دانلود مقاله ترجمه شده حسابداری صنعتی به همراه متن انگلیسی

حسابداری هزینه
حسابداری هزینه ، پروسه ردگیری ، ثبت و تجزیه و تحلیل هزینه های اخنصاص یافته به محصولات یا خدمات یک شرکت است.در حسابداری مدرن ،هزینه ها بر اساس اصول پذیرفته شده حسابداری (GAAP) اندازه گیری میشوند. (GAAP) رویدادهای تاریخی را ثبت میکند و یک ارزش پولی را برای آنها در نظر میگیرد. هزینه ها بر مبنای ارز رایج اندازه گیری میشود. حسابداری هزینه را میتوان به

صورت نوعی حسابداری مدیریتی که زنجیره منابع (مجموعه ای از رویدادهای مرتبط با تولید محصول) را به مقادیر مالی تبدیل میکند ،تعریف کرد. مدیران از حسابداری هزینه برای پشتیبانی از تصمیم گیری در مورد کاهش هزینه های شرکت و افزایش سوددهی استفاده میکنند.
حداقل چهار روش وجود دارد:
• هزینه یابی بر مبنای فعالیت
• حسابداری ظرفیت
• هزینه یابی نهایی

پیدایش:
از حسابداری هزینه برای مدتهای طولانی برای کمک به مدیران در شناخت هزینه های اجرایی یک شرکت استفاده می شده است.حسابداری نوین هزینه در طی سالهای انقلاب صنعتی ایجاد شد ، زمانی که پیچیدگیهای اجرایی یک شرکت بزرگ باعث توسعه سیستمهای ثبت و ردگیری هزینه ها برای کمک به مالکان شرکت و مدیران در تصمیم گیری شد.
در اوایل عصر صنعتی شدن ،بیشتر هزینه های انجام شده توسط یک شرکت ، از طرف حسابداران جدید “هزینه های متغیر”نامیده میشدند ، زیرا آنها مستقیماً با مقدار تولید تغییر میکردند. پول به کارگران ، مواد اولیه و برق و غیره پرداخت میشد که مستقیماً در تولید نقش داشتند. مدیران به راحتی میتوانستند مجموع هزینه های متغیر را برای یک محصول بدست آورده و از آن بعنوان یک معیار نادرست برای تصمیم گیری استفاده کنند.

بر خلاف هزینه های متغیر که با حجم کار افزایش و کاهش پیدا میکنند، برخی از هزینه ها در طی دوره فعالیت ثابت می مانند. در طی زمان ،اهمیت این “هزینه های ثابت” برای مدیران آشکار شد. نمونه هایی از هزینه های ثابت عبارتند از:
استهلاک تجهیزات و ماشین آلات و هزینه بخشها همانند نگهداری ، ابزارآلات ، کنترل تولید ، خرید ، کنترل کیفی ، انبارداری و حمل ونقل ، سرپرستی و مهندسی سایت .

در اوایل قرن بیستم ،این هزینه ها اهمیت کمی برای اکثر شرکته داشت. با اینحال در قرن بیست و یکم ، این هزینه ها اهمی بیشتری از هزینه های متغیر پیدا کردند ، و اختصاص آنها به رنج وسیعی از محصولات باعث تصمیم گیریهای اشتباه شد. مدیران بایستی برای تصمیم گیری ،هزینه های ثابت را بشناسند.
برای مثال :یک کارخانه واگنهای راه آهن را تولید میکند و همین یک محصول را دارد. برای تولید هر واگن ،شرکت باید $۶۰ مواد اولیه و قطعات خریداری کند و بابت هر واگن به ۶ کارگر نفری $۴۰ پرداخت کند. بنابراین مجموع هزینه هایب متغیر او برای هر واگن $۳۰۰ است . با دانستن این مطلب که برای هر واگن نیاز به پرداخت $۳۰۰ است ، اینک مدیران میدانند که در صورت فروش واگن زیر $۳۰۰ متحمل زیان خواهند شد. هر قیمت بالای $۳۰۰ ناشی از هزینه های ثابت شرکت است . اگر هزینه های ثابت بابت اجاره ، بیمه و حقوق مالک ،$۱۰۰۰ باشد ، اگر شرکت بتواند در هر ماه ۵ واگن با قیمت کلی $۳۰۰۰ (هر واگن $۶۰۰) ،یا ۱۰ واگن با قیمت کلی $۴۵۰۰ (قیمت هر کدام $۴۵۰) بفروشد ، آنگاه در هر دو حالت $۵۰۰ سود خواهد کرد.
حسابداری هزینه یابی استاندارد:
در حسابداری هزینه نوین ، مفهوم ثبت تاریخی هزینه ها ،با اختصاص هزینه های ثابت شرکت در طی یک دوره زمانی خاص و به اقلام تولید شده و ثبت نتایج بعنوان هزینه کلی تولید ،گسترش یافته است.
این مطلب باعث شده است که هزینه محصولاتی که در دوره تولید شده به فروش نرسیده اند را با استفاده از انواع روشهای پیچیده حسابداری که مطابق با اصول (GAAP) هستند ، به صورت موجودی ثبت گردند.
این وضعیت همچنین این امکان را به مدیران میدهد که به طور موثر هزینه های ثابت را نادیده گرفته و به نتایج دوره با توجه به “هزینه یابی استاندارد” برای هر محصول خاص توجه داشته باشند.
برای مثال : اگر شرکت تولید کننده واگن به طور عادی در هر ماه ۴۰ واگن را تولید کند و هزینه های ثابت آن در هر ماه $۱۰۰۰ باشد ،آنگاه میتوان گفت که به هر واگن یک سربار $۲۵ تعلق میگیرد.اضافه کردن این هزینه به هزینه های متغیر $۳۰۰ برای هر واگن باعث میشود که هزینه کل به $۳۲۵ برسد.
این روش باعث میشود که در هزینه هر واحد اندکی انحراف ایجاد شود ، اما در صنایع با تولید انبوه که دارای یک خط تولید هستند ، و هزینه های ثابت به نسبت کم است ،این انحراف بسیار ناچیز است.

برای مثال: اگر شرکت تولید کننده واگن در هر ماه ۱۰۰ واگن را تولید کند ،آنگاه هزینه هر واگن تولید شده $۳۱۰ (($۱۰۰/$۱۰۰۰)+$۳۰۰) خواهد شد. اگر در ماه بعد شرکت ۵۰ واگن را تولید کند ،آنگاه هزینه هر واگن $۳۲۰ ((۵۰/$۱۰۰۰)+$۳۰۰) خواهد شد ،که دارای انحراف کمی است.
یک بخش مهم در حسابداری هزینه یابی استاندارد تحلیلهای واریانس است که انحراف بین هزینه واقعی و هزینه استاندارد را به اجزای مختلف (انحراف حجم ، انحراف هزینه مواد ، انحراف هزی

نه نیروی کار و غیره)تقسیم میکند به نحوی که مدیران میتوانند بفهمند که چرا هزینه ها نسبت به آنچه برنامه ریزی شده بو ،تغییر کرده است و برای اصلاح آن تصمیم گیری مناسب را انجام دهند.

INDUSTRIAL ACCOUNTING
• Cost accounting
Cost accounting is the process of tracking, recording and analyzing costs associated with the products or activities of an organization. In modern accounting, costs are measured in accordance with Generally Accepted Accounting Principles (GAAP). GAAP reporting records historical events and assigns a monetary value to each event that has taken place. Costs are measured in units of currency by convention. Cost accounting could also be defined as a kind of management accounting that translates the Supply Chain (the series of events in the production process that, in concert, result in a product) into financial values. Managers use cost accounting to support decision making to reduce a company’s costs and improve its profitability.
There are at least four approaches:
• Standard Cost Accounting
• Activity-based Costing
• Throughput Accounting
• Marginal Costing
Origins
Cost accounting has long been used to help managers understand the costs of running a business. Modern cost accounting originated during the industrial revolution, when the complexities of running a large scale business led to the development of systems for recording and tracking costs to help business owners and managers make decisions.
In the early industrial age, most of the costs incurred by a business were what modern accountants call “variable costs” because they varied directly with the amount of production. Money was spent on labor, raw materials, power to run a factory, etc. in direct proportion to production. Managers could simply total the variable costs for a

product and use this as a rough guide for decision-making.
Some costs tend to remain the same even during busy periods, unlike variable costs which rise and fall with volume of work. Over time, the importance of these “fixed costs” has become more important to managers. Examples of fixed costs include the depreciation of plant and equipment, and the cost of departments such as maintenance, tooling, production control, purchasing, quality control, storage and

handling, plant supervision and engineering. In the early twentieth century, these costs were of little importance to most businesses. However, in the twenty-first century, these costs are often more important than the variable cost of a product, and allocating them to a broad range of products can lead to bad decision making. Managers must understand fixed costs in order to make decisions about products and pricing.

For example: A company produced railway coaches and had only one product. To make each coach, the company needed to purchase $60 of raw materials and components, and pay 6 laborers $40 each. Therefore, total variable cost for each coach was $300. Knowing that making a coach required spending $300, managers knew they couldn’t sell below that price without losing money on each coach. Any price above $300 became a contribution to the fixed costs of the company. If the fixed costs were, say, $1000 per month for rent, insurance and owner’s salary, the company could therefore sell 5 coaches per month for a total of $3000 (priced at $600 each), or 10 coaches for a total of $4500 (priced at $450 each), and make a profit of $500 in both cases.
Standard Cost Accounting
In modern cost accounting, the concept of recording historical costs was taken further, by allocating the company’s fixed costs over a given period of time to the items produced during that period, and recording the result as the total cost of production. This allowed the full cost of products that were not sold in the period they were produced to be recorded in inventory using a variety of complex accounting methods, which was consistent with the principles of GAAP. It also enabled managers to effectively ignore the fixed costs, and look at the results of each period in relation to the “standard cost” for any given product.
For example: if the railway coach company normally produced 40 coaches per month, and the fixed costs were still $1000/month, then each coach could be said to incur an overhead of $25 ($1000/40). Adding this to the variable costs of $300 per coach

produced a full cost of $325 per coach.
This method tended to slightly distort the resulting unit cost, but in mass-production in

dustries that made one product line, and where the fixed costs were relatively low, the distortion was very minor.
For example: if the railway coach company made 100 coaches one month, then the unit cost would become $310 per coach ($300 + ($1000/100)). If the next month the company made 50 coaches, then the unit cost = $320 per coach ($300 + ($1000/50)), a relatively minor difference.

An important part of standard cost accounting is a variance analysis which breaks down the variation between actual cost and standard costs into various components (volume variation, material cost variation, labor cost variation, etc.) so managers can understand why costs were different than planned and take appropriate action to correct the situation.