را تا زمين ادامه دهيد، تقاطع امتداد اين خط با افق، نقطه جنوب را [در نيم‌کره‌ي شمالي زمين] نشان مي‌دهد.
• وقتي ماه به صورت قرص کامل است، مي‌توان به کمک حرکت ظاهري ماه -که از مشرق به طرف مغرب است- جهت‌يابي کرد.

روش‌هاي ديگر جهت‌يابي در شب
• حرکت ظاهري ماه در آسمان از شرق به غرب است.
• خوشه پروين: دسته‌اى (حدود ده تا پانزده عدد) ستاره، به شکل خوشه انگور، در يک جا مجتمع هستند که به آن مجموعه خوشه‌ي پروين مي‌گويند. اين ستارگان مانند خورشيد از شرق به طرف غرب در حرکتند، ولى در همه حال دُمِ آن‌ها به طرف مشرق است.
• ستارگان بادبادکي: حدود هفت -هشت ستاره در آسمان وجود دارد که به شکل بادبادک يا علامت سوال مي‌باشند. اين ستارگان نيز از شرق به غرب حرکت مي‌کنند، و در همه حال دنباله بادبادکى آنها به‌طرف جنوب است.
• کهکشان راه شيري توده‌ي عظيمي از انبوه ستارگان است که تقريباً از شمال شرقي به جنوب غربي امتداد يافته است. در شمال شرقي اين راه باريک است، و هر چه به سمت جنوب غربي مي‌رود، پهن‌تر مي‌شود. هر چه به آخر شب نزديک‌تر مي‌شويم، قسمت پهن راه شيري به طرف مغرب منحرف مي‌شود.
روش‌هاي جهت‌يابي، قابل استفاده در روز و شب

خودتان هم مي‌توانيد با يک نقشه‌ي خاورميانه و يک نقاله زاويه‌ي بين شمال و قبله را به روش نشان داده شده در شکل بيابيد
جهت‌يابي با قبله
اگر جهت قبله را بدانيم، مي‌توانيم شمال را تشخيص دهيم. مثلاً اگر در تهران ۳۷ درجه از جنوب سمت به غرب متمايل شويم (يعني حدوداً جنوب غربي)، به طرف قبله ايستاده‌ايم. پس هرگاه

جهت قبله را بدانيم، اگر ۳۷ درجه از سمت قبله در جهت عقربه‌هاي ساعت بچرخيم، به طرف جنوب ايستاده‌ايم، و اگر ۱۴۳ درجه (۳۷-۱۸۰) در خلاف جهت عقربه‌هاي ساعت بچرخيم، به طرف شمال ايستاده‌ايم.
قبله را از راه‌هاي مختلفي مي‌توان يافت:
• قبله‌نما: دقيق‌ترين روش تعيين قبله، به‌وسيله‌ي قبله‌نماست، که آن هم با يک قطب‌نما انجام مي‌گيرد؛ و اگر ما قطب‌نما داشته باشيم، با آن قطب را مشخص مي‌کنيم!

• محراب مسجد: محراب مساجد به طرف قبله است. در نمازخانه‌ها هم معمولاً جهت قبله مشخص شده است.

بر خلاف تصور برخي، پاي مرده در قبر رو به قبله نيست. بلکه پاي محتضر (کسي که نزديک به مرگ است) را رو به قبله مي‌کنند. ولي مرده را طوري روي دست راست مي‌خوابانند که بدنش رو به قبله باشد
* قبرستان: مرده را در قبر روي دست راست، به سمت قبله مي‌خوابانند. پس اگر شما طوري ايستاده باشيد که نوشته‌هاي سنگ قبر را به درستي مي‌خوانيد، سمت چپ‌تان قبله است.
• دستشويي: از آن‌جا که قضاي حاجت رو به قبله نبايد باشد، معمولاً توالت‌ها را عمود بر قبله

مي‌سازند. اين هم -در جايي که اصول اسلامي ساخت رعايت شده- مي‌تواند کمک‌کار باشد.