دلایل عدم استفاده از بیمه عمر در ایران

آشنایی با دلایل عدم استفاده از بیمه عمر در ایران
موانع و راهکار های توسعه بیمه های عمر در کشور
فايده اصلي بيمه ، دادن اطمينان به افراد در جهت مقابله با خطرات احتمالي است كه در قاموس بيمه به آن ريسك اطلاق مي گردد . فارغ از نوع بيمه مي توان گفت بيمه علاوه بر ايجاد محيطي امن براي فعاليت هاي اقتصادي ، باعث ايجاد اطمينان براي كار و توليد و سرمايه گذاري و بطور كلي ايجاد فضاي امن و آرام براي فعاليت هاي اجتماعي و اقتصادي است .

صنعت بيمه در ايران عليرغم اينكه بيش از ۷ دهه قدمت دارد و تلاش هاي زيادي جهت توسعه آن صورت گرفته است ، هنوز جايگاه مناسبي ندارد وعرضه گسترده بيمه هاي عمر بمنظور ارتقاء و بهبود سطح رفاه اجتماعي _ آنگونه كه شايسته است _ با توجه به وجود ظرفيت ها و قابليت هاي گسترده در كشور ،با موانع بسياري رو برو مي باشد .
مقاله ” موانع و راهكار هاي توسعه بیمه های عمر انفرادي در كشور” به بررسي موانع عمده فرا روي بيمه هاي عمر پرداخته و سعي گرديده است با استفاده از تجارب موجود و مطالعات صورت گرفته يك طرح كلي -و البته اجمالي- كه حاوي مشكلات اساسي و نيز راهكارهاي رفع موانع توسعه بيمه هاي عمرباشد ، ارائه نمايد.
ذكر اين نكته قبل از ورود به مباحث اصلي ضروري به نظر مي رسدكه عدم توسعه بيمه هاي عمر و رفع موانع ، يك مشكل يك وجهي ويا يك معادله يك مجهوله نيست ، عوامل بسياري در توسعه بيمه هاي عمر دخالت دارد كه ريشه بسياري از عوامل خارج از صنعت بيمه و برون سازماني است . برنامه ريزي وسياستگذاري در اين باره در درون صنعت بيمه ميسر نيست .

تصوير كلي از بيمه عمر انفرادي و عوامل ذيربط
جمعيت كل كشور ۷۸۲ر۴۹۵ر۷۰ نفر
تعداد جمعيت قابل بيمه شدن: حمعییت زیر ۶۵ سال کشور بالغ بر ۰۰۰ر۸۰۰ر۶۶ نفر می باشد واگر افراد زیر ۱۵ سال را هم نیز استثناء کنیم ۰۰۰ر۰۰۰ر۴۹ نفر قابل بیمه شدن هستند.
تعداد بيمه شدگان :: در حدود۰۰۰ر۳۰۰ر۱ نفر
درصد دارندگان بيمه به كل جمعيت::: ۱٫۸درصد

تعداد شعب فعال در صنعت بيمه :: ۵۳۵ شعبه
تعداد نمايندگان : : در حدود ۲۰۰ر۸ نفر
تعداد کارکنان صنعت بیمه :در حدود ۱۰۰۰۰ نفر : بیمه ایران ۴۳۷ر۲نفر بیمه آسیا ۷۴۳ر۱ نفر بیمه دانا ۳۷۴ر۱ نفر و بیمه البرز ۹۷۴ نفر و بقیه در شرکتهای بیمه خصوصی فعالیت می کنند.

بخش اول:
موانع توسعه بيمه هاي عمر
۱- ساختارهاي سازماني و مديريتي
سازمانها ي اداري از جمله شركتهاي بيمه از اركان متعددي نظير: نيروي انساني ،قوانين و مقررات ، تشكيلات و سازماندهي ، روش انجام كار ، نظام مديريت ، نظام آموزش و تجهيز نيروي انساني ، نظام طبقه بندي مشاغل ، نظام ارزشيابي ، و نظام پرداخت تشكيل شده است كه هركدام از اين اركان اهميت خاصي دارد .

باتوجه به اينكه نحوه سازماندهي و ساختارهاي سازماني نقش عمده اي در تحقق اهداف خواهد داشت .به عبارت ديگر ” ساختار نشان دهنده استراتژي است ساختار سازماني مربوط به بيمه هاي عمر در شركت هاي بيمه از دو نظر جهت توسعه بيمه هاي عمر در كشور كارآيي ندارد.
۱-۱- سازماني اختصاصي و تخصصي به منظور ارائه بيمه هاي عمر وجود ندارد . و ” تامين رضايت مشتريان و توسعه بيمه در گرو ساختاري موثر و مناسب است ، در حاليكه ساختار صنعت بيمه به نحوي طراحي شده است كه حساسيت لازم را در قبال مشتريان نداشته و با سنتي عمل كردن در چند رشته و محدوده خاص ، كمتر به دنبال مشتري مداري بوده است .” ( ۵) بنابر اين، ايجاد و راه اندازي شركت هاي بيمه تخصصي عمر يك امر ضروري بنظر مي رسد ، تا با درك صحيح از شرايط بيمه هاي عمر از جمله نحوه بازاريابي و فروش ، نحوه پذيرش ريسك ، نحوه وصول حق بيمه ،

حسابداري وسرمايه گذاري وجوه حق بيمه و ذخاير رياضي ، بتواند تعامل بهتري با بيمه شدگان و بيمه گذاران اين رشته فراهم سازد ۲-۱-سازماندهي واحد هاي فني و پشتيباني در شركت هاي بيمه به گونه اي است كه به هدف توسعه بيمه هاي عمر انفرادي كمكي نمي كند به عنوان نمونه

در مديريت هاي مالي و سرمايه گذاري تفاوت چنداني بين حق بيمه هاي دريافتي بيمه هاي عمر و ساير رشته ها قائل نمي باشند .در حاليكه لازم است حسابداري بيمه هاي عمر و چرخه گردش مالي مربوط و همچنين سرمايه گذاري از وجوه اندوخته ها جهت ارائه خدمات مطلوب و حفظ حقوق بيمه گذاران بطور جداگانه صورت گيرد .

 

۲- عدم اشائه مطلوب فرهنگ بيمه
فرهنگ عبارت است از مجموعه‌اي از ارزش‌ها، عقايد، هنجارها، آداب و رسوم، زبان و ميراث فرهنگي وتاريخي يك جامعه كه از پيشينيان به ارث رسيده است. و منظور از فرهنگ بيمه نيز عبارت است از آشنايي مردم كشور با بيمه و انواع و شناخت آن و استفاده و استقبال از پوشش هاي بيمه اي جهت مقابله با خطرات احتمالي و پيش رو ، و ايجاد تعاملي پايدار ومنطقي بين صنعت بيمه وآحاد مردم كشور و تقويت باور و نگرش مثبت مردم نسبت به صنعت بيمه ، خدمات بيمه اي و شركت هاي بيمه . اما ضریب نفوذ بیمه ، تعداد بیمه نامه های اختیاری خریداری شده ، حجم حق بیمه های دریافتی و نحوه تعامل مردم با شرکت های بیمه ، نشان دهنده نهادینه نشدن فرهنگ بیمه بین مردم است .

۳- شبكه فروش نا كارآمد
در حال حاضر عرضه و فروش بيمه هاي مختلف از جمله بيمه هاي عمر از طرق زير صورت مي گيرد .
۳-۱- عرضه مستقيم از طرف شركت بيمه
۳-۲- عرضه از طريق كارگزاران بيمه موضوع آيين نامه شماره ۶ شوراي عالي بيمه
۳-۳- عرضه از طريق نمايندگان حقيقي و حقوقي شركت هاي بيمه ( موضوع آيين نامه شماره ۲۸ شوراي عالي بيمه
۳-۴- عرضه بيمه از طريق نمايندگان فروش بيمه عمر ( موضوع آيين نامه شماره ۵۴ شوراي عالي بيمه

۳-۵- بازاريابان بيمه به نمايندگي از نمايندگان و كارگزاران
نمايندگان و كارگزاران بيمه و بازاريابان آنها شبكه فروش صنعت بيمه را تشكيل مي دهند و در حقيقت بازوان اجرايي شركت هاي بيمه جهت فروش بيمه مي باشند. توانايي و بالندگي شبكه فروش ، شكوفايي فروش از نظر كمي و كيفي را بدنبال خواهد داشت . و ضعف آن نيز موجب پريشاني در عرضه بيمه در جامعه خواهد بود. ” به جرات مي توان گفت يكي از عواملي كه باعث شده است تا صنعت بيمه در زمينه رسيدن به سطح مطلوب و تركيب فروش خدمات بيمه اي با مشكل مواجه شود ، نارسايي و رشد نيافتگي شبكه فروشندگي حضوري در بازار بيمه ايران است .
نتايج بررسي های صورت گرفته در اين باره حاكي از وجود مشكلات زير است ::
” – سطح آموزشي نمايندگان و فروشندگان حضوري خدمات بيمه بسيار ضعيف و نا مناسب است .
– وجود ابهام در جايگاه حقوقي و قانوني فروشندگان بيمه.
– همه نمايندگان بيمه براي هدايت نيروهاي فروش تبحر و توانايي لازم را ندارند.
– ساختار نامناسب اداري مرتبط با شبكه فروش در شركتهاي دولتي .

– درك نادرست برخي مديران از بازار بيمه و شبكه فروش.
– شيوه نامناسب جذب و نگهداري نمايندگان.
– عدم هدايت صحيح نمايندگان در راستاي فروش بهتر و بيشتر.
– عدم نظارت مستمر و راهبردي بر عملكرد نمايندگان.

– سياست هاي تشويقي جهت نمايندگان فعال پيش بيني نشده است .
تجربه ساير كشورها (هند) در زمینه استفاده از بیمه عمر
در كشور هندوستان فروش مستقيم بيمه هاي عمر وجود ندارد و بيمه نامه ها فقط از طريق شبكه نمايندگي بفروش مي رسد . در هر شعبه يك يا چند كارشناس بازاريابي فعاليت مي كنند كه وظيفه آنان هدايت و نظارت بر نمايندگان است و به اين كارشناسان ، در صورت رضايت بخش بودن عملكرد نمايندگان تحت نظارت ، مبالغي علاوه بر حقوق ، پرداخت مي گردد .

۴- عدم سياستگذاري هاي كلان در صنعت بيمه و عدم وجود استراتژي در جهت راهکارهایی برای استفاده از بیمه عمر
بدون شک رسیدن به اهداف راهبردی نیازمند مطالعه و بررسی ، برنامه ریزی و تلاش در جهت تحقق آن است . علیرغم تهیه وتدوین چشم انداز ۲۰ ساله جمهوری اسلامی ایران ، بنظر می رسد این موضوع در صنعت بیمه نهادینه نگردیده است و هریک از شرکت های بیمه و مدیریت های ذیربط ، باتوجه به توانایی و شرایط درون سازمانی خود مشغول فعالیت هستند و برنامه مدونی در مورد توسعه بیمه های عمر. در صنعت بیمه ، وجود ندارد .

۵- پايين بودن قدرت اقتصادي مردم كشور
بررسی های انجام شده حاکی از آن است که قدرت اقتصادی عامه مردم هر کشور و توسعه بیمه های عمر ارتباط دو جانبه دارد .بدین مفهوم که هر چقدر درآمد سرانه مردم بیشتر باشد اقبال عمومی به بیمه بیشتر است . و از سوی دیگر هرچقدر ضریب نفوذ بیمه در یک کشور بیشتر باشد ، نشانگر وضعیت مناسب اقتصادی عامه مردم است . بنابراین فقر و پایین بودن درآمد سرانه در رابطه با بیمه های عمر یک مانع عمده است و البته راهکار ارتقاء سطح درآمد ها خارج از صنعت بیمه و قابل مدیریت این صنعت نیست . اما صنعت بیمه تاکنون نسبت به ارائه طرحهای بیمه ای جهت اقشار کم درآمد ( بیمه های خرد ) اقدام موثری به عمل نیاورده است.

۶- كافي نبودن تامين هاي ارائه شده توسط شركت هاي بيمه
مردم نیازهای گوناگونی دارند.شرایط زندگی آنان نیز متفاوت است.سطح نیاز پوشش بیمه ای و سرمایه مورد نظر هر فرد با دیگری از جهات مختلفی با یکدیگر فرق دارد . اما آنچه در صنعت بیمه کشور به وقوع پیوسته است ، تحمیل شرایط یکطرفه و ارائه بیمه های سنتی به مردم است . در یک دهه ی اخیر تلاش های خوبی از طرف شرکت های بیمه از جمله شرکت بیمه دانا صورت گرفته است اما با وجود این ، هنوز با شرایط مورد انتظار و با استاندارد های جهانی فاصله بسیاری دارد .
در کشور هندوستان بالغ بر ۱۲۸ نوع بیمه عمر از انواع مختلف آن و یا ترکیبی از بیمه عمر و درمان ارائه می گردد .

۷- عدم رضايت بيمه شدگان ازسرويس دهي مطلوب شركت هاي بيمه
سازمانهای جدید بر خلاف سازمانهای سنتی رضایت مشتریان خود را محور و اساس فعالیت های خود قرارداده اند . طراحي و توليد محصول
” اولین گام برای طراحی استراتژی خدمات

دریک شرکت .اهتمام وتوجه به نقطه نظرات مشتریان آن شرکت است .ضرب المثلی می گوید ” مشتری اگر شاه نیست دست کم شاهزاده است . حکمت ودانش بجا مانده از ژاپنی ها ، بیانگر این است که اگر شرکت رضایت مشتری را تضمین کند سود نیز تضمین خواهد شد…اکنون آشک

ار شده است که رضایت مشتری دیگر رمز موفقیت نیست ، وفا داری مشتری کلید اصلی موفقیت درفعالیت های تجاری است. اما متاسفانه در نظام اداری کشور و علی الخصوص در صنعت بیمه ارباب رجوع و مشتری جایگاه خاص خود را نیافته است .” ماهیت شرکتهای بیمه ایجاب میکندتا باحرکت در راستای مشتری مداری .دوام و بقای خود را استمرار بخشد در عصرارتباطات و اطلاعات امکان مقایسه خدمات بیمه ای شرکتهای مختلف براحتی از طرف مردم فراهم شده است عدم

توجه به مشتري مداري در صنعت بيمه در کلیه رشته های بیمه ای هم در فرآیند صدور بیمه نامه وهم در هنگام پرداخت خسارت وهمچنین درهنگام پاسخگویی به سوالات و مشکلات بیمه شدگان ،تبعات بسیاری در کاهش فروش بیمه های عمر داشته است . ولازم است بمنظور توسعه كمي و كيفي بيمه هاي عمر از اين بابت تحولي اساسي در نگرش صنعت بيمه و كاركنان آن ايجاد گردد. و از برخورد قيم مابانه با بيمه شدگان بشدت احتراز شود .

۸- عدم تبيين جايگاه حقوقي و قانوني بيمه هاي عمر
بیمه های عمر بعنوان یکی از قرارداد های بیمه ای و بازرگانی ، تابع قوانین مدنی وقانون و مقررات و حقوق بیمه است که تعهدات طرفین قرارداد بیمه اعم از بیمه گر بیمه گذار و بیمه شده و ذینفع و همچنین اشخاص ثالث را تبیین می کند. قانون بیمه که در سال ۱۳۱۶ تصویب شده است بسیار کلی و محدود است . سایر مقررات و از جمله آیین نامه های مصوب شورای عالی اداری در بسیاری از موارد از جمله : حقوق بیمه گذار و بیمه شده و ذینفع ، انتقال بيمه ، توثيق بيمه نامه و… دارای ابهام و یا مسکوت است. در حالیکه چنین مواردی در قوانین و حقوق سایر کشورها به دقت و به تفصیل بیان شده است . اين ابهام ها در قوانين ومقررات باعث ايجاد اختلاف بين بيمه گر و بيمه گذار شده و اجراي بعضي از امور را با تاخير مواجه مي سازد .

در قوانين و مقررات بسياري از كشورها ، بويژه كشورهايي كه سابقه فعاليت طولاني تري در بيمه دارند ، ابهام ها بر طرف گرديده ودر مورد همه موارد محتمل ، پيش بيني هاي لازم بعمل آمده است . بعنوان نمونه در كشور هندوستان در باره نحوه پذيرش بيمه شده ، نحوه انتقال بيمه نامه و… دستورالعمل هاي مدون و مفصلي وجود دارد .

۹- عدم وجود سيستم و برنامه آموزشي مدون و كاربردي جهت تربیت نیروی انسانی مورد نیاز
نیروی انسانی مهمترین رکن هر سازمان تلقی می گردد.توانمندی ، دقت ، نوآوری و بهره وری صحیح از نیروی انسانی در گرو آموزش های موثر و مستمر است .

در این باره می توان گفت:::
۹-دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی در چند سال گذشته تلاش های خوبی به منظور تربیت نیروی انسانی مورد نیاز صنعت بیمه داشته اند . و از جهت کمی در این باره مشکلی وجود ندارد ، اما از جهت کیفی بنظر می رسد بین نیاز صنعت بیمه و برنامه ریزی دانشگاه ها در این باره نوعی گسستگی وجود دارد.
۹دوره های آموزشی کاربردی در جهت ارتقاء دانش و بینش کارکنان و شبکه فروش با هدف توسعه بیمه عمر و حتی سایر رشته ها توسط شرکت های بیمه و یا یک مرکز آموزشی مستقل پیش بینی نشده است. شبکه فروش اعم از نمایندگان . کارگزاران و بازاریابان بهره ای از آموزش های تخصصی بويژه در باره ي فروش بيمه نبرده اند . بنابراين كارآيي و تخصص لازم را براي فروش گسترده بيمه هاي عمر كسب ننموده اند .

۱۰ نحوه سرمايه گذاري ذخاير رياضي بيمه هاي عمر
ذخایر و اندوخته های ریاضی بیمه های عمر ، امانت های بیمه گذاران نزد شرکت های بیمه می باشد . آنچه که قابل تامل است این است که این ذخایر ، بهر دلیل بطور موثری سرمایه گذاری نشده است ، به نحوی که در سالهای اخیر برآیند سود سرمایه گذاری از محل ذخایر ریاضی ، از سود بلند مدت بانکها و بعضا بهره فنی لحاظ شده در محاسبات حق بيمه نیز کمتر بوده است .

۱۱- وجود تورم اقتصادی در کشور
تورم و فراز و نشیب های اقتصادی در کشور یکی از بزرگترین موانعي است که توسعه بیمه های عمر را به مخاطره می اندازد و مردم را به در هنگام خريد بيمه نامه عمر به تردید جدی وا می دارد . البته راهکارهای متعددی همچون جانشين كردن طلا يا ارز خارجي و… به جاي مبلغ سرمايه ، نیز در این باره از طرف صاحبنظران ارائه شده است که همه ی موارد بجز پرداخت سود مشارکت در منافع به بیمه شدگان بیمه های عمر ، بدلیل قوانین و شرایط اقتصادی کشور استفاده از آن اجرایی به نظر نمی رسد.

۱۲- نحوه حسابداري حسابهاي بيمه اي و ازجمله بيمه هاي عمر
بیمه های عمر بدلیل داشتن اندوخته ریاضی و طولانی بودن مدت بیمه و همچنین محاسبه سود مشارکت در منافع بوجب آیین نامه شماره ۱۳ و اصلاحات بعدی آن ، می بایست بطور جداگانه نگهداری و سرمایه گذاری شود. لیکن بدلایل گوناگون این مهم مغفول مانده است .از طرف دیگر حقوق بیمه گذاران رعایت نشده و در نهایت توسعه بیمه های عمر را با مشکل مواجه ساخته است.

۱۳- عدم استفاده از تكنولوژي اطلاعات IT
استفاده از تکنولوژی های جدید و بویژه تکنولوژی اطلاعات در عصر حاضر ودر صنعت بیمه از نظر همگان شاید بدیهی به نظر برسد اما در عمل مشکلات بسیاری وجود دارد که عمده ترین آن عدم وجود زیر ساخت های لازم جهت اجرایی نمودن استفاده از تکنولوژی است که می توان به مشکلات پول الکترونیکی ، امضای الکترونیکی و مخابرات وقوانین ومقررات ذیربط و… اشاره نمود.اما آنچه که مسلم است صنعت بیمه در استفاده از تکنولوژی اطلاعات ، در مقایسه با سایرین از جمله بانکها، بسیار عقب تر است.