خانه لاریها

خانه لاریها از مجموعه بناهای تاریخی متعلق به دوران قاجاریه شامل شش باب خانه با فضاهای کاملاً معماری ویژه خانه‌های کویری می‌باشد.اين خانه در سال ۱۲۸۶ قمری ساخته شده مالک آن حاج محمد ابراهيم لاری بوده است. سابقا بعنوان خانقاه نعمت اللهی از آن استفاده می شد. مساحت آن حدود ۱۷۰۰متر وزير بنائی معادل ۱۲۰۰متر مربع را داراست. درها، پنجره ها ، ارسی

ها و اتاقهای آئينه کاری و نقاشی شده آن يکی از نمونه های زيبا و عالی خانه های اعيانی قرن سيزدهم است.این مجموعه همجوار بناهای تاریخی چون مدرسه ضیائیه یا زندان اسکندر ، بقعه سید گلسرخ و برج و با روی یزد است که جمعاً شش هزار متر مربع وسعت دارد خانه لاریها به شماره ثبتی ۱۸۳۷ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده‌است.

درها، پنجره ها، ارسی ها و اتاقهای آئینه كاری و نقاشی شده آن یكی از نمونه های زیبا و عالی خانه های اعیانی قرن سیزدهم است.
خانه های قدیمی یزد از جمله خانه لاریها با توجه به نوع شغل و تمکن صاحب خانه از دو قسمت تشکیل می شد و هر قسمت عملکرد ویژه خود را داشت. اندرونی به عنوان ماوا و مسکن محارم و بیرونی به اسکان و پذیرایی میهمانان اختصاص داشت.

معمولا قسمت عمده بنا را اندرونی تشکیل می دهد: حیاط در مرکز و قسمت اعیان نشین به صورت چهار فصل در پیرامون حیاط شکل می گیرد. از قسمت شمالی به عنوان زمستانه و از قسمت جنوبی به عنوان تابستانه استفاده می شد که قسمت اخیر شامل اتاق آیینه، مطبخ، سرداب و سایر فضاها است به عنوان پاییزه و از ضلع غربی به عنوان بهار خواب استفاده می شد.
در خانه اعیان، معمولا برای تفنن، فضایی هنری ایجاد می کردند که تزیینات این فضا به وسیله آیینه کاری یا گچبری انجام می گرفت. اتاق آیینه کاری این خانه لاریها حدود پنجاه یا شصت سال پیش ساخته شده است.

خانه لاریها در محله فهادان شهرستان یزد قرار دارد و از بناهای دوره قاجار است. مساحت این خانه حدود هزار و هفتصد متر مربع و زیر بنای آن حدود هزار و دویست متر مربع است. از این خانه فعلا به عنوان محل اداره میراث فرهنگی استفاده می شود. قسمت عمده ساختمان دارای زیرزمین است.
همه ساله به ويژه در ايام تعطيلات عيد نوروز ، تعدادي زيادي گردشگر داخلي و خارجي از خانه لاري‌ها كه در هسته مركزي بافت قديم شهر يزد قرار گرفته است، بازديد مي‌كنند.
خانه‌هاي قديمي يزد از جمله خانه لاريها با توجه به نوع شغل و تمكن صاحب خانه داراي دو بخش اندروني به عنوان ماوا و مسكن محارم و بيروني به اسكان و پذيرايي ميهمانان اختصاص داشت.
قسمت عمده بنا را اندروني تشكيل مي‌دهد و حياط در مركز و قسمت‌هاي اعياني نشين به صورت چهار فصل در پيرامون حياط شكل مي‌گيرد .
از قسمت شمالي به عنوان زمستانه و از قسمت جنوبي به عنوان تابستانه استفاده مي‌شود كه قسمت اخير ، شامل تالار و بادگير است.
از ضلع شرقي كه شامل اتاق آيينه، مطبخ، سرداب و ساير فضاها است به عنوان پاييزه و از ضلع جنوبي به عنوان بهار خواب استفاده مي‌شود .
در خانه اعيان معمولا براي تفنن ، فضايي هنري ايجاد مي‌كردند كه تزيينات اين فضا به وسيله آيينه كاري يا گچ بري انجام مي‌گرفت.
اتاق آيينه كاري خانه لاري ها، حدود پنجاه تا شصت سال پيش ساخته شد؟ اين خانه در محله فهادان شهر يزد قرار دارد و از بناهاي دوره قاجاري است.
مساحت اين خانه حدود هزار و هفتصد متر مربع و زير بناي آن حدود هزار و دويست متر مربع است در حال حاضر سازمان اسناد ملي استان يزد در اين محل مستقر مي‌باشد.
ديگر خانه‌هاي قديمي و ساخته شده از گل و خشت استان يزد نيز اين روزها پذيراي گردشگران و مشتاقان معماري ايراني است.
به خانه لاریها خوش آمدید

تصویری از فضای حیاط و تالار تابستانه خانه لاریها در یزد

تصویری زیبا از در و پنجره ها و تزیینات گچ بری بالای آنها در خانه لاریهای یزد

تصویری از بادگیر خانه لاریها در یزد

معماری ایرانی برای تحقیق و مشکلات خانه ها و بافتهای قدیمی و تاریخی
دربحثهای مربوط به معماری ایران باید به بعضی موضوعات کاربردی توجه خاص بشود . چیزی که با کمال تاسف در دانشگاههای ما نادیده گرفته می شود . ازطرف دیگر به موضوعاتی تا حدی خیالی نیز پرداخته میشود برای مثال « ایستگاه قطار در کره زهره !» و چیزهای دیگر نظیر این . البته علت آوردن این مثال ، نشان دادن جنبه غیر کاربردی و صرفا خیالی بعضی موضوعات است . ما می توانیم درباره موضوعاتی کار کنیم که به جنبه کاربردی آن بیشتر توجه شود . موضوع مسکن درح

ال حاضر از بزرگترین مشکلات و گرفتاریهای جامعه است . نداشتن مسکن دغدغه قشر بزرگی از جامعه به خصوص جوانان است و این مشکل به وضع خطرناکی تبدیل شده است . درگذشته یک روستایی با مصالح بوم آورد و دم دستی ، خانه خود را می ساخت و هر وقت نیاز بود آن را تعمیر

می کرد . ولی حالا بعضی مصالح مانند آهن و سیمان از دور دست برای او بار میشود و خانه ای با دو یا سه اتاق برای او ساخته می شود . حال اگر گوشه ای از خانه او خراب شود چه باید بکند ؟ آیا دوباره باید از تهران برای او مصالح فرستاده شود ؟! باید این مشکل را حل کرد . البته من نمی

گویم که باید استفاده مجدد از طاق و خشت داشته باشیم ، به خصوص در مناطقی که یکبار زلزله آمده است اصلا نباید از طاق استفاده کرد . اما در بسیاری مکانها هنوز می توانیم از مصالح بومی برای رفع مشکل مسکن استفاده کنیم و نیازی را که داریم به خوبی برطرف نماییم . این کارها باید از دانشکده های معماری ما شروع شود .
موضوع مسکن می تواند از سالهای نخست در دانشکده – وقتی که دانشجو پروژه مسکن دارد – ارائه شود و این کار چندین بار در سالهای مختلف تکرار گردد . در این موضوعات نه تنها خانه روستایی بلکه موضوع آپارتمان را در تهران برای یک خانواده ۴ نفره یا خانواده پر جمعیت ارائه نمود .از دانشجو یک طرح منطقی خواسته شود و اینکه چگونه می توان خانه ای با صرفه طراحی کرد . من آرزو داشته ام چنین کارهایی را ببینم ولی متاسفانه تا به حال به ندرت در پروژه ها و پایان نامه ها به این نوع موضوعها بر خورده ام .

موضوع دیگر تحقیقاتی می تواند بافتهای قدیم و احیاء بافت محلات تاریخی باشد . در بافتهای کهن این کشور سرمایه های عظیمی وجود دارد . آیا این سرمایه ها باید مانند زباله از طرف شهرداریها در خندق ریخته شود ؟ از دست دادن این سرمایه ها حیف است . این حرف به معنی آن نیست که مردم را مجبور کنند که در داخل خرابه ها زندگی کنند . به خاطرم می آید که صحبتی درباره محله عودلاجان داشتیم . یکی از دوستان در مقاله ای در روزنامه نوشته بود که : « پیرنیا می گوید که مردمان این محله در این خانه ها بنشینند تا او سالی یکبار از باغ زیبایش بیاید و شما را نگاه کند . اگر اینجا زیباست شما بیا اینجا زندگی کن و ما شما را تماشا کنیم !»، البته این منطقی نیست که ما به آنها بگوییم با این مشکلات باید در این مکانها زندگی کنید .شاید بخشی از این مشکل تقصیر

من بوده باشد که به ساکنان این محلات اجازه نمی دادیم که دخل و تصرفی د رخانه ها داشته باشند . باید به مردمی که به علت خرابیهای موجود آن را رها کرده اند و آنجا متروک مانده است حق داد .محله ای که نه آب نه برق نه گاز درست دارد حتی بعضی وقتها هیچ چیز ندارد و قابل سکونت نیست . گاهی من می بینم که خانه ای در یکی از این محلات خراب شده و به صاحبخانه

گفته شده است که حق دست زدن به آن را نداری و از طرف دیگر نیز کمکی به او نمی شود . همچنین برای برخی چیزها دولت هم نمی تواند کمکی ارائه دهد .فرضا در گره سازی شده ای در خانه ای نیاز به ترمیم داشته باشد . این کار هزینه های زیادی می خواهد که از عهده تشکیلات دولتی ما خارج است . اما می توان درباره راه حلهای دیگر برای احیای محلات فکر کرد . زمانی من پیشنهاد نمودم که در جلسه ای مورد استقبال قرار گرفت به خصوص از طرف مرحوم مصطفوی. برای نمونه محله یوزداران یزد را بررسی می کنیم که دارای یک کوچه اصلی است این کوچه را می توان با هزینه کم تعمیر کرد بدین ترتیب که زمین آن سنگ فرش یا آژیانه شود (سنگهای تخم مرغی شکل که در میان بندهای آجری با نقوش مختلف قرار می گیرد ) .این کار چند حسن دارد یکی

اینکه تعمیر آنها آسان است و اگر سنگی کنده شود می تو.اند به آسانی جایگزین شود و کاربرد آن از آسفالت و بتن حتما بهتر است . همچنین روشی مرسوم در بیشتر شهرهای ایران بوده است و ما نمونه های زیبای آن را در شهر دزفول با نقشهای متنوع می بینیم . در شمال ایران نیز با روش مخلوط با آجر بزرگ و سنگ کار شده است . دیوارهای کوچه ها را نیز می توان کاهگل کرد . انچه در نمای کوچه می ماند سردر خانه هاست . این سردر ها را می توان تمیز و مرتب کرد و آنهایی را که نیاز به تعمیر دارد مرمت و نواقص آن را برطرف نمود . در اینجا اگر صاحبخانه استطاعت تعمیر آن

را نداشت دستگاههای مسئول باید به آنها کمک کنند . واقعا احیاء کنه سر در یک خانه قدیمی به وسیله یک نفر مقدور نمی باشد . تعمیر ، نظافت و بر طرف کردن نواقص سردر نیز کار یک نفر نیست . برای نمونه اگر یک در چوبی را بخواهند تعمیر کنند پرداخت هزینه آن از طرف یک پولدار هم بر نمی آید .
در یک دسته بندی کلی از کیفیت خانه ها در محلات قدیم ، می توانیم آنها را به سه دسته تقسیم کنیم : نخست خانه هایی که اصلا قابل استفاده نیست . به ساکنان این خانه ها نمی توان گفت شما در این خانه ها زندگی کنید ، آنها انسان هستند و اگر کسی این نظر را داشته باشد باید به او گفت « خودتان در آنجا زندگی کنید !». باید به او اجازه داده شود که با همان حجم و ارتفاع و با حفظ فضای باز یا همان مساحت حیاط که در اصل داشته است ، خانه ای بسازد . او را نیز در

انتخاب نوع مصالح آزاد بگذاریم تا حدی که با شرایط اقلیمی محل سازگار باشد . برای نمونه دیده شده که در شهرهایی چون کاشان و یزد خانه ها را سنگ روکار می کنند . این واقعا کشنده است و خانه را تبدیل به یک کوره می کند . در اینجا بهترین نوع مصالح کاه گل ارزه است ( یا کاهگل دم گیری ) که گزش آفتاب را می گیرد و از طرفی رنگ زیبایی دارد . دلایل این نوع کارها

را می توان به مردم آموزش داد و به آنها فهماند که هم عمل به آن ساده است و هم برایشان ارزانتر تمام می شود . با توجه به حجم و ارتفاع ساختمانهای قدیمی سازنده به راحتی می تواند دو یا سه طبقه در آن بسازد .
فضای حیاط خانه را می توان به همان شکل و اندازه حفظ کرد اما در طرح جدید می توان تغییراتی در آن ایجاد کرد . همچنین در طرح جدید سعی شود پنجره ها رو به کوچه باز نشود . اگر این ویژگیها رعایت شود ، وقتی از کوچه گذر کنیم خواهیم دید که خانه سردر و دیوارهایی تمیز و همچنین فضایی مناسب در داخل دارد که ساکنان آن می توانند در آنجا راحت زندگی کنند .
دسته ای دیگر از خانه ها را در بافتهای قدیمی ، خانه های قابل تعمیر تشکیل می دهند . معمولا صاحبان این خانه ها استطاعت ندارند تا به روش علمی آنها را تعمیر کنند . در اینجا باید سازمانهای مربوطه ، به آنها هم از لحاظ مالی و هم از لحاظ فنی کمک کنند به نحوی که ساکنان آنها احساس راحتی نمایند .
بعضی از خانه ها پدر سالاری هستند که معمولا بسیار بزرگ می باشند . زندگی کردن در این خانه ها برای یک خانواده دشوار است و تعمیر آنها از عهده ساکنان آن بر نمی آید . حتی جارو کردن و نظافت این خانه ها نیاز به ده نفر نیرو دارد . ما نمی توانیم از ساکنان این خانه ها توقع داشته باشیم که بتوانند از ان محافظت کنند و ان را سالم نگاه دارند .اینها می توانند به راحتی به

موسسات عام المنفعه مانند مدرسه تبدیل شود . اغلب این خانه ها به راحتی می توانند عملکرد مدرسه را داشته باشند همانگونه که در شهر یزد خانه رسولیان به دانشکده معماری و شهرسازی تبدیل شد . اغلب محلات قدیمی نیاز به تعدادی دبستان و دبیرستان دارند و با تعمیر این خانه های بزرگ این مشکل را می توان مرتفع کرد. برای تعمیر این خانه ها کارهای متنوعی می توان انجام داد . مانند تجدید کاهگل ها و فرش مجدد فضاها ، گچ کاری اتاقها ، بازسازی تاقهای شکسته شده و تغییر عملکرد اتاقها . اتاقهای کوچک می توانند برای مقاصد اداری استفاده شود و اتاق طنبی و ارسی به سالن تبدیل شود.