اغلب مردم فکر می کنند استخوان یک قسمت مرده از بدن انسان است. در حالیکه اینطور نیست استخوان ها مثل سایر بافت های بدن زنده اند و به مرور زمان تغییر و تحولاتی پیدا می کنند. بدن ما، در کودکی و نوجوانی مدام استخوان سازی می کند تا اینکه در حدود ۳۰ سالگی جرم و سختی استخوان های ما به حداکثر می رسند.

یک لحظه خودتان را بدون استخوان تصور کنید. در آن صورت بدن شما مثل خمیر نانوایی برروی زمین پهن می شد. استخوان ها به بدن شکل می دهند و باعث می شوند که بتوانیم راست بایستیم. کار دیگر آن ها حفاظت از اندام های ویژه ای مانند قلب و مغز است. از طرف دیگر، وجود استخوان ها باعث می شود تا اندام های حرکتی به طور مناسب و با سرعت لازم حرکت کنند. برخی استخوان ها مثل دنده ها، جمجمه، جناغ و لگن در تولید گلبول خون نیز موثرند.

بعضی از بیماریهای استخوان بیماریهای بی علامتی هستند و همه مبتلایان به آن دیر متوجه حضورش می شوند. بنابراین بهتر است قبل از اینکه استخوان هایمان ما را غافلگیر کنند بیشتر به فکر آنها باشیم.
برای داشتن استخوان هایی سالم باید دو تغییر اساسی در زندگی مان ایجاد کنیم، اول در رژیم غذایی و دوم در سبک زندگی. ورزش باعث تقویت بافت زنده استخوان می شود و نه تنها قدرت استخوان ها را بیشتر می کند بلکه باعث ایجاد تعادل بیشتر در سالمندان می شود.
برای اصلاح شیوه زندگی: سیگار نکشید، الکل ننوشیدو ورزش کنید.

آناتومی
ستون فقرات از ۲۴ مهره متحرک (۷ مهره گردنی ، ۱۲ مهره پشتی، ۵ مهره کمری) و تعدادی مهره ثابت (۵ مهره ساکروم و تعدادی استخوان دنبالچه) تشکیل یافته است. این ستون آنقدر محکم است که می تواند بدن را حمایت کرده و نخاع را در درون خود به خوبی محافظت نماید، و در مقابل تا آنجا انعطاف پذیر است که اجازه می دهد حرکات متنوعی بر حول آن انجام گیرد. این انعطاف پذیری بیشتر مدیون صفحات یا دیسک های بین مهره های متحرک (به جز دو مهره اول گردنی) و زاویه اتصال سطح مفاصل در مناطق مختلف ستون فقرات است.

هر بخشی از ستون فقرات (گردنی، پشتی و کمری) ویژگی های خاص خود را دارند. همچنین در هر بخش تفاوتهای ناچیزی به چشم می خورد.
نخاع شوکی در میان ستون فقرات محاط شده است. ریشه های عصبی از نخاع منشعب شده و از میان سوراخهای بین مهره ای بخش های قدامی که از پدیکولهای مهره های مجاور هم تشکیل شده بیرون می آیند

مهره گردنی
مهره های گردنی کوچکترین مهره های ستون فقرات هستند. به شکل دوک می باشند و در مقایسه با اندازه مهره از جلو به پشت، مهره از پهلو به پهلو پهن تر است. از سوراخ های عرضی مهره ها سرخرگ مهره ای می گذرد.

اولین مهره گردنی اطلس نام دارد که به جمجمه متصل می شود. اطلس دارای جسم مهره ای نیست، اما به وسیله زائده دندانه ای دومین مهره گردنی یا آسه (axis) نگهداری می شود. این زائده به سر و مهره اطلس اجازه می دهد تا بر روی سطوح مفصلی مهره آسه بچرخند. هفتمین مهره گردنی به طور طبیعی انحنای ملایمی دارد که از بخش قدامی محدب است. زمانیکه این مهره آسیب می بیند، عضلات حاشیه مهره دچار اسپاسم شده و انحنای آن از میان می رود انحنای اضافی می تواند وضعیت عمومی و طبیعی ستون فقرات و لگن را دچار اختلال سازد.

عضلات گردنی
از آنجائیکه گردن تحرک زیاد را با حفاظت کافی از نخاع توام کرده است، وجود عضلات بهم پیوسته و پیچیده و در این ناحیه به حمایت و حفاظت از گردن کمک زیادی می کنند. یک هماهنگی مشترک در استفاده از عضلات وجود دارد بطوریکه حرکت و حمایت می توانند بطور همزمان رخ دهند. برخی از عضلات مهمی که در ارتباط با حرکت مهره های گردنی فعالند به شرح زیر می باشند.

۱- Iongissimus cervicis (عضله طویل گردنی): از زوائد عرضی مهره های چهارم و پنجم پشتی شروع می شود و تا داخل زائده عرضی دومین تا ششمین مهره گردنی ادامه می یابد. وظیفه : گردن را باز می کند.
۲- Iongissimus capitis (سری طویل): از نیمه پائینی Iigamentum nuchae و خارهای ۷c تا ۸T ادامه دارد و به زائده ماسئوئید الحاق می گردد. وظیفه : گردن را باز کرده و سر را می چرخاند.
۳- Splenius capitis (مهره ای سری): از نیمه پائینی Iigamentum nuchae و مهره های ۷c تا ۸T ادامه دارد. یا عضله به زائده ماستوئید الحاق می گردد.

۴- Splenivs cervicis (مهره های گردنی): از مهره های ۳T 6 T ادامه دارد،و به زوائد عرضی ۱ C تا ۳ C ملحق می شود.
وظیفه عضلات مهره ای باز کردن گردن در موقعی است که دو طرف گردن با هم کار می کنند، زمانیکه یک طرف گردن بطور جداگانه کار می کند، سر به یک طرف کشیده شده و صورت به همان سمت می چرخد.
۵ – Iliocostalis cervicis : از زوایای شش دنده اول شروع شده و به زوائد مهره های چهارم تا ششم گردنی ملحق می گردد. وظیفه : گردن را باز میکند.
۶- عضلات دیگری که در رابطه با حرکات گردن می باشند عبارتند از:
الف: ذوذنقه ای
ب: بالابرنده کتف

ج: جناغی- چنبری- پستانی (Sternocleidomastoideus)
شبکه های عصبی مهره های گردنی
دو شبکه عصبی از ستون مهره های گردنی انشعاب پیدا می کند. شبکه سرویکال که از انشعاب قدامی ۱C ، ۲C ، ۳C، ۴C، تشکیل می یابد و دارای سه شاخه اصلی کوتانئوس (پوستی) ، حرکتی، و فرنیک. شبکه براکیال از انشعاب قدامی ۵C، ۶C، ۷C، ۸C، ۱T جدا می شود و عصب تغذیه کننده اندام های فوقانی را می سازد. شبکه براکیال از ریشه هائی شکل گرفته که به هم می پیوندند و تنه ها را بوجود می آورند و سپس تقسیم می شوند تا طناب های شبکه براکیال را بسازند. از این طناب ها اعصاب اولنار،رادیال، مدیال، و ماسکولوکوتانیوس (musculocutaneous) منشعب می شوند.

گردش خون :
گردن از رگهای خونی حیاتی تغذیه می شوند که مغز را نیز مشروب می کنند. بخش قدامی از رگهای خونی کاروتید داخل و خارجی تشکیل شده، در حالیکه رگهای مهره ای در بخش خلفی و از میان مهره ها می گذرند.
دفورمیتی ها
دفورمیتی ها که به صورت اکتسابی یا مادرزادی هستند می توانند بیانگر ناهنجاری زمنیه ای استخوان یا مفصل یا نسج نرم باشند.

دفورمیتی های مادرزادی
دفورمیتی های با اشکال غیر طبیعی مادرزادی بنا به تعریف ، در اثر اختلال در تکامل نسج به محدوده آنها دفورمیتی ها را در زمان تولد می توان مشاهده نمود ولی برخی از آنها تا قبل از سپری شدن مدت زمانی از تولد قابل تشخیص نیستند .شدت این دفورمیتی ها از حد بسیار زیاد بطوری که منجر به مرگ جنین در داخل رحم می شوند تا حد خفیف به گونه ای که اختلال چندانی در فعالیت ساختمان مربوطه به وجود نمی آورند متغیر است . میزان شیوع دفورمیتی های مادرزادی در کشور های مختلف و نزد نژادهای گوناگون فرق می کند مثلاً در بریتانیا دو تا سه درصد از افراد دچار ناهنجاری قابل توجهی در قسمتی از بدن خود می باشند و نیمی از این ناهنجاری ها مربوط به دستگاه اسکلتی حرکتی است.

علل دفورمیتی های مادرزادی
اختلال در تکامل ساختمان بدن می تواند به علت ناهنجاری ژنتیکی یا شرایط نامناسب محیط یا هر دو باشد متخصصین ژنتیک با مطالعه بستگان افراد بیمار و همچنین دوقولهای یکسان توانسته اند به اثر عوامل محیطی و ژنتیک در ایجاد بسیاری از ناهنجاری های شناخته شده پی ببرند .
ناهنجاری های ژنتیک نظیر جهش در یک کروموروم کامل با جهش در قسمتی از کروموزوم یا یک ژن می توانند به بروز ناهنجاری ساختمانی بینجامند . به عنوان مثال منگولیسم یا سندروم داون در اثر تریزومی کروموزوم بیست و یک به وجود می آید و اکندروپلازی به علت جهش در قسمتی از یک کروموزوم ایجاد می گردد . ناهنجاری ژنتیک ممکن است از والدین به ارث نرسد بلکه در اثر بروز

جهش در سلول زاینده ایجاد شود .
شرایط نامناسب محیط تاکنون بخوبی مورد بررسی قرار نگرفته اند. مطالعات انجام شده بر روی حیوانات نشان می دهد که بسیاری از عوامل محیطی نظیر غذا، هورمون، ترکیبات شیمیایی، عوامل فیزیکی و میکرو ارگانیسمهای عفونت زا بر تکامل ساختمان بدن اثر می گذارند و بسته به آن که عامل محیطی در چه زمانی از دوران بارداری اثر می گذارد، عضوی از بدن که عمدتاً دچار ناهنجاری می شود فرق می کند. با این حال از میان عوامل مذکور، فقط نقش چند تا از آنها (در صورتی که در مراحل اولیه بارداری اثر بگذارند) در بروز ناهنجاریهای انسان به اثبات رسیده است. از عواملی که تاثیر شان در بروز ناهنجاریهای انسان مشخص شده است می توان رادیاسیون، ویروس سرخجه و داروهایی نظیر آمینوپترین و تالیدمید را ذکر کرد.

تاثیر توام عوامل ژنتیک و محیطی. بر اساس مطالعات انجام شده بر روی بستگان فرد بیمار و دو قلوها به نظر می رسد که شایعترین انواع ناهنجاریهای مادرزادی انسان به علت تاثیر توام عوامل ژنتیک و محیطی بروز می کنند. میزان تاثیر یک عامل محیطی احتمالا بر روی جنینهای در حال رشد مختلف فرق می کند بطوری که برخی از جنینها بطور طبیعی نسبت به آن عامل مقاوم هستند و برخی دیگر نسبت به آن آسیب پذیر می باشند. با توجه به توضیحات مذکور به نظر می رسد ناهنجاری مادرزادی در موقعی بروز می کند که عامل محیطی بر روی سلولهایی که بخاطر ژنومشان نسبت به آن عامل آسیب پذیر هستند اثر کند.

اهمیت ناهنجاریهای مادر زادی
بسیاری از ناهنجاریهای دستگاه اسکلتی – حرکتی که به طور مادرزادی ایجاد می شوند اهمیت زیادی ندارند چرا که خیلی بندرت بروز می کنند و یا کار چندانی برای درمان آنها نمی توان انجام داد؛ از سوی دیگر برخی از ناهنجاریهای مادرزادی برای جراحان ارتوپدی حائز اهمیت هستند و با تلاش و اقدامات پیگیر این گروه از پزشکان قابل درمان می باشند. از میان این ناهنجاریها می توان دررفتگی مادرزادی مفصل هیپ، پا چنبری ماردزادی، اسپینابیفید، اسکولیوز مادرزادی (انحراف جانبی ستون مهره ها به صورت مادرزادی)، استئوژنز امپرفکت (استخوان سازی ناقص)، و دنده گردنی را ذکر کرد.

بروز بیماری در سنین بزرگسالی به علت زمینه مساعد
امروزه بخوبی مشخص شده است که بعضی از افراد که در زمان تولد ظاهرا سالم هستند بخاطرزمینه ژنتیکی نامناسبی که دارند در مراحل بعدی عمر دچار اختلالات ارتوپدی می شوند. از میان این اختلالات که پس از سپری شدن مدتی از عمر بیمار بروز می کنند می توان انواع خاصی از استئوآؤتریت،(بخصوص آستئوارتریت مفصل هیپ) و اسپوندیلیت انکیلوزان و آرتریت نقرسی و تب روماتیسمی و اسکولیوز ایدیوپاتیک و استئوکندریت دیسکان و جمع شدگی دوپویترن را ذکر کرد.

دنده گردنی
دنده گردنی به علت رشد مادرزادی بیش از حد زائده عرضی مهره هفتم گردنی است. در سنین بالا با ضعف عضلات ناحیه کمربند شانه ای و افتادگی شانه، علائم عصبی ظاهر می شود، اما در جوانان علائمی ندارد.
این بیماری بخصوص در زنان میانسال یا در شغل های با بلند کردن وزنه سنگین و به دنبال بیماری حاد که با ضعف عضلانی همراه است دیده می شود.

پاتولوژی
رشد بیش از حد زائده دنده ای می تواند یکطرفه یا دو طرفه باشد.
ولی اغلب موارد دو طرفه است. از یک برجستگی کوچک استخوانی که در بیشتر موارد با یک دنباله فیبرو همراه است تا یک دنده کامل متغیر است. شریان ساب کلاوین و تنه تحتانی شبکه بازویی بر روی دنده قوس می زنند و بیشترین مقدار فشار و کشش بر آن ها وارد می شود. تظاهرات عصبی و عروقی در اثر تحت فشار قرار گرفتن آن ها ایجاد می شود. همچنین پرتاب آمبولی مکرر به اندام فوقانی از علائم دیگر فشار بر شریان است با کشش به سمت پایین اندام مثلا هنگام حمل یک وزنه سنگین این فشردگی تشدید می شود (تصویر ۱-۱)

تصویر (۱-۱) دنده گردنی قسمت قدامی شریان ساب کلاوین و طناب تحتانی شبکه بازویی را بر روی عضله اسکالن می فشارد .
علایم بالینی
در اکثر موارد بدون علامت است. در صورت بروز علایم در ابتدای بلوغ ظاهر می شود. تظاهرات عصبی شامل علایم حسی و حرکتی است. علایم حسی شامل درد، پارستزی در ساعد و دست است که در سمت داخل (اولنا) مشخص تر بوده، افلب باتغییر وضعیت بازو به طور موقت برطرف می شود. علایم حرکتی نیز به صورت ضعف پیشرونده و ناتوانی در انجام حرکات ظریف است. بیمار از افتادن اجسام و ضعف دست و خواب رفتگی اندام شکایت دارد.

در معاینه معمولا ناحیه ای در ساعد یا دست وجود دارد که دچار اختلال حسی و گاهی به صورت بی حسی کامل می باشد. ممکن است اتروفی عضلات برجستگی تنار با عضلات بین استخوانی و هیپوتنار وجود داشته باشد. تظاهرات از سیانوز ساعد و دست تاگانگرن انگشتان متغیر است. نبض رادیال ضعیف و یا ممکن است وجود نداشته باشد. مجموعه علایم فوق به نفع درگیری عصب اولنا است و اگر علائم عصب مدیان مشاهده شود، بیشتر به نفع پارگی دیسک بین مهره ای است.

تست ادسون در این موارد مثبت است. یعنی با چرخاندن سر به سمت مبتلا، اکستانسیون کامل گردن و نفس عمیق علایم بالینی ایجاد و یا تشدید میشود.
تظاهرات رادیولوژیک
در رادیوگرافی قدامی- خلفی فقرات گردنی دنده غیر طبیعی دیده می شود. در صورتی که اندازه آن کوچک باشد، رادیو گرافی مایل بهتر است. در موارد علایم عروقی و شک انسداد عروقی، آرتریوگرافی توصیه می شود.
تشخیص افتراقی
هرنی دیسک گردن: اغلب موارد پنجمین دیسک گردنی مبتلا است و علایم در عصب مدیان دیده می شود.

نبض رادیان تغییری ندارد و با فشار بر روی سر علائم شدیدتر می شود. موارد دیگر شامل: ضایعات عصب اولنار، سندرم رینود، سیرنگومیلی و تومورهای کانال نخاعی است.
درمان
برچسب شدت علایم و نشانه ها درمان متفاوت است. در موارد خفیف، فیزیوتراپی و آموزش ورزشهایی جهت تقویت عضلات شانه برای بالا بردن شانه کافی است. در مواردی که علایم عصبی یا عروقی کاملا مشخص است و بویژه اگر شدت این علائم رو به افزایش باشد می توان عمل جراحی را پیشنهاد نمود.

عمل به این صورت است که عضله اسکالنوس (نردبانی) Scalenus syndrome قدامی را قطع می کنند و در صورتی که این کار موجب فشار وارده بر تنه تحتانی شبکه براکیان نشد به قطع عضله اسکالنوس میانی و برداشتن دندۀ کردنی اقدام می کنند. در صورتی که تشخیص انسداد شریان ساب کلاوین قبل از بروز تغییرات بازگشت ناپذیر در اندام فوقانی داده شود، رفع انسداد از طریق انجام عمل جراحی می تواند موجب برطرف شدن علایم اختلال جریان خون شود.
درمان با ورزش