دارایی

واژه« دارایی«در حسابداری و تجارت به معنای منابع کنترل شده است که توسط یک واحد اقتصادی مستقل و در نتیجه مبادلات و قراردادهایی که در گذشته صورت گرفته و یا مزایای اقتصادی قرار دادهای آتی بدست می آید .
ویژگی های دارایی

دارایی ها سه ویژگی مهم دارند:
• آنها سود شرکت را که مستلزم داشتن ظرفیت مناسب ،کار غیر گروهی و یا ترکیب آن با دیگر دارائی های شرکت ،در مورد سود جهت یافته واحدهای تجاری ،مشارکت مستقیم یا غیر مستقیم برای شبکه جریانهای نقدینگی آتی در مورد سازمانهای بدون بازدهی برای ارائه خدم

ات مورد نیاز ترسیم می کنند.
• یک واحد تجاری مستقل دارائی ها را در رساندن به سود دهی کنترل نماید
• یک معامله یا قرارداد باعث می شود که حق کنترل سودی که در گذشته بدست آمده است به شرکت داده شود.
در مفهوم اصطلاح حسابداری مالی دستیابی به سود هی از لحاظ قانونی امکان پذیر می باشد و برای اینکه یک منبع مالی به عنوان دارایی محسوب شود کنترل این سود هی لازم نیست . مشروط به اینکه واحد اقتصادی مورد نظر بتواند کاربرد آن را توسط ابزار دیگری کنترل نماید.

درک این مطلب که در مفهوم حسابرسی «دارایی«به عنوان ملک محسوب نمی شود بسیار مهم است. در حسابداری مالکیت با اصطلاح «حق مالی«توصیف شده است (اصطلاح مربوط حقوق صاحبان سهام را نگاه کنید). دارایی برابر با حقوق مالی به اضافه بدهی هااست .معادله حسابداری مربوط به دارایی ها ،بدهی هاو حق مالی به صورت زیر است .
حق مالی مالکان+بدهی ها=دارایی ها
این معادله حسابداری ،ساختار ریاضی تراز نامه است.

دارایی ها معمولا در تراز نامه فهرست می شوند و این فهرست یک تراز نامه عادی و رسمی از بدهی است (مقادیر مربوط به محاسبه دارایی در سمت چپ دفتر کل دیده می شود)
در اقتصاد نیز دارایی به هر شکلی است که ثروت را می توان در آن نگهداری کرد .
احتمالا قابل قبول ترین تعریف حسابداری از واژه «دارایی«توسط کمیته استانداردهای حسابداری بین الملل ارائه شده است تعریف زیر نقل تولی از شبکه جهانی IFRSاست:

دارایی منبعی کنترل شده توسط واحد تجاری است که به عنوان نتیجه قراردادهای گذشته و مزایای اقتصادی آتی انتظار می رود همراه واحد تجاری باشد.
دارایی ها به شکلی رسمی کنترل شده و توسط سارمانهای گسترده و از طریق استفاده از ابزارهای تعیین جهت ،مدیریت می شوند. این مدیریت دارایی ها ،خرید توضیح،خدمت رسانی ،اعطای مجوز،مصرف و….را از دو جنبه مربوط به دارائی های فیزیکی و غیر فیزیکی نشان می دهد .

طبقه بندی دارائی ها
دارائی ها ممکن است به روشهای مختلفی طبقه بندی شوند در ترازنامه مالی یک شرکت ،تقسیمات مشخصی توسط اصول حسابداری پذیرفته شده که در هر کشور متفاوت است ،مورد نیاز می باشد .اصول پذیرفته شده حسابداری ، اخیراً توسط موسسه استانداردهای حسابداری و مالی و با توافق کمیسیون بورس و اوراق بهادار منتشر شده است . دولت توسط قوانین مربوط به اوراق بهادار در سال ۱۹۳۳ و ۱۹۳۴ برای تصویب اصول حسابداری که در معاملات مالی عمومی کاربرد دارند ، مجوز دریافت کرده است.

تعریف اساسی از واژه دارایی تحت نظارت اصول پذیرفته شده حسابداری در آمریکا به صورت زیر است:
“دارایی ها مزایای اقتصادی یک واحد اقتصادی خاص هستند و در بهمین دلیل معاملا یا قراردادهایی که در گذشته صورت گرفته اند باید کنترل شوند.”
مثال زیر نمونه ایی از طبقه بندی صورت گرفته بر اساس اصول پذیرفته شده حسابداری در آمریکا است:
داراییهای جاری:
داراییهای جاری به صورت نقدی هستند و انتظار می رود که بقیه داراییها در مدت یکسال و یا در یک چرخه اجرایی به دارایی نقدی تبدیل شده ، فروخته یا به مصرف برسند. این داراییها به شکلی مداوم و در مسیر یک کار تجاری در زمان انجام یک فعالیت تجاری عادی تغییر می یابند .
پنج موضوع عمده که مربوط به دارایی های جاری، موجود است :

۱: وجه نقد – نقدی ترین نوع دارایی است که شامل ارز ، حساب سپرده و اسناد قابل انتقال می باشد.(مثالهای دیگر عبارتند از: حواله پولی ، چک ، حواله های بانکی).
۲ : سرمایه گذاری کوتاه مدت – شامل خرید اوراق بها دار ونگهداری انها برای فروش در اینده ای نزدی ک برای درامد زدایی در مورد تفاوتهای ارزشی کوتاه مدت است ( تجارت اوراق بها دار )
۳ : مطالبات – معمولا به عنوان مجمومه ای از اندوخته برای حسابها ی غیر تعاونی است .

۴: موجودی مواد و کالا – معامله این گونه دارایی ها ، تجارت عادی یک شرکت است ارزش موجودی گزارش شده درتراز نامه معمولا ارزش متعارف بازاریابها تمام شده ی تاریخی ان است ومهم نیست که کدام یک از انها پائین تر است . این روند با عنوان قانون (( پائین تر از هزینه یا بازار )) شناخته شده است .

۵: پیش پرداخت هزینه – اینها هزینه هایی هستند که به صورت نقدی پرداخت می شوند و قبل از اینکه استفاده شده یا مصرف شوند ،به عنوان دارایی ثبت شده اند (یک مثال رایج در مورد این دارایی ،بیمه است).
عبارت ” خالص داراییهای جاری” اغلب مورد استفاده قرار می گیرد . و به کل داراییهای جاری که

کمتر از کل بدهیهای جاری است اطلاق می گردد.

سرمایه گذاریهای بلند مدت:
اغلب اوقات برای کلمه “دارایی” ها استفاده می شود . سرمایه گذاریهای بلند مدت برای مدت جند سال استفاده می شوند . و در آینده نزدیک به مصرف نمی رسند . این گروه معمولاً از چهار نوع سرمایه گذاری تشکیل شده است:
۱- سرمایه گذاری در اوراق بهادار مثل اوراق قرضه ، سهام عادی یا سفته های مدت دار
۲- سرمایه گذاری در داراییهای ثابت که در عملکردها استفاده نمی شوند.
۳- سرمایه گذاری در وجوهخ خاص ( برای مثال وجوه استهلاکی یا صندوق بازنشستگی )
۴- سرمایه گذاری در شرکتهای فرعی یا وابسته
اشکال مختلف بیمه ممکن است به عنوان سرمایه گذاری بلند مدت محسوب گردند.

دارایی ثابت:
این داراییها با عنوان PPE (ملک ، کارخانه ،تجهیزات ) یا داراییهای مشهود مشخص می شوند که برای استفاده مداوم و بلند مدت در سود دهی یک کار تجاری مورد استفاده قرار می گیرند. این گروه ازدارایی ها شامل زمین ، ساختمان ، ماشین آلات،ابزار و منابع نقصان پذیر خاص مثل جنگل و معادن می باشد.این گونه داراییها در مقابل سوددهیهایی که فراتر از حد مورد انتظار برای مطالبه هزینه استهلاک است قرار می گیرند. استهلاک انباشته در تضاد با ترازنامه یا اسناد مالی نشان داده میشوند.
این داراییها با عنوان داراییهای سرمایه ایی در مدیریت حسابداری نام گذاری می شوند

 

.
داراییهای نامشهود:
داراییهای نامشهود ساختار فزیکی ندارند و معمولاً در ارزیابی مشکل ایجاد میکنند. این داراییها شامل حق اختراع،امتیازها،سرقفلی،علائم تجاری،اسامی تجاری،و موارد دیگر می باشد.این داراییها برای هزینه مند شدن در مدت بیش از ۵ تا ۴۰ سال مستهلک می شوند. البته سرقفلی از این قاعده مستثنی است.
برخیاز داراییها مثل “وب سایتها” در کشورهای مختلف به اشکال مختلفی عنوان می شوند و ممکن است در گروه داراییهای مشهود یا نامشهود قرار بگیرند.

داراییهای دیگر:
این بخش شامل انواع مختلفی از داراییهاییست که معمولترین آنها عبارتند از:
• پیش پرداخت هزینه های بلند مدت
• داراییهای نامشهود (اگر فقط بخش کوچکی از داراییهای کل را نشان دهند)
• مطالبات بلند مدت
• ملکی که برای فروش نگهداری میشود.

در بسیاری از موارد این بخش بسیار کلی و گسترده است زیرا دارای را می توان به ۴ گروه بالا طبقه بندی کرد.
ارزش گذاری(مالی):
در امور مالی ، ارزیابی فرایند تخمین ارزش بازاری یک دارایی یا بدهی مالی است. ارزیابی ها را می توان در مورد دارایی ها (برای مثال سرمایه گذاری در اوراق بهادار بازاری مثل برگه های سهام ،حق خرید،موسسه های تجاری یا دارایی های نامشهود مثل:حق اختراع یا علائم تجاری)یا بدهیها (برای مثال اوراق قرضه منتشر شده توسط شرکت )انجام داد.ارزیابی در بسیاری از زمینه ها مثل تحلیل سرمایه گذاری ،بودجه بندی سرمایه،ادغام یا اکتساب مبادلات ،گزارش مالی ،ضوابط مالی برای تعیین بدهیهای مالیاتی و یا در دعاوی قانونی ،بسیار مورد نیاز است.

ارزیابی دارایی:
ارزیابی دارایی های مالی در حالی انجام می شود که ازیک یا چند نوع از موارد زیراستفاده میشود:
۱- ارزشیابی نسبی: ارزشی را که براساس قیمتهای بازاری مربوط به داراییهای مشابه است ،تعیین میکند.
۲- ارزشیابی قطعی:ارزش مورد نظر را توسط تخمین درامدهای آتی مورد نیاز از بدست آمدن دارایی محاسبه شده برای ارزش فعلی آنها ارزیابی میکند.
۳- مدلهار مربوط به قیمت حق خرید:برای انواع مختلفی از داراییهای مالی (برای مثال حواله های پرداختی،اختیارات فروش،اختیارات حق خرید سهام ،اختیار خرید سهام توسط کارمندان ،سرمایه گذاری با اختیارات واگذار شده مثل اوراق قرضه قابل بازخرید)وجود داردو در گروه ارزیابیهای پیچیده قرار میگیرند.معمولی ترین مدلهای مربوط به قیمت حق خرید مدلهای Black-scholes-Merton می باشند.
اصطلاحات معمول برای ارزش بدهی یا دارایی ،ارزش متعارف بازار ،ارزش نسبی وارز

ش ذاتی می باشد. معنی این اصطلاحات متفاوت از یکدیگر می باشد.رایجترین اصطلاح ارزش متعارف بازار به عنوان قیمت نقدی یک جنس تعریف شده است که میتواند بین یک فروشنده و یک خریدار فروخته شود و هر دوی آنها آگاهی لازم از حقایق مربوط را دارند و هیچ گونه اجباری برای خرید یا فروش ندارندوارزش متعارف در متون مختلفی استفاده شده است و معانی چند گانه ایی دارد.برخی افراد از این اصطلاح برای معنی نمودن یک فرایند مشابه با عنوان ارزش متعارف بازار استفاده

میکنند.ارزش متعارف اصطلاحی است که در حسابداری و قانون استفاده می شود.این اصطلاح عموماً برای اصول پذیرفته شده حسابداری و در زمینه گزارش مالی و از لحاظ قانونی در مفاد قانونی مربوط به حقوق سهامداران استفاده می شود. در این گونه موارد ،ارزش متعارف در ادبیات حسابداری و یا حقوقی متفاوت می باشد.
ارزش ذاتی صرفنظر از قیمت موجود در بازار ، ارزش حقیقی دارایی هاست.یک تحلیلگر زمانی ارزش ذاتی سهام را که بیشتر از قیمت بازار است تعیین می کند ،که یک نوع توصیه مربوط به خرید و یا بر عکس آنرا ارائه دهد.تعیین ارزش ذاتی ممکن است تحت تاثیر یک عقیده شخصی قرار بگیرد و در بین تحلیلگران مختلف ، متفاوت باشد.
ارزیابی تجاری:

ارزبی تجاری یا متعارف ممکن است دارای اهداف متفاوتی مثل ادغام یا اکتساب،فروش اوراق بهادار،و علکردهای مالیاتی ارزشمند ،باشد.ارزیابی صحیح از عملکرد شرکتهای خصوصی موجود ،عمدتاً به اعتبار اطلاعات مالی شرکت بستگی دارد.اظهارات مالی یک شرکت عمومی توسط حسابداران عمومی رسمی ،حسابداران رسمی دارای صلاحیت یا حسابداران خبره ، حسابرسی شده و توسط یک ناظر دولتی بازبینی می شود. شرکتهای خصوصی ، دیدگاه دولتی ندارند و اساساً نیازمند بررسی اظهارات مالی خود نیستند. اظهارات مالی یک شرکت خصوصی ،عموماً برای افزایش مالیاتها توسط پایین آوردن سطح درامد مالیاتی و اطلاعات مربوط به امور مالی آماده شده اند و ممکن است صحت آماری نداشته باشند.شرکتهای دولتی به درامدهای بالاتری برای افزایش سهام خود نیاز دارند.اطلاعات مالی نادرست می

تواند منجر به قیمت گذاری بالا و یا پایین شود.
در فرایند ابتیاع معمولاً دقت لازم برای تعیین صحت اظهارات عنوان شده فروشنده توسط خریدار صورت می گیرد.
اظهارات مالی ارائه شده ،معمولاً ارزش داراییها در هزینه های آنا را نسبت به ارزشهای بازاری افزوده در تطابق با اصول پذیرفته شده حسابداری ،بیان می کند.
برای مثال ترازنامه می تواند قیمت زمین را در قیمت خرید بجای ارزش افزوده آن نشان دهد . انواع مختلفی از داراییها و بدهیها مثل اوراق بهاداری که برای فروش نگهداری میشوند ،تا حدودی ارزش بازاری خود را نشان می دهند.بنابراین اطلاعات مالی شرکت مفهومی است. این فرایند “تنزل قیمت نسبت به بازار” نام دارد.اما مربوط به تعصب مدیریتی است که بیشتر با ارزشهای افزوده جبران میشود.نمونه بارز از شرکتهایی که مزیت حسابداری “تنزل قیمت نسبت به بازار” را برای پر کردن بخشی از قیمت سهام خود در اخیتار دارند ،شرکت “انرون”است.

روشهای ارزیابی تجاری:
روشهای جریان نقدینگی تنزیل شده:
یک روش برای تعیین ارزش جاری یک شرکت ،استفاده از جریانهای نقدینگی آتی به صورت تعدیل شده برای زمان ارزش گذاری است.مجموعه جریان نقدینگی از خریانهای نقدی ساخته شده است ، نه پیش از دورهء زمانی پیش بینی شده ، و این فرایند ،ارزش پیوسته ای را که جریان نقدینگی را پس از دوره پیش بینی نشان می دهد ،ارائه می دهد.
روشهای چند گانه:

یک روش برای ارزش جاری یک شرکت ، کاربرد یک نمونه از سیستمهای موجود بین گروههای هم مرتبهء قابل مقایسه است. نسبت خاصی که استفاده شده است به هدف ارزیابی بستگی دارد.این ارزیابی می تواند برای تخمین ارزش
برای تخمین ارزش عملکرد تجاری یا ارزش مربوط به حقوق صاحبان سهام تجاری طراحی شود . زمانی که ارزش عملکردی محاسبه می شود ، رایج ترین نسبت استفاده شده ، معیار چند گانه EBITDA است که در آن نسبت EBITDA (سود قبل از کسر بهره و مالیات و استهلاک ) به ارزش

واحد تجاری می باشد ( ارزش حقوق صاحبان سهام به ارزش بدهی ) قیمت درآمدهای مربوط به برگهای سهام در یک صنعت مشابه است که این قیمت برابر با نسبت قیمت سهام به در آمدها برای هر سهم متعلق به یک شرکت دولتی است استفاده از نسبت قیمت درآمدها باعث افزایش اعتماد پذیری می شود ، اما هنوز لازم است که این نسبت برای شرایط جاری بازار تصحیح شود .
کاربرد
در امور مالی ، تحلیل ارزیابی به عوامل مختلف از جمله ارزیابی مالیاتی ، مقاصد و دارایی ها ، تحلیل تجاری ، حسابرسی و حسابداری اساسی نیازمند است . از آنجا که ارزش اشیاء با گذشت زمان دچار نوسان می شود ارزیابی ها در یک تاریخ مشخص برای مثال در انتهای سال یا در یک چهارم سال مالی محاسبه می شوند ممکن است به شکلی متناوب
تخمینی از ارزش دارائی ها و بدهی ها با هدف مدیریت بر اوراق بها و ریسک پذیری مالی مربوطه باشد . (برای مثال در شرکتهای بزرگ که شامل بانکهای سرمایه داری و کارگذاری سهام اس

ت .
برخی از ترازنامه های مالی نسبت به بقیه ترازنامه ها ارزشمند تر هستند . معمولا برگه های سهام و اوراق قرضه تجاری ، قیمتهایی دارند که به شکلی متناوب و بصورت داوطلبانه اعلام و در دسترس عموم قرار گرفته اند . سایر دارایی ها ، کار ارزشیابی را با مشکل مواجه می کنند . برای مثال شرکت های خصوصی که هیچ نوع قیمت اعلام نشده ای ندارند . به علاوه ابزارهای مالی دارای قیمت هایی هستند که بسته به نوع مدل تئوری آن در ارزیابی مشکل ایجاد می کنند . برای مثال عملکرد های جاری اساسا ارزشمند هستند و از مدل Black – Sholes استفاده می کنند . در حالی که بدهی ها مربوط به شرکتهای بیمه یا تعیین ارزش شده اند و از تئوری ارزش متعارف استفاده می کنند . دارائی های تجاری نامشهود مثل سرقفلی و دارایی های فکری ، برای طیفی گسترده از تفاسیر ارزشی نامحدود هستند .

برای افرادی که در زمینه امور مالی حرفه ای هستند ، ارائه تخمین های فردی از ارزیابی های مربوط به بدهی ها یا دارایی هایی که در آن ذینفع هستند ، امکان پذیر و قانونی است . محاسبات آنها ، گونه های مختلفی دارد . از جمله تجزیه و تحلیل عملکرد شرکتهایی که بر روی قیمت دفتری ، قیمت در آمدی قسمت جریان نقدینگی و محاسبات مربوط به ارزش رایج ، تحلیل اوراق قرضه که بر روی درجه بندی اعتبارات ، ارزیابی خطر ریسک پذیری در ناتوانی در پرداخت بدهی ، بازده اضافی

دارایی داری ریسک و سطح نرخ بهره های حقیقی تمرکز دارد . همه این شیوه ها ممکن است به قصد ارائه مقدار تخمینی باشد که مربوط به ارزشی است که در ایجاد و اعتبار با مشارکت متداول یا قیمتهای اوراق قرضه برای آن رقابت می شود و این مقدار تخمینی ممکن است در خرید یا فروشی که توسط شرکانی بازاری انجام می شود ، نتیجه ای داشته و یا نداشته باشد . وقتی که ارزیابی با هدف اکتساب یا ترکیب تجارتهای خاص اطلاعات مالی دقیق تری را در دسترس قرار می دهد ،

معمولا در تکامل یک توافق غیر آشکار صورت می گیرد .

اشاره به این مطلب که ارزیابی بیشتر یک هنر است تا علم ، بسیار مهم است زیرا به قضاوتی دقیق نیازمند است .
۱- ویژگیها و موقعیتهای مختلفی وجود دارد که شما در آن دارایی را ارزیابی می کند (برای مثال زمانی که شرکت در معرض خطر جدی مالی قرار می گیرد ، اهداف مالیاتی ، ادغام و اکتساب امور مالی ، ارائه گزارش فصلی ) در عوض این شرایط به شیوه ها یا تفاسیر متفاوتی از همان شیوه مشابه در زمان مقتضی نیاز دارد .
۲- همه شیوه ها و مدلها به محدودیت های خاص خود را دارند (برای مثال محدودیت های مربوط به ریاضیات ، پیچیده بودن ، سادگی و قابل قیاس بودن ) و می توانند بطور گسترده مورد نقد و بررسی قرار گیرند . به عنوان یک قانون کلی زمانی که شما از یک روش ارزیابی مشابه به عنوان شریک که با او مبادله می کنید بهره بگیرید ، گونه های مختلف ارزیابی بیشتر استفاده می شوند . این روش عمدتا در صنعت و با هدف خاصی است می شود :
۳٫ کیفیت برخی از اطلاعات وارده ممکن است بسیار گسترده باشد .

۴- در همه مدلهای ارزشیابی فرضیاتی وجود دارند که می بایست ارائه شوند و کارها ممکن است در مسیری که شما انتظار دارید انجام نگیرد بهترین راه برای شما این است که قادر باشید فرضیات خود را توضیح داده و از آنها دفاع کنید .
وقتی که ارزیابی صورت گرفت ، تمامی فرضیات بخصوص متن ارائه شده می بایست به روشنی بیان شوند برای مثال ارزیابی یک فعالیت مستمر بر اساس یک فرضیه خارج از قوانین تجاری است . زیرا با این روش تنها ارزش اقساط باقی می ماند .
ارزیابی پروژه های کوچک

در امور جزئی ارزیابی فرایند تعیین ارزش یا ثروت متعلق به یک مالکیت جزئی است .
ارزیابی های حزئی بعضی مواقع برای ipos عقاید نسبی طرح دعوای قانونی قانونی ، ادغام و ترکیب و موضوعات مربوط به سهام مورد نیاز هستند .
در ارزیابی یک پروژه یا دارایی کوچک ارزش متعارف بازار ، معیار استاندارد ارزشی است که استفاده شده است . استانداردهای بخش CIxval یک معیار استاندارد شناخته شده برای ارزیابی پروژه های کوچک است و توسط بازار مبادله سهام در تورنتو تعیین شده اند . این معیارهای استاندارد ، با رهبری افرادی مثل اسپین و رسکو استفاده از روش هزینه روش بازار و روش در آمدی را وابسته به مرحله توسعه مالکیت تا پروژه های کوچک مورد تاکید قرار می دهد .

مدلهای قیمت گذاری دارایی
مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای
تئوری قیمت گذاری آربیتراژ (Apt)
Black –Scholes (برای حق خرید )
مدل قیمت گذاری دارائی سرمایه ای
مختصات بازار اوراق بهادار در یک نمودار دیده می شود و رابطه بین متغییر بتا و نرخ بازده دارایی مورد انتظار را توصیف می کند .
برآورد مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه و مختصات بازار اوراق بهادار در مدت سه سال گذشته و برای اطلاعات ماهیان در مورد میانگین صنعتی داو جونز ارائه شده است .

مدل قیمت گذاری دارائی سرمایه ای (CAPX )
در امور مالی برای تعیین نرخ تئوری بازده از دارایی استفاده شده است . ( بنابراین اگر بتوانیم جریانهای نقدیندگی مورد انتظار را تخمین بزنیم ، قیمت مورد نظر نیز تعیین می شود ) این امر در صورتی امکان پذیر است که دارایی به اوراق بهادار متنوع پذیر اضافه شده باشد و ریسک غیر تنوع پذیر دارائی ها را ایجاد کند . فرمول CAPM ، حساسیت دارایی ها به به ریسک تنوع ناپذیر مورد

توجه قرار می دهد ( این نوع ریسک ، ریسک غیر سیستماتیک یا ریسک بازار نیز نامیده می شود ) . در برخی از موارد به عنوان متغییر بتا (B) در صنعت پولی و همچنین به عنوان بازده مورد انتظار بازار و بازده مورد انتظار مربوط به دارائی تئوریکی که دارایی ریسک پذیری آزاد است شناخته می شود .
مدل ارائه شده توسط جک تریون ویلیام شارب ، جان لینتر و جن موسین به شکلی مستقل بر

اساس طرح اولیه هری کار کوتیز در مورد تئوری تنوع اوراق بهادار ساخته شده است . شارپ برای مشارکت خود در زمینه اقتصاد مالی جایزه نوبل را دریافت کرد .
فرمول
مدل قمیت گذاری دارایی سرمایه ( CAPM) مدلی است که برای اوراق بهادار فردی یا مجموعه اوراق بهادار استفاده می شود . برای ارتباط مناسب اوراق بهادار فردی از نمودار بورس اوراق بهادار استفاده می کنیم و رابطه آن با بازده مورد انتظار چگونه سهام ردی را در رابطه با ریسک پذیری اوراق بهادار ، قیمت گذاری می کند . نموار بورس اوراق بهادار به ما کمک می کند تا نسبت پاداش به ریسک پذیری را برای هر نوع اوراق بهادار در رابطه با بازارهای کلی را محاسبه کنیم . بنابراین زمانی که نرخ بهره مورد انتظار برای هر نوع اوراق بهادار توسط ضریب بتا کاهش پیدا کرده است

نسبت اعطای پاداش به ریسک برای هر سهام فردی در بازار برابر با نسبت اعطای پاداش به ریسک بازار است بنابراین :
نسبت اعطای پاداش به ریسک در اوراق سهامی بازار = نسبت اعطای پاداش به ریسک در اوراق سهامی شخصی

نسبت اعطای پاداش به ریسک بازار همان بازده اضافی دارایی ریسک بازار است . با مرتب کردن معادله بالا و حل آن به ازای متغییر E(Ri) می تواند مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای را بدست آوریم .
E(Ri)=Rf+Bim(E(Rm)-Rf) در حالیکه E(Ri) بازده مورد انتظار دارایی سرمایه Rf نسبت بهره بدون ریسک . Bim (ضریب بتا) حساسیت بازده دارایی به بازده بازار و همچنین بازده مورد انتظار باز و E(Rm)-Rf بعضی اوقات به عنوان صرف سهام بازار یا بازده اضافی دارای ریسک شناخته شده

است (تفاوت میان نرخ مورد انتظار بازار درباره بازده و نرخ بازده بدون ریسک ) نکته ۱: نرخ بازده مورد انتظار بازار معمولا با توجه به میانگین ریاضی بازده های قبلی در مجموعه اوراق بهادار بازار اندازه گیری می شود . نکته ۲: نرخ بازده بدون ریسک برای تعیین مقدار بازده اضافی دارایی دارای ریسک معمولا میانگین ریاضی نرخ بازده بدون ریسک است و شامل نرخ بازده بدون ریسک جاری نمی شود .
در ابتدا بازده مورد انتظار را که با متغییر ECRi نشان می دهد با استفاده از قانون CAPM مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه محاسبه می کنند . جریانهای نقدی آتی متعلق به دارایی را می توان برای ارزش کنونی آنها محاسبه کرده در حالی که از نسبت (ECRi) برای تعیین قیمت صحیح دارایی استفاده می شود .

بنابراین از لحاظ تئوری دارایی زمانی بطور صحیح قیمت گذاری می شود که قیمت عینی آن مشابه ارزش محاسبه شده آن باشد . برای اینکار از نوعی نرخ محاسبه استفاده می شود که از مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه (CAPX) مشتق شده است . اگر قیمت عینی از ارزیابی بیشتر باشد دارایی بیش از حد معمول قیمت گذاری شده است . (و اگر قیمت عینی از ارزیابی بی مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه کمتر باشد دارایی پایین تر از حد معمول قیمت گذاری شده است )

از سوی دیگر یک فرد می تواند برای نرخ تنزیل در مورد قیمت عینی داده شده توسط شیوه ارزیابی خاص راه حلی پیدا کند و نرخ تنزیل را با شیوه قیمت گذاری دارایی سرمایه مقایسه کند . اگر نرخ تنزیل پائین تراز نرخ قیمت گذاری دارایی سرمایه باشد ، دارایی بیشتر از حد معمول قیمت گذاری شده است ( و برای نرخ تنزیل پائین ، پائین تر از حد معمول قیمت گذاری شده است )
بازده لازم دارایی خاص
شیوه قیمت گذاری دارایی سرمایه بازده لازم در مورد دارایی مناسب و یا نرخ تنزیل نرخی که بر اساس آن جریانهای نقدی آتی توسط دارایی تولید شده می بایست کاهش پیدا کند مشروط بر اینکه دارائی های نسبی بدون ریسک پذیری باشند را تغییر می دهد . اگر معیار ریسک

سیستماتیک سهام بیشتر از یک باشد ، دلالت بر این دارد که میانگین ریسک پذیری نیز بیشتر از یک است و اگر معیار ریسک سیستماتیک سهام کمتر از یک باشد دلالت بر پایین تر بودن میانگین ریسک پذیری دارد . بنابراین یک سهام ریسک پذیر معیار ریسک سیستماتیک بالاتری خواهد داشت و به میزان بالاتری کاهش پیدا می کنند . برگه های سهامی که حساسیت کمتری دارند معیار

ریسک سیستماتیک پایین تری خواهند داشت و به میزان کمتری کاهش پیدا می کنند . شیوه قیمت گذاری دارائی سرمایه در تطابق با سرمایه گذاران توانمند ، به بازده بالاتری برای حفظ دارایی با خطر ریسک پذیری بالا نیاز دارد .