حسابداری منطقی

فصل اول
آشنايي با مفاهيم اساسي حسابداري

هدف حسابداری چیست؟

در زمان تمدن هاي قديمي كه تاريخچه آن ها به هزاران سال پيش از ميلاد مسيح بر مي گردد، فعاليت هاي اقتصادي بسيار ساده و در جهت امرار معاش بوده،تا به امروزکه روابط تجاری بسیارگسترده شده اند،کنترل حسابها و دخل و خرج و نوعی ثبت و نگهداری دفاتر وجود داشته است در ضمن عصرحاضر به عنوان عصر اطلاعات نامیده شده است،بنابر این کسانی در این عصر موفق هستند که به اطلاعات بیشتری دسترسی داشته باشند،امروز برای تصمیم گیری درهر امری و ازجمله اموراقتصادی نیازبه اطلاعات داریم وبدون داشتن اطلاعات کامل درمورد موضوع

موردنظرتصمیم گیری صحیح بسیارمشکل خواهد بود.یکی ازاطلاعات موردنیازبرای فرایند تصمیم گیری های اقتصادی،اطلاعات مالی می باشدکه وظیفه تهیۀ آن برعهده سیستم حسابداری است.وجود اطلاعات مالی قابل اتکاء،لازمه بقای جامعه امروزین است،فرد سرمایه گذاری که تصمیم به خرید یا فروش سهام می گیرد، بانکداری که درمورد تایید یا رد تقاضای وام یک شرکت تصمیم می گیرد و دولت برای وصول مالیات بردرآمد نیاز به اطلاعات مالی دارندکه این اطلاعات توسط سیستم

حسابداری تهیه می شود.بنابراین می توان مهمترین هدف حسابداری را تهیه و تأمین اطلاعات مورد نیاز سرمایه گذاران وبستانکاران وسایراستفاده کنندگان ازاطلاعات مالی دانست،بطوری که این اطلاعات برای آنان مفید واقع شود و آنها بتوانند از این اطلاعات درتصمیم گیریهای اقتصادی خود استفاده کنند.همچنین ازاهداف دیگرحسابداری می توان به برقراری یک انضباط مالی در سازمانها

اشاره کرد،چون بدون وجود یک سیستم حسابداری منسجم ممکن است در سازمان سوء استفاده از منابع مالی و ریخت و پاشهایی صورت بگیرد که برقراری یک سیستم حسابداری قوی احتمال روی دادن چنین مسائلی کم می شود.بنابراین ارائه اطلاعات حسابداری وگزارشگری مالی اگرخوب باشد، به جامعه کمک می کند تا منابع اقتصادی خود را به کارآمدترین شکل تخصیص دهد و از این منابع بهترین استفاده بعمل آید.

تعریف حسابداری

امروزه حسابداری به عنوان یک سیستم اطلاعاتی مطرح است که رویدادهای مالی یک سازمان را شناسایی و ثبت می کند،
و به آگاهی استفاده کنندگان از اطلاعات مالی می رساند.یا می توان حسابداری به صورت زیرتعریف کرد.

حسابداری عبارتست از دانش و فرایند تشخیص، جمع آوری ،تجزیه و تحلیل اندازه گیری ثبت. طبقه ی وتلخیص اطلاعات مربوط به فعالیتها و رویدادهای دارای اثرمالی یک سازمان و گزارش آنها در قالب صورتهای مالی به افراد ذینفع.
بنابراین براساس تعریف بالا، سیستم حسابداری ابتدا باید انواع رویدادهای مالی که در یک سازمان،بسته به نوع فعالیت آن می تواند اتفاق بیافتد را شناسایی و تشخیص دهد. بعد باید اسناد و مدارک اولیه را درمورد رویدادهای اتفاق افتاده جمع آوری کند،

به عنوان مثال درمورد مبادلاتی مانندخرید و فروش کالا فاکتورهای خرید و فروش به عنوان اسناد و مدارک اولیه تلقی می شوند، در مورد تمامی رویدادهای مالی اسناد و مدارک اولیه وجود دارد که باید جمع آوری شوند، و بدون وجود اسناد و مدارک اولیه ثبت رویدادهای مالی امکان پذیر نخواهد بود و یا این که فاقد قابلیت تایید خواهد بود.
بعدازجمع آوری اسناد و مدارک اولیه،این اسناد و مدارک باید تجزیه و تحلیل شوند،در این تجزیه و تحلیل مشخص می شود که این رویداد مالی که در مورد آن اسناد و مدارک اولیه جمع آوری شده است بر روی چه حسابهایی تاثیر می گذارد.

در مرحله بعدی بعد از مشخص شدن حسابهایی که تحت تاثیر این رویداد مالی قرار می گیرند باید میزان تاثیر این رویداد بر حسابهای مشخص شده از نظر پولی اندازه گیری شود. در حسابداری فقط یک واحد و معیارسنجش وجود دارد، آن هم واحد پول رایج کشور(ریال)می باشد، و اگر رویدادی قابلیت سنجش به پول را نداشته باشد، شناسایی و ثبت و نخواهد شد. بعد از اندازه گیری میزان تاثیر یک رویداد از نظر پولی، به مرحله ثبت این رویداد مالی در دفاتر روزنامه کل می رسیم، تمامی رویدادهای مالی باید بطور روزانه در دفتر روزنامه که یکی از دفاتر رسمی حسابداری است ثبت شوند و رویدادهای ثبت شده در دفتر روزنامه ، حداکثر هفته ای یکبار و در پایان هفته از دفتر روزنامه به دفتر کل منتقل می شوند. اطلاعات مالی باید طبقه بندی و خلاصه شوند (تلخیص)

رویدادهای مالی که در دفاتر حسابداری ثبت شده اند، اگر اطلاعات حاصل شده طبقه بندی و خلاصه نشوند، از نظر استفاده کنندگان از اطلاعات حسابداری قابلیت استفاده چندانی نخواهند داشت، به عنوان مثال اگر شما رویدادهای مالی یک شرکت بزرگ مانند شرکت مایکروسافت، نوکیا، ایران خودرو یا شرکت نفتی بزرگی مانند شل را در نظر بگیرید، سالانه بیشتر از چندین هزار صفحه خواهد بود، این اطلاعات اگر در یک مجموعه به نام حساب طبقه بندی نشوند، قابلیت استفاده نخواهند داشت، ولی با انتقال و ثبت رویدادهای مشابه و هم نام در یک حساب واحد، از حجم آنها کاسته شده و بر سودمندی و قابلیت استفاده آنها افزوده می شود.

به عنوان تمامی فروش های یک شرکت به حساب فروش و تمامی خریدها به حساب خرید منتقل شده و جمع زده می شود و به صورت یک عدد یا مبلغ در صورت های مالی شرکت گزارش می شوند، که این باعث طبقه بندی اطلاعات مالی می شود، موضوع دیگر این است که اطلاعات مالی باید خلاصه شود و به طور خلاصه در اختیار استفاده کنندگان قرار بگیرد. فرض کنید اگر اطلاعات مالی خلاصه نمی شوند شما باید برای پیدا کردن اطلاعات مورد نیاز خود، چنیدین هزار صفحه

رویداد های مالی ثبت شده یک شرکت را جستجو می کردید، تا بتوانید اطلاعات مالی مورد نیاز خود را پیدا کنید که این بسیار مشکل و حتی غیر ممکن بود، ولی با طبقه بندی و خلاصه کردن اطلاعات و ارائه آنها فقط در چهار یا پنج صفحه بنام گزارشات حسابداری (صورتهای مالی) شما به راحتی میتوانید اطلاعات مورد نیاز خود را در عرض چند دقیقه پیدا کنید و این کار تنها با وجود یک سیستم حسابداری قوی امکان پذیر است و این تنها سیستم حسابداری است که انبوه اطلاعات مالی شرکت ها را در چند صفحه خلاصه و گزارش میکند و این نشان دهندة اهمیت سیتم حسابداری است. به صورت گذرا، می توان فرایند حسابداری را به صورت نمودار زیر مشاهده کرد.
تشخیص
جمع آوری تجزیه وتحلیل اندازه گیری ثبت طبقه بندی و تلخیص گزارش دهی

 

رویداد های مالی

اسناد و مدارک اولیه
شناسایی حسابهای تاثیر پذیر
اندازه گیری میزان تاثیر از نظر پولی
ثبت در دفاتر روزنامة
و کل

طبقه بندی رویداد های مشابه خلاصه کردن در چند صفحه
در قالب صورت های مالی و ارائه آنها به افراد ذینفع

تاریخچه حسابداری
برای تعیین مکان وزمان پیدایش سیستم حسابداری نوین (سیستم ثبت دوطرفه) تلاشهای گوناگونی انجام گرفته است. بر پایه بیشتر این سناریوها به این واقعیت توجه شده است که در بیشتر تمد ن های قدیمی که تاریخچه آنها به هزاران سال پیش از میلاد مسیح می رسد، نوعی ثبت و نگهداری دفاتر وجود داشته است، از جمله این تمدنها می توان به تمدنهای کلدانی،

بابلی،آسوری و سومری که تشکیل دهندۀ نخستین دولت های سازمان یافته با قدیمی ترین زبان مکتوب و کهن ترین ثبت های تجاری بودند. تمدن های مصری، سرزمینی که درآن زبان نوشتاری و اصلی به وجود آمد وکل دستگاه خزانه داری و سایر وزارتخانه ها حول محور آن می چرخید، تمدن چینی که در دورۀ سلطنت سلسله چائو(۲۵۶ -۱۱۲۵ قبل از میلاد مسیح) حسابداری دولتی نقش کلیدی و بسیار پیشرفته ای ایفاء می کرد، تمدن یونان،که در آن زنون مباشر بخش بزرگی از

آپولونیوس در۲۵۶ قبل از میلاد مسیح سیستمی ابتکاری ازحسابداری سنجش مسئولیت را ارائه کرد و تمدن روم با داشتن قوانینی، پرداخت کنندگان مالیات را ملزم به تهیه صورت های وضع مالی می کرد ودر این تمدن حقوق مدنی به میزان مالکیت اعلان شده تعین می شد. پیدایش چنین شکل هایی از دفتر داری در دنیای باستان به چندین عامل نسبت داده می شود، که از آن جمله می توان به پیدایش خط ، پیدایش اعداد عربی و سیستم اعشاری ، رواج جبر، ابزار نوشتاری ارزان قیمت ، بالا رفتن میزان سواد و وجود نوعی معیار استاندارد برای داد وستد اشاره کرد . با این حال توسعه فن دفتر داری دو طرفه که تا به امروز نیز ادامه دارد ، مرهون انتشار کتاب لو کا پا چیولی

بنام کلیات حساب ، هندسه و اصلول نبیت می باشد .
این کتاب شامل دو فصل ،حساب وشرح می شود و شیوۀ دفترداری ثبت دوطرفه را شرح می دهد.کتاب وی نشان دهندۀ روش های حسابداری در ونیز آن زمان است ،که این روشها را روش ونیزی یا روش ایتالیایی می نامند. از این رو،او دفترداری ثبت دوطرفه را اختراع نکرد، بلکه او اولین کسی است که شیوه های رایج حسابداری آن زمان را بصورت مدون گرد آوری وشرح داد، به همین خاطر ایشان به عنوان پدر علم حسابداری نامیده شده است. برپایه آرای پاچیولی هدف اصلی

دفترداری ارائه اطلاعات به موقع دربارۀ دارایی ها و بدهی های بنگاه بازرگانی می باشد.وی برای داده ها از بدهکار و بستانکاراستفاده می کرد تا ثبت دوطرفه انجام شود.او معتقد بود که وارده ها باید بصورت دوطرفه ثبت شوند،یعنی اگر یک نفر بستانکار می شود،باید فرد دیگر بدهکار شود.سه دفتر مورد استفاده قرار می گرفت،که شامل دفاتر یادداشت،دفتر روزنامه و دفتر کل می شد.در سده های شانزدهم و هفدهم، کتاب پاچیولی به خاطر سادگی روشهای ارائه شده و قابلیت کاربرد آنها درعمل به چندین زبان دراروپا ترجمه شد و در سراسر اروپا رواج یافت، و به صورتی که ما امروز آن را به عنوان الگوی ثبت دوطرفه می شناسیم درآمد.

پیشینۀ حسابداری درایران به نخستین تمدن هایی برمی گردد که دراین سرزمین پا گرفت . مدارک به دست آمده از ایران باستان حکایت از این دارد که درعصر هخامنشی نظام مالی منسجمی برقرار بوده و حساب درآمد ومخارج حکومت به ریز وبه دقت ثبت ونگهداری می شده است.لوح های سفالین کشف شده درشوش، که قدمت آنها به ۳۳۰۰ سال قبل ازمیلاد می رسد، نشان دهندۀ وجود نوعی ثبت های حسابداری در تمدن های نخستین ایرانی می باشد ، این لوح ها در حال حا ضر در موزه لووور(Louvre) فرانسه نگهداری می شود.
با این حال حسابداری نوین (دوطرفه) همانند بسیاری از دانش های کاربردی دیگر به همراه ورود محصولات صنعتی و شرکت های خارجی به ایران راه یافت و با تلاش پیشگامان گذشته حسابداری و بازگشت استادانی چون، اسمعیل عرفانی، حسن سجادی نژاد، دکتر فضل الله اکبری و دکتر عزیز نبوی که در طول دوران تحصیل خود در خارج از کشور با شیوه و طرز کار محققان حسابداری آشنا

شده بودند گسترش یافت . تدریس رشتۀ حسابداری در مدرسـۀ دارالفنون دردهۀ ۱۲۹۰ شمسی به همت زنده یاد علی اکبر دهخدا شروع و توسط پیشگامان همچون زنده یاد اسماعیل عرفانی و زنده یاد حسن سجادی نژاد در دهه ۱۳۲۰ تداوم یافت. تـأسیس آموزشگاه عالی حسابداری شرکت ملی نفت ایران به وسیله مرحوم اسماعیل عرفانی و مرحوم حسن سجادی نژاد ،

دانشکدۀ علوم اداری دانشگاه تهران به وسیلۀ دکتر فضل الله اکبری و موسسه عالی حسابداری به عنوان اولین دانشکدۀ خصوصی به وسیلۀ مرحوم دکترعزیز نبوی و انتشار کتاب های متنوع و متعدد حسابداری به وسیلۀ مؤلفان و مترجمان مختلف به ویژه در سالهای اخیر موجب گسترش این علم شد . اما عقب ماندگی عمومی اقتصاد ، فقر علمی ، ناهماهنگی قوانین و مقررات با نیازهای جامعه ، ضعف نهاد های حرفه ای و عدم ارتباط حسابداری نوین با حسابداری سنتی ایران از جمله موانع عمده ای بوده که اشاعه و پیشرفت حسابداری را در کشور محدود و کاربرد آن را در جهت رفع تنگناها و مشکلات ادارۀ موسسات کاهش داده.
انواع طبقه بندی حسابداری سه نوع طبقه بندی در اینجا مورد بررسی قرار میگیرد .

۱ – طبقه بندی بر حسب موضوع
۲ – طبقه بندی بر حسب قصد انتفاع یا غیر انتفاع
۳ – طبقه بندی بر حسب انواع استفاده کنندگان از اطلاعات مالی
۱- طبقه بندی بر حسب موضوع : اگر بخواهیم حسابداری را بر حسب موضوعات مختلف طبقه بندی کنیم ، به انواع زیر تقسیم می شود . حسابداری مالی ، حسابداری بازرگانی ، حسابداری دولتی ، حسابداری صنعتی ، حسابداری برای موسات بیمه ، حسابداری برای بانگها ، حسابداری برای واحدهای کشاورزی حسابداری برای باشگاهها ،

۲ – طبقه بندی حسابداری بر حسب قصد انتفاع یا غیر انتفاع شرح زیر است: حسابداری برای واحدهای انتفاعی و حسابداری برای واحدهای غیرانتفاعی منظور از واحدهای انتفاعی ، واحدهایی هستنند که هدف آنها کسب سود است مانند واحدهای تجاری و تولیدی و منظور از واحدهای غیر انتفاعی ، واحدهایی هستنند که هدف از تشکیل آنها در درجه اول کسب سود نیست ، بلکه ارائه خدمات به جامعه می باشد ، مانند وزارتخانه ها و سازمانهای دولتی ، شهرداریها ، موسسات آموزشی و دانشگاهی ، موسسات بهداشتی و بیمارستانی ، انجمن های خیریه و بنیادها و سایرنهادهای عمومی.
۳ – طبقه بندی حسابداری بر حسب انواع استفاده کننده گان از اطلاعات مالی

۱- حسابداری مالی
۲- حسابداری مدیریت حسابداری مالی:وظیفۀ اصلی حسابداری مالی، تهیه و تأمین اطلاعات مالی مورد نیاز اشخاص خارج از موسسه می باشد. امروزه مشخصۀ اقتصاد کشورهای صنعتی، شرکتهای بزرگی است که سرمایه خود را از میلیونها نفر سهامدار گردآوری کرده اند و منابع اقتصادی را در یک کشور یا حتی سطح بین المللی ، کنترل می کنند. افزایش شمار شرکت های سهامی از یک سو به رواج معاملات سهام، انتشار و معامله انواع دیگر از اوراق بهادار نظیر اوراق

قرضه شرکتها و رونق معاملات اعتباری انجامید و از سوی دیگر، بانکها و موسسات اعتباری در تأمین تسهیلات و سرمایه گذاری در شرکتها ، نقش بزرگتری یافتند و در ادامۀ آن، بازارهای سازمان یافته سرمایه نظیر بورس های اوراق بهادار ایجاد شدند.از طرف دیگر با برقراری مالیات بر درآمد برای شرکتها باعث شد که شرکتها ملزم به نگهداری حسابها و دفاتر منظم و تهیۀ صورتها و گزارشهای مالی برای محاسبه و نشان دادن میزان سود خود شدند. همۀ این تحولات موجب شد که این گروهها یعنی سهامداران ، دولتها ، بانکها و موسسات تأمین سرمایه برای تصمیم گیریهای خود نیازمند اطلاعات مالی شرکتها شوند. در جهت رفع این نیاز شاخه ای در حسابداری به نام

حسابداری مالی ایجاد شد که وظیفۀ اصلی آن تهیه و تأمین اطلاعات مورد نیاز استفاده کنندگان برون سازمانی نظیر سهامداران ، دولت، اعتبار دهندگان می باشد ، که حسابداری مالی این وظیفه را از طریق تهیه و ارائه صورتهای مالی به استفاده کنندگان برون سازمانی از اطلاعات مالی به انجام می رساند.
حسابداری مدیریت:آن بخش از حسابداری است که وظیفۀ اصلی آن تأمین نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان درون سازمانی(داخلی) است.منظور از استفاده کنندگان داخلی سطوح مختلف مدیریت و کلیه قسمت ها و افرادی هستند که در تصمیم گیریهای داخل شرکت دخالت دارند .

امروزه با توجه به توسعه و پیشرفت صنایع و رقابتی شدن محیط تجاری ، مدیران از انواع روشهای علمی استفاده می کنند تا بتوانند در رقابت با سایر رقبا موفق ترشوند. امروزه حسابداری مدیریت به منظور انطباق با شرایط زمان و نیازهای برنامه ریزی و کنترل عملیات به سرعت بهبود و توسعه یافته و اموری چون تجزیه و تحلیل تولید و بهای تمام شده ، روشهای برنامه ریزی عملیات، تهیۀ بودجۀ عملیات ، تهیۀ بودجه های نقدی و سرمایه ای، مدیریت موجودیها و مدلهای قیمت •استفاده کنندگان از اطلاعات حسابداری

استفاده کنندگان اطلاعات حسابداری را می توان به دو گروه استفاده کنندگان درون سازمانی و برون سازمانی تقسیم کرد. استفاده کنندگان درون سازمانی اشخاصی هستند که در داخل خود شرکت قرار دا رند (مانند مدیران قسمت های مختلف شرکت) که تصمیمات آنها بر عملیات داخلی واحد تجاری اثر مستقیم دارد. استفاده کنندگان برون سازمانی کسانی هستند که در خارج از شرکت قرار دارند و تصمیماتی دربارۀ رابطۀ خود با واحد تجاری اتخاذ می کنند.
مهمترین گروههای استفاده کنندگان به شرح زیر است: ۱- استفاده کنندگان درون سازمانی
• . هیئت مدیره

. سایرمدیران(میدیران تولید، فروش، بازاریابی و…)
. کارکنان(استفاده برای انجام وظایف)
۲- استفاده کنندگان برون سازمانی
. سهامداران(بالفعل و بالقوه)

. بستانکاران بلند مدت اعطاءکنندگان اعتبار و تسهیلات مالی(بالفعل و بالقوه)
. بستانکاران کوتاه مدت(بالفعل و بالقوه)
. تحلیل گران مالی و مشاورانی که به گروههای بالا خدماتی را ارائه می کنند(بالفعل)
. کارکنان
.مشتریان
. عرضه کنندگان مواد اولیه

.گروههای صنعت
. اتحادیه های کارگری

. دولت و مقامات مالیاتی
. جامعه
. سازمانهای قانون گذار
. سایر شرکت ها، داخلی و خارجی
. تدوین کنندگان استانداردهای حسابداری
. پژوهشگران دانشگاه
. بورس اوراق بهادار
استفاده کنندگان درون سازمانی برای برنامه ریزی و کنترل عملیات واحد تجاری و ادارۀ منابع آن به اطلاعات نیاز دارند. سیستم حسابداری باید اطلاعات مورد نیاز برای کنترل عملیات روزمره و همچنین اتخاذ تصمیمات مهم مانند تصمیم گیری دربارۀ تولید یک محصول جدید،ساخت یک کارخانه جدید یا توسعه کارخانه فعلی را به موقع در اختیار استفاده کنندگان قرار دهد.حسابداری مدیریت

اساساً با گزارش اطلاعات مورد نیاز برای استفاده کنندگان درون سازمانی سر و کار دارد. استفاده کننده گان درون سازمانی ، به ویژه مدیریت ، برسیستم حسابد اری کنترل دارند و می توانند دقیقاً اطلاعات مورد نیاز خود را از حسابداری مدیریت دریافت کنند. استفاده کنندگان برون سازمانی نیز هر کدام به نوعی با واحد تجاری در ارتباط هستند و تصمیماتی را دربارۀ واحد تجاری اتخاذ می کنند، به عنوان مثال سهامداران برای تصمیم گیری دربارۀ اینکه در سهام کدام شرکت سرمایه گذاری کنند تا بتوانند بازده و سود مناسبی را بدست آورند و سهام چه شرکت هایی را بخرند و سهام کدام شرکت ها را بفروشند ، با تجزیه و تحلیل اطلاعات حسابداری به ارزیابی عملکرد شرکتها و پیش بینی سود آوری آنها می پردازند. در زیربه برخی از موارد استفاده از اطلاعات حسابداری اشاره می شود، استفاده از اطلاعات حسابداری جهت:
. ارزیابی عملکرد شرکت ها . ارزیابی کیفیت مدیریت شرکت ها . برآورد چشم اندازهای آینده شرکت ها . ارزیابی ثبات و توان مالی شرکت ها . ارزیابی توان باز پرداخت بدهی ها . ارزیابی قدرت نقدینگی .ارزیابی ریسک و عدم اطمینان . کمک کرد در راه تخصیص منابع . مقایسه عملکرد و

سودآوری شرکتها با یکدیگر . تعیین ارزش شرکت ها . تعیین سازگار بودن با قوانین و مقررات . ارزیابی کمک به جامعه . تعیین مالیات بر درآمد شرکت ها . برنامه ریزی و هدایت اقتصاد کشور . انجام کارهای پژوهشی و تحقیقاتی مفروضات بنیادی، اصول و مفاهیم حسابداری
مفروضات بنيادي حسابداري: ۱- فرض تفکیک شخصیت منظور از این فرض قائل شدن هویت و شخصیت مستقل برای واحد تجاری ، جدا از مالک یا مالکان آن می باشد. بر اساس این فرض ، هر واحد اقتصادی یک شخصیت حسابداری متمایز و جدا از مالکان خود و سایر واحدهای اقتصادی دارد، و رویدادهای مالی یک شرکت و رویدادهای شخصی حساب شرکت را نباید با هم ترکیب کرد بلکه آنها را باید بطور جداگانه و در دفاتر جداگانه ثبت نمود. همانطور که یک شخص حقیقی می تواند

 تواند برای خود دارائی وبدهی داشته باشد،بنابراین مطابق این فرض مطالبات و بدهیهای شخصی صاحب شرکت بدهیهای شرکت محسوب نمی شود و مطالبات و بدهیها ی شرکت نیز مطالبات و بدهیهای صاحبان شرکت نمی باشد.به عنوان مثال فرض کنید آقای سروش صاحب دو شرکت به نامهای شرکت سهند و شرکت سبلان می باشد، از نظر حسابداری در اینجا ما با سه شخصیت مستقل از هم بشرح زیر روبرو هستیم.
شخصیت مستقل آقای سروش شخصیت مستقل شرکت سهند شخصیت مستقل شرکت سبلان

با اینکه هر دوی این شرکت ها متعلق به آقای سروش می باشد، ولی مطابق این فرض رویدادهای مالی هر کدام از این شخصیت ها باید بطور جداگانه و در دفاتر جداگانه ثبت و گزارش شود. تعامل و ارتباط بین واحدهای تجاری و صاحبان آنها در حسابهای حقوق صاحبان سرمایه (حسا

ب سرمایه) نشان داده می شود. ۲- فرض واحد اندازه گیری برحسب پول
براساس این فرض در حسابداری تمامی اطلاعات مالی باید بر مبنای واحد پول رایج کشور گزارش شوند و پول به عنوان تنها مقیاس مشترک اندازه گیری و سنجش رویدادهای مالی می باشد. برای اینکه بتوان مبادلات یک واحد اقتصادی را به صورت متحدالشکل محاسبه و گزارش نمود، لازم است که تنها یک مقیاس اندازه گیری وجود داشته باشد و همۀ مبادلات و رویدادها با این مقیاس مشترک اندازه گیری (واحد پول) شوند و در واقع همه به زبان پولی ارائه شوند.
به عنوان مثال اگر شرکتی صاحب ۱۰۰۰ مترمربع زمین ، ۲ باب ساختمان ، ۲۰۰۰ کیلو مواد اولیه و ۱۰۰۰ عدد موجودی کالا باشد ، بجای اینکه ترازنامه خود را به شکل زیر تهیه کند،
شرکت….
ترازنامه
بتاریخ….

 

دارايي ها:
موجودی کالا ۱۰۰۰ عدد
زمین ۱۰۰۰ متر مربع
ساختمان ۲ باب
مواد اولیه ۲۰۰۰ کیلو
موجودی نقد۱۰میلیون ريال بدهیها:

 

سرمایه:

باید همۀ دارائهای خود را به زبان پولی ارائه کند ، چون در حسابداری فقط یک واحد سنجش وجود دارد و آن هم واحد پولی می باشد ، که باعث می شود بجای اینکه برای تهیۀ ترازنامه از چندین مقیاس اندازه گیری مانند عدد ، متر مربع ، باب ، کیلو و ريال استفاده شود تنها از یک مقیاس مشترک استفاده می شود و آن هم واحد پولی یعنی ريال است، با انجام این کار قابلیت درک و سودمندی و قابلیت مقایسه صورتهای مالی بسیار افزایش پیدا می کند. یعنی ترازنامه بالا باید به شرح زیر تهیه شود.
شرکت….
ترازنامه

بتاریخ….
داراييها:
موجودی کالا ***ريال
زمین ***ريال
ساختمان ***ريال
مواد اولیه ***ريال
موجودی نقدی ***ريال بدهیها:

سرمایه:

۳- فرض تداوم فعالیت
بر اساس فرض تداوم فعالیت ، باید تصور شود که یک واحد اقتصادی ، در آینده قابل پیش بینی (دورۀ زمانی نامحدود) خواهد توانست به فعالیت خود ادامه دهد، بصورتی که خواهد توانست از کلیه دارائیهای خریداری شده خود در جهت اهداف مورد نظر استفاده کند و بتواند به کلیه تعهدات خود عمل کند و برنامه های خود را تحقق بخشد و بر اساس این فرض انتظار نمی رود که یک واحد اقتصادی در آینده قابل پیش بینی منحل شود ، این فرض در گزارشگری مالی بسیار مهم است ، زیرا حسابداری تعهدی ، گزارشگری سالانه، اندازه گیری براساس بهای تمام شده و طبقه بندی دارائیها به جاری و غیرجاری به خاطر قبول این فرض مورد استفاده قرار می گیرند.
۴- فرض دورۀ مالی

با وجود اینکه تداوم فعالیت ، به عنوان یک فرض مسلم ، براین اساس قرار دارد که واحد اقتصادی برای یک دورۀ نا محدود به فعالیت خود ادامه خواهد داد، ولی قبلاً گفتیم که اصلی ترین هدف حسابداری تهیه و تأمین اطلاعات مورد نیاز استفاده کنندگان است ، و چون استفاده کنندگان از صورت های مالی برای تصمیم گیریهای کوتاه مدت ، نیاز به اطلاعاتی در مورد وضعیت مالی و سود آوری واحدهای اقتصادی دارند، در پاسخ به این نیاز فرض دورۀ مالی پذیرفته شده است که مطابق این فرض ، عمر نا محدود واحد اقتصادی به دوره های سالانه تقسیم می شود و در آخر هر سال مالی اطلاعات مالی مربوط به واحدهای اقتصادی جهت استفاده افراد ذینفع منتشر می شود.
۵- فرض تعهدی
بر اساس فرض تعهدی ، کلیۀ معاملات و مبادلات واحد اقتصادی باید به محض وقوع در حسابها ثبت شود حتی اگر مبالغ مربوط به این معاملات و مبادلات هنوز دریافت یا پرداخت نشده باشد. مطابق این فرض درآمدها به محض تحقق و هزینه ها به محض تحمل (یعنی در زمان وقوع) بدون در نظر گرفتن زمان دریافت یا پرداخت وجوه مربوطه، باید شناسایی و در حسابها ثبت و در صورتهای مالی

دورۀ مربوطه منعکس شود. واحدهای اقتصادی ، معاملات و مبادلات متنوعی را در طول زمان انجام می دهند. در بسیاری از موارد، قیمت اجناس یا خدمات مورد معامله، در زمان وقوع معامله پرداخت یا دریافت نمی شود و به زمان آینده موکول می شود و به اصطلاح معامله نسیه می شود. مثلاً در فروش نسیه کالا، فروشنده موافقت می کند که قیمت کالای فروخته شده را چند ماه پس از تحویل کالا دریافت کند و یا شما به عنوان تعمیرکار اتومبیل، اتومبیل یکی از مشتریان تعمیرگاه را تعمیر می کنید ولی موافقت میکنید که حق الزحمۀ آن را چند ماه دیگر دریافت کنید، بدین ترتیب بین زمان

وقوع مبادله (رویداد مالی ) و دریافت و پرداخت فاصله می افتد. امروزه بر اساس فرض تعدی ، آثار معاملات و عملیات مالی در زمان وقوع ، بدون توجه به دریافت یا عدم دریافت یا پرداخت و عدم پرداخت وجه رویداد مالی مربوطه در حسابها ثبت و در گزارشهای همان دوره منعکس می شود که اتفاق افتاده است (به وقوع پیوسته). پذیرش فرض دورۀ مالی به خاطر تأمین نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان از اطلاعات مالی و لزوم گزارش وضعیت مالی و نتایج عملیات واحد اقتصادی در پایان هر دورۀ مالی (معمولاً سالانه) این پرسش را مطرح می کند که معاملات و مبادلات و انواع

دریافتها و پرداختهای یک موسسه (معاملات نقد و نسیه) چگونه و در زمانی باید ثبت شوند و در صورتهای مالی کدام دورۀ مالی و چگونه باید گزارش شوند. آیا باید در دوره ای که به وقوع پیوسته اند باید در حسابها ثبت شوند و رویدادهای همان دوره محسوب شوند یا باید در دوره ای که وجوه مربوطه دریافت یا پرداخت می شود ثبت شوند و رویدادهای آن دوره محسوب شوند. فرض تعهدی پاسخ به این پرسش ها را می دهد و به ما می گوید که رویدادها و معاملات باید در تاریخ وقوع ( دورۀ وقوع) باید در حسابها ثبت و در صورتهای مالی همان دوره انعکاس یابد.

اصول پذیرفته شدۀ حسابداری
اصول پذیرفته شدۀ حسابداری ، رویکرد کلی حسابداری را برای شناسایی و اندازه گیری رویدادهایی که بر وضعیت مالی و نتایج عملیات واحد اقتصادی موثرند، مشخص می کنند ، به طور کلی این اصول به ما نشان می دهند که در مواجهه با انواع رویدادهای مالی برای اندازه گیری ، ثبت و گزارش آنها به جه نحوی باید عمل کنیم ، بنابراین اصول حسابداری بیشتر جنبۀ کاربردی دارند. اصول پذیرفته شدۀ حسابداری عبارتند از:

۱- اصل بهای تمام شدۀ تاريخي
طبق اصل بهای تمام شده ، تمامی مبادلات باید بر مبنای قیمت های تحقق یافته ثبت و گزارش شوند ، منظور از قیمت های تحقق یافته برابر است با قیمت تمام شدۀ کالا ها و خدمات که در اثر رویدادهای گذشته به وقوع پیوسته اند. بهای تمام شده برابر است با مبلغ پرداخت شده برای بدست آوردن دارائی در تاریخ خرید آن می باشد ، که اصطلاحاً به آن بهای تمام شده تاریخی گفته می شود که یک بار در حسابها ثبت می شود و دیگری تغییری در آن داده نمی شود.
باید به این نکته توجه شود که در زمان خرید یک دارائی قیمت بازار و بهای تمام شده با هم برابر هستند چون برای خرید یک دارائی در یک تاریخ مشخص ، خریدار باید این دارائی را به قیمت بازار بخرد و بدون پرداختن قیمت بازار نمی تواند دارائی مذبور را بخرد. بطور مثال شما در تاریخ ۱/۱/۸۵

یک ساختمان را به قیمت بازار آن یعنی ۰۰۰/۰۰۰/۵۰۰ريال می خرید، در این تاریخ بهای تمام شده همان بهای بازار است که شما پرداخت می کنید و ساختمان به مبلغ ۰۰۰/۰۰۰/۵۰۰ريال در دفاتر شما ثبت می گردد ، ولی در سالهای آینده بهای این ساختمان در بازار افزایش پیدا خواهد کرد ، بطور مثال فرض کنید که قیمت همان ساختمان در تاریخ ۵/۵/۸۷ در بازار افزایش یابد و به مبلغ ۰۰۰/۰۰۰/ ۹۰۰ريال برسد ، مطابق اصل بهای تمام شده افزایش ارزش دارایئها در بازار بعد از

تاریخهای خرید (آینده) در دفاتر شناسایی و ثبت نخواهد شد و این افزایش تاثیری بر ثبت اولیه این دارائی در تاریخ خرید ندارد و ساختمان باید در دفاتر شما به همان مبلغ ۰۰۰/۰۰۰/۵۰۰ريال باقی بماند.
۲-اصل تحقق درآمد
درآمد در حسابداری از دیدگاههای مختلف تعریف شده است و اصولاً افزایش درآمد فروش را می توان موجب افزایش سود دانست. مثلاً تعریف ارائه شده توسط انجمن حسابداران آمریکا ، در مورد درآمد بشرح زیر است :
درآمد بیان پولی تمامی محصولات یا خدمات انتقال یافته توسط واحد انتفاعی به مشتریان آن طی یک دورۀ مالی است.
هیأت استانداردهای حسابداری مالی (FASB )، درآمد را بشرح زیر تعریف می کند.
درآمد ، عبارتست از ورود دارایی به یک واحد انتفاعی یا افزایش دارایئهای موجود آن و یا تسویه یا کاهش بدهیهای آن یا ترکیبی از آنها که از تحویل یا تولید کالا، ارائه خدمات یا سایر فعالیتهایی که جزء عملیات اصلی واحد انتفاعی است ناشی شده باشد.

بنابراین درآمد معمولاً از فعالیتهای زیر ناشی می شود:
الف- فروش محصولات و کالاها
ب- ارائه خدمات به مشتریان و دادن اجازه استفاده از منابع واحد تجاری به دیگران ، که به شکل درآمد اجاره ، سود تضمین شده و حق الامتیاز و امثالهم برای واحد تجاری ایجاد درآمد می کند
ج- فروش سایر منابع غیر از محصولات ، نظیر فروش اموال و ماشین آلات ، تجهیزات ، سرمایه گذاریها.
اکنون با درک ماهیت درآمد ، باید ببینیم که طبق اصل تحقق درآمد ، درآمد را باید در چه زمانی شناسایی و در دفاتر ثبت کنیم . بر اساس اصل تحقق درامد ، درآمد به محض تحقق شناسایی و ثبت شود ف و درآمد زمانی تحقق می یابد که کار مورد نظر انجام شده باشد و موقعی که کار مورد نظر انجام شده درآمد تحقق یافته تلقی می شود و باید شناسایی و ثبت شود.

بنابراین در مورد کارهای خدماتی ، درآمد به محض انجام خدمات مورد نظر تحقق می یابد و باید شناسایی شود و درآمد حاصل از فروش کالاها و محصولات در زمان فروش که عموماً به معنی زمان تحویل کالاها و محصولات فروخته شده به مشتریان است ، شناسایی و ثبت می گردد. به طور مثال فرض کنید شما به یک کار خدماتی مانند نقاشی ساختمان مشغول هستید ، در تاریخ ۱۲/۲/۸۳ با یک شرکت قرارداد می بندید که ساختمانهای این شرکت را رنگ آمیزی کنید که مبلغ این قرارداد ۰۰۰/۰۰۰/۱۰۰ ريال است ، شما کار را در تاریخ ۲۰/۲/۸۳ شروع می کنید و در تاریخ ۲۵/۵/ ۸۳ کار نقاشی ساختمانهای این شرکت را تمام می کنید و وجه قرارداد را در تاریخ ۲۸/۱/۸۴ دریافت می کنید ، طبق اصل تحقق درآمد ، درآمد این کار باید در تاریخ انجام کار یعنی ۲۵/۵/۸۳ شناسایی شود ، که در نمودار زیر نشان داده می شود.

 

قبل از انجام کار ، شما طبق اصول حسابداری نمی توانید درآمد این کار را شناسایی کنید ، چون هنوز هیچ کاری انجام نداده اید و به همین خاطر نمی توانید هیجگونه وجهی را مطالبه کنید ، و یا حتی شرکت صاحب کار می تواند قرارداد را فسخ کند و شما صاحب هیچگونه درآمدی نشوید ، ولی بعد از انجام کار درآمد تحقق یافته تلقی می شود و باید شناسایی شود حتی اگر وجه آن نیز تا ابد دریافت نشود و بعد از انجام کار شرکت مورد نظر حتماً باید وجه قرارداد را به شما بپردازد . بنابراین طبق اصل تحقق درآمد دریافت یا پرداخت وجه اصلاً مهم نیست بلکه ملاک شناسایی درآمد انجام کار مورد نظر است.

۳-اصل مقابله هزینه ها با درآمدها (اصل تطابق)
طبق این اصل برای محاسبه سود هر دوره ، باید کلیه درآمدهای تحقق یافته آن دوره شناسایی و محاسبه و با هم جمع گردد و همینطور کلیه هزینه های تحمل شده که به منظور تحصیل درآمدهای آن دوره تحمل شده اند باید شناسایی و محاسبه و جمع گردند و در مقابل درآمدهای آن دوره قرار بگبرند تا سود خالص دوره مشخص گردد. همچنین طبق این اصل درآمدهای تحقق یافتۀ سالهای قبل نباید در سال جاری شناسایی شوند و همچنین از درآمدها و هزینه های تحقق یافتۀ سال جاری نباید رقمی به سال آینده انتقال یابد.

۴- اصل افشاء کامل
اصل افشاء به این مفهوم است که در صورتهای مالی یک شرکت باید اطلاعات کافی جهت استفاده کنندگان از اطلاعات حسابداری افشاء شود ، چون قبلاً گفتیم که حسابداری یک سیستم اطلاعاتی است که هدف اصلی آن تهیه و تأمین اطلاعات مورد نیاز افراد ذینفع است. به موجب این اصل کلیه فعالیتهای با اهمیت مربوط به رویدادها وفعالیتهای مالی واحدهای تجاری باید به شکل مناسب و کامل گزارش شود. براساس این اصل ، صورتهای مالی اساسی با حاوی تمامی اطلاعات با اهمیت ، مربوط ، و به موقع بوده و این اطلاعات به گونه ای قابل فهم و حتی الامکان کامل ارائه شود تا امکان اتخاذ تصمیمات آگاهانه را برای استفاده کنندگان فراهم کند.
اصول محدود کننده

اصول محدود کننده محدودیتهایی را بر صورتهای مالی تحمیل می کند و یا کنترلهایی را بر آن اعمال می نماید.
اصول محدود کننده ، محدودیتهایی هستند که برای تعدیل بکارگیری اصول پذیرفته شده حسابداری به طور گسترده مورد قبول قرار گرفته اند. به عنوان مثال طبق اصل اهمیت ، حسابداری می تواند اطلاعات بیش از حد بی اهمیت را که تأثیری بر روی تصمیم گیری استفاده کنندگان ندارد، افشاء نکند، که این یک نمونه از محدودیتهایی است که بکارگیری اصل افشاء کامل را تعدیل می کند . اصول محدود کننده عبارتند از اصل محافظه کاری ، اصل اهمیت ، فزونی منافع بر مخارج و خصوصیات صنعت
۱- محافظه کاری :
معمولا ًمدیران واحد تجاری اغلب دوست دارند که وضعیت شرکت خود را بهتر نشان دهند و آنها نسبت به مسائل شرکت و آینده آن خوشبین هستند و اگر از آنها سوال شودکه وضعیت شرکت شما چطور است ، آنها در پاسخ می گویند که شرکت در بهترین وضعیت خود قرار دارد برای اینکه این خوشبینی باعث نشود که مدیران دارایئها و سود شرکت را بیشتر از مقدار واقعی آن نشان ندهند ، یک اصل محدود کننده توسط مجامع حرفه ای حسابداری برقرار شده است که جلوی این خوشبینی بیش از واقع را بگیرد، که به آن اصل محافظه کاری می گویند. بر طبق مفهوم محافظه کاری زیان باید در زودترین زمان ممکن و سود در دیرترین زمان ممکن شناسایی و ثبت شود .
از دیدگاه تهیه کنندگان صورتهای مالی ، محافظه کاری به عنوان کوششی برای انتخاب روشی از روشهای پذیرفته شده حسابداری می باشد که

در وضعیتهایی که چندین روش جایگزین حسابداری برای اعمال در مورد یک رویداد یا وضعیت معین وجود دارد، محافظه کاری به عنوان کوششی برای انتخاب روشی از روشهای پذیرفته شده حسلبداری محسوب می شود که به یکی از موارد زیر منتج می شود.

۱- شناخت دیرتر (کندتر) درآمد قروش
۲- شناخت سریعتر هزینه و زیان
۳- ارزشیابی کمتر دارایئها

۴- ارزشیابی بیشتر بدهیها
به عنوان مثال، بکارگیری قاعدۀ اقل بهای تمام شده یا قیمت بازار یک مثال کلاسیک برای بکارگیری اصل محافظه کاری می باشد. طبق این قاعده موجودی کالا به بهای تمام شده یا قیمت بازار هر کدام که کمتر است، گزارش می شود ، که این کار باعث ارزشیابی کمتر از واقع دارایئها (موجودی کالا) می شود و از ارائه بیشتر از واقع آنها جلوگیری می کند و بدین وسیله زیان احتمالی حاصل از فروش آنها در زودترین زمان ممکن شناسایی می شود.
۲- اصل اهمیت :
مفهوم اهمیت ، محدودیتی را برآن چه که باید افشاء شود اعمال میکند ، این مفهوم ، اهمیت یک قلم یا گروهی از اقلام را از لحاظ مربوط بودن به تصمیم گیریهای استفاده کنندگان از اطلاعات مالی مورد توجه قرار می دهد. بنابراین ، می توان اهمیت را روی دیگر سکه افشاء تلقی کرد زیرا ، آنچه که افشاء می شود لزوماً باید حایز اهمیت باشد و بنواند تأثیری بر روی تصمیمات استفاده کنندگان از اطلاعات مالی داشته باشد ، چون اگر تمامی اطلاعات شامل انبوهی از اطلاعات با جزئیات

تفضیلی و بدون توجه به اهمیت آنها گزارش شود، ممکن است استفاده کنندگان را گمراه سازد و یا باعث اتلاف وقت آنها گردد. به عنوان مثال ، زمانی که یک شرکت چند عدد سطل آشغال می خرد، از نظر اصول حسابداری چون اینها دارائی محسوب می شوند ، باید به عنوان دارائی در دفاتر ثبت شوند و حسابداری آنها باید مانند سایر دارایئها باشد و تا زمانی که از آنها استفاده می شود از

ترازنامۀ سال جاری به ترازنامۀ سال بعد منتقل شوند، ولی چون چنین اقلامی از نظر ريالی ، مبلغ آنها در مقایسه با سایر دارایئهای شرکت بسیار پایین است، و اطلاع استفاده کنندگان از مبلغ و مقدار آنها تأثیری بر روی تصمیم گیریهای آنها ندارد ، اصل اهمیت به ما اجازه می دهد که اینگونه اقلام را به جای دارائی در همان تاریخ خرید به عنوان هزینه ثبت کنیم.
۳- فزونی منافع بر مخارج :

همانطور که قبلاً گفته شد، یکی از اهداف اصلی حسلبداری، تهیه و ارائه اطلاعات بصورتی که استفاده کنندگان را در تصمیم گیریها یاری کند. محدودیتی که در این میان وجود دارد اینست که منافع حاصل از تهیه و بکار گیری اطلاعات باید بیشتر از مخارج تهیه آنها باشد ، به عبارت دیگر تهیه اطلاعات حسابداری باید مقرون بصرفه باشد.

۵- خصوصیات صنعت :
با توجه به اینکه خصوصیات و روش های عملکرد صنایع مختلف با هم متفاوت است ، بنابراین با توچه به خصوصیات صنایع مختلف می توان استثناعات خاصی را در مورد بکارگیری اصول و رویه های حسابداری قائل شد. به عنوان مثال در شرکت های پیمانکاری ، بانکداری و بیمه می توان روش های خاص حسابداری که جهت ارائه اطلاعات سودمند در مورد این صنایع مناسب است را بکار گرفت واصول پذیرفته شدۀ حسابداری را نسبت به آن عملیات خاص تعدیل کرد. آینده حسابداری
از ۵۰۰ سال قبل که پاچیولی کتاب خود را نوشت، تقریبا حسابداری تغییر عمده ای نکرده است.

پاچیولی نسبت به سیستم حسابداری امروزه احتمالا رضایت کامل داشته باشد. ابزارهای مختلف مالی به وجود آمده است ، که بدون تردید موجب گیجی وی خواهد شد، ولی پس از توضیح آنها و بیان اینکه اینها چیزی جز شکل های جدیدی از بستانکار نیستند که باید در طرف چپ ترازنامه نوشته شوند، شاید مشکل زیادی وجود نداشته باشد. در این میان دنیا دستخوش انقلاب

اطلاعاتی شده است که باید آثار شدیدی بر حسابداری گذاشته باشد ولی رویداد هایی مانند انقلاب صنعتی موجب شد که بین اختراع و کاربرد آن وقفه ای به وجود آید. نویسندگان کتاب های درسی هنوز هم در این باره توضیح میدهند که چرا اقلام بدهکار را در طرف راست و اقلام بستانکار را در طرف چپ می نویسند و به دانشجویان می آموزند که چگونه مقادیر را از یکدیگر کم کنند، روشی که ۳۰۰ سال پیش منسوخ گردید. برنامه نویسان در نهایت صداقت می کوشند در این

دیدگاه های متعلق به سده های میانی را بر روی صفحه های نمایش رایانه های پیشرفته به نمایش بگذارند. حسابداری هنوز هم باید در صدد دستیابی به راه های نوین باشد، به امید آن که بتواند گزارشات مالی را متحول سازد. در آینده به جای دفتر کل پایگاه های داده ها به وجود خواهد آمد و داده های مالی بخشی از پایگاه ها را تشکیل خواهند داد مدیران میتوانند در هر لحظه به این پایگاه ها دست یابند و با توجه به سیستم های پیشرفته، از طریق تلفن، اینترنت یا شبکه های

خاص تلویزیونی به اطلاع استفاده کنندگان رسانده می شود تا آنها بتوانند لوح های فشرده خود را که با سیستم لیزر کار میکنند تغییر دهند و این لوح های فشرده در بر گیرنده اطلاعات زیادی هستند، که تجزیه و تحلیل آنها می تواند استفاده کنندگان را قادر سازد هر نوع صورت های مالی را خواستار آنها هستند، تهیه کنند. شرکتها ناگذیر نیستند برای شناسایی درآمد تنها از یک راه بروند. بلکه می توانند به روش های گوناگون اطلاعات را برای سهامداران خود تجزیه و تحلیل کنند.انواع مختلف نمودارها در دسترس خواهد بود و استفاده کنندگان از این سیستم ها می توانند مسیر

رشد شرکت را بر روی صفحة نمایش رایانه مشاهده نمایند. متون درسی پیشرفته ای تهیه خواهد شد و خوانندگان می توانند با غوطه ور شدن در دریای اطلاعات هر نوع تجزیه و تحلیلی را که بخواهند انجام دهند. همه این اطلاعات با یک اشاره انگشت در اختیار سرمایه گذاران قرار می گیرد.
موقعیت حرفة حسابداری و مالی و رشته های مرتبط در مقایسه با سایر حرفه ها بهبود خواهد یافت و افراد شاغل در این حرفه نسبت به بقیه حرفه ها درآمد بهتری کسب خواهند کرد و در واقع در حسابداری انقلابی رخ خواهد داد، تنها لازم است که از فناوری موجود استفاده نمود و از همه این موهبت ها بهره مند گردید.

سوالات چهار گزينه اي:

۱-كداميك از موارد زير جزو مفروضات حسابداري محسوب نمي شود.
الف-دوره مالي ب-افشاء ج-واحد اندازه گيري د-تفكيك شخصيت
۲-فرضي كه بين واحدتجاري و صاحبان آن تمايز قايل مي شود چه نام دارد.
الف- تطابق ب- دوره مالي ج- محافظه كاري د- تفكيك شخصيت
۳- كداميك از استفاده كنندگان برون سازماني نمي باشند.
الف- سهامداران ب- مديريت توليد ج- دولت د- بانك ها

سوالات:
۱ – حسابداري را تعريف و هدف آن را تشريح كنيد.
۲- فرايند مراحل حسابداري را بصورت نمودار نشان دهيد.
۳- تاريخچه حسابداري را بطور مختصر بنويسيد.

۴- انواع طبقه بندي هاي حسابداري را بنويسيد.
۵- حسابداري مالي و حسابداري مديريت را توضيح دهيد.
۶- انواع استفاده كننده گان از اطلاعات حسابداري نام برده و توضيح دهيد.
۷- مفروضات بنيادي حسابداري را نام برده و شرح دهيد.
۸- اصول پذيرفته شده حسابداري را نام برده و توضيح دهيد.
۹- آينده حسابداري را چگونه ارزيابي مي كنيد.

فصل دوم
(صورت های مالی
در موسسات خدماتي)

 

.داراییها، بدهی ها و ترازنامه
.ترازنامة شخصی
.ترازنامة شرکت
.شکل ترازنامه – ترازنامه به شکل نمودار
.روش های تنظیم ترازنامه
.ترازنامة شرکت X
.مفاهیم اساسی حسابداری
.خلاصه
قبلا گفتیم که سیستم حسابداری اطلاعات مالی یک شرکت را بطور خلاصه در قالب صورت های مالی (گزارشات حسابداری) در اختیار افراد ذینفع قرار می دهد، تا مبنای تصمیم گیری آنها قرار بگیرد. در واقع صورت های مالی محصول سیستم حسابداری هستند، ما قبل از بیان نحوة تجزیه تحلیل و ثبت مبادلات یک شرکت در دفاتر مستقیما به سراغ معرفی صورت های مالی به عنوان

محصول و نتیجة این تجزیه تحلیل ها و ثبت های حسابداری میرویم، چون اعتقاد داریم اگر شما ماهیت و نحوة تهیه این صورت های مالی را درک کنید، بعد از آن تجزیه تحلیل و ثبت رویدادهای مالی شرکت برای رسیدن به این صورت های مالی را زودتر فرا خواهید گرفت، چون در آخر این ثبت ها به صورت های مالی منتهی خواهند شد.

انواع صورت های مالی که در اصول حسابداری (۱) با آن آشنا خواهیم شد عبارتند از ترازنامه، صورت حساب سرمایه و صورت سود و زیان.
قبل از بیان نحوة تهیة صورت های مالی به تشریح انواع طبقات حساب ها پرداخته می شود.
انواع طبقات حساب ها عبارتند از :
۱- دارایی ها
۲- بدهی ها
۳- حقوق صاحبان سرمایه (سرمایه)

۴- درآمدها
۵- هزینه ها
ترازنامه، جدولی است شامل لیستی از داراییها و بدهی ها و سرمایه ( خالص دارايي ها) یک شخص یا یک شرکت در یک تاریخ مشخص.
در توضیح اینکه داراییها و بدهی ها چیستند، ابتدا باید کاری انجام دهیم که ممکن است کم اهمیت به نظر برسد، اما برای اینکه سوء تفاهمی پیش نیاید بسیار مهم است، بعدا توضیح خواهیم داد که ترازنامه چیست و نشان خواهیم داد که شما چطور می توانید ترازنامه شخصی خود تان را بدست آورید، سپس ما این ترازنامه را به ترازنامه شرکت ها ارتباط خواهیم داد. سپس منظورم را از طریق اصول اساسی حسابداری توضیح خواهم داد و ترازنامه را به صورت یک معادله نشان خواهم داد.

سپس نشان خواهم داد که شما چطور می توانید ترازنامه را به صورت یک نمودار ارائه کنید، و فکر مي کنیم که شما به راحتی چیزهای زیادی را در مورد نحوة برخورد با تمام ارقامی که در این نمودارها وجود دارند خواهید فهمید.
به طور معمول اشخاص و شرکت ها هر دو می توانند دارایی ها و بدهی هایی داشته باشند.
دارایی می تواند یکی از این موارد باشد که عبارتند از:
*هر چیزی که متعلق به شماست، به عنوان مثال، پول نقد، مطالبات، زمین، ساختمان، کالاها، اتومبیل، دوچرخه، لباس، جواهرات، علامت تجاری و سهام سایر شرکت ها و غیره یا
*هر چیزی که توسط اشخاص دیگر در مالکیت شما قرار گرفته است، یا هر چیزی که متعلق به شماست، اما فعلا در اختیار اشخاص دیگر قرار دارد، یا وجوهی که شما قرض داده اید و یا هر چیز دیگری می تواند یک دارایی باشد. اگر بخواهیم یک تعریف کامل از دارایی ارائه دهیم می توانیم آن را بصورت زیر تعریف کنیم.

کلیه اموال، مطالبات و سایر منابع اقتصادی متعلق به یک شخص يا موسسه که در نتیجه معاملات، رویدادهای مالی و یا سایر رویدادها، در گذشته به مالکیت شخص یا شرکت درآمده اند و بهای تمام شدة آنها در زمان تحصیل قابل اندازه گیری به پول بوده و دارای منافع آتی می باشد.
تمامی دارایی ها دارای یک ویژگی مشترک هستند و هر چیزی که این ویژگی را داشته باشد دارایی محسوب می شود و آن عبارتست از داشتن منافع آتی، منظور از داشتن منافع آتی به عنوان ویژگی مشترک تمامی داراییها یکی از موارد زیر می با

شد.
الف: داراییِ مورد نظر قابل تبدیل به پول نقد می باشد.
ب: یا دارایی مورد نظر قابل فروش یا قابل معاوضه با یک دارایی دیگر باشد.
ج: یا دارایی مورد نظر در آینده قابل استفاده باشد.
هر چیزی که یکی از ویژگی های سه گانه بالا را داشته باشد دارایی محسوب می شود. به عنوان مثال ساختمان را در نظر بگیرید، چون دارای منافع آتی است بنابر این دارایی محسوب می شود، که منافع آتی می تواند از طریق فروش آن و تبدیل آن به وجه نقد یا از طریق استفاده در سالهای آتی، عاید موسسه گردد، یا زمین، کالا ها، اتومبیل، جواهرات که همه دارای منافع آتی هستند و منافع آتی آنها می تواند از طریق فروش یا استفاده از آنها عاید شرکت گردد.

بدهی:
هر چیزی که شما از اشخاص دیگر قرض کرده اید و انتظار می رود در تاریخ سر رسید باز پرداخت شوند، بدهی ها اغلب پولی هستند، اما می توانند هر چیز دیگری باشند، بنابر این می توان گفت بدهی عبارتست از تعهدات یک شرکت در مقابل دیگران مبنی بر انتقال منافع اقتصادی توسط شرکت به سایرین که در نتیجه معاملات و رویدادهای گذشته به وجود آمده اند، تمامی بدهی ها دارای یک ویژگی مشترک هستند و آن عبارتست از کاهش منافع آتی،یعنی بدهی ها منافع آتی ما را کاهش خواهند داد،چون برای بازپرداخت آنها،شرکت مقداری از دارایی های خود را از دست می دهد(مانند وجه نقد)که این به معنی کاهش منافع آتی می باشد،بنابراین بدهی ها رابطه معکوسی با دارایی ها دارند،برخی از بدهی ها عبارتند از حساب های پرداختی یا بستانکاران،اسناد پرداختی،وام پرداختی،هزینه های پرداختی.

حقوق صاحبان سرمایه(سرمایه)
به خالص داراییهای یک شخص يا یک شرکت، حقوق صاحبان سرمایه یا سرمایه گفته می شود. منظور از کلمة خالص دارایی ها چيست، شاید شما هرگز ندانسته باشید که منظور مردم، موقع صحبت کردن از به کار بردن کلمه خالص چیست؟
خالص، فقط به معنی ارزش باقی ماندة یک چیز پس از کسر نمودن ارزش یک چیز دیگر از آن است. یک دلیل برای اینکه، شما نمی دانید منظور مردم از کلمة خالص چیست؟ این است، که آنها توضیح نمی دهند، که چه چیزی را از آن کم می کنند، در واقع می توان گفت اگر از جمع کل دارایی های یک شخص(دارایی های ناخالص) بدهی های همان شخص را کسر کنیم، باقی مانده همان دارایی های خالص ایشان است که به آن سرمایه گفته می شود.

دارایی های خالص شما، دارایی هایی هستند که اگر شما همه دارایی های خود را بفروشید و از محل وجوه حاصل از فروش آنها تمامی بدهی های خود را پرداخت کنید برای خود شما باقی می ماند، به عبارت دیگر دارایی های خالص شما آنهایی هستند که برای شما ارزش دارند و متعلق به خود شما هستند، که به آنها سرمایه شما گفته می شود. بعد از آشنا شدن با معنی و مفهوم دارایی ها، بدهی ها و سرمایه اکنون ترازنامه شخصی یک فرد فرضی را نشان می دهیم .
تراز نامه شخصی احمد
دارایی ها:
وجوه نقد ۳۰۰۰۰
خانه و محتویات آن ۰۰۰/۵۰
اتومبیل ۰۰۰/۲۰
سرمایه گذاری در سهام ۰۰۰/۳۰
وام به برادر (قرض به برادر) ۱۰۰۰۰
جمع دارایی ها ۰۰۰/۱۱۳

بدهی ها:
وام پرداختی به بانک (۰۰/۴۰)
اسناد پرداختی (۰۰۰/۱۰)
قبوض پرداخت نشدة آب، برق، تلفن (۰۰۰/۱۰)
جمع بدهی ها (۰۰۰/۶۰)
خالص دارایی ها (سرمایه) ۰۰۰/۵۳
«پرانتزها برای نشان دادن ارقام منفی می باشد»
داراييها:
وجوه نقد ۳۰۰۰۰
خانه و محتويات آن ۵۰۰۰۰
اتومبيل ۲۰۰۰۰
سرمايه گذاري در سهام ۳۰۰۰
اعطاي وام به برادر ۱۰۰۰۰

 

مجموع داراييها ۱۱۳۰۰۰ بدهیها:
وام پرداختني به بانك ۴۰۰۰۰
اسناد پرداختني ۱۰۰۰۰
قبوض پرداخت نشده آب، ۱۰۰۰۰
برق، تلفن (هزينه هاي پرداختني)
سرمایه(خالص دارايي ها)
سرمايه ۵۳۰۰۰

مجموع بدهيها و سرمايه ۱۱۳۰۰۰

بنابراین ما هم می توانیم تمامی دارایی ها و بدهی ها را لیست کنیم و نشان دهیم که ارزش خالص آنها چقدر است. اما منظور از دارایی های خالص چیست، به عنوان مثال ترازنامه بالا دارایی خالص احمد را به مبلغ ۰۰۰/۵۳ نشان می دهد، که این برابر است با مبلغ اولیه ای که احمد زندگی خود را با آن شروع کرده به علاوه کلیه پس اندازهای ایشان تا به امروز.

شما می توانید مقداری از سود های بدست آمده خود را، از زمانی که برای اولین بار شروع به کار کرده اید پس انداز کنید. منظور ما از پس انداز، به صورت پس انداز در حساب بانکی یا زیر رخت خواب تان نیست. بلکه شامل پس اندازهایی بصورت هر نوع دارایی که شما می توانید آن را بفروشید و به وجه نقد تبدیل کنید. مانند خانه، اتومبیل، جواهرات و غیره، به عبارت دیگر، پس انداز شما برابر است با تمامی وجوه کسب شده توسط شما که آن را صرف چیز هایی مانند غذا، نوشیدنی ها و تعطیلات نکرده اید که برای همیشه از دست رفته باشد.

در مرد آقای احمد فرض کنید ایشان کار خود را با ۰۰۰/۲۰ که توسط پدرش به ایشان بخشیده شده است آغاز کرد و امروز دارای ۰۰۰/۵۳ دارایی خالص می باشد که این برابر است با آنچه که در ابتدای شروع به کار توسط پدرش به ایشان بخشیده است، به اضافة آنچه که تا به امروز پس انداز کرده است (۰۰۰/۳۳) که جمع این دو برابر خالص دارایی های ایشان می باشد، تاکید بر این نکته جالب توجه است که ترازنامه احمد پس انداز ایشان را به صورت وجه نقد نشان نمی دهد، بلکه پس انداز ایشان به شکل دارایی های مختلف می باشد.

 

بطور معمول آنچه که به شما بخشیده است به اضافة آنچه که شما تا به امروز پس انداز کرده اید برابر است با ثروت خالص شما در امروز، یعنی آن باید برابر خالص دارایی های شما باشد. این چیزی است که ما آن را معادله ترازنامه می نامیم:
خالص دارایی ها (سرمایه) = دارایی های نا خالص – بدهی ها
تمامی اینها ساده و جالب به نظر می رسد، این کار را برای حساب های یک شرکت چطور باید انجام دهیم؟
ترازنامه یک شرکت کاملا شبیه همین است.
تراز نامه یک شرکت

اجازه بدهید که برای درک منظورم، ترازنامه شرکت سهند را بطور خلاصه برایتان نشان دهیم.
همان طور که در فصل قبل گفته شد یک شرکت می تواند صاحب همه نوع دارایی و بدهی باشد که ما این دارایی ها را در چند طبقه بسیار ساده گروه بندی خواهیم کرد.
می خواهیم در این طبقات گشتی بزنیم که شما بفهمید آنها چیستند.

*دارایی ها:
.دارایی های جاری، دارایی هایی هستند که انتظار می رود در طول یک سال آینده ،فروخته شده،مصرف شده و یا به وجه نقد تبدیل شوند مانند وجوه نقد، موجودی ها،ملزومات و یا بدهکاران.
.دارایی های ثابت، دارایی هایی هستند که شرکت از آنها برای مدت طولانی استفاده می کند و داراي عمر مفيد بيشتر از يكسال هستند، و شرایط لازم برای انعکاس به عنوان دارایی جاری را ندارد و انتظار نمی رود که در طول یک سال آینده فروخته شده،مصرف شده یا به وجه نقد تبدیل شوند مانند،ساختمان،ماشین آلات، وسائط نقلیه،کامپیوترها،زمین. اثاث، ابزار و وسایل کارو تجهیزات.

.دارایی های نامشهود، این گروه از دارایی ها جزو دارایی های بلند مدت هستند که موجودیت عینی ندارند (به چشم دیده نمی شوند)، اما چون دارای منافع آتی هستند جزو دارایی های شرکت به حساب می آیند مانند سرقفلی، حق اختراع، حق امتیاز، نام تجاری، علایم تجاری. دارایی نامشهود دارایی است که ارزش آن خارج از دارایی است.
.سایر دارایی ها، دارایی هایی که در عملیات واحد تجاری کاربرد ندارد، یا انتظار می رود طی مدت زمان معقول به کار گرفته نشود تحت عنوان سایر دارایی ها در ترازنامه طبقه بندی می شوند، این ها دارایی هایی هستند که شرایط لازم را برای طبقه بندی به عنوان دارایی جاری، دارایی ثابت، دارایی نامشهود ندارند. مانند: وجوه مسدود شدة بانکی یا زمینی که در عملیات واحد تجاری به طور موثر مورد استفاده قرار نمی گیرد و هدف از خرید آن نگهداری و فروش آن در زمان مناسب برای کسب سود است.
*بدهی ها:
بدهی ها نیز به دو گروه تقسیم می شوند که شامل:
.بدهی های جاری، بدهی هایی هستند که انتظار می رود در طول یک سال آینده (دورة مالی آینده) پرداخت شوند، مانند: بستانکاران، اسناد پرداختنی، پیش دریافت درآمد و ……جاری بدهی های بلند مدت.

.بدهی های بلند مدت، بدهی هایی هستند که انتظار نمی رود در طول سال مالی آینده پرداخت شوند و سررسید آنها بیشتر از یک سال کمی باشد، مانند وام های بلند مدت، اوراق قرضه پرداختنی بلند مدت و اسناد پرداختنی بلند مدت.
همان طور که ما برای شما ترازنامه شخصی تان را نشان داده، میتوانیم به همین صورت ترازنامه شرکت سهند را نیز تهیه کنیم. در ترازنامه شرکت سهند همة دارایی ها را با هم جمع کرده و از آن جمع بدهی ها را برای رسیدن به خالص دارایی های شرکت کم می کنیم.

اکنون به بخشی که حقوق صاحبان سرمایه نام گرفته توجه کنید؛
این دقیقا شبیه همان بخشی است که در ترازنامه شخصی شما به عنوان ارزش خالص دارایی ها نامیده شده بود، این یک اصطلاح دیگر برای ارزش خالص است. همانند ترازنامه شخصی شما، نشان می دهد که چطور دارایی های خالص شرکت به این نقطه رسیده اند.
وجوه سرمایه گذاری شده، وجوهی هستند که توسط مالکان شرکت (سهامداران) به شرکت آورده شده است. به عبارت دیگر، اینها مبالغی هستند که شرکت فعالیت و کار خود را با آن شروع کرده است. آن برابر است با وجوهی که توسط پدر شما به شما بخشیده شده است(ارث)، اگر چه من گفتم این همان مبالغی هست که شرکت کارش را با آن شروع کرده است، اما منظور من تنها سرمایه گذاری پولی(وجوه سرمایه گذاری شده) موقعی که شرکت برای اولین بار شروع به

فعالیت می کند نیست، بلکه فرض من شامل وجوه سرمایه گذاری شده توسط مالکان در هر زمانی است، به همان ترتیب که شما هم ممکن است در هر نقطه ای از زندگی تان به ارث دست پیدا کنید، نکته این است که اینها وجوهی هستند که خود شرکت در نتیجه فعالیت های خودش آنها را کسب نکرده است بلکه از طریق مالکان شرکت در اختیار شرکت قرار داده شده است اکنون بعد از ارائه توضیحات فوق تراز شرکت ایکس را نشان می دهیم.

 

شرکت خدمات مالی و مشاوره مدیریت ایکس
ترازنامه
در تاریخ ۲۹/۱۲/۸۴

قبلا گفته بودیم که طرف راست ترازنامه نشان دهنده کل دارایی های (منابع اقتصادی) یک شرکت می باشد و طرف چپ ترازنامه نشان دهنده ادعاهای گروه های مختلف (سهم گروه های مختلف) بر روی دارایی های شرکت می باشد، در ترازنامة فوق جمع بدهی ها نشان دهندة سهم طلبکاران از دارایی های شرکت می باشد و حقوق صاحبان سرمایه (سرمایه) نشان حقوق (سهم) مالکان شرکت از دارایی های شرکت می باشد، یعنی اگر فرض کنیم که کل دارایی های شرکت به مبلغ ۰۰۰/۹۷۰۰ ریال فروخته شوند، ابتدا باید سهم طلبکاران به مبلغ ۰۰۰/۵۵۰۰ ریال پرداخت شود، و باقی مانده یعنی ۰۰۰/۴۲۰۰ ریال متعلق به صاحبان سرمایه شرکت (مالکان)می باشد.

دلیل اینکه در طرف چپ ترازنامه ابتدا بدهی ها نوشته می شوند و بعد از آن حقوق صاحبان سهام نوشته می شود اینست که طلبکاران پرداخت شود و اگر بعد از پرداخت طلب آنها چیزی باقی ماند به صاحبان سرمایه شرکت (مالکان) تعلق دارد.

سازماندهی دوبارة معادله ترازنامه:
بنابراین اگر منظور مرا بطور کامل درک کرده باشید، خالص دارایی ها که پس از اینکه تمام دارایی ها فروخته شوند و از مخل وجوه حاصله تمام بدهی ها پرداخت شوند، باقی می ماند، که این مقدار به صاحبان سرمایه (مالکان) شرکت تعلق دارد، بنابر این اصطلاح حقوق صاحبان سرمایه تنها یک اصطلاح دیگری است برای خالص دارایی ها. آیا این صحیح است؟ بله.

بنابر این می توان گفت در پایان عمر شرکت، اگر تمام دارایی ها فروخته شوند و تمام بدهی ها پرداخت شوند، باقی مانده به صاحبان سرمایه شرکت داده خواهد شد، پس می توان گفت که شرکت تنها یک چار چوب قانونی است بزای گروهی از سرمایه گذاران برای سازماندهی سرمایه آنها و در پایان عمر شرکت، مالکان صاحب خالص دارایی های شرکت می شوند نه خود شرکت ها. معادله ترازنامه شرکت را می توان با اندکی تفاوت به این صورت نوشت:
دارایی ها = بدهی ها + سرمایه

چیزی که این معادله به ما می گوید این است که جمع کل دارایی های شرکت باید برابر باشد با مجموع بدهی ها به اضافه حقوق صاحبان سرمایه (سرمایه).

ما می توانیم حتی معادله ترازنامه را از این نیز ساده تر و خلاصه تر کنیم، اگر بخواهیم همانطور که قبلا گفتیم، تمامی دارایی های شرکت متعلق به گروه هایی مانند سرمایه گذاران شرکت (مالکان)، بستانکاران، عرضه کنندگان ، بانک ها می باشد، که هر کدام از این گرو ه ها بر روی دارایی های شرکت ادعا هایی دارند، و به عبارتی کل دارایی ها متعلق به این گروه هاست، بنابر این می توان گفت که کل دارایی ها باید برابر باشد با مجموع ادعا های موجود بر روی آن دارایی ها. یعنی:

دارایی ها = ادعا ها بر روی همان دارایی ها
این معادله، معادله اساسی حسابداری نامیده می شود و از طرفی چون نشاندهنده ترازنامه یک شرکت است (طرف راست معادله مانند ترازنامه دارایی های شرکت را نشان می دهد و طرف چپ آن بدهی ها و سرمایه را)به آن معادله ترازنامه نیز گفته می شود و در هر لحظه از زمان (همیشه) کل دارایی ها یک شرکت باید برابر باشد با ادعا ها بر روی این دارایی ها.

ترازنامه نموداری:
برای اینکه فهم نکاتی که برای تهیه یک ترازنامه واقعی می گوییم آسان شود، می خواهیم ترازنامه را به صورت بسیار ساده یعنی نموداری نشان دهیم. ترازنامه نموداری متشکل از دو ستون است که هر کدام از آنها شامل تعدادی جعبه است این جعبه ها باید به صورت زیر تفسیر شود:
.ارتفاع هر جعبه، ارزش دارایی یا بدهی مربوطه است.
.ستون دارایی ها (ستون سمت راست) تمام دارایی های شرکت را در بر می گیرد، که جعبه های مربوطه بر روی یکدیگر چیده شده است. (دارایی های ناخالص) اگر شما این نمودار را با تراز نامه خلاصه شده شرکت ایکس مقایسه کنید در صفحه ۳۵، خواهید دید که ما در ستون دارایی ها یک جعبه برای بانک به بلندی ۰۰۰/۲۰۰ ریال یک جعبه برای بدهکاران به بلندی ۰۰۰/۸۰۰ ریال، یک جعبه برای ملزومات به بلندی ۰۰۰/۲۰۰ ریال، یک جعبه برای ساختمان به بلندی ۰۰۰/۲۰۰ ریال، یک جعبه برای وسائط نقلیه به بلندی ۰۰۰/۳۰۰ ریال و یک جعبه برای زمین به بلندی ۰۰۰/۳۰۰ ریال، که جمع اینها برابر است با ارزش مجموع دارایی های شرکت ایکس.

ستون ادعاها (ستون سمت چپ) نشان دهندة کلیة ادعا ها بر روی دارایی های شرکت است. اگر این ستون را با سمت چپ ترازنامه شرکت ایکس مقایسه کنیم در صفحه ۳۵، خواهیم دید که چطور ارتفاع (مقدار) ستون مجموع بدهی ها و حقوق صاحبان سرمایه برابر است با کل بدهی ها و حقوق صاحبان سرمایه در ترازنامه شرکت ایکس.

شرکت خدمات مالی و مشاوره مدیریت ایکس
تراز نامه نموداری

تراز نامه نموداری شرکت ایکس

مهمترین نکته در مورد این نمودار این است که هر دو ستون ارتفاع مشابهی دارند. که این با تعریف و مفهوم معادله ترازنامه یکی می باشد.
زمانی که یک شرکت مشغول تجارت و فعالیت می شود، تمامی اقلام مختلف که ساختار ترازنامه هستند بطور مداوم تغییر خواهند کرد. در ترازنامه نموداری، این بدین مفهوم است که ارتفاع هر دو ستون و ارتفاع جعبه ها تغییر خواهند کرد. زمانی که مبادله و رویدادی اتفاق می افتد، بعد از تاثیر گذاشتن این رویداد بر روی دارایی ها، بدهی ها و حقوق صاحبان سرمایه دوباره ارتفاع ستون دارایی ها برابر خواهد بود با ارتفاع ستون ادعا ها (بدهی ها و سرمایه) و این موازنه دو ستون همیشه برقرار خواهد بود.

 

الان با ارائه این توضیحات، شما می بینید که تهیه ترازنامه بسیار ساده است و شما می توانید بروید و ترازنامه یک شرکت براحتی تهیه کنید و شما متحیر خواهید شد که این کار چقدر ساده است.

نحوة تهیه ترازنامه
اکنون شما باید بدانید که ترازنامه چیست و ما یک ترازنامه واقعی را تهیه خواهیم کرد و شما باید بدانید که چطور به یک ترازنامه گرافیکی نگاه کنید و آن را تجزیه و تحلیل کنید، برای این کار ابتدا ما بطور خلاصه روش های تهیه و تنظیم ترازنامه را توضیح خواهیم داد و سپس ترازنامه شرکت ایکس را مرحله به مرحله تنظیم خواهیم کرد.
روش های تنظیم ترازنامه

ما ترازنامه را در یک تاریخ مشخص، بوسیله ثبت کردن تمامی معاملات و روی داده هایی که یک شرکت تا آن تاریخ انجام داده است تهیه می کنیم.
.یک مبادله، رویدادی است که یک شرکت انجام می دهد، بطوری که این مبادله بر وضعیت مالی شرکت اثر می گذارد، مانند دریافت وجوه نقد از سرمایه گذاران شرکت (مالکان) ، دریافت وجوه نقد از بانک، خرید دارایی ها یا مواد اولیه، پرداخت بدهی ها یا حقوق کارگران، فروش محصولات یا خدمات و غیره.

به طور کلی شرکتهای بزرگ هزاران هزار مبادله را در طول سال انجام می دهند، این شرکت ها دارای کامپیوتر و واحد های حسابداری بزرگی هستند که آنها را قادر می سازد این همه مبادلات را به راحتی ثبت و طبقه بندی و گزارش های مالی را تهیه کنند، ولی اصول حسابداری بدون توجه به وسعت عملیات شرکت کاملا مشابه است و در تمامی شرکت ها چه کوچک و چه بزرگ برای ثبت مبادلات از اصول یکسانی استفاده می شود. به خاطر داشته باشید که ترازنامه تنها یک عکس فوری است از وضعیت مالی شرکت در یک لحظه خاص از زمان که بعد از چند دقیقه، ممکن است این وضعیت با انجام مبادله جدیدی تغییر کند، حتی اگر این مبادله جدید نا چیز باشد.

تراز نامه شرکت ایکس
شرکت ایکس در طول سال، هزاران مبادله را انجام می دهد، که ما

بطور خلاصه به آنها اشاره می کنیم، و بعد از انجام هر مبادله ترازنامه این شرکت را تهیه می کنیم.
مبادله ۱ – پرداخت مبلغ ۰۰۰/۱۰۰ ریال وجه نقد به حساب بانکی شرکت ایکس به عنوان سرمایه اولیه توسط آقای سعیدی.
قبل از این مبادله شرکت ایکس هیچ نوع دارایی نداشت، بنابر این هیچ نوع ادعایی نیز بر روی آن دارایی ها وجود نداشت، در اولین مبادله شرکت آقای سعیدی ۰۰۰/۱۰۰ ریال از وجوه نقد خودش را به حساب بانکی ایکس واریز کرده است، بنابر این شرکت می تواند با این پول به عملیات تجاری بپردازد و از طرف دیگر آقای سعیدی مالک ۰۰۰/۱۰۰ ریال سرمایه شرکت ایکس می باشد و

شرکت او را به عنوان صاحب سرمایه میشناسد و ایشان دارای ادعایی برابر با این مبلغ بر روی دارایی های شرکت است. تا این جا شرکت هنوز صاحب دارایی و بدهی دیگری نشده است و تمام ۰۰۰/۱۰۰ ریال حقوق صاحبان سرمایه (آقای سعیدی) را نشان می دهد، اگر ترازنامه شرکت بلافاصله بعد از این رویداد تهیه شود به صورت زیر خواهد بود.

شرکت ایکس
ترازنامه
در تاریخ ۱/۱/۸۱

مبادله ۲- شرکت ایکس نیاز به نقدینگی بیشتری دارد که می تواند آن را از طریق دریافت یک وام بانکی تامین کند، بنابر این آقای مبلغ ۰۰۰/۲۰۰ ریال وام برای شرکت از یکی از بانکهای تجاری دریافت می کند. در نتیجه این مبادله، شرکت در حساب بانکی خود صاحب وجوه نقد بیشتری شده است و وجوه نقد شرکت در این حساب به مبلغ ۰۰۰/۲۰۰ ریال افزایش یافته و در نتیجه این مبادله یک بدهی بر عهده شرکت ایجاد شده است به نام وام پرداختی که شرکت باید در آینده این بدهی را به بانک پرداخت کند، اکنون ترازنامه شرکت ایکس را بعد از انجام دومین مبادله تهیه می کنیم.

شرکت ایکس
ترازنامه
در تاریخ ۱۰/۱/ ۸۱

به دو نکته توجه کنید:
.دو طرف ترازنامه دوباره باهم برابر هستند و در موازنه باقی میمانند.
.آقای سعیدی در اثر این مبادله ثروتمند تر یا فقیر تر نشده است، او فقط دارای یک ادعا به مبلغ ۰۰۰/۱۰۰ ریال بر روی دارایی های شرکت است.
مبادله ۳- خرید یک دارایی ثابت به نام اتومبیل به مبلغ ۰۰۰/۹۰۰ ریال که وجه آن از طریق صدور چک از حساب بانکی شرکت پرداخت می شود.
قبل از اینکه شرکت فعالیت خود را آغاز کند، نیاز به یک اتومبیل دارد که مشتریان احتمالی را ببیند اقلام خریداری شده را حمل کند که بهای تمام شده آن۰۰۰/۹۰۰ ریال است.

تا اینجا شرکت برای خرید اتومبیل مبلغ۰۰۰/۹۰۰ ریال از وجوه نقد موجود در حساب بانکی خود را پرداخته است.که این باعث کاهش حساب بانکی شرکت به همان مبلغ می شود، از طرف دیگر شرکت یک دارایی جدید به نام اتومبیل(وسائط نقلیه) به دست آورده است بنابراین مجموع دارایی های شرکت تغییری نمی کند و در همان مبلغ ۰۰۰/۳۰۰ ریال باقی می ماند و در طرف چپ ترازنامه هیچ ادعای جدیدی بر روی دارایی ها ایجاد نشده است. بنابراین مجموع بدهی ها و سرمایه درست برابر جمع دارایی هاست و مثل همیشه ترازنامه در موازنه باقی می ماند اگر بعد از انجام این مبادله ترازنامه شرکت ایکس را تهیه کنیم به این صورت خواهد بود.

شرکت ایکس
ترازنامه
در تاریخ ۲۰/۱/۸۱

.در حسابداری پرداخت به وسیله چک به این معنی است که وجوه نقد در همان لحظه از حساب بانکی شرکت پریده است(کم شده) بنابراین ما آن را تحت عنوان پرداخت نقدی در نظر می گیریم.
مبادله ۴- خرید ملزومات به مبلغ ۰۰۰/۲۰۰ ریال و پرداخت وجه آن از طریق صدور چک.
این مبادله نیز مانند مبادله قبلی است که در نتیجه آن حساب بانکی شرکت که یکی از دارایی هاست کاهش پیدا می کند و در عوض شرکت صاحب یک دارایی جدید به نام ملزومات شده است.
توجه کنید که ما در ترازنامه برای ثبت هر مبادله دو حساب را تغییر می دهیم واضح است که اگر ما یکی از حساب ها را تغییر دهیم برای اینکه دو طرف ترازنامه در موازنه باقی بماند باید یک حساب دیگر را نیز تغییر دهیم، این همان چیزی است که به آن دفترداری دوطرفه(ثبت دوطرفه) می گویند و همان چیزی است که ما برای ثبت مبادلات انجام می دهیم و همان طور که می بینید چیز بسیار مشکلی نیست. ثبت دوطرفه مبادلات در ترازنامه روشی است که ما به عنوان یک اصل اساسی بکار می بریم که مفهوم آن این است که دارایی ها همیشه باید برابر با مجموع بدهی ها و سرمایه (ادعاها) باشند.
حال ترازنامه شرکت ایکس را بعد از انجام چهارمین مبادله تهیه می کنیم:

شرکت ایکس
ترازنامه
در تاریخ ۱/۲/۸۱

مبادله ۵-خرید یک باب ساختمان برای شرکت به مبلغ ۰۰۰/۸۰۰ ریال بطور نسیه:در نتیجه انجام این مبادله شرکت ایکس یک دارایی جدید به نام ساختمان بدست می آورد که بهای تمام شده آن ۰۰۰/۸۰۰ ریال است که به لیست دارایی های شرکت در طرف راست ترازنامه اضافه می شود، در مقابل چون این خرید بطور نسیه بود، یک بدهی جدید بر عهده شرکت ایجاد می شود و در سمت چپ ترازنامه تحت عنوان بستانکار به مبلغ ۰۰۰/۸۰۰ ریال درج می شود که این باعث می شود دوباره دو طرف ترازنامه در موازنه باقی بمانند، ترازنامه شرکت ایکس بعد از انجام این مبادله به شرح زیر می باشد.

شرکت ایکس
ترازنامه
در تاریخ۲۵/۲/۸۱

توجه کنید که با وجود مبادلات فوق، هنوز چیزی انجام نشده است که سرمایه آقای سعیدی را به عنوان تنها صاحب سرمایه شرکت تغییر دهد و ادعای او بر روی دارایی های شرکت هنوز هم برابر همان مبلغی است که او برای ایجاد شرکت سرمایه گذاری کرده است یعنی ۰۰۰/۱۰۰ ریال در فصول بعدی به رویدادهایی که موجب تغییر حقوق صاحبان سرمایه می شود اشاره خواهد شد.
مبادله ۶- پرداخت نصف بدهی ایجاد شده در نتیجه خرید ساختمان از طریق صدور چک.
در نتیجه این رویداد ۰۰۰/۴۰۰ ریال از بدهی های شرکت که در حساب بستانکاران ثبت شده است کم می شود و از طرف دیگر حساب بانکی شرکت نیز به همان اندازه کاهش پیدا می کند و چون دو طرف ترازنامه به یک اندازه کاهش یافته، دوباره ترازنامه در موازنه باقی می ماند. اگر بعد از ثبت این رویداد ترازنامه شرکت ایکس را تهیه کنیم بصورت زیر خواهد بود.

شرکت ایکس
ترازنامه
در تاریخ۳۰/۲/۸۵

داراییها : بدهیها :
بانک ۰۰۰/۱۵۰۰ بستانکاران ۰۰۰/۴۰۰
ملزومات ۰۰۰/۲۰۰ وام پرداختنی ۰۰۰/۲۰۰
وسائل نقلیه ۰۰۰/۹۰۰ حقوق صاحبان سرمایه :
ساختمان ۰۰۰/۸۰۰ سرمایه آقای سعیدی ۰۰۰/۱۰۰

جمع داراییها ۳۴۰۰۰۰۰

مجموع بدهیها وسرمایه ۳۴۰۰۰۰۰

همانطور که از ترازنامه بالا پیداست ،داراییها در طرف راست ترازنامه و بدهیها وسرمایه در طرف چپ ترازنامه نوشته می شوند و دو طرف ترازنامه باید همیشه با هم برابر باشند به همین خاطر ترازنامه به معادله حسابداری شباهت کامل دارد ( یعنی باید داراییها برابر باشند با مجموع بدهیها و سرمایه ) برای اینکه یک ترازنامه طبق قواعد حسابدار تهیه گردد ، لازم است نکات زیر در تهیه آن رعایت گردد :

الف ) عنوان ترازنامه
عنوان یا سرفصل ترازنامه شامل سه نظر می باشد که به ترتیب زیر نوشته می شود :
۱- سطر اول : نام شرکت
۲- سطر دوم : نام شرکت
۳- سطر سوم : تاریخ صورت مالی

صورت حساب سود وزیان :
صورت حساب سود و زیان نشان دهنده ی نتیجه عملیات یک شرکت در طول یک دوره ی مالی است ، در این صورت حساب کلیه درآمدها و هزینه های شرکت در طول دوره ی مالی درج می شود و نتیجه این صورت حساب نشان می دهد که فعالیت موسسه در طول یک دوره ی مالی منجر به سود شده است یا زیان . بنابراین برای محاسبه سود یا زیان موسسه باید صورتحساب سود وزیان را تهیه کرد که شکل آن در موسسات خدماتی به شرح زیر می باشد :
موسسه ……….
صورت حساب سود و زیان
برای دوره ی مالی منتهی به ۲۹ اسفند ماه ..x13
درآمد ***
کسر می شود. هزینه ها :
هزینه حقوق **
هزینه ی اجاره **
هزینه ی سوخت **
هزینه ی ملزومات **
هزینه ی آب و برق **
جمع هزینه ها (** )
سود(زیان ) خالص **

عنوان صورت حساب سود و زیان نیز شامل سه جزء است که عبارتند از نام موسسه ، عنوان صورتحساب و تاریخ که نشاندهنده ی دوره ای است که صورتحساب سود و زیان برای آن دوره تهیه می شود . نکته مورد توجه اینکه در متن صورتحساب سود و زیان فقط درامد ها و هزینه ها نوشته می شود که هر کدام به صورت خلاصه توضیح داده می شود .
درآمد (Revenue) :
درآمد عبارتست از کلیه وجوهی که در مقابل فروش کالا یا ارائه خدمات به مشتریان دریافت می شود یا درآینده دریافت خواهد شد .اگر بخواهیم درآمد را از دیدگاه استانداردهای حسابداری تعریف کنیم درآمد عبارتست از افزایش ناخالص در داراییها یا کاهش ناخالص در بدهیها که طبق اصول پذیرفته شده ی حسابداری شناسایی واندازه گیری می شود و ناشی از آن گروه از فعالیتهای انتفاعی واحد های تجاری است که می تواند به تغییر در سرمایه منتهی شود .
در این تعریف درآمد براساس دیدگاه دارایی و بدهی تعریف شده است ،براساس این دیدگاه درآمد براساس افزایش در داراییها یا کاهش در بدهیها تعریف می شود برای توضیح بیشتر فرض کنید اگر ما در آمدها را بصورت وجه نقد از مشتریان وصول کنیم این وجه نقد به صندوق یا بانک واریز می شود و موجب افزایش در داراییها می شود و یا اگر در مقابل ارائه خدمات به جای وجه آن (درآمد) داراییهای غیر نقدی مانند اثاثه- ساختمان –ملزومان ، تجهیزات و … از مشتریان بگیریم با هم

داراییهای ما افزایش یافته است بنابراین درآمد محسوب می شود ، درست مانند این است که ما درآمدها را به صورت وجه نقد دریافت کنیم و بعد با استفاده از همان پول ها دارایی دیگری مانند اثاثه یا ملزومان بخریم یا فرض کنید ما برای تسویه بدهی خود به یک شخص دیگر خدماتی را به ایشان ارائه کنیم و درآمد این خدمات را از ایشان دریافت نکنیم ،بلکه آن را به حساب واریز بدهی مان بگذاریم که موجب کاهش بدهیها می شود که خود نوعی درامد است درست مانند این است که ما وجه درآمد را وصول کنیم و بعد با همان پول بدهی خود را پرداخت کنیم . توجه داشته باشید که تنها افزایش در داراییها یا کاهش در بدهیهایی درآمد محسوب می شوند که ناشی از

فعالیتهای انتفاعی واحدهای تجاری باشند و فعالیتهایی مانند سرمایه گذاری مجدد یا خرید داراییها بطور نسیه یا از طریق استقراض با اینکه موجب افزایش داراییها هستند ولی به دلیل اینکه جزء فعالیتهای انتفاعی محسوب نمی شوند ، درآمد محسوب می شود .
نکته :درآمد موجب افزایش سرمایه می شود
درآمد معمولاً از فعالیتهای زیر ناشی می شود :
الف – فروش محصولات و کالاها
ب – ارائه خدمات به دیگران یا دادن اجازه ی استفاده از منابع واحد تجاری به دیگران مانند اجاره دادن ساختمانهای اضافی ودریافت اجاره که به آن درآمد اجاره گفته می شود برای واحدهای تجاری ایجاد درآمد می کند .
ج – فروش سایر منابع غیر از محصولات ،مانند فروش ماشین آلات و تجهیرات و سرمایه گذاریها (داراییهای ثابت )

هزینه (Expense) :
هزینه ها مخارجی هستند که برای کسب درآمد پرداخت یا واقع شده اند و تعهد می شوند که در آینده پرداخت شوند ، هزینه برعکس درآمد ها موحب کاهش سرمایه می شوند . انواع مختلفی از هزینه ها در موسسات خدماتی وجود دارند که برخی از آنها عبارتند از : هزینه حقوق ودستمزد هزینه اجاره ، هزینه ی آب و برق ،هزینه آگهی و تبلیغات ، هزینه سوخت ، هزینه ملزومات ، هزینه ی تعمیرات وسائط نقلیه ، هزینه ی بهره و هزینه استهلاک و غیره … هزینه ها از طریق بهای تمام شده داراییها و یا خدماتی که در یک دوره ی مالی به مصرف می رسد و یا مورد استفاده قرار می گیرد اندازه گیری و در مدارک حسابداری ثبت می شود .
نکته : هزینه ها باعث کاهش سرمایه می شوند.

 

صورت حساب سرمایه :
صورت حساب سرمایه ،تغییرات در حساب سرمایه واحد تجاری را در طول یک دوره خاص مثلاً یک ماه ، یا یک سال را نشان می دهدکه این صورت حساب با سرمایه ابتدای دوره شروع می شود و بعد مراحل تغییر دهنده سرمایه در این صورت حساب درج می شود و در پایان به سرمایه درآخر دوره می رسیم در این بخش به عوامل موثر برسرمایه یعنی عواملی که سرمایه یک موسسه را تغییر می دهند اشاره می شود . به طور کلی عملیات و عواملی که باعث تغییر در سرمایه می گردند به سه دسته تقسیم می شوند .
الف – سرمایه گذاری مجدد:
سرمايه گذاري مجدد طی سال که باعث افزایش سرمایه می شود، ممکن است در طول سال شرکت نیاز به سرمایه بیشتر و نقدینگی بیشتر داشته باشد که یکی از روشهای تامین سرمایه و نقدینگی سرمایه گذاری مجدد توسط صاحب شرکت است در این صورت صاحب شرکت جهت افزایش سرمایه یک نوع دارایی ( اعم از نقدی یا غیر نقدی ) وارد شرکت می کند که این دارایی جزء داراییهای شرکت محسوب می شود که در طرف راست ترازنامه ثبت می گردد از طرف دیگر حقوق آورنده دارایی به همان اندازه برروی داراییهای شرکت افزایش می یابد که حقوق و ادعاهاي صاحب شرکت در حساب سرمایه نشان داده می شود لذا سرمایه گذاری مجدد در سمت چپ ترازنامه در حساب سرمایه صاحب شرکت منعکس می گردد .

ب- برداشت صاحب شرکت :

برداشت داراییهای شرکت توسط صاحب شرکت ، باعث کاهش سرمایه وی می شود . در طی دوره مالی صاحب موسسه برای انجام مخارج شخصی ممکن است وجوه نقد یا سایر داراییهای مورد نیاز خود را از محل داراییهای موسسه تامین کند و آن را به مصرف شخصی خود برساند ، به عنوان مثال ممکن است صاحب شرکت با استفاده از وجوه نقد شرکت یک تلویزیون برای منزل خود بخرد یا ممکن است یکی از کامپیوترهای شرکت را جهت استفاده پسرش به منزل انتقال دهد و یا ممکن است تلفن ،آب ،برق منزل شخصی صاحب شرکت توسط صندوق شرکت از وجوه شرکت پرداخت شود که چنین برداشتهایی در حسابی تحت عنوان حساب برداشت ثبت می شود و به

طور کلی برداشت باعث کاهش حساب سرمایه می شود چون قبلاً گفتیم که حساب سرمایه نشان دهنده ی ادعا و سهم صاحب شرکت از داراییهای شرکت است و وقتی که صاحب شرکت مقداری از داراییهای شرکت را جهت مصارف شخصی برداشت می کند که همان اندازه سهم او از داراییهای شرکت کاهش می یابد چون قسمتی از سهم خود را برداشت کرده است و حساب سرمایه که سهم ایشان را نشان می دهد باید کاهش یابد .
اگر چه در موقع برداشت می توان مستقیماً حساب سرمایه را کاهش داد ولی همانطور ک

ه قبلاً گفته شد حسابداری یک سیستم اطلاعاتی است و برای اینکه اطلاعات بیشتری جهت استفاده مدیریت تهیه کند ، مبالغ برداشت شده در یک حساب جداگانه به نام برداشت ثبت می شود تا در آخر دوره ی مالی میزان کل برداشتها توسط این حساب نشان داده شود و در آخر دوره ی مالی و هنگام بستن حسابها برداشت به حساب سرمایه بسته می شود و حساب سرمایه به اندازه حساب برداشت کاهش می یابد .با اینکه برداشت نیز مانند هزینه باعث کاهش سرمایه می شود ولی برداشت یک نوع هزینه نیست زیرا هزینه به قصد تحصیل سود در جهت فعالیتهای شرکت پرداخت می شود در صورتی که برداشت بدین منظور انجام نمی شود .

 

ج- سود یا زیان خالص شرکت : هدف از ایجاد یک شرکت فقط کسب سود است بنابراین وقتی که شخص شروع به راه اندازی یک شرکت یا موسسه مینماید هدفش کسب سود است و اگر بداند که ایجاد این موسسه سودی عاید وی نخواهد کرد ،مبادرت به ایجاد این شرکت یا موسسه نمی نماید بنابراین می توان نتیجه گرفت که در پایان سال مالی سود خالص کسب شده توسط شرکت به صاحب شرکت تعلق دارد و باید به حساب سرمایه وی اضافه شود همانگونه که سود خالص شرکت به صاحب شرکت تعلق دارد . اگر شرکت متحمل زیان خالص شود این زیان نیز به صاحب شرکت تعلق دارد و باز به حساب سرمایه صاحب شرکت منظور می شود و باعث کاهش سرمایه می شود بنابراین می توان نتیجه گرفت که سود باعث افزایش سرمایه و زیان باعث کاهش سرمایه می شود سود ( زیان ) خالص از طریق معادله ی زیر بدست می آید :

هزینه ها – درآمد ها = سود ( زیان ) خالص

اگر درآمدها بیشتر باشند شرکت سود خالص بدست آورده است .
اگر هزینه ها بیشتر از درآمدها باشند شرکت متحمل زیان خالص شده است .
مثال : اگر درآمدهای یک موسسه در طول سال ۸۴ مبلغ ۰۰۰/۰۰۰/۲۰ ریال و هزینه های آن معادل ۰۰۰/۱۵۰۰۰ ریال باشد ، سود ( زیان ) خالص موسسه را بدست آورید.

هزینه ها – درآمد ها = سود ( زیان ) خالص
۰۰۰/۱۵۰۰۰ – ۰۰۰/۰۰۰/۰ ۲= سود ( زیان ) خالص
۰۰۰/۵۰۰۰ = سود خالص

بنابراین این موسسه در طول سال ۸۴ با عملیاتی که انجام داده توانسته است مبلغ ۰۰۰/۵۰۰۰ ریال سود خالص بدست آورد شکل کلی صورت حساب سرمایه :
شکل کلی صورت حساب سرمایه به شرح زیر است :

 

موسسه سهند
صورت حساب سرمایه
برای سال مالی منتهی به ۲۹ اسفند ۱۳۸۴
سرمایه در ابتدای دوره xxx
سرمایه گذاری مجدد طی دوره xx
جمع سرمایه در طی دوره xx
اضافه (کسر ) شود سود ( زیان ) خالص xx
کسر شود برداشت (x)
افزایش ( کاهش ) خالص در سرمایه xx
سرمایه در پایان دوره xx

با توجه به صورت حساب بالا می توان نتیجه گرفت که :
۱- سرمایه گذاری مجدد باعث افزایش سرمایه می شود
۲- سود خالص باعث افزایش سرمایه می شود
۳- زیان خالص باعث کاهش سرمایه می شود

 

۴- برداشت صاحب موسسه باعث کاهش سرمایه می شود.

مثال : فرض کنید سرمایه آقای اکبری در ابتدای سال ۱۳۸۵ مبلغ ۰۰۰/۰۰۰/۵۰ ریال بوده است ، همچنین آقای اکبری در طول سال ۸۵ مبلغ ۰۰۰/۰۰۰/۱۰ ریال سرمایه گذاری مجدد نموده است وسود خالص موسسه وی نیز در این سال ۰۰۰/۰۰۰/۱۵ ریال و برداشت شخصی وی نیز ۰۰۰/۰۰۰/۵ ریال بوده است مطلوبست با توجه به اطلاعات بالا صورتحساب سرمایه موسسه اکبری را تهیه کنید .

موسسه اکبری
صورت حساب سرمایه
برای سال مالی منتهی به ۲۹ اسفند ۱۳۸۵
سرمایه آقای اکبری در ابتدای سال ۸۵ ۰۰۰/۰۰۰/۵۰
سرمایه گذاری مجدد طی دوره ۰۰۰/۰۰۰/۱۰
جمع سرمایه در طی دوره ۰۰۰/۰۰۰/۶۰
اضافه شود: سود خالص ۰۰۰/۰۰۰/۱۵
کسر شود برداشت (۰۰۰/۰۰۰/۵)
افزایش خالص ۰۰۰/۰۰۰/۱۰
سرمایه در پایان دوره ۰۰۰/۰۰۰/۷۰

ارتباط بین صورتحساب سرمایه و ترازنامه :
دومین گزارشی که در موسسات انفرادی تهیه می شود ، صورتحساب سرمایه است ،قبل از تهیه این صورتحساب باید صورتحساب سود و زیان تهیه شود تا میزان سود ( زیان ) خالص ،جهت بکارگیری آن برای تهیه صورتحساب سرمایه بدست آید . هدف از تهیه صورتحساب سرمایه ، بدست آوردن سرمایه در پایان دوره ی مالی است که سرمایه در پایان دوره ی مالی در ترازنامه منعکس خواهد شد .
بنابراین صورتحساب سرمایه تغییرات حساب سرمایه صاحب موسسه را در طول دوره مالی نشان می دهد .

سوالات :
۱- ترازنامه را تعریف کنید

۲- صورتحساب سود زیان را تعریف کنید
۳- صورتحساب سرمایه را تعریف کنید .
۴- منظور از سرمایه کذاری مجدد توسط صاحب موسسه چیست ؟
۵- آیا برداشت سرمایه را افزایش می دهد یا کاهش ، چرا ؟
۶- دارایی را تعریف کرده وویژگیهای داراییها را بنویسید .
۷- بدهی را تعریف کرده و ویژگیهای بدهیها را بنویسید .

۸- سرمایه را تعریف کنید .
۹- هدف از تهیه صورتحساب سود و زیان و صورتحساب سرمایه چیست ؟
۱۰- درآمد هزینه را تعریف کنید .
۱۱- معادله سود( زیان ) خالص را بنویسید و سود یا زیان چه تاثیری برروی سرمایه می گذارند .

معادله اساسی حسابداری ( معادله ترازنامه) :
معادله زیر معادله اساسی حسابداری نامیده می شود که شالوده سیستم حسابداری است چون این معادله نشان دهنده ی ترازنامه واحد تجاری است به آن معادله ترازنامه نیزگفته می شود چون همانند ترازنامه داراییها در طرف راست آن و بدهیها و سرمایه در طرف چپ آن نشان داده می شود و دو طرف آن مانند ترازنامه باید همیشه در موازنه باشند .

داراییها = بدهیها + سرمایه
• همانطور که در فصل دوم تشریح شد ، هر موسسه مانند یک شخص حقیقی می تواند برای خود دارایی و بدهی داشته باشد ، کلیه اموال ، مطالبات ومنابع مالی یک موسسه داراییهای آن موسسه نامیده می شوند .
• کلیه داراییهای یک موسسه از دو روش تأمین شده اند که عبارتند از : یا اینکه با استفاده از منابع مالی صاحب سرمایه موسسه خریداری و تأمین شده اند که در این صورت این داراییها از یکطرف در طرف راست ترازنامه جزء داراییهای شرکت محسوب شده و در طرف چپ ترازنامه در حساب سرمایه صاحب موسسه درج شده اند و طریقه دوم خرید داراییها بطور نسیه و یا در مقابل اخذ وام است که در این حالت هم این دارای در طرف راست ترازنامه جزء داراییها ودر طرف چپ ترازنامه جزء بدهیها ( بستانکاران ، وام پرداختنی )درج شده اند. بنابراین اگر خوب دقت کنیم می بینیم که

داراییهای موسسه متعلق به این دو گروه یعنی صاحب سرمایه شرکت و طلبکاران ( بستانکاران از موسسه ) می باشد و همیشه باید مجموع داراییها درست برابر با مجموع بدهیها وسرمایه باشد یعنی دو طرف معادله حسابداری باید همیشه با هم برابر باشد . این معادله نشان می دهد که در مقابل هر یک ریال دارایی یک موسسه یک ریال ادعا برروی این داراییها از طرف طلبکاران موسسه و صاحب سرمایه موسسه وجود دارد .در ضمن ادعای طلبکاران ( مانند بستانکاران ) برادعای صاحبان سرمایه مقدم می باشد یعنی اگر یک روز شرکت ورشکست یا منحل شود ابتدا باید بدهیهای موسسه به طلبکاران پرداخت شود و اگر بعد از پرداخت بدهیها چیزی باقی بماند به صاحبان

سرمایه شرکت تعلیق می گیرد و در ضمن ادعای طلبکاران برروی کلیه داراییهای موسسه می باشد و به یک دارایی خاص مربوط نمی شود بنابراین اگر بخواهیم معادله حسابداری را براساس مفهوم بالا بنویسیم به صورت زیر خواهد بود .

داراییها = بدهیها + سرمایه

کل داراییها =

ادعا(سهم)طلبکاران نسبت به کل داراییهای یک موسسه

ادعا (سهم ) صاحبان سرمایه شرکت نسبت به کل داراییهای موسسه

کل ادعاها برروی این داراییها

معادله حسابداری شالوده سیستم حسابداری دوطرفه است و ارتباط و تساوی داراییهای یک موسسه را بدهیها وسرمایه آن در هر زمان نشان می دهد . براساس این معادله می توان هر یک از معاملات و عملیات مالی و رویدادهای دارای اثر مالی بریک موسسه را تجزیه و تحلیل کرده و آثار آن را برهر یک از عناصر حسابداری ( دارایی ، بدهی و سرمایه ) مشخص کرد . معادله حسابداری ، همچنین مبنای طبقه بندی عمومی حسابها تعیین وضعیت مالی و تهیه ترازنامه موسسات است که درادامه ی این فصل به تجزیه تحلیل آثار معاملات و عملیات مالی موسسات برروی معادله حسابداری و تهیه ترازنامه از روی معادله حسابداری پرداخته می شود .

• یادآوری : قبلاً معادله سود را به صورت زیر توضیح دادیم :
هزینه ها – درامدها = سود ( زیان ) خالص
و گفتیم که هدف از تشکیل یک شرکت کسب سود است و سود خالص موسسه در پایان سال متعلق که صاحب سرمایه موسسه است و این سود به حساب سرمایه وی اضافه می شود بنابراین هر چه قدر موسسه سود بیشتری کسب کند به همان اندازه مبلغ بیشتری به حساب سرمایه صاحب موسسه اضافه می شود بنابراین میتوان نتیجه گیری کرد که افزایش سود موجب افزایش سرمایه می شود که خود افزایش سود از طریق افزایش درآمدها بدست می آید بنابراین هر چقدر میزان درآمدها افزایش یابد با فرض ثابت بودن هزینه ها به همان اندازه سود وسرمایه نیز بالا می روند بنابراین افزایش درآمد موجب افزایش سرمایه می شود .از طرف دیگر هر چهقدر هزینه های موسسه بالا بروند به همان اندازه موجب کاهش سود خواهند شد و اگر سود کاهش یابد

سرمایه نیز کاهش خواهد یافت ،چون مبلغ کمتری به عنوان سود به حساب اضــافه می شود بنابراین میتوان گفت که افزایش هزینه ها از طریق کاهش سود موجب کاهش سرمایه می شود بنابراین

اگر درآمد افزایش یابد سود افزایش سرمایه افزایش
اگر درآمد کاهش یابد سود کاهش سرمایه کاهش
اگر هزینه افزایش یابد سود کاهش سرمایه کاهش
اگر هزینه کاهش یابد سود افزایش سرمایه افزایش

مثال : فرض کنید سرمایه در اول دوره شرکت البرز ۰۰۰/۱۰۰ ریال است . درآمد سال مالی برابر با ۰۰۰/۵۰ ریال و هزینه ها برابر ۰۰۰/۳۰ ریال و برداشت شخصی صاحب موسسه ۰۰۰/۱۰ ریال است .
مطلوبست : محاسبه سود ( زیان ) خالص و تهیه صورتحساب سرمایه :
هزینه – درآمد = سود ( زیان ) خالص
سود خالص ۰۰۰/۲۰ = ۰۰۰/۳۰-۰۰۰/۵۰= سود ( زیان ) خالص

شرکت البرز
صورتحساب سرمایه
منتهی به تاریخ ۲۹ اسفند xx13

سرمایه در اول دوره ی مالی ۰۰۰/۱۰۰
سود خالص ۰۰۰/۲۰
برداشت (۰۰۰/۱۰)
افزایش خالص ۰۰۰/۱۰
سرمایه در پایان دوره ۰۰۰/۱۱۰

مثال ۲: فرض کنید تمامی اطلاعات مثال بالا به قوت خود باقی هستند فقط شرکت البرز به جای ۰۰۰/۵۰ درآمد مبلغ ۰۰۰/۱۰۰ ریال درآمد کسب کرده وبقیه اطلاعات تغییر نکرده اند .مطلوبست : محاسبه سود خالص و تهیه صورت حساب سرمایه
سود خالص ۰۰۰/۷۰ = ۰۰۰/۳۰ -۰۰۰/۱۰۰ = سود خالص

همانطور که می بینید افزایش درآمدها به اندازه ۰۰۰/۵۰ ریال به همان مقدار سود را افزایش داده است .

شرکت البرز
صورتحساب سرمایه
منتهی به تاریخ ۲۹ اسفند xx13
سرمایه اول دوره ۰۰۰/۱۰۰
سود خالص ۰۰۰/۷۰
برداشت (۰۰۰/۱۰)
افزایش خالص ۰۰۰/۶۰
سرمایه در پایان دوره ۰۰۰/۱۶۰

 

همانطور که می بینید افزایش درآمدها به میزان ۰۰۰/۵۰ ریال باعث افزایش سرمایه در پایان دوره به همان اندازه شده است که این اثبات میکند افزایش درآمد باعث افزایش سرمایه می شود .
مثال ۳: اطلاعات مثال ۱ را در نظر بگیرید و فرض کنید که میزان هزینه های شرکت به جای مبلغ ۰۰۰/۳۰ ریال مبلغ ۰۰۰/۷۰ ریال باشد و بقیه اطلاعات مثال یک را بدون تغییر در نظر بگیرید .مطلوبست : محاسبه سود و زیان خالص و تهیه صورتحساب