حركات اصلاحي و درماني ،بررسي ضعفها و ناهنجاري هاي اكتسابي دستگاه استخواني ،عضلاني و مفصلي افراد

مقدمه :
موضوع مورد مطالعه در حركات اصلاحي و درماني ،بررسي ضعفها و ناهنجاري هاي اكتسابي دستگاه استخواني ،عضلاني و مفصلي افراد جامعه است.
اين ناهنجاريها عموما به دلايلي چون عادات حركتي نامناسب ،فقر حركتي ،شرايط نامناسب محيطي و با مشخصه تدريجي بودن، بويژه در دوران كودكي و سنين رشد ، بروز كرده است . اين اختلالات هنوز آنقدر شدت نيافته اند كه مشكلات جدي براي فرد مبتلا ايجاد كرده او را به دست

جراح ارتوپد بسپارند يا او را ناگزير از استفاده از وسايل كمكي و انواع بريسها و پروتزها نمايند و عنوان بيمار به فرد اطلاق شود. بنابر اين امكان بهبود و اصلاح از طريق حركات جبراني و ورزشهاي درماني وجود دارد همچنين به دليل گسترش ورزش حرفه اي و اماده سازيهاي طاقت فرساي ورزشكاران در طول تمرينها و مسابقات ،تغييرات نامطلوب اسكلتي اين افراد و به عبارتي پديده

«سازگاري هاي نامناسب عضلاني – اسكلتي » ورزشكاران مورد مطالعه ويژه شاخه حركات اصلاحي و درماني قرار مي گيرد . شناسايي زمينه هاي بروز تغييرات نامطلوب قامت در رفع آنها اكنون در مركزتوجه حركات اصلاحي و ددرماني «تعادل ساختار فيزيكي بدن»يا همان «وضعيت بدني »است . شايان ذكر است كه وضعيت بر عهده بخشهاي متفاوت توانبخشي چون حركات

درماني ،آب درماني ، الكتروتراپي ،كار درماني و اندام مصنوعي است . لكن علي رغم اين اشتراك توجه به مهمترين نكات افتراق ذكر شده در جدول ۳ بيانگر حدود كاركرد شاخه حركات و ورزشهاي اصلاحي در تربيت بدني و علوم ورزشي خواهد بود.

حركات اصلاحي و هدف آن
حركات اصلاح شاخه اي تربيت بدني به شمار مي رودكه در صدد اصلاحئ بر طرف كردن ضعف ها و ناهنجاريهاي مختلف عضلاني ، ارگانيكي و هماهنگي و تعادل ، با استفاده از حركات و برنامه هاي دقيق و اصولي ورزشي مي باشد . بديل تربيت ، مي توان گفت كه كلية حركات و فعاليت هاي بدني و ورزشهايي كه براي درمان و اصلاح ضعف ها و نا هنجاريهاي بدني بكار مي رود حركات اصلاحي ناميده مي شود .
حركات اصلاحي بعد از مطالعة دقيق و شناخت علل و عوامل بروز نا هنجاريهاي مختلف بدني و ارگانيكي بدني بوسيلة متخصصين و كارشناسان حركات اصلاحي و حركت درماني به افرادي كه دچار ضعف هاي مختلف وضعيتي هستند ، توصيه و تجويز مي گردد .
تمرينات و حركات اصلاحي مي تواند قدرت عضلاني ، انعطاف پذيري ، تسريع و تسهيل جريان گردش خون و تنفس ، قدرت تعادل و هماهنگي بدن را توسعه و افزايش داده و فرد را در حفظ آمادگي و قابليت جسماني و رفع و اصلاح نا هنجاريهاي وضعيتي ياري نمايد .

ضعف هاي بدني و نا هنجاريهاي وضعيتي به غير از عواملارثب در اثر بيماريهاي تمدن از قبيل ماشيني و صنعتي شدن زندگي ، عدم تحرك انسانها ، داشتن عادات غلط و نا پسند در طول زندگي روزمره و ساعات كار و تلاش در شبانه روز و عدم استراحت مناسب و كافي بوجود مي آيد .
طبق تحقيقات بعمل آمده ، در كشورهاي مترقي بيش از ۷۰ درصد كودكان ، نوجوانان و بزرگسالان

به ضعفهاي اندام تحتاني و بيش از ۳۵ درصد به ضعف هاي ارگانيكي و ستون فقرات و در حدود ۱۵ درصد به ضعف هاي هماهنگي و درصد كمتري نيز به انواع ضعف هاي اندام فوقاني دچار هستند . لازم به ذكر است كه علائم ضعف هاي مذكور در جوامع شهري بزرگ بيشتر از جوامع شهري كوچك و روستايي به چشم مي خورد .

بنابراين ، هدف از حركات اصلاحي و ورزشهاي درماني به طور كلي سناخت دقيق ضعف ها و نا هنجاريهاي بدني و هماهنگي و تعادل بوده و در وهلة دوم انتخاب حركات و تمرينات مناسب و اعمال آنها براي درمان و اصلاح نا هنجاريهاي موجود مي باشد .

علل و عوامل بروز ناهنجاريها

حركات اصلاحي شاخه اي از علوم ورزشي و دانشي كاربردي در جامعه و بويژه در مدارس است كه مشتمل بر اهداف عمده شناسايي ،آموزش ،پيشگيري ،بههبود و اصلاح ناهنجاري هاي بدن و عادات حركتي بدن و عادات حركتي افراد مي باشد . از اين رو شناسايي علل و عوامل مشترك بروز چنين وضعيتهاي ناهنجار و آثار كلي اين عوارض ضروري به نظرمي رسد . شايان ذكر است كه

برخي از اين عوامل مربوط به وضعيت خود فرد و برخي ديگر مربوط به محيط و شرايط بيروني اند هر چند جريان مستمر تحقيقات به انتشار نتايج تحقيقاتي منجر مي شود كه گاه ديدگاههاي متفاوتي را در خصوص اهميت و نقش اين عوامل اظهار مي دارد اما در يك نگاه اجمالي مي توان اصلي ترين علل و عواملي را كه موجب بروز ناهنجاري هاي وضعيتي كمي شود به شرح ذيل بيان داشت:

۱-اختلالات ژنتيكي و مادرزادي ،مانند كساني كه با انواع انحرافات ستون فقرات چون كج پشتي يا انحراف ذپا ها به خارج و داخل يا كف پاي صاف به دنيا مي آيند. برخي از ناهنجاريهاي موجود در نوزادان ، همانطوري كه گفته شد ، در اثر اختلالات ژنتيكي و به صورت مادر زادي براي آنان رخ مي دهد مثلاً كودكاني هستند كه در هنگام تولد دارا يناراحتي و ناهنجاري وضعيتي در اندامهاي طرف

فوقاني و يا تحتاني و در مواردي نيز در بالا تنة خود هستند ، مانند كودكان داراي اسكوليوز و انحراف ستون فقرات و يا آنهايي كه داراي انحنا و نا هنجاري در مچ پاها بوده و با پاهاي كج به دنيا مي آيد كه اغلب اين موارد موضوع درمان در قالب مباحث حركات اصلاحي قرار نگرفته و مي بايست با مشاوره و راهنمايي متخصصي ارتوپدي بررسي و معالجه شود .

۲-بيماريها مانند كساني كه در اثر ابتلا به سل ستون فقرات به انحراف شديد ستون فقرات مبتلا مي شوند. آسيب ها وصدماتي كه در اثر بروز حوادث مختلف مانند : تصادفات رانندگي و بيماريهاي از قبيل سل استخواني ، فلج اطفال و … كه منجر به نا هنجاري مختلفي در افراد مي گردد ، از علل ديگر بروز نا هنجاري ها مي باشند كه اين افراد عموماً در جهت پيش گيري و تا حدودي درمان محدود ناراحتي هاي خود مي توانند از حركات اصلاحي و ورزشهاي درماني استفاده نمايند . اما درمان اساسي آنان مسلماً بايد بوسيلة پزشكان متخصص مورد مطالعه و درمان قرار بگيرد .

۳-صدمات . كه به عوارض ارتوپد يك و نقص در دستگاه هاي عصبي استخواني مفصلي يا عضلاني منجر مي شود مانتند معلولان قطع عضو.
۴-فقر حركتي و عدم تحريك مناسب كه به ضعف عضلات منجر مي شود مانند كودكاني كه بنا به شرايط فيزيكي زندگي ،امكان تحرك كمتري دارند و يا افراد انزوا طلب غير ورزشكار و بي تحرك كه در دراز مدت از كارآيي عضلات آنان كاسته مي شود. حركت و فعاليت از مهمترين نياز هاي بدن بخصوص عضلات بودهو براي رشد و تقويت آنها لازم مي باشد و اصولاً افرادي كه داراي حركت مناسب بدني و جسماني نباشند در اثر همين كم تحركي عضلات بدنشان لاقر و ضعيف شده وقدرت و استقامت لازم را نخواهند داشت و به همين سبب بدن ابنگونه افراد در معرض بروز نا هنجاريهاي عديدة بدني و تعادل و هماهنگي قرار خواهد داشت .
۵-عادات نامناسب در ايستادنها ،راه رفتنهاؤ، نشستنها،و حمل اشيا سنگين،چون حمل كيفهاي سنگين در كودكان دستاني به صورت يكطرفه و ممتد كه موجب كجي ستون فقرات مي شود.

داشتن تغذية خوب و مناسب از عوامل اصلي اساسي مؤثر در رشد سو تكامل انسان مي باشد چرا كه در اثر سوء تغذيه ، متابوليسم انسانبا مشكلاتي روبرو شده و مواد مورد نياز رشد و ترميم بافتها و سلول هاي بدني دچار اختلال مي شوند . علاوه بر تغذيه موارد ديگري نيز از قبيل : آفتاب ، هواي سالم ، آب و ديگر عوامل مشابه در رشد طبيعي بدن مؤثر بوده و مي توانند در اثر فقدان در بدن معضلاتي را براي انسان بوجود آورد .

۶- شغل و وضعيتهاي غير صحيح و يكنواخت بدني و انجام امور روزمره در حالت نامناسب يا فعاليتهاي ورزشي و حركتي نامناسب مستمر مانند افرادي كه به طور يكنواخت پشت يك دستگاه پرس يا بافندگي مي ايستند و عمدتا با يك گروه از عضلات خود كار مي كنند كه اينگونه مشاغل در بعضي از اعضا بدن آنان ناهنجاري يا محدوديت حركتي ايجاد مي كند.
۷- تقليد الگوهاي حركتي و وضعيت بدني غلط و نامناسب كه بيشتر در سنين پايينتر و در دوران نوجواني ديده مي شود . غالبا افراد اين الگوها را از رسانه هاي عمومي ديده و سپس آگاه يا ناخودآگاه از آن تقليد مي كنند . در اين امر معمولا از «الگوهاي برتر » مانند شخصيتهاي اجتماعي ،ورزشكاران و هنر پيشه ها تقليد مي شود.
۸- استفاده از پوشاك نامناسب از قبيل كفش يا تجهيزات غير استاندرد مانند صندلي ،ميز و نيمكتهاي مدارس ،بويژه در سنين دبستان و دوران رشد. استفاده از از پوشاك نامناسب كه باعث مي شوند تا بدن با استفاده از آنها فرم طبيعي و صححي خود را از دست داده و مشكلاتي را به مرور زمانبراي انسان ايجاد كنند ، مثلاً استفاده از كفشهاي تنگ و نوك باريك از عوامل مهم بوجود آمدن شست كج و انحناي آن مي باشند .
۹-كمبود محركهاي رشدي مانند نور ،آب و هواي مناسب ،محيط و تغذيه. داشتن تغذية خوب و مناسب از عوامل اصلي اساسي مؤثر در رشد سو تكامل انسان مي باشد چرا كه در اثر سوء تغذيه ، متابوليسم انسانبا مشكلاتي روبرو شده و مواد مورد نياز رشد و ترميم بافتها و سلول هاي بدني دچار اختلال مي شوند . علاوه بر تغذيه موارد ديگري نيز از قبيل : آفتاب ، هواي سالم ، آب و ديگر عوامل مشابه در رشد طبيعي بدن مؤثر بوده و مي توانند در اثر فقدان در بدن معضلاتي را براي انسان بوجود آورد .

۱۰-وضعيتهاي رواني و شخصيتي مانند افرادي كه خجالتي هستند يا افسردگي روحي داشته و بيشتر دروضعيتي به سر مي برند كه سرشان به طرف پايين است و اين مساله در دراز مئدت موجب افتادن سر به جلو ،كشيدگي و ضعف عضلات بازكننده سر و گردن آنان مي شود. افرادي كه از نظرحالت رواني داراي نوعي ناراحتي و افسردگي بوده يا مانند آنهايي كه خجالتي باشند سر به زير و از جمعيت و گروه گريزان هستند ، معمولاً تمايل به پائين نگهداشتن سر و نزديك كردن چانه

 

به سينة خود را دارند كه اين امر در اثر تكرار باعث بر آمدگي در ناحية مهره هاي پشتي مي گردد .
۱۱-افزايش وزن كه به منزله عاملي در بروز برخي از عوارض مانند كف پاي صاف ،علت اوليه يا دست كم يك عامل تشديد كننده ضعف قوسهاي كف پايي محسوب مي شود.
۱۲-مسائل فرهنگي و تربيتي كه وضعيت بدني خاصي را به طور مثال در نشستن توصيه و ترويج مي كند. براي مثال نوع خاصي از نشستن (مثلا چهار زانو نشستن) را نشانه ادب و احترام يا نوعي راه رفتن را نشانه تواضع مي دانند.
۱۳-تيپپ بدني به طوري كه تيپ فربه پيكري استعداد بيشتري براي ابتلا به عوارض كف پاي صاف و زانوهاي ضربدري داشته و افراد قد بلند كه ميل به افتادن بالا تنه آنان به طرف جلو بيشتر است احتمال ابتلا آنها به عارضه گردپشتي نيز بيشتر است . چنين به نظر مي رسد كه بهترين وضعيتهاي بدني را افراد تيپ عضلاني پيكر با قد نه چندان بلند دارند اما اين موضوع نياز به تحقيق بيشتري دارد. داشتن وزن زياد ويا برخورداري از جسه و هيكل نسبتاً درشت و يا قد بلند از جمله عواملي هستند كه زمينه را براي ايجاد ناهنجاري‌هايي مانند كف پاي اف در افراد چاق و همينطور پشت گرد و افتادن شانه ها به جلو در افراد قد بلند فراهم مي سازند .
۱۴-سن هر چند سن به عنوان عاملي مستقر كمتر مورد بحث قرار مي گيرد اما در برخي از سنين ابتلا به برخي از عوارض بيشتر است . چنانكه سنين بين ۵-۷ سالگي را اولين دوره تغيير شكل بدن و ۵/۱۰-۱۳ سالگي را دومين دوره تغيير شكل و ايجاد انحرافات بدن ناميده اند . همچنين نوعي از عارضه كج پشتي حدود ۱۲-۱۵ سالگي شيوع بيشتري دارد. با افزايش سن بروز برخي از

ناهنجارها زمنيه بيشتري پيدا مي نمايند ، مثلاً در سنين بالا عارضة شست كج بخصوص در خانم ها بيشتر ديده مي شود و انگشت شست اين افراد به طرف انگشت دوم پا تمايل پيدا مي كند . در همين رابطه ، ناراحتي هاي ارگانيكي مثل مشكلات تنفسي و ناهنجاريهاي دستگاه گردش خون نيز از ناراحتي هائيست كه در سنين بالا گريبانگير افراد مي گردد .

حركات اصلاحي براي ناهنجاريهاي اندام فوقاني :
در اين بخش تعدادي از حركات اصلاحي ودرماني كه براي پيشگيري و درمان نا هنجارهاي اندامهاي طرفي فوقاني مفيد است ، ارائه مي گردد . بيان اين مطلب ضروري است كه در مرحلة اولو قبل از انجام اين تمرينات ، مي بايست معاينه و بررسي هاي لازم توسط پزشكان و متخصصين حركات اصلاحي و درماني انجام گرفته و پس از تشخيص دققي عارضه و نا هنجاري و توصية حركات مناسب و ويژه براي درمان ، اقدام به اجراي تمرينات و حركات ورزشي گردد . زيرا كه در صورت انتخاب اشتباه حركات و اجراي مداوم آن، نه تنها نا هنجاري موجود بهبودنمي يابد بلكه امكان بروز صدما و ناراحتي هاي ديگر نيز بروز مي كند . همينطور رعايت توصيه هاي كارشناسي در مورد كميت و كيفيت اجراي حركات ضروري بوده و براي دست يابي به نتيجه گيري بهتر و كامل تر بايد حوصله و پشتكار داشت و در تكرار تمرينات مداومت و پايداري نمود تا نتايج مثبتو مفيد حركات نمايان گرد .
به منظور افزايش دامنة حركتي مفصل شانه در تمرينات بالا ابتدا حركت B با دامنة ۶۰ درجه به صورت دور شدن و در ادامة تمرين با دامنة ۱۲۰ درجه و پس از تمرين و تكرار دوحركت ياد شده و به تعداد كافي و افزون بر زاويه و دامنة حركتي ، تمرين را با دامنة ۱۸۰ درجه اجرا مي كنيم .

 

در برخي موارد و اوايل انجام تمرينات احتمالاً نياز به اجراي تمرين به صورت غير فعال و استفاده از كمك مي باشد تا پس از مدتي امكان اجراي مستقل و حتي با استفاده از وزنه با فنر نيز ميسر گردد .

در شكل (۱۲-۳) پس از تكرار حركت شانهاز پهلو به ميزان۱۸۰ درجه و بدست آوردن قدرت وانعطاف پذيري لازم ، مي توان همين حركت را در زواياي ديگري مثلاً از مقابل بدن به طرف بالا حركت دا

د وبالاعكس به پائين اجرا كرد . دراين حركت كف دست به طرف بيرون قرار مي گيرد .
در شكل (۱۳-۳) پس از تمرين و تكرار حركت بالا بردن دست در حالت قبل با برگرداندن كف دست به طرف داخل . تمرين بالا بردن دست را در مقابل بدن اجرا مي كنيم، سپس اجراي همين حركت را به سمت عقب و بالا تا حدود ۵۰ درجه از محور عمودي يا صفحة سهمي بدن ادامه مي دهيم .

عبور دست با آرنج باز در مقابل و پشت بدن به روي صفحة طولي ، دو حركت تمريني ديگرند كهبراي دفعات مكرر و بهتعداد (۱۰ تا ۲۰ تكرار ) در هر نوبت انجام مي گيرد .
بردن دست با آرنج خميده به طرف بالا بر روي صفحة سهمي بدن و بر گرداندن آن در همين حالت بهپشت بدن حركتي ديگري در جهت توسعة انعطاف پذيري عضلات و ليگامنتهاي شانه مي باشد . ( شكل A -14-3)

بلندكردن دست را بالاتر از شانه و بردن به پشت سر و تكرار همين حركت مانند حالت شانه كردن موها را (شكل B – ۱۴-۳) بسته را انجام دهيد .

دست مورد مداوا را از آرنج تا كرده و با زاوية ۹۰ درجه نسبت به بازو قرار مي دهيد . سپس از آرنج تا انگشتان را يكپارچه به طرف داخل ۳۰ درجه و به طرف خارج ۸۰ درجه مي چرخانيم ، در اين وضعيت ، بازو كاملاً در كنار بدن قرار دارد . در ادامة اين تمرين با باز كردن آن به طرف عقب بدن مانند حالت C تمرينات را تكرار و دنبال مي كنيم . (شكل D وC )

بديهي است كه ، در هر كدام از زواياي حركتي در شكل ۲۴ بخشي از مفصل و عضلات درگير فعال مي شوند .

در تمرين شكل A ابتدا دست در كنار بدن و در امتداد آن قرار دارد . سپس دست را صاف و كشيده از پهلو بالا مي آوريد . سپس تا زاوية ۳۰ درجه به سمت عقب و بر روي صفحة افقي و بعد از چند تكرار و گرم شدن مفصل ، همين حركت را تا ۱۴۰ درجه گسترش مي دهيم .

همانگونه در شكل C مي بينيد جمع و باز كردن آرنجها در مقابل بدن a و انجام همين حركت بر روي يك ميز ، با اضافه كردن چرخش مچ دست همزمان با باز شدن و تا شدن آرنج b نمونة تمرين ديگر است .

 

در شكل D تا كردن و باز كردن آرنج در مقابل بدن و به موازات صفحة سهمي ، در حاليكه كف دست و انگشتان باز و در امتداد بازو قرار دارد تكرار اين حركت براي ۱۰ تا ۲۰ مرطبه در هر مرحله سبب تقويب عضلات بازو و افزايش انعطاف پذيري مفصل آرنج و رفع ناهنجاري مي گردد .

چرخش مچ دست با آرنج خميده و ۹۰ درجه به سمت داخل و بيرون در بهبود نا هنجاريهاي مچ و ساعد و آرنج مؤثر خواهد بود . ( شكل ۱۶-۳) در اين حركت مفصل آرنج و مفصل زندزيرين و زند برين ساعد ، حركت فعالي دارد .

انجام حركت مچ دست مطابق شكل مقابل و در محور طولي ساعد به سمت داخل و بيرون كه بر روي صفحة طولي بدن انجام مي گيرد و به دليل محدوديت ساختمان مچ دست به سمت بيرون حدود ۱۵ درجه و به سمت داخل حدود ۴۵ درجه انجام مي گيرد .