حضرت امام سجاد

ولادت:
چهارمین امام معصوم،حضرت علی بن الحسین علیه‌السلام، شخصیتی که جدّ بزرگوارش، حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام، او را بهترین فرد روی زمین بعد از پدرش معرفی نموده‌ است، در مدینه منوره در سال ۳۸ هجری چشم به دنیا گشودند.
مادر امام شهربانو، دختر یزدگرد سوم ـ آخرین پادشاه سلسله ساسانی ـ بوده است.

امام چهارم حضرت علی بن الحسین علیه السلام القاب متعددی دارد:

زین العابدین، سید العابدین، زین الصالحین، وارث علم النبیین، وصی الوصیین، خازن وصایا المرسلین، امام المومنین، منار القانتین، الخاشع، اَلمتهجّد، الزاهد، العابد، العدل، البکّاء، السجّاد، ذوالثَفنات، امام الامّه، ابوالائمه، الزّکی، الامین.

دوران زندگی امام سجاد (ع) :

دوراني كه امام سجاد(ع) در آن زندگي مي كرد، همه ارزش هاي ديني دستخوش تحريف و تغيير امويان قرار گرفته بود و احكام اسلامي بازيچه دست افرادي چون ابن زياد، حجاج و عبدالملك بن مروان بود. حجاج عبدالملك را مهم تر و برتر از رسول خدا(ص) مي شمرد و برخلاف نصوص ديني ازمسلمانان جزيه مي گرفت و با اندك تهمت و افترايي مردم را به دست جلادان مي سپرد.

در سايه چنين حكومتي آشكار بود كه تربيت ديني مردم تا چه اندازه تنزل كرده و ارزش هاي جاهلي چگونه احيا شده است(۱)؛ به طوري كه دو خطر بزرگ جامعه اسلامي را تهديد مي كرد:

فرهنگ هاي متنوع بيگانه
خطر تجمل پرستي

از اين رو لازم بود در زمينه علمي كاري انجام شود تامسلمانان به اصالت فكري و شخصيت قانون گذاري ويژه خود كه از كتاب و سنت در اسلام الهام مي گيرد، واقف گردند. در اينجا ضرورت يك حركت اجتهادي (اطلاع رساني قوي) به نظر مي رسيد تا در چهارچوب تعاليم اسلامي، افق فكري مسلمانان گسترش يابد و بذر اجتهاد و تلاش ازبراي يافتن راه حق در دل آن ها افشانده شود و اين كاري بود كه امام سجاد(ع) بدان دست يافت.
خطر دوم ناشي از پيشامد امواج رفاه و آسايش در جامعه اسلامي بود كه عشق سوزاني راكه از ارزش هاي اخلاقي و پيوندهاي روحي در مسلمانان پديد آمده بود را خاموش مي كرد.
امام علي بن الحسين(ع) اين خطر را احساس كرد و فهميد كه جامعه دچار انحراف شده و روحيه رفاه طلبي و فساد سياسي و اخلاقي و اجتماعي آن را در محاصره قرار داده و از نظر سياسي

هيچ روزنه اي براي تنفس وجود ندارد، بنابراين امام سجاد(ع) توانست از دعا براي بيان بخشي از عقايد خود استفاده كند و بار ديگر تحركي در جامعه براي توجه به معرفت و عبادت و بندگي ايجاد كند. امام(ع) در اين سنگر قدرت بس شگرف تصويرهاي روشني ازجامعه اسلامي و وظيفه مسلمانان را در برابر كفرگويان معين مي كند و مبارزه آنان را با منكرات مطرح مي سازد.

دعاي او نشان دهنده اين مطالب است كه در هر حال ولو اين كه همه امكانات مبارزه از يك نفر گرفته شود و به فرض اين كه تنها هم باشد، باز هم مسئوليت تلاش و كوشش از او سلب نمي گردد و بايد از دعا به عنوان حربه مبارزه در راه حق استفاده شود.

صحيفه سجاديه؛ زبور آل محمد صلي الله عليه و آله

۱٫ دعا، منبعى براى معارف‏

شناخت «صحيفه سجاديه» را مى‏توان گامى در جهت آشنايى با «معارف اسلام» دانست و در زمينه «عقايد» و «اخلاق» و «شناخت‏هاى دينى» به آن مراجعه كرد. جهت شناخت دين، منابعى وجود دارد كه از اطمينان، اتقان و صحت خاصى برخوردار است، چرا كه ريشه در كلام الهى و علم لدنّى دارد. برخى از اين منابع عبارتند از:

– قرآن كريم؛

– احاديث پيامبر و ائمه ‏عليهم السلام؛

– دعاهاى معصومين‏عليهم السلام؛

– زيارتنامه‏هاى مأثوره.

بحث ما بر محور يكى از اين منابع است، يعنى دعاهايى كه از زبان امام سجاد عليه السلام بيان ‏شده و به ما رسيده و حاوى ظريف‏ترين و عميق‏ترين معارف است و بايد قدر اين مجموعه را دانست و با آن مأنوس بود و لحظات شب و روز خويش را با اين دعاها، پر معنويت ساخت. اهل‏بيت ‏عليهم السلام اهل دعا، تهجد و ذكر بودند. قرآن كريم هم سفارش اكيد به دعا دارد. پيروان ائمه نيز بايد اهل دعا، تضرع و نيايش باشند.

شايد فهم ما قاصر از آن باشد كه از خداى متعال چه بخواهيم و خواسته‏هاى ما چه باشد؛ ولى در اين زمينه هم اولياى دين، پيشواى ما هستند و با طرح خواسته‏هاى اساسى‏تر و متعالى‏تر كه به سعادت دنيوى و اخروى ما مربوط مى‏شود، سطح فهم و خواسته ما را بالا مى‏برند و ما با خواندن اين دعاها، همنوا با معصومين پاك و بندگان وارسته خدا و مقربان درگاه او مى‏شويم و خداوند را از زبان حجت خدا مى‏خوانيم و در «دعا» نيز شاگرد مكتب اهل‏بيت ‏عليهم السلام مى‏شويم.
در مبحث دعا، سر فصل‏هاى فراوانى وجود دارد كه توجه به آنها مناسب است:

– معنى دعا و اهميت آن؛

– ضرورت آن و نياز بشر به نيايش؛

– آثار روحى، فردى و اجتماعى دعا؛

– ادب و آداب دعا، شيوه صحيح نيايش؛

– شرايط اجابت و موانع اجابت دعا؛

– بحث دعا و اجابت و علل عدم استجا

بت برخى دعاها؛

– دعاهاى ائمه و اولياء الهى (ادعيه مأثوره)؛

– محتواى دعاها و خواسته‏ها؛

– سيره معصومين و حالات علما و عرفا در دعا و تهجد؛

– جايگاه خاص امام سجاد عليه السلام كه زين العابدين است؛

– دعا و عمل (همراهى دعا و اقدام)؛

– دعا و سرنوشت و مقدّرات، فايده دعا؛

– آنان كه دعايشان قبول نمى‏شود؛

– مستجاب الدّعوه‏ها؛

– دعا و نفرين (دعاى به سود و دعاى به زيان)؛

– دعا براى خود و دعا براى ديگران؛

– دعاهاى قرآنى .

 

۲٫ اهميت صحيفه سجاديه‏

اهميت صحيفه سجاديه از آنجاست كه امام معصومى همچون حضرت سجاد عليه السلام با خداى خويش با اين دعاها راز و نياز و نيايش مى‏كرده است. صحيفه، كه از آن به «زبور آل محمد» نيز ياد مى‏كنند، هم از نظر گوينده و هم از نظر مخاطب (كه پروردگار است) از ويژگى خاصى برخوردار است. صحيفه سجاديه علاوه بر محتواى عميق و مضامين متعالى كه در اين دعاها نهفته است، از نظر سند نيز از استحكام خاصى برخوردار است.

كتب دعا بسيار است و دعاهاى رايج و منقول هم فراوان؛ ولى دعاهايى كه داراى سند محكم باشد و يقيناً از زبان معصوم تراويده باشد، سنديت بيشترى دارد و مضامين آن هم دلنشين‏تر خواهد بود. علماى شيعه در طول قرون، كتب متعددى تأليف كرده‏اند كه حاوى ادعيه گوناگون براى ساعات و ايام و مواقع مختلف است؛ از قبيل «اقبال» سيد بن طاووس، «البلد الامين» كفعمى، «جمال الاسبوع» سيد بن طاووس، «الدّعوات» قطب راوندى، «عُدّة الداعى» ابن فهد حلى، «المصباح» كفعمى، «مفتاح الفلاح» شيخ بهايى و «مفاتيح الجنان» محدّث قمى.

 

اما «صحيفه سجاديه» در اين ميان جايگاه خاصى دارد. فصاحت و بلاغت و عمق معانى آن درخور دقت است. سند آن بسيار معتبر مى‏باشد و اهل بيت عصمت، پيوسته مواظبت و مراقبت از اين كتاب را – كه ميراث ارزشمند امام زين العابدين ‏عليه السلام است – به ديگران توصيه مى‏كردند. در كتاب‏هاى مبسوط، درباره سلسله سند اين دعاها، بحث‏هاى كارشناسى و علمى دقيقى انجام گرفته كه در اين مختصر نمى‏گنجد.

۳٫ نگاهى به محتواى صحيفه‏

دوره حيات امام سجاد عليه السلام، يكى از سخت‏ترين و خفقان بارترين دوره‏ها براى اهل‏بيت و ائمه‏ عليهم السلام بود و محدوديت‏هاى بسيارى از سوى امويان براى امامان شيعه اعمال مى‏شد. از اين رو براى امام سجاد عليه‌السلام زمينه داير كردن جلسات بحث و تفسير و فقه و علوم ديگر ميسر نبود.
آن حضرت، بسيارى از معارف ناب اسلامى را در قالب دعاهاى صحيفه بيان داشته است. از اين رو مى‏بينيم كه در دعاهاى اين كتاب، ظريف‏ترين مباحث خداشناسى، هستى‏شناسى، عالم غيب و فرشتگان، رسالت انبيا، جايگاه پيامبر و اهل‏بيت ‏عليهم السلام، فضايل و رذايل اخلاقى، حالات خاص انسان، شيوه‏هاى شيطان در گمراه ساختن مردم، گراميداشت اعياد و يوم الله‏هاى مختلف،

مسائل اجتماعى و اقتصادى، اشارات تاريخى و سيره، توجه دادن به مظاهر قدرت پروردگار، يادآورى نعمت‏هاى مختلف خداوند و وظيفه شكر و سپاس، آيات آفاقى و انفسى پروردگار، ادب و آداب دعا، تلاوت، ذكر، نماز و عبادت و… ده‌ها موضوع مهم ديگر مطرح است. قالب، قالب دعا و نيايش است ولى مضمون، تبيين دين و ارزش‏هاى اخلاقى و معارف قرآنى و وظايف عبادى و آداب بندگى است.
صحيفه سجاديه، حاوى ۵۴ دعاست. برخى از دعاها بلند و مفصل است و برخى ديگر نسبتاً

كوتاه‏تر.
مناسبت‏ها و جايگاه‏ها و مواقع خواندن اين دعاها، در فهرست صحيفه سجاديه آمده است و مى‏توان به آن مراجعه نمود. برخى از عناوين اين دعاها از اين قرار است:

دعا در ستايش خداوند، حاملان عرش و فرشتگان، دعا براى خود و خويشاوندان، دعا در سختى‏ها و رنج‏ها، براى پناه بردن به خدا، آمرزش خواهى، اقرار به گناهان، طلب حاجت، هنگام بيمارى، پناه بردن به خدا از شيطان، مكارم اخلاق، براى تندرستى، براى پدر و مادر و فرزندان، براى همسايگان و دوستان، دعا براى مرزداران، براى توبه، هنگام تنگى رزق، هنگام شنيدن صداى رعد، هنگام ديدن ماه نو، هنگام فرا رسيدن يا سپرى شدن ماه رمضان، روز عيد فطر و عرفه، دعاى ختم قرآن و…
اين گونه بهره‏گيرى از مناسبت‏ها، سراسر زمان و فرصت‏هاى يك مسلمان نيايشگر و اهل انس با خدا را مى‏پوشاند؛ زيرا براى هر لحظه و موقعيتى، دستورالعملى براى نيايش به درگاه خداوند وجود دارد.

“جواد محدثى”

هدايت و استراتژي امام در ارتباطات :

تبليغ و رساندن پيام وحي به ژرفاي جان انسان ها و استراتژي در ارتباطات از آشكارترين وظايف هر امام وپيشواي الهي است. امام سجاد(ع) همان مسئوليتي را دارا بود كه اميرالمؤمنين(ع) برعهده داشت. رسالت ها و وظايف امامان در اصل و بنيان با هم برابر است ولي شرايط و مقتضيات زمان و نيازهاي مردم هر عصر متفاوت است. تفاوت شرايط و مقتضيات نمي تواند اصول را جابجا كند و آن ها را از ارزش و اعتبار ساقط نمايد، ولي مي بايد شيوه ها و روش ها را تغيير داد. به عنوان مثال

علي بن ابي طالب(ع) وظيفه داشتند تا با ظلم و انحراف مبارزه كند و خلافت به حق خويش را به مردم بشناساند و رهبري امت اسلامي را به سوي نظام عقيدتي، سياسي واخلاقي اسلام ناب برعهده گيرد و همين رسالت ها را حسن بن علي(ع) و حسين بن علي(ع) نيز برعهده داشتند در حالي كه واقعيت اسناد و مدارك تاريخ نشان مي دهد كه هر يك ازاين امامان روش ويژه اي را در ايفاي رسالت و مسئوليت يگانه خود اتخاذ كردند. اين در حالي است كه عقيده و پيام وهدف آن ها كم ترين تمايزي با يكديگر نداشته است.
تاريخ نشان مي دهد كه شيعيان در عصر امامت امام سجاد(ع) با جراحت هاي سنگيني كه از روزگار غصب خلافت وجنگ صفين و نهروان و جمل و روزگار حاكميت معاويه و يزيد و نيز شهادت حسين بن علي(ع) و يارانش بر روح خويش احساس مي كردند، مجالي براي نبردي دوباره با دستگاه اموي نداشتند.فشارهاي روزافزون دستگاه خلافت و نافرجامي قيام هاي توابين بذر يأس و نااميدي را در روح ها پراكنده بود. در چنين شرايطي امام سجاد(ع) اجازه نداشت كه به طور رسمي و علني مانند امام باقر(ع) و امام صادق(ع) به تعليم و آموزش پيروان خود بپردازد و نه امكان آن را داشت تا مانند علي ابن ابي طالب(ع) قوايي را عليه دستگاه اموي گردآورد. اين دو مشكل در ميدان فرهنگ و سياست و جامعه مي توانست براي مدتي طولاني انديشه و معارف شيعي را مورد غفلت قرار دهد تا آن را به بن بست رسيده، معرفي كند هنر رهبري در هدايت و تبليغ جامعه اقتضا

مي كرد كه استراتژي امام سجاد(ع) در ارتباطات بايد عالي ترين نوع باشد(۶) بنابراين روش مبارزه صحيح را انتخاب كرد و آن تشكيل و احداث مركز اطلاع رساني جهاني الهي بود كه بتواند از كانال آن چهره انقلاب كربلا وپيام اسلام الهي را به تصوير بكشد و گفتار امام(ع) در آن فريادي است به همه تاريخ كه در هر شرايط و باه هر شكل و هر امكاني كه در اختيار هست، حرف حق را بايد زد و نهضت و انقلاب را بايد پاسداري كرد ودر هيچ شرايطي اين مسئوليت سلب نخواهد شد.

رسالتها در عصر امام سجاد عليه السلام:

مردم مسلمان عصر امام عليه السلام به علت تبليغات و فعاليتهاي سياسي و فرهنگي حكومتهاي نامشروع در برابر حقايق سياسي و مذهبي در نهايت جهالت و بي ديني به سر مي بردند. بدعتها و عقايد گمراه كننده و باطل به عنوان احكام و عقايد مذهبي، مورد اعتقاد و عمل مسلمانان قرار گرفته بود. در چنين شرايطي، بزرگترين و مهمترين مسئوليت امام سجاد عليه السلام، احياي مجدد اسلام ناب محمدي (ص)، تبيين جايگاه امامت و رهبري اهل بيت عليه السلام، مبارزه با جهالت

سياسي و مذهبي مردم و تربيت مجاهدان واقعي بود. امام عليه السلام مي بايد در برابر حقايق سياسي اسلام روشنگري مي كردند بويژه كه درباره امامت و رهبري و افشاگري عليه حكومتهاي غاصب و ظالم و ترويج فرهنگ جهاد و شهادت لازم بود كه شيعيان و مسلمانان را براي مبارزه و جهاد عليه ظلم، بدعت و گمراهي آماده مي ساختند. آن حضرت موفق شدند كه در سخت ترين شرايط و با استفاده از ظريفترين شيوه هاي تبليغاتي و مبارزاتي، در اهداف خويش موفق و پيروز شوند.

نقش امام سجاد در تربيت موالي:

“موالي” يعني: عده اي از ايرانيان كه به عراق آمده و در آنجا با تشيع آشنا شده. همچنين از جمله موضوع شايع در قرن اول و دوم هجري تربيت موالي بود. اين افراد عمدتاً به علت داشتن استعداد مناسب و نيز آمادگي كسب علم و نيز با احساس ضعفي كه ايشان در برابر عرب ها داشتند و درصدد بودند كه آن را جبران كنند، به خوبي در زمينه حديث كار كردند و در نتيجه توانستند در مدت زماني كوتاه از فقها و محدثين مراكز عمده اسلامي شوند. اين افراد در خانواده هاي مختلف عرب، تربيت شده بودند كه طبعاً انگيزه هاي سياسي و مذهبي جاري و مرسوم در آن قبايل و عشيره

ها، به اينان نيز سرايت كرده بود، به ويژه كوفه، بيشتر گرايش شيعي داشت و “موالي” آن نيز چنين بودند، از اين رو اهل بيت عليهم السلام نيز از اين ويژگي براي تربيت موالي استفاده كردند. در اين ميان، سياست علي بن الحسين عليه السلام شايان توجه بسيار است. امام مي كوشيد تا در مدينه، با تربيت طبقه “موالي”، راه را براي آينده باز كند. و اسلام صحيح و سليم را به آنان (كه زمينه كافي داشتند) انتقال دهد، پس با شخصيتي كه امام داشت به شايستگي مي توانست در روحيه موالي اثر بگذارد و احساسات شيعي را به آنان انتقال دهد.

 

شهادت امام سجاد (ع) :

شيخ مفيد و كليني شهادت حضرت را سال ۹۵ هجري نوشته اند.(اصول كافي،ج۲، ص۳۶۸). لكن برخي ديگر از محدثان و سيره نويسان سال ۹۴ را ذكر كرده اند.(اربلي، كشف الغــــمه، ج۲، ص۱۰۱). در روز شهادت حضرت نيز اتفاق وجود ندارد. برخي آن را دوازدهم محرم و برخي بيست و دوم همين ماه ذكر كرده اند. كفعمي در مصباح مي نويسد: حضرت روزشنبه بيست و دوم محرم سال ۹۵ هجري با زهري كه به دستور هشام بن عبدالملك بدو خوراندند مسموم شد. مشهور بين اصحاب اين است كه وليد بن عبدالملك به تحريك برادرش هشام بن عبدالملك(لعنت الله عليهم) امام را مسموم كرد. امام صادق(ع) فرمود:علي بن الحسين در ۵۷ سالگي در سال۹۵هجري وفات

يافت و بعداز امام حسين ۳۵ سال زندگي كرد.(اصول كافي،ج۲، ص۳۷۲).حضرت هنگام مرگ لختي از هوش رفت و چون به هوش آمد سوره واقعه و فتح را خواند و سپس فرمود:الحمدلله الذي صدقنا وعده و اورثنا الارض نتبوا من الجنه حيث نشاء فنعم اجر العالمين(سپاس خدايي را كه وعده خويش را درباره ما راست فرمود و بهشت را ميراث ما كرد تا هر جا كه خواهيم جاي گيريم، پس نيكوست پاداش عمل كنندگان(.زمر /۷۴) و ديده برگذاشت و به سراي باقي شتافت.ابن سعد به سند خود

از امام باقر آورده است كه: امامسجاد وصيت كرد كه او را در كفني از جنس پنبه بپيچند و در حنوط او مشك نياميزند.(ابن سعد،طبقات،ج۵، ص۱۶۳).به هنگام تشيع ودفن آن بزرگوار انبوهي از مردم فراهم آمد كه مدينه مانند آن را كمتر ديده بود. مدفن آن حضرت قبرستان بقيع در كنار عموي بزرگوارش امام حسن مجتبي و فرزندانش امام باقر و امام صادق(عليهما السلام) است.

چند حدیث از حضرت امام سجاد (ع) :

إنَّ لِلعَبّاسِ عِندَاللهِ لَمَنزِلَهٌ يَغبِطُهُ بِها جَميعُ الشُّهَداءِ يَومَ القيِامَهِ
عباس را نزد خدا منزلتي است كه روز قيامت همه شهيدان بر آن رشك مي برند.
الخصال، ج ۱، ص ۶۸

خَفِ اللهَِ تَعالي لِقُدرَتِهِ عَلَيكَ وَ اسْتَحيِ مِنهُ لِقُربِهِ مِنكَ
از قدرت خداي بزرگ بر خود، انديشه كن و از نزديكي اش به تو، شرمگين باش.
بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۱۶۰

هَلَكَ مَن لَيسَ لَهُ حَكيمٌ يُرشِدُهُ
هلاك شد آن كه راهنماي حكيمي ندارد تا ارشادش كند.
بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۱۵۹

مَن رَمَي النَّاسَ بِما فيهم، رَمَوهُ بِما لَيسَ فيه
هر كه به مردم نسبتي دهد كه در آنها هست، نسبتي به او دهند كه دراو نيست.
بحارلانوار، ج ۷۵، ص ۲۶۱

 

نَظَرُ المُؤمِنِ في وَجهِ أخيهِ المُؤمِنِ لِلمَوَدَّهِ وَ المَحَبَّهِ لَهُ عِبادهُ
نگاه مومن به چهره برادر مومن خود از روي دوستي و محبت به او، عبادت ا ست.
تحف العقول، ص ۲۸۲

إنَّها (الصَّدَقهَ) تَقَعُ في يَدِ اللهِ أن تَقَعَ في يَدِ السّائلِ
صدقه قبل از اين كه دردست نيازمند قرار گيرد، در دست خداوند قرار مي گيرد.
عّده الّداعي، ح ۱۲۱

أنتِ بِحمدِاللهِ عالِمَهٌ غَيرُ مُعَلَّمَهٍ و فَهِمَهٌ غيرُ مُفَهَّمهٍ
(اي زينب) تو بحمد الله ـ عالمي هستي كه نزد كسي تعليم نديدي و دانايي هستي كه نزد كسي نياموختي.
بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۶۴

 

المًؤمنُ يَصمُتُ لِيَسلَمَ وَ يَنطِقُ لِيَغنَمَ
مومن سكوت مي كند تا سالم ماند و سخن مي گويد تا سود برد.
الكافي، ج ۲، ص ۲۳۱

إنّ حُبَّنا أهلَ البَيتِ يُساقِطُ عَنِ العِبادِ الذّنوبَ كَما يُساقِطُ الرّيحُ الورَقَ مِنَ الشَّجَرِ
محبت ما، اهل بيت، گناه بندگان را فرو مي ريزد. چنانكه باد، برگ درخت را.
بشاره المصطفي، ص ۳

إذا قامَ قائِمُنا أذهَبَ اللهُ عَن شيعَتِنا العاهَهَ و جعلَ قُلوبَهُم كَزُبَرِ الحَديدِ
آن گاه كه قائم ما قيام كند، خداوند آفت را از شيعيان ما بزدايد و دل هايشان را چون پاره هاي آهن گرداند.
الخصال. ص ۵۴۱

إنَّ الحَسَنَ بنَ عليٍّ (ع) كانَ أعبَدَ النّاسِ في زَمانِهِ و أزهَدَهُم و أفضَلَهُم
امام حسن (ع) در زمان خود عابدترين، زاهدترين و برترين مردم بود.
امالي صدوق، ص ۱۵۰

اَلمُنتَظِرونَ لِظهُورهِ أفضَلُ أهلِ كُلِّ زَمانٍ
منتظران ظهور امام مهدي (عج) برترين اهل هر زمان اند.
بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۲۲

كَفي بِنَصرِاللهِ لَكَ أن تَري عَدُوَّكَ يَعمَلُ بِمَعاصِيِ اللهِ فيكَ
تو را ياري خدا همين بس كه مي بيني دشمنت به قصد تو خدا را نافرماني مي كند.
بحارالانوار. ج ۷۸، ص ۱۳۶

رَحِمَ اللهُ العَبّاسَ آثَرَ و أبلي و فَدي أخاهُ بِنَفسِهِ
رحمت خدا بر عباس! ايثار كرد و كوشيد و جان فداي برادرش كرد.
بحارالانوار، ج ۲۲، ص۲۷۴

ألا و إنَّ أبغَضَ النّاسِ إلي اللهِ مَن يَقتَدي بِسُنَّهِ إمامٍ و لا يَقتَدي بأَعمالِهِ
هشدار كه منفورترين مردم نزد خداوندكسي است كه سيره امامي را برگزيند، ولي از كارهاي او پيروي نكند.
الكافي، ج ۸، ص ۲۳۴