حسابداري بهاي تمام شده ( حسابداري صنعتي )

فصل اول : مفاهيم حسابداري بهاي تمام شده

گفتار اول : حسابداري بهاي تمام شده ( حسابداري صنعتي )
آنچه كه در كشور ما به عنوان حسابداري صنعتي خوانده مي شود حوزه اي از حسابداري است كه با اندازه گيري و ثبت و گزارش اطلاعات مربوط به اقدام بهاي تمام شده سر و كار دارد .
۲ ـ موارد كاربرد حسابداري بهاي تمام شده :
كاربرد اولية اطلاعات مربوط به بهاي تمام شده در تصميم گيري ها و ارزيابي عملكردهاي توسط مديران است كه در داخل ساختمان توسط مديران به منظور ارزيابي فعاليتهاي سازمان يا نيروي انساني و يا به عنوان مبناي براي اتخاذ تصميم بكار برده مي شود .

۳ ـ حسابداري مالي و حسابداري بهاي تمام شده :
حسابداري مالي : با تهيه آن دسته از اطلاعات سر و كار دارد كه براي استفاده كنندگان خارجي از مؤسسه نظير سرمايه گذاران و بستانكاران و تحليلگران مالي و اتحاديه هاي كارگري و علاقه مندان خارجي تهيه مي شود .
حسابداري بهاي تمام شده : با گردآوري و تحليل اطللاعاتي در مورد بهاي تمام شدة كالا و خدمات مؤسسات سر و كار دارد كه مورد استفادة مديران مؤسسه در امر برنامه ريزي ، كنترل و تصميم گيري واقع مي شود .

۴ ـ هزينه براي بهاي تمام شده :
بهاي تمام شده به معني منابع از دست رفته در برابر تحصيل كالا و خدمات مورد نياز هنگاميكه اين منابع حاصل مي شود بهاي تمام شده تبديل به هزينه مي شود و آن دسته از اقلام بهاي تمام شده كه هنوز مورد منفعت قرار نگرفته به صورت دارايي در حسابها و صورتهاي مالي نشان داده مي شود .

۵ ـ تعريف زيان و تفاوت آن با هزينه :
هزينه ها در برابر درآمدها قرار مي گيرند تا سود و زيان يك دورة مالي را مشخص سازند درآمد : قيمت كالايي است كه فروخته مي شود و يا خدمتي كه عرضه مي شود در برخي موارد كالاها و خدمات خريداري شده به قصد تحصيل انتفاعي بدون آنكه سودي از آنها حاصل شود ارزش خود را از دست
مي دهند اين گونه اقلام بهاي تمام شده اصطلاحاً تبديل به زيان شده و در صورت سود وزيان از درآمد كسر مي شوند .

۶ ـ دستمزد و انواع آن :
۲ نوع دستمزد داريم : دستمزد مستقيم ، دستمزد غير مستقيم
۱ ـ دستمزد مستقيم : آن دسته از كارگراني را كه مستقيماً در ارائه خدمات يا تبديل مواد مستقيم به كالاي ساخته شده دخالت دارند و بدون دخالت آنها توليد و ارائه خدمات امكان پذير نيست ، دستمزد اين گونه كارگران را به عنوان دستمزد مستقيم محاسبه مي كنيم . مثال : كارگران خط توليد يا مونتاژ

يك كالا .
۲ ـ دستمزد غيرمستقيم : دستمزد آن دسته افراد كه در توليد كالا و يا ارائه خدمات دخالت دارند اما بطور مستقيم حساب نمي شوند را مي نامند : مانند سه كارگران يا بازرسان .
۷ ـ مواد و انواع آن :

به طور كلي ما ۲ نوع مواد داريم :
۱ ـ مواد مستقيم : آن دسته از موادي كه در توليد كالا نقش اساسي را دارند
۲ ـ مواد غير مستقيم : آن دسته از موادي كه در توليد كالا نقش اساسي را ندارند
مثال مواد مستقيم مانند : چوب در مبلمان و يا پارچه در لباس و مواد غير مستقيم مانند : روغن جلاء دهنده در مبلمان و غيره . . .
مواد مستقيم : محتواي اصلي محصول توليد شده را تشكيل مي دهد

۸ ـ سر بار توليد : تمام اقلام بهاي تمام شده محصول به استثناي مواد مستقيم و دستمزد مستقيم اصطلاحاً سر بار مي نامند .
مهمترين اجزاي سر بار عبارتند از : مواد غير مستقيم و دستمزد غير مستقيم و هزينه هاي عمومي كارخانه نظير استهلاك ساختمان و تجهيزات كارخانه .

فصل دوم : روشهاي طبقه بندي مفاهيم بهاي تمام شده
گفتار ۱ : طبقه بندي مفاهيم بهاي تمام شده محصول براساس عوامل و عناصر تشكيل دهنده محصول
عناصر تشكيل دهندة محصول را مي توان به ۲ گروه تقسيم كرد :
۱ ـ عواملي كه مستقيماً در امر توليد نقش دارند همچون دستمزد مستقيم و مواد مستقيم و ساير اقلام كه توليد كالا مستقيماً به آنها وابسته نيست ولي استفاده از آنها اجتناب ناپذير است اين دسته را

سر بار توليد گويند كه در فصل قبل توضيح داده شد .
مثال : فرض كنيد شركتي در طول يك دورة مالي معين اقلامي از بهاي تمام شده به شرح زير صرف توليد ميز و صندلي كرده است .
مواد: ورق نئوپان ۰۰۰/۱۵۰ دستمزد: كارگران چوب بر ۰۰۰/۱۸۰
چوب ( الوار ) ۰۰۰/۱۱۰ كارگران مونتاژ قطعات ميز ۰۰۰/۱۹۰

چسب ۸۰۰ كارگران نقاش ۰۰۰/۱۷۰
پيچ وميخ ۰۰۰/۱ سرپرستان و سركارگران ۰۰۰/۲۰
سرايدار و نگهبان ۰۰۰/۱۰
جمع مواد ۸۰۰/۲۶۱ جمع دستمزد ۰۰۰/۵۷۰
ساير اقلام بهاي تمام شده :
اجارة ساختمان كارخانه : ۰۰۰/۷۰ حقوق كاركنان اداري ۰۰۰/۸۰ جمع كل ساير اقلام
آب و برق و گاز و تلفن : ۰۰۰/۲۰ استهلاك و تجهيزات كارخانه ۰۰۰/۲۱ ۰۰۰/۲۱۵
اجارة دفتر شركت : ۰۰۰/۱۶ استهلاك و تجهيزات دفتري ۰۰۰/۸
در جدول ۲۰۱ اقلام مربوط به بهاي تمام شدة شركت صنايع چوب نشان داده شده است .
مواد مستقيم دستمزدمستقيم سر بار جمع
ورق نئوپان
الوار چوب
چسب
ميخ و پيچ
چوب بر
منتاژ كار

نقاش
سركارگر
سرايدار و نگهبان
اجارة كارخانه
آب و برق كارخانه
استهلاك و تجهيزات كارخانه ۰۰۰/۱۵۰
۰۰۰/۱۱۰

۰۰۰/۱۸۰

۰۰۰/۱۹۰
۰۰۰/۱۷۰

۸۰۰
۰۰۰/۱

۰۰۰/۲۰

۰۰۰/۱۰
۰۰۰/۷۰
۰۰۰/۲۰
۰۰۰/۲۱ ۰۰۰/۱۵۰
۰۰۰/۱۱۰
۸۰۰
۰۰۰/۱
۰۰۰/۱۸۰
۰۰۰/۱۹۰

۰۰۰/۱۷۰
۰۰۰/۲۰
۰۰۰/۱۰
۰۰۰/۷۰
۰۰۰/۲۰
۰۰۰/۲۱
جمع ۰۰۰/۲۶۰ ۰۰۰/۵۴۰ ۸۰۰/۱۴۲ ۸۰۰/۹۴۲
۲ ـ طبقه بندي مفاهيم بهاي تمام شده براساس ارتباط با فرآيند توليد: به ۲ قسمت تبديل مي شود :
۱ ) بهاي تمام شدة هزينه هاي تبديل : اقلام از بهاي تمام شده اند كه براي تبديل مواد اوليه به كالاي ساخته شده به كار مي روند .
۲ ) بهاي تمام شدة هزينه هاي اولية توليد : اقلامي از بهاي تمام شده اند كه مستقيماً در امر توليد دخالت دارند .

مثال : مثلاً اقلام بهاي تمام شده در يك كارخانه به شرح زير است .
مواد مستقيم : ۰۰۰/۸۰۰ دستمزد مستقيم : ۰۰۰/۹۰۰ سر بار : ۰۰۰/۳۰۰
هزينة تبديل : ۰۰۰/۲۰۰/۱ = ۰۰۰/۳۰۰ + ۰۰۰/۹۰۰ = سر بار + دستمزد مستقيم
بهاي توليد : ۰۰۰/۷۰۰/۱ = ۰۰۰/۸۰۰ + ۰۰۰/۹۰۰ = مواد مستقيم + دستمزد مستقيم
نكته : اما بهاي تمام شدة محصول فقط { ۰۰۰/۸۰۰ + ۰۰۰/۹۰۰ + ۰۰۰/۳۰۰ } مي باشد .

۳ ـ طبقه بندي مفاهيم اقلام بهاي تمام شده در رابطه با حجم توليد :
۱ ) اقلام متغير بهاي تمام شده كه اقلامي هستند كه با افزايش حجم توليد مقدار آنها نيز افزايش
مي يابد مثلاً اگر درصورتيكه بهاي تمام شدة متغير ( هزينه هاي متغير ) مواد مستقيم براي هر واحد محصول ۱۰۰ ريال باشد هرگاه تعدادي از كالاهاي ساخته شده ۱ واحد افزايش يابد جمع بهاي متغير نيز ۱۰۰ ريال افزايش مي يابد .

۲ ) اقلام ثابت بهاي تمام شده : آن دسته از اجزاي بهاي تمام شده را تشكيل مي دهند كه جمع آنها رابطة مستقيم با حجم توليد ندارند و در محدودة معيني از توليد مقدار آنها ثابت است .
مثال : فرض كنيد بهاي اجارة يك انبار در صورتي كه حجم توليد شركت بين ۵ تا ۱۵ هزار واحد باشد مبالغي در حدود ۰۰۰/۱۵ ريال در ماه باشد اما اگر پيش بيني مي شود كه حجم توليد كمتر از ۵ هزار واحد است مي توان انبار كوچكتري با بهاي اجارة ماهانه ۰۰۰/۱۰ ريال اجاره كرد .

۳ ) اقلام نيمه متغير بهاي تمام شده :
اين اقلام را گاهي به عنوان بهاي تمام شدة مختلط نيز مي نامند زيرا ويژگيهاي هردو گروه اقلام متغير و ثابت بهاي تمام شده را با هم دارند يعني نه كاملاً ثابت هستند نه كاملاً متغيرند مثلاً جزء ثابت يا آبونمان ربطي به حجم استفاده از تلفن ندارد و همواره ثابت است و همواره ثابت است اما جزء متغير اين هزينه در ارتباط مستقيم با ميزان استفاده از تلفن است يعني در ازاي استفاده از هر يك شماره تلفن اضافي جمع آن نيز تغيير مي كند و جمع اين بهاي تمام شده مختلط ( هزينة تلفن ) را نيز تغيير مي دهد .

گفتار ۴ : طبقه بندي مفاهيم بهاي تمام شده بر اساس فعاليتهاي مختلف :
۱ ـ اقلام بهاي تمام شدة توليد: عبارتست از سايرعوامل توليد(سربار)+ دستمزد مستقيم+موادمستقيم
۲ ـ هزينة بازاريابي : هزينه هايي كه صرف فروش كالا و خدمات شده است.
۳ ـ هزينة اداري : هزينه هايي كه صرف هدايت شركت ، كنترل و گردش فعاليتها مي شود .
۴ ـ هزينة تأمين مالي : هزينه هايي كه صرف تأمين مالي شركت مي شود كارمزد يا وام هاي دريافتي از بانكها .

گفتار ۵ : طبقه بندي مفاهيم بهاي تمام شده براساس زمان تبديل آن به هزينه :
بخش ۱ بهاي تمام شدة محصول :
۱ ـ معمولاً حسابداران صنعتي بهاي تمام شدة محصول ( يك واحد ) ساخته شده را بوسيلة عمل معدل گيري يا تعيين نرخ متوسط پيدا مي كنند به اين معني كه جمع هزينه هاي ساخت كالا در يك دوره را به تعداد محصول ساخته شده در آن دوره تقسيم مي كنند تا نرخ متوسط هر واحد بدست مي آيد بهاي تمام شده واحد محصول را مي توان براساس آحاد وارده در توليد يا براساس روش عوامل توليدي محاسبه كرد . در اين مبحث ما مواد مستقيم و دستمزد مستقيم و سربار را با هم جمع كرده و اين ۳ محصول به عنوان يك هزينه تلقي مي شوند اين هزينه را بهاي تمام شدة كالاي فروش رفته مي خوانند .

۲ ـ هزينه هاي دورة مالي : دسته اي از اقلام بهاي تمام شده كه رابطة مستقيم با توليد ندارد و از ابتدا در حكم موجودي شركت نبوده و به عنوان يك دارائي ثبت نمي شود نمونة نوع اول اقلام بهاي تمام شده غير توليدي حقوق كاركنان اداري مانند حسابداران يك شركت است كه از ابتدا به حساب هزينه منظور مي شود و نمونة نوع دوم اقلام بهاي تمام شده كه مخارج سرمايه گذاري نيز ناميده مي شود .

فصل سوم : بهاي تمام شده در مؤسسات خدماتي :
گفتار ۱ ـ اجزاي بهاي تمام شدة خدمات : مؤسسات خدماتي اگرچه در توليد خدمات خود با مواد اوليه مستقيماً سر و كار ندارند اما مشابهتهايي از
نظر صرف وقت و كار و نيروي انساني و اقلام سربار بهاي تمام شده توليد خدمات با مؤسسات توليد كالا دارند .
۲ ـ محاسبة بهاي تمام شدة خدمات و نقش آن در مديريت :
در پاسخ به اين سئوال كه چگونه مي توان از اقلام بهاي تمام شده براي كنترل و برنامه ريزي استفاده كرد مي توان ۲ پيشنهاد را ارائه كرد : ۱ ـ سرشكن كردن بهاي تمام شده بين سفارشهاي در دست اقدام

۲ ـ يا تقسيم آن بين قسمتهاي دپارتمانهاي مختلف شركت خدماتي . درهر حال مي توان جمع اقلام بهاي تمام شده خدمات مورد ارائه را در برابر درآمدهاي حاصل از آن قرارداد و به نوعي سود ناويژه حاصل از ارائه خدمات دست يافت اين سود ناويژه پس از كسر هزينه ها كه مستقيماً قابل تخصيص به خدمت خاصي نيست سود ويژه فعاليتهاي خدماتي را بدست مي‌آورد .

نام دپارتمان/ مشاوره مديريت حسابرسي طراحي سيستم هاي اطلاعاتي جمع
نام مشتري
آلفا ۱۰۰ ۸۵۰ ـ ۹۵۰
بتا ۲۲۰ ـ ۴۵۰ ۶۷۰
گاما ـ ۱۳۴۰ ـ ۱۳۴۰
زيگما ۱۸۰ ۲۱۰ ـ ۳۹۰
نتا ـ ـ ۱۵۰ ۱۵۰
جمع ۵۰۰ ۲۴۰۰ ۶۰۰ ۳۵۰۰

(۱) كنترل دستمزد كار در جريان آلفا كنترل دستمزد دپارتمان مشاوره
۰۰۰/۴۰۰/۷ ║ ۰۰۰/۰۰۰/۷ ۰۰۰/۹۰۰/۱║ ۰۰۰/۴۰۰/║ ۰۰۰/۰۰۰/۷ ۰۰۰/۰۰۰/۱ ║ ۰۰۰/۷۵۰/۱
۰۰۰/۴۲۵/۱║ ۰۰۰/۷۵۰ ║
كار در جريان بتا دپارتمان حسابرسي
۰۰۰/۳۴۰/۱║ ۰۰۰/۴۸۰ ║ ۰۰۰/۴۰۰/۸
۰۰۰/۰۰۵/۱ ║ ۰۰۰/۶۰۰/۳║
كار در جريان گاما كنترل سربار دپارتمان سيستم ها

۰۰۰/۶۸۰/۲║ ۰۰۰/۰۰۰/۶║۰۰۰/۲۵۰/۵ ۰۰۰/۲۰۰/۱ ║ ۰۰۰/۱۰۰/۲
۰۰۰/۰۱۰/۲ ║ ۰۰۰/۹۰۰ ║
(۲) كنترل سربار كار در جريان زيگما بهاي تمام شدة خدمات
۰۰۰/۰۰۰/۶ ║ ۰۰۰/۲۵۰/۵ ۰۰۰/۷۸۰ ║ ۰۰۰/۲۵۰/۱۲║
۰۰۰/۵۸۵ ║
كار در جريان نتا درآمد خدمات
۰۰۰/۳۰۰ ║ ║ ۰۰۰/۵۰۰/۱۷ (۱)
۰۰۰/۲۲۵ ║ ۱) درآمد خدمات = ۰۰۰/۵۰۰/۱۷= ۰۰۰/۵ × ۵۰۰/۳
۱ـمجموع هزينه دستمزد۰۰۰/۴۰۰/۷ بوده كه فقط۰۰۰/۰۰۰/۷ريال آن به سفارشهاي درجريان اختصاص دارد
۲ـ مجموعه اقلام ديگر بهاي تمام شده سرباركلاً دراين دوره ۰۰۰/۰۰۰/۶ بوده كه فقط ۰۰۰/۲۵۰/۵ به كار در جريان اختصاص دارد .

فصل چهارم : بهاي تمام شدة كالا در مؤسسات بازرگاني
گفتار ۱ ـ نظام هاي بهاي تمام شده در مؤسسات بازرگاني
اقلامي از بهاي تمام شده كه در مؤسسات بازرگاني در اثر تقابل با يكديگر( بهاي تمام شدة كالاي فروش رفته ) را بدست مي آورند و با قرار گرفتن رقم بهاي تمام شده كالاي فروش رفته در مقابل درآمد فروش سود ناويژه حاصل از فعاليتهاي اصلي اين مؤسسات بدست مي آيد . در جدول زير نحوة محاسبة بهاي تمام شدة كالاي فروش رفته در شركت بازرگاني الف ( براي يك دورة مالي معين ) نشان داده شده است.

بهاي تمام شدة موجودي كالا در ابتداي دوره مالي ۰۰۰/۱۹۵ ريال
بهاي تمام شدة خريد خالص طي دوره ۰۰۰/۱۸۴۰

بهاي تمام شدة كالاي آماده براي فروش ۰۰۰/۲۰۳۵
بهاي تمام شده موجودي كالا در انتهاي دوره مالي ۰۰۰/۳۷۰

بهاي تمام شدة كالاي فروش رفته ۰۰۰/۶۶۵/۱
غالباً ۲ نظام در مؤسسات بازرگاني به كار برده مي شود .
۱ ـ نظام دائمي نگهداري اطلاعات بهاي تمام شدة موجوديها
۲ ـ نظام ادواري نگهداري اطلاعات بهاي تمام شده موجوديها

گفتار ۲ ـ نظام دائمي : در نظام دائمي حسابي تحت عنوان دوموجودي كالا در دفتر كل بطور دائمي حساب ورود ، خروج و موجودي كالا را نگهداري مي‌كند. به عبارت ديگر بهاي تمام شده كالاي وارده به انبار ( خريداري شده ) به اين حساب بدهكار و خروج كالا از انبار ( از مجموعة موجوديها ) در بستانكار اين حساب درج مي شود و بنابراين ماندة اين حساب همواره نشان دهندة موجودي

كالاها است .طبعاً در اين نظام ماندة حساب موجودي كالا در ابتداي يك دورة مالي بيانگر بهاي تمام شده موجودي كالاي آماده فروش در انبار شركت در آخرين لحظه از دورة مالي قبل است . بهاي تمام شدة هرگونه خريد كالا موجب افزايش اين مانده و بهاي تمام شدة كالاي رفته موجب كاهش مانده موجوديها مي گردد . حسن نظام دائمي نگهداري اطلاعات بهاي تمام شدة موجودي اين است كه دائمي بهاي تمام شده موجودي در اختيار تقسيم كنندگان از اين اطلاعات و تصميم گيرندگان است و عيب اصلي آن افزايش حجم عمليات دفترداري به صورت تعدد دفعات خريد وفروش كالا است . و اين نظام درمؤسسات

خرده فروشي مقرون به صرفه نيست چون كالاها به دفعات مورد فروش قرار مي گيرند .
گفتار ۳ ـ نظام ادواري : در نظام ادواري برخلاف نظام دائمي رقم بهاي تمام شدة موجوديها در طول يك دورة مالي دائماً دردست نيست و همانطور كه از نامش پيداست در پايان هر دورة مالي معين مي شود و در اين نظام رقم موجودي كالا نشان دهندة بهاي تمام شدة موجودي كالا درابتداي دورة مالي است. هرگونه افزايش موجودي طي يك دورة مالي نظام ادواري در حسابي به عنوان خريد كالا ثبت شده و ماندة اين حساب در انتهاي دوره نشان دهندة بهاي تمام شده كالاي خريداري شده است و هرگونه كاهش موجودي به دليل فروش آنها نيز اثري به حساب موجودي كالا نمي گذارد .

گفتار ۴ ـ محاسبة بهاي تمام شده كالا :
در هريك از ۲ نظام قبلي اطلاعات براي محاسبة بهاي تمام شدة كالا تكنيكهاي مخصوصي وجود دارد كه عموماً بكار برده مي شود مهمترين انواع روشهاي مورد استفاده براي تعيين بهاي تمام شده عبارتند از شناسايي ويژه: (رديابي تك تك كالاي وارد شده به انبار و خارج شدن از آن)، اولين صادره از اولين وارده (كالايي كه اول وارد انبار مي شود زودتر از بقيه كالاهاي مشابه خود در جريان فروش قرار مي گيرند و اولين صادره از آخرين وارده كالايي كه ديرتر از بقيه كالاهاي مشابه وارد انبار مي شوند زودتر از بقيه خارج مي شود) و بالاخره ميانگين: ( كه در هردو مورد بهاي تمام شده

موجودي كالا راميانگين ازبهاي تمام شدة كالاهاي همسان در نظر مي گيرند ) . لازم به ذكر است بهاي تمام شده كالاي وارد به انبار ( خريداري شده ) يك رقم واقعي و عيني و مساوي با مجموع منابع اقتصادي از دست رفته در ازاي كسب كالايي معين است . بنابراين هزينة كل كالاي خريداري شده نيز جزئي از بهاي تمام شده محسوب مي شود .

مثال : شركت بازرگاني اميدوار به خريد وفروش يك نوع محصول ( برنج گيلاني ) اشتغال دارد در ماه خرداد ۲۰۰۰ كيلو برنج از قرار كيلويي ۹۰۰ ريال خريداري كرده است و ۱۲۰۰ كيلو برنج به قيمت هركيلو ۱۰۰۰ ريال فروخته است .هزينة حمل هر كيلو برنج خريداري شده ۱۰ ريال بوده است در ابتداي خردادماه موجودي برنج اين شركت فقط ۱۰۰ كيلو بود كه بهاي تمام شده آن كيلوئي ۷۰۰ ريال بوده است بعلاوه ۱۰ ريال هزينة حمل بود . با فرض اينكه هيچ گونه كالاي ديگر در طول مردادماه خريداري نشده و يا فروخته نشده باشد شركت از روش اولين صادره از اولين وارده براي محاسبة

بهاي تمام شده استفاده كند مي توان ثبتهاي لازم را در حسابهاي شركت نشان داد با توجه به اينكه جمع هزينه هاي اداري و بازاريابي (فروش) شركت در اين دورة زماني ۳۸۰۰۰ ريال مي باشد در زير مقايسه هاي ثبتهاي لازم در هردو نظام دائمي و ادواري نشان داده شده است .
ثبتهاي لازم در نظام دائمي ثبتهاي لازم در نظام ادواري
خريد كالا در خردادماه : خريد
(۱) موجودي كالا ۰۰۰/۸۰۰/۱ (۱) خريد كالا ۰۰۰/۸۰۰/۱
حسابهاي پرداختي ۰۰۰/۸۰۰/۱ حسابهاي پرداختي ۰۰۰/۸۰۰/۱
حمل كالاي خريداري شده هزينة حمل :

(۲) موجودي كالا ۰۰۰/۲۰ (۲) هزينه حمل كالاي خريداري شده : ۰۰۰/۲۰
بانك (صندوق) ۰۰۰/۲۰ بانك (وجه نقد) ۰۰۰/۲۰
فروش كالا : فروش كالا :
(۳) حسابهاي دريافتي ۰۰۰/۲۰۰/۱ (۳) حسابهاي دريافتي ۰۰۰/۲۰۰/۱
درآمد فروش ۰۰۰/۲۰۰/۱ درآمد فروش ۰۰۰/۲۰۰/۱
(۴)بهاي تمام شدة كالاي فروش رفته(۱) ۰۰۰/۰۷۲/۱

موجودي كالا ۰۰۰/۰۷۲/۱ بهاي تمام شدة كالاي فروش رفته :
وقوع هزينه هاي اداري فروش : موجودي اول دوره+خريدطي دوره-موجودي آخردوره
(۵) هزينه هاي اداري فروش ۳۸۰۰۰ ۰۰۰/۸۹۱/۱=۰۰۰/۷۱+(۰۰۰/۲۰+۰۰۰/۸۰۰/۱)- ً ً ً (۲)
حسابهاي پرداختي(ياوجه نقد) ۳۸۰۰۰ وقوع هزينه هاي اداري فروش=۰۰۰/۰۷۲/۱=۰۰۰/۸۱۹-
(۱)۰۰۰/۷۱=۷۱۰×ازحمل موجودي اول دوره ۱۰۰واحد (۴) هزينه اداري فروش ۳۸۰۰۰
{ ۰۰۰/۰۷۲/۱ =۱۲۰۰ حسابهاي پرداختي ۳۸۰۰۰

۰۰۰/۰۰۱/۱=۹۱۰×از حمل خريد طي دوره ۱۱۰۰واحد واحد كالاي
فروخته شده
(۲) ۹۰۰=۱۲۰۰-۲۰۰۰+۱۰۰= موجودي آخر دوره
۰۰۰/۸۱۹=۹۱۰× ۹۰۰= بهاي تمام شدة موجودي آخر دوره
صورت حساب اين شركت براي خردادماه را مي توان به شكل زير نشان داد توجه كنيد كه بهاي تمام شدة كالاي فروش رفته در هردو نظام ادواري و دائمي يكسان و معادل ۰۰۰/۰۷۲/۱ريال است و در زير صورت سود و زيان اين شركت و بهاي تمام شده كالاي فروش رفته نشان داده شده است :

شركت اميدوار
صورت سود و زيان خردادماه xx13

درآمد فروش ۰۰۰/۲۰۰/۱ ريال
بهاي تمام شده كالاي فروش رفته ۰۰۰/۰۷۲/۱

سود ناويژه ۰۰۰/۱۲۸
هزينه هاي اداري فروش ۰۰۰/۳۸
صورت بهاي تمام شده كالاي فروش رفته
براي خردادماه xx 13

بهاي تمام شده موجودي كالاي ابتداي دوره : ۰۰۰/۷۱
بهاي تمام شده كالاي خريداري شده
خريد : ۰۰۰/۸۰۰/۱
هزينة حمل كالاي خريداري شده : ۰۰۰/۲۰ ۰۰۰/۸۲۰/۱
بهاي تمام شدة كالاي آماده فروش ۰۰۰/۸۹۱/۱

بهاي تمام شدة موجودي كالا در انتهاي دوره ( ۰۰۰/۸۱۹ )
بهاي تمام شدة كالاي فروش رفته : ۰۰۰/۰۷۲/۱

فصل پنجم
بهاي تمام شده در مؤسسات توليدي – نظام اداري
گفتار ۱ ـ معادله بهاي تمام شدة فروش رفته :
بهاي تمام شده موجودي كالاي ـ بهاي تمام شده + بهاي تمام شده موجودي كالاي= بهاي تمام شده
ساخته شده در انتهاي دوره توليد طي دوره ساخته شده ابتداي دوره كالاي فروش رفته
گفتار ۲ ـ صورت بهاي تمام شده كالاي ساخته شده :
صورت بهاي تمام شده كالاي ساخته شده مكمل صورت بهاي تمام شده كالاي فروش رفته و نهايتاً صورت سود و زيان محسوب مي شود . نمودار زيرنمونه اي از صورت بهاي تمام شده كالاي ساخته شده را نشان مي دهد .

شركت توليد اميد
صورت بهاي تمام شدة كالاي ساخته شده براي خرداد ماه ۱×۱۳
بهاي تمام شده كالاي توليد شده :
بهاي تمام شده مواد مستقيم :
موجودي مواد مستقيم در ابتداي دوره ۰۰۰/۱۷۰
خريد خالص مواد طي دوره ۰۰۰/۵۲۰۰

موجودي مواد مستقيم در ابتداي دوره ۰۰۰/۵۰۰ ۰۰۰/۸۷۰/۴
بهاي تمام شدة دستمزد مستقيم ۰۰۰/۲۰۰/۶
بهاي تمام شدة ساير عوامل توليد ( سربار ) ۰۰۰/۶۵۰/۴

بهاي تمام شدة عوامل توليد طي دوره ۰۰۰/۷۲۰/۱۵
بهاي تمام شدة كالاي نيمه ساخته ابتداي دوره ۰۰۰/۴۸۰
جمع كار در جريان توليد طي دوره ۰۰۰/۲۰۰/۱۶

(۱) بهاي تمام شده كار در جريان توليد انتهاي دوره ۰۰۰/۳۵۰
بهاي تمام شده كالاي ساخته شده طي دوره ۰۰۰/۸۵۰/۱۵
(۱) لازم به ذكر است كار در جريان همان كالاي نيمه ساخته مي باشد .
گفتار ۳ ـ روش ادواري بهاي تمام شده :
اقلام بهاي تمام شده را مي توان به ۲ صورت دائمي وادواري گردآوري كرد.در سيستم ادواري جمع آوري

اقلام بهاي تمام شده در طول يك دوره بسيار محدود است و تنها در پايان هر دورة معين ( هر فصل يا سال ) با اندك تعديلاتي به برخي از حسابهاي مربوط به بهاي تمام شده كالاي ساخته شده دست يافت . نظام گردآوري ادواري اقلام بهاي تمام شده را نمي توان يك نظام كامل بهاي تمام شده دانست چون تنها در پايان هردوره پس از تعيين مقدار موجوديهاي نسبي است كه مي توان به رقم بهاي تمام شده كار در جريان و ساخت كالاي ساخته شده دست يافت.

نظام دائمي گردآوري اقلام بهاي تمام شده روشي از گردآوري اقلام بهاي تمام شده است كه از طريق حساب كار در جريان ساخت يا كالاي در دست تكميل يا توليد و نظاير آن مداوماً اطلاعاتي را دربارة كار در جريان ساخت كالاي تكميل شده و بهاي تمام شده كالاي ساخته شده را فراهم مي آورد .
گفتار ۴ ـ نحوة گردش اقلام بهاي تمام شده در روش ادواري :
نحوة گردش اقلام بهاي تمام شده در سيستم ادواري را در طرح بعد مشاهد مي كنيد.

بهاي تمام شده دستمزد بهاي تمام شده
غير مستقيم بهاي تمام شدة سربار مواد غير مستقيم
بهاي تمام شده مواد غير مستقيم
بهاي تمام شده دستمزد غير مستقيم

مستقيم بهاي تمام شدة ساير اقلام سربار مستقيم
دستمزد مستقيم جمع اقلام سربار مواد مستقيم

بهاي تمام شده كالاي وارد شده به خط توليد

(+) كار در جريان اول دوره (=) بهاي تمام شده كالاي در جريان ساخت طي دوره
(-) كار در جريان آخر دوره (=) بهاي تمام شده كالاي ساخته شده
(+) موجودي كالاي ساخته شدة اول دوره (=) بهاي تمام شده كالاي آماده براي فروش
(-) موجودي كالاي ساخته شدة آخر دوره (=) بهاي تمام شده كالاي فروش رفته
(+) هزينه هاي عمومي ،اداري و فروش (=) جمع بهاي تمام شده عمليات(هزينه هاي عملياتي)
همانطور كه مي بينيد در نمودار بالا بهاي تمام شده وارد شده به خط توليد كه عبارتست از حاصلجمع مواد مستقيم ، دستمزد مستقيم و سربار با بهاي تمام شده كار در جريان ساخت اول دوره جمع مي شود حاصل جمع بهاي تمام شده كار در جريان ساخت طي دوره نام مي گيرد و هنگاميكه بهاي تمام شده كار در جريان ساخت آخر دوره از آن كم مي شود و رقم بهاي تمام شدة كالاي ساخته شده طي دورة مالي بدست مي آيد و وقتي اين رقم كليدي كه در مؤسسات

توليدي جاي رقم بهاي تمام شدة خريد كالاي آماده براي فروش را در صورت سود وزيان مي گيرد و بدست مي آيد مي توان حاصل جمع آن با موجودي كالاي ساخته شده (آمادة فروش) ابتداي دوره را ، بهاي تمام شده كل كالاي آماده فروش طي دورة مالي دانست . با كسر شدن رقم بهاي تمام شده موجودي كالاي ساخته شده در پايان دوره از اين رقم بهاي تمام شدة كالاي فروش رفته طي دوره حاصل مي شود كه آن نيز به نوبة خود يك رقم كليدي براي صورت سود وزيان به شمار مي رود . وظيفه اساسي يك سيستم بهاي تمام شدة ادواري نيز گردآوري اطلاعات لازم براي تعيين و

محاسبة بهاي بين رقم كليدي در پايان يك دورة مالي است و همانطور كه در نمودار مشاهده كرديد بهاي تمام شدة عمليات عبارتست از بهاي تمام شده كالاي فروش رفته بعلاوه هزينه هاي عمومي ، اداري فروشي كه جهت فروش رساندن آن كالاها صرف شده است .
مثال : اطلاعات زير درمورد عمليات يك شركت توليدي براي يك دورة مالي معين است .فرض كنيد هيچ گونه موجودي مواد اوليه در ابتدا و انتهاي دوره نداشته است .
بهاي تمام شدة مواد : بهاي تمام شده موجودي كالاي ساخته

مستقيم ۰۰۰/۳۷۰ شده ابتداي دوره ۰۰۰/۲۹۵
غيرمستقيم ۰۰۰/۵۰ ۰۰۰/۴۲۰ ريال بهاي تما م شده موجودي كالاي ساخته
شده انتهاي دوره ۵۰۰/۳۴۲
بهاي تمام شدة دستمزد : بهاي تمام شده كالاي نيمه ساخته
مستقيم ۰۰۰/۲۴۰ (كار درجريان) اول دوره ۰۰۰/۱۳۳
غير مستقيم ۰۰۰/۱۶۰ بهاي تمام شده كالاي نيمه ساخته
۰۰۰/۴۰۰ ريال انتهاي دوره ۰۰۰/۸۷
بهاي تمام شدة ساير عوامل سربار:

برق و سوخت ۰۰۰/۶۵
ساير اقلام سربار ۵۰۰/۳۲
۵۰۰/۹۷ ريال

۵۰۰/۹۱۷
هزينه هاي اداري فروشي ۲۰۰/۴۷
دستمزد مواد
۰۰۰/۴۰۰ سربار ۰۰۰ /۴۲۰
مواد غيرمستقيم ۰۰۰/۵۰

دستمزد غير مستقيم ۰۰۰/۱۶۰
سوخت وبرق ۰۰۰/۶۵
سايرعوامل سربار ۵۰۰/۳۲
دستمزد مستقيم جمع سربار ۵۰۰/۳۰۷ مواد مستقيم
۰۰۰/۲۴۰ جمع سربار ۵۰۰/۳۰۷ ۰۰۰/۳۷۰

بهاي تمام شده كالاي وارد شده به خط توليد ۵۰۰/۹۱۷
(+) بهاي تمام شدة كار در جريان ساخت اول دوره ۰۰۰/۱۳۳

(=) بهاي تمام شده كار در جريان ساخت طي دوره ۵۰۰/۰۵۰/۱
(-) بهاي تمام شده كاردرجريان ساخت انتهاي دوره ۰۰۰/۸۷

(=) بهاي تمام شده كالاي ساخته شده طي دوره ۵۰۰/۹۶۳
(+) بهاي تمام شدة موجودي كالاي ساخته شده اول دوره ۰۰۰/۲۹۵
(=) بهاي تمام شده كالاي آماده براي فروش ۵۰۰/۲۵۸/۱
(-) بهاي تمام شده موجودي كالاي ساخته شده پايان دوره ۵۰۰/۳۴۲
(=) بهاي تمام شدة كالاي فروش رفته ۰۰۰/۹۱۶
(+) هزينه هاي عمومي ، اداري و فروشي ۲۰۰/۴۷

(=) جمع بهاي تمام شدة عمليات شركت ۲۰۰/۰۶۳/۱
گفتار ۵ ـ حسابهاي دفتر كل در سيستم ادواري بهاي تمام شده :
۱ ـ حساب موجودي مواد اوليه : خريد مواد در حساب موجودي مواد انعكاس نمي يابد بلكه بهاي تمام شدة خريد به حساب «خريد مواد اوليه» بدهكار مي شود . در انتهاي يك دورة مالي موجودي مواد ابتدايي دوره (كه رقم آن از حساب موجودي مواد بدست مي آيد) بعلاوه جمع مواد خريداري شده طي دوره (كه رقم آن از حساب خريد مواد اوليه بدست مي آيد) نشاندهندة كل مواد آمادة مصرف طي آن دوره است . طبعاً هنگاميكه بهاي تمام شدة موجودي مواد اوليه در انتهاي همان دوره از رقم مواد آمادة مصرف كم مي شود به « بهاي تمام شدة مواد مصرفي طي دوره » دست مي يابيم . و ماندة حساب موجودي مواد اوليه در انتهاي دوره هم در ترازنامه انعكاس مي يابد و هم درصورت بهاي تمام شده كالاي ساخته شده منعكس مي شود .

بهاي تمام شدة مواد مصرف شده طي دوره:
موجودي مواد در ابتداي دوره: A → از حساب موجودي مواد
(+) خريد مواد طي دوره :
خريد مواد x → از حساب خريد مواد(مانده حساب)
(+) هزينة حمل مواد y → از حساب هزينه حمل
(-) برگشت از خريد و تخفيفات مواد z → از حساب برگشت از خريدوتخفيفات
B
مواد آمادة مصرف C
(-) بهاي تمام شدة موجودي مواد انتهاي دوره D از حساب موجودي ( مواد )
مواد مصرف شده طي دوره E
2 ـ حساب موجودي كار ذر جريان ساخت ( توليد ): اندازه گيري هاي فيزيكي مثل شمارش و غيره و تعيين بهاي تمام شده مواد و دستمزد و سربار موجود در آنها بايد در انتهاي يك دورة مالي معين تعيين و به عنوان يكي از دارائيهاي شركت در ترازنامه منعكس شود و ماندة حساب كار در جريان ساخت انتهاي دوره علاوه بر ترازنامه ، درصورت بهاي تمام شدة كالاي ساخته شده نيز نشان داده مي شود .

۳ ـ حساب موجودي كالاي ساخته شده
۴ـ حسابهاي مرتبط با هزينه هاي عمومي كارخانه ( سربار )
۵ ـ حساب كنترل هزينه هاي سربار
۶ ـ حساب توليد : اين حساب كليدي كه درپايان هر دورة مالي باز وبسته مي‌شود رقم و بهاي تمام شدة كالاي توليد شده را به عنوان ماندة خود نشان مي دهد و عملاً از آن براي محاسبة بهاي تمام شدة كالاي ساخته شده استفاده مي شود . ماندة اين حساب بعداً به حساب عملكرد بسته مي شود .

گفتار ۶ ـ ثبتهاي روزنامه در نظام ادواري بهاي تمام شده :
در روش ثبت ادواري موجوديها مدارك ثبت دائمي موجوديها نگاهداري نميشود بلكه تنها به ثبت خريد مواد در حسابها اكتفا مي شود و فقط در آغاز و انجام هر دوره به موجوديها رسيدگي شده و ماندة حسابها به منزلة بهاي كالاي مصرفي ظرف دوره تلقي مي شود .
نمونه اي از نحوه ثبت اقلام مختلف بهاي تمام شده : لازم به ذكر است كه اعداد ذكر شده در هر ثبت فرضي عنوان شده است .

۱ ـ خريد مواد :
خريد مواد ۰۰۰/۱۶۰
بانك ۰۰۰/۱۶۰
۲ ـ صدور مواد از انبار : فرض كنيد مواد مستقيم به بهاي تمام شده ۰۰۰/۱۲۰ ريال و مواد غير مستقيم به بهاي ۰۰۰/۴۰ ريال از انبار مواد صادر و در خط توليد بكار برده شده است اين رويداد در نظام ادواري هيچ گونه ثبتي ندارد .
۳ ـ بهاي تمام شدة دستمزد :
هزينة دستمزد ۰۰۰/۷۰
دستمزد پرداختي ۰۰۰/۷۰

نكته : درصورتيكه از جمع مبلغ دستمزد ۰۰۰/۳۶ ريال دستمزد مستقيم و ۰۰۰/۳۴ ريال دستمزد غير
مستقيم باشد ثبت ديگري لازم است . دستمزد مستقيم ۰۰۰/۳۶
كنترل سربار ۰۰۰/۳۴
هزينة دستمزد ( كنترل دستمزد ) ۰۰۰/۷۰
و هنگاميكه دستمزد پرداخت شود به اين طريق ثبت مي شود .
دستمزد پرداختي ۰۰۰/۷۰
وجه نقد ـ بانك ۰۰۰/۷۰

۴ ـ وقوع هزينه هاي سربار
هزينة آب و برق ۰۰۰/۶
بانك ۰۰۰/۶
كنترل سربار ۰۰۰/۶
هزينة آب و برق ۰۰۰/۶
نكته : توجه داشته باشيد كه در اين ثبت ها ابتدا حساب هزينة آب و برق و گاز بدهكار شده و سپس اين هزينه ها چون به كارخانه مربوط مي شود به حساب كنترل سربار انتقال يافته است .
۵ ـ تكميل توليد كالا و انتقال كالاي ساخته شده به انبار : اين رويداد هيچ ثبتي ندارد .
۶ ـ فروش كالا :
وجه نقد ـ بانك ۰۰۰/۳۰۰

فروش ۰۰۰/۳۰۰
گفتار ۷ ـ ثبتهاي لازم در يك دورة مالي :
نقش هاي حساب توليد : حساب توليد درپايان هر دورة مالي نقش اساسي و كليدي دارد و عملاً واسطة ميان حسابها ي مختلف مرتبط با اقلام بهاي تمام شده و حساب سود وزيان يا عملكرد :
مثال : فرض كنيد اطلاعات زير در مورد شركت توليدي در اختيار داريد :
موجودي ابتداي دوره : مواد ۱۰۰ ريال موجودي انتهاي دوره : مواد ۱۷۰
كار درجريان ۸۰ ريال كار درجريان ۱۲۰

كالاي ساخته شده ۳۰۰ ريال كالاي ساخته شده ۲۱۰
برخي از اطلاعات طي دوره : خريد مواد اوليه ۳۸۰ انواع مختلف سربار ۲۰۰
برگشت از خريد مواد ۱۰ دستمزد مستقيم ۵۲۰
درآمد فروش ۲۱۵۰ هزينه هاي اداري ۴۲۰
نكته : درمبحث قبلي نحوة ثبت حسابها توضيح داده شدو الان چگونگي بستن اين حسابها را توضيح ميدهيم .

۱ ـ ثبت بستن حساب خريد مواد :
حساب توليد ۳۸۰
حساب خريد مواد ۳۸۰
۲ ـ بستن حساب برگشت از خريد و تخفيفات مواد :
حساب برگشت از خريد ۱۰
حساب توليد ۱۰

۳ ـ بستن حساب هزينه دستمزد :
حساب توليد ۵۲۰
حساب دستمزد مستقيم ۵۲۰
توجه : كه بهاي تمام شده دستمزد غيرمستقيم درطول يك دوره به يكي از حسابهاي سربار تحت همين عنوان بدهكار شده است .
۴ ـ بستن حسابهاي مربوط به هزينه هاي سربار :
حساب هزينه بدهكار

حساب توليد بستانكار
حساب توليد ۲۰۰
حسابهاي سربار ۲۰۰
۵ ـ براي صفر كردن ماندة اولية حساب :
حساب توليد ۱۰۰
حساب موجودي مواد ۱۰۰
۶ ـ براي وارد كردن ماندة انتهاي دورة موجوديهاي مواد به اين حساب :
حساب موجودي مواد ۱۷۰

حساب توليد ۱۷۰
۷ ـ براي حذف ماندة اول دوره از حساب :
حساب توليد ۸۰
حساب كاردرجريان ساخت ۸۰
۸ ـ براي انتقال ماندة جديد به اين حساب :
حساب كار در جريان ساخت ۱۲۰
حساب توليد ۱۲۰

با انجام ثبتهاي مذكور در بندهاي مختلف حالا ماندة حساب توليد معادل بهاي تمام شده كالاي ساخته شده خواهد بود. اين رقم را نيز مي توان در صورت بهاي تمام شده كالاي ساخته شده بدست آورد و رقم نهايي اين صورت دقيقاً مساوي با ماندة حساب توليد در پايان دوره است كه با انجام ثبت زير به حساب عملكرد و سود و زيان انتقال مي يابد .
حساب خلاصه سود و زيان و عملكرد ۹۸۰

حساب توليد ۹۸۰
صورت بهاي تمام شده كالاي ساخته شده براي
دورة منتهي به ۲۹/۱۲/ xx13
توليد طي دوره
بهاي مواد مصرفي ( مستقيم و غيرمستقيم )
موجود مواد ابتداي دوره ۱۰۰

(+) خريد مواد طي دوره ۳۸۰
(-) برگشت از خريد ۱۰
موجودي مواد آمادة مصرف ۴۷۰/۳۷۰
(-) موجودي مواد انتهاي دوره ۱۷۰

دستمزد مستقيم ۳۰۰ +
۵۲۰ + ◄═ ۱۰۲۰
۲۰۰
(+) ساير عوامل توليد ( سربار )
(+) كار در جريان ساخت ابتداي دوره ۸۰
(=) جمع بهاي تمام شده كار در جريان توليد طي دوره ۱۱۰۰
(-) كار درجريان ساخت انتهاي دوره ۱۲۰

بهاي تمام شده كالاي ساخته شده و انتقالي به انبار ۹۸۰
خلاصة سود وزيان براي اين شركت
درآمد فروش ۲۱۵۰
بهاي تمام شدة كالاي فروش رفته
موجودي كالاي اول دوره ۳۰۰

(+) توليد طي دوره ۹۸۰

(=) كالاي آماده براي فروش ۱۲۸۰
(-) موجودي انتهاي دوره ۲۱۰ ۱۰۷۰
سود ناويژه ۱۰۸۰
(-) هزينه هاي اداري و . . . ۴۲۰
(=) سود ناويژه ۶۶۰

گفتار ۸ ـ براي حذف ماندة اول دوره از حساب
حساب عملكرد ( خلاصة سود و زيان ) ۳۰۰
حساب موجودي كالاي ساخته شده ۳۰۰
براي انتقال ماندة جديد به حساب :
حساب موجودي كالاي ساخته شده ۲۱۰

حساب عملكرد ( خلاصه سود و زيان ) ۲۱۰
گفتار ۹ ـ بستن حسابهاي موقت درآمد و انواع هزينه هاي غير توليدي
حساب درآمد فروش ۲۱۵۰
حساب عملكرد ( سود و زيان ) ۲۱۵۰
و انواع هزينه ها نيز :
حساب خلاصه سود و زيان ۴۲۰

انواع حساب هاي هزينة عمومي ۴۲۰

فصل ششم
حسابداري مواد و بهاي تمام شدة آن
گفتار ۱ ـ خريد مواد :
در فرآيند خريد مواد (سفارش) معمولاً سه فرم اصلي اطلاعاتي كاربرد دارد :
۱ ـ فرم درخواست خريد مواد ، ۲ ـ فرم سفارش مواد ، ۳ ـ فرم رسيد انبار
۱ ـ فرم درخواست خريد مواد ، اين فرم يك سند مكتوب است كه معمولاً افراد درگير در خط توليد و نيازهاي آن يا مسئولين انبار شركت به كمك اين فرم نياز به تأمين مواد اوليه را به اطلاع واحد خريد و سفارشات مي رساند كه در اين فرم : ۱/ شمارة سريال چاپ شده از قبل ۲/ نام واحد يا فرد درخواست كنندة مواد ۳/ مقدار درخواست مواد ۴/ مشخصات كالاي مورد سفارش .

۲ ـ در فرم سفارش مواد : ۱/ نام و آدرس شركت ۲/ شمارة سريال از قبل چاپ شده ۳/نام فروشنده ۴/ تاريخ سفارش و مهلت ارسال كالا ۵/ شرايط حمل و شرايط پرداخت بهاي مواد ۶/ شرح مقدار مواد و بهاي آن . لازم به ذكر است كه اين فرم ها در چند نسخه تشكيل مي شود .
۳ ـ در فرم رسيد انبار : ۱/شمارة مسلسل ۲/ نام فروشنده ۳/ تاريخ دريافت مواد ۴/ شمارة درخواست خريد ۵/ شمارة وسيلة نقليه ۶/ نام و امضاي تحويل گيرنده .

گفتار ۲ ـ نحوة ثبت خريد مواد در دفاتر :
در نظام ادواري موجودي كالا : خريد مواد ـ ( بدهكار )
بستانكاران ( يا وجه نقد ) ـ ( بستانكار )
درنظام دائمي موجودي كالا : موجودي مواد ـ ( بدهكار )
بستانكاران ( يا وجه نقد ) ـ ( بستانكار )
گفتار ۳ ـ مشخصات كارت كالا در انبار :
۱/نام وشرح ماده ۲/شماره يا كد شناسايي آن ۳/حد سفارش مواد ۴/مقدار سفارش مجدد ۵/مقادير وارد به انبار ۶/موجودي كالا در هر زمان
گفتار ۴ ـ روشهاي تعيين بهاي تمام شدة مواد :
۱ـ روش شناسايي ويژه : يعني بهاي تمام شدة معين تك تك واحدهاي آن كه از انبار صادر شده يا در انبار موجود است چون ما كاري با اين بحث نداريم بنابراين از توضيح زياد در اين مورد پرهيز مي كنيم. ولي لازم به ذكر است كه مؤسساتي كه با طيف وسيعي از انواع اقلام مواد اوليه سروكار دارند بايد از روشهاي ديگري كه امكان دستيابي به اطلاعات بهاي تمام شده از طريق آنها ساده تر است استفاده كنند . روش ميانگين بهاي تمام شده يكي از اين روشهاست .

۲ ـ روش ميانگين بهاي تمام شده : ۱/ روش ميانگين ساده ( حسابي ) ۲/ روش ميانگين موزون دراينجا فقط به توضيح روش ميانگين موزون اكتفا مي كنيم :
در بسياري از صنايع ، روشهاي توضيح داده شده نميتواند روشهاي مناسبي براي تقسيم هزينه ها باشد به همين علت ،اغلب اوقات ضرائبي با توجه به عواملي از قبيل پيچيدگي ساخت ،زمان صرف شده در توليد محصول ،تنوع در نوع كار انجام شده ،مقدار مواد مصرف شده و غيره براي هر محصول درنظر گرفته ميشود ،بمنظور تقسيم جمع هزينه ها به هريك از محصولات ، لازم است ضرائب تعيين شده در هريك از كالاي ضرب شده ضرب شود .

مثال : واحد ريال
سهم محصول الف با توليدي به ميزان ۰۰۰/۲۰ ۰۰۰/۰۰۰/۴
سهم محصول ب با توليدي به ميزان ۰۰۰/۱۵ ۰۰۰/۰۰۰/۳
سهم محصول ج با توليدي به ميزان ۰۰۰/۱۰ ۰۰۰/۰۰۰/۲
سهم محصول د با توليدي به ميزان ۰۰۰/۱۵ ۰۰۰/۰۰۰/۳

با استفاده از اين ارقام ضرائب درنظر گرفته شده براي چهار محصول عبارتند از :
محصول الف ۳ ، محصول ب ۱۲ ، محصول ج ۵/۱۳ ، محصول د ۱۵
نتيجه در جدول زير نمايش داده شده است .
محصول واحد × ضريب = مقدارباتوجه به ضريب هزينه هرواحد جمع هزينه هاي توليدي
الف ۰۰۰/۲۰ ۳ ۰۰۰/۶۰ ۲۰ ۰۰۰/۲۰۰/۱ ريال
ب ۰۰۰/۱۵ ۵/۱۲ ۰۰۰/۱۸۰ ۲۰ ۰۰۰/۶۰۰/۳
ج ۰۰۰/۱۰ ۵/۱۳ ۰۰۰/۱۳۵ ۲۰ ۰۰۰/۷۰۰/۲
د ۰۰۰/۱۵ ۱۵ ۰۰۰/۲۲۵ ۲۰ ۰۰۰/۵۰۰/۴
۰۰۰/۶۰۰ ۰۰۰/۰۰۰/۱۲

هزينة هر واحد (۲۰) ريال از طريق تقسيم جمع هزينه هاي توليدي به جمع مقدار واحدها با توجه به ضرايب ( ۰۰۰/۶۰۰ ÷ ۰۰۰/۲۰۰/۱ ) محاسبه شده است .
۲ ـ روش اولين صادره از اولين وارده (fifo )
در جريان قيمت گذاري برمبناي fifo فرض مي شود كه مواد به همان ترتيبي كه وارد انبار شده است از انبار خارج مي شود و بعبارت ديگر مواد صادر در مرحله اول از اولين محموله رسيد انبار بعمل مي آيد تا مواد مزبور تمام شود و سپس مواد صادر در محل دومين محموله بعمل مي آيد و مي توان به اين قانون دست يافت كه مواد به همان ترتيبي كه وارد انبار مي شوند به همان ترتيب از انبار خارج مي شوند .

مثال : خريد بهاي تمام شده مواد مصرف مواد بهاي تمام شده مانده
آماده مصرف موادمصرفي
تاريخ مقدار / بهاي هرواحد مقدار / بهاي هرواحد مقدار/ بهاي هرواحد جمع
۱/۱ ۰۰۰/۲۰ ۲۰ ۱۰۰۰ ۰۰۰/۲۰
۵/۱ ۵۰ ۱۱۰۰ ۰۰۰/۵۵ ۲۰ ۱۰۰۰ ۰۰۰/۷۵
۵۰ ۱۱۰۰
۶/۱ ۲۰ ۱۰۰۰ ۰۰۰/۳۱ ۴۰ ۱۱۰۰ ۰۰۰/۴۴
۱۰ ۱۱۰۰
۹/۱ ۴۰ ۱۲۰۰ ۰۰۰/۴۸ ۴۰ ۱۱۰۰ ۰۰۰/۹۲
۴۰ ۱۲۰۰
۱۵/۱ ۲۰ ۱۳۰۰ ۰۰۰/۲۶ ۴۰ ۱۱۰۰ ۰۰۰/۱۱۸
۴۰ ۱۲۰۰
۲۰ ۱۳۰۰
جمع ۰۰۰/۱۴۹ ۰۰۰/۳۱ موجودي انتهاي دوره۰۰۰/۱۱۸
۳ـ روش اولين صادره از آخرين وارده ( lifo )

در اين روش قيمت گذاري براساس اولين صادره از آخرين وارده فرض مي شود كه اولين مواد صادره از محل جديدترين خريدها بعمل مي آيد تا مواد مزبور تمام شود و سپس مواد صادره از محل محموله ماقبل آخري بعمل مي آيد و بايد توجه داشت كه ترتيب جريان قيمت گذاري مواد لزوماً با ترتيب جريان عيني مواد منطبق نيست يعني مثلاً استعمال روش قيمت گذاري بر مبناي اولين صادره از اولين وارده مستلزم اين نيست كه اولين قسمت مواد صادره از انبار حتماً از محل اولين محموله مواد وارد به انبار صورت گيرد ( بلكه منظور اين است كه صرفنظر از ترتيب واقعي جريان مواد قديم ترين هزينه هاي مواد در اولين فرصت به بهاي تمام شده توليد منظور شود) . اكنون به مثال زير توجه كنيد .